یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
استغاثه و پرسش از ذکر یونسیه
با نام خدا و بر آیین رسول، استغاثه به حجت خدا آغاز میشود. عزیزی پرسیده است ذکر یونسیه را چگونه باید گفت: خفی یا جلی و آشکار؟ و «در هر نفس» به چه صورت؟ شاید مقصود ذکر تنفسی باشد یا همان ذکر خفی.
در ذکر، ابتدا باید از بدن و لفظ و پیکره و ظاهر بهره گرفت تا به باطن رسید. نفس ناطقه نیز بدنی دارد و ظاهری و باطنی؛ این دو توأماند و یک حقیقتاند. نه از ظاهر باید غافل شد و نه از باطن. ظاهر عنوان باطن است و در آغاز سلوک از آن استفاده میشود. سالک ذکر را با توجه به ترجمه و معنی پیش میگیرد و با حضور شروع میکند. مدت رسوخ به ظرفیت اشخاص وابسته است؛ یکی زودتر و یکی دیرتر. سرانجام چون ذکر در وجود پیاده و ملکه و راسخ شد، خود شخص درمییابد که وجودش با آن عجین شده است.
یکی از راههای پیبردن به این رسوخ آن است که وقتی از چیزی میترسد یا شعف و نشاط ویژهای به او میرسد، ناخودآگاه همان ذکر را میگوید. آن هنگام وقت آن است که بهسوی ذکر خفی یا ذکر تنفسی برود.
ذکر تنفسی؛ دم و بازدم
ذکر تنفسی آن است که سالک بر دم و بازدم کار کند. اگر مقصود پرسش، ذکر یونسیه باشد، میتواند بر این ذکر تمرین تنفسی کند:
«لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ» (انبیاء/۸۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): معبودی جز تو نیست؛ منزهی تو؛ من از ستمکاران بودم.
برای نمونه «لا اله الا انت سبحانک» را در دم بگوید و «انی کنت من الظالمین» را در بازدم. اگر نفس گنجایش ندارد، ذکر را سه یا چهار پاره کند و تمرین نماید. مرتبهٔ بعد آن است که این ذکر را ذکر قلبی خود قرار دهد و از قالب صرفاً تنفسی بیرون آید. البته آنکه بر ذکر تنفسی کار میکند رفتهرفته چنان ملکه مییابد که همان ذکر قلبیاش میشود و ناخودآگاه در هر دم و بازدم جاری است؛ اگر متوجه نباشد نیز، در کنارش حضور قلب دارد.
پس ذکر یونسیه یا هر ذکر دیگر را باید انسان ابتدا بهصورت جلی و آشکار، از بدنه و قرائت، آغاز کند؛ رفتهرفته تنفسی و خفی و قلبیاش سازد و به حقیقتش برسد. این مسیر ظاهر به باطن، قانون اذکار است و شتاب بیریشه، بنای سلوک را سست میکند.
لذت نبردن از عبادت و نماز
پرسش دیگر: از عبادت یا نمازخواندن لذت نمیبرم؛ چه کنم؟ سخت است؛ گاه میخواهم ترک کنم بلکه مگر بهسوی لذت بازگردم.
باید دانست برای چشیدن لذت عبادات — بهویژه نماز که معراج مؤمن است — نخست باید با حضور و مراقبت، واردات را کنترل کرد. این واردات ابتدا از کانال حواس پنجگانهٔ ظاهری رخ میدهد؛ سپس به باطن و حس مشترک و قوهٔ خیال و وهم و عقل میرود. از آغاز باید واردات همین حواس را مراقبت کرد: لمس، بوییدن، شنیدن، دیدن و بهویژه چشیدن. چون واردات درست و مفید و شایسته باشد، صادرات شایسته خواهد بود. پس هرچه حضور و مراقبت — به قول بزرگان و بهویژه علامه — شدیدتر، واردات شایستهتر و در نتیجه صادرات عالیتر.
