یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسی و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین.
الحمد لله علی کل نعمته و اسال الله من فضله.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته.
سلام علیکم و رحمه الله.
لطف کنید یاد کنید از عزیزانی که طی یک سال گذشته از این هیئت و متعلقینشون به رحمت حق پیوستند.
حدود هفت مادر از این هیئت سال گذشته به رحمت حق رفتند که مادر بزرگ آقا امیر که تشریف دارند، مادر آقای درخشنده که تشریف دارند و دیگران که الان نیستند، آقای اسکندری که پای دیگ اند مادرشون، آقای باقری که انشاالله میان برای آشپزی.
حسین حاطف عزیزمون که بین ما بود و چهلمش هم به این سرعت رسید و همه اونهایی که همراه ما، حسین ملک شهید هیئت سر این سفره با ما همنفس بودند یاد کنید و نثار همشون یک صلوات هدیه کنید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
ما رسیده بودیم به نامه دوم از نامهها بر نامههای حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمه.
اتفاقا خط آخر نامه دوم هستیم.
که چنانچه در خاطر مبارکتون باشه وصل شدن قصر به دریا رو در انتهای نامه در شبهای مبارک قدر عرض کردیم و بعد از اون "و وعدنا موسی ثلاثین الليلة فاتممناها بعشر" بحث لیله، اربعینگیری اینها رو در یک جلسه عرض کردیم جلسه گذشته و اهمیت شب، سکوت که اتفاقا در ایام در یکی از بهترین ایام اربعینگیری هستیم.
اربعین موسوی که از شب اول ول بعده شروع شده تا دهم ول حجه یعنی عید قربان ادامه دارد که چهل روز میشود.
یکی از بهترین ساعات و آنات هست و انتهای نامه حضرت علامه اشاره میکنند به سخنی بسیار متبرک و عالی که از امام صادق صلوات الله علیه هست.
اجازه بدید که از رو خود نامه براتون بخونم بعد اجمالا توضیح عرض کنم.
فرمودند به روایتی ظاهرا را-نامه رو وقتی مرقوم فرمودند که شهادت حضرت بوده.
که ایشون فرمودند سخنی از آن ولی الله اعظم که عبد الوخاب شعرانی در طبقات کبری آورده است نقل کنیم.
حسن ختام نامهشون.
سخن رو این چنین بیان میکنند که "اوحى الله الی الدنيا" خدای منان وحی کرد به دنیا.
یعنی اینکه "اوحى الله، اوحى الله الی الدنيا" دیگه بحث تکوین میشه.
یعنی خدا در متن تکوینی این دنیا این چنین قرار داده است، مکتوب کرده.
منظور از این وحی یعنی چی رو؟
"ان اخدمی من خدمنی".
یعنی اینکه دنیا خدا داره وحی میکنه به دنیا.
دنیا خادم هر کسی باش که در خدمت منه.
و در ادامه و "اتعبی من خدمک".
سخت بگیر کار رو تعب، رنج.
به رنج بنداز، به سختی بنداز.
سخت بگیر بر کسی که خدمکه.
کسی که خادم تو شده به تو خدمت میکنه.
عجب!
یعنی چی؟
دقیقا قانون عکسی است که در دنیای فعلی مرسومه.
[صدای محیط] میگن آقا مثلا فلان چیز که والا هیئت برای چی میری؟
زیارت برای چی میری؟
اربعین برای چی میری؟
مسجد برای چی میری؟
نون و شبت، نون و آب شبت نمیشه که.
به فکر دنیات باش.
دنیاتو بساز اینا.
اینا نون و آبت نمیشه.
زیاد میشنویم.
اتفاقا تکوین این عالم، این دنیا این چنین قرار گرفته است که اگر کسی در خدمت حضرت حق و مقدسات و ارزشها بود، اون موقع دنیا به خدمتش بلند میشه.
متن این روایت شریف داره همین رو تصریح میکنه.
یعنی کسی که راه درست رو اختیار کنه، راه سعادت رو اختیار کنه و خدا رو منظور کنه، خدا هم دنیاشو آباد میکنه.
