د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۴۵
دارای متن همگام
مراقبت از نفس
نامه ها برنامه ها ۵۶
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۴۲:۱۲
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۲ سرفصل
## مراقبت از نفس
۰:۰۰
## طهارت و مزاج عالم
۴:۰۲
## نزول حقیقت در جان
۱۱:۳۸
## قرآن و انسان کامل
۱۵:۱۰
## حضرت فاطمه، رحم عالم
۱۸:۱۴
## دعای حجاب و پناه الهی
۲۲:۰۷
## عین ثابت و اختیار
۲۲:۲۸
## ذکر و تربیت باطنی
۲۷:۴۸
## مراقبت از نفس
۳۱:۰۶
## طهارت و مزاج عالم
۳۱:۴۲
## سیر به سوی معرفت
۳۷:۴۲
## نزول حقیقت در جان
۴۱:۰۴
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اعوذ God به شما من همزات شیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظيم.
اللهم ایك نعبد وایک
نستعين. الحمد لله علی كل نعمته واسال الله من فضله.
السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
ان شاء الله در این ایام پر از حزن و اندوه
صاحب عزای این ایام،
پسر عزیزشون حضرت عباس صالح المهدی هر کجا تشریف دارند
این سر به سر عالم هستی
ما رو هم محرم
اسرار وجودیشون در عزای مادرشون بدونن و بین عزاداری همه ما متعلّقینمون رو دعا کنن.
مثار حضرتش صلواتی قد بفرمایند.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
و عجل فرجهم. بحث ما
در مناسبتها، شرح
اجمالی رساله
نامه ها به نامه های حضرت استاد علامه حسن زاده علیه الرحمة بود.
چنانچه خاطرتون باشه رسیده بودیم به
انتهای نامه دوم که ایشون
یکی از دستور العملهای بسیار مهم
سیر و سلوکی رو برای محفوظ ماندن از اندیشههای بد مردم
و اندیشههای پلید مردم
و به یک معنا در حجاب قرار گرفتن از مکر و حیله شیاطین جنی و انسی.
این چنین بگیم. دعای حجاب رو
توصیه میکنم. ما دو جلسه پیرامون این دعای حجاب
صحبت کردیم. البته وارد متن خیلی نشدیم
و رد شدیم. یه جلسه متاسفانه
دوستان مشکلی پیش آمده بود برای صوت ضبط نشد.
چون بحثها سلسلهواره و عزیزان از راه دور هم استفاده میکنند
از نفس و توصیههای علامه
و بعضیا تقاضا داشتند
اونایی که از راه دورن نزدیکا رو کاری نداریم.
اونی که از راه دور هستن تقاضا داشتند که
یه مقدار بیشتر در خصوص این دعا حرف بزنیم.
لذا اجازه میخوام که
دو مرتبه برگشت کنیم به این
دعای شریف. یه مقدار
گفتگو کنیم. متن دعا رو مخصوصا بخونم که نخوندم یادم تو اون دو جلسه متن دعا رو الا اون آیات اولش رو نخوندم.
مثلا ابتدای متن دعای حجاب آیه
چهل و پنج و چهل و شش سوره اسراء
این چنین شروع میشه. بسم الله الرحمن الرحیم و اذا قرأت القرآنه
جعلنا بينک و بین الذین لا يؤمنون بالاخرة حجابا مستورا.
این آیه چهل و پنجه. آیه چهل و شش.
و جعلنا علی قلوبهم اکنّة
ان يفقهوه و فی اذانهم وقرا.
و اذا ذکرت ربک
فی القرآن وحده ولّوا
علی ادبارهم نفورا.
بعد متن دعا میاد.
تقریبا چهار خط. اللهم انی...
خیلی دعا، دعای شریفیه خیلی.
اللهم انی اسالک
بالاسم الذي به
تحیی. خدایا از تو درخواست میکنم به اون اسمی که
تو با اون اسم تحیی
احیا میکنی و تمیت و نمی میرانی.
حالا اون چه اسمه به به.
همه کارهست که ان. و ترزق
روزی میبخشی و تعطي عطاء میکنی
و تمنع منع میکنی.
عجب! پیداست که این اسم
همه کارهست. .
چند وجهیست. به یک معنا اسم اعظمه.
همه کار میکنه. ببینید اسمای متقابل رو
تحیی و تمیت.
ترزق و تعطي اما تمنع
منع هم میکنی. اینا اسمای متقابلن.
نشان دهنده ظرفیت صاحب اسمه.
طرف مقابله. یا ذو الجلال والإکرام.
این هم تصریحه. تصریح بر جمع،
جمع اسماء جمالی و جلالی.
خب حالا که خدا رو با این اسامی خوندیم چی میخوای مگه؟
اللهم من ارادنا بسوء
من جميع خلقک.
