یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
شبههٔ وحشی بودن دین
قطعهای منتشر شده که کسی در لباس روحانیت مطالب ناشایستی دربارهٔ دین و ائمه گفته و دوستان پاسخ خواستهاند. هر صاحب فهم زشتی آن را درمییابد؛ از سر وظیفه پاسخی میآید.
نخست دین را وحشی خوانده و تربیت را به آن پیوند زده. این سخن مغایر آیات است: إن الدین عند الله الإسلام؛ آنچه از حق به رسولان رسیده وحی است و بستهٔ سعادت دنیا و آخرت. اگر مراد دینِ بدپیادهشده است، باید تمیز دهد؛ خود در لباس دین نباید دین را تخریب کند. اوامر و نواهی دین برای سعادت است.
معنای حکمی دین همان فطرت خداجوست: فطرت الله التی فطر الناس علیها. ضمیر و کانال وجودی به دریای الوهیت — اسم اعظم هر کس — که به حق میکشد و وإن إلیه راجعون رخ دهد. دینِ وحشی خواندنِ این فطرت، تیر به هویت انسانی است.
جسارت به ضریح و فقها
سپس به ضریح و بارگاهها جسارت کرده و گفته فقیه ماهری با شهامت نداریم که بگوید پول ریختن در ضریح حرام است. این جسارت به علماست که پیش فراعنه ایستادهاند؛ شهامت و فهم دقیق دین در هر عصر همان ایستادگی است نه گفتنِ حرمتِ موهومِ نذر.
آنگاه یصدون عن سبیل الله را به کمک به حرمها تأویل کرده و با الفاظ سخیف از مالیدن پول به بام حرم سخن گفته؛ گویی تنها معضل جهان اسلام همین نذورات است. چه کوتهفکری که آب به آسیاب دشمن بریزد و همهٔ مشکلات را در یک ضریح خلاصه کند.
«ذَٰلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَٰٓئِرَ ٱللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى ٱلْقُلُوبِ» (حج/۳۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): این است؛ و هر که شعائر خدا را بزرگ دارد، همانا آن از تقوای دلهاست.
حتی شترِ بارِ حاجیان شعائر الهی است؛ چه رسد به جایگاهی که بدن پاک و عرشی اهلبیت در آن آرمیده. پیامبر فرمود از حقوق من بر امت زیارت ذریه پس از شهادت است. آن شخص میگوید چه لازم است گنبد طلا باشد و خشت و گل بس است — با الفاظ زشت.
فرهنگ اهلبیت و زیارت
سؤال اساسی: چه کسی در تاریخ پیشتاز نجات فقرا و مستضعفان بوده جز این خاندان؟ إنما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاءً ولا شکورا — سه شب افطار خود را دادند فقط برای رضای خدا. فرهنگ این خانواده چنین است.
هر چه به زیارتشان نزدیک شوی — حضور ظاهر عند المزور — مجالست مؤثر است و فرهنگشان القا میشود و دوست میداری چون آنان زندگی کنی. در حرمها با نماز جماعت و مناسبتها و سخنرانیها و جلسات معارف، انتقال معرفت رخ میدهد.
میشنوی امام رضا صلواتاللهعلیه به پسرش امام جواد فرمود از در پشتی مرو که فقرا نیستند؛ از دری بیا که مستمندان تجمع کردهاند و جیب پر کن تا چون برخورد کردی هبه دهی. چون این معرفت را اخذ کنی در مسیر او حرکت میکنی.
تعظیم شعائر — رسیدگی به حرمهای اهلبیت که بهترین جایگاه خدمت به انسانیت و علم و سعادت است — لازم و واجب شرعی است؛ و رسیدگی به فقرا نیز. آن شخص با چه استنباطی میگوید حرام است؟
آستان قدس و خدمات عینی
آیا آستانی پرخیرتر از آستان قدس رضوی سراغ دارید؟ به فقراى مشهد و خراسان و شهرهای دیگر، خیریهها، صندوقهای قرضالحسنه، مراتع و زمینهای کشاورز برای جوانان، رسیدگی به روستاها، زائرسراهای رایگان برای اولینبارآمدهها — بدون دریافت وجه.