اگر کسی در حضور و مراقبت به نحو احسن عمل کرد، با علم و آداب و شرایط لازم، تحت تربیت استادان و بر راه متقن و درست بر اساس آموزههای قرآنی:
«إِنَّ هَٰذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ» (اسراء/۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا این قرآن به آنچه استوارتر است هدایت میکند.
و با این همه پاسخ درستی نگرفت، اینجا دو شق دیگر پیش میآید. گروهی به آن پاسخ میرسند و لذت را میچشند و هرچه حضور و مراقبت بیشتر، لذت عبادت و نماز بیشتر؛ از این نماز به آن نماز رشد میکنند. اما اگر حضور و مراقبت درست بود و نتیجه نیامد یا نتیجهٔ خوب نیامد، مشکل در کجاست؟
نقش مزاج در لذت عبادت
در چنین وضعیتی گاه مشکل به مزاج بازمیگردد. پیشتر گفته شده که مزاج تأثیر مستقیم دارد در سیر و سلوک و تهذیب نفس و خلق و اخلاق و پیادهشدن اسماء در وجود. یکی از مهمترین وظایف سالک الیالله آن است که مزاج خود را خوب بشناسد و بر اساس آموزههای مزاجشناسی آن را بهسوی اعتدال ببرد. هرچه از اعتدال مزاج بیرونتر رود، لذت عبادات به همان اندازه کم میشود. گاه از حیث حضور و مراقبت مشکل خاصی نیست؛ اما فیزیک بدن، خوراک، خواب، پوشاک، همه اثر میگذارند و باید با تعلیم لازم مهار شوند و بهسوی اعتدال حرکت کنند.
آثار اعمال؛ درون و بیرون
اگر مزاج نبود، میتواند آثار اعمال باشد. آثار اعمال گاه در خود ماست: گناهان و معاصی، بهویژه خوردنیها، در نفس و قوا اثر تخریبی شگفت دارند. خوراک شبههناک یا حرام از این باب است. گاه اثر بیرون از ماست: ظلم به دیگران، شکستن دل خلق خدا، رعایتنکردن حقوق دیگران — بهویژه والدین، همسر و فرزندان — و شکستن دل اولیاء خدا که سخن دیگر است. اینها همه آثار اعمالاند. محتمل است سالی پیش ستمی از ما صادر شده باشد و آثارش ادامه یابد تا آن ظلم برطرف و حق ادا شود؛ وگرنه مانع در مسیر سلوک میماند. پس آثار اعمال باید برداشته شود.
هر کس مال حرام یا شبههناک خورده باید با روزه آن گوشت و پوست روییده را آب کند و در گذر زمان پاک سازد. برخی را چهل روز و برخی را بیشتر یا کمتر طول میکشد تا حالت برآمده از خوراک ناپاک از میان برود.
ظرفیت و سعهٔ وجودی؛ حضور نزد استاد
راه سوم آن است که اگر در حضور و مراقبت جواب نگرفتیم، مشکل در ایجادنشدن ظرفیت و قابلیت باشد. گاه در حضور و مراقبت موفقایم اما در ارتقای سعهٔ وجودی و آفریدن ظرفیت بیشتر ضعیفایم یا حرکتی نداریم؛ بهویژه در باب معارف و اخذ معارف و خاصه خوردن نفس اولیاء خدا در جلسات حضوری. اینها در سعهٔ وجودی بسیار اثر دارند.
سعهٔ وجودی دو چیز میآورد: یکی طهارت نفس، یکی ادبآموزی. علامه همواره به این دو توصیه میداشت: ادبآموزی و تعلیم؛ «یعلمهم الکتاب والحکمة». درس و بحث از آغاز علم فکری و حرکت فکر، انسان را شدت وجودی میبخشد تا به حدس برسد؛ و در سیر و سلوک چنان عمل کند که بهسوی جذبه برود. بهترین حالت ممکن در حضور استادی است که راه را پیموده و حقایق را چشیده و القا میکند.
