ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 012

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

پرسشی دربارهٔ دیدار امام عصر

بسم الله و بالله و علی ملّة رسول الله. المستغاث بک یا حجّة الله. عزیزی پرسیده است که آیا در این دوره کسی هست که با امام عصر سلام‌الله‌علیه ارتباط داشته باشد یا حضرت را ببیند؛ و دوم آنکه ما خود آیا امکان دیدن حضرت را داریم. در پاسخ به پرسش نخست باید گفت که چرا نباشند؛ هستند و قطعاً هستند. اساساً بر پایهٔ آنچه در جلسات پیش آمده، این امری ثابت‌شده است که حضرت کارگزارانی دارند و با مردم مرتبط‌اند. همان‌گونه که در غیبت صغری از طریق نوّاب خاصه مرتبط بودند، در غیبت کبری نیز از طریق نوّاب عامه مرتبط‌اند؛ و اینان کارگزاران حضرت‌اند.

اوتاد؛ حلقهٔ نخست نگهبان پیکرهٔ اجتماع

حلقهٔ اول که چهار نفرند، به آنان اوتاد لقب داده‌اند؛ جمعِ وَتَد یعنی میخ. اینان پیکرهٔ اجتماع را از تکانه‌ها، به وساطت حضرت حجّت سلام‌الله‌علیه، نگه می‌دارند و صیانت می‌کنند. حلقهٔ ارتباط حضرت و اجتماع‌اند و در هر زمانه‌ای چهار نفرند؛ هر کس از این چهار نفر از دنیا برود، از حلقهٔ بعدی که صاحبان همّت یا به عبارتی ابدال‌اند به آنان ملحق می‌شود. داستان‌های مبسوط و مستند در کتاب‌های بزرگان در این باب بسیار آمده است؛ مطالعه کنید. محضر بعضی از بزرگان را این حقیر درک کرده‌ام که پنهانی توصیه می‌کردند یکی از این اوتاد، فلحال، حضرت علامه حسن‌زاده است؛ و اگر ایشان نباشند چه کسی دیگر می‌تواند باشد؟ یا اگر قرار باشد رهبر عزیزمان یا امام علیه‌الرحمه از عزیزانی نباشند که سرِ حلقهٔ وصل به حضرت‌اند، چه کسانی می‌توانند باشند؟ اینان که جهان اسلام به تدبیرشان بسته است، قطعاً و عقلاً و نقلاً مرتبط با حضرت حجّت به‌عنوان کانال فیض الهی‌اند؛ و اگر غیر از این باشد باید تعجب کرد.

ابدال و حلقه‌های پسین

حلقهٔ دوم ابدال‌اند. از این جهت به آنان ابدال می‌گویند که صاحبان همّت‌اند؛ بحثش پیش‌تر گذشته است. به چنان مقامی رسیده‌اند که می‌توانند دستِ تصرّف در کائنات دراز کنند و حتی از جسم خودشان — از بدن طبیعی‌شان — انشاءات کنند، بدن انشاء کنند و حتی صدها بدن از خود انشاء نمایند. این چیز عجیبی نیست؛ بوده‌اند. خدا رحمت کند آقای سیبویه را که محضرشان می‌رسیدیم؛ بعداً کاشف به عمل آمد که در یک شب، در یک ساعت، چندین جا از تهران در چندین هیئت منبر رفته بود. این‌ها به قول بزرگان چیزهای پیش‌پاافتاده و نخودِ کیش است نسبت به مقامات عرفا و بزرگان. اگرچه کسی که به این مقامات رسید دم نمی‌زند مگر آنکه وجودش سرریز شود یا به اخصّ از شاگردانش، به جهت «و أمّا بنعمة ربّک فحدّث»، به رسالتی که دارند و به امری که می‌گیرند بیان کنند.

