ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 018

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

خالقیت؛ ظهور باطن و کلمهٔ الله

پرسشی پیرامون صحیفهٔ سجادیه بود: ضعف آدمی در حل مشکلات بدون خالق چیست؟ معنای خالقیت چیست؟ منشأ ضعف آدمی چیست؟

اساساً خالق کسی است که از ذات خود ظهور می‌کند؛ باطنش را آشکار می‌کند. به این معنا کلمه می‌گویند؛ کلمه به معنای حقیقی. مرحوم علامه رفیعی قزوینی می‌فرماید ظهور باطنه. وقتی کلمه‌ای بر زبان جاری می‌کنی — تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد — باطن خود را آشکار می‌کنی. ازاین‌رو خلایق کلمهٔ الله‌اند؛ چون ظهور باطن حضرت حق‌اند. وقتی ذات حضرت حق تجلی کند می‌شود کلمهٔ الله؛ یعنی ظهورِ باطن. البته هر کس نسبت به سعهٔ وجودی و جایگاه رتبه‌اش در عالم به همان میزان از ظهور باطن حضرت حق بهره می‌گیرد.

قائل به توحید صمدی حضرت حق هستیم: وجود یک وجود است؛ اگر دو وجود باشد به قول قرآن فساد پدید می‌آید. وجود یکی است و این کثرات همه بر اساس شؤون آن وجود و ظهور آن‌اند. هر کس نسبت به رتبهٔ وجودی‌اش به همان میزان از باطن حضرت حق ظاهر شده است.

منشأ ضعف؛ عدم استقلال وجودی

پس معنای خالقیت شد ظهور باطن حضرت حق؛ از اصل به فرع، از مصب به شرح. منشأ ضعف آدمی یکی‌اش استقلال وجودی است که ندارد. چون استقلال وجودی ندارد ضعف مطلق است؛ ذاتاً نه حولی دارد نه قوه‌ای. هرچه هست لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم؛ از خداست. هر آنچه دارد از خداست. پس انسان ضعف مطلق است و او قوت مطلق. چون استقلال وجودی ندارد؛ اگر یک آن آن ظهور قطع شود انسان نیست و نابود — نه انسان، هیچ خلقی. خلایق همه ظهور باطن‌اند؛ اگر باطن اراده کند که ظاهر نشود — البته چنین چیزی در فلسفه محال است، اما فرض محال که محال نیست — دیگر چه خلقی؟ اساساً استقلال که هیچ؛ وجود نیست. به ظهور باطن حضرت حق خلق، خلق است؛ در مقام خالقیت که ظهور می‌کند خالق است.

نکتهٔ دیگر در منشأ ضعف: چون در قوس نزول — إنا لله وإنا إلیه راجعون — انسان در انزل مراتب تنزل قرار گرفت. وقتی از صادر اول یا نفس رحمان یا صورت رحمان بیست‌وهشت دسته خلایق به عدد منازل ماه تنزل یافتند، انسان در انزل مراتب این بیست‌وهشت دسته قرار گرفت؛ چون رسید به رتبهٔ جمادی. جماد — خاک و سنگ — انزل مراتب است. ما نیز از نطفه به وجود آمدیم؛ نطفه اول جماد بوده: آن آب و نانی که پدر و مادر خوردند در صلب و رحم شکل گرفت و جنین شدیم. چون در انزل مراتب رخ می‌دهد باید در قالب ظلمت بیاید:

«اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ» (بقره/۲۵۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا ولی کسانی است که ایمان آورده‌اند؛ آنان را از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون می‌آورد.

دانه را در ظلمت زمین می‌کارند تا رشد کند؛ کودک در تاریکی رحم رشد می‌کند. ما به عالم تاریک — ظلمت‌سرای دنیا — در انزل مراتب آمدیم تا به بالا برویم. این خود منشأ ضعف است: باید از ضعف به قوت رفت، بر اساس حرکت جوهری که در سؤال پیشین بحث شد؛ اشتداد وجودی و تبدل امثال و صور؛ چون به سمت حضرت حق می‌روی — فملاقیه — می‌خواهی خدا را ملاقات کنی و خدا قوت علی‌الاطلاق است. از ضعف به سمت قوت حرکت می‌کنی. منشأ ضعف آدمی یکی‌اش همین است که در قوس نزول به انزل مراتب رسیده است.