یعنی دنیا باهاش این چنین برخورد میکنه، در خدمتش قرار میگیره و بالعکس کسی که در خدمت قر-- دنیا قرار بگیره، دنیا بهش سخت میگیره.
میبینی که ظاهراً از جهت دنیایی خیلی داره، خیلی وضعش خوبه، ملک و املاک و چه و اینا خیلی زیاد داره اما روی خوش از دنیا نمیبینه.
آرامشی براش نیست.
حالا این نکتهای که اینجا حضرت استاد تصریح فرمودن باید در هندسه زندگی ما، سبک زندگی ما وارد بشه.
فقط در حد اینکه یه حرفی ما بزنیم اقناعی، خطابی، تو خطبه، سخنرانی و اینها بعد هم مثلاً به به چه چه چه حدیث قشنگی گفتیم و شنیدیم، نه در-- باید پیاده بشه در زندگی ما.
امروز برای اینکه آمادگی برای منبر به فضل الهی پیدا کنم در خلوت خودم نشستم آنچه که [مکث] در این چند ساله خدا لطف کرد و پای درس اساتید و بزرگان آثارشون بودیم [مکث]، یک چیزی رو نوشتم برای خودم و حالا به صورت اجمالش رو برای شما عرض میکنم.
دیدم چه جالبه که [مکث] اصلاً یک قوانینی خدای منان در دنیا تعبیه کرده است که اینها عکسعمل میکنند.
یعنی [مکث] قوانین منکوس یا منعکس یا معکوس حالا چی بگیم اسمش رو؟
که اینها انعکاس اعمالمان اما به صورت عکس.
در میان آیات و روایات وقتی دقت میکنیم میشود این سیر بحثی که امشب [مکث] خدمتتون تقدیم میکنیم رو اسمش رو گذاشت سر الاسرار دنیا.
یعنی ما الان میخوایم بشنویم و بگیم سر الاسرار دنیا رو در این نشئه که قرار گرفتیم.
که باید خیلی مراقب قوانین معکوس در دنیا باشیم.
به عنوان نمونه من چند تا تا اونجایی که فرصت ایجاب کنه عرض کنم.
معمولاً مردم در نشئه طبیعت برای اینکه وجاهت و عزت پیدا کنند به فخر فروشی و مباحات و تکبر و غرور و خودشیفتگی و اینها میپردازند.
صدر مجلس نشستن و خود برتربینی و نمایش آنچه که بهشون داده شده و اینها.
در صورتی که در روایات تصریح شده [مکث] که عزت و وجاهت، این بلندی مقا-مقام و جایگاه در تواضعه.
تواضع، سر به زیری، افتاده حالی.
این ظاهرش ظاهراً میبینی یک شکستگی و ذلتی درشه اما به عکس جواب میده.
خدا وعده داده کسی که متواضعانه زندگی میکنه رفعت مقام، رفعت مقام بهش بده، بالاش ببره.
این یکی از اون قوانین逆ه.
شما ببینید غالباً این آدمهایی که خیلی بزرگ میشن وقتی میری تو زندگیشون میبینی که آدمهای خیلی متواضع و خاکی و اینها.
خدا رحمت کنه حضرت علامه رو.
یه روزی [مکث] جلسه درس اخلاقی داشتن.
ما وارد [مکث] مسجد شدیم.
سلام علیکم.
پشت سر حضرت استاد بودم بنده تا وارد بر مجلس میخواست ایشون بشه.
خب نعلینهای مبارکشون رو که درآوردن برگشتن که نعلینها رو بردارن، من نعلینها رو برداشتم سریع.
نعلینهای استادو برداشتم، حضرت علامه رو.
زدم زیر بغلم و که حالا با خیال مثلاً با عشقی اینا دیگه نعلین استاد علامه فلان رو داریم میبریم تو، یهو مواجه شدم با غضب عجیب ایشون.
[نفس عمیق] یعنی چنان ایشون به بنده غضب کرد، رو به روی من وایساد، اجازه نداد برم داخل و عصاشو برد بالا فریاد زد سر من گفت "این چه کاریه میکنی؟
[مکث] برای چی نعلین منو برداشتی؟
دستت رو بیار جلو ببینم." عصای مبارکش هم برد بالا و [مکث] رنگ از چهرهی ما پرید.