خطری که سالک معاصر را تهدید میکند بسندهکردن به جلسات صوتی و از راه دور است. صوتها خوباند؛ کسی نمیگوید بدند؛ اما مرتبهٔ عالیتر و اثرگذارتر، حضور است. حضور در جلسهٔ معرفت و خوردن نفس القاکننده ظرفیت را ارتقا میدهد. گاه در مراقبت درست عمل میکنیم اما ظرفیتمان را در القا و کسب حقایق و سیر فکری و عقلی و قلبی درست نساختهایم؛ مانند گرسنهای که معده را کوچک عادت داده، اندکی میخورد و سیر میشود یا حس گرسنگی ندارد.
ضیق نطفه و توسل به صاحب مقام کن
اگر باز در حضور و مراقبت احسن جواب خوب نگرفت — در حالی که نه مزاج مشکل داشت، نه آثار اعمال، نه ظرفیت — قصه به کجا بازمیگردد؟ به تنگشدن نخستین جایی که در قوس نزول نطفه رنگ میگیرد: رحم مادر و صلب پدر. اینجا به مسائل خلقی بازمیگردد نه صرفاً خُلقی؛ و چارهٔ بشری مطلق نیست. هرچه سختی در این مسیر بیشتر:
«أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ أَحْمَزُهَا» (حدیث)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): برترین کارها دشوارترین آنهاست.
اجر مضاعفتر است. اما نکته این است که این نیز راه دارد؛ مطلق در بسته نشده است. آنکه در صلب و رحم تنگ شده و آداب رعایت نشده، با توسل به صاحب مقام «کن» در زمان قابل رفع است. اینکه امام عصر را صاحبالزمان میگویند بیدلیل نیست. باید آن حجت خدا باشد که با بدن عنصری در همین زمان حاضر است؛ صاحب مقام کن است و میتواند در مادهٔ کائنات تصرف کند — که یکی از اکوان من و شماییم. میتواند بذرها و آلودگیها و موانع را بردارد؛ منتها راهش سوختن است و توسل شدید به حضرت حجت.
مشکل عمومی و تجربهٔ حضور پیش از نماز
این مشکل توجه تام در نماز و لذتبردن از آن مشکل عمومی است. حتی کسانی که راه را درست رفتهاند میبینند آنسان که شایسته است نتوانستهاند؛ تنگیها و بستهشدنها و موانع هست. کار میطلبد. صاحبان همتِ خستگیناپذیر موانع را یکییکی برمیدارند تا نماز امروز از دیروز بهتر شود.
تجربهای شیرین: از کودکی شوق آن بود که چون خوبان نماز گزارده شود. در جبهه دوستان — که بسیاری شهید شدند و استاد بودند — با اشک دائم نماز میخواندند و این شوق را برافروختند. از یکی که نمازهایش حال خوش داشت پرسیده شد؛ سرّی فاش کرد: چند دقیقه پیش از شروع نماز بر سجاده مینشینم و فکر میکنم با که میخواهم سخن بگویم. اینها بسیار تأثیرگذارند.
بهویژه بهره از متونی که پیرامون اسرار نماز فاش سخن گفتهاند: جامعالاسرار ملا حیدر کتابی بسیار عالی است؛ اسرار الصلاة شهید ثانی بسیار نیکو؛ آداب الصلاة حضرت امام؛ اسرار الصلاة میرزا جواد آقا ملکی تبریزی. این مجموعه پیش از ورود به نماز اگر چند صفحه خوانده و بدان توجه شود و با آن توجه وارد نماز گردند، بسیار اثر دارند. روح مؤلفان بر کلمات حاکم است؛ قلم هنوز زنده است و نفس در این کلمات پیاده شده؛ انشاءالله نفس آنان نیز برسد و همه بهره ببرند.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.