ددرس‌گفتارها

بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله.

المستغاث بک یا حجت الله.

سؤال عزیزی به حقیر رسیده که خیلی علاقمند به مطالعه کتب عرفان اسلامی هستند اما بعضیا ناه-- نهی می‌کنند.

این ناهیانی که میگن فلسفه و عرفان از انبیا به ما نرسیده و با احادیث قرآن تطابق نداره و در عرفان اسلامی و این‌ها مسئله حق و خلق رو به دریا و مژگ تعبیر می‌کنند.

در حالی که ائمه با خالق و مخلوق و مناظراتی رو که بین مخالفین و موافقین می‌بینن به نتیجه‌ای نمی‌رسند و از این دست صحبت‌ها.

البته دامنه بحث گسترده‌ست.

به قول خودتون در این حیث قلم هم زیاد زده شده، بحث زیاد شده.

اجمالاً عرض می‌کنم که بالاخره وجه تمایز ما با دیگر موجودات چیه؟

چی باعث شده که ما انسان باشیم و از تولد حیوانی با خروج از عادت که بحثش در قلب مألوف گذشت به تولد انسانی برسیم و با نگاه دفعی به عالم نگاه کنیم نه تدریجی.

آیا چیزی جز عقل هست؟

عقلی که از عقال میاد که این عقال جاییه که شترو بهش می‌بندن.

یعنی انسان به یک مشربی، به یک چشمه‌ای، به یک پایبستی بسته باشد.

یعنی با فکر شروع کنه و توجه کنه به آثار عال-- به آثار حضرت حق در عالم که همون آیات حق هستند.

[آیه قرآن] آیا نگاه نمی‌کنید؟

آیا این کتاب آفاقی و کتاب انفسی رو نمی‌خوانید؟

خب فلاسفه یا به عبارتی حکما و عرفا جز این کار رو داشتن، جز اینکه با دیده عقل و تفکر در کنح و باطن ظواهر نظام هستی سعی کردن به حقایق برسن.

اگر کسی سیر فکریش رو تعطیل کنه که این اصلاً مغایر با صریح آیات قرآنه که بسیار اگر شما سرچ کنید تو همین اینترنت ببینید اگر توانایی اینو نداشته باشید که با قرآن بشینید از انتها تا، از ابتدا تا انتهاش رو مطالعه کنید و دقت کنید، یه سرچ کنید آیات تفکر.

ببینید چند تا آیه در خصوص تفکر و تعقل میاد.

و اساساً کار فلسف-- میشه گفت فیلسوف و عارف همینه.

چیزی جز این نیست.

فیلسوف میاد زیربناسازی می‌کنه برای شناخت که بهش میگن برهان و برهان انسان رو سوق میده به سمت شناخت، شناخت باطن که بهش میگن عرفان.

و آیا جز برهان و عرفان در قرآن چیزی هست؟

ااا جالبه که از علامه خیلی سال‌های پیش از علامه حسن زاده خدا حفظشون کنه.

سال-- خیلی سال‌های پیش وقتی این بحث‌ها به اوج رسیده بود.

حالا الان که الحمد لله فروکش کرده، اون موقعی که رهبر عزیزمون بیان‌گذار جمهوری اسلامی و بزرگ ما رو هرچندار احیای مکتب عظیم اسلام در سرتاسر دنیا حضرت امام رو تو-- بزر-- ااا علما توبیخ می‌کردن، نامه می‌نوشتن، تهدید می‌کردن که کفن‌پوش میشیم.

میایم چرا شما اندیشمندان شرق و غرب عالم رو دعوت کردید به کتب فلسفی و عرفانی محی الدین و شیخ الرئیس و ملا صدرا و فلان.

اون موقع‌ها حضرت علامه کتاب اینکه قرآن و برهان و عرفان از هم جدایی ندارن رو نوشتن.

توصیه می‌کنم اون کتاب رو بخونید و سعی هم بکنیم که از آبشخور کسی آب بنوشیم که جامع الاطراف باشد.

