یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
دیدن اموات در خواب؛ منابع و دستور سبک
پرسیدهاند آیا راهی وجود دارد برای اینکه اموات و گذشتگان را در خواب ببینیم و با آنها ارتباط بگیریم؟ آری؛ در کتابهایی مثل مصباح مرحوم کفعمی علیهالرحمه یا کتاب خلاصة الأفکار مرحوم محدث فیض یا مثلاً کتاب آدام الحمیده از محمد بن طبری روایات اینچنینی آمده. خود شیخ عباس قمی علیهالرحمه در انتهای مفاتیح الجنان چند دستور آورده که البته آن که در حقیقت میشود گفت سبکتر است و راحتتر است برای اهل آن به این صورت است که اول فرمودهاند که برای دیدن مطلق حالا یا پیامبران یا ائمه علیهمالصلاة والسلام یا والدین خودمانی به هر حال هر کدام از رفتگان اینها را بخواهیم در خواب ببینیم با طهارت، با وضو و البته بستر پاک هم خیلی مهم است. فراش و لحاف و بستر پاک. بعد شروع میکنی این سورهها را یکبار میخوانی: سورهٔ الشمس، لیل، قدر، کافرون، اخلاص و معوذتین که همان ناس و فلق هستند. بعد دو مرتبه بعد از که اینها را یکبار خواندی صد بار سورهٔ اخلاص را میخوانی که یکبار هم البته سورهٔ اخلاص تو آن دستور اول بود. بعد اینجا که رسیدی صد بار سورهٔ اخلاص قل هو الله أحد. بعد صد مرتبه صلوات بر پیامبر و آلش علیهمالصلاة والسلام. بعد به جانب راست در بستر میخوابی. انشاءالله فرمودهاند که میبینی آنچه که مد نظر است.
دعای پس از سورهها؛ ادب بسم الله
حالا بعضی از نسخ این دعا را هم بعد از این آیات و این سور بیان کردهاند. دعاها را دقت کنید. دیده نشده هیچ کدام از دعاهای مأثور از اهلبیت علیهمالصلاة والسلام با بسم الله الرحمن الرحیم شروع بشود. این هم ادب مع الله آنان است چون خدای منان سورههای قرآن را با بسم الله الرحمن الرحیم شروع کرده، اهلبیت ادب کردهاند و اینها دیگر بسم الله الرحمن الرحیم نیاوردهاند. این البته یک علتش است و البته رجوعاً اشکال ندارد ابتدای دعاهای مأثور بسم الله الرحمن الرحیم بگویی اما به قصد ورود نمیشود. یعنی اینکه دستور امام معصوم اینچنین است. نه، آنطوری نمیشود. این هم ادب آنهاست که معمولاً دعاهایشان با اللهم، الهی، رب اینها شروع میشود. اینجا هم با اللهم شروع شده به این صورت. دعای بعد از این سورهها: اللهم أنت الحی الذی لا یوصف والإیمان یعرف منک بدت الأشیاء وإلیک تعود فما أقبل منها کنت ملجأه ومنجاه وما أدبر منها لم یکن له ملجأ ولا منجی منک إلا إلیک فأسألک بلا إله إلا أنت وأسألک ببسم الله الرحمن الرحیم وبحق حبیبک محمد صلیاللهعلیهوآله سید النبیین وبحق علی خیر الوصیین وبحق فاطمة سیدة نساء العالمین وبحق الحسن والحسین الذین جعلتهما سیدی شباب أهل الجنة علیهم أجمعین السلام أن تصلی علی محمد وآل محمد وأن ترینی میتی فی الحال التی هو فیها. بعد فرمودهاند که میخوابی و بعد از این دعا انشاءالله میبینی.
