ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 040

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

نور توحید؛ علم حصولی و شهودی

پرسیده شده برای رسیدن به نور توحید چه کنیم و آیا اصلاً خدا از ما این نور توحید را می‌خواهد یا نه. اگر صرفاً بگوییم راهمان راه توحید است — توحید صرف به معنای علم فکری و علم حصولی — کامل نیست؛ ناقص است. در حقیقت همان معدّات یا علت معدّه و کمک‌کننده‌اند که بارها گفته شده. هرچه علم فکری در مسیر توحید پیدا می‌کنیم که اصطلاحاً معرفت می‌گویند، این دانسته‌ها تا وقتی به شهود نرسند و به علم شهودی تبدیل نشوند دل‌خش‌کننده نیستند؛ لازم‌اند اما کافی نیستند؛ علت معدّه‌اند و کمک می‌کنند.

سر تا سر قرآن دائماً نهیب می‌زند چرا فکر نمی‌کنید؛ چرا اهل تفکر نیستید. تفکر انسان را به تأمل و تعقل وامی‌دارد و از آنجا به قدس پل می‌زند؛ راه ارتباط و اتصال فکر با قدس و نظام اقدس از طریق عقل است که با تفکر رخ می‌دهد. منتها نور این راه در حقیقت نور توحید می‌شود؛ همان علم شهودی؛ همان الهامات و القائات حضرت حق که باید در پی آن باشیم. در فلسفهٔ بعثت انبیا صراحتاً می‌فرماید یتلو علیهم آیاته؛ این تلاوت آیات صورت می‌گیرد تا یزکیهم و یعلمهم الکتاب والحکمة؛ تعلیم و ادب‌آموزی و طهارت نفس. این طهارت نفس باعث می‌شود ادب‌آموزی و تعلیم معارف به درستی شکل بگیرد.

«لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» (واقعه/۷۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): جز پاک‌شدگان به آن دست نمی‌یابند.

انسان با قدس نظام هستی بر اساس طهارت مرتبط می‌شود. طهارت باعث می‌شود آن آداب و تعالیم را درک کند، بچشد، به آن برسد و حتی از حق‌الیقین عبور کند و به برد الیقین برسد؛ یعنی خنکای این حقایق را در وجود خود بچشد. راهش از تفکر و تأمل و تدبر و تحقق و تدقق می‌گذرد تا در وجود انسان پیاده شوند. انسان با طهارت نفس به این آداب و تعالیم عمل کند و پیش برود. بقیه‌اش با تجلی نور توحید در وجود انسان است که دیگر کار ما نیست.

آنچه پس از مرگ می‌ماند

وقتی از دنیا می‌رویم ماحصل آنچه از ما می‌ماند و از ما پرس‌وجو می‌شود تجلی نور توحید در وجود ماست. وگرنه همه اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله می‌گویند؛ آیا به نور توحید رسیده‌اند؟ نور توحید همان حقیقت ولایت است. ولایت از ولی گرفته می‌شود که معنای قرب است. ولایت با علم حاصل می‌شود؛ العلم نور؛ یقذفه الله فی قلب من یشاء یا فی قلب من اراد ان یهدیه. این نور همان نور توحید است؛ چون علم افاضهٔ ملکوتی است؛ فهم مربوط به ملکوت است. آنچه فکری یاد می‌گیریم علم نیست؛ یا اگر بپذیریم پوستهٔ علم است. نور علم یا علم نوری افاضهٔ ملکوتی است؛ آن چشیدن باطنی است. نور توحید تحقق در باطن وجود انسان است.

لذا وقتی انسان می‌میرد و از ظاهر به باطن خارج می‌شود، آنچه ظهور می‌کند باطن است. اگر باطن نور توحید دارد نور تجلی می‌کند؛ اگر ندارد ظلمت است؛ ولو ظاهراً بر لسان کلمات توحید جاری شده باشد. پس آری، آنچه از ما می‌خواهند نور توحید است و راه رسیدن از طریق طهارت و ادب‌آموزی یا طهارت و تزکیه در کنار تعلیم معالم پشت سر امام معصوم حاصل می‌شود؛ که به یک معنا همان حقیقت ولایت کلیه است. ولایت همان علم محض است؛ ولایت کلیه کل علم خداست که در قرآن تجلی کرده؛ همهٔ علم خدا در قرآن تجلی کرده.

«إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ» (نمل/۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا تو قرآن را از نزد حکیمی دانا دریافت می‌کنی.

اسم حکیم و علیم خدا به تمامه در قرآن تجلی کرده و تلقی نبی اکرم از خدای منان همین قرآن است که همهٔ علم خداست؛ علم ذاتی؛ تلقی از ذات شده؛ بعد تنزل یافته به عالم عقل و مثال و آمده به عالم ماده به صورت صوت و لفظ و جوهر و کتاب. از این مسیر می‌توان به نور توحید رسید و آنچه از ما می‌ماند همین است.