حالا هر کسی برای خودش حرفی می‌زنه.

اتفاقاً یکی از مضرات متأسفانه در حقیقت کتاب‌های بازاری امروزی‌ها به عبارتی جدل‌های غیر احسن امروزی همینه.

آشفتگی قوه خیال و وهم که به تعقل هم کشیده نمیشه.

اینکه انسان ااا هر کتابی رو بخونه، پای صحبت هر کسی بنشینه، این یک آش شل قلمکاری در وجود خودش درست می‌کنه که خفه میشه در مفروضات ضد و نقیض خودش.

اتفاقاً چنین نیست که فلسفه و عرفان با قرآن س-- و احادیث اهل بیت علیهم السلام سازگار نباشند.

کجاش سازگاری نداره؟

بیان مصداق بدن تا بحث بشه سرش.

اتفاقاً تمام، تمام تلقیات یک ع-عارف و کسی که سیر حکمت رو درست رفته جلو در حقیقت حکمت و عرفان نظری رو درست رفته جلو و حالا بعد به حکمت و عرفان عملی رسیده، دقیقاً بر اساس آیات و رف-- و گفتار اهل بیت علیهم السلامه.

هیچ کجا مغایرتی ندارن.

حالا آیا ملا صدرا حدیث‌شناس نبود؟

محدث نبود؟

آیا ملا صدرا اولین کتاب اربعة شیعه که مجمع روایات ماست، یک به قولی جامع روایاته و روایات مستند اهل بیت علیهم السلام رو از میان چهارصد اصلی که از کتاب‌های با اصل و اساس و ریشه‌ای که علما و شاگردانی که در زمان امام صادق صلوات الله علیه قلم زده بودند و رسیده بود به دست ایشون جمع کرده بود در کتاب خودش مرحوم کلینی به نام اصول کافی.

آیا ملا صدرا این کتاب اصول کافی رو ندید؟

اتفاقاً دید بلکه شرح اصول کافی داره ملاصدرا.

ملاصدرا محدثه، حدیث شناسه.

این متأسفانه دشمنیه که یا حالا آگاهانه یا غیر آگاهانه داره بر علیه این علم اصیل و حالا بعضیا میگن علوم غریب یا غریبه به قول علامه غریبه آشنا داره میشه.

ما باید حواسمون جمع کنیم.

اتفاقاً کی گفته که فلسفه و عرفان، چه کسی گفته که حکمت و عرفان حرفی از خالق و مخلوق ندارد و می‌گوید فقط خالق یا بحث دریا و موج رو مثلاً با این خلط بحث می‌کنند.

اتفاقاً تمام حکما و تمام عرفا قائل به این هستند که خالقی هست و مخلوقی.

لکن اون مخلوق رو شؤون و بروز حضرت حق می‌دانند.

که ببینید بالاخره عرض کردم ما عقل داریم دیگه.

با عقلمون وقتی آیات و روایات رو بررسی می‌کنیم می‌بینیم اگر از صمد وجود از صمد حق به قول امام جواد صلوات الله علیه اگر اشتباه نکرده باشم تا اونجا که تو ذهنم هست امام جواد صلوات الله علیه.

حالا هر کدام از معصومین در رساله اسم اعظم از ته علمه هم اومده این حدیث که اگر از صمد این است که [سخنی به زبان عربی] اصلاً توخالی نیست پره پر است و هیچ کجا خالی از او نیست.

که اگر شما کوچک‌ترین جایی رو پیدا کنید بگید این چیز این مثلاً مکان، این زمان، اینجا، این شی، این زمین، این آسمان، این ملک، این انسان، این نبات، این جماد، این حیوان.

اینها مثلاً یه چیزی هستند.

حالا خدای اینها یک چیز دیگه.

این شما عقلتون رو وقتی به کار بندازید می‌بینید که اصلاً نمیشه چیزی جز شؤون و بروز حضرت حق باشه که اگر باشد جایی رو پیدا کردی خالی از حضرت حق.

