ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و بهین استعین والعاقبة لأهل التقوی و اليقین.

متأسفانه شاهد بی‌ادبی‌های گستاخانه‌ی عده‌ای تریبون‌به‌دست هستیم که اینها به قدری زشت و سخیف سخن می‌گن و بهترین ارزش‌های نظام ما، ولایت فقیه ما، بزرگانی همچون سردار سلیمانی‌ها و اینا رو زیر سؤال می‌برن.

حتی گستاخی می‌کنند در خصوص انبیا و مقام و شان اون‌ها.

و متأسفانه چی بگیم که بعضی‌ها هم تحت تأثیر این قلم‌های شکسته و این افکار پوسیده می‌شوند.

و چه عجیب که وقتی انسان بررسی می‌کنه کلمات این‌ها رو چ-- به قدری متأسفانه بدون برهان و بدون پشتوانه صحبت کردن که [نفس عمیق] من حیفم اومد بذارم زمان بهش بخوره، بلکه یه وقت خدایی نکرده بزرگان ما بخوان دست به قلم بشن و یا حرفی بزنن.

لذا بنده حقیر یه طلبه‌ی ناچیز چند تا جمله در جواب این‌ها عرض کنم که مدعی‌اند حاج قاسم در بُعد فرهنگ شکست خورد، در بُعد سیاسی شکست خورد.

در بُعد نظامی هم اگر مثلاً کشت و کشتار راه نمی‌انداخت، کلی آدم [اه] بی‌گناه رو نمی‌کشت یا روسیه به دادش از هوا نمی‌رسید، مثلاً شکست خورده بود و از امثال این قبیل حرف‌های سخیف و بی‌ارزش و بی‌پایه و [نفس عمیق]...

[نفس عمیق] من عرض می‌کنم که چه عجیب است که اینجور آدم‌ها بلندگوی دشمنانی شدند که خودشون قائل‌اند به اینکه اصلی‌ترین عامل شکست سیاسی آمریکا در منطقه خود-- وجود سردار دل‌ها حاج قاسم سلیمانی بوده.

خود آمریکایی‌ها اینو بارها اعتراف کردن.

من از این‌ها می‌پرسم آیا این امیدی که در دل مردم ایجاد شد با شکوفایی شخصیت حاج قاسم، با بروز اون و ظهور اون شکوه ایشون در میان قاطبه مردم آیا مجازی بود یا تبلیغاتی بود؟

کدوم یکی؟

مجازی بود که نبود.

تبلیغاتی بود که نبود.

این از دل مردم جوشید.

چه قبل از شهادتش، چه بعد از شهادتش.

وقتی رهبر عزیز ما حاج قاسم رو به عنوان یک مکتب بیان می‌کنه، می‌فرماید مکتب حاج قاسم که مجموعه‌ای بود از-- اونم مجموعه ای منسجم از باورها، ارزش‌ها، آرمان‌ها که تبدیل شد به یک مدل و الگو بر سبک زندگی اسلامی و انقلابی مردم.

خب شما دیگه چی می‌خواید بگید؟

وقتی بزرگان اهل هنر، بزرگان اهل علم، بزرگان اهل سیاست، بزرگان اهل مسائل نظامی سرتاسر دنیا به عظمت و عظم ایشون اقـ-- [سرفه] اقرار کردن، شما که یه گوشه‌ای افتادید و صرفاً به جهت اینکه [اه] مطرح بشید، اسمتون به قول خودتون رو بورس بیفته، اسمتون مطرح بشه، اسم و رسمی پیدا کنید و لو به گزاف این مطالب موهن رو می‌گید، آخه چه حرفی برای گفتن دارید؟

حاج قاسم در بُعد فرهنگی شکست خورد که استاد دانشگاه بود، که کارشناسی ارشد در اوج گرفتاری‌هایی که داشت کارشناسی ارشدش رو گرفت و در دل مردم چنان نفوذ کرد که هیچ‌کدوم از شخصیت‌های فرهنگی ما چنین نفوذی در دل مردم نداشتن.

حاج قاسمی که کل ایران رو حرم می‌دونست.