قرآن و لعن تالی بدون نور

بسیاری تالی قرآن‌اند؛ ربما تلا القرآن والقرآن یلعنه؛ چه بسا تلاوت‌کننده‌ای که قرآن لعنتش می‌کند. چرا؟ چون به نور نرسیده. از تعالیم علامه حسن‌زاده بسیار تأکید به تفکر در آیهٔ الله نور السموات والارض می‌کنند. با ترس و لرز گفته می‌شود چون معلوم نیست چه کسانی این صوت را می‌شنوند؛ اما از لسان مبارک علامه در صوتی شنیده شد که می‌فرمودند الله نور السموات والارض را بنگرید؛ الله نور آسمان‌ها و زمین است؛ بعد می‌فرمودند همه چیز نور است؛ آسمان و زمین حتی شب و روز همه نورند و خدا خود را نور معرفی کرده.

«اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ» (نور/۳۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا نور آسمان‌ها و زمین است؛ مثل نور او چون چراغدانی است.

مثل نوره کمشکاة؛ در تفاسیر فرموده‌اند حضرت صدیقهٔ طاهره صلوات‌الله‌علیها ظرف نوریهٔ آل‌الله است. بعضی نور اول را الله نور السموات والارض و نور دوم — مثل نوره — را پیامبر گرفته‌اند که تنزل یافته و در دسترس ما قرار گرفته.

حجاب علم و دو کار واجب

خلاصه آنکه باید به نور توحید برسیم. اما هیچ چاره‌ای از رفتن به دل حجاب نیست؛ العلم هو الحجاب الاکبر. حتی اسماء الهی هم حجاب الهی‌اند؛ حجب نوری‌اند. لکن باید رفت سمت این‌ها تا خدا گشایش و انفتاح و انشراح ایجاد کند و آن نور در وجود بدمد؛ آن دیگر کار ملکوت است. نمی‌توان گفت معلم من یا استاد من کم‌کاری کردند. در وجود خود دو کار انجام بده: طهارت نفس و تزکیه — یزکیهم؛ و تعلیم و ادب‌آموزی — یعلمهم الکتاب والحکمة؛ خصوصاً باب حکمت بسیار مهم است. شیرینی‌اش آن است که مباحث علامه حسن‌زاده همه بر مبنای حکمت‌اند؛ حتی اخلاقیاتشان بر مبنای حکمت است. این دو کار که انجام دادید آن موقع نور در وجود تجلی می‌کند. بعد به جایی می‌رسی که می‌بینی اصلاً چیزی جز نور نیست و تو نیز پرتوی از نوری. حدیث داریم شیعه را چون شعاعی از پرتو نور آنان است شیعه می‌گویند.

سعی و تلطیف سر

جلوتر که بروی تعملت بیشتر می‌شود؛ تلطیف سر پیدا می‌کنی بر اساس قلب قرآن؛ ولیتلطف. تلطیف سر بر اساس مداومت بر تزکیه و طهارت و تعلیم و ادب‌آموزی و سعی و تلاش:

«وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ» (نجم/۳۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و اینکه برای انسان جز کوشش او چیزی نیست.

این سعی مشکور است؛ خدا پاداش می‌دهد. چگونه؟ تجلی می‌کند نسبت به سعی وجودی تو و فهمت را چنان عمیق می‌کند که متصل می‌شوی به عالم مثال و عقل و اله؛ می‌بینی آنچه دیگران نمی‌بینند. غض ابصارکم ترون العجائب؛ چشم ظاهر را ببند؛ عجائب را ببین. هرچه می‌بینی بوی خدا می‌دهد و نور خدا در آن تجلی کرده. نه آنکه چیزی ببینی که خدا در آن تجلی کرده؛ بلکه عین بودن آن شیء در متن خارج عین مظهر خداست؛ ظهور خدا عینیت این شیء شد. یکی از اشیا هم ماییم؛ و علم آدم الاسماء کلها؛ آن اسماء اشیا هستند؛ عیناً ظهور حضرت حق‌اند. رتبه و فضیلتشان به شدت ظهور است؛ جایی خدا شدیدتر ظهور کرده رتبه بالاتر و جایی کمتر ظهور کرده ضعیف‌تر. اما همه چیز ظهور حضرت حق است. اگر چنین دیدی جز نور توحید چیزی نمی‌بینی که الله نور السموات والارض. خدا ما را آگاه به این حقایق کند و توفیق چشیدن دهد تا اگر در وجودمان پیاده شود نه فقط محقق بلکه متحقق شویم. والحمد لله رب العالمین.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.