آستان قدس پایگاه معنوی و فرهنگی جهان اسلام شده و حتی به نهادهایی چون صدا و سیما — که رهبر خط مقدم جبههٔ فرهنگی نظامش خوانده — در تنگنای بودجه مدد میرساند؛ به قرض یا بلاعوض. آیا این خدمات یاران و زوار اهلبیت را باید نابود انگاشت؟
عشق و محبت به این خاندان را چگونه نشان دهی اگر راه نذر و خدمت را ببندی؟ گفتن که پول ضریح مصرف فانتزی یا استعماری است، خود فکر پوسیده است که مردم را از تعظیم مقام اباعبدالله بازمیدارد.
فقه نذر و اتهام استعماری
زائران در عین زیارت چندین برابرِ خرج زیارت را در همایشهای انساندوستانه و بستههای غذایی — بهویژه در ایام کرونا — در سراسر کشور میدهند. چون قیاس کنی، افکار او استعماریتر است یا نحوهٔ تعظیم مردم و مصرف نذورات در مسیر ولایت؟
اگر کسی از سر عشق نذر کرد خشتی طلا به حرم امام حسین تقدیم کند، آن پول را نمیتوان جای دیگر برد؛ فقه نذر خاص چنین است. مطلقاً نمیتوانی ببری جای دیگر مگر نذر عام به متولیان که دستشان باز باشد در مسیر ولایت. وقف خاص امام حسین جای دیگر نمیرود.
گفتن برو به فقیر بده به جای ضریح، وقتی نذر حرم شده، نشان آن است که از فقه بو نبرده. الفاظ زشت دربارهٔ مالیدن پول جن و انس به ضریح با لباس دین ناسازگار است؛ باید خجالت کشید و این لباس را از تن درآورد پیش از چنین سخن.
بیشترین مشکل مردم از آب به آسیاب دشمن ریختن دوستِ جاهل یا منافقی است که ظاهر دین دارد و باطن به نفع دشمنان دین عمل میکند. إنشاءالله خدا همه را آگاه کند. حتی کمبهرهترین از سفرهٔ آلالله میتواند پاسخ امثال او را بدهد؛ این نیز توفیقی بود. عاقبت ختم به خیر باد.
والحمد لله رب العالمین.
دین، شعائر و خدمت
لباس دین امانت پیامبر است. چون بر تن کسی باشد که دین را وحشی میخواند، امانت خیانت شده است. یا باید بگوید رفتار فلان گروه وحشی است — و نام دین را جدا کند — یا تیغ به ریشهٔ وحی زده که کفر است. راه میانهٔ تخریبِ مطلق، نفاق زبانی است.
فطرت الله را وحشی خواندن، انکارِ کشش درونی به حق است. هر انسانی کانالی به دریای الوهیت دارد؛ دین نام همان کانال است وقتی شکوفا شود. اسلام عند الله همان شکوفایی است نه خشونت.
فقهای ایستاده در برابر استبداد، شهامت را با خون و تبعید خریدند. متهم کردن آنان به بیشهامتی چون نذر ضریح را حرام نگفتهاند، جابهجایی معنای شهامت است. شهامت فقهی، گفتن حقِ فقه است نه شعارِ پوپولیستی.
یصدون عن سبیل الله دربارهٔ بازدارندگان از راه خداست؛ راه خدا را به حرمها منحصر کردن و سپس حرم را سد نامیدن، تحریف دو لایه است. شعائر را بزرگ دار تا دل باتقوا شود؛ این صریح آیه است.
شتر حاجیان را قرآن شعائر میخواند تا بفهمی نمادِ مسیر بندگی محترم است. حرم اهلبیت نمادِ غایت مسیر است. اگر نماد مسیر محترم است، غایت به طریق اولی.
إنما نطعمکم فرهنگِ خانه است نه شعار منبر. سه شب گرسنگی برای فقیر، نقشهٔ ژنتیک معنوی این خاندان است. نزدیک شدن به زیارت، نزدیک شدن به این نقشه است. مجالست مؤثر یعنی اخلاقِ إطعام به جان مینشیند.
امام رضا به جواد آموخت از درِ فقرا بیرون آی و جیب پر کن برای هبه. این حدیث را در حرم میشنوی و عمل میکنی. پس حرم کلاسِ فقرزدایی است نه رقیبِ آن. قطع کمک به حرم، قطعِ همان کلاس است.