کدوم اندیشه‌ای رو س-- شما سراغ دارید؟

کدوم اندیشه نابی رو سراغ دارید که چنین تفکری داشته باشه که کل جمهوری اسلامی ایران حرمه؟

و وقتی جای جای گوشه گوشه این مرز و بوم و این سرزمین از اون شهرهای دور افتاده و محروم چه دچار زلزله میشن، چه سیل و مشکلات دیگه، اول کسی که تو صف مقدم خدمت‌رسانی به اوناست حاج قاسمه.

شما کسی-- چنین کسی رو از بُعد فرهنگ دارید جدا می‌کنید در حالی که اصلاً فرهنگ انقلاب ما، فرهنگ بومی ما عجین شده با نام و یاد حاج قاسم بوده و خواهد بود.

[نفس عمیق] حاج قاسم به عقیده دلسوزان نظام و اون‌هایی که اهل فن‌ن، اهل علم‌ن، اهل جامعه‌شناسی‌ن و حتی روانشناسی‌ن یک چهره‌ ی طراز انقلابی بود و عدالت‌خواهی البته.

که عدالت‌خواهی در دل انقلابی بودن است.

یادتون هست در کو-- اون موضعی که آقای روحانی بنا به مسائلی بر علیه صهیونیست و آمریکا علیرغم اون همه کرنش‌ها بعداً در جواب بی‌ادبی‌های اون‌ها آقای روحانی مجبور شدن موضع بگیرن.

حاج قاسم نامه نوشت و خودش رو کوچک کرد در ظاهر که با ادبش این‌ها رو مؤدب کنه و راه رو بهشون نشون بده.

گفت من حاضرم دست شما رو ببوسم به جهت این موضع بر حق و درستی که گرفتید بر علیه استکبار.

خب این-- درسته حاج قاسم سیاست‌باز نبود اما یک مرد به تمام معنا سیاسی بود.

در اندیشه حاج قاسم ایزدی، مسیحی، سنی، شیعه همه یکی بودند.

حاج قاسم قشنگی کارش این بود که دنبال میل رهبری بود، نه اوامر-- صرفاً اوامر رهبری.

میل رهبری رو تشخیص می‌داد، جون پای میل رهبری می‌ذاشت.

اون‌هایی که شخصیت حاج قاسم رو به بهترین شکل ممکن توجه کردن و قلم زدن و [اه] در خصوص شخصیت و خصیصه‌های منحصر به فرد حاج قاسم سخن گفتن وقتی شما متوجه نشی که منظور از این آقا حاج قاسم [نفس عمیق] به دنبال این شخصیت می‌گردی که چه شخصیت جامعی، چه الگو کاملی که او رو دارای نبوغ س-- نظامی خاص دونستن.

روحیه سلحشوری و جنگندگی، روحیه شهادت‌طلبی، اخلاص، اخلاص، سیماهم فی، سیماهم فی وجوههم من اثر السجود.

دیدید اون آثار سجده در پیشانی ایشون، اون نور چهره ایشان، ارادت و تمسکش به اهل بیت، اون بیت الزهرایی که در کرمان داشتن، دهه‌ی فاطمیه در سخت‌ترین شرایط خودشونو میرخت-- می‌رسوندن برای اقامه اعیاد حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها.

ولایت مداریشون، کی مثل ایشون پشت سر ولایت و رهبری حرکت کرد؟

تعبد و معنویتشون، کسایی که از نزدیک باهاشون بودن اظهار شگفتی می‌کردن، اج-- اظهار تعجب می‌کردن از نحوه عبادات‌های نماز شب ایشون که سی و یکی دو سال نماز شب ایشون به سبک نماز شب پیغمبر که اولین دو رکعتش رو اول شب می‌خوند بعد می‌خوابید دو مرتبه بلند می‌شد بقیه رو می‌خوند به کرار ترک نشد سی و یکی دو سال.

