بسم الله و بالله و على ملة رسول الله المستغاث بك يا حجة الله.
عزیزی پرسیده که در خصوص ذکر یونسیه که این ذکر رو چگونه باید گفت یا در به چه صورت به صورت خفی یا علن و آشکار یا در هر نفس به چه صورت؟
حالا منظورشون از در هر نفس شاید ذکر تنفسی و اینها باشه یا همون ذکر خفی.
ببینید عزیزان در خصوص ذکر ابتدا خب از بدن و لفظ و پیکره و ظاهر ذکر باید بهره گرفت تا به باطنش رسید.
همونطور که نفس ناطقه ما یک بدن دارد، یک ظاهر دارد و یک باطن و این دو در هم توأمان هستند و یک حقیقتاً اونها هم نباید از ظاهرش غافل شد نه از باطنش.
لکن خب از پیکره و ظاهر که ظاهر عنوان باطن هست استفاده میشه در ابتدای سیر و سلوک و ذکر رو با توجه به ترجمه و معنی و اینها سالک پیش میگیره و تب با توجه، با توجه شروع میکنه و پس از مدتی که حالا فرق میکنه نسبت به ظرفیتهای هر کسی فرق میکنه یکی زودتر یکی دیرتر.
بالاخره بعد از مدتی که این ذکر در وجود طرف و شخص پیاده شد و ملکه شد به یک معنا و راسخ شد و جا گرفت، دیگه خود طرف متوجه میشه وجودش عجین میشه با اون ذکر.
یکی از راههای متوجه شدنش اینه که وقتی میترسه از چیزی یا شعف و نشاط خاصیه وقتی بهش دست میده اینها ناخودآگاه اون ذکر رو میگه.
حالا اون، اون موقع وقتیست که دیگه باید رفت سراغ حالا به یک معنا ذکر خفی یا ذکر تنفسی.
ذکر تنفسی به این صورته که رو تنفسش کار میکنه در دم و بازدمش.
اگر منظور ایشون در این سؤال ذکر یونسیه هست که لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین رو به صورت تنفس میتونه روش کار کنه که مثلاً لا اله الا انت سبحانک رو در دمش بگه بعد بازدمش بگه انی کنت من الظالمین.
میتونه تمرین کنه یا اگر نفس گنجایش این رو نداره تقطیعش کنه به هر حال سه بار چهار بار تقطیع کنه و [نفس عمیق] مرتبه بعدی میشود این که این ذکر رو ذکر قلبی خودش قرار بده که دیگه از اون حالت تنفسی خارج میشه که البته کسی که رو ذکر تنفسی کار میکنه رفته رفته این چنان ملکه وجودیش میشود که همون میشود ذکر قلبیش و ناخودآگاه ذکر تنفسی میگه و در هر دم و بازدمش ذکر رو میگه.
حالا اگر متوجه نباشه و در کنارش حضور قلب رو هم البته داره.
پس ذکر یونسیه یا هر ذکر دیگهای رو باید انسـ-- انسان ابتدا به صورت جلی و آشکار از بدنه، از قرائت اینها استفاده کنه رفته رفته تنفسی و خفی و قلبیش کنه و برسه به حقیقتش.
اما سؤال دیگهای که پرسیدن این که فرمودن من از عبادت یا نماز خوندن و اینها لذت نمیبرم.
چه کنم؟
سختم مثلاً نماز میخونم و میخوام ترک کنم بلکه شاید برگردم به لذت و اینها.
در این خصوص باید توجه داشته باشیم که ما ابتدا برای چشیدن لذت عبادات و خصوصاً نماز که معراج مؤمن است با حضور و مراقبت باید مواراداتمون رو کنترل کنیم.
حالا که این واردات ابتدا از کانال حواس پنج گانه ظاهریه رخ میده، بعد میره به باطن و حس مشترک و، و قوای حالا قوه خیال و وهم و عقل و همینچنین.
از ابتدا باید از همین حواس پنج گانه واردات رو مراقبت کرد.
