د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۳۲
دارای متن همگام
آرزوی مرگ؛ نهی و معنای تهیّؤ
پرسش و پاسخ ۳۲
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۴:۱۲
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۴ سرفصل
## آرزوی مرگ؛ نهی و معنای تهیّؤ
۰:۱۲
### شوق دیدار و حفظ موقعیت خدمت
۱:۳۹
### دنیا مزرعه است
۲:۵۸
### استثنا در اولیای کامل
۳:۲۹
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
خدمت سؤال محترمه
سلام برسونید و بفرمایید که در خصوص
اینکه آیا ما اجازه داریم آرزوی مرگ کنیم یا نه،
در اون سلسله بحثهای
مربوط به شرح کتاب الموت مرحوم مجلسی علیه الرحمه
یه چند جلسهای پیرامون این
بر اساس آیات و روایات سخن گفتیم.
خیلی اجمالاً بخوام عرض کنم
نهی شده از طرف اولیاء الهی،
خاص پیغمبر عزیز اسلام نهی شده که انسان
آرزوی مرگ کنه.
اِاِاِ و بعض از بزرگان گفتن مگر در تهیّؤ.
تهیّؤ یعنی آمادگی برای
دیدار خدا. این
آره مثل اینکه قرآن میفرماید
"فتمنّوا الموت ان كنتم صادقین" تمنای موت کنید اگر صادقید.
این تمنا یعنی تمنای باطنیست.
یعنی انسان در درون خود
شوق و تهیّؤ آمادگی
دیدار حق رو داشته باشه.
مثل اینکه شما میخوای بری کربلا،
انقدر شوق زیارت ارباب رو داری
در درون خودت آرام و قرار نداری برای زیارت حضرت.
شوق دیدار داری و البته حالا که شوق دیدار داری
دوست هم نداری که موقعیت فعلی رو از دست بدی.
مثلاً الان در
محلی هستی که داری خدمت به خلق الله میکنی،
اممم از راه دور زیارت میکنی، به پدر و مادرت رسیدگی میکنی، کارهای خیر انجام میدی،
کمک به جمهوری اسلامی میکنی.
اینها اما این همه اینها هم خیراند.
اما به یک معنا داری خودت رو آماده میکنی برای اون زیارت که
حضور ظاهر عند المظور.
این به مقام اندیت نمیرسه انسان مگر اینکه شبیه بشه، سنخیت پیدا کنه.
الشفع والوتر شفع جفت شدن،
شبیه شدن، هم سنخ و هم جنس شدنه.
اینجا اگر کسی به طریق
ابی عبدالله زندگی کرد به سبک زندگی اونها که رهبر عزیز فرمود سبک
زندگی اسلامی اینطور بود، اون موقع این میشه خودش یه نوع تهیّؤ و ش--
اِاِاِ پر درآوردن برای زیارت.
این تمنای باطنیه.
نه اینکه حالا الان این موقعیتها رو از من بگیر صرفاً فقط من رو برسون به کربلا.
این غلطه. مثل اینکه ما در این دنیا با این همه
بسترهایی که برای ارتقای وجودیمون هست
ما اینها رو ندیده بگیریم، پشت به پا به نعمتها بزنیم که بزرگترین فرصت الهیست.
اینجا مزرعهست و هرچی بکاری اونجا میتونی برداشت کنی.
این فرصت رو بخوای بسوزی که مثلاً
صرفاً به دیدار بری، نه.
در حینی که داری از این فرصت بهرهبرداری میکنی شوق دیدار داری ،
شوق دیدن داری. البته در
گفتار بعض از کمالین از اولیاء الله
هست که انسان به یک درجاتی از
شوق و عرفان که میرسه ناخودآگاه
طلب و تقاضای مرگ میکنه.
اون قصهش فرق میکنه. که مثل
خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها که اللهم عجل وفاتی سریعا.
اینها دیگه یکپارچه نور محض بودند و
اِمم ناخودآگاه اصلاً طالب اون
اِاِاِ نور مطلق بودند.
این از این سؤال
جواب این و پاسخ این سؤال اجمالاً
جلسه قبل
جلسه بعد