شوخیه مگه؟

این فرامرزی بودن حاج قاسم، آیا کسی تو بلندگو بوق و کرنا کرد به قول شما ساندیس پخش کرد که سرتاسر کشورها حتی در اروپا برای ایشون جلسات متعدد گرفتن، یادبود گرفتن، براش راهپیمایی کردن؟

آیا این موفقیت در بُعد سیاسی، در بُعد فرامرزی، در بُعد فرهنگی، دینی، مذهبی و فرامذهبی و فرادینی نیست؟

ایشون یک دیپلمات برجسته بود، یک سخت‌کوش جدی بود.

نظم و انضباط و دقت در امورش عجیب بود.

سرعت عملش به هنگام بود.

به موقع عمل می‌کرد.

بیانش تأثیرگذار بود.

علاقه شدیدی به فرهنگ و هنر داشت.

ادیب بود، شاعر بود.

روحیه انقلابی عجیبی داشت.

اعتدال در سرتاسر زندگی ایشون دیده می‌شه.

کسی از ایشون افراط و تفریط ندید.

سنجیدگی و تدبیر در امور، عرض شود سادگی و صفا، مردمی بودنش، ارتباطش با جوون‌ها، آرامش و طمأنینه‌ش.

آخه آدم کدوم یکی از اینا رو بگه؟

بعد یه مشت آدم از خدا بی‌خبر و جاهل و نادان بیان بگن که آرا اگه مام بودیم، ما مثلاً جای ایشون بودیم می‌تونستیم کاری نداشت مردم رو نمی‌دونم جمع کنیم و ظاهراً برنده جنگ باشیم و دیوار گوشتی درست کنیم و از شوروی ک-- از روسیه کمک بگیریم و خب.

اینا انقدر فاقد، فاقد استراتژی فکری هستن، انقدر فاقد پشتوانه فکری و عقلی هستن که خودشونم در صحبت‌هاشون ضد و نقیض می‌بینی که اولاً میگن کارو کمی نکرد، ممنونش هم هستیم اما از اون طرف میگن ما هم بلد بودیم این کارو بکنیم.

چیکار بلدید بکنید؟

الان شما دو کلام میخوای حرف بزنی، حرف‌هات پایه و اساس نداره، بعد میخوای کار بزرگی که حاج قاسم کرد رو بکنی.

سوریه و عراق در معرض فروپاشی قرار گرفته بود.

بزرگ‌ترین استان‌های سوریه و عراق در دست داعش قرار گرفته بود.

خود اون‌ها باور نمی‌کردن دو مرتبه ورق برگرده و خودشون رو باخته بودن بزرگانشون.

بعد مثلاً شما می‌تونستی همچین کاری بکنی؟

شما الان لب و لوچه خودتو نمی‌تونی جمع کنی.

نمی‌تونی بلد نیستی دو کلام صحبت کنی.

فقط صرف اینکه یه مقدار تو فضای مجازی اسمت بپیچه، از شما هم یاد-- مثلاً یاد کنم که من مخصوصاً اسم شما رو نمی‌برم تا به دلت بمونه که اسمت بخواد بپیچه در فضای مجازی میخوای مثلاً بر علیه همچین شخصیت جهانی حرف بزنی.

خوش‌خویی حاج قاسم رو کی داشت که اگر خوش‌خویی او ضرب‌المثل نبود و الگوی ما نبود، الان من جور دیگه جواب شما رو می‌دادم.

مظهر اشد اشداء علی الكفار رحماء بينهم بود.

[نفس عمیق] ارتباط عمیقی که در حین این مشکلات با خانواده خودش داشت، درک عمیقی که از حقیقت دنیا و آخرت داشت، توجه به اصل کمال طلبی که ایشون داشت برای رشد خودش به شدت تلاش می‌کرد شب و روز که ایجا باقیمه نمونه.

او استر-- از، از حیث فکر استراتژیک بود یعنی استراتژیک فکر می‌کرد اما در عمل تاکتیکی عمل می‌کرد.

کیه که این‌ها رو نپذیرفته باشه؟

کیه که این‌ها رو قبول نداشته باشه؟

و چه جالب که حدیث صریحی داریم که اهل بیت علیهم الصلاة والسلام فرمودن خداوند دشمنان ما را از احمق‌ها آفریده و حماقت تا کجا که وقتی این قبیل اشخاص رو رها کنی، یوا-- رفته رفته به تقدسات ما هم بی‌حرمتی می‌کنن.

