ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 033

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

پرسش از انوار و مکاشفات و موانع

پرسیده‌اند نورهای سبز و آبی و سفید بر دیوار می‌بینیم و گاه با آن‌ها ارتباط می‌گیریم؛ گاهی سخن ما را می‌شوندوند. این‌ها را چگونه حق یا باطل بدانیم و چگونه اطمینان کنیم؟ آیا دیدن مکاشفه است؟ نیز گفته‌اند گاه روضه را چنان تجسم می‌نماییم که از خود بی‌خود می‌شویم و دست و وجود خشک می‌شود؛ این حالات حق است؟ یا یک دو بار از منزل بیرون رفته‌ایم و از دنیا فارغ شده‌ایم و جای خود را از یاد برده‌ایم. و پرسش کلی: موانع وجودی برای رسیدن به انسان کامل را از کجا بشناسیم؟ گاه کاری را خوب می‌دانیم و نمی‌دانیم واقعاً خوب است یا نه؛ راه تمیز چیست؟

فرقان تقوا و حب فطری

قرآن فرموده إن تتقوا الله یجعل لکم فرقانا؛ فرقان اینجا تمیز حق از باطل است. اگر تقوا پیشه کنید حق را از باطل بازمی‌شونداسید. نکتهٔ دیگر: ما از درون به حرکت حبّی حق ایجاد شده‌ایم؛ حب و عشق حق ذاتاً بر فطرت است — فطرت الله التی فطر الناس علیها — چون از الوهیت نظام تنزل یافته‌ایم: إن من شیء إلا عندنا خزائنه وما ننزله إلا بقدر معلوم. از مکمن غیب و سرّ السرّ با رب وجودی و رب مطلق ارتباط داریم؛ این همان هبه است که اکملش أحسن حال صادر اول و پیامبر است. او رسیده و دست دراز کرده: دستت را بدهید تا برسانمت.

این حب وقتی پایدار است و بوی الهی می‌دهد که به حب دنیوی — ثروت و قدرت و زن و فرزند و پست — منحرف نشود؛ و همراه معرفت و علم باشد. والذین أوتوا العلم درجات؛ آنان که علم داده شده درجات دارند. تلک الرسل فضلنا بعضهم علی بعض؛ رسولان نیز یک درجه نیستند. از آیهٔ والذین أوتوا العلم درجات دانسته می‌شود درجات بر پایهٔ علم و معرفت است.

تواصی به حق و صبر؛ معرفت بذر مشاهده

در سورهٔ عصر: وتواصوا بالحق وتواصوا بالصبر؛ نخست توصیه به حق — علم و معرفت — که سیر حبّی را پایدار و نظام‌مند می‌کند؛ سپس صبر که حوزهٔ عمل است و بندگی بر صبر پایدار می‌ماند و بسترش حق است. در کلمات مکنونه در بحث لقاء الله آمده المعرفة بذر المشاهدة؛ بذر مشاهده معرفت است. اگر شهودی رخ دهد باید بر اساس معرفت باشد؛ وگرنه شهود به آن معنا نیست و حق نیست. بی‌معرفت درجه نیست و انسان از مسیر حب خارج می‌شود و به دنیا و باطل می‌گراید.

جمع‌بندی: ذوق و کشف بر مدار معرفت

دیدن انوار و حالات عجیب و تمثلات و کشفیات و ادراکات — که به یک معنا شوق و حب و ذوق است؛ ذوق به معنای ادنی حب، و صاحبان ذوق را عرفا عارف واصل دانسته‌اند — اگر بر اساس معرفت و علم و عقل باشد درست است. از پوستهٔ ظاهر شریعت — اوامر و نواهی — تا کشف و تمثل نوعی حتی در بیداری، همه بر مدار معرفت است. فرق علم و معرفت پیش‌تر گذشته: علم مسبوق به سابقه نیست و ابتدا آموخته می‌شود؛ معرفت از پیش در وجود تعبیه شده و در لیلة القدر عالم رشحه‌ای از آن نهادینه است و یادآوری می‌شود — ذکر از اسامی قرآن است.

