یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
مراقبت از نفس
اعوذ خدا به شما من همزات شیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظيم. اللهم ایك نعبد وایک نستعين. الحمد لله علی كل نعمته واسال الله من فضله. السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آیاته. ان شاء الله در این ایام پر از حزن و اندوه صاحب عزای این ایام، پسر عزیزشون حضرت عباس صالح المهدی هر کجا تشریف دارند این سر به سر عالم هستی ما رو هم محرم اسرار وجودیشون در عزای مادرشون بدونن و بین عزاداری همه ما متعلّقینمون رو دعا کنن. مثار حضرتش صلواتی قد بفرمایند. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. بحث ما در مناسبتها، شرح اجمالی رساله نامه ها به نامه های حضرت استاد علامه حسن زاده علیک الرحمة بود.
چنانچه خاطرتون باشه رسیده بودیم به انتهای نامه دوم که ایشون یکی از دستور العملهای بسیار مهم سیر و سلوکی رو برای محفوظ ماندن از اندیشههای بد مردم و اندیشههای پلید مردم و به یک معنا در حجاب قرار گرفتند از مکر و حیله شیاطین جنی و انسی. این چنین بگوییم. دعای حجاب رو توصیک میکنم. ما دو جلسه پیرامون این دعای حجاب صحبت کردیم. البته وارد متن خیلی نشدیم و رد شدیم. یک جلسه متاسفانه دوستان مشکلی پیش آمده بود برای صوت ضبط نشد. چون بحثها سلسلهواره و عزیزان از راه دور هم استفاده میکنندد از نفس و توصیکهای علامه و برخی تقاضا داشتند آنانیی که از راه دورن نزدیکا رو کاری نداریم.
اونی که از راه دور هستن تقاضا داشتند که یک مقدار بیشتر در خصوص این دعا حرف بزنیم. لذا اجازه میخواهم که دو مرتبه برگشت کنیم به این دعای شریف. یک مقدار گفتگو کنیم. متن دعا رو مخصوصا بخونم که نخوندم یادم تو آن دو جلسه متن دعا رو الا آن آیات اولش رو نخوندم. مثلا ابتدای متن دعای حجاب آیک چهل و پنج و چهل و شش سوره اسراء این چنین شروع میشود. بسم الله الرحمن الرحیم و اذا قرأت القرآنه جعلنا بينک و بین الذین لا يؤمنون بالاخرة حجابا مستورا. این آیک چهل و پنجه. آیک چهل و شش. و جعلنا علی قلوبهم اکنّة ان يفقهوه و فی اذانهم وقرا. و اذا ذکرت ربک فی القرآن وحده ولّوا علی ادبارهم نفورا.
طهارت و مزاج عالم
بعد متن دعا میآید. تقریبا چهار خط. اللهم انی. خیلی دعا، دعای شریفیک خیلی. اللهم انی اسالک بالاسم الذي به تحیی. خدایا از تو درخواست میکنم به آن اسمی که تو با آن اسم تحیی احیا میکنی و تمیت و نمی میرانی. اکنون آن چه اسمه به به. همه کارهست که ان. و ترزق روزی میبخشی و تعطي عطاء میکنی و تمنع منع میکنی. عجب! پیداست که این اسم همه کارهست. چند وجهیست. به یک معنا اسم اعظمه. همه کار میکند. با دقت بنگرید اسمای متقابل رو تحیی و تمیت. ترزق و تعطي اما تمنع منع هم میکنی. اینها اسمای متقابلن. نشان دهنده ظرفیت صاحب اسمه. طرف مقابله. یا ذو الجلال والإکرام. این هم تصریحه.
