ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 031

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

پرسش از طهارت نفس؛ شعور همه موجودات

پرسیده‌اند چگونه در کتاب طهارت نفس آمده همه موجودات — از جمله حیوانات — شعور دارند و رابطهٔ شهودی با دیگر وجودات مانند انسان. سؤال مهم و خطیر و عرض عریض دارد.

تسبیح اشیا دلیل شعور

«وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ» (اسراء/۴۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هیچ چیزی نیست مگر آنکه به ستایش او تسبیح می‌گوید.

«يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ» (جمعه/۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آنچه در آسمان‌ها و زمین است خدا را تسبیح می‌گوید.

«وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ» (تکویر/۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و چون وحوش گرد آورده شوند.

این آیات نشان می‌دهد همه اشیا و موجودات نظام هستی شعور دارند که تسبیح می‌کنند؛ حتی وحوش محشور می‌شوند. حدیث شریف نیز هست که با پیامبر می‌رفتیم و چیزی ندیدیم مگر آنکه به پیامبر سلام می‌گفت؛ سنگ و شجر و نبات. پس شعور اشیا برگرفته از همان اصل است.

سلطان وجود و اساکر اسماء؛ مزاج عالم

خدا رحمت کند علامه رفیعی قزوینی را که می‌فرمود هر کجا سلطان وجود قدم نهاد اساکر اسماء موجودند؛ یعنی چون شیء وجود یافت و در دایرۀ وجودات نشست، همه اسماء الهی آنجا حاضرند؛ هرچند نسبت به سعه و ضیق شیء و نسبت به مزاج آن، میزان بروز اسماء متفاوت است. عالم نیز مزاج دارد. به همان میزان یکی از اسماء سلطنت و دولتش بیشتر ظهور می‌کند و شیء به آن اسم بیشتر شناخته می‌شود. با این‌همه اسماء حاضرند و تمام اسماء به یک وجه به ائمۀ سبعۀ اسماء بازمی‌گردند که اولشان الحی است: الحی العلیم القدیر السمیع البصیر المرید المتکلم. الحی پیشوای اسماء است؛ پس همه زنده‌اند؛ یک‌پارچه حیات‌اند. دار الآخرة لهی الحیوان فقط آخرت نیست؛ دنیا و نشئۀ طبیعت نیز حی دارند؛ همه از حس وجود و تحقق اسماء شعور دارند و حی‌اند. هیچ چیز نیست مگر آنکه تسبیح به حمد حق می‌کند.

توحید صمدی؛ کثرات شؤون یک وجود واحد

رابطهٔ شهودی نیز در دل همین بحث اجمالی می‌آید. اگر توحید را توحید اصمد قرآنی فرض کنیم — یک وجود واحد بسیط‌الحقیقه که تمام کثرات شؤونات آن حقیقت کلیه‌اند — آن‌گاه همه عالم بدون استثنا از جزء و کل با هم مرتبط‌اند؛ اجزاء یک کل‌اند؛ هیچ جزئی از دیگر اجزاء جدا نیست. مانند معرفت نفس: دست من، پای من، چشم من، سر من، معده من، عروق من، باطن من، روح من، نفس من، عقل من، خیال من — همه استناد به یک «من»؛ یک حقیقت با این‌همه کثرت. انزل مراتب این حقیقت واحده بدن است و اعلایش روح که صورت مرتبۀ احدیت حق است. از مرتبۀ قلب به پایین حقیقت کلیه باز می‌شود به مرتبۀ واحدیت وجود. یک وجود واحد با همه کثرات اما همه مرتبط: اگر سرانگشت سوزنی رود درد تمام وجود را می‌گیرد؛ اگر روح مکدر شود تمام جسم درگیر می‌شود.