الله اکبر. حالا اینجا ای وقت ان شاء الله فرصت بشه ما صحبت کنیم که
جميع خلقک، مگر
از همه خلق
سوء جاریه که
من ارادنا کسی که اراده کرد برای ما بسوء.
میگه از هم جمیع خلق برای ما اراده سو میشه.
یه سؤال مهمیه. قل اعوذ برب الناس.
ملک الناس. من شر الوسواس الخناس.
خب این ناس مطلقه دیگه همه مردم.
واقعا ما باید از
همه مردم پناه ببریم به خدا؟
یعنی شر انقدر گستردهست؟
میگه نیست که جا الحق
و زهق الباطل،
باطل نابود اصلاً نیست کف رابه.
این چه استعاذهایست؟
این سؤال طلبته. خب
اللهم من ارادنا بسوء من جمیع خلقک
فاعم عنا. خدایا
اگه همه خلقت سوئی اراده سوئی بر علیه ما کردند فاعم عنا،
عنا از ما دفع کن،
دور کن که این فاعم عنا
هم معنای دفع دارد هم رفع دارد هم منع دارد.
حالا منع و رفع و دفع با هم چه فرقی میکنه باز طلبته.
یا رافع و یا مانع و یا دافع و یا اینا همه هر کدوم یک اسم ظاهر که دقت میکنی شبیه همن.
رافع، دافع،
مانع. همهشون دارن یه چیزی همون رفع میکنند، دفع میکنند، منع میکنند اما فرق دارن با هم.
این باعث ببینید فاعم عنا
این مطلقه. هرچه اراده کردن در رابطه با ما اونها رو بردار.
چه واقع شده،
چه واقع نشده،
در شرف وقوعه،
چه نه هنوز اصلاً در شرف وقوع نیست امکان وقوعش هست.
اینا همه زیر اون اسم چند تا اسمی که خوندیم تعریف میشه.
خب چی رو از ما بردار؟ عینهو چشمشونو.
عجب چشم. لا یضلون که تو این دعائه نیستا.
قرآنه. لا یضلون
کب ابصار. تو رو زدن با چشماشون.
چشم، چشم، چشم. اگه بدونیم چشم چه قدرتهایی داره.
هم قدرت متاسفانه به سمت شر هم خیرش.
چشم. پیغمبر که اسم اعظم خداست رو زدن با چشم.
قدرتهایی است که خدا لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.
در عالم معنا همه قدرت لا حول و لا قوه الا بالله.
ما یک ایجاد داریم،
یک فعل داریم در
عالم امر یعنی ایجاد،
وجود. لا حول و لا قوه الا بالله.
حول و قوه خداست. چشم به حول و قوه الهی میبینه.
دست به حول و قوه الهی حرکت میکنه.
اما دزد هم که میره دزدی به حول و قوه الهی دزدی میکنه؟
بله. اما اسنادش اینجا به دزد نیست، به خدا نیست اسنادش.
چون کار، کار شره اسنادش به دزد داده میشه.
و از حیث چی؟
از حیث فعل.
لا ح-- میگی بحول الله و قوته.
به حول و قوه الهی. اما اقوم
و اقعد من پا میشم، من میشینم اما به حول و قوه الهی.
یعنی از حیث ایجاد، وجود،
منشأ بلند شدن و نشستن من
حول و قوه الهی. اما اقوم و من پا میشم.
اسناد به منه. تو عالم جسمیات، نشئه طبیعت
منم. چرا؟
چون اختیار به من داده. یعنی انتخاب با منه اما حول و قوه با خداست.
من انتخاب میکنم که با چشمم چی ببینم.
اما چشم رو کی با چشم میبینه؟
نفس من. نفس از کجا اومده؟
نفس کل. نفس کل از کجا اومده؟
از صادره نخستین.
صادره نخستین چیه؟
نفس الرحمن. ول الله.
ول ممدود. الم ترى
كيف مد بال. ای نمیبینی خداییتو که چگونه کشیده سایه رو.
همش دست، همش خداست که ظهور کرده اما
بستگی داره که تو انتخابت چگونه باشه.
الان شما اینجا نشستی انتخابت نوره.
انتخابت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیهاست.
این انتخاب توئه. اما خب
از حیث اسنادش به حق،
تو انتخاب کردی
که اومدی. اما
کی آورد تو رو؟ حرف اینجاست.
خب تو اراده کردی خواستی که بیای.
ارا-- نیت کردی بیای.
خب کی تو رو آورد؟ خدا آورد.
لا حول و لا قوه الا بالله.
وقتی بحث شر پیش میاد میگه ما اصابک من حسنه فمن الله
ما اصابک من سیئه فمن نفسك.
بحث شر که پیش میاد
دیگه اینجا احتراما
اسناد رو به خلق میدیم.
