ددرس‌گفتارها

بسم الله و بالله و على ملة رسول الله.

المستغاث بك يا حجة الله.

عزیزی پرسیده که آیا کسی هست که در این دوره ارتباط با امام عصر سلام الله عليه داشته باشه یا حضرت رو ببینه؟

ثانیاً اینکه ما خودمون آیا امکان دیدن حضرت رو داریم؟

در سؤال اول باید عرض کرد که چرا نیستند.

هستند.

قطعاً هستند و اساساً طبق صحبت‌هایی که جلسات پیش ما تو یک جلسه‌ای عرض کردیم، این دیگه یک امر ثابت شده است که حضرت کارگزارانی دارند و مرتبط هستند از طریق همونطور که در غیبت صغراشون از طریق نواب خاصه مرتبط بودند، در غیبت کبراشون هم از طریق نواب عامه مرتبط‌اند با مردم که این‌ها کارگ-کارگزاران حضرت هستند.

حلقه اول که چهار نفرند بهشون اوتاد لقب داده‌اند.

جمع وتد یعنی میخ.

که این‌ها پیکره‌ی اجتماع رو از تکانه‌ها به وساطت حضرت حجت سلام الله عليه نگه می‌دارند و صیانت می‌کنند.

این‌ها حلقه ارتباط حضرت و اجتماع هستند که در هر زمانه‌ای چهار نفر هستند که هر کس از این چهار نفر از دنیا برود، از حلقه بعدی که صاحبان همت یا به عبارتی ابدال هستند به این‌ها ملحق می‌شوند.

و حالا داستان‌های مبسوط مستندی هم در کتاب‌های بزرگان ما در این حیث زیاد اومده.

مطالعه کنید هست.

و البته محضر بعضی از بزرگان رو بنده حقیر درک کردم.

پنهانی توصیه می‌کردند که یکی از این و اعتقادشون این بود که یکی از این اوتاد فلحال حضرت علامه حسن زاده هستند که البته اگر اینا-ایشون نباشند چه کسی دیگه می‌تونه باشه؟

یا اگر قرار باشه رهبر عزیزمون یا امام علیه الرحمه اینها جزو اون عزیزانی نباشند که سر حلقه وصل به حضرته‌ند، چه کسانی می‌تونند باشند؟

این‌هایی که الان در حقیقت جهان اسلام به تدبیر این‌ها بسته است.

قطعاً و عقلاً و نقلاً این‌ها مرتبط با حضرت حجت به عنوان کانال فیض الهی هستند واقعاً و بود.

که اگر غیر از این باشه باید تعجب کرد.

و حلقه دوم که عرض شد این‌ها ابدال هستند.

از این جهت بهشون می‌گن ابدال که صاحبان همت‌اند که بحثش قبلاً گذشته البته.

به چنان مقامی رسیدند که می‌تونند دست تصرف در کائنات دراز کنند و حتی از جسم خودشون، بدن خودشونم، این بدن طبیعیشون هم انشائات کنند، انشاء بدنی کنند و حتی صدها بدن از خودشون إنشاء کنند.

و این چیز عجیبی نیست.

بودند.

خدا رحمت کنه از آقای سیب وی رو که ما محضرشون می‌رسیدیم.

ایشون تو یک شب چندین جا از تهران بعداً کاشف به عمل اومد که تو یک ساعت چندین هیئت منبر رفته بود.

این‌ها به قول بزرگان چیزهای در حقیقت پیش پا افتاده و نخود کیش میشه نسبت به مقامات عرفا و بزرگان.

اگرچه کسی که به این مقامات رسید نمیگه، دم نمی‌زنه مگر اینکه سرریز بشه وجودش یا به اخص از شاگردانشون به جهت «و اما بنعمت ربک فحدث» به رسالتی که دارند، به امری که می‌گیرند بیان کنند.

به هر حال هستند بله.

این‌ها إنشاء می‌کنند بدنشون رو و کسایی رو که در راه موندن، گرفتارند، خدا رو به ذکر و نام یا هادی خوندن، مشکلات مالی پیدا کردند، مریض احوال‌اند.

این‌ها حضرت به عنایت و تصرف این‌ها دستشون می‌گیره.

دست این‌ها رو می‌گیره که البته عددی که دادند معمولاً حدود پنجاه و سه نفر رو در خصوص ابدال بیان کردند بزرگان و دیگه یه پله پایین‌تر یا در حقیقت حلقه بعدی رو که بعضیا سیصد نفر عنوان کردند.