وقتی اشاره به حضرت آدم می‌کنن از نفهمی و بی‌شعوری‌شون این آیه صد و پانزدهم سوره طه رو که ولقد عهدنا علی آدم من قبله فنسي که اشاره دارد به اینکه صریح قرآن می‌فرماید نسی یعنی آدم فراموش کرد اون عهدش رو.

ولم نجد له عزما و ما او رو دارای عزم نیفتیم.

میان جسارت می‌کنن از نداشتن فهم و شعور قرآنی و باطنی و میگن که استغفرالله عين لفظی که میگن که معلومه آدم هم مالی نبود.

استغفرالله یعنی عصمت آدم را هم زیر سؤال می‌برن و در حالی که همین قرآن می‌فرماید و علم آدم الاسماء كلها.

چرا اینا توجه ندارن به این قبیل دسته آیات؟

که خدای منان ادعا کرده تعلیم کرده به حضرت آدم همه اسماء رو.

که حالا به قول علامه سنزده علیه الرحمه این جا عالم جامع الاسراف به جای الاسماء بگذار الاشیاء ولی یعنی اینکه و علم آدم الاشیاء کلها.

یعنی خدا علم به احوال همه موجودات، وجودات و اشیاء رو به حضرت آدم بخشید.

و البته ذیل این آیه که این آقائن اینچنین ازش برداشت کردن تفاسیر زیادی داریم که آقا منظور از این فراموشی چه نوع فراموشی‌ست؟

این نداشتن عزم چه نوع عزمی‌ست؟

اتفاقا در تفسیر اهل بیت جلد نه صفحه دویست و نود و چهار همچنین بهار جلد یازده صفحه صد و هشتاد و هفت همچنین در تفسیر نور الثقلین و خیلی از تفاسیر ما می‌تونید از قول امام باقر و امام صادق علیهم السلام ببینید این رو.

که جمیل بن دراج ایشون نقل می‌کنه به نقل از یکی از شیعیان که اینکه خدا آدم رو چگونه برای فراموشی مؤاخذه کرد؟

در جواب این سؤال حضرت می‌فرماید که آدم فراموش نکرد و چگونه فراموش کند در حالی که نهی خدا را به یاد دارد.

چگونه نهی خدا را به یاد دارد؟

چون ابلیس بهش میگه دیگه.

ابلیس به حضرت آدم میگه پروردگارتون شما را، شما را از این درخت نه کرده.

بعد دلیلش رو شیطان دلیلش رو به حضرت آدم می‌خواد حالا مثلا حضرت آدم رو اغوا کنه دلیلش رو اینطوری عنوان می‌کنه که مگر به خاطر اینکه یعنی مگر به خاطر این خدا شما رو نه کرده از خوردن این درخت که اگر از اون بخورید فرشته خواهید شد.

این صریح آیه قرآن آیه بیست سوره اعراف.

یا جاودانه در بهشت خواهید ماند.

این فرمایش امام باقر و امام صادقه که می‌فرماید اگر قرار بود آدم فراموش کنه شیط-- اینجا صریح این آیه داره میگه که شیطان یادآوری کرده بود بهش پس فراموش نکرده بوده.

این قصه چیز دیگری‌ست که البته اهل حکمت و عرفان حرف‌های هوشیارانه و عالی و قشنگی زدن که حالا اصلاً قصه چیز دیگری‌ست.

که البته من اصلاً صلاح نمی‌بینم برای این قبیل آدم‌ها بیاد حرف انسان خودش رو وقت خودش رو بگیره و حرف‌های علمی اینچنینی بزنه.

اما چه کنیم؟

چیزکی عرض کنیم که مگر قرآن نمی‌فرماید که انی جاعل فی الارض خليفة.

خدا می‌فرماید من در زمین جعل خليفه می‌کنم.

باید حضرت آدم می‌آمد در زمین.

تنها جایی که چهار عناصر اربعة اعم از هوا و خاک و آب و آفتاب این‌ها در زمین بهتر از هر کجا به اون میزانی که انسان نیاز داره وجود داره.

