د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۷
دارای متن همگام
ربوبیت؛ پرورش از نقص به کمال
پرسش و پاسخ ۱۷
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۵:۵۶
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۶ سرفصل
## ربوبیت؛ پرورش از نقص به کمال
۰:۰۰
## عهدِ عبودیت و کنهِ ربوبیت
۲:۵۲
و نیز:
۳:۱۳
## توجه؛ از تحقیق تا تحقق
۴:۲۵
## من عرف نفسه فقد عرف ربه
۷:۳۴
سطحِ دعوت باید به سوی ربِّ پیامبر بالا رود. همه به سمتِ ربشان در حرکتاند:
۱۳:۴۳
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله و بالله و على ملة رسول الله المستغاث بك يا حجة الله.
عزیزی در صحیفه سجادیه غور کردند و
سؤالاتی رو جنبه تحقیقی البته دادن
و پرسیدن چند تا سؤال رو.
یکی پیرامون معنای ربوبیت و جایگاه رب نسبت به مخلوقات
و نقش توجه
عبد به ربوبیت در زندگیش.
اینها سؤال کردند.
اولاً بحث شود که رب
به معنای پرورش دهنده است.
غالباً این چنین فرمودن.
مثلاً کسی که در مقام
پرورش نفوس برمیآد
بهش اصطلاحاً میگن مربی
که اون عزیزانی که
تحت پرورش ایشون هستند مربای ایشون میشن
که در حقیقت زیل این اسم شریف که یکی از اسامی
معروف حضرت حق است تمام کائنات در حال پرورشاند.
پرورش پیدا میکنند. از نقص به کمال آن به آن حرکت میکنند.
هم ظاهرشون هم باطنشون.
که حالا علم طبیعی میگه هر هفت سال
بدن انسان سلولهاش
نو میشن. اما علم الهی میگه آن به آن.
بدن، اجزای بدن در حال
در حقیقت تبدل امثالاند
و تجدد صور پیدا میکنند و در حال تغییر و تبدل و عوض شدن هستند که این پرورش دهنده اون رب مطلق
که لا حول و لا قوه
إلا بالله العلی العظیم داره این کار رو انجام میده.
یکی از معنای در حقیقت
رب هم
به ظاهر انسان برمیگرده هم به باطن انسان.
باطن هم دائماً داره از نقص به کمال میره
و اینکه اساساً حرکت جوهری که
انسان همه این کائنات
حرکت جوهری دارند در کنارشون یکی هم انسان معناش همینه.
چون دائماً داره از نقص به کمال میره
و اشتداد وجودی اصطلاحاً پیدا میکنه.
این شدت وجود به جهت وجود پشت وجود
اشتداد وجودی میگن. چرا؟
چون تحت سیطره
رب است و پرورش دهنده.
و رب از اسم رب حضرت حق در قرآن خیلی هم تکرار شده
که اساساً مخلوقات منهای رب اصلاً
وجودی ندارند. اصلاً نمیشه بهشون گفت دیگه مخلوقات.
نمیشه گفت خلق چون خلق زائدهی رب است.
در قرآن این حرکت
بنده به سمت حضرت حق رو
زیاد معنا کرده حتی اون عهد الهی رو، عهد الهی رو که
حالا به یک معنا ولایت است به یک معنا
قرآن است به یک معنا عبودیت است.
به یک معنا همه یک حقیقتیاند.
اینها رو همون عهد خودش گرفته
و فرموده که ألم أعهد إليكم يا بني آدم ألا تعبدوا الشيطان
إنه لكم عدو مبين وأني اعبدوني، وأني اعبدوني.
ببینید منو عبادت کنید.
عهدی که من اینجا عهد عبودیت است.
عهدی که خدا منظورش اینجا عبودیت است.
که در جای دیگه قرآن فرمود و ما خلقت الجن والانس إلا ليعبدون.
حالا ذیلش هم مفسرین فرمودن بر اساس روایات که أو
أي ليعرفون. این عبودیت همون
معنای معرفت رو دارد.
اما بحث اینجاست که اون عهد رو داره به ربوبیت به در حقیقت عبودیت میزنه اینجا.
بندگی انسان،
بندگی عبد نسبت به ربش رو عهد گرفته.
حالا این عبودیت رو امام صادق صلی الله علیه ترجمه کردند،
بازش کردند بسیار ظریف و دقیق و خطیر که فرمودن العبودیه تو
اون عبودیت، اون بندگی که همه
کائنات دارند که یسبح لله ما في السماوات و ما في الأرض
العبودیه جوهرتون.
این یه جوهرهای داره که كنها الربوبیه الله اکبر.
در حقیقت ببینید كنها الربوبیه اسم ربه.