حالا این اعداد ما خیلی در بنده این اعداد نیستیم.

منظور هستند و این‌ها رو نجبا همچنین بعد صلحا، اهل ایمان، همچنین حلقه‌ها به هم مرتبط‌اند.

پس هستند بله هستند لکن چون این موضوع و در حقیقت این مقام، مقام اسم مستعفره حضرت حق است، لذا کسی هم که به این مقام رسید به اون ظرفیتی دست پیدا کرده که دم فرو به بنده و نگه.

مگر اینکه عرض شد به صلاح و استثنا اونم امر خود مولا باشد.

مثل سید ابن طاووس که به شاگردشون فرموده بودند من هر وقت در امری می‌مونم، چه-کی گفته که نمیشه امام عصر رو دید؟

من هر وقت گره علمی برام پیش میاد حضرت رو زیارت می‌کنم و از حضرت می‌پرسم و گره علمیم باز میشه.

بله این‌ها هست.

اما سؤال دوم اینکه ما چگونه مرتبط بشویم؟

اولاً من سوالم این هستش که ما برای چی حضرت رو بخواهیم ببینیم؟

اون برای چی خیلی مهمه.

چرا ما می‌خوایم حضرت رو زیارت کنیم؟

آیا ما حضرت رو زیارت کنیم جز توقعی که همین الان از سیر حکمت و عرفان نظری و بعد عملی از ما دارن چیز دیگه ای دارن.

آیا جز ترک گناه، خودسازی، معرفت نفس، انجام واجبات، ترک محرمات اینا حضرت تقاضای دیگه ای از ما دارن؟

وقتی که ما این وظایفمون رو انجام دادیم به قول خودشون خود حضرت میان.

خود حضرت تشریف میارن، عنایت دارن.

حالا ابتدا از خواب شروع میشه بعد بین خواب و بیداری در توجهات عرفانی و بعد هم در بیداری و مهمتر از اون این که اساساً تقاضای ما از دیدار حضرت چیه؟

خب ما مثلاً به حضرت رسیدیم ان‌شاءالله یک روزی.

چی میخوایم از حضرت؟

معمولاً الان خواسته های مردم از بزرگان و اوتاد علما چیه؟

شما بفرمایین.

غالباً اینطور که ما می‌بینیم یا استخاره میخوان یا تعبیر خواب میخوان یا ذکری میخوان گره‌شون باز بشه، مشکل مالیشون برطرف بشه، مریضشون شفا بگیره.

چه کسیه که بیاد زانو بزنه و خودش رو تحویل بده به حجت حق و واقعاً بگه من آمدم و به صدق آمدم به قول علامه.

خودش رو تحویل بده و هیچ مثل میتی که بین دو دست غسال خودش رو می سپره که هر طرف این ور اون ورش کنه تا او رو شستشو بده، واقعاً خودش رو تحویل بده.

به هر حال یا وقتی هم که تحویل داد آیا ظرفیت وجودی او اقتضا میکنه که از حضرت اونچه که در مخزن وجودی حضرته که به هر حال اینا سر الله هستند رو اخذ کنه؟

مگر نه این است که در اصول کافی مرحوم کلینی اعلا الله مقامه شریف حدیث از امام صادق صلی الله علیه فرمودن که بیست و هفت حرف علم را اگر شما در نظر بگیرید و در تا ظهور امام عصر از اول آدم تا ظهور امام عصر تنها به دو حرف از این بیست و هفت حرف علم مردم با این همه اختراعات و اکتشافات و تولید علم دست پیدا می‌کنند.

بیست و پنج حرف علم در سینه امام عصر خواهد موند و حضرت که تشریف آوردند اساساً بالاترین برنامه حضرت توزیع و نشر معارف و حقایق علوم هست.

خب آیا ما به این ز-- آیا الان ما در خصوص علمامون، بزرگانمون، آثارشون، کتابشون، کتاب‌های اون‌ها، اقوالشون چه کردیم؟

در برابر کلمات این جملات این عزیزان ظرفیت و سعه وجودی داریم که ما تحمل کنیم بار علمی و معرفتی و حکمی و عرفانی یه کسی مثل مثلا حضرت علامه رو آیا داریم که بعد مثلا توقع داریم امام عصر رو ببینیم؟

اتفاقاً من یادم نمیره که هیچ وقت زمان جنگ بود توفیق شد بریم دست بوسی حضرت امام بین الطلوعین.