تصریح بر جمع، جمع اسماء جمالی و جلالی. اکنون که خدا رو با این اسامی خوندیم چی میخوای مگه؟ اللهم من ارادنا بسوء من جميع خلقک. الله اکبر. اکنون اینجا ای وقت ان شاء الله فرصت شود ما صحبت کنیم که جميع خلقک، مگر از همه خلق سوء جاریک که من ارادنا کسی که اراده کرد برای ما بسوء. میگوید از هم جمیع خلق برای ما اراده سو میشود. یک سؤال مهمیک. قل اعوذ برب الناس. ملک الناس. من شر الوسواس الخناس. این ناس مطلقه دیگر همه مردم. واقعا ما باید از همه مردم پناه ببریم به خدا؟ یعنی شر آنقدر گستردهست؟ میگوید نیست که جا الحق و زهق الباطل، باطل نابود اصلاً نیست کف رابه. این چه استعاذهایست؟
این سؤال طلبته. اللهم من ارادنا بسوء من جمیع خلقک فاعم عنا. خدایا اگر همه خلقت سوئی اراده سوئی بر علیک ما کردندد فاعم عنا، عنا از ما دفع کن، دور کن که این فاعم عنا هم معنای دفع دارد هم رفع دارد هم منع دارد. اکنون منع و رفع و دفع با هم چه فرقی میکنه باز طلبته. یا رافع و یا مانع و یا دافع و یا اینها همه هر کدوم یک اسم ظاهر که دقت میکنی شبیک همن. رافع، دافع، مانع. همهشون دارن یک چیزی همان رفع میکنندد، دفع میکنندد، منع میکنندد اما فرق دارن با هم. این باعث با دقت بنگرید فاعم عنا این مطلقه. هرچه اراده کردند در رابطه با ما آنها رو بردار. چه واقع شده، چه واقع نشده، در شرف وقوعه، چه نه هنوز اصلاً در شرف وقوع نیست امکان وقوعش هست.
سیر به سوی معرفت
اینها همه زیر آن اسم چند تا اسمی که خوندیم تعریف میشود. چی رو از ما بردار؟ عینهو چشمشونو. عجب چشم. لا یضلون که تو این دعائه نیستا. قرآنه. لا یضلون کب ابصار. تو رو زدن با چشماشون. چشم، چشم، چشم. اگر بدونیم چشم چه قدرتهایی دارد. هم قدرت متاسفانه به سمت شر هم خیرش. چشم. پیغمبر که اسم اعظم خداست رو زدن با چشم. قدرتهایی است که خدا لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. در عالم معنا همه قدرت لا حول و لا قوه الا بالله. ما یک ایجاد داریم، یک فعل داریم در عالم امر یعنی ایجاد، وجود. لا حول و لا قوه الا بالله. حول و قوه خداست. چشم به حول و قوه الهی میبیند. دست به حول و قوه الهی حرکت میکند.
اما دزد هم که میره دزدی به حول و قوه الهی دزدی میکند؟ بله. اما اسنادش اینجا به دزد نیست، به خدا نیست اسنادش. چون کار، کار شره اسنادش به دزد داده میشود. و از حیث چی؟ از حیث فعل. لا ح میگی بحول الله و قوته. به حول و قوه الهی. اما اقوم و اقعد من پا میشم، من میشینم اما به حول و قوه الهی. یعنی از حیث ایجاد، وجود، منشأ بلند شدن و نشستن من حول و قوه الهی. اما اقوم و من پا میشم. اسناد به منه. تو عالم جسمیات، نشئه طبیعت منم. چرا؟ چون اختیار به من داده. یعنی انتخاب با منه اما حول و قوه با خداست. من انتخاب میکنم که با چشمم چی با دقت بنگرم. اما چشم رو کی با چشم میبیند؟
نفس من. نفس از کجا آمده؟ نفس کل. نفس کل از کجا آمده؟ از صادره نخستین. صادره نخستین چیست؟ نفس الرحمن. ول الله. ول ممدود. الم ترى كيف مد بال. ای نمیبینی خداییتو که چگونه کشیده سایک رو. همش دست، همش خداست که ظهور کرده اما بستگی دارد که تو انتخابت چگونه باشه. الان شما اینجا نشستی انتخابت نوره. انتخابت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیکاست. این انتخاب توئه. اما از حیث اسنادش به حق، تو انتخاب کردی که آمدی. اما کی آورد تو رو؟ حرف اینجاست. تو اراده کردی خواستی که بیای. ارا نیت کردی بیای. کی تو رو آورد؟ خدا آورد. لا حول و لا قوه الا بالله. وقتی بحث شر پیش میآید میگوید ما اصابک من حسنه فمن الله ما اصابک من سیئه فمن نفسك.