یعنی حتی اون باطن و كنها
و اون ذات عبودیت هر
در حقیقت خلقی
باز زیل اسم رب تعریف میشه.
یعنی تا پروردگار
او پرورشش نده، او نمیتونه عبادت کنه.
لذا باز میگیم لا حول و لا قوه
إلا بالله. باز میگیم لا مؤثر في الوجود إلا الله.
این الله است که
در حقیقت در اسم رب این چنین تجلی میکند
که همه خلائق رو
پرورش بدهد. مگر اینکه مخلوقات
خودشون پشت پا بزنن به این پرورش و بخوان که دور بشوند از حضرت حق
در حقیقت توجه به ربوبیت به یک معنا میشه گفت که
چون انسان در حقیقت انسان تنها موجودیست که به قول از تعلل حسن زاده
به وزان حضرت حق آفریده شده، آفریده شده هم از حیث صفات، هم ذات هم افعال
و چنین کسی است که میتواند مثل اعلای حق بشود یا
به عبارت مرحوم محی الدین مثل الله هم بشود.
خب این
از توجه به ربوبیت حضرت حق است که میتوانند به این مقام برسد.
توجه، توجه خودش خیلی معنا داره.
توجه یعنی همون نظره یعنی نگاه عمیق.
نه فقط نگاه سرسری.
نگاه عمیق. نگاهی که ادامه پیدا میکنه، محققانه است،
بلکه انسان رو از تحقیق به جایی میرسونه که متحقq بشه.
یعنی صفت رب در او پیاده بشه.
یعنی خودش هم در طول
توحید حضرت حق دیگران رو پرورش بدهد.
توجه به ربوبیت،
اون توجه عرفانی اصطلاحاً
تقرب به همراه خودش میاره، قرب میاره.
این قرب رو به یک معنا
فرمودن تلبس یعنی پوشیدن لباس اون اسمه.
یعنی شما اگر بخواید از طریق
به واسطه اسم رب حضرت حق
به او نزدیک بشی، لباس رب به تن بپوشی، خودش به یک معنا قرب میاره.
در حقیقت تقرب به حضرت حق
از توجه به
حضرت شروع میشود
که تا جایی توجه انشالله عمیق میشود که
لباس اون اسم رو طرف به تن میکنه.
اصلاً به این لباس شناخته میشه مثل یکی که میگن
انقدر شاگرداش رو پرورش داده همه مثلاً بزرگ شدن، همه عظمت پیدا کردن.
مثل ملا حسین قلی احمدی که سیصد عارف و
کمال رو تربیت کرد.
و تلبس در حقیقت تقرب میاره دیگه.
نزدیکی به الله میاره به سبب قربش به اسم رب یا
این که لباس اسم رب رو بپوشه.
و این تقرب هم
وقتی شدت میگیره به، به ولایت میرسونه.
ولی ای قرب
اساساً این ولایت همون قرب محضه.
البته باز به صیغه وجودی بستگی داره که هر مقدار
انسان به حضرت حق نزدیک شد تقرب پیدا کرد.
یعنی لباس اسماء الهی به تن کرد
که و علم آدم الاسماء كلها به همان میزان ولایت میگیرد.
حالا این که کل اسماء رو به
آدم تعلیم کردن، کی تعلیم کرد؟
خدا. علم. یعنی به یک معنا میشه گفت کل ولایت رو به
آدم بخشید. حالا اینجا مفسرین
فرمودن که اون هم بر اساس روایات که این آدم رو آدم کلی و مطلقه باید گرفت
که منظور حضرت ختمی مرتبت هستند صلی الله علیه و آله وسلم که کل ولایت الهی رو، کل تقرب رو، کل اسماء رو
برداشتن. در هر حال
اونجا در حدیث شریف که از تعلل
حسن زاده میفرمایند که اگر کل قرآن و روایات رو
خلاصهاش کنی توی جمله،
همون حدیث شریف مولا علیست که از معجزات قولیه مولاست که من عرف نفسه فقط عرف ربه.
باز میفرماید ربه. هر کس جان خودش رو شناخت،
پروردگارش رو شناخته.
اینجا مرحوم حاجی سبزواری علیه رحمة و بعضی از
حکمای متعله یعنی حکمایی که عارف هم بودند
این رب رو به ولایت گرفتن.
چون اگر امام تمام اسماء خدا درش پیاده شده
پس یکی از اسماء امام باز ربه دیگه.
از اون صد وجهی که از تعلل بر این حدیث شریف آوردن یکیش اصلاً همینه.