تا لحظه حرکت بچه‌ها من گرفتار بودم توی این برزخ بودم که برم من وقت این عزیز عالم رو که الان رتق و فتق امور اسلام و مسلمانان جهان دستشه، من برم برای چی وقت ایشون رو بگیرم؟

من چه عرضی برای ایشون دارم؟

البته زیارت یک تقاضای درونی و قلبی‌ست.

بحث زیارت قصه‌ش، اما زیارت فقط از بدن نیست.

اصل زیارت حضور ظاهر عند المظور.

اینکه قلب ما حاضر باشه محضر حضرت.

اساساً اصل زیارت، زیارت درونی و قلبی‌ست.

و الا بسیاری رفتن سنگ و چوب و ضریح و گنبد و بارگاه دیدن.

اون هم زیباست و قشنگ.

اون‌ها ما نهی نمی‌کنیم.

دل ما برای در و دیوار حرم اهل بیت هم تنگ می‌شه عزیزان.

اما اصل چیز دیگه‌ست.

باید حواسمون جمع باشه.

مثل اون زنی که امام عصر اومد به تشییعش و یکی از بزرگان حالا اسمشون از خاطرم رفته فرمودن که دنبال حضرت می‌گشتم چندین ماه چله‌ها می‌گرفتم تا اینکه یک روزی نور حضرت رو در یک بیتی دیدم.

به اذن حضرت وارد شدم.

دیدم کنار یه تابوتی نشسته.

تابوت یه زنی بود.

حضرت فرمود هفت سال در دوران خفقان کشف حجاب رضا خانی این زن از منزل خارج نشد مبادا از سرش روسری بردارن و موهاش رو نامحرم ببینه.

چادر از سرش بردارن و اینطوری باشید خود ما میایم به دیدنتون.

این کلام خود حضرت هست.

به هر حال میخوام عرض کنم که بله امکان دیدن حضرت هست.

راه‌هایی هم علما نسبت به سعه وجودی خودشون مطابق با در حقیقت ظرفیت وجودی خودشون به شاگردانشون دادن و جواب هم گرفتن بعضاً.

مثلاً مرحوم آقای دولابی روحشون شاد.

ایشون معمولاً به شاگرداشون دستور میدادن که چهل روز، روزی صد بار به توجه عرفانی و بنشینن و این ذکر شریفه که از آیات قرآن گرفته شده که "رب ادخلنی مدخل صدک واخرجنی مخرج صدق واجعل لی من لدنک سلطانا نصيرا." این ذکر رو در هر ح- در حقیقت روزی صد بار بگن.

در چهل روز بعد بعضی از شاگرداشون هم زیارت می‌کردن.

بله.

یا کسی که چهل، چهل شب جمعه زیارت ابا عبدالله بره، شب چهلمش قطعاً آقا رو می‌بینه.

یا مسجد سهل اینا وارد شده یا شب‌های جمعه حضرت رو در کربلا دیدن.

بسیاری دیدن.

البته قبلاً عرض کردیم بسیاری از این دیدارها مربوط به اوتاد یا ابدال هست یا نجبا و صلحا که به اون عظمت نوری و ظرفیت وجودی اون اشخاص، این‌ها امر براشون مشتبه می‌شد گمان می‌کردند امام عصر رو دیدند.

به هر حال بله راه‌هایی هست اما این رو، این نکته رو در انتها عرض کنم در پاسخ به این قبیل سؤال‌ها.

ببینید عزیزان وقتی که از هفتاد و سه اسم اعظم رو خدای منان در میان انبیا و اولیایش پخش کرده، هر کدوم از انبیا چند تا اسم اعظم داشتند.

این‌ها و تمام هفتاد و دو اسم اعظم رو به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم الصلاة و السلام خدا بخشیده و امام عصر ما دارای این اسم هست.

اون اسم هفتاد و سوم که اسم مستعفره حضرت حق است و لم خدایی‌ست که البته در خصوص اون هم حرف زدن بزرگان که معتقدم بسیاری مثل حضرت علامه که اون اسم مستعفره هم خود حضرته، خود حقیقت وجودی حضرته.

وقتی این چنین قصه رو نگاه می‌کنیم می‌بینیم اصلاً این یک امر الهی‌ست.

یک در حقیقت حریم حضرت حق است.

ستر حضرت حق است.