شر. چون خدا که اراده شر نمیکنه.
ما هستیم که اراده شر میکنیم.
حالا یه بحثیه که خودش
یه منبر جداگونه میطلبه.
خب پس عینهو چشم اینا رو از ما دفع کن.
وسهم عنا. میگه سمنون،
کرن یه عده. مسمم انا اینا رو
گوششون رو کر کن از ما.
سمعهم. گوششون رو کر کن از ما چیزی نشنون.
بعضی از ما، خود
بنده هم جزو اون بعضیا،
زود خیلی چیزا رو لو میدیم.
میگیم بعد به گوش دشمنها، مخالفین میرسه نقشهکشی میکنه.
یا نفسشون ضیفه،
بدشون میاد با اون قدرتهای
خبی-خبیثی که اطرافشون هستن یکپارچه میشن و میبینی حملهای رو بر علیه تو آغاز میکنن.
اینم خودشم حملات شیطان و شیاطین از نوع جن و انس.
اصلا سه-- موضوع دشمن شناسی خودش چندین جلسه منبر میخواد.
شما که هنوز بچهتر بودید
حدود مثلا سی سال، بیست و پنج سال پیش من یادمه که
چندین جلسه ما در خصوص دشمن شناسی حرف زدیم.
خب وشغل عنا قلب.
از ما قلبشون رو مشغول کن.
مشغول چیز دیگه باشن. اصلا کاری به ما نداشته باشن.
وغل عنا یده.
این وغل وغل.
این دستشونو ببند.
دستشونو از ما ببند.
نتونن به ما آسیب برسونن. وسرف عنا
کیده. نقشه و کیدشونو از ما برگردون.
وسرف. تصریف.
صراف. صرافی.
اربه ری رفته بودید صرافی برای چی میرفتید؟
تصریف. اصلا خدا خودش رو در قرآن صراف معرفی کرده.
کذا کذا نصرف الآیات.
نصرف. ما با اینکه تصریف میکرد بر میگردوند.
وخذها من بین یده.
بگیر اون چیزی که بین دو دستاشونه.
یعنی اون چیزی که آماده تهیه کرد، آماده کردن، هیئتی که آماده کردن برای ماها، اون ازشون بگیر.
ابزارشونو بگیر. خیلی دعای پر
ملاتیه. ومن خلفه.
ومن خلفه. از پشتشون وایمینه.
راستشون. ومن شماله.
وعن شماله. از راست و چپشون.
ومن تحته. از پایین و ومن فوقه.
بالا از هر طرف. از شش طرف.
یا ذو الجلال والاکرام.
جالبه که الان، الانم توجه کردم با اینکه من خب
تو خلوتم میخوندم اما
الان تو منبر متوجه شدم که دو بار یا ذو الجلال والاکرام توشه.
یه بار وسط دعایی که آخرش اینم
نکتهست. ذو الجلال والاکرام.
ذو الجلال. که اسمهای جمال و جلاله.
وقتی که جمال و جلال با هم جمع میشه،
دیگه بحث خیلی جدیه.
قدرت محضه. قدرت رو به دوست و دشمن
نشون میده. گاهی اوقات خدا
قدرتشو فقط به دشمن نشون میده، به مخالف نشون میده.
این میشه جلالش. گاهی اوقات به دوستش هم قدرتشو نشون میده که دست از پا خطا نکنی ها.
پررو نشی ها. مؤدب باش.
به دوستش چون دوستش داره
مثل پدری که چون بچهش رو دوست داره
یه جلالی هم نشون میده.
پدر. مجموعه پدر و مادر و شن--
جلال و جمال.
به جهت اینکه بچه درست تربیت بشه.
فقط پدری بشه، عاطفهش مشکل پیدا میکنه.
فقط مادری بشه، اون ارادهش ضعیف میشه، لوس بار میاد.
دو تاش با هم. وقتی جلال و جمال با هم رو در روی
بنده قرار میگیره یعنی دوستت دارم خدا.
اول باید بفهمی. خدا میگه دوستت دارم
ولی گوشتم میگیرم. چون دوستت دارم گوشت رو میگیرم.
توجه کردید؟ اگر
کسی میخواد بدونه رفیقش رفیق خوبیه یا نه،
ببینه رفیقش فقط ازش تعریف میکنه، فقط نازشو میخره، قربون صدقهش میره یا نه گاهی اوقات تشر هم داره.
گاهی اوقات به قول دوستان
این خیلی وله تو جمعیت ما.
انتقاد هم داره. منتقد جدیه.
بعضیا هم هست فقط منتقد، فقط انتقاد.
بعضیا هم فقط-- نه دو تاش با هم.
این به هر حال از توی دعاها جنبههای تربیتی چگونه بیرون میاد؟
از توی دعاها. حالا نمیخواد وارد این زوایاش بشیم.