پس انوار دیوار و حالات روضه و فراغت از دنیا اگر در مسیر معرفت و با بذر شناخت بوده حق است؛ وگرنه باطل و انحراف است. حداقل آن است که شدت قوهٔ خیال و وهم صورت‌گری کند؛ دوربین نفس ناطقه عکس بسیار نشان دهد. این عکس‌ها باید با محک اصلی — قرآن — تطبیق شود. چون آن قدرت را نداریم باید با عالم عارف واصل همراه شویم نه صرفاً عاشق محب؛ عاشق محب در مسیر حب است اما چراغ راه نیست و احتمال انحراف دارد. باید عالم عاشق عارف وارسته باشد — حکیم متعلق — تا پشت سرش حرکت کنیم.

محک نفس از علامه

دست از عالم عارف کوتاه است؛ چگونه تشخیص دهیم؟ علامه محکی داده‌اند که جلسه‌ای می‌طلبد. خدا به نفس قسم یاد کرده؛ نفس چیز مقدسی است. عقل خالص خطا نمی‌کند؛ مشوب به وهم نه. اگر انسان نفس خالص را محک بگیرد در همهٔ گردن ها بهترین محک را همراه دارد؛ اینجا معرفت نفس اهمیت خود را نشان می‌دهد.

در مواجهه با کشفیات و انوار و اصوات و حالات عجیب، در خورد و شنید و دید و بو و لمس و نشست و برخاست و مطالعه: اگر نفس انبساط خاطر و آرامش و قوت یابد و از اضطراب و قبض بیرون آید و احساس نزدیک‌شدن به حق کند و از گناه منزجر شود، آن به حق است. اگر به‌عکس حال بد شود، به گناه نزدیک‌تر، بدخلق و عصبی و پرخاشگر، نفس هشدار می‌دهد که حق نیست.

محک کلی خواب: اگر از خواب برخاستی انبساط و شرح صدر و آرامش داشتی و از هوس و پستی دل کندی، خواب خوش بوده. همهٔ کشفیات چنین‌اند. خاندان عصمت امراء الکلام‌اند. از امام صادق پرسیدند چگونه بدانیم نماز و عمل قبول شده؟ فرمودند ببینید پس از آن چقدر از گناه بدتان می‌آید و فاصله می‌گیرید؛ همان قدر پذیرفته شده. این محک نفس است.

نفس برزخ میان حق و باطل و کانال فیض از ملک به ملکوت است؛ بهترین راه تشخیص. پس المعرفة بذر المشاهدة: با معرفت حال نفس را خوش می‌کنیم تا به کشف بیفتد. هر مشاهده و کشف و تمثل و شنیدن خاطف غیبی که حال نفس را منبسط نکند از ناحیهٔ شیاطین است و از خدا دور می‌کند. به همین طریق موانع وجودی برای رسیدن به انسان کامل شناخته می‌شود. هرچه پیش می‌رویم روشن‌تر می‌شود که اول و آخر وظیفه معرفت نفس است؛ تهذیب مبتنی بر آن است: من عرف نفسه فقد عرف ربه. و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین.

بازتفصیل درجات و تواصی

درجات بر پایهٔ علم‌اند؛ رسولان نیز فضل متفاوت دارند. تواصی به حق پیش از صبر می‌آید چون نظر و ایمان بستر عمل است. معرفت بذر مشاهده است؛ بی‌بذر آنچه می‌روید شهود حق نیست. حب فطری اگر به دنیا سرریز کند منحرف می‌شود؛ همراهی‌اش با معرفت آن را پایدار می‌کند.

خیال و محک قرآن

قوهٔ خیال صورت بسیار می‌سازد؛ نباید هر صورتی را مکاشفه خواند. تطبیق با قرآن و همراهی عالم عارف لازم است. محب صرف الگو نیست؛ عالم عارف چراغ است. محک نفس انبساط یا قبض پس از واقعه است؛ در خواب و بیداری و عمل یکسان جاری است.

عمل و فاصله از گناه

فرمایش امام صادق دربارهٔ قبول عمل همان محک نفس است: میزان انزجار از گناه پس از عمل. موانع وجودی نیز با همین محک دیده می‌شوند. معرفت نفس اول و آخر راه است تا رب شناخته شود.

حب الهی و خطر دنیا

حب فطری در نهاد همه هست چون از خزائن عند حق تنزل یافته‌ایم. پیامبر اکمل احسن حال است و دست دراز کرده تا برساند. این حب وقتی بوی الهی دارد که به ثروت و قدرت و شهوت ریاست سرریز نکند. همراهی‌اش با علم درجات می‌سازد؛ والذین أوتوا العلم درجات. رسولان نیز فضل متفاوت دارند. در عصر نخست تواصی به حق است سپس صبر؛ نظر پیش از عمل. المعرفة بذر المشاهدة در کلمات مکنونه همین را می‌گوید: بی‌بذر معرفت آنچه می‌روید مشاهدهٔ حق نیست و انسان را از مسیر حب به باطل می‌کشاند.