نزول حقیقت در جان
بحث شر که پیش میآید دیگر اینجا احتراما اسناد رو به خلق میدیم. شر. چون خدا که اراده شر نمیکنه. ما هستیم که اراده شر میکنیم. اکنون یک بحثیک که خودش یک منبر جداگونه میطلبد. پس عینهو چشم اینها رو از ما دفع کن. وسهم عنا. میگوید سمنون، کرن یک عده. مسمم انا اینها رو گوششون رو کر کن از ما. سمعهم. گوششون رو کر کن از ما چیزی نشنون. بعضی از ما، خود بنده هم جزو آن برخی، زود خیلی چیزا رو لو میدیم. میگیم بعد به گوش دشمنها، مخالفین میرسد نقشهکشی میکند. یا نفسشون ضیفه، بدشون میآید با آن قدرتهای ی-یثی که اطرافشون هستن یکپارچه میشوند و میبینی حملهای رو بر علیک تو آغاز میکنند.
این نیز خودشم حملات شیطان و شیاطین از نوع جن و انس. اصلا سه موضوع دشمن شناسی خودش چندین جلسه منبر میخواهد. شما که هنوز بچهتر بودید حدود مثلا سی سال، بیست و پنج سال پیش من یادمه که چندین جلسه ما در خصوص دشمن شناسی حرف زدیم. وشغل عنا قلب. از ما قلبشون رو مشغول کن. مشغول چیز دیگر باشن. اصلا کاری به ما نداشته باشن. وغل عنا یده. این وغل وغل. این دستشونو ببند. دستشونو از ما ببند. نتونن به ما آسیب برسونن. وسرف عنا کیده. نقشه و کیدشونو از ما برگردون. وسرف. تصریف. صراف. صرافی. اربه ری رفته بودید صرافی برای چی میرفتید؟ تصریف. اصلا خدا خودش رو در قرآن صراف معرفی کرده.
کذا کذا نصرف الآیات. نصرف. ما با اینکه تصریف میکرد بر میگردوند. وخذها من بین یده. بگیر آن چیزی که بین دو دستاشونه. یعنی آن چیزی که آماده تهیک کرد، آماده کردند، هیئتی که آماده کردند برای ماها، آن ازشون بگیر. ابزارشونو بگیر. خیلی دعای پر ملاتیک. ومن خلفه. ومن خلفه. از پشتشون وایمینه. راستشون. ومن شماله. وعن شماله. از راست و چپشون. ومن تحته. از پایین و ومن فوقه. بالا از هر طرف. از شش طرف. یا ذو الجلال والاکرام. قابل توجه است که الان، اکنون نیز توجه کردم با اینکه من تو خلوتم میخوندم اما الان تو منبر متوجه شدم که دو بار یا ذو الجلال والاکرام توشه. یک بار وسط دعایی که آخرش این نیز نکتهست.
قرآن و انسان کامل
ذو الجلال والاکرام. ذو الجلال. که اسمهای جمال و جلاله. وقتی که جمال و جلال با هم جمع میشود، دیگر بحث خیلی جدیک. قدرت محضه. قدرت رو به دوست و دشمن نشون میدهد. گاهی اوقات خدا قدرتشو فقط به دشمن نشون میدهد، به مخالف نشون میدهد. این میشود جلالش. گاهی اوقات به دوستش هم قدرتشو نشون میده که دست از پا خطا نکنی ها. پررو نشی ها. مؤدب باش. به دوستش چون دوستش دارد مثل پدری که چون بچهش رو دوست دارد یک جلالی هم نشون میده. پدر. مجموعه پدر و مادر و شن جلال و جمال. به جهت اینکه بچه درست تربیت شود. فقط پدری شود، عاطفهش مشکل پیدا میکند. فقط مادری شود، آن ارادهش ضعیف میشود، لوس بار میآید.
دو تاش با هم. وقتی جلال و جمال با هم رو در روی بنده قرار میگیرد یعنی دوستت دارم خدا. اول باید بفهمی. خدا میگوید دوستت دارم ولی گوشتم میگیرم. چون دوستت دارم گوشت رو میگیرم. توجه کردید؟ اگر کسی میخواهد بدونه رفیقش رفیق خوبیک یا نه، با دقت بنگره رفیقش فقط ازش تعریف میکند، فقط نازشو میخرد، قربون صدقهش میره یا نه گاهی اوقات تشر هم دارد. گاهی اوقات به قول دوستان این خیلی وله تو جمعیت ما. انتقاد هم دارد. منتقد جدیک. برخی هم هست فقط منتقد، فقط انتقاد. برخی هم فقط نه دو تاش با هم. این به هر حال از توی دعاها جنبههای تربیتی چگونه بیرون میآید؟ از توی دعاها.