ما به چه اجازه‌ای می‌خوایم این ستر رو، این پرده رو، این حجاب رو، این حریم رو بشکنیم؟

به چه اجازه‌ای؟

و اگه در حقیقت خدا این چنین خواسته، چرا می‌خوایم بر خلاف مشیت حضرت حق عمل کنیم؟

دلتنگی قضیه‌ش فرق می‌کند.

"عزیزٌ علی أن أرى الخلق ولا تراك" "هل الیک ای ابن احمد سبيلٌ فتلقاتني" نذبه می‌خونیم.

این‌ها درست که آیا پسر رسول خدا راهی هست من شما رو ملاقات کنم؟

این‌ها درست.

یا سخت شده "عزیزٌ علی، عزيزٌ علی".

سخت شده بر من همه رو ببینم شما رو نبینم.

این‌ها کارهای دل است.

اما حواسمون جمع باشه عزیزان که اون اسم مستعفره حق است.

ظهور در حتی در حقیقت، تاریخ ظهور حضرت هم جزو مستعفرات است و اسرار علوم غیبی و قلبی امام عصر هست.

که حالا البته این بحث هم پیش میاد بعضیا به ما خرده گرفته بودند که این قصه‌ای که حضرت علامه فرمودند ظهور اتفاق افتاده رو شما مثلاً در کانال بچه‌هاتون بارگذاری کردند و این‌ها.

این یه وقت هست تاریخ مشخص می‌شه، این فرق می‌کنه.

اما یه عزیزی میاد با یک دید بسیار زیبا و مبنا دار بر اساس اقوال به هر حال آیات و روایات و بزرگان ما میاد ثابت می‌کنه که ظهور اتفاق افتاده.

این البته نظر بسیاری از بزرگان و من از خیلی‌ها شنیدم.

همونطور که غیبت صغری و کبری داشت، ظهور هم صغری و کبری داره.

یعنی ظهور به یکباره و ناگهانی هم حتی اگر اتفاق بیفته قبلش مقدماتی داره.

اصطلاحاً چند وقتی ظهور مثل بین الطلوعین تعبیری که از علامه دارن از انقلاب اسلامی ایران می‌فرمایند انقلاب اسلامی ایران این چهل و چند ساله بین الطلوعین ظهور حضرته.

یعنی ظهور از جهت صغری بودنش اتفاق افتاده.

به هر حال می‌خوام عرض کنم که به نظر بنده حقیر مهم‌ترین چیز در ارتباط با حضرت این هستش که ما التزام عملی به دستورات حضرت داشته باشیم.

کارهایی که محبت ایشون رو دل ما زیاد می‌کنه انجام بدیم.

مطلقا، مطلقا به سمت گناه نریم و بهش فکر نکنیم که استعداد رو می‌سوزونه و انسان رو از چشم حضرت میندازه.

یادش بخیر در این انتهای سخن یادگاری عرض کنم محضر آیت الله آقای بهجت خیلی می‌رسیدیم ما مدتی که قم بودیم.

یه روزی بعد از نماز صبح محضرشون بودم.

یه خلوت شد همه رفتند به تنهایی از ایشون یه سوالی پرسیدم در خصوص امام عصر.

گفتم ما یه جمعی هستیم شب‌های جمعه قروبای جمعه جمع می‌شیم روضه می‌خونیم مناجات می‌کنیم با حضرت.

دلتنگ حضرت می‌شیم.

چه کنیم؟

ایشون یه تعبیر خیلی-- حالا یه وقت ایشون مثلاً یه شاعری، یه عاشقی، یه کسی بیاد این حرفو بزنه.

ولی آقای بهجت بگه خیلی شیرینه.

فرمودند بله عاشق مثل پروانه دور شمع معشوقش می‌گرده تا بال و پرش بسوزه.

خیلی زیبا بود تعبیر ایشون.

و به بنده فرمودند همین راه رو ادامه بدید.

آنچه که در مفاتیح شیخ عباس هست، دعاها، اذكار، اوراد، زیارات، سوره قرآن.

این‌ها رو به نیت حضرت بخوانید و به او هدیه کنید.

محبت آقا تو دل شما زیاد می‌شه و محبت شما تو دل آقا.

دیگه بقیه رو بسپارید به خود حضرت.

انشاالله اگرچه در این مورد سخن بسیار است.

اما سخن کوتاه می‌کنیم که گفتم الف گفت گر گفتم هیش در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

والحمد لله رب العالمین.