پس انسان برای رشد و تعالی خودش باید می‌آمد به زمین.

قرآن می‌فرماید هو الذي انشأکم من الارض من شما را إنشاء کردم از ارض از زمین.

پس باید می‌آمدیم در زمین.

یا اونجا که می‌فرماید اسکن انت وزوجک الجنة خودت و همسرت در بهشت مستقر بشید.

کلامنها رغبا حیف شعتم.

هرچی می‌خواید بخورید.

منتهی آرزو اون ص-- نعمت بهشت رو در خوردن مطرح می‌کنه.

آقا اگر قرار بود ما در بهشت بمانیم ارتقای وجودی نداشتیم.

اونجا فوقش در همون لذت خوردن و خوابیدن می‌ماندیم.

اما حضرت آدم ما رو آورد در این عالم، در این نشئه که به ارتقای وجودی برسیم.

حالا یه بحث مفصلی دارد که لیاقت شنیدن اینجور مباحث رو اینجور آدم‌ها ندارند.

لذا من به همین مقدار بسنده می‌کنم که باید ما می‌آمدیم تو این دنیا و این‌هایی که جسارت می‌کنند به حضرت آدم که او خطا کرد ما، ما تهونه خطاشو پس دادیم.

امثال اینجور آدم‌ها که خودشون رو اندیشمند هم می‌دانند.

این‌ها دارند جسارت به مقام عصمت انبیا می‌کنند.

این‌ها همه تأویل داره.

اگر شما بخواهید به ظاهر قرآن بسنده کنید ولا يزيد الظالمين الا خسارا چون ظالمید قرآن هم برای شما خسارت‌آور است چون به ظاهر قرآن فقط بسنده می‌کنید.

قرآن ظاهرش میگه حضرت یونس رفت تو دل ماهی.

حضرت موسی با مشت زد یکی رو کشت فراری شد.

پیغمبر ما العیاذ بالله خطا کرده بود.

در آیات ابتدایی سوره فتح می‌فرماید این رو ما این وقتی که بحث انا فتحنا لك فتحا مبينا رو مطرح می‌کنه ليغفر لك ما تقدم من ذنبك وما تأخر که هم آنچه که از گناه قبل و بعد بود بر تو ببخشیم.

پس از به ظن قرآن پیغمبر خاتم هم که گناه کرده و می‌کنه که استغفرالله حضرت آدم هم که خطا کرد و هبوط کرد و رانده شد و پس همه انبیا گناهکار که اینطوری که نمیشه که حضرت ایوب چنان استغفرالله العیاذ بالله نمی‌دونن چی میگن از دهنشون چی خارج می‌کنند.

پیغمبر خداست که در اعتدال مزاج مثلا چنان بدنش کرم زد که این کرم‌ها رو می‌ذاشت رو زخم‌های بدنش می‌گفت بخورید روزیتون اینجاست.

یه صحبت‌هایی اگر بخواهید به ظاهر روایات و آیات بسنده کنید، همینطور که عرض شد ولا يزيد الظالمين الا خسارا.

کل قرآن رو باید با هم دید.

آیات و روایات رو در کنار هم باید با هم دید تا گرفتار گرفتاری‌هایی که امثال شما بهش گرفت، گرفتار شدید نشوید.

اما چه کنیم که متأسفانه شما سهمی از این طهارت ندارید.

در آیه‌ی دوازده سوره طه چون اینا میگن که آقا مقدسات فقط خدا مقدسه و خ-- فقط خداست که تقدیس بر داره و مثلا بعد اینو می‌زنن به رهبری که چرا رهبر رو مقدس می‌دونید؟

نه رهبر رو ما لباس پیغمبر رو مقدس می‌دونیم و هر کسی هم که در لباس پیغمبر پیغمبر گونه رفتار کنه رو مقدس می‌دونیم.

و این مقدس نه یعنی اینکه اون تقدسی که نسبت به خدا قائلیم که یعنی مبرا از هر عیب و نقصی نه خیر، اون رو که ما فقط در خصوص انبیا و اهل بیت علیهم الصلاة والسلام می‌دانیم.

اما این راه به روی همه باز است.