دیگه دستمون رو آوردیم جلو که مثلاً با عصا بزنه دیگه.
فرمود "دستت رو بیار جلو." بعد عصا رو آورد، محکم آورد پایین به دست من که رسید آروم زد رو دست من.
بعد خندید گفت "دیگه تکرار نشه ها، بده من." به ز-- حالا به اون وضعیت که حالا یه ارتعاشی هم در وجود ما افتاده بود، نعلین رو از ما پس گرفت گفت "دفعه آخرت باشه." خب میبینید تواضع رو؟
خدا همچنین بالاش میبره.
حالا ایشون میتونست بگه بله ممنونم، یه دعایی هم در حق ما بکن و زحمت کشیدید و دم مثلاً نعلین ما رو برداشتید.
این چنینه یعنی [مکث] اتفاقاً پیغمبر وقتی حرکت میکرد، آدمهایی که پشت سر پیغمبر راه میافتادند، پیغمبر متوقف میشد.
میفرمود کارتون با من چیه؟
برای چی دنبال سر من راه افتادید؟
اگر کاری دارید بفرمایید.
دنبال سر من راه نیفتید.
این کار متکبرینه، کار پادشاهان سلاطینه.
این چنین.
[صدای کودکان]برعکس امثال من که چند نفر دور و برمون میگیرن سریع خودم رو گم میکنم و فکر میکنم خبریام.
پس این یه قانون.
قانون دومی قانون گمنامیان.
این هم عکس عمل میکنه.
معمولا آدمایی که میخوان معروف باشن، مشهور باشن، خودشون رو به در و دیوار و آب و آتیش و همه چی میزنن.
بیچاره میکنن خودشونو چقدر پول خرج میکنن تا معروف شن.
ولو از طری- از طریق شرع، ولو از طریق معنویت.
امروزه یکی از راههایی که متاسفانه خیلی زود بدون هیچ گونه از چه باید تحقیق و بررسی و رد شدن از فیلترهای سازمانها و ادارجات خیلی راحت سریع طرف معروف میشه ظاهراً که این معروفیت خیلی ادامه نداره.
همین رو بنرها اسمهایی که تا حالا یه هیئت، یه هیئت میزنن و سریع اسم خودشون هم بزرگتر از اسامی معصومین رو بنر میزنن و خیلی کربلایی فلانی کربلایی.
در حالی که کربلایی حضرت زینب سلام الله علیها بود.
این یکی از راههاست که خیلی راحت اینها که بعضا حالا حرفای تلخی هم زده میشه که یه روز بین مداحها بودیم، حرفایی میشنیدیم عجیب بود پامون چسبید به زمین که یه چند تاشون با هم دعواشون شده بود که چرا اسمتو مقدم بر اسم منه.
اون میگفت یه چیزایی که حالا البته این عمومیت نداره.
الحمدلله ذاکرین اهل بیت خیلی خوب با صفا، با تواضع و اینها اما خب بشه-- هست این چیزها.
اتفاقا داریم کسی که گمنامی پیشه میکنه خدا بالعکس، اینم یکی از قوانین عقسه، بالعکس اسمش رو مطرح میکنه.
البته توجه داشته باشیم کلا سر خودمون و دین خدا و خدا عزوجل نذاریم که بعد بگیم خب حالا که قانون خدا اینه ما هم بریم به سمت گمنامی که مطرح بشیم.
اینم یه جور کلا شرعیه.
نه اون کسی که [خنده] به واقع فرار میکنه از اسم و رسم و مطرح شدن.
با یکی از دوستان به منباب مطایبه میگفت همون میگفت میگن که نصف شوخی جدیه.
به ما میگفت تو هم یه برندی برای خودت اختیار کردی برای مطرح شدن.
برند تو چیه؟
به من میگفت حاجی، یه رفیق سی سالم.
میگفت برندت همین مثلا مرام گمنامیه.
مرام گمنامی یه برندی برای خودت درست کردی که مثلا گمنامم اما داری خودتو مطرح میکنی.
خیلی جدی به ما اینو میگفت.
ما هم خندیدیم.
