د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۴۱
دارای متن همگام
پرسش از ترس هنگام چشیدن معارف
پرسش و پاسخ ۴۱
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۲:۰۴
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۷ سرفصل
## پرسش از ترس هنگام چشیدن معارف
۰:۰۶
## وحشت؛ ترس مذموم از بیحقیقت
۰:۴۳
## دهشت؛ ترس ممدوح از حقیقت
۱:۱۶
## ترس ناخودآگاه و ضعفهای مزاجی
۱:۴۵
## راه برونرفت: جسم، اعتقاد و ذکر قلبی
۳:۵۲
## اذکار تعقیب نماز صبح و چهار آیهٔ اطمینان
۷:۴۹
چهار دعای خاص در این مزم واقع شده است:
۹:۳۰
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله و بالله و على ملة رسول الله.
المستغاث بکه یا حجت الله.
عزیزی پرسیدن که بسیار این معارف رو دوست دارم و با قلبم عجین هست و اینها به قریبه به همین مضمون.
که حالا مشکلشون این هست که در عین
رجوع به این حقایق و معارف و چشیدن این حقایق ترسهای عجیبی براشون حادث میشه که
قلبشون در فشار قرار میگیره و
یه اضطراباتی، ترسهایی در وجودشون ایجاد میشه که نگرانشون کرده.
عزیزان توجه داشته باشن که ما دو نوع ترس داریم.
یکیش ممدوحه و یکیش
مذمومه. اون ترس مذموم بهش میگن وحشت.
ترس ممدوح بهش میگن دهشت.
چه فرقی با هم دارن؟ ترسی که
مذموم است مورد ذم و نکوهش قرار گرفته
که بهش میگن وحشت. وحشت کردن از چیزهاییست که حقیقت ندارن
و قدرتی ندارن
و آسیبی به ما نمیتونن برسونن.
یا حاصل صور و اشکال
قوهی خیال یا توهمات قوهی وهمن
و یا حقیقت بیرونی ندارن.
یا اگر دارند در اون حدی نیستن که ما بخواهیم از اونها بترسیم.
در حقیقت ریشه در توهمات و تخیلات ما دارن.
یا اینکه انسان از مثلاً یک
پادشاهان بترسد، از قدرتهای پوشالی که امروز اسمشونو گذاشتن ابرقدرت بترسند، در حالی که لا
حول و لا قوه الا بالله
العلی العظیم. این به یک معنا، خب اگر این چنین است انسان از اینجور چیزها میترسد که حقیقت خارجی ندارن
و اینها خب ضعف نفسه.
اینها نشاندهندهی ضعف اعتقادیست که منتج به ضعف نفس شده است.
باید انسان یک دور اعتقادات ببیند
و تسویه اعتقادی در درونش اتفاق بیفته.
کتابهای اعتقادی رو بخونه
که دیگه حداقل این کتابها،
کتاب راه بهشت که البته
ترجمهی الاعتقادات
مرحوم علامه مجلسیست.
دیگه حداقل این کتاب رو بخونه که خیلی هم کوتاه هست البته
و امثالهم. کتابهای مثلاً توحید، توحید شیخ صدوق دیگه خیلی مراتب عالیه داره در حیث اعتقادات
و امثالهم. اما اگر چنانچه
ترس ممدوح باشد یعنی مورد مدح و ستایش قرار گرفته، این نوع ترسها بهش میگن دهشت.
دهشت از حقایقه.
مثلاً انسان از حضرت حق
بترسد. این
ترس حق است و
به جاست. در دل خشیت نگفته است.
از چی میترسی؟ از جلالت حضرت حق.
میگن مگر خدا ترس داره؟
خدا که بسیار مهربانه.
این همون نقص در نگرشه که ما صرفاً جمال خدا رو ببینیم و جلالش رو نبینیم که بحثهاش گذشته.
اگر چنانچه ما صرفاً جمال ببینیم، رئفت و ستاریت و غفاریت و بخاریت و اینهای خدا رو ببینیم،
دچار این اشتباه میشیم
و جسارت میکنیم.
اون شأن حضرت حق رو نگه نمیداریم.