اکنون نمیخواهد وارد این زوایاش شویم. اگرچه اینگونه که صحبت میکنیم یک دهه سی شب ماه رمضان باید روی یک دعا بشینیم. واقعا اینگونهه ها. بعدم ما شاید تو خلوتمون که دقت کنیم خیلی به زوايا متوجه نشیم رو منبر عنایت میشود. فیض میآید هم به شما هم به ما هم به فهم شما هم به گویش ما هم به برداشت ما از یعنی چیزی رو منبر میفهمی که ده بار هم یا صد بار هم خوندیم نفهمیدیم خلوت. اینها دیگر برکات جلسهست. بعد چه اندازه آدم دوست دارد که فرصت باشه که آدم بشینه اینها رو بگه، بشنوه، بنویسه، مکتوب کنه. خودش یک نوع تولید علمه، نه؟ تولید علمه. بحث ما متن دعا بود. گفتیم متن دعا رو هم استادا باشیم برخی گفتند بخونید ما شاید پیدا نکنیم مثلا.
حضرت فاطمه، رحم عالم
مسجدالحرام یا کتاب، نامهها، برنامهها اینها نداشته باشه. یکی از نکات مهمی که در این دعای شریفه هست، جلسه پیش که در رابطه با این دعا صحبت کردیم، آن دو تا آیک اولش رو مورد دقت قرار دادیم گفتیم که آن آیک اول "إلا قرأت القرآن جعلنا بينك وبين الذين لا يؤمنون بالآخرة حجابا مستورا" وقتی تو داری قرآن رو میخونی بین آنهایی که آخرت رو قبول ندارن، باور ندارن که حیات ابدی هست و تو و قرائت تو یک حجاب مستورا، یک حجابی رو قرار میدیم که مثالی که زدیم مثل پرندهای که نمیبینه. شیشهست، زلاله، این شیشه رقیقه هی میخواهد فرار کنه. میخورد با مخ میخورد توی این شیشه. هی سرش به شیشه میخورد تا آخر خودشو هلاک میکند.
یک چنین حالتیک. کسی که در برابر حق میایسته. از نفهمیشود البته از کوریشه اما کوریش از نفهمیش بلند شده و نمیخواهد هم بفهمه. اتفاقا قرآن برای کسی که خودشو به نفهمی میزند در برابر حق و جلوی حق علم میشود، قرآن به الاغ یاد کرده. آیک سه مدثر "كأنهم حمير مستنفرة فرت من قسورة". به به، به به. یعنی اینها گروههایین که گریزانه از حقاند که خدا آنها رو به الاغهایی تشبیک کرده که از رم شیر از شیر، شیر که میبُره اینها رم میکنند فرار میکنند. به الاغ. میان با دم شیر بازی میکنند. اما وقتی شیر رم میکند بفرار. نمیفهمن که با دم چی دارن بازی میکنند. فکر میکنند برای بازیک.
خیلی از آدمها میتوانند تو لباس دین هم باشن. الان با دین دارن بازی میکنند. با دم شیر دارن بازی میکنند. خیلی از دشمنان ما با دم شیر ولایت، شیر انقلاب ما بازی کردند. ولی وقتی غرش شیر خودشانو خراب کردند. آن شیر البته غرشش وقتی به حد نهایت میرسد که خودش تشریف بیاره، آن صاحب ولایت کلیک که بیاید دیگر تمامه. آن سیکهی آسمانی، آن غرش شیره. تا نیاد خیلی از کارها اتفاق نمیافته. دست و پا ما بسته است. میگوید دین دست و پا ما رو بسته. الان همین بازی که با دم شیر داشت میکرد اسرائیل. نمیدونستن با چی دارن بازی میکنند. اما الان که خودشان اعلام کردند که شکست خوردن، تئوریسینهاشون همه و نتانیاهو به تقریبا میشود گفت قهر قره رفته و دیگر هیچکس براش پشیزی ارزش قائل نیست، فهمیدن که با دم چه شیری بازی کردند.
دعای حجاب و پناه الهی
ولو خودشان نگن اما آنهایی که تئوریسین دور و ورشون هستن میگویند. شاید برای من و شما سؤال باشه که چرا اینها آنقدر اصرار داشتن که اصلاً باید دارن که مثلا مسجدالأقصى رو یا قدس شریف رو بیتالمقدس درستش کنم برای مجلس. بیتالمقدس، بلد هستین؟ بیتالمقدس رو بگیرن. خوبه که شما این را بدونین که تنها پیغمبری که به صورت علنی با شیاطین، شنا شیاطین از نوع جنس جن درگیر شد و آنها رو متصل کرد برای مردم. یعنی مردم با چشم ظاهر دیدن جن رو. متصل شدن چون الان جن میتواند اطراف ما باشه که هست ولی ما نبینیمشون به نوع دلایلی. آنها ما رو میبینند ما نمیبینیم. اینها دلایل علمی دارد.