این که لمسمون رو، بوییدنمون رو، از شنیدنمون رو، دیدنمون رو و مخصوصاً چشیدنمون رو.
اینها رو باید مراقبت کرد که در پس واردات درست و خوب و مفید و شایسته صادرات شایستهای خواهیم داشت.
پس هرچه حضور و مراقبت به قول بزرگان خصوصاً علامه شدیدتر، واردات بهتر و شایستهتر، در نتیجه صادرات عالیتر.
حالا اگر چنانچه کسی در حضور و مراقبتش به نحو احسن عمل کرد، درست عمل کرد با علم و اون آداب و شرایط لازم تحت تربیت اساتید و اون راه متقن و درست بر اساس آموزههای قرآنی که إن هذا القرآن يهدي للتي هي أقوم به بهترین شکل رفت اما جواب درستی نگرفت.
حالا اینجا میشه دو شق دیگه.
پس یه سری که خب میرسن به اون جواب و به لذت رو میچشن و هرچه بیشتر حضور و مراقبت دارن لذت بیشتری از عبادت و نماز دارن و هی از این نماز به اون نماز رشد میکنند اما اگر کسی حضور و مراقبش رو درست انجام داد اما نتیجه نگرفت یا نتیجه خوبی نگرفت، اون مشکل در کجاست؟
در چنین وضعیتی یا مشکل برمیگرده به مزاج طرف که قبلاً عرض شد مزاج تأثیر مستقیمی دارد در سیر و سلوک و تهذیب نفس و خلق و اخلاق و پیاده شدن اسماء در وجود.
اینا همه بحثهاش گذشته.
لذا یکی از مهمترین وظایف سالک الی الله اینه که مزاجش رو خوب بشناسه و بر اساس، بر اساس آموزههای در مسیر مزاج شناسی مزاجش رو به سمت اعتدال برود، ببره.
هرچه более wird که از اعتدال مزاج خارج شد لذتش از عبادات همون مقدار کم میشه.
یعنی میبینید گاهی اوقات ماها مشکل خاصی از حیث حضور و مراقبت نداریم.
مزاجمون، فیزیک بدنمون و اینها مسائل جسمیمون، خوراکمون، خوابیدنمون، پوشاکمون حتی.
اینا همه تأثیرگذارن که باید اینها با آموزههای لازم تعلیم داده بشه و جلوش برطرف، جلوش گرفته بشه و به سمت اعتدال حرکت کرد.
اما یا اگر این نبود، اگر مزاج نبود میتونه آثار اعمال باشه.
آثار اعمال یا در خود ما اثریست که ما با گناهان و معاصی اینها خصوصاً خوردنهامون در خودمون ایجاد کردیم.
مثلاً خوراک شبهناک یا خدایی نکرده حرام خوردیم.
اینا خیلی تأثیر عجیب تخریب کنندهای در وجود و نفس و قوای اون دارن.
یا اینکه نه خارج از ماست.
خارج از ما منظور ظلم به دیگرانه، دل شکستن از خلق الله و رعایت نکردن حقوق دیگران به خصوص والدین، پدر و مادر یا حتی همسر، فرزندان اینها.
دل شکستن از اولیاء خدا که دیگه نگو.
اینها همه که در خارج از اینا آثار اعمال ما هستن.
احتمال داره ما یک سال پیش ظلمی از ما به کسی صادر شده و آثارش همینطوری ادامه داره تا این ظلم برطرف نشه، حق ادا نشود این مشکل وجود داره.
این مانع در مسیر سیر و سلوک وجود داره.
پس آزار، آثار اعمال باید برطرف بشه.
هر کسی مال حرام یا شبهناک خورده باید با روزه گرفتن اون گوشت و پوست و اینهایی که براش رویده شده آب کنه و بههرحال این طی زمان بکنه.
بعضیها میبینید چهل روز و بیشتر کمتر طول میکشه تا اون حالت از انسان بر سر خوراک ناپاک از بین بره.