به هر حال تذکریه دیگه باید مراقب باشیم.
شاید اینطوری باشه.
خدا چه میدونه.
خدا میدونه و دل بندگانش.
پس یکی از جاهایی که عکس جواب میده اینه.
دیگریش پشت کردن به دنیاست.
کسی که پشت به دنیا میکنه، دنیا بهش رو میکنه و بالعکس.
کسی که رو به دنیا میاره، دنیا بهش پشت میکنه.
این یک قانون بسیار مهم در دنیاست.
شما ببینید بزرگان اهل معرفت پشت به دنیا میکنند همه دنیا خادمشون میشن.
الان شما فکر میکنی رهبر عزیز ما امرار معاشش از کجاست؟
یکی از شاگردان خیلی نزدیک آقا و حتی یکی از شاگردان خیلی نزدیک حضرت امام یه روز تو رسانه اعلام کردند فرمودند همونطور که حضرت امام اینطوری بودن، رهبر عزیزمون هم اینطوریه.
امرار معاششون از طریق هدایای مردمیه.
مردم دوسشون دارن.
به من و شما چه.
عشق این آقاست هدیه میده.
هدایای آقا الا بابت رهبری نظام که ایشون حقوق نمیگیره که.
چقدر مظلومه شخصیت ایشون بین ما.
هدایای مردمی، هدایای مردمی از کجا میاد؟
چون ایشون پشت کرده به دنیا، خدا هم رو میاره.
یه کار به دنیا وه کرده دیگه.
الان حدیثشو خوندیم دیگه.
در نامه دوم علامه اینچنینه.
که أو حَلَّ إِلَى الدُّنْيَا أَنْ أَخْدِمِي مَنْ خَدَمَنِي.
هرکس که در خدمت منه دنیا تو هم در خدمتش باش و اَطْعِمِي مَنْ خَدَمَكِ.
هرکس که در خدمت توئه بهش سخت بگیر.
عکس جواب میده.
دعا در حق دیگران.
یکی دیگه از قوانین عکس.
حدیث داریم که اگر در، در حق دیگران مثلا برادران و خواهران ایمانیت دعا کنی، یه روایت داره که هفتاد برابرش در حق خودت مستجاب میشه.
آقا تو داری برای دیگری دعا میکنی.
چرا ضربدر هفتاد میشه؟
هفتاد برابر میشه.
مثلا الان به شما کدوم موسسه و بانک و بورس به شما میگن آقا سرمایه شما رو هفتاد برابر میکنیم ضربدر هفتاد میکنیم؟
هیچ جا هم چیزی نیست که درصدیند.
دعا در حق دیگران هفتاد برابرش برای تو عکس جواب میده.
خیلی شیرینا.
این، این خودش این داره به ما چی میده؟
هندسه میده.
یه هندسهای رو در مسیر سلوک ما، بندگی ما و از چه باید سبک زندگیمون برای ما ترسیم میکنه دیگه.
که در بهترین لحظات و اوقات و امکنه و امزنه، ازمنه بهترین زمانها و مکانها چه کنیم؟
برای دیگران دعا کنیم در حق خودمون میشه.
اینم یکی از قوانینه.
شاد کردن دل دیگران.
روایت داریم کسی که دل دیگری رو شاد کنه، غمی از دل دیگری برداره خدا همون آن بارش رو سبک میکنه، غمش رو برمیداره، غصه هاشو برمیداره و تازه این بحث دنیاست.
آخرت که دیگه هیچی.
به گونه ای قلبش رو شاد میکنه که هیچ چیزی جای این شادی رو نمیگیره.
[مکث] یعنی این شاد کردن، برداشتن غم دل یه نفر.
واقعا حالا ما که تو بحث خیریه مرتبطیم با کسانی که اهل مثلا نیازمندن، گرفتارن، مشکلاتی دارن به هر دلیلی اینها رو از نزدیک میبینیم دیگه.
یه کمک جزئی ای حتی که ما از طریق خیر رسانی به شما میرسونیم چگونه خوشحال میشه، چگونه غم دلش میره، شاد میشه و با چه حالی ما رو دعا میکنه.