پیغمبر کاری کرد همه با دقت بنگرن. چرا؟ میخواست آنان رو با قل و زنجیر بکشونه. کی؟ حضرت سلیمان نبی. آن سرکرده شیاطین و اجنه رو جمع کرد تو خود کجا؟ قدس شریف که قبله اول مسلمین بود دیگر. و معراج پیغمبر هم که از اونجا آغاز شد. "سبحان الذي أسرى بعبدهد ليلا من المسجد الحرام إلى المسجد من المسجد الحرام إلى المسجد الأقصى" که اونجا رو مبارک قرار داد. "من المسجد الحرام إلى المسجد الأقصى". یعنی معراج انتهاش به کجا ختم شده؟ دو مرحله معراج، یکی زمینیش، یکی آسمونیش. مرتبه معراج زمینی از مسجد الحرام شروع شده، مسجد الاقصی. یعنی م آن نقطه پایانی معراج زمینی پیغمبر مسجد الاقصی هست.
این حکایت از جایگاه مسجد الاقصی هست. قبله اول بوده اونجا جلوی چشم همه حضرت سلیمان اینها رو به بند کشید و قل انداخت گردنشون تا حدی که این قلهها تا اکنون آیک ش رو نوشتم باشه وقت دیگر فرصت نیست، زد تا چونههاشون. چونههاشون رو هم گرفت. یعنی دیگر نمیتونستن سرشون رو هم تکون بدن اینها. بدجوری به خفت اینها رو بست و از بینشون برد. شیاطین چون پدر جدهاشون رو اونجا حضرت سلیمان بیچاره کرد، یک عقدهای گرفتند از آن محل و آن مکان با همدیگر تعهد دارن مثل آن عهدنامهای که آن چند تا، چهل تا قبیله بود چه اندازه بر علیک پیغمبر بستن زیر خانه خدا دفن کردند. یک عقدهای داشتن یا از امیرالمؤمنین که تو شام پیادهاش کردند بعد از کربلا.
عین ثابت و اختیار
اینهام این را دارن و بالاخره یک روزی میخواهند زهرشونو بریزن، بریزن. ماها نمیدونیم چرا. ما قدرت اکنون یا تحلیل تاریخی نداریم یا سیاسی یا اکنون دو تا ملت با هم درگیر شدن دیگر. اصلاً نمیفهمیده میشود رود. اینکه حضرات امام فرمودند فلسطین موضوع اول جهان اسلامه یعنی این. اصلاً آنها بناشون این بوده که شیاطین همه با هم دست به دست هم بدن و در قدس شریف سردمداران الهیت نظام رو یعنی ولایتداران عالم رو از امام عصر شما بگیر برو اکنون تا ولایت فقیک، علما و اکنون آن راریها تو مسیحیت میگویند منم پا کشیش هرچی خواهان تو یکودی هرچی. هرکسی که سردمدار چیست؟ الهیت نظامه.
همه رو اونجا جمع کنن سر ببرن. مثل اینکه هفتاد تا پیغمبر رو تو یک روز کنار حجر الاسود سر بریدن. تو یک روز هفتاد تا پیغمبر سر ببرن. شوخی نیست. پوست بکنن. بعد حضرت سلیمان کار قشنگی که کرد تمام آن علائق و آن طلسمات و آن چیزایی که جادو میکردند با آن، ابزار و آلات که داشتن. اکنون نمیدانم شما مثلا با این جادوگرها، رمالها، اینها که راه شیطانی رو میرن، رح- رحمانی نه، دیدید ابزار و آلاتشون رو یا نه؟ من با آنون بحث زیاد داشتم یک زمانی. ابزار و آلات عجیب و غریبی دارن. اصلا طلسماتشون خیلی عجیب و غریبه. آن صفحه طلسمش رو یکو باز کنن کل مسجد رو گرفت. چهار اینگونه چهارخانه، چهارخانه بست جمعش کردند.