جزء و کل؛ پیچیدگی سه قرآن

ثانیاً انسان در حل مشکلاتش ضعیف است و بدون خالق نمی‌تواند مشکلات را برطرف کند، از آن جهت که انسان جزئی از کل است؛ به‌تنهایی قادر به حل مشکلاتش نیست؛ باید کل به کمک جزء آید.

دلیل دیگر ضعف انسان در حل مشکلات و لزوم دخالت خالق، پیچیدگی وجود خود انسان است. پیش‌تر گفته شد اساساً تجلی از علم حضرت حق قرآن بوده به سه شکل: یکی قرآن کتبی — همان قرآنی که لفظش در اختیار است و پیچیده شده تا علم حضرت حق:

«وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ» (نمل/۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و همانا تو قرآن را از نزد حکیمی دانا فرامی‌گیری.

علم لدنی حضرت حق تجلی کرده است. یکی قرآن انفسی یا نفسی — همان جان انسان کامل؛ یکی هم قرآن آفاقی — قرآن هستی. هر سه قرآن‌اند. پیچیدگی این سه بسیار خطیر و دقیق و عجیب و غریب است. پیچیدگی وجود انسان — که می‌خواهد مشکلاتش را برطرف کند یا به جایی برسد — به شدت پیچیده است. چقدر کتاب در معرفت نفس نوشته شده؛ هیچ‌کدام تمام حق قصه را نگفته‌اند. حتی علامه حسن‌زاده که بهترین مباحث را در این باره دارند ادعا ندارند تمام حق را گفته‌اند. پیچیدگی وجود انسان بسیار عجیب است.

از سوی دیگر بحثی در فلسفه و عرفان هست به نام تطابق آدم و عالم: آدم به سرمنزل سعادت نمی‌رسد مگر آنکه خود را با عالم تطبیق دهد — در خوابیدن، خوردن، سبک زندگی به قول رهبر عزیز، و بسیار چیزهای دیگر. مثلاً هیچ حیوانی بین الطلوعین خواب نیست؛ هیچ حیوانی روی شکم یا پشت نمی‌خوابد؛ همه به سمت چپ و راست می‌خوابند. این تطابق عالم و آدم بحث بسیار مهمی است حتی در طب اسلامی؛ یکی از مهم‌ترین مشکلات پیچیدهٔ زندگی بشر امروز عدم اطلاع از این قصه است. برای تطبیق خود و عالم باید نظام آفاقی را نیز دریابی؛ نظام آفاقی نیز به شدت پیچیده و لایتناهی است. از آن سو آیینی که دستور می‌دهد چگونه میان تو و عالم تطابق ایجاد شود — دین و آداب الهی و قرآن — همهٔ علوم در قرآن است. من أراد علم الأولین والآخرین فلیقرأ القرآن؛ به قول امام سجاد صلوات‌الله‌علیه در کنز العمال آمده. این آداب نیز به شدت خطیر و پرخطر و پرفراز و نشیب و پردقت است. هر سه پیچیده‌اند؛ چگونه می‌خواهی این پیچیدگی‌ها را بدون دخل و تصرف خالقیت نظام هستی برطرف کنی؟ اصلاً محال است.

نقش توجه به خالق در رفع مشکلات

اگر بخواهی به آیین روایات و قرآن توجه کنی، اجمالاً به عنوان نمونه: خدای منان فرموده من در نزد گمان بنده‌ام هستم. این نقش توجه به خالق در رفع مشکلات و موانع زندگی است. اگر خدا نزد گمان بنده است، هرچه به خدا گمان داری خدا همان‌گونه با تو رفتار می‌کند. اگر توجهت به خدا عمیق باشد خدا نیز عمیقاً به تو توجه می‌کند. اگر خدا را فراموش کنی:

«نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ» (حشر/۱۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا را فراموش کردند؛ پس خدا خودشان را از یادشان برد.

رابطه‌ای دوسویه است. اگر به توجه عرفانی به خدا بنشینی خدا نیز به تو متوجه می‌شود. به خدا خوش‌بین باش؛ خدا نیز به تو خوش‌نظر می‌کند.

