یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
ربوبیت؛ پرورش از نقص به کمال
پرسشهایی تحقیقی از صحیفهٔ سجادیه دربارهٔ معنای ربوبیت، جایگاهِ رب نسبت به مخلوقات، و نقشِ توجهِ عبد به ربوبیت در زندگی مطرح شده است. رب غالباً به معنیِ پرورشدهنده است. آنکه نفوس را میپرورد مربی خوانده میشود و پروردگان مربایِ اویند. زیرِ این اسمِ شریف — از اسماءِ معروفِ حضرتِ حق — همهٔ کائنات در حالِ پرورشاند: از نقص به کمال، آنبهآن، در ظاهر و باطن حرکت میکنند. علمِ طبیعی میگوید هر هفت سال سلولهای بدن نو میشوند؛ علمِ الهی میگوید آنبهآن. اجزای بدن در تبدلِ امثال و تجددِ صورند و پیوسته عوض میشوند؛ پرورشدهنده همان ربِ مطلق است: لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم.
ربوبیت هم به ظاهرِ انسان بازمیگردد هم به باطن. باطن نیز دائماً از نقص به کمال میرود. حرکتِ جوهریِ کائنات و از جمله انسان همین است: اشتدادِ وجودی زیرِ سیطرهٔ رب. مخلوقات منهای رب وجودی ندارند؛ خلق زائدهٔ رب است و بدونِ پرورشدهنده نمیتوان از خلق سخن گفت.
عهدِ عبودیت و کنهِ ربوبیت
قرآن حرکتِ بنده به سوی حق را بسیار معنا کرده و همان عهدِ الهی را — که به یک معنا ولایت است، به یک معنا قرآن، به یک معنا عبودیت، و در حقیقت همه یک حقیقتاند — یاد کرده است:
«أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ × وَأَنِ اعْبُدُونِي» (یس/۶۰–۶۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا با شما عهد نکردم ای فرزندانِ آدم که شیطان را نپرستید؛ او دشمنِ آشکارِ شماست؛ و اینکه مرا بپرستید؟
و نیز:
«وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» (ذاریات/۵۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و جن و انس را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند.
مفسران بر پایهٔ روایات گفتهاند لیعبدون أی لیعرفون؛ عبودیت معنای معرفت دارد. امام صادق علیهالصلوةوالسلام عبودیت را ظریف گشودهاند: العبودیة جوهرة کنهها الربوبیة. کنه و ذاتِ عبودیتِ هر خلق زیرِ اسمِ رب تعریف میشود؛ تا پروردگار نپرورد، عبادت ممکن نیست. ازاینرو دوباره لا حول و لا قوة إلا بالله و لا مؤثر فی الوجود إلا الله گفته میشود؛ الله در اسمِ رب تجلی میکند تا همهٔ خلایق را بپرورد، مگر آنکه مخلوق خود پشت به این پرورش بزند.
توجه؛ از تحقیق تا تحقق
انسان تنها موجودی است که به تعبیرِ علامه حسنزاده به وزانِ حضرتِ حق آفریده شده — در صفات و ذات و افعال — و میتواند مَثَلِ اعلی یا به عبارتِ محییالدین «مثل الله» شود؛ و این از توجه به ربوبیت برمیخیزد. توجه یعنی نظرهٔ عمیق نه نگاهِ سرسری؛ نگاهی محققانه که ادامه مییابد و انسان را از تحقیق به تحقق میرساند تا صفتِ رب در او پیاده شود و خود نیز در طولِ توحید دیگران را بپرورد. توجهِ عرفانی تقرب میآورد؛ تقرب به یک معنا تلبس است: پوشیدنِ لباسِ آن اسم. هر که از مسیرِ اسمِ رب نزدیک شود لباسِ رب میپوشد و به همان شناخته میشود؛ چون ملا حسینقلی همدانی که صدها عارف پرورد. شدتِ این تقرب به ولایت میانجامد؛ ولایت قربِ محض است و به اندازهٔ تلبس به اسماء — و علّم آدم الأسماء کلها — ولایت میگیرد. مفسران گفتهاند آن آدم، آدمِ کلی و مطلق است و مصداقش حضرتِ ختمیمرتبت؛ کلِّ ولایت و تقرب و اسماء را برگرفته است.