اینها رو همه رو ازشون گرفت. ابزار و آلاتشون رو حضرت سلیمان گرفت و آن زیر قدس شریف برخی گفتند همانجا که خودش دفن شده دستور داد زیر خود بدن من اینها رو دفن کنید که خیالش جمع باشه کسی اونجا تجاوز نکنه. در هر حال زیر قدس شریف دفنه. اینها که اینقدر اصرار دارن قدس شریف، این قدس رو بگیرن و میگویند مال ماست، یک دلیلش، اصلا دلیل عمدهاش اینه شما خوبه این را بدونین که یک عقدهگشایی کنن. همین کار که حضرت سلیمان کرد بیان سر چی؟ مثلا اسلام ان اس ان الدین عندالله الاسلام. کلا اسلام رو ذبح کنن تو قدس شریف. اصلا بناشون اینه. بعد دنبال آدمایی میگردن که آنانم یثن. اثت نفس دارن، ث نفس دارن مثل خودشانن.
ذکر و تربیت باطنی
شیاطین انسیان، انسان. شیاطین جنی، شیاطین جن انسی رو شناسایی میکنندد. اینها با هم برنامهریزی میکنندد. چگونهست که الان ولایت کلیک الهیک هوای من و شما رو دارد؟ چگونهست که دلت با دلت بازی میکند؟ امام زمانت، امام رضا، حضرت زهرا چگونه من و شما رو هوامونو دارد؟ میگوید کبوتر با کبوتر باز با باز کند هم جنس با هم جنس پرواز. هرکی با جنس خودشه. آنانم هم جنسهاشون رو پیدا کردند و اونها رو تحت تصرف خودشان قرار دادند. و میخواهند ذبح کنن و آن عقدهگشایی رو انجام بدن. و دو، دومین هدفشون دستیابی به آن طلسماته. مثل آن جدول جفری که سه نفر تو عالم این جدول رو بهش رسیدن.
جدول جفریک، هزار در هزار، هزار خانه در هزار خانه، خیلی میشود. حروف و اعداد به گونهای اونجا تنظیم شدن بر اثر، بر اثر تو علم شریف به قول علامه غریب آشنا، یک بهش میگویند علم غریبه یا ارس ماتیبی. آن علوم خاصی که علامه متأسفانه با خودش خاک کرد. این جدول به گونهای تنظیم شدن بر اساس علم أفاق، آفاق و أفاق که یک زمانی یادش بخیر با هم بحثشو داشتیم تو اوایل که فرق آفاق و أفاق چی بود و وفق الله الاعظم کی بود. آن لوح دست هرکی باشه اگر کوهها تکون بخورن این تکون نمیخورد. یعنی عالم و آدم دست به دست هم بدن نمیتوانند این را تکونش بدن. نمیتوانند شکستش بدن. یکیش دست سلیمان نبی بود که تلقیات باطنی ایشون از صاحب مقام کلیک ولایت کلیک الهی یعنی امیرالمؤمنین بود اونجا خفااً، در خفا.
در زمان اسلام امیرالمؤمنین بود که این رو نوشت. یعنی بعد از سلیمان حضرت امیرالمؤمنین این جدول رو نوشت. دیگر کسی این جدول رو دسترسی بهش پیدا نکرد تا در زمان معاصر ما حضرت استاد کل حضرت علامه حسن زاده علیک رحمة این جدول رو پیداست تونست به آن عنایات صبوری حضرت حق به قلب پاکشون این جدول رو تنظیم کنن دو مرتبه و هدیک کنن به رهبر ون. خیلی شاید بوده تقریبا سی و خوردهای سال پیش شاید بیشتر این حدودها بود که این رو تقدیم رهبر عزیز کردند و بسیاری این را نمیدونن. بسیاری نمیدونن که دنیا دست به دست هم میدهد بر علیک این نظام باز تکونش نمیده. اکنون این یک دلیلشه البته نه کل دلیلهاش.
مراقبت از نفس
مثل این آنها هم داشتن. آنها یک جداولی داشتن، کشنده، برودمزننده، شکافنده، برنده. آنان دف کردند آن زیر حضرت سلیمان دف کردند. ابزارشونه. اینها یکی از دلایلشون که آنقدر مصرن بر گرفتند قدس شریف به هر قیمتی رسیدن به آنهاست. اونجا دف شدن که دو مرتبه قدرتشون بس پیدا کنه. و اینی هم که آنقدر خون میرویزن مخصوصا با دقت بنگرید هر آدم، کشورهایی مثل مثلا انگلیس کی فکر میکرد جمعیت پونصد هزار نفره بیان تظاهرات کنن و مثلا در حمایت از مردم غزه، بسیج لندن، بسیج واشنگتن، بسیج نیویورک راه افتاده. رهبر ون این جمله رو به شارع ازم گفتند. اتفاقا خوبه بدونید که ما قبلا هم خیلی سالهای پیش این را به شما گفتیم.