اگرچه اینجوری که صحبت میکنیم یه دهه
سی شب ماه رمضان باید روی یه دعا بشینیم.
واقعا اینجوریه ها. بعدم
ما شاید تو خلوتمون که دقت کنیم خیلی به زوايا
متوجه نشیم رو منبر عنایت میشه.
فیض میاد هم به شما هم به ما
هم به فهم شما هم به گویش ما هم به
برداشت ما از-- یعنی چیزی رو منبر میفهمی که ده بار هم یا صد بار هم خوندیم نفهمیدیم خلوت.
اینا دیگه برکات جلسهست. بعد چقدر آدم دوست داره که فرصت باشه که آدم بشینه اینها رو بگه، بشنوه،
بنویسه، مکتوب کنه. خودش یه نوع تولید علمه، نه؟
تولید علمه. خب بحث ما
متن دعا بود. گفتیم متن دعا رو هم استادا باشیم بعضیا گفتن بخونید ما
شاید پیدا نکنیم مثلا.
مسجدالحرام یا کتاب، نامهها، برنامهها اینا نداشته باشه.
یکی از نکات مهمی که در این
دعای شریفه هست، جلسه پیش که در
رابطه با این دعا صحبت کردیم، اون دو تا آیه اولش رو مورد دقت قرار دادیم گفتیم که
اون آیه اول "إلا قرأت القرآن جعلنا بينك وبين الذين لا يؤمنون بالآخرة حجابا مستورا" وقتی تو
داری قرآن رو میخونی بین اونهایی که
آخرت رو قبول ندارن، باور ندارن که حیات ابدی هست و تو و قرائت تو یه حجاب
مستورا، یه حجابی رو قرار میدیم که
مثالی که زدیم مثل پرندهای که
نمیبینه. شیشهست، زلاله، این شیشه
رقیقه هی میخواد فرار کنه.
خب میخوره با مخ میخوره توی این شیشه.
هی سرش به شیشه میخوره تا آخر خودشو هلاک میکنه.
یه همچین حالتیه. کسی که
در برابر حق میایسته.
از نفهمیشه البته از کوریشه اما کوریش از نفهمیش بلند شده
و نمیخواد هم بفهمه. اتفاقا
قرآن برای کسی که خودشو به نفهمی میزنه در برابر حق
و جلوی حق علم میشه،
قرآن به الاغ یاد کرده.
آیه سه مدثر "كأنهم
حمير مستنفرة
فرت من قسورة".
به به، به به. یعنی اینا
گروههایین که گریزانه از حقاند
که خدا اونها رو به الاغهایی تشبیه کرده که
از رم
شیر از شیر، شیر که میبُره اینا رم میکنن فرار میکنن.
به الاغ. میان با دم شیر بازی میکنن.
اما وقتی شیر رم میکنه بفرار.
نمیفهمن که با دم چی دارن بازی میکنن.
فکر میکنن برای بازیه. خیلی از
آدمها میتونن تو لباس دین هم باشن.
الان با دین دارن بازی میکنن.
با دم شیر دارن
بازی میکنن. . خیلی از دشمنان ما با دم
شیر ولایت، شیر انقلاب ما بازی کردن.
ولی وقتی غرش شیر
خودشونو خراب کردن. . اون شیر البته غرشش وقتی به حد
نهایت میرسه که خودش تشریف بیاره، اون صاحب ولایت کلیه که بیاد دیگه تمامه.
اون سیههی آسمانی، اون غرش شیره.
تا آقا نیاد خیلی از کارها اتفاق نمیافته.
دست و پا ما بسته است. میگه دین دست و پا ما رو بسته.
الان همین بازی که
با دم شیر داشت میکرد اسرائیل.
نمیدونستن با چی دارن بازی میکنن.
اما الان که خودشون اعلام کردن که شکست خوردن، تئوریسینهاشون همه
و نتانیاهو به
تقریبا میشه گفت قهر قره رفته و دیگه
هیچکس براش پشیزی ارزش قائل نیست،
فهمیدن که با دم
چه شیری بازی کردن. ولو خودشون نگن اما
اونهایی که تئوریسین دور و ورشون هستن میگن.
شاید برای من و شما سؤال باشه که آقا چرا
اینا انقدر اصرار داشتن که اصلاً باید دارن که مثلا مسجدالأقصى رو
یا قدس شریف رو بیتالمقدس درستش کنم
برای مجلس. بیتالمقدس، بلد هستین؟
بیتالمقدس رو بگیرن.
خوبه که شما اینو بدونین که
تنها پیغمبری که به صورت علنی با شیاطین،
شنا-- شیاطین از نوع جنس جن
درگیر شد و اونها رو
متصل کرد برای مردم.
یعنی مردم با چشم
ظاهر دیدن جن رو.