همچنین در خصوص ولی خدا، حجت خدا، دین خدا، قرآن خدا،
آیات الهی، روایات اهل بیت علیهم الصلاة والسلام، شأن علما، بزرگان اینها
و این چنین موارد معنوی یا حتی صلاة و نماز.
اگر ما برای نماز صرفاً جمال قائل بشیم و صرفاً خوب کنیم و عادت کنیم
خوب نیست. جلالت باید در کنار جمال باشد.
جلال، عظمت. ذو الجلال والاکرام.
دارای جلال است و اکرام که
همون جمال است. و
اگر این چنین است این ترس خیلی هم خوب هست.
باعث میشه که انسان خود نگهدار بشود.
اگرچه در کنارش سوختن هست، فشارهای درونی هست.
اما این سوختن و فشارهای درونی
انسان رو به اضطرار میکشونه.
اضطرار خوب است. اضطراب بد است.
اون ترس مذموم
یا وحشت انسان رو به اضطراب میکشونه.
این بده. ریشهی بسیاری از مشکلات روحی و روانی همینه.
اما ترس مد-- ممدوح
و مورد ستایش، اون در حقیقت دهشت است.
از حقیقت خاف من
مقام ربه. ترسیدن از مقام و عظمت حضرت حق است.
این خیلی هم خوبه. باعث خود نگهداری و رسیدن به، به قرب میشه.
یعنی انسان رو به قرب میکشونه.
قرب هم همون مقام ولایت است.
هر مقدار قرب اخذ کنی یعنی علم اخذ کنی،
به معرفت حقیقت، حقیقت برسی
به همون میزان به ولایت قرب پیدا کردی و
به حقایق کلمات و
اسماء الهی رسیدی. این تا اینجا.
اما اگر چنانچه ما ندونیم این ترس از کجا ناشی شده،
منشأش از حقایقه یا
غیر حقایق. اصلاً ندونیم ناخودآگاه در وجودمون
ترسی ناخودآگاه ایجاد میشه.
منشأ این ترس مشخص نیست.
اینها هم بر میگرده به همون
در حقیقت ضعفهای مزاجی انسان که به هر حال ضعفهایی که در بدن انسان که انزل مراتب نفس است ایجاد میشود،
به خیلی چیزا بستگی دارد.
خیلی. مثنوی هفتاد من کاغذ شود.
به قبل از خلقتش حتی اجدادش و حتی نطفهش، پدرش، مادرش بعد از اینکه اون ه--
نه ماه که در رحم مادر است
انقلابات قلبی مادر، تخیلاتش، توهماتش، تعقلاتش،
نفسش، خوردنش، خوابیدنش همه در بچه تاثیرگذار است و بعد از اون هم اثرات
محیطی، نفسها، خوردنها، چشیدنها، دیدنها، شنیدنها،
لمس کردنها اینا همه موثرن.
و در هر حال مطلقا گیج نکنیم عزیزان رو.
برای اینکه از این وضعیت بیرون برویم
ما باید هم به جسممون برسیم.
اونچه که در دین مبین اسلام در طب الأئمه توصیه شده اونها رو استفاده کنیم و اونهایی که
مورد مذمت قرار گرفتن، نهی شده
اینها رو استفاده نکنیم. ساعات خوابمون، ساعات بیداریمون، ساعات خوردنمون،
ساعات گرسنگیمون، ساعات مطالعهمون.
یه سبک زندگی اسلامی به ر-- به قول رهبر عزیزمون در ما پیاده بشود.
در کنار حوزه اعتقادات و
اون در-- میشه گفت
تصحیحی که در حوزه اعتقادات صورت میگیره که منجر به
صاف شدن و زلال شدن قوه خیال میشود
و در کنار اونها هم استفاده از ذکر قلبی.
ذکر قلبی بهترین موقعش سحرهاست.
دل سحر یا خلوت است.
"صمت و جوع و سهر و خلوت و ذکر به دوام
ناتمامان جهان را کند این پنج تمام."
که انسان بتونه خلوتی داشته باشه و ذکر بگه.