یکی از راههایی که شیطان چاق و چله میشود و میتواند بعضی از کیدهاشو پیاده کنه ریخته شدن خون پاک، خون مظلوم پاک. دقت بکنید نه ظالم. مظلومی که گناه نکرده، بهش ظلم شده باشه و گناه نکرده باشه. این خیلی کمکشون میکند. ریخته شدن همانگونه که ما معتقدیم خون شهدا انقلاب ما رو بیمه کرده، آنها هم برای پیادهسازی نقشههای شومشون نیاز به خون انسان بیگناه دارن. مخصوصا طفل. طفلی که به سن بلوغ نرسیده. اینها رمز و رازش متاسفانه خوبه شما بدونید تو قرآنه. "یتوف علیکم ولدان مخلدون". از این جهت میگویم متاسفانه چون آنان بهش رسیدن ماها دسترسی پیدا نکردیم. پیغمبر میفرماید مراقب باشید که یک روزی بر شما نرسه که دشمنان از شما در عمل و در استفاده از قرآن جلو بزنن.
"یتوف علیکم" بهشت ما، ما دوست داریم بریم بهشت رو طواف کنیم. به به! بگردیم از اینجا پایین شهر و بالا شهرش دور میدونهای بهشت طواف کنیم. اما "یتوف علیکم" یک عدهایند که گرد اینها می طواف میکنندد. "یتوف علیکم" گرد کیا؟ مقربون. و "یتوف علیکم ولدان مخلدون". اینها کیان؟ کیان اینها؟ این همه ما میخونیم شب قبل خواب سوره واقعه میخونیم سورت الغنا که فقیر نشیم. بشین سر همین یک آیک. "یتوف علیکم" اینها آنقدر مقامشون رفته بالا که بهشت دور اینها طواف میکند. بهشتیها دور اینها طواف میکنندد. ما متاسفانه یک گندی زدیم به خودمون و دیگران که همه از ما فراریاند.
طهارت و مزاج عالم
کی میآید طواف ما بکند؟ چه برسه بهشتیها طواف ما بکنن. اینها میان "یتوف علیکم". اینها کیان؟ ملاصدرا در تفسیر سوره واقعه اکنون کتابش همراهم بود جا گذاشتم، میارم. میگویند اینها سرمایک قیامت ما میشوند. یک بچهش اینجاست. یعنی اگر کسی بچهش قبل سن بلوغ از دنیا رفت میره پیش حضرت زهرا، خانوم اونجا مادری میکند در حقشون تا به بهشت کفا شود و اینها گرد مقربون طواف میکنندد و اینها اونجا اصلا اینها ضمانت بهشتن. برگ ضمانت بهشتن. مثل اینکه میگیم خون شهدا ضمانت پای-پایداری ماست. ها؟ پایکهای بهشت بر این استوار شده. آنانم اینگونهن. اکنون این بحث بهمانه باز به وقتش.
آنانم تو خون کودک، خون بچه، این همه کودکچن زاتا ریختن و میرویزن سیرونی هم ندارن برای اینکه بتونن اونجا برسن. کیا؟ اجنه، شیاطین، اجنهای که اکنون چرا ما به اینجا رسیدیم الان؟ بحث دعای حجاب بود. دعای حجاب. این دعای حجاب دیگر من بحثو جمع کنم بریم سراغ روضه. الحمدالله باسنای هست و با روضه رو میکشم دیگر ما خیالم راحته. این دعا از امام صادق وارد شده. نه علامه حسن زاده بگه. علامه حسن زاده توصیک کرده که نذارید خاک بخوره. برای محفوظ موندن از اندیشههای بد مردم پلید. سنگری سخت استوار. علامه میگوید. این دعای حجاب از این شیاطین هم جنی هم انسی هم ما رو محفوظ میدارد.