متصل شدن چون الان جن میتونه اطراف ما باشه که هست ولی ما نبینیمشون به نوع دلایلی.
اونها ما رو میبینن ما نمیبینیم. اینا دلایل علمی داره.
پیغمبر کاری کرد همه ببینن.
چرا؟ میخواست اونا رو با قل و زنجیر بکشونه.
کی؟ حضرت سلیمان نبی.
اون سرکرده شیاطین و اجنه رو
جمع کرد تو خود کجا؟
قدس شریف که قبله اول مسلمین بود دیگه.
و معراج پیغمبر هم که از اونجا آغاز شد.
"سبحان الذي أسرى بعبده ليلا من المسجد
الحرام إلى المسجد--
من المسجد الحرام إلى المسجد الأقصى"
که اونجا رو مبارک قرار داد.
"من المسجد الحرام إلى المسجد الأقصى".
یعنی معراج انتهاش به کجا ختم شده؟
دو مرحله معراج، یکی زمینیش، یکی آسمونیش.
مرتبه معراج زمینی از مسجد الحرام شروع شده، مسجد الاقصی.
یعنی م-- اون نقطه پایانی معراج زمینی پیغمبر مسجد الاقصی هست.
این حکایت از جایگاه مسجد الاقصی هست.
قبله اول بوده اونجا جلوی چشم همه حضرت سلیمان اینها رو به بند کشید
و قل انداخت گردنشون
تا حدی که این قلهها
تا حالا آیه ش رو نوشتم باشه وقت دیگه فرصت نیست،
زد تا چونههاشون. چونههاشون رو هم گرفت.
یعنی دیگه نمیتونستن سرشون رو هم تکون بدن اینا.
بدجوری به خفت اینها رو بست
و از بینشون برد. شیاطین چون پدر جدهاشون رو اونجا حضرت سلیمان بیچاره کرد،
یه عقدهای گرفتن از اون محل و اون مکان
با همدیگه تعهد دارن
مثل اون عهدنامهای که اون چند تا، چهل تا قبیله بود چقدر بر علیه پیغمبر بستن زیر خونه خدا دفن کردن.
یه عقدهای داشتن یا از امیرالمؤمنین که تو
شام پیادهاش کردن بعد از کربلا.
اینام اینو دارن و
بالاخره یه روزی میخوان زهرشونو بریزن، بریزن.
ماها نمیدونیم چرا. ما قدرت حالا یا تحلیل
تاریخی نداریم یا سیاسی
یا حالا دو تا ملت با هم درگیر شدن دیگه.
اصلاً نمیفهمیده میشه خبره. اینکه
حضرات امام فرمودن فلسطین موضوع
اول جهان اسلامه یعنی این.
اصلاً اونها بناشون این بوده
که شیاطین همه با هم دست به دست هم بدن
و در قدس شریف
سردمداران الهیت نظام رو یعنی ولایتداران عالم رو
از امام عصر شما بگیر برو حالا تا ولایت فقیه، علما و
حالا اونوریها تو مسیحیت میگن منم پا کشیش هرچی خواهان
تو یهودی هرچی. هرکسی که سردمدار چیه؟
الهیت نظامه. همه رو اونجا جمع کنن سر ببرن.
مثل اینکه هفتاد تا پیغمبر رو تو یه روز کنار حجر الاسود سر بریدن.
تو یه روز هفتاد تا پیغمبر سر ببرن.
شوخی نیست. پوست بکنن.
بعد حضرت سلیمان کار قشنگی که کرد تمام اون علائق و اون طلسمات و اون چیزایی که جادو میکردن باهاش،
ابزار و آلات که داشتن.
حالا نمیدونم شما مثلا با این جادوگرها،
رمالها، اینا که راه شیطانی رو میرن، رح- رحمانی نه،
دیدید ابزار و آلاتشون رو یا نه؟
من باهاشون بحث زیاد داشتم
یه زمانی. ابزار و آلات عجیب و غریبی دارن.
اصلا طلسماتشون خیلی عجیب و غریبه.
اون صفحه طلسمش رو یهو باز کنن کل مسجد رو گرفت.
چهار اینطوری چهارخونه، چهارخونه بست جمعش کردن.
اینا رو همه رو ازشون گرفت. ابزار و آلاتشون رو حضرت سلیمان گرفت
و اون زیر قدس شریف بعضیا گفتن همونجا که خودش دفن شده دستور داد زیر
خود بدن من اینا رو دفن کنید که خیالش جمع باشه کسی اونجا تجاوز نکنه.
در هر حال زیر قدس شریف دفنه.
اینا که اینقدر اصرار دارن قدس شریف،
این قدس رو بگیرن و میگن مال ماست، یه دلیلش، اصلا دلیل عمدهاش اینه شما خوبه اینو بدونین
که یک عقدهگشایی کنن.