در حالی که مولامون علی علیه الصلاة والسلام فرمودن [سخنی به زبان عربی] هیچ چیزی رو ندیدم [سخنی به زبان عربی] شما اینو بفرمایید ببینم چگونه تعبیر می‌کنید؟

آیا آنچه که حکما و فلاسفه و عرفا میگن به غیر از مبانی فکری که همین احادیث و روایات دارن به ما میدن [سخنی به زبان عربی] آیه سه سوره حدید چی میگه؟

آیا عرفان آیا برهان به غیر از این آیاته که [سخنی به زبان عربی] که هو او، اون خدا همون هو [سخنی به زبان عربی] است.

همون هو اول است و همان آخر است و همان ظاهر است و همان باطن.

یعنی اول نظام، آخر نظام، ظاهر نظام، باطن نظام جدایی از حق نیست.

حق مطلق است.

ضمن این که خدا یک جا خدا می‌فرماید [سخنی به زبان عربی] یک جا دیگه می‌فرماید [سخنی به زبان عربی] ما آیات خودمون رو نشونشون میدیم در نظام آفاقی مون و در نظام انفسی که چی بشه [سخنی به زبان عربی] نه بلحق.

خب پس آنچه که یک عارف و یک فیلسوف می‌گوید از دل آیات و روایات بیرون آمده.

که شما سیر معرفت نفس از علامه طباطبایی اولین جمله ای که تو درس اول ایشون هست این است که وجود است که مشهود ماست.

پس هرچه که مشهود ماست وجود است.

و اگر ما میگیم این کثرات رو شؤون و بروز حضرت حق می‌گیریم یعنی همون مخلوقات.

کی دیگه، کی گفته که مخلوقی وجود نداره؟

مخلوق هست اما شؤون حضرت حق‌اند.

نمیشه جدایی از حضرت حق باشن.

بروز در حقیقت ظهور اسم باطن حضرت حق‌اند.

و الا ذات غیب الغیوب و بی‌مثال حضرت حق رو که نه موضوع قرآن است و روایات ما و نه کسی درباره‌ش حرفی می‌زنه.

و اینکه عرض شود خدمتتون.

کتابو حالا چون ami عزیز پرسیده بودند کتاب، کلاس، استاد اینا.

من عرض کردم لا بلای صحبت‌هام.

کتابی خوبه که از مؤلف جامع الاطراف نوشته شده باشه.

سخنرانی خوبه که کسی معارف این چنینی درش پیاده شده باشه حتی ضباط محض نباشه، فقط ضبط کنه بیاد بگه.

پیاده شده باشه تو وجودش.

در حقیقت الحمد لله کم هم نبودند و نیستند.

عزیزان می‌تونید مراجعه کنید.

حالا حضرت استاد علامه حسن زاده حفظه الله تعالی ایشون دعاشون کنید در بستر بیماری هستند.

خدا شفای عاجل و کامل رحمت بفرماید.

اما شاگردان خوب ایشون هستند الحمد لله در شهرهای مختلف.

شما سرچ کنید تو سایت‌ها اینها می‌تونید باهاشون اشرو نش داشته باشید با آثارشون، با شروحی که بر آثار علامه دادن.

البته حرف عرض کردم خیلی بیش از این حرف‌هاست.

منتها تا یارkra خواهد و میلش به که باشد.

گفتم الف گفت دگر گفتم هیچ در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

و الا هیچکس قائل به این نیست که آسمان خداست، زمین خداست و این مخلوقات همه اون حق مطلق‌اند و بی قید و شرط.

و این‌ها مثلاً استغفرالله الله هستند نه.

این‌ها شؤون و بروز او هستند.

در عین حال هر خلق هستند.

ملاصدرا این تکلیف رو روشن کرده.

مرحوم واجی سبزواری، شیخ طوسی روشن کرد.

علامه رفیع قزوینی، استاد علامه روشن کرد که فرمودند وجود یک وجود صمدی حضرت حق است و کثرات همه نمودار آن وجود هستند.

ان شاء الله که عاقبتمون به خیر باشه.

والحمد لله رب العالمين.