به هر حال هستند؛ بدن خود را انشاء می‌کنند و کسانی را که در راه مانده‌اند، گرفتارند، خدا را به ذکر و نامِ یا هادی خوانده‌اند، مشکلات مالی یافته‌اند یا مریض‌احوال‌اند، به عنایت و تصرّف اینان دستشان گرفته می‌شود. عددی که بزرگان معمولاً در خصوص ابدال داده‌اند حدود پنجاه‌وسه‌نفر است؛ و یک پله پایین‌تر یا حلقهٔ بعدی را بعضی سیصدنفر عنوان کرده‌اند. ما خیلی در بند این اعداد نیستیم؛ منظور آن است که هستند. نجبا، و پس از آنان صلحا و اهل ایمان، همچنین حلقه‌ها به هم مرتبط‌اند. پس هستند؛ آری هستند. لکن چون این مقام، مقامِ اسمِ مستأثرهٔ حضرت حق است، کسی که به این مقام رسید به ظرفیتی دست یافته که دم فرو می‌بندد و نگه می‌دارد؛ مگر آنکه به صلاح و استثنا، آن هم به امر خودِ مولا باشد. مانند سید ابن طاووس که به شاگردشان فرموده بودند: من هر وقت در امری می‌مانم — کی گفته که نمی‌شود امام عصر را دید؟ — هر وقت گرهٔ علمی برایم پیش می‌آید حضرت را زیارت می‌کنم و از حضرت می‌پرسم و گرهٔ علمی‌ام باز می‌شود. بله، این‌ها هست.

چرا می‌خواهیم حضرت را ببینیم؟

اما پرسش دوم: ما چگونه مرتبط شویم؟ نخست این است که برای چه حضرت را بخواهیم ببینیم؟ آن «برای چه» بسیار مهم است. چرا می‌خواهیم حضرت را زیارت کنیم؟ آیا جز توقعی که همین اکنون از سیر حکمت و عرفان نظری و سپس عملی از ما دارند، چیز دیگری دارند؟ آیا جز ترک گناه، خودسازی، معرفت نفس، انجام واجبات و ترک محرمات، حضرت تقاضای دیگری از ما دارند؟ وقتی این وظایف را انجام دادیم، به قول خودشان، خودِ حضرت می‌آیند و عنایت دارند. ابتدا از خواب آغاز می‌شود؛ سپس میان خواب و بیداری در توجّهات عرفانی؛ و پس از آن در بیداری. مهم‌تر از آن آنکه اساساً تقاضای ما از دیدار حضرت چیست؟ فرض کنیم روزی به حضرت رسیدیم؛ چه می‌خواهیم از حضرت؟

معمولاً خواسته‌های مردم از بزرگان و اوتاد و علما چیست؟ غالباً آنچه می‌بینیم این است که استخاره می‌خواهند، یا تعبیر خواب، یا ذکری که گره‌شان باز شود، مشکل مالی‌شان برطرف شود، مریضشان شفا گیرد. چه کسی است که بیاید زانو بزند و خود را تحویل دهد به حجّت حق و واقعاً بگوید آمدم و به صدق آمدم — به قول علامه — و خود را مانند میّتی که میان دو دست غسّال می‌سپارد که هر سو بکشند تا شست‌وشویش دهند، واقعاً تحویل دهد؟ و وقتی تحویل داد، آیا ظرفیت وجودی‌اش اقتضا می‌کند که از حضرت آنچه در مخزن وجودی حضرت است — که سرّ الله‌اند — اخذ کند؟

بیست‌وهفت حرف علم و سعهٔ وجودی ما

مگر نه این است که در اصول کافی مرحوم کلینی — اعلی‌الله‌مقامه — حدیثی از امام صادق علیه‌السلام آمده که بیست‌وهفت حرف علم را اگر در نظر بگیرید، تا ظهور امام عصر، از آدم تا ظهور، مردم با این همه اختراعات و اکتشافات و تولید علم تنها به دو حرف از این بیست‌وهفت حرف دست می‌یابند؛ و بیست‌وپنج حرف در سینهٔ امام عصر خواهد ماند. حضرت که تشریف آوردند، اساساً بالاترین برنامهٔ ایشان توزیع و نشر معارف و حقایق علوم است. اکنون ما در خصوص علما و بزرگانمان، آثار و کتاب‌ها و اقوالشان چه کرده‌ایم؟ در برابر کلمات این عزیزان آیا ظرفیت و سعهٔ وجودی داریم که بار علمی و معرفتی و حکمی و عرفانی کسی مانند حضرت علامه را تحمل کنیم، تا بعد توقع داشته باشیم امام عصر را ببینیم؟

