ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 041

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

پرسش از ترس هنگام چشیدن معارف

پرسشی رسیده است از عزیزی که معارف را بسیار دوست می‌دارد و این حقایق با قلبش عجین است؛ اما در عین رجوع به معارف و چشیدن آن‌ها ترس‌های عجیبی بر او حادث می‌شود، قلبش در فشار قرار می‌گیرد و اضطراب‌هایی در وجودش پدید می‌آید که نگرانش کرده است.

باید دانست که دو گونه ترس داریم: یکی ممدوح و دیگری مذموم. ترس مذموم را «وحشت» می‌نامند و ترس ممدوح را «دهشت».

وحشت؛ ترس مذموم از بی‌حقیقت

وحشت، ترسی است که مورد ذم و نکوهش قرار گرفته است. وحشت کردن از چیزهایی است که حقیقت ندارند، قدرتی ندارند و آسیبی به ما نمی‌توانند برسانند؛ یا حاصل صور و اشکال قوهٔ خیال و توهمات قوهٔ وهم‌اند، یا حقیقت بیرونی ندارند، یا اگر دارند در آن حد نیستند که بخواهیم از آن‌ها بترسیم. ریشهٔ این ترس در توهمات و تخیلات است.

نمونهٔ دیگر آن است که انسان از پادشاهان و قدرت‌های پوشالی که امروز نام «ابرقدرت» گرفته‌اند بترسد، در حالی که لا حول ولا قوة إلا بالله العلی العظیم. چنین ترسی نشانهٔ ضعف نفس و ضعف اعتقادی است که به ضعف نفس انجامیده است. باید یک دور اعتقادات را دید و تسویهٔ اعتقادی در درون رخ دهد. دست‌کم کتاب راه بهشت — ترجمهٔ الاعتقادات علامه مجلسی — که کوتاه است، و در مراتب بالاتر توحید شیخ صدوق که مراتب عالی در حیث اعتقادات دارد، کارگشا است.

دهشت؛ ترس ممدوح از حقیقت

اگر ترس ممدوح باشد — یعنی مورد مدح و ستایش — آن را دهشت می‌نامند. دهشت از حقایق است؛ مثلاً انسان از حضرت حق بترسد. این ترس حق است و به‌جاست. در دل، خشیت گفته‌اند: از چه می‌ترسی؟ از جلالت حضرت حق.

پرسش رایج این است که مگر خدا ترس دارد؟ خدا که بسیار مهربان است. این همان نقص در نگرش است که صرفاً جمال خدا را ببینیم و جلالش را نبینیم؛ بحث‌هایش گذشته است. اگر فقط رأفت و ستّاریت و غفّاریت و بخّاریت خدا دیده شود، دچار اشتباه می‌شویم و جسارت می‌کنیم و شأن حضرت حق را نگه نمی‌داریم.

همین مطلب دربارهٔ ولی خدا، حجت خدا، دین خدا، قرآن، آیات الهی، روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام، شأن علما و بزرگان، و حتی صلاة و نماز جاری است. اگر برای نماز صرفاً جمال قائل شویم و عادت کنیم، کافی نیست؛ جلالت باید در کنار جمال باشد. ذو الجلال والإکرام: دارای جلال است و اکرام که همان جمال است.

اگر چنین باشد، این ترس بسیار نیکو است و باعث می‌شود انسان خودنگهدار شود؛ هرچند در کنارش سوختن و فشارهای درونی هست. اما این سوختن انسان را به اضطرار می‌کشاند. اضطرار خوب است؛ اضطراب بد است. ترس مذموم یا وحشت انسان را به اضطراب می‌کشاند و ریشهٔ بسیاری از مشکلات روحی و روانی همین است. ترس ممدوح در حقیقت دهشت است: خاف من مقام ربه؛ ترسیدن از مقام و عظمت حضرت حق. این ترس انسان را به قرب می‌کشاند؛ قرب همان مقام ولایت است. هر مقدار قرب اخذ کنی — یعنی علم و معرفت حقیقت بیابی — به همان میزان به ولایت قرب یافته‌ای و به حقایق کلمات و اسماء الهی رسیده‌ای.

ترس ناخودآگاه و ضعف‌های مزاجی

اگر ندانیم این ترس از کجا ناشی شده — از حقایق یا غیر حقایق — گاه ناخودآگاه ترسی در وجود پدید می‌آید که منشأش مشخص نیست. این‌ها نیز به ضعف‌های مزاجی بازمی‌گردد؛ ضعف‌هایی در بدن که انزل مراتب نفس است و به چیزهای بسیار بستگی دارد: حتی به پیش از خلقت، به اجداد، به نطفه، به پدر و مادر؛ و در نه ماه رحم، انقلابات قلبی مادر، تخیلات و توهمات و تعقلات و نفس و خوردن و خوابیدن او در فرزند مؤثر است؛ و پس از آن اثرات محیطی، نفس‌ها، خوردن‌ها، چشیدن‌ها، دیدن‌ها، شنیدن‌ها و لمس‌کردن‌ها همه مؤثرند. مثنوی هفتاد من کاغذ شود.