همین کار که حضرت سلیمان کرد بیان سر چی؟
مثلا اسلام ان-- اس--
ان الدین عندالله الاسلام.
کلا اسلام رو ذبح کنن تو قدس شریف.
اصلا بناشون اینه. بعد دنبال آدمایی میگردن که اونام خبیثن.
خباثت نفس دارن، خبث نفس دارن مثل خودشونن.
شیاطین انسیان، انسان.
شیاطین جنی، شیاطین جن-- انسی رو شناسایی میکنند.
اینا با هم برنامهریزی میکنند. چگونهست که الان
ولایت کلیه الهیه هوای من و شما رو داره؟
چگونهست که دلت با دلت بازی میکنه؟
امام زمانت، امام رضا، حضرت زهرا چگونه من و شما رو هوامونو داره؟
میگه کبوتر با کبوتر باز با باز کند هم جنس با هم جنس پرواز.
هرکی با جنس خودشه. اونام هم جنسهاشون رو پیدا کردن
و اونها رو تحت تصرف خودشون قرار دادن.
و میخوان ذبح کنن و اون عقدهگشایی رو انجام بدن.
و دو، دومین هدفشون دستیابی به اون طلسماته.
مثل اون جدول
جفری که
سه نفر تو عالم این جدول رو
بهش رسیدن. جدول جفریه، هزار در هزار،
هزار خانه در هزار خانه، خیلی میشه.
حروف و اعداد به گونهای اونجا
تنظیم شدن بر اثر،
بر اثر-- تو علم شریف به قول علامه
غریب آشنا، یه--
بهش میگن علم غریبه یا
ارس ماتیبی. اون علوم خاصی که
علامه متأسفانه با خودش خاک کرد.
این جدول به گونهای تنظیم شدن بر اساس علم
أفاق، آفاق و أفاق
که یه زمانی یادش بخیر با هم بحثشو داشتیم تو اوایل
که فرق آفاق و أفاق چی بود و وفق الله الاعظم کی بود.
اون لوح دست هرکی باشه
اگه کوهها تکون بخورن این تکون نمیخوره.
یعنی عالم و آدم دست به دست هم بدن نمیتونن اینو تکونش بدن.
نمیتونن شکستش بدن.
یکیش دست سلیمان نبی بود
که تلقیات باطنی ایشون از صاحب مقام کلیه ولایت کلیه الهی یعنی امیرالمؤمنین بود
اونجا خفااً، در خفا.
در زمان اسلام
امیرالمؤمنین بود که این رو نوشت.
یعنی بعد از سلیمان حضرت امیرالمؤمنین این جدول رو نوشت.
دیگه کسی این جدول رو دسترسی بهش پیدا نکرد
تا در زمان معاصر ما حضرت استاد کل حضرت علامه حسن زاده علیه رحمة این جدول رو پیداست-- تونست
به اون عنایات صبوری حضرت حق به قلب
پاکشون این جدول رو تنظیم کنن دو مرتبه و هدیه کنن به رهبر عزیزمون.
خیلی شاید بوده تقریبا سی و خوردهای سال پیش شاید بیشتر این حدودها بود که
این رو تقدیم رهبر عزیز کردن و خیلیا اینو نمیدونن.
خیلیا نمیدونن که
دنیا دست به دست هم میده بر علیه این نظام باز تکونش نمیده.
حالا این یه دلیلشه البته نه کل دلیلهاش.
مثل این اونها هم داشتن.
اونها یه جداولی داشتن، کشنده،
برهمزننده، شکافنده،
برنده. اونا
دف کردن اون زیر حضرت سلیمان دف کردن.
ابزارشونه. اینا یکی از دلایلشون که انقدر
مصرن بر گرفتن قدس شریف به هر قیمتی رسیدن به اونهاست.
اونجا دف شدن که دو مرتبه قدرتشون بس پیدا کنه.
و اینی هم که انقدر خون میریزن مخصوصا
ببینید هر آدم،
کشورهایی مثل مثلا انگلیس کی فکر میکرد جمعیت پونصد هزار نفره بیان تظاهرات کنن و مثلا
در حمایت از مردم غزه، بسیج لندن، بسیج واشنگتن، بسیج نیویورک راه افتاده.
رهبر عزیزمون این جمله رو
به شارع ازم گفتن. دلهایی که لرزید از خون بچههای بیگناهی که ریخت.
اتفاقا خوبه بدونید که ما قبلا هم خیلی سالهای پیش اینو به شما گفتیم.
یکی از راههایی که شیطان چاق و چله میشه
و میتونه بعضی از کیدهاشو پیاده کنه ریخته شدن خون
پاک، خون مظلوم پاک.
دقت بکنید نه ظالم.
مظلومی که گناه نکرده،
بهش ظلم شده باشه و گناه نکرده باشه.