و راه سوم اینکه اگر در حضور و مراقبت جواب نگرفتیم میتونه در عدم ایجاد ظرفیت و قابلیت باشه.
ظرفیت رو یعنی تر-- میبینید گاهی اوقات ما در حضور و مراقبت آدمهای موفقی هستیم، خوب عمل میکنیم اما در اینکه سعه وجودیمون رو ارتقا بدیم و ظرفیت و قابلیت بیشتری در خودمون ایجاد کنیم ضعیف هستیم یا حرکتی نداریم در این خصوصاً در باب معارف، اخذ معارف و خاصه خوردن نفس اولیاء الله به ما خصوصاً جلسات حضوری.
اینها خیلی خیلی، خیلی تأثیرگذارن در عرض شود سعه وجودی.
سعه وجودی دو چیز ایجاد میکنه.
یکی طهارت نفس، یکی ادب آموزی.
همیشه هم علامه به این دو تا تأسی-- توصیه داشتن.
ادب آموزی، تعلیم.
"یا علمهمل کتاب و الحکمه".
این درس و بحثها اینا که از همین ابتدا علم فکری و حرکت فکر اینها انسان رو شدت وجودی ببخشه تا جایی که به حدس برسه و همچنین در سیر و سلوک چنان عمل کنه که بره به جذبه برسه.
اینها بهترین حالت ممکنش در حضور استاد و کسی که راه رو طی کرده و این حقایق رو چشیده به شما القا کنه.
متأسفانه خطری که سالک الی الله رو مخصوصاً تو معاصر ما تهدید میکنه بسنده کردن به جلسات عرض شود صوتی و صدا و از راه دور و اونها هم خیلی خوب.
کسی نمیگه اینها بد هستن.
خیلی خوب اما مرتبه عالیتر و اثرگذارتر اینها که هیچوقت این صوتها به اون اثر نمیرسن، حضوره.
حضور پیدا کردن در جلسه معرفت و معارف و نفس القا کننده به انسان خوردنه.
این ظرفیت رو ارتقاء وجودی میبخشه که پس گاهی اوقات ما در حضور و مراقبت درست عمل میکنیم اما ظرفیتمون رو خصوصاً در باب القا و کسب حقایق و معارف و در حقیقت سیر فکری و عقلی و قلبی و اینها درست عمل نکردیم در حوزه معارف یا ضعیف عمل کردیم.
مثل یک گرسنه ای هستیم که متأسفانه انقدر عادت کردیم معده رو کوچولو نگه داشتیم، یه ذره از جهت ظاهری، یه ذره غذا میخوریم، سیر میشیم، اشباع میشیم یا اصلاً حس گرسنگی نداریم.
و نکته آخر اینکه اگر کسی نه باز در حضور و مراقبت احسنش جواب خوبی نگرفت در حالی که هیچکدوم از این حیثیات هم نبود.
نه بحث مزاجش مشکل داشت، نه آثار اعمالش بود و نه ظرفیتش مشکل داشت اینجا ق-قصه چیه؟
یعنی همه این راهها رو رفته باز جواب نگرفته.
چنین کسی دیگه برمیگرده به اون ذیغ شدن اولین جایی که در قوس نزول نطفه رنگ میگیره، تعلق میگیره.
اونم در رحم و صلب پدر و مادر است.
در رحم مادر و صلب پدر این رنگ میگیره نطفه.
دیگه اینا برمیگرده به مسائل خلقیشون نه خلقیشون.
به بحثهای نطفه و اینها که دیگه اینها هیچ چارهای براش نیست که هرچه سختی در این مسیر طرف بکشه اجرش مضاعفتره.
کسی که با سختی "أفضل الأعمال أحمزها" هرچی سختتره اجرش بیشتره، بالاتره.
اما یه نکته رو توجه داشته باشید که این هم یک راه دارد.
اینطور نیست که مطلقا دیگه در بسته شده باشه.