بهترین ذکر برای برون رفت از
این اضطرابات و اینها
و نجات از این فشارهای روحی و روانی
اونطور که بزرگان سفارش کردن البته به توصیه اهل بیت علیهم الصلاة و السلام،
یکی از بهترین اذکاری که در این مورد
وارد شده میتونید رجوع کنید به
اذکار یا تعقیبات بعد از نماز صبح که البته در مفاتیح شیخ عباس قمی علیه الرحمة آمده است.
به رحمت کنید بهجت رو که به ما خیلی سفارش میکردن به همین مفاتیح و لاغیر.
و البته این
سه دسته دعاست که حالا
شرحش اونجا داده شده تو مفاتیح
که در حقیقت
مرحوم ثقل Islam نوری نور الله مرقده در کتاب دار السلامش آورده.
همینطور و شیخ عباس هم آورده این
سه تا رو که البته توضیح میده یکیش رو که همون ابتدا بعد از نماز صبح حالا بعد از تسبیحات حضرت زهرا سلام
الله علیها دیگر دعا خونده میشه.
ش- ابن فهد حلی
در عده الدعایش هم آورده شیخ ابن فهد.
از امام رضا صلوات الله علیه نقل شده که
به این صورت هست که
"بسم الله و صل الله علی محمد و آله و افوض امری الی الله ان الله بشیر بالعباد
فوقاه الله سیئات ما مكروا لا اله الا انت" همینطور تا
آخر یه نیم صفحهای هست.
خیلی مضامین عالی. چهار تا دعای خاص در این مزم واقع شده که یکیش
همون "افوض امری الی الله" هست که
چون در این آیه میفرماید که "فوقاه الله سیئات ما مكروا"
خدا او رو حفظ میکنه از بدیهایی که دیگران در موردش مکر میکنند.
امام صادق صلوات الله علیه فرمود: در تعجبم کسی که
از این آیه غافله و میترسه از مکر دیگران، دل پریشانیهایی که از مکر دیگران حاصل میشه.
و دیگرش "لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین" که بعد امام صادق صلوات الله علیه میفرماید:
تعجبم از کسی که دچار غم و هم و اینا میشه از این آیه
غافله. چون بعدش میفرماید "فاستجبنا له منجیناه من الغم"
از غم این خدا اینا رو آزاد میکنه.
و بعدیش "حسبنا الله ونعم الوکیل"
که حضرت فرمود: در تعجبم
کسی که دچار سوء شده،
سوء و مسائل
مشکلات عدیده اینا او رو پریشان کرده،
مسش کرده در حالی که از این آیه غافله.
چون بعدش میفرماید "حسبنا الله ونعم الوكيل فانقلبوا بنعمت من الله وفضل لم يمسسهم سوء"
و دیگرش آیه "ما شاء الله لا
قوة الا بالله" در قرآن اومده.
اما اینجا "ما شاء الله لا حول و لا قوة الا بالله" در این آیه اومده که بعد حضرت میفرماید:
کسی که دنبال دنیا میگرده و میخواد انشاالله وضع مالیش خوب بشه اما از این آیه غافله.
و همچنین بعد از خوندن این آیه فرمودن که
شود یکی اینکه دست به سینه بگذاره هفتاد مرتبه بگه یا فاتح،
یا فاتح با توجه.
و سپس این ذکر شریف رو
"لا حول ولا قوة الا بالله توکلت على الحي الذي لا يموت
والحمد لله الذي لم يتخذ ولدا ولم يكن له شريك في الملك ولم يكن له ولي من الظلم وكبره تكبيرا".
عظمتی که این اذکار دارن یک
اطمینان و آرامش خاصی در انسان ایجاد میکنند و اون اضطرابات که عرض شد که
انسان رو اذیت میکنند و مشکلات روحی، روانی ح-حتی افسردگی و اینا رو به مرور البته در مداومت
خصوصا بعد از نماز صبح
اینها برطرف میکنند. خیلی عالیان این اذکار غافل نباشیم.
البته مداومت. حدیث داریم که حداقل چیزی که انسان در مستحبات براش مداومت میکنه تا اون تاثیر خاصش رو
و شگفتاش رو ببینه حداقل یک سال باید باشه انسان مداومت کنه.
موفق باشین انشاالله. والحمد لله رب العالمين.
جلسه قبل
جلسه بعد