سعه و ضیق مظاهر؛ شدت و ضعف وجود

این ارتباط وجودی نسبت به سعه و ضیق مظاهر است؛ منشئات حضرت حق. ملاصدرا ابتدا مراتب وجود را به شدت و ضعف می‌گیرد؛ استاد می‌فرماید درست‌تر آن است که عالم را به سعه و ضیق مظاهر بگیریم: نسبت به آنکه حق در چه وجودی چه میزان ظهور کرده و دولت کدام اسم به چه شدت آمده، سعه و ضیق پیدا می‌کند. مراتب خود وجود شدت و ضعف است؛ مراتب مظاهر سعه و ضیق کثرات. در هر صورت همه مرتبط‌اند؛ ارتباط وجودی دارند؛ زنده‌اند و محل پیاده‌شدن اسماء؛ و اسماء به یک معنا ملکات وجودی حق‌اند.

املاء و انشاء عالم؛ من عرف نفسه

همه عالم انشاء و املاء حضرت حق است. چون بر کتابی املاء و انشاء کنی حقیقت مکتوب در مکنون وجود توست؛ حقیقتی کلی که در کلمات و جملات ریخته شده؛ بی‌ارتباط با هم نیستند؛ همان ملکات وجودی‌اند در حضرت حق. از زیر معرفت نفس — من عرف نفسه فقد عرف ربه — می‌فهمی: ذات بی‌مثال؛ سپس اسماء و صفات که ملکات وجودی حق و محل صدور افعال‌اند؛ کثرات به آن بازمی‌گردند. هر مظهر جزئی و شأنی و طوری از حق است؛ عالم اطوار وجودی حق است؛ مجلّی و ظل و شرح و قدری از قضا. ازاین‌رو شهود هم دارند؛ شاهد بر هم‌اند چون یک حقیقت کلیه‌اند و یک وجود واحد. ان‌شاءالله خدای منان عاقبت را بر این سفرۀ معارف با عمل خالصانه به خیر کند. والحمد لله رب العالمین.

جمع‌بندی شعور و شهود اشیا

تسبیح و حشر وحوش و سلام اشیا به پیامبر همه گواه شعورند. حضور اساکر اسماء با حیّ بودن هر موجود گره خورده است. توحید صمدی کثرات را شؤون یک حقیقت می‌کند؛ پس ارتباط شهودی اجزاء عالم مانند ارتباط اعضای یک بدن است. سعه و ضیق مظاهر شدت ظهور اسماء را رقم می‌زند؛ و املاء عالم همان بروز ملکات حق است که شهود متقابل مظاهر را ممکن می‌سازد.

حیات دنیا و آخرت از ریشهٔ حیّ

دار الآخرة لهی الحیوان نشان می‌دهد حیوانیت به معنای حیات حقیقی است؛ اما نشئۀ طبیعت نیز خالی از حیّ نیست. چون اسماء در هر موجود تحقق یافته‌اند، تسبیح ممکن می‌شود. سلام سنگ و درخت به پیامبر ظهور همین حیّ و علیم و سمیع در مراتب ضیق است. پس انکار شعور اشیا انکار حضور اسماء است.

وحدت در کثرت؛ مدل انگشت و روح

درد نوک انگشت و کدورت روح که جسم را درگیر می‌کند دو مثال ملموس از وحدت در کثرت‌اند. عالم نیز چنین است: هر طور و ظل و شرح از متن واحد، شاهد و مشهود یکدیگرند. شهود حیوانات نسبت به انسان و دیگر وجودات از همین وحدت برمی‌خیزد نه از حلول جداگانهٔ ارواح.

جمع نهایی پاسخ سؤال

سؤال طهارت نفس دو لایه داشت: شعور و شهود. شعور با تسبیح و حشر و سلام اشیا ثابت شد؛ شهود با توحید صمدی و ارتباط اجزاء یک کل. سعه و ضیق مظاهر شدت دولت اسماء را توضیح می‌دهد بی‌آنکه ارتباط را قطع کند. این پاسخ اجمالی درب ورود به تفصیل معرفت نفس است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.