همه می‌توانند به جایی برسند که گناه نکنند.

کما این که بزرگان ما تا لیل و معصوم شدند.

بعضیاشون به جایی رسیدند که یک مکروه از اون‌ها دیده نشد.

وقتی حضرت علامه حسن زاده کرنش می‌کردند در برابر عظمت رهبر عزیزمون، آخه شما جوجه‌ها کی هستید که در برابر یک مرد جامع الاطرافی که در همه علوم روز اجتهاد و تخصص کامل داشت و تمام اندیشمندان تاریخ جلوی رساله‌ها و آثار ایشون، آثار علمی ایشون، یه رساله رصد و فصد ایشون زانو ادب زدند.

بزرگ‌ترین کرسی‌های علمی شرق و غرب اشک ریختند در برابر عظمت علمی ایشون.

یعنی استاد علامه حسن زاده علیه رحمة.

شما کی هستید که بخواهید قد علم کنید و در برابر اون کرنشی که ایشون به رهبری داشت حرفی بزنید؟

ایشون فرمود به رهبر وقتی رهبر فرمودن اینطور مثلاً اظهار کردند که من راضی نیستم شما اینطوری خودتون رو مثلاً کوچک می‌کنید و این‌ها ظاهراً.

ایشون فرمودند که اگر یک، یک مکروه از شما سا-- سراغ داشتم این کارو نمی‌کردم.

و این رو به شما عرض کنم که قرآن در آیه دوازده سوره طه می‌فرماید "اني انا ربک فاخلع نعلک انک بالواد المقدس طوى".

این آیه داره س-- تشریح می‌کنه که وادی مقدس هم هست نه فقط خدای مقدس.

آیه بیست و یک مائده "یا قوم ادخلوا الارض المقدسة التي المقدسة التي".

زمین مقدس.

"كتب الله لکم ولا ترتدوا على ادبارکم فنقلبوا خاسرین".

این‌ها نشون میده که بله زمین می‌تونه مقدس باشه.

بعد انسان نباشه که اشرف و اعظم خلائق و آیات الهیه.

من از این‌ها سؤال می‌کنم آیا می‌شود که اسمی از اسامی حضرت حق پیاده نشه و معطل بماند؟

مگر یکی از اسامی خدا قدوس نیست؟

مگر در جوشن کبیر نمی‌خونیم یا قدوس که حالا قضای ملائکه تسبیحه و آب آشامیدنشون تقدیسه.

قدوس اسم خداست.

ص-- این مبالغه هم است.

قدوس به شدت مقدس.

بری از هر عیب و نقصی.

خب این نسبت پیاده بشود یا نه؟

یعنی باید در خارج از ذات حضرت حق حقیقتی باشد، وجودی باشد که البته اون حقیقت و وجود از تشئونات حضرت حق و آیات و مجالی و کلمات الهی‌ست.

هرچی که هست مظهر اون قدوسیت حضرت حق است.

پس اون هم مقدس است.

پس می‌شود و باید باشد که به جز ذات حضرت حق در بیرون از ذات هم از میان خلائق و اطوار وجودی حق هم ما مقدس پیدا کنیم.

کما این که خیلی‌ها هستند و بودند.

شما چشم ندارید این‌ها رو ببینید.

شما بی‌سوادها و شما آدم‌هایی که خودتون هم نمی‌دونید چی دارید می‌گید در صحبت‌هاتون از اول تا آخر کلی تناقض گویی دیده می‌شه و صرفاً به جهت اینکه مطرح بشید حتی از راه منفی، از راه زشت و کریه بخواهید در-- رو زبون‌ها بیفتید، اسمتونو ببرن، چهار تا آدم جاهل و نادان و بی‌خبر از معارف نا-- ناب و حقمون دور و برتون رو بگیرن از این جور حرف‌ها می‌زنید.

و امیدوارم که خدای منان شما رو یا به خودتون بیاره یا وجودتون رو از روی زمین یعنی زمین رو از لوث وجود امثال شما پاک کنه که به ساحت پاک و مقدس اولیاء الهی این چنین جسارت نکنید.

والحمد لله رب العالمين.