ما همین امروز از [نفس عمیق] اضافه پولهایی که مثلا در خیریه تجمع شده بود داشتیم امروز تقسیم میکردیم بین عزیزانی که تحت پوشش خیریه هستن.
حالا تطمیع پول و اینها.
بعد مثلا به چند نفر سیصد هزار تومن کمک فرستادیم که حالا شماره کارتهاشون رو داشتیم بعد براشون پیامک میفرستادم.
یکیشون [نفس عمیق] انسان شریف، دست به قلم، فرهیخته، رهبر آثار ایشون رو یک دو تا آثار ایشون رو رهبر براش تقریر نوشته به عظمت یاد کرده.
یه همچین شخصیتی، بچه های جبهه و جنگ، جانباز باید بیفته تو خونه همه.
حالا [نفس عمیق] اصابت مشکلات زندگی، [نفس عمیق] امتحانات و ابتلاءات سنگین که خدا هرکیو دوست داره قاعده این چنینه تحت، تحت فشارش قرار میده که علقه به دنیا پیدا نکنه و راحت بتونه جون بده، تعلق نداشته باشه.
چقدر آدم خوب، عالی اینا.
حالا با یه مبلغ جزئی هدیه ت-هدیه تولد امام رضا.
حالا شما بیا ببین جوابیهای که برای من پیامکهایی که فرستاده شما فکر میکنی مثلا چه کردی براش [مکث] چه کردی؟
حالا مثلا چیکار کردی؟
پوشه هلی، یه هدیهای.
[نفس عمیق] یعنی چقدر دل ایشون شاد شده بود مثلا.
اینها اول کاری که خدا میکنه غم از دل خودت برمیداره.
اینا جزو قوانین عکسه.
[نفس عمیق] یکی دیگه از قوانین معکوس در دنیا بچه دار شدنه.
[مکث] الان زیاد میشنویم که متاسفانه حالا بحث نسل هم خودمون دست به یک نسلکشی [نفس عمیق] جانانهای هم زدیم و متاسفانه [نفس عمیق] هی میگیم سخته، زندگی سخته.
نون آبش رو از کجا بیاریم بچه دار بشیم اینها.
یا بعضیا که خیلی مقدس محابن از کجا چجوری تربیتشون کنیم؟
حرفای اینچنینی میزنن.
در صورتی که به قول رهبر عزیزمون تربیت که سیستمیه.
یعنی شما هرچی اتفاقا تعداد بچه هات بیشتر باشن تربیتشون آسانتره.
اینو بدونیم.
تا یه دونه و دو تا خیلی سخته.
[نفس عمیق] و اون یعنی یک سری استعدادها در وجود اون بچهها کشته میشه.
توی این خونههای قوطی کبریتی آپارتمانی امروزی و این وضعیت اجتماع ما اینها اصلا خودکشیه.
یه روایتی من دیدم که در شهری نزدیکی ری، در یک شهری نزدیکی ری [نفس عمیق] یک شهری اهالی اون شهر دست جمعی خودکشی میکنند.
خیلی برام این روایت چندین سال برام سؤال بود.
یعنی چی اینها؟
بعد یه مدت که این دود و ترافیک و چی و اینا تهران آلودگیها که به شدت رسید گفتم شاید اینه خودکشی خودشون خود کرده و تدبیر نیست خودشون.
این بلا رو سر خودشون آوردن.
این ماشینهای دودی و چی و [نفس عمیق] به قول خودشون مدرنیته داره برمیگرده به خودشون.
آثار مخربش.
یکیش هم که اخیرا دارم فکر میکنم شاید اون باشه همین نسلکشی خودمونه.
[نفس عمیق] که دیگه خدا ایشالا چی بگم؟
نگذره بگذره.
چی بگیم؟
از اونایی که بعضیاشون هم زیر خاکن این شعار رو ساختن از مسئولین و متولیان سطح بالای کشور، مدیران ارشد که فرزند کمتر، زندگی بهتر.
و الان رهبرمون چندین ساله داره داد میزنه.
در صورتی که این عکسه.
یعنی شما بچه دار بشی روایت داریم که هرچی بچه بیشتر میشه برکت و رزقت بیشتر میشه.