دستور فرج و مخرج؛ هفت شب
البته اگر کسی بخواهد امری را در خواب برایش باز کنند، موضوعی را در خواب به او بگویند، اینجا یک روایت دیگری دارد که برای همین منظور همانطور که گفته شد طهارت داشته باشد در یک لحاف و بستر پاک بخوابد و بعد البته نباید کنار همسرش باشد. اینجا تنها باشد ترجیحاً و هفت مرتبه سورهٔ الشمس را و هفت مرتبه سورهٔ لیل را بخواند. سپس بگوید اللهم اجعل لی من أمری هذا فرجاً ومخرجاً. حالا این دستورالعملهای این شکلی چندین نمونه هست که معمولاً البته این را هم گفته شود، توصیه شده که بعضی در بعضی از نسخهها فرمودهاند هفت شب پشت سر هم انجام بشود. در بعضی از نسخهها فرمودهاند نه یکبار انجام بدهید اما تا هفت شب صبر کنید. اگر شب اول نشد دوم، سوم تا هفت شب هفتم انشاءالله میبینید. اینها مجرب است اما شروطش همان طهارتی است که قید شده. یک دستور البته خیلی سنگینتری برای دیدن پیامبران و امامان بهخصوص هست که خیلی هم مجرب اما چون خیلی سنگین است حدود هزار بار باید یکی از سورههای قرآن خوانده بشود تقریباً چهار ساعت طول میکشد. آن دیگر خیلی عجیب غریب و خیلی مجرب، خیلی شیرین. به هر حال این نکتهٔ اول.
برزخ؛ استکمال نفوس ناقص
نکتهٔ دوم این که ما برای چه میخواهیم مرتبط بشویم با امواتمان؟ بنگرید یک وقت میخواهیم مرتبط بشویم با ارواح بزرگان، اهلبیت ببینیم، امامان ببینیم، در خواب قرآن ببینیم، اولیای الهی ببینیم. این بحثی در آن نیست. خیلی هم شیرین و خوب. اما اموات را چرا؟ هیچوقت فکر کردید که اساساً برزخ یعنی چه؟ برزخ که حد فاصله بین دنیا و آخرت است. اساساً چرا میگوییم برزخ که حد فاصله یا چرا بعضیها حدیث داریم برزخ طولانیتری دارند بعضیها کمتر و بعضیها اصلاً برزخ ندارند. چرا؟ مگر یک امر کلی نیست؟ یک حقیقت واقع نیست؟ چرا بعضیها دارند بعضیها ندارند، بعضیها کمتر و بیشتر. اساساً برزخ علتش این است که آن سیر تکامل یا استکمال سیر استکمالی نفس ناطقه این لطف خداست که بعد از مرگ هم ادامه پیدا کند. برای کی؟ برای آنهایی که کامل نشدند. آن نفوس مستعدی که استعداد را از دنیا با خودشان بردند، با گناه پیدرپی و اصرار بر معصیت استعداد را نکشتند و از بین نبردند اما کامل نبودند، سیر استکمالیشان در برزخ ادامه دارد. هر مقدار که این در حقیقت نقصشان در دنیا بیشتر بوده، برزخشان بیشتر است. هر مقدار نقصشان کمتر است، برزخشان کمتر است که چه بشود؟ که از نقص به سمت کمال بروند. به یک معنا از عادتها بکنند. در بحث قلب معروف چندین جلسه بحث کردیم. خروج از عادت. اساساً مرگ یعنی همین. یعنی تکامل. مرگ یعنی تکامل. اما همان خروج از عادت است. خروج از عادت چیست؟ چون ما تدریجاً عالم را درک کردیم از بچگی تا سیر جمادی و نباتی و حیوانی و انسانیتمان. این هم چون تدریجاً بوده خو کرده بودیم. لذا آن نگاه دفعی را به قول استاد علامه حسنزاده حفظهالله تعالی نداشتیم به نظام هستی. لذا جلال را درک نکردیم. بیشتر با جمال همه چیز خو گرفتیم و این خطرناک است. این باعث شده که ما تعلق خاطر پیدا کنیم. از جسممان گرفته تا همسر و فرزندان و پدر و مادر و خواهر و برادر و عاطفه یک چیز است. عاطفه را که نمیشود از انسان گرفت. اما دلبستگی چیز دیگر است. این دلبستنها که مخالف با زهد است یا به عبارتی زهد مقابل دلبستگی است، اینها مشکل است. برزخ آمده که چه کار کند؟ ما را خروج از عادت بدهد. ما را از این در حقیقت تعلقها بکند که به قول قرآن وإنا إلیه راجعون به نحو أحسن رخ بدهد. که هر مقدار این نقص به سمت کمال رفتن و این سیر استکمالی سنگینتر باشد عذابش هم سنگینتر است. اساساً این تعبیر شده، این سختیش تعبیر شده به چه؟ به عذاب برزخی.