زیارت قلبی و حکایت زنِ پرده‌نشین

اتفاقاً به یاد دارم که در زمان جنگ توفیق شد برویم به دست‌بوسی حضرت امام، میان‌الطلوعین. تا لحظهٔ حرکت در این برزخ بودم که بروم وقت این عزیز عالم را که رتق و فتق امور اسلام و مسلمانان جهان در دست اوست بگیرم برای چه؟ من چه عرضی برای ایشان دارم؟ البته زیارت تقاضایی درونی و قلبی است؛ اما زیارت فقط از بدن نیست. اصل زیارت حضور ظاهر عند المَزور است؛ اینکه قلب حاضر باشد محضر حضرت. اساساً اصل زیارت، زیارت درونی و قلبی است. وگرنه بسیاری رفته‌اند سنگ و چوب و ضریح و گنبد و بارگاه دیده‌اند؛ آن هم زیباست و ما نهی نمی‌کنیم؛ دل برای در و دیوار حرم اهل‌بیت نیز تنگ می‌شود؛ اما اصل چیز دیگری است.

مانند آن زنی که امام عصر به تشییعش آمد و یکی از بزرگان — نامشان از خاطرم رفته — فرمودند که چندین ماه دنبال حضرت می‌گشتم و چله‌ها می‌گرفتم تا روزی نور حضرت را در خانه‌ای دیدم. به اذن حضرت وارد شدم؛ دیدم کنار تابوتی نشسته‌اند؛ تابوت زنی بود. حضرت فرمودند: هفت سال در دوران خفقان کشف حجاب رضاخانی این زن از منزل خارج نشد مبادا روسری از سرش بردارند و مویش را نامحرم ببیند. چادر از سرش بردارند. این‌گونه باشید؛ خود ما می‌آییم به دیدنتان. این کلام خود حضرت است. پس امکان دیدن حضرت هست؛ و علما نیز نسبت به سعهٔ وجودی خود راه‌هایی مطابق ظرفیت شاگردانشان داده‌اند و بعضاً جواب گرفته‌اند.

اذکار و راه‌های عملیِ دیدار

مثلاً مرحوم آقای دولابی — روحشان شاد — معمولاً به شاگردان دستور می‌دادند چهل روز، روزی صد بار، به توجّه عرفانی بنشینند و این ذکر شریفه را که از آیات قرآن گرفته شده بخوانند:

«رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا» (اسراء/۸۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پروردگارا، مرا به ورودیِ صدق درآور و به خروجیِ صدق بیرون بر، و از نزد خود برایم سلطانی یاری‌گر قرار ده.

بعضی از شاگردانشان پس از چهل روز زیارت می‌کردند. یا کسی که چهل شبِ جمعه به زیارت اباعبدالله برود، شب چهلم قطعاً آقا را می‌بیند. یا مسجد سهله وارد شده؛ یا شب‌های جمعه حضرت را در کربلا دیده‌اند؛ بسیاری دیده‌اند. البته پیش‌تر گفته شد بسیاری از این دیدارها مربوط به اوتاد یا ابدال یا نجبا و صلحا است که به عظمت نوری و ظرفیت وجودی آنان امر برایشان مشتبه می‌شد و گمان می‌کردند امام عصر را دیده‌اند. به هر حال راه‌هایی هست.

اسم مستأثره و حریمِ ستر الهی

نکتهٔ پایانی در پاسخ به این قبیل سؤال‌ها این است: وقتی خدای منّان هفتادوسه‌اسم اعظم را در میان انبیا و اولیایش پخش کرده و هر یک از انبیا چند اسم اعظم داشته‌اند، و تمام هفتادودو اسم اعظم را به اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم‌الصلوةوالسلام بخشیده، و امام عصر ما دارای این اسماء است، و آن اسم هفتادوسوم که اسم مستأثرهٔ حضرت حق است و لَمِ خدایی است — که بزرگان در خصوص آن سخن گفته‌اند و معتقدم بسیاری مانند حضرت علامه آن اسم مستأثره را خودِ حضرت و حقیقت وجودی ایشان می‌دانند — وقتی قصه را چنین می‌نگریم می‌بینیم این امری الهی است؛ حریم حضرت حق است؛ ستر حضرت حق است. ما به چه اجازه‌ای می‌خواهیم این ستر و پرده و حجاب و حریم را بشکنیم؟ و اگر خدا چنین خواسته، چرا بر خلاف مشیّت حضرت حق عمل کنیم؟