راه برون‌رفت: جسم، اعتقاد و ذکر قلبی

برای بیرون آمدن از این وضعیت باید هم به جسم رسید: آنچه در طب الأئمه توصیه شده به کار آید و آنچه نهی شده ترک شود؛ ساعات خواب و بیداری و خوردن و گرسنگی و مطالعه سامان یابد تا سبک زندگی اسلامی — به تعبیر رهبر — پیاده شود. در کنار تصحیح اعتقادات که به صاف و زلال شدن قوهٔ خیال می‌انجامد، ذکر قلبی نیز لازم است. بهترین موقع ذکر قلبی سحرهاست؛ دلِ سحر یا خلوت است. صمت و جوع و سهر و خلوت و ذکر به دوام، ناتمامان جهان را این پنج تمام می‌کند؛ یعنی انسان بتواند خلوتی داشته باشد و ذکر بگوید.

اذکار تعقیب نماز صبح و چهار آیهٔ اطمینان

بزرگان به توصیهٔ اهل‌بیت علیهم‌السلام یکی از بهترین اذکار برای برون‌رفت از اضطراب‌ها و فشارهای روحی را در تعقیبات پس از نماز صبح دانسته‌اند که در مفاتیح شیخ عباس قمی آمده است. مرحوم بهجت بسیار به همین مفاتیح سفارش می‌کردند. سه دسته دعا است که مرحوم محدث نوری در دارالسلام آورده و شیخ عباس نیز نقل کرده است؛ یکی همان دعا پس از تسبیحات حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها پس از نماز صبح. ابن‌فهد حلّی در عدة الداعی نیز از امام رضا علیه‌السلام آورده است که با بسم الله و صلّی الله علی محمد وآله آغاز می‌شود و افوّض أمری إلی الله… تا آخر، نزدیک نیم صفحه مضامین عالی دارد.

چهار دعای خاص در این مزم واقع شده است:

«أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ ۝ فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا» (غافر/۴۴–۴۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کارم را به خدا می‌سپارم؛ خدا به بندگان بیناست. پس خدا او را از بدی‌های مکرشان نگاه داشت.

امام صادق علیه‌السلام فرمود: در تعجبم از کسی که از این آیه غافل است و از مکر دیگران می‌ترسد؛ دل‌پریشانی‌هایی که از مکر دیگران حاصل می‌شود.

«لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ» (انبیاء/۸۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): معبودی جز تو نیست؛ منزّهی تو؛ من از ستمکاران بوده‌ام.

امام صادق علیه‌السلام فرمود: تعجبم از کسی که دچار غم و هم می‌شود و از این آیه غافل است؛ زیرا پس از آن آمده: فاستجبنا له ونجّیناه من الغم؛ خدا او را از غم آزاد می‌کند.

«حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ» (آل عمران/۱۷۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا ما را بس است و چه نیکو وکیل است.

حضرت فرمود: در تعجبم از کسی که سوء و مشکلات عدیده او را پریشان کرده در حالی که از این آیه غافل است؛ چون پس از آن آمده: فانقلبوا بنعمةٍ من الله وفضلٍ لم یمسسهم سوء.

«مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» (کهف/۳۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آنچه خدا خواست؛ هیچ نیرویی جز به خدا نیست.

در قرآن «ما شاء الله لا قوة إلا بالله» آمده و در این تعقیب گاه «ما شاء الله لا حول ولا قوة إلا بالله» خوانده می‌شود. حضرت فرمود: کسی که دنبال دنیا می‌گردد و می‌خواهد وضع مالی‌اش نیکو شود اما از این آیه غافل است، در خسارت است. پس از خواندن این ذکر سفارش است دست به سینه بگذارد و هفتاد مرتبه با توجه «یا فاتح» بگوید، سپس ذکر شریف: لا حول ولا قوة إلا بالله توکلت علی الحی الذی لا یموت والحمد لله الذی لم یتخذ ولدا ولم یکن له شریک فی الملک ولم یکن له ولی من الذل وکبّره تکبیرا.

عظمت این اذکار اطمینان و آرامش ویژه‌ای پدید می‌آورد و اضطراب‌ها و مشکلات روحی و حتی افسردگی را — به‌ویژه با مداومت پس از نماز صبح — به مرور برطرف می‌کند. حدیث است که حداقل مداومت در مستحبات تا تأثیر خاصش دیده شود یک سال است. موفق باشید؛ والحمد لله رب العالمین.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.