شریعت تا کشف

راه از اوامر و نواهی ظاهر آغاز می‌شود و تا کشف و تمثل نوعی در بیداری بالا می‌رود؛ همه بر مدار معرفت. علم آموختنی است؛ معرفت یادآوری آن چیزی است که در فطرت و لیلة القدر نهاده شده و ذکر قرآن همان یادآوری است. انوار دیوار و تجسم روضه و فراموشی مکان اگر از بذر معرفت رویده حق‌اند؛ وگرنه صورت‌گری خیال نیرومندند. عکس‌های نفس باید با میزان قرآن سنجیده شوند. چون خود آن قدرت را نداریم باید دنبال عالم عارف واصل برویم نه محب صرف که احتمال انحراف دارد و چراغ دیگران نمی‌شود.

محک انبساط و قبض

علامه نفس را محک همه‌جا دانسته‌اند. خدا به نفس قسم خورده است. عقل خالص خطا نمی‌کند. اگر پس از کشف یا خواب یا همنشینی نفس منبسط و آرام و از گناه گریزان شد حق است؛ اگر قبض و عصبانیت و آمادگی گناه آمد باطل است. خواب خوش با شرح صدر و دل‌کندن از هوس شناخته می‌شود. امام صادق قبول عمل را به فاصله از گناه پس از عمل گره زدند؛ این همان محک نفس است. نفس کانال فیض میان ملک و ملکوت است. موانع رسیدن به انسان کامل نیز با همین محک دیده می‌شوند. اول و آخر کار معرفت نفس است: من عرف نفسه فقد عرف ربه.

جمع پاسخ به پرسش‌ها

پس انوار و اصوات و خشکی بدن در روضه و خروج از توجه به دنیا را با دو میزان بسنجید: فرقان تقوا و حال نفس. اگر تقوا باشد تمیز می‌آید؛ اگر معرفت بذر باشد مشاهده می‌روید؛ اگر نفس پس از واقعه منبسط شود حق است. غیر این از شیاطین است و دور می‌کند. ان‌شاءالله همه به این طریق موفق باشیم.

تمیز کار خوب‌نما

گاهی کاری را خوب می‌پنداریم و راه تمیز نداریم. فرقان تقوا اولین چراغ است. دوم حال نفس پس از آن کار: اگر انبساط و قرب و نفرت از گناه آمد همان خوب است؛ اگر قبض و تندی آمد همان بد. سوم عرضه بر قرآن و عالم عارف. این سه با هم موانع وجودی را نیز نشان می‌دهند: هرچه نفس را قبض مزمن دهد و از انسان کامل دور کند مانع است.

ذوق ادنی و ذوق عرفانی

ذوق به معنای ادنی همان حب ابتدایی است؛ صاحبان ذوق در اصطلاح عرفا واصلان‌اند که چشیده‌اند. آنچه عوام ذوق می‌نامند باید بر بذر معرفت بنشیند تا به مشاهدهٔ حق برسد. وگرنه شوق بی‌علم به دنیا می‌لغزد. از این رو درجات به علم بسته‌اند و تواصی به حق پیش از صبر آمده است.

ختم بحث پرسش و پاسخ

انوار و روضه و فراغت مکانی و موانع سلوک همه با معرفت و محک نفس و فرقان تقوا سنجیده می‌شوند. المعرفة بذر المشاهدة؛ من عرف نفسه فقد عرف ربه. و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین.

اشراقات الهیه از طریق انسان کامل به محبان می‌رسد؛ محک نفس نیز از همان تبار است. اگر خواب یا کشف یا مجالست تو را به خدا نزدیک‌تر و از پلشتی دورتر کرد حق است. غیر آن را رها کن تا موانع وجودی انباشته نشود.

این معارف برای عمل است نه زینت کلام؛ باید در زندگی جاری شود تا هنگام نیاز ذخیره باشد.

خدا کند نفس ما محک صادق بماند و از قبض شیطانی به انبساط رحمانی رود.

خدا کند نفس محک صادق بماند و از قبض شیطانی به انبساط رحمانی رود.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.