به به، به. بسیاری دو متأسفانه از دوستان ناآگاه بگیرید تا دوستان آگاه هم ناخودآگاه تو زمین دشمن بازی کردند. دشمنیهای عجیب غریب، عجیب غریب بر علیک این پرچم. یک پرچم یا زهرا. یعنی مثلا سیصد شهید به اونها بلند شده. شما شاید خیلیهاتون متوجه میشید عشق حالتون رو میکنید و میروید. اما دشمنیهایی که میشود چون میخواهند علمو بزنن دیگر. بعد متأسفانه ظاهراً علم دار بنده ام مثلا با یک چند تا از این عزیزان. اینها، اینها رو میزنند. چرا؟ چرا میزنند؟ برای چی میزنند؟ بعد چرا این علم نمیافتد؟ یدونه با عارضهش بغل دست خودمون. این همه دشمنیهایی که شده چرا نمیافتد این علم؟
سیر به سوی معرفت
اینها سرن این آ این ادعیک، این دستورالعملها که بزرگان به ما دادند. چند تامون تا اکنون این دعاها رو خوندیم؟ اصلا داشتیم اینها رو توجه داشتیم. بعد هی میگیم حاج یک دستورالعمل بدهد. مثلا من خیلی دشمنیا بر علیک من زیاد شده. خیلی در، تو اجتماع اذیتم میکنند. تو ادارد دشمن زیاد دارم. تو مدرسه، تو فامیل، تو محل چه، چه. میگوییم. امام صادق «سنگری سخت استوار». تازه اینها رو داشتند اهل بیت عصمت و طهارت علیکم الصلاة والسلام. تازه امیر المؤمنین یک همچون جدول جفری داشت که جفار اعظم خود مولا بود. اصلا تا قیام قیامت کأنَّ، من برم تو روضه دیگر بسه. کأنَّ هر کسی که خون علی تو رگهاشه و هر کسی که ذریک فاطمه زهراست محکومه به شکنجه و عذاب و اقاب و زندانی و.
«السلام علیک ایکا المعذب». معذب. معذب تحت عذاب. کیک ایشون؟ کیک؟ صلوات رو کیو دارم میخوانم؟ حضرت امام حسن مجتبی. "أيها المعذب في قعر سج-" قعر، قعر یعنی آن عمق عمق. "قعر السجون". سجون مبالغه سجنه. سجون مثل سجين. سجون البته جمع زندانه. سجينش میشود مبالغه. یعنی بدترین زندانها که دیگر زندانی زندانتر از آنها نبود. آن هم سجون. زندانهای متعدد. پسر فاطمه. چرا پسر فاطمه؟ چرا الان پسر حضرت زهرا باید آواره بیابان باشه؟ "الطريد الشرید الفريد الوحید" چرا؟ الان علمدار های اسلام و انقلاب ناب کیان؟ سادات، سید نصرالله، قاسم علی رح قاسم روح الله. اینها رو دارن میزنند بر علیک این هیئت یا زهرا.
واسه همین که تو گفتی یا زهرا شروع میشود، دشمنیا شروع میشود. تمومه که شد. چه کردند؟ الحمد لله که من همین شروع کردم حالتون منقلب و کلا شد دیگر. پس برای من باعث میشود که راحت حرفم بزنم. چه کردند با دختر پیغمبر که تنها صداش میشود بلند گریک کردند. الان این زنهای هیئت ما یک زمانی برخیشون بلند گریک میکردند. زنهای دیگر شکایت میکردند حاج به این خانما بگو زشته ها آخه صداشون بلند میشود مرد نامحرم میشوندوه. یادش بخیر خدا رحمت کنه آیت الله ی ج-جلالی خمینی رو. من محضرشون رفتم. یک روز این گلایک خواهرامونو گفتم. من واقعاً مستاصل موندم. ایشون گفت بیخود میگویند.
نزول حقیقت در جان
برو بگو شما بالاترین از حضرت زهرا. بلند، بلند گریک شبانه روز. نه شب و فقط شب تا صبح، نه فقط صبح تا شب، شبانه روز بلند، بلند "عصمة الله الكبرى". عصمت خدا صداش هم عصمت دارد. ایشون فرمودند که همه اهل ایمان یعنی بچه شیعهها منظور. اینها لحظه مرگ فاطمه زهرا تشریف میارن. به به، به به. و خانم با اینها حرف میزند. خودتو آماده کن لحظه مرگ حضرت زهرا با تو حرف بزنه. به به، به به. و این حرف زدنا فرق میکند با کیکش. مثلا به یک کسی گلایک میکند میگوید
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.