یعنی هرکس که جان خودش رو شناخت،
نفسش رو شناخت فقط عرف ربه
یعنی امامش رو فقط عرف امامه،
امامش رو شناخت. در حقیقت امام پرورش دهنده است در طول حضرت حق در طول توحید.
چون ما منظورمون توحید صمدیست دیگه.
نه یک امام جدا به وجود استقلالی از خدا، نه.
اساساً در قرآن خیلی توسل و تمسک شده به اسم رب.
تا جایی که اون اولین آیه هم که در سوره علق
خدا به پیغمبرش در تنزل تدریجی،
نه انزال دفعی و به یک باره.
در اون بیست و سه سال تنزیل قرآن،
خدا امر میکنه به پیغمبرش که بخوان، خدا تو پروردگار تو.
باز ببین اسم رب میاد که اقرأ باسم ربک الذي خلق.
جالبه که چه ربی؟
کدوم رب تو؟ الذي خلق.
کآنه اساساً این ربوبیت خلق رو با خودش آورده.
لذا توجه به ربوبیت
در زندگی مخلوقات
چنان تأثیری داره که اگر این توجه نباشه خلق پاش میلنگه.
چون پرورش الهی برداشته میشه.
در هر حیثیت از
شؤون مختلف زندگی
خلق نیاز هست که تحت پرورش رب باشد.
لذا میگه اونم رب خودت.
میگه "اقرأ باسم ربک
الذي خلق" پروردگار خودت.
که یعنی هر کسی هر مقدار که تو به طرف رب بی، رب هم به طرف توست.
یعنی از ضیغ به صع بیا بالا.
تعال. رشد بده به خودت رو که خدا فی--
فیاض علی الاطلاق
مطلقا بخل نداره.
وجود عین جوده.
بخششش آن به آن در حال ریزشه.
دیگه یکی پیاله اندازه پیاله است وجودش پیاله ای برمیداره.
یکی دریاست دریا دریاست همینطور برمیداره.
که حالا اونجا در قرآن باز
ااا خدا به پیغمبرش
امر میکنه که "ادعو الى سبيل ربک".
باز میگه که تو سطح دعوتت رو ادعو دعوتت رو
در مسیر من ببر بالا.
ربک به سمت پروردگار خودت اینا رو بکشون.
با چی؟ بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن.
باز میبینید که میگه ربک پروردگار خودت.
یعنی سطح دعوت رو چنان بالا برده
که تمام مخلوقات رو در نهایت با خودت پیغمبر باید بکشونی
به سمت کی؟ ربک.
پروردگار خودت. اساسا همه به سمت ربشون در حرکتن.
يا ايها الانسان انك
كادحٌ. کادح یعنی رونده به همراه سختی.
قطعاً تو رونده به همراه سختی هستی.
به چه سمتی؟ الى ربك.
سمت پروردگارت. چرا به سمت پروردگارت با سختی میری؟
اونم دوباره تاکید میکنه کادحٌ.
دوباره میگه با سختی فملاقي.
چون قراره ملاقات کنی.
ملاقات کنی کیو؟ ربت رو.
پروردگارت رو. که اگر کسی
توجهش رو از پرورش دهنده خودش یعنی ربش برداره بیتوجه باشه،
این اگرچه داره به ملاقات او میره اما آمادگی ملاقات نداره.
لذا نگرش میدارن توی پستویی، توی جایی.
حالا اصطلاحا اول بهش میگن برزخ.
بعد میگن قیامت.
بعد میگن آخرت. تازه پنجاه موقف قیامت.
همینطور نگرش میدارن تا آمادگی ایجاد بشه.
اون نگه داشتن ها میشه ضیغ میشه
عذاب میشه سختی. تو دنیا هم همینطوره.
توی دنیا هر مقدار که دور از رب بشه سختی میبینه.
تا جایی که قرآن میفرماید من أعرض عن ذكري.
این ذكري ذکر من یعنی،
یعنی من پروردگار تو.
ربك. فإن له معيشة ضنكا ونحشره يوم القيامة أعمى.
هم زن که معیشت در دنیا پیدا میکنه
هم قیامت کور محشور میشه.
اگرچه به فملاقي قطعا همه میرسن ملاقات کنن اما کوره نمیبینه.
نمیفهمه کیو داره ملاقات میکنه.
انقدر خطرناکه. در حقیقت
عدم توجه به رب،
کوری قیامت، زank معیشت دنیا.
اما توجه به رب تعالو داره تو خودش.
سطح دعوت رو برده بالا تا جایی که به بالاترین مراتب توحید برسونش.
به بالاترین مراتب ولایت برسونش.
خب این خیلی مهمه دیگه انسان
توجه داشته باشه به ربش.
والحمد لله رب العالمين.
جلسه قبل
جلسه بعد