این خیلی کمکشون میکنه.
ریخته شدن همونطور که
ما معتقدیم خون شهدا
انقلاب ما رو بیمه کرده،
اونها هم برای پیادهسازی نقشههای شومشون نیاز به خون انسان بیگناه دارن.
مخصوصا طفل. طفلی که به سن بلوغ نرسیده.
اینا رمز و رازش متاسفانه خوبه شما بدونید تو قرآنه.
"یتوف علیهم ولدان
مخلدون". از این جهت میگم متاسفانه چون اونا بهش رسیدن ماها
دسترسی پیدا نکردیم. پیغمبر میفرماید مراقب باشید که یه روزی بر شما نرسه که
دشمنان از شما در عمل و در استفاده از قرآن جلو بزنن.
"یتوف علیهم" بهشت ما، ما دوست داریم بریم بهشت
رو طواف کنیم. به به! بگردیم از اینجا پایین شهر و بالا شهرش
دور میدونهای بهشت طواف کنیم.
اما "یتوف علیهم" یه عدهایند که
گرد اینها می-- طواف میکنند.
"یتوف علیهم" گرد کیا؟
مقربون. و "یتوف علیهم ولدان
مخلدون". بچههایشه همیشه اونجان.
این "ولدان" بچههان.
اینا کیان؟ کیان اینا؟
این همه ما میخونیم
شب قبل خواب سوره واقعه میخونیم سورت الغنا که فقیر نشیم.
خب آقا بشین سر همین یه آیه.
"یتوف علیهم" اینا انقدر مقامشون رفته بالا که بهشت دور اینها طواف میکنه.
بهشتیها دور اینا طواف میکنند.
ما متاسفانه یه گندی زدیم به خودمون و دیگران که همه از ما فراریاند.
کی میاد طواف ما بکنه؟ چه برسه بهشتیها طواف ما بکنن.
حالا "ولدان مخلدون" این بچههای پاک
که اصلا ذاتاً بهشتیاند، همیشه بهشتیاند.
اینا میان "یتوف علیهم". اینا کیان؟
ملاصدرا در تفسیر سوره واقعه حالا
کتابش همراهم بود جا گذاشتم،
میارم. میفرماید اینا اون بچههایین که قبل سن بلوغ از دنیا رفتن.
میگن اینا سرمایه قیامت ما میشن.
یه بچهش اینجاست. یعنی اگه کسی بچهش قبل سن بلوغ از دنیا رفت میره پیش حضرت زهرا، خانوم اونجا
مادری میکنه در حقشون تا به بهشت کفا بشه و اینها
گرد مقربون طواف میکنند و اینها اونجا-- اصلا اینا ضمانت بهشتن.
برگ ضمانت بهشتن.
مثل اینکه میگیم خون شهدا ضمانت
پای-پایداری ماست.
ها؟ پایههای بهشت بر این
استوار شده. اونام اینطورین.
حالا این بحث بهمانه باز به وقتش.
اونام تو خون کودک، خون بچه، این همه کودکچن زاتا
ریختن و میریزن سیرونی هم ندارن برای اینکه بتونن اونجا برسن.
کیا؟ اجنه، شیاطین، اجنهای که
حالا چرا ما به اینجا رسیدیم الان؟
بحث دعای حجاب بود.
دعای حجاب. این دعای حجاب
دیگه من بحثو جمع کنم بریم سراغ روضه.
الحمدالله باسنای عزیزم هست و با روضه رو میکشم دیگه ما خیالم راحته.
این دعا از امام صادق وارد شده.
نه علامه حسن زاده بگه. علامه حسن زاده توصیه کرده که آقا نذارید خاک بخوره.
برای محفوظ موندن از اندیشههای بد مردم پلید.
سنگری سخت استوار.
علامه میگه. این دعای حجاب از این شیاطین هم جنی هم
انسی هم ما رو محفوظ میداره.
خود این هیئت شما یا زهرا که از عجائب خلقته،
تو این چندین ساله چند ده سالهای که عمر خودش گرفته خیلی باهاش دشمنی شده و بیرون و داخل
تا جایی که برای سر بچ- بعضی از بچههای شما
جایزه گذاشتن تا این حد.
و تو لیست ترور هم بعضی از بچههای از شما قرار گرفتن
بدون اینکه خیلی از شما بدونید.
به به، به. خیلیا دو متأسفانه از دوستان ناآگاه بگیرید تا
دوستان آگاه هم ناخودآگاه تو زمین دشمن بازی کردن.
دشمنیهای عجیب غریب، عجیب غریب بر علیه این پرچم.
یه پرچم یا زهرا. یعنی مثلا سیصد شهید به اونها بلند شده.
شما شاید خیلیهاتون متوجه میشید عشق حالتون رو میکنید و میرید.