من عرف نفسه فقد عرف ربه
اگر قرآن و روایات را در جملهای خلاصه کنند همان حدیثِ مولا علی است: من عرف نفسه فقد عرف ربه. حاجی سبزواری و برخی حکمای متأله این «رب» را به ولایت گرفتهاند؛ چون اگر امام مظهرِ تمامِ اسماء باشد یکی از آن اسماء رب است. از صد وجهی که علامه بر این حدیث آورده یکی همین است: هر که جانش را شناخت امامش را شناخت. امام پرورشدهنده است در طولِ حضرتِ حق و در توحیدِ صمدی؛ نه وجودی مستقل از خدا.
اقرأ باسم ربک؛ دعوت و کَدح
قرآن بسیار به اسمِ رب تمسک جسته است. نخستین آیه در تنزیلِ تدریجی:
«اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ» (علق/۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بخوان به نامِ پروردگارت که آفرید.
ربوبیت با خلق همراه است؛ بیتوجه به ربوبیت پایِ خلق میلنگد چون پرورش برداشته میشود. هر شأن از زندگی نیازمندِ پرورشِ رب است. هر که به سوی رب رود رب نیز بدو رو میکند؛ از ضیق به سعه برآید. خدا فیاضِ علیالاطلاق است و بخل ندارد؛ وجود عینِ جود است و بخشش آنبهآن میریزد. پیاله به اندازهٔ پیاله برمیدارد و دریا به اندازهٔ دریا.
«ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ» (نحل/۱۲۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به راه پروردگارت با حکمت و اندرزِ نیکو دعوت کن.
سطحِ دعوت باید به سوی ربِّ پیامبر بالا رود. همه به سمتِ ربشان در حرکتاند:
«يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ» (انشقاق/۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای انسان، تو با رنج به سوی پروردگارت میروی و او را دیدار خواهی کرد.
کادح یعنی رونده با سختی؛ و دوباره تأکید میشود که با سختی به سوی رب میرود تا ملاقات کند. اگر توجه از پرورشدهنده برداشته شود انسان به ملاقات میرود اما آمادگی ندارد؛ در برزخ و مواقفِ قیامت — تا پنجاه موقف — نگاه میدارند تا آمادگی آید و آن نگاهداشتن ضیق و عذاب میشود. در دنیا نیز هر چه از رب دورتر، سختتر:
«وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ» (طه/۱۲۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هر که از یاد من روی بگرداند زندگیِ تنگی دارد و روز قیامت او را نابینا محشور میکنیم.
ذکر، ذکرِ پروردگار است. همه به ملاقات میرسند اما کور نمیبیند که که را ملاقات میکند. عدمِ توجه به رب، کوریِ قیامت و تنگیِ معیشت است؛ توجه به رب تعالی میآورد تا بالاترین مراتبِ توحید و ولایت.
پرورشِ ظاهری و باطنی زیرِ اسمِ رب
پرورشِ رب فقط نو شدنِ سلول نیست؛ تبدلِ امثال است: صورت پس از صورت، و هر صورت ظرفِ کمالی نو. کسی که به رب پشت کند از این فیض محروم نمیماند به معنیِ قطعِ مطلق — چون فیاض بخل ندارد — اما خود ظرف را تنگ میکند و ضیق میچشد. مربیِ بشری نیز زیرِ همین اسم کار میکند: شاگردان را میپرورد تا خود مظهرِ ربوبیتِ طولی شوند؛ چنانکه تربیتیافتگانِ عارفان به عظمت رسیدند چون مربی لباسِ اسمِ رب پوشیده بود.
ولایت بهمثابه ربوبیتِ طولی
چون امام مظهرِ اسماء است، شناختِ نفس به شناختِ امام میانجامد و شناختِ امام به شناختِ رب. این سلسله توحیدِ صمدی را حفظ میکند: هیچ استقلالی برای ولی در برابرِ خدا نیست؛ ولی آینه است. ازاینرو توسل به اسمِ رب در قرآن و دعا فراوان است و اولین خطابِ وحی نیز با رب آغاز میشود تا پیامبر و امت بدانند خلقت و قرائت و دعوت همه زیرِ پرورشاند. کَدح الی الرب اجتنابناپذیر است؛ اختیار در آمادگی یا کوریِ هنگامِ ملاقات است.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.