آستان قدس را نادیده گرفتن یعنی آمارِ خدمت را نفی کردن. زائرسرای رایگان، مراتع احیاشده، وام و خیریه، مدد به رسانهٔ ملی در تنگنا — اینها فانتزی نیست؛ زیرساخت کرامت است. پایگاه معنوی جهان اسلام با همین نذورات و وقفها میایستد.
نذر خاص قفل شرعی است. عاشق که نذر حرم کرد، پول را به فقیرِ غیرنذر نمیتوان برد؛ مگر از مال دیگر. فقه را با احساس جایگزین مکن. نذر عام به متولی راه گشایش است برای مصرف در مسیر ولایت — از حرم تا فقیر.
الفاظ سخیف دربارهٔ ضریح، ادب لباس پیامبر را میشکند. دشمن همین را میخواهد: تنفر از شعائر. دوستِ جاهل یا منافقِ آگاه هر دو آب به آسیاب او میریزند. آگاهی امت و ادامهٔ زیارت و خدمت، سد این آب است.
کمبهرهترین شاگرد سفرهٔ آلالله نیز میفهمد دین رحمت است و شعائر تقوا. این پاسخ ادای دینِ مطالبهٔ دوستان بود. والحمد لله رب العالمین.
جمعبندی پاسخ
شبهه دو تیغ دارد: یکی بر دین بهمثابهٔ وحشیگری، دیگری بر شعائر بهمثابهٔ اسراف. هر دو تیغ را باید شکست. دین وحیِ سعادت است؛ شعائر تقوای قلوب. فقیر و حرم در فرهنگ اهلبیت دشمن هم نیستند؛ دو سوی یک خدمتاند.
استنباطِ حرمتِ کمک به ضریح، نه شهامت که جهل به نذر و وقف است. نذر خاص را نمیتوان شکست؛ نذر عام را میتوان در مسیر ولایت گسترد. آستان قدس نشان داده گستردن ممکن و پربرکت است.
زبانِ زشت در لباس دین، خیانت به لباس است. دشمن از این خیانت تغذیه میکند. پاسخ، ترک زیارت نیست؛ زیارتِ آگاهتر و خدمتِ بیشتر است. إنشاءالله امت بیدار بماند.
دشمن میخواهد پیوند عاطفی مردم با اهلبیت را به اسراف متهم کند تا قطع شود. پاسخ درست، شفافیتِ مصرف نذورات و تداوم تعظیم است نه عقبنشینی از شعائر. آستانها باید گزارش خدمت بدهند و میدهند؛ نادیده گرفتن گزارش، مغالطه است.
تربیت وحشی از دین برنمیخیزد؛ از هوای نفس برمیخیزد که گاه نام دین میگیرد. تمیزِ این دو وظیفهٔ عالم است نه تخریبِ مطلق. لباس روحانیت باید پاسبان این تمیز باشد نه بلندگوی شبهه.
زیارت ذریه حق پیامبر است. اسقاط این حق به بهانهٔ فقر، اسقاطِ حقالنبی است. فقیر را از مالِ غیرنذر و از نذر عام یاری کن؛ نذر خاص را مشکن. این تعادل فقه است.
گنبد و ضریح نماد کرامتاند نه فانتزی. خشت و گل نیز اگر از سر فقر موقت باشد محترم است؛ اما تحریمِ تعظیمِ باشکوه، تحریمِ شعائر است. قرآن شتر را بزرگ داشت؛ تو حرم را کوچک مدار.
هر شبههای که مردم را از سیدالشهدا دور کند، رد دشمن دارد حتی اگر از دهانِ دوست درآید. آگاهی یعنی این رد را دیدن و زیارت را رها نکردن.
حرم کلاس است و فقیر شاگردِ همان کلاس وقتی فرهنگ إطعام جاری باشد. قطعِ بودجهٔ کلاس به نام شاگرد، مغالطه است (1).
نذر و خدمت دو بال پرواز محبتاند. یکبال سقوط میآورد. فقه هر دو را میپذیرد و شبهه هر دو را میزند.
حرم کلاس است و فقیر شاگردِ همان کلاس وقتی فرهنگ إطعام جاری باشد. قطعِ بودجهٔ کلاس به نام شاگرد، مغالطه است (2).
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.