یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
اصطلاحات عرفان و فلسفه از آیات و روایات
در ادامۀ پاسخ به پرسشی دربارۀ سیر حکمت و عرفان و تلقی نادرست کسانی که اینها را جدای از روایات و آیات میدانند، نکتهای باقی مانده بود: تمام اصطلاحات عرفانی و فلسفی از روایات و آیات گرفته شدهاند؛ حتی نامها، عناوین، موضوعات، مفاهیم، مبانی و استنباط عارف و فیلسوف بر زیربنای آیات و روایات است.
عرفان از معارف؛ ای لیعرفون
خودِ عرفان از معارف گرفته شده: معارف اهلبیت، معارف قرآن، علوم قرآنی. ذیل آیۀ
«وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» (ذاریات/۵۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و جن و انس را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند.
اهلبیت علیهمالصلوةوالسلام عبادت را چنین تفسیر کردهاند: «ای لیعرفون»؛ مفسران شیعه این را ذیل همین آیه آوردهاند. آن عبادت همان عرفان و شناخت است.
امام صادق صلواتاللهعلیه در بیان شریف فرمودند: العبودیة جوهرة کنهها الربوبیة. عبادت جوهرهای دارد که کنه آن ربوبیت حضرت حق است؛ عبودیت بیربوبیت معنا ندارد. ربِ نظام هستی است که انسان را به عبادت میکشاند؛ نقطۀ اتصال هر کس به حضرت حق که او را به بندگی و معرفت میبرد.
فلسفه همان حکمت قرآن
باید دانست فلسفه به زبان یونانی است و به زبان قرآن همان حکمت است. در قرآن از حکمت بسیار سخن رفته؛ یکی از اسامی زیبای حضرت حق حکیم است و خود قرآن حکمت مطلق است:
«يس ۚ وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ» (یس/۱–۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): یاسین. سوگند به قرآنِ حکیم.
در آیۀ دو سورۀ جمعه میخوانیم:
«يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ» (جمعه/۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیاتش را بر آنان میخواند و پاکشان میسازد و کتاب و حکمت میآموزدشان.
پس از تلاوت آیات و تزکیه، تعلیم کتاب و حکمت میآید؛ این حکمت همان بحث عرفان است و چیز عجیبی نیست. قرآن به پیامبر میفرماید:
«ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» (نحل/۱۲۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به راه پروردگارت با حکمت و اندرز نیکو دعوت کن و با آنان به نیکوترین شیوه مجادله کن.
سطح دعوت را چنان بالا میبرد که میفرماید به سوی پروردگار خودت دعوت کن؛ اول بالحکمة، سپس موعظۀ حسنه، سپس جدال احسن.
أرنی الأشیاء کما هی؛ علم آدم الأسماء
حکما یکی از ترجمههای حقیقت حکمت یا فلسفه را علم به اعیان موجودات دانستهاند آنگونه که هستند؛ یعنی موجودات و اشیای نظام هستی — که اسماء اللهاند — را چنانکه هستند بشناسی و از ظاهر به باطن پی ببری. مگر پیامبر عظیمالشأن در دعا نفرمودند: «اللهم أرنی الأشیاء کما هی» — خدایا همه چیز را چنانکه هست به من بنما. آیا جز حکمت و عرفان چیزی خواستهاند؟
«وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا» (بقره/۳۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و همۀ نامها را به آدم آموخت.
علامه این الأسماء را به الأشیاء میگیرند؛ حقیقتش این است: و علم آدم الأشیاء کلها — منتها کما هی؛ ظاهر و باطن و حقیقت کلیهشان را به آدم تعلیم دادند؛ و آدم علیالاطلاق نخست وجود مقدس پیامبر خاتم است. با این نگاه جرأت میتوان کرد گفت حکمت و عرفان جدای از قرآن و خیال و وهم است؟ العیاذ بالله.
تأکید علامه بر کتب حکمت و عرفان نظری
علامه میفرمایند اگر کسی سیر حکمت و عرفان نظری را نپیماید تا به عملی برسد — کتابهایی چون اسفار ملاصدرا که امالکتاب فلسفه است، اشارات و شفای شیخالرئیس، فصوصالحکم ابنعربی یا شرح فصوص قیصری، تمهید القواعد ابنترکه، مصباحالانس ابنفناری — به جانم سوگند به باطن قرآن پی نخواهد برد. آیا باید از ترس سخن کسانی که فلسفه و عرفان را نفهمیدهاند از حقایقی دست کشید که آتش وجودی را برطرف میکند؟
وجه تمایز انسان؛ عقل و تحقق
وجه تمایز انسان با موجودات چیست جز عقل؟ موازین اخلاقی و کنشهای اخلاقی در حیوانات نیز هست؛ آنان عقل خالص ندارند اما وهم دارند — و انّ الوهم عقلٌ ساقط؛ علامه فرمود وهم عقل ساقطشده است. حیوانات بر اساس وهم اصول اخلاقی را تشخیص میدهند؛ پرخوری نمیکنند. حتی در حیات وحش دیده شده شیر گرسنه به آهوی باردار حمله میکند و چون میفهمد باردار است رهایش میکند و گرسنگی را تحمل میکند. رعایت بدیهیات اخلاق هنر بزرگی نیست؛ برخی میگویند دین همین است و لاغیر، انسانیت همان دین است. بله جزئی از دین است؛ اما مهمترین وجه تمایز، سیر فکری و عقلی و لُبّی و تدقیقی است: انسان اهل تدقق باشد نه فقط دقت؛ محقق خوب است اما متحقق مهم است؛ دقت خوب است اما متدقق بهتر — یعنی دقت و تحقیق در او پیاده شود. این با سیر علمی در حکمت و عرفان، نخست نظری و سپس عملی، ممکن است؛ وگرنه در مراتب ابتدایی میماند.
بیش از این را در کتابهای خود علامه میتوان یافت. توصیه میشود دستکم سیر معرفت نفس علامه — صد و پنجاهوسه درس کتاب معرفت نفس — به صورت ابتدایی پی گرفته شود. والحمد لله رب العالمین.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.