کسی که در رحم پدر و مادر ذیغ شده و حالا پدر و مادر اون آداب رو رعایت نکردن، مشکلاتی ایجاد شده با توسل به صاحب مقام کن در زمان این قابل رفعه.
اینو توجه داشته باشید چی عرض میکنم.
عبارت حساب شدهست با توسل به صاحب مقام کن در زمان.
اینکه به امام عصر عزیز ما میگن صاحب الزمان بی دلیل نیست.
باید اون حجت خدایی باشد که در با بدن انثری در همین زمان حاضرند که اون صاحب مقام کن هستند و البته ایشون میتونند تصرف کنند در ت-- ماده کائنات در تمام کائنات که یکیش من و شما هستیم.
ما ن-- ما هم یک کون هستیم.
ما هم یک شیء هستیم.
میتونن ایشون تصرف کنن و این بذارات و آلگیها و موانع رو برطرف کنن.
منتها خب راهش سوختن است و توسل شدید به حضرت حجت.
انشاالله که خدای منان به هممون نظر کند و رفته به رفته بهتر عبادت کنیم.
که البته این رو هم عرض کنم این، اِممم مشکل توجه تام در نماز و لذت بردن از نماز وตลอด مشکل عمومیه.
یعنی حتی کسایی که راه رو درست هم رفتن به اینجا میرسن که میبینن اونطور که شایسته است نتونستن.
ذیغهایی وجود داره.
بسته شدههایی وجود داره، موانعی وجود داره.
این کار میطلبه.
صاحبان همت، تلاش و خستگی ناپذیر انشاالله یک یک موانع رو برطرف میکنند و نماز امروزشون از نماز دیروزشون بهتر میشه و به ارجع میرسه.
یک تجربه شیرینی هم بنده حقیر دارم در خدمت شما قرار بدم.
اونم اینکه از بچگی خیلی دوست داشتم مثل خوبان نماز بخونم.
اینها خب تو جبهه که بودیم بعضی از دوستان ما که شهید هم شدند اکثراً اساتید ما بودند.
اینها با اشک دائماً نماز میخوندند و بنده به این شوق افتاده بودم که ما هم برسیم به اینها.
به هر حال از یکیشون که معمولاً نمازهای خوشحالی داشت، بسیار حالش خوب بود و خوش بود پرسیدم.
یه سرش رو ایشون اینچنین فاش کردن که من قبل از اینکه نماز رو شروع کنم چند دقیقه قبل رو سجاده میشینم و فکر میکنم به اینکه با کی میخوام صحبت کنم.
اینا خیلی تاثیرگذارن.
خصوصا اونچه که بنده در بنده حقیر خیلی شیرین تاثیر داشت و انشاالله شما هم به تاثیرات و شگرفش برسید.
بهره بردن از متونی است که پیرامون اسرار نماز فاش سخن گفتن و مثلاً کتاب جامع الاسرار معلوم مرحوم ملا حیدر خیلی، خیلی کتاب عالیه.
کتاب اسرار الصلاة شهید ثانی بسیار کتاب خوبیست.
کتاب آداب الصلاة حضرت امام علیه الرحمه یا اسرار الصلاة امیر جواد آقا ملکی تبریزی.
اینا کتابهایی هستند که مجموعاً بسیار کتابهای تأثیرگذارند.
انسان قبل از اینکه ورود کنه به نمازش و نمازش رو شروع کنه اینها رو یه چند صفحه بخونه و بهش توجه کنه و با این توجه ورود کنه به نماز خیلی تاثیرگذارن.
ضمن اینکه روح مؤلفین و اونهایی که این کتابها رو قلم زدن حاکم است و قلمشون هنوز زنده است.
نفسشون در این کلمات پیاده شده است.
انشاالله نفس اونها هم به ما هم میخوره و هممون بهره میبریم.
برای بنده حقیر هم انشاالله دعا کنید که ما هم برسیم و جا بمونیم.
والحمد لله رب العالمين