اما دشمنیهایی که میشه چون میخوان علمو بزنن دیگه.
بعد متأسفانه ظاهراً علم دار بنده ام مثلا با یه چند تا از این عزیزان.
اینا، اینا رو میزنن. چرا؟
چرا میزنن؟ برای چی میزنن؟
بعد چرا این علم نمیفته؟
یدونه با عارضهش بغل دست خودمون.
این همه دشمنیهایی که شده چرا نمیفته این علم؟
اینها سرن این آ-- این ادعیه، این
دستورالعملها که بزرگان به ما دادن.
چند تامون تا حالا این دعاها رو خوندیم؟
اصلا داشتیم اینا رو توجه داشتیم.
بعد هی میگیم حاج آقا یه دستورالعمل بده.
مثلا من خیلی دشمنیا بر علیه من زیاد شده.
خیلی در، تو اجتماع اذیتم میکنن.
تو اداره دشمن زیاد دارم.
تو مدرسه، تو فامیل، تو محل چه، چه.
خب بفرمایید. امام صادق «سنگری سخت استوار».
تازه اینها رو داشتند اهل بیت عصمت و طهارت علیهم الصلاة والسلام.
تازه امیر المؤمنین یه همچون جدول جفری داشت
که جفار اعظم خود مولا بود.
باز ببینید چه بلایی سر این آقا آوردن و بچههاش.
اصلا تا قیام قیامت کأنَّ، من برم تو روضه دیگه بسه.
کأنَّ هر کسی که
خون علی تو رگهاشه
و هر کسی که ذریه فاطمه زهراست محکومه به
شکنجه و عذاب و اقاب و زندانی و.
«السلام علیک ایها المعذب».
معذب. معذب تحت عذاب.
کیه ایشون؟ کیه؟
صلوات رو کیو دارم میخونم؟ حضرت امام حسن مجتبی.
"أيها المعذب في قعر
سج-" قعر، قعر یعنی اون عمق عمق.
"قعر السجون". سجون
مبالغه سجنه. سجون مثل سجين.
سجون البته جمع زندانه.
سجينش میشه مبالغه. یعنی
بدترین زندانها که دیگه زندانی زندانتر از اونها نبود.
اونم سجون. زندانهای متعدد.
پسر فاطمه. چرا پسر فاطمه؟
چرا الان پسر حضرت زهرا باید آواره بیابان باشه؟
"الطريد الشرید الفريد الوحید" چرا؟
الان علمدار های اسلام و انقلاب ناب کیان؟
سادات، سید نصرالله،
قاسم علی-- رح-- قاسم روح الله.
اینا هم سادات، بچههای حضرت زهرا.
اینا رو دارن میزنن بر علیه این هیئت یا زهرا.
واسه همین که تو گفتی یا زهرا شروع میشه، دشمنیا شروع میشه.
تمومه که شد. چه کردن؟
الحمد لله که من
همین شروع کردم حالتون منقلب و
کلا شد دیگه. پس برای من باعث میشه که
راحت حرفم بزنم. چه کردن
با دختر پیغمبر
که تنها صداش میشه بلند گریه کردن.
الان این زنهای هیئت ما
یه زمانی بعضیاشون بلند گریه میکردن.
زنهای دیگه شکایت میکردن
حاج آقا به این خانما بگو زشته ها آخه صداشون بلند میشه مرد نامحرم میشنوه.
یادش بخیر خدا رحمت کنه آیت الله
آقای ج-جلالی خمینی رو.
من محضرشون رفتم. یه روز این گلایه خواهرامونو گفتم.
من واقعاً مستاصل موندم.
ایشون گفت بیخود میگن. برو بگو شما بالاترین از حضرت زهرا.
بلند، بلند گریه شبانه روز.
نه شب و فقط شب تا صبح،
نه فقط صبح تا شب، شبانه روز بلند، بلند "عصمة الله الكبرى".
عصمت خدا صداش هم عصمت داره.
یه بار من گفتم صدای حضرت زهرا رو
جز علی و
بچههاش و پدرش اون صدای اصلیش رو نشنیدن
و نخواهد شنید اهدی.
پرده میندازه خدا رو صدای حضرت زهرا
که من مجدداً به شما بگم امام صادق علیه السلام
فرمود شیخ مفید اعظم فقها،
شیخ اعظم. ایشون فرمودن که همه اهل ایمان
یعنی بچه شیعهها منظور.
اینها لحظه مرگ
فاطمه زهرا تشریف میارن.
به به، به به. و خانم با اینا حرف میزنه.
خودتو آماده کن لحظه مرگ حضرت زهرا با تو حرف بزنه.
به به، به به. و این حرف زدنا فرق میکنه با کیهش.
مثلا به یه کسی گلایه میکنه میگه
جلسه قبل
جلسه بعد