حتی آرامش: کیست که بگوید در پی آرامش نیستم؟ آرامش کجا پیدا می‌شود؟ ألا — مفسران از جمله طباطبایی فرموده‌اند نگو یکی از راه‌ها؛ بلکه تنها راه اطمینان و آرامش قلب ذکر خداست:

«أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد/۲۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آگاه باشید که دل‌ها تنها به یاد خدا آرام می‌گیرد.

همین توجه به خالق است.

یا سعادت: خوشبختی در گرو چیست؟ به چه کسی سعادتمند می‌گویند؟ قرآن می‌فرماید قد أفلح من زکاها؛ و تزکی؛ و یزکیهم. در آیهٔ دو سورهٔ جمعه:

«هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ» (جمعه/۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اوست که در میان بی‌سوادان پیامبری از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنان می‌خواند و پاکشان می‌سازد و کتاب و حکمت به آنان می‌آموزد.

تزکیه — پاکی که سبب رستگاری است. سعادت در گرو پاکی است؛ پاکی کجاست؟ بعث فی الأمیین رسولاً منهم: پیامبر فرستاده شده. اصل نمی‌شود تا با دخالت خدا نباشد که پیامبر را فرستاده؛ کسی رستگار نمی‌شود مگر طبق آیین و دستورات پیامبر عمل کند تا تزکیه حاصل شود. و الذین أوتوا العلم درجات: آنان که علم داده شده‌اند صاحب درجه‌اند. علم کجاست؟ و یعلمهم الکتاب والحکمة — ادامهٔ همان یزکیهم. این یزکیهم و یعلمهم از کجا آمده؟ از هو الذی بعث… رسولاً منهم. پیامبر آمده تعلیم دهد؛ باز در دامن پیامبر و عترت و قرآن است. همهٔ علم و پاکی و طهارت؛ آمده یتلو علیهم آیاته. پس بدون توجه به پیامبر خدا — آیین الهی — و بدون توجه به خالقیت حضرت حق که چنین دستورات را نازل کرده، اصلاً مشکلات برطرف نمی‌شود.

اگر کسی سعادت می‌خواهد: تقوا و پاکیزگی. درجات می‌خواهد: تعلیم. آرامش می‌خواهد: ذکر. نگاه خوش حضرت حق می‌خواهد: گمان خوب به خدا. فرجام عاقبت خوب می‌خواهد:

«وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» (اعراف/۱۲۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و سرانجام از آنِ پرهیزگاران است.

چقدر در آیات تکرار شده: متقین. خروج از بن‌بست‌ها و گرفتاری‌ها می‌خواهد:

«وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ» (طلاق/۲–۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هر که از خدا پروا کند برای او راه خروجی قرار می‌دهد و از جایی که گمان نمی‌برد روزی‌اش می‌دهد.

برکت در رزق و خروج از بن‌بست: تقوا. تقوا چیست؟ رعایت حدود الهی. و اگر بخواهد خدا او را بپذیرد:

«إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ» (مائده/۲۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا فقط از پرهیزگاران می‌پذیرد.

انما حصر است: فقط از باتقواها می‌پذیرد.

حتی در آیهٔ شریفه که به هدایت ختم شده: أولئک هم المهتدون — اینان فقط اهل هدایت‌اند. از اول آیه:

«وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» (بقره/۱۵۵–۱۵۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و قطعاً شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کاهشی در اموال و جان‌ها و محصولات می‌آزماییم؛ و صابران را مژده ده: کسانی که چون مصیبتی به آنان رسد گویند ما از خداییم و به سوی او بازمی‌گردیم.

قطعاً گرفتار بلاهایی از جنس ترس و گرسنگی و نقص اموال می‌شوند؛ و بشارت به صابران — آنان که به اسم صبر و صابر و صبّار حضرت حق و به خالقیت نظام هستی توجه‌اند. کیان‌اند؟ آنان که چون مصیبت رسد گویند إنا لله وإنا إلیه راجعون: در قوس نزول إنا لله و در قوس صعود وإنا إلیه راجعون. آخر آیه می‌گوید اینان اهل هدایت‌اند. اگر هدایت می‌خواهد باز توجه به الله است که خالق نظام هستی است. والحمد لله رب العالمین. یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.