اصلا [نفس عمیق] پسر که نعمته، دخترم که رحمته، در بهشت باز میشه.
رزق و برکت مخصوصا.
[نفس عمیق] مثلا قدیمها میگفتن این بچه من اومد مثلا وسیله نقلیه خریدم، اون بچه ام اومد خونه خریدم، این یکی بچه ام اومد توسعه کار پیدا کردم، اون اومد عزت پیدا کردم.
همینطوری مینوشتن که مثلا میگفتن پا قدمی هر بچه چی بوده.
این به واقع بوده.
[سرفه] متاسفانه الان ما [نفس عمیق] مهمانداری کسی که سفرهش پهن باشه برای دیگران.
میبینی همون مقداری که برای خودشو یه مختصر بیشتر هزینه میکرد الان همون مقدار میکنه اما تعداد بسیار بیشتری میبینی بهره میبرن، برکت میکنه.
اصلا مهمانداری مساوی با برکت.
ظاهرا داره ج-از جیبش پول میره.
حدیث داریم بهترین خانهها، خانههاییست که زیاد مهمون براشون وارد میشه.
الان خونههای ما درش بسته است.
[نفس عمیق] چون این قوانین عکس رو رعایت نمیکنیم.
نیرنگ به دیگران.
حالا من اون سمت نرم، سمت مسائل منفی نرم.
هم وقتش نیست هم اینکه [نفس عمیق] خیلی زیاده.
اینم رهاش کنم که حالا اگه نیرنگ بزنی مکر بکنی بهت مکر میشه.
اون چاهی که برای دیگران کنده اول خودت میفتی توش.
اما [سرفه] خیلی شیرین.
"ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم یرزقون" ظاهرا جون داده اما قرآن میفرماید این احياء زنده اند.
یعنی جان دادن در راه خدا معکوسش میشه احیا.
"بل احياء عند ربهم یرزقون".
ظاهرا جون داده اما حیات پیدا کرده.
این عکس دیگه، معکوسه.
الان عزیزتر از شهدا کیه تو دل این مردم [مکث].
خواهرای محترمه توجه داشته باشن.
یکی از قوانین معکوس این دنیا حجاب و پوششه.
که روایات داریم هرچی حش، حجاب و پوشش زن بیشتره، اتفاقا وقار و جذابیت و ابهتش بیشتره [مکث].
یعنی الان که اینا که این شعارهای مسخره زن، زندگی، آزادی رو سر میدن و دارن به سمت عریانی میرن هی دارن تو سر خودشون میزنن.
یعنی خودشون رو به سمت حیوانیت میکشن.
قرآن میفرماید وقتی که حضرت آدم و حوا از اون درخت ممنوعه خوردن و "بدت لهما صعاتهما" اگر اشتباه نکنم عبارت عربیش میگه این زشتیهاشون آشکار شد.
یعنی لباسشون افتاد، عریان شدن.
عریانی هنر نیست که، زشته.
یعنی اتفاقا هرچه زن پوشیدهتره جذابتره و هرچی عریانتر میشه کریهتر و زشتتره.
و جالبه که حالا از نظر ریخت شناسی و بدن شناسی علمای بحثی دارن که اصلا معمولا بدن مرد زیباتر از بدن زنه.
زن هرچی به سمت برهنگی میره زشتتر و کریهتر میشه و نگاه کردن بهش اشمئزاز میاره.
برعکس، هرچی پوشیدهتره جذابیتش، ابهتش، وقارش خیلی بیشتره.
حالا [نفس عمیق] فرصت نیست رد شیم چون جشن داریم.
ساعت چنده؟
یه ساعت دیگه.
بگید ساعت رو مگه.
سی و پنج و وقت ما گذشته دیگه.
ببخشید [نفس عمیق] ما قرار بود که نیم تموم کنیم چون یک ساعت بیشتر جشن نداریم.
شما هم بیشتر به خاطر جشن تشریف آوردید.
من فقط اینا رو دیگه توضیح ندم فقط تیتر این چند تاشون رو بگم که مهمن.
[نفس عمیق] سکوت [مکث].
کسی که سکوت میکنه بیشتر از آدم حراف [مکث] مورد توجه قرار میگیره.
