ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 046

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

ادامهٔ نامهٔ دوم علامه و حسن ختام آن

یا ربّ أعوذ بک من همزات الشیاطین و من شرّ نفسی و من شرّ خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول و لا قوّة إلّا بالله العلیّ العظیم. اللهمّ إیّاک نعبد و إیّاک نستعین. الحمد لله علی کلّ نعمته و أسأل الله من فضله. السلام علیک یا داعی الله و ربّانی آیاته.

یاد از عزیزانی که طی یک سال گذشته از این هیئت و متعلّقانشان به رحمت حق پیوستند شایسته است: حدود هفت مادر از این هیئت سال گذشته رفتند؛ از جمله مادر بزرگ امیر، مادر آقای درخشنده، مادر آقای اسکندری، مادر آقای باقری، و حسین حاطف که چهلمش نیز به‌سرعت رسید، و حسین ملک شهید هیئت که سر این سفره هم‌نفس بود. نثار همهٔ آنان صلوات.

بحث به نامهٔ دوم از مجموعهٔ «نامه بر نامه»ی حضرت علامه حسن‌زاده علیه‌الرحمه رسیده بود؛ در خطّ آخر نامهٔ دوم. چنان‌که پیش‌تر آمده بود، وصل شدن قصر به دریا در انتهای نامه و شب‌های مبارک قدر مطرح شده بود، و پس از آن آیهٔ «و واعدنا موسی ثلاثین لیلةً فأتممناها بعشر» و بحث لیله و اربعین‌گیری و اهمّیت شب و سکوت در جلسه‌ای گذشت. اکنون در یکی از بهترین ایام اربعین‌گیری هستیم: اربعین موسوی که از شب اوّل ذی‌القعده آغاز می‌شود و تا دهم ذی‌الحجّه، عید قربان، ادامه می‌یابد؛ چهل روز کامل. یکی از بهترین ساعات و آنات است. اهمّیت شب و سکوت در این اربعین موسوی نیز در جلسهٔ پیش با آیهٔ وعدهٔ موسی و اتمام به ده شب پیوند خورده بود؛ اکنون همان فضای اربعین ادامه دارد.

در انتهای نامه، حضرت علامه به سخنی متبرّک از امام صادق صلوات‌الله‌علیه اشاره می‌کنند؛ سخنی که عبدالوهّاب شعرانی در طبقات کبری آورده است و حسن ختام نامه است. ظاهراً نامه را در ایام شهادت آن حضرت مرقوم فرموده‌اند. روایت چنین است که خداوند به دنیا وحی کرد.

«أوحى الله إلى الدنيا أن اخدُمی من خدَمَنی و أتعِبی من خدَمَکِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خداوند به دنیا وحی کرد که خدمت کن کسی را که مرا خدمت کرد، و به رنج انداز کسی را که تو را خدمت کرد.

اینجا وحی به معنای تکوینی است: خداوند در متن تکوینی این دنیا چنین قرار داده و مکتوب کرده است. دنیا خادم هر کسی باشد که در خدمت حق است؛ و بر کسی که خادم دنیا شده سخت بگیرد، او را به تعب و رنج اندازد. این دقیقاً قانون معکوسی است در برابر آنچه در دنیای فعلی مرسوم است. بسیار شنیده می‌شود که می‌گویند هیئت و زیارت و اربعین و مسجد نان و آب شب نمی‌شود؛ به فکر دنیا باش و دنیایت را بساز. حال آنکه تکوین این عالم چنان است که اگر کسی در خدمت حضرت حق و مقدّسات و ارزش‌ها بود، دنیا به خدمتش برمی‌خیزد. متن روایت همین را تصریح می‌کند: کسی که راه درست و سعادت را اختیار کند و خدا را منظور دارد، خدا نیز دنیایش را آباد می‌کند و دنیا در خدمتش قرار می‌گیرد؛ و بالعکس، کسی که در خدمت دنیا قرار گیرد، دنیا بر او سخت می‌گیرد. گاه ظاهراً از جهت دنیایی بسیار دارد — ملک و املاک و مال — اما روی خوش از دنیا نمی‌بیند و آرامشی برایش نیست.

این نکته‌ای که حضرت استاد تصریح فرموده‌اند باید در هندسه و سبک زندگی وارد شود؛ نه صرفاً حرفی اقناعی و خطابی در منبر که پس از آن بگویند حدیث زیبایی شنیدیم و بگذرد. باید در زندگی پیاده شود.

سرّ الأسرار دنیا و قوانین منعکس

امروز برای آمادگی منبر، در خلوت آنچه طی چند سال به لطف خدا پای درس اساتید و بزرگان و آثارشان فراهم آمده بود نوشته شد؛ و اجمال آن عرضه می‌شود. خدای منّان در دنیا قوانینی تعبیه کرده که عکس‌عمل می‌کنند؛ قوانین منکوس یا منعکس یا معکوس: انعکاس اعمال، امّا به صورت عکس. در میان آیات و روایات، این سیر را «سرّ الأسرار دنیا» در این نشئه می‌نامیم. باید مراقب قوانین معکوس در دنیا بود.

به‌عنوان نمونه چند قانون، تا آنجا که فرصت ایجاب کند.

معمولاً مردم در نشئهٔ طبیعت برای وجاهت و