چرا اموات معمولاً به خواب نزدیکان نمیآیند
حالا شما هیچوقت دقت کردید که چرا عزیزانمان معمولاً وقتی میآیند خبری میخواهند به ما بدهند، اطلاعی، پیامی برای ما چیزی دارند معمولاً به خواب خود ما نمیآیند. کمتر اتفاق میافتد که بیایند. مگر از اولیای خدا باشند، از بزرگان و کاملین باشند که سیر استکمالیشان را طی کرده باشند. چرا؟ چرا آنهایی که نفوس ضعیفاند نمیآیند؟ چرا عزیزان ما معمولاً به خواب ما نمیآیند؟ و اگر هم آن اوایل از دنیا رفتنشان هر از چندگاهی بیایند بعد رفته، رفته دیگر نمیآیند. چرا؟ چون دیگر تعلقشان از این دنیا کنده میشود و اصلاً اگر بیایند به خواب ما به ضررشان است. یعنی دوباره تعلقها زنده میشود. وقتی میآیند به خواب ما مثل این که شما یک مدتی از یک کسی دوری وقتی به محض این که دیدیش دوباره آن خاطرهها و اینها زنده میشود، تعلقات کار دستت میدهد. دوباره میمانی تو تعلق. دوباره میمانی در عادت. مگر گفته شد کامل باشند، سیر را طی کرده باشند. در غیر این صورت برای همین. سرش در یکی از اسرارش در این است که بزرگان — اموات ما معمولاً برای ما پیام دارند، میآیند به خواب دیگران، فامیلها، همسایهها، اینانی که آنها خیلی بهشان تعلقی نداشتند. میگویند به فلانی، به پسرم، به خواهرم، به مادرم. اینها این خبر را بده به همسرم این را بگو. حتی خیلی از مادران شهدا وقتی شهدا خواستند پیغامی را بهشان برسانند توسط دوستانشان، دیگران، همسایهها، فامیلها و حتی غریبهها پیام به مادرشان رساندند. چرا؟ اینها سر دارد دیگر عزیزان را دارند. در حقیقت ما نباید راضی باشیم که آنان دوباره گرفتار تعلق بشوند و سیر برزخیشان ادامه پیدا کند. اگر میخواهیم ارتباطی بگیریم، موضوعی برای ما حل بشود مثل اللهم اجعل لی من أمری هذا فرجاً ومخرجاً بفهمیم چگونه فرج و خروجی در مشکلات برای ما ایجاد بشود و اینها، ما دستورالعملهایی را انجام بدهیم که مرتبط بشویم با اولیای خدا خصوصاً به پیامبر عظیمالشأن اسلام. چقدر شیرین بود اما میشناختیم کسانی که حتی تو نوجوانی و جوانیشان آن دستورالعمل سنگین را هزار مرتبه سوره را انجام دادند و پیامبر را چندین بار دیدند. میشود. راهش هست در هر حال. و همین دستوری هم که شیخ عباس در مفاتیح آورده برای دیدن پیامبران و امامان هم وارد شده است و کفایت میکند. این نکتهای بود که در دلش خواستیم هم تذکری داده باشیم که حواسمان جمع باشد به چه جهت میخواهیم مرتبط بشویم. والحمد لله رب العالمین.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.