اما سؤال بعدی که محقق عزیزمون پیرامون صحیفه داشتن در خصوص نقش قضای الهی در زندگی انسانه.
یا مثلاً معرفی قضای الهی.
اهمیت حالا قضای الهی در زندگی انسان.
قضا و قدر یک بحث بسیار پیچیدهایست که بزرگان رو به خودش چنان مشغول کرده، چنان کتابها نوشتند و درس و بحثها که خدا میدونه.
اساساً من خیلی اجمالاً عرض کنم که قضا اون متنه.
قضا با واو، صاد، زاد.
قضا متنه و اصله که قدر میشه شرحش، میشه فرع قصه یا در حقیقت ظهورمون.
قضا حتمیه اما قدر غیر حتمیه.
قضا من مثال عرض میکنم برای اینکه متوجه اهمیت و اصل اساساً معنای قضا بشویم.
مثلاً خدای منّان مرگ رو حتمی کرده.
قضای الهی مرگه.
که همه قراره بمیرن.
"کل نفس ذائقه الموت" همه قراره بچشن این مرگ رو.
خب؟
اما یه کسی میاد با گناه کردن عمر اصطلاحاً میگیم عمر خودش رو کم میکنه.
زودتر مرگ میاد سراغش.
اینکه مرگ زودتر اومد سراغش، این زودتر اومدنه دیگه قضا نیست، این قدره.
چرا؟
وجود خودش رو ضعیف کرد.
به ضعیف وجودی گرفتار شد.
خدا هم سریع بردش.
بردنشم باز به رحمت خودشه.
"يا من سبقت رحمته غضبه." غضب خدا هم که جهنم اگر معنو کنیم باز "سبقت رحمته غضبه" رحمتش سبقت گرفته.
یعنی اونم رحمت خداست باز جهنم.
یا میکشش سریع میبردش در تأدیبنامه، تأدیبخانه خودش مؤدبش کنه، آدابش بالاخره ادبش کنه.
یا حالا اسمشو میذاریم عذاب.
مثل طلایی که تو بوته میذارن و آتشش میزنن تا ناخالص، ناخالصیهاش جدا بشه.
پس یا نه برعکس طرف اهل عبادت و تقوا و معرفت و معنویت رو میبینی عمرشو خدا بیشتر میکنه.
اگرچه قراره بالاخره بمیره.
قضا اینه که قطعاً بمیره.
اهدی زنده نمیمونه.
اما چی؟
این با گناه ضعیف شد، زود بردنش.
اون با ثواب چی شد؟
سهش پیدا کرد.
سه وجودی پیدا کرد، نگهش داشتن.
لذا معمولاً آدمهایی که با تقوا هستن معنوی، شما ببینید بین مراجع، علما، بزرگان، کمالین، اینا، عرفا همه ریش سفید میشن غالباً.
ببینیم اگرچه استثنائاتی پیش بیاد یا مثلاً شهیدش کنند.
واللا.
به هر حال.
پس این چیزی که حالا در شبهای قدر هم میگن اتفاق میافته عزیزان، اون مربوطه به در حقیقت قدر در لوح محو اثبات نسبت به قدر شخص ثبت میشه.
قضا نیست، قضا حتمیه.
حالا برای نسبت به اعمال سال طرف و مخصوصاً اون شب قدر حالا خیراتی یا برعکسشو خدا براش چیکار میکنه؟
ثبت میکنه.
اصطلاحاً به سر القدرش نگاه میکنه و مقدراتشو براش مشخص میکنه که همون بر اساس آیه "یمحل ما یشاء و یثبت" تغییر میکنه.
خدا محو میکند و اثبات میکند.
محو اثبات.
مثل اینکه الان آب اثباته، آبه.
اثباته دیگه، ثبوته.
اما این آب بخار که شد چی میشه؟
آب دیگه بخار شد.
آب دیگه نیست.
دیگه از ثبوت خارج شد، محو شد.
بخار ثابت شد.
این چنینه.
یعنی نسبت به اون فعل و انفعالات و کردار و اعمال و رفتارش و اینها تمام آنچه که میخورد، میشنود، میچشد، لمس میکند، میبیند، تخیلاتش، توهماتش، تعقلاتش همه و همه در لوح محو اثباتش تأثیر داره که چی براش محو بشود و چی اثبات بشود.
لذا امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمودند که من تا قیام قیامت رو میتونم برای شما بگم چه اتفاقاتی میافته بر اساس علم الهی که به ما داده.
اما یه آیه دست و پا ما رو بسته.
اشاره به همین آیه کردند.
چون کارهای مردم خط میکشه روی اونها، روی اون مقدرات محو میشه و چیز دیگهای اثبات میشه.
پس آنچه که، آنچه که مطلق و تغییر نمیکنه و قطعیست، اون بهش میگن قضا، قضای الهی.
که حالا اثر توجه به قضا چیه؟
اهمیت توجه به قضای الهی در زندگی انسان چگونه است؟
اینه که وقتی تو مطمئن شدی که آقا قراره همه مثلاً بمیرن یا همه قراره در زندگیشون بالاخره مریض بشوند، فقیر بشوند، ضعیف بشوند.
اصلاً این مال همهست.
هیچکس نیست که همیشه خوش باشد.
یه روز ناخوش است، یه روز خوش.
مولامون فرمود که "الدهر يومان".
این عمر تو، این دنیا دو روزه.
"يوم لك ويوم عليك" "يوم لك ويوم عليك".
یه روزش برای تو به خوشی توئه، به کام توئه، یه روز علیه توئه.
بعد فرمودند اون روز که علیه توئه صبور باش.
از کوره در نرو به قول ما.
اون روزی که برای توئه پررو نشو، متکبر نشو، عُجب نگیردت.
توجه کردید؟
از دایره عبودیت خارج نشو.
ببینید توجه به این قصه انقدر تأثیرگذاره در زندگی انسان.
توجه به قضا و قدر و اینکه انسان به آرامش میرسه و به رضایت حضرت حق میرسه که رضای حضرت حق "يا أيتها النفس المطمئنة ارجعي إلى، يا أيتها النفس المطمئنة ارجعي." بله.
"ارجعي إلى ربك راضية مرضية." اینو میخواستم عرض کنم.
"راضية مرضية." این انقدر مقام بالاست که میگه: "برگرد به سمت پروردگار خودت.
ای کسی که تو از من راضی، منم از تو راضی." الله اکبر.
بعد میفرماید: "فادخلي عبادي، فادخلي جنتي، فادخلي." امام علیه الرحمه خدا رحمتشون کنه اینجا این اضافه رو به ذات میزنن.
"فادخلي عبادي، فادخلي جنتي." این یه جنتی و عبادی رو به ذات حضرت حق، یعنی بندگان ذاتی من.
الله اکبر.
که تمام حجابها رو پاره کردن.
بهشت ذاتی من.
از کجا انسان به اونجا میرسه، به اون رضا، به از مقام رضایت؟
"راضية مرضية." چی انسان رو به رضایت میرسه؟
توجه درست به قضا و قدر.
انگار انسان نگاهش به این قصه درست باشه.
اینها رموزات و کنوزات احادیث و روایات و آیاتند.
انشاءالله که خدا ما رو اهل عمل کنه بعد از فهمش.
والحمد لله رب العالمين.