حالا روایاتی داریم بماند.
چشمها رو از حرام بستن بیشتر از دیگران باعث میشه ببینی.
کسی که چشمش بازه هر چیز رو میبینه فکر میکنه خیلی میبینه.
در صورتی که فرمود چشماتونو بب-ببندید "غلوا ابصارکم ترون العجائب" ببینید چیزهای عجیب رو [نفس عمیق].
وقتی که به خودمون سخت میگیریم در راه خدا، در راه خدا به خودمون به نفسمون سخت میگیریم، مراقب خودمون هستیم.
اینها رو میبینید بالعکس میشه.
سختیهای دنیا برامون آسان میشه.
سختیهایی که برای همه سخته ولی برای ما آسون میشه.
سه چیز هست که اگر برای اینا وقت بگذاری خدا بهت وقت میده.
خیلی شیرینه.
خدا وسعت وقت، وقت داری میذاری.
یعنی عمرتو برای این چیزا داری میذاری.
اما خدا از اون طرف وقت بیشتری بهت میده.
یعنی برکت وقت و بالعکس وقت نزاری خدا وقتتو میگیره.
یکیش نمازه، نماز، عبادات.
دو، پدر مادرن.
سه، همسر.
اینا حقوقی دارن.
برای اینا وقت بگذاری خدا وقت بهت میده.
خیلی شیرین [نفس عمیق].
دیگریش [مکث]، کسی که پی قدرت ندوه.
یعنی قدرت رو بذاره زمین پی خدمت باشه نه شعار یا آره ما اومدیم خدمت کنیم.
بفرمایید خیلی جاها آدم میتونه خدمت کنه.
کسی که به این سمت میره [مکث]، اتفاقا وقتی میره به سمت خدمت قدرت رو زمین میذاره اتفاقا قدرت سایه به سایه باهاش میاد [نفس عمیق].
صدقات حالا از نوع واجب و مستحب بش.
اجازه بدید دیگه بحث کنم.
فرصت دیگه نیست.
و اگرچه خیلی بعضیاش موند مثل یاد مرگ.
یاد مرگ خیلی مهمه که آدم وقتی یاد مرگ میکنه ظاهرا اوه، اوه نگو، نگو العیاذ بالله زبانتو گاز بگیر.
اتفاقا حدیث داریم شادی میاره.
غم و غصه رو برمیداره یاد مرگ.
زیاد، زیاد یاد مرگ بیفت.
بالعکس جواب میده.
صدقات واجب و مستحب.
صدقه دادن ظاهرا داری از پولت میدی میره.
یعنی از جیبت داری خالی میکنی.
اما بالعکسه "من جاء بالحسنة فله عشر امثالها" ده برابر حداقل وعده الهیه.
بلکه بیشتر برمیگرده.
اتفاقا صریح آیه قرآن که "اذا اغدر عليه رزقه فلينفق مما آتا الله" اگه کسی دچار تنگ، رزق تنگ شد، معیشت زنگ شد، از اونچه که خدا بهش داده هرچقدر هست ببخشه.
پیغمبر امیرالمومنین فرمودن با خدا معامله کنید وقت فقر.
وقتی که گرفتار مالی پیدا کردی با خدا معامله کن.
ببخش ببین چجوری خدا برات میرسونه.
ببین قانون، قانون逆ه.
من هيص المجموع اینها قوانینیست که در حین زندگی ما سبک زندگی اسلامیه و باعث میشه که آرامش، برکت، خوشی، نشاط، سعادت دنیا و آخرت بیاد تو زندگیمون ان شا الله.
حالا فرصت نبود که برای هر کدوم یه روایت، یه آیه بگیم.
تندتند رد شدیم.
ان شا الله که خدای منان همین قلیل رو از ما پذیرفته باشه [نفس عمیق].
ظاهرا این بازی دربی در هیئتهام تاثیر گذاشته و هیئتهام خلوت شدن.
خیر ان شا الله.
دیگه هرکی به عشق آقای علی ابن موسی الرضا تشریف آورده نوش جونش باشه.
ان شا الله که عاقبت هممون ختم به خیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
الله.