دلتنگی قصه‌اش فرق می‌کند. «عزیزٌ علیَّ أن أرى الخلق ولا تراک»؛ «هل إلیک یا ابنَ أحمد سبیلٌ فتلقانی» — ندبه می‌خوانیم. این‌ها درست است که آیا پسر رسول خدا راهی هست من شما را ملاقات کنم؟ این‌ها درست. یا سخت شده بر من که همه را ببینم و شما را نبینم. این‌ها کارهای دل است. اما باید هوشیار بود که آن اسم مستأثرهٔ حق است. حتی تاریخ ظهور حضرت نیز جزو مستأثرات و اسرار علوم غیبی و قلبی امام عصر است.

ظهور صغری و کبری؛ التزام عملی

بعضی خرده گرفته بودند که قصه‌ای که حضرت علامه فرمودند ظهور اتفاق افتاده در کانال بارگذاری شده. یک وقت تاریخ مشخص می‌شود؛ آن فرق می‌کند. اما عزیزی با دیدی بسیار زیبا و مبنا‌دار، بر اساس آیات و روایات و اقوال بزرگان، ثابت می‌کند که ظهور اتفاق افتاده. این نظر بسیاری از بزرگان است و از بسیاری شنیده‌ام: همان‌گونه که غیبت صغری و کبری داشت، ظهور نیز صغری و کبری دارد. یعنی ظهور یک‌باره و ناگهانی هم اگر رخ دهد پیش از آن مقدماتی دارد. اصطلاحاً چند وقتی ظهور مانند بین‌الطلوعین است؛ تعبیری که از علامه دارند از انقلاب اسلامی ایران: این چهل‌وچند ساله بین‌الطلوعین ظهور حضرت است؛ یعنی ظهور از جهت صغری بودنش اتفاق افتاده است.

به نظر این حقیر مهم‌ترین چیز در ارتباط با حضرت آن است که التزام عملی به دستورات حضرت داشته باشیم؛ کارهایی که محبت ایشان را در دل زیاد می‌کند انجام دهیم؛ مطلقاً به سمت گناه نرویم و به آن فکر نکنیم که استعداد را می‌سوزاند و انسان را از چشم حضرت می‌اندازد.

حکایت آیت‌الله بهجت و پروانهٔ شمع

یادش بخیر؛ در انتهای سخن یادگاری عرض کنم که محضر آیت‌الله آقای بهجت خیلی می‌رسیدیم مدتی که قم بودیم. روزی پس از نماز صبح محضرشان بودم؛ خلوت شد و همه رفتند. به تنهایی از ایشان سؤالی در خصوص امام عصر پرسیدم. گفتم ما جمعی هستیم که شب‌های جمعه و غروب‌های جمعه جمع می‌شویم روضه می‌خوانیم و مناجات می‌کنیم با حضرت و دلتنگ حضرت می‌شویم؛ چه کنیم؟ ایشان تعبیری فرمودند که اگر شاعری یا عاشقی بگوید شیرین است، اما آقای بهجت بگوید بسیار شیرین‌تر است. فرمودند: بله، عاشق مانند پروانه دور شمع معشوقش می‌گردد تا بال و پرش بسوزد. بسیار زیبا بود. و به بنده فرمودند همین راه را ادامه دهید. آنچه در مفاتیح شیخ عباس هست — دعاها، اذکار، اوراد، زیارات، سورهٔ قرآن — را به نیت حضرت بخوانید و به او هدیه کنید. محبت آقا در دل شما زیاد می‌شود و محبت شما در دل آقا. بقیه را بسپارید به خود حضرت. اگرچه در این باب سخن بسیار است، سخن کوتاه می‌کنیم که گفته‌اند: الف گفت و گر گفتم هیچ؛ در خانه اگر کس است یک حرف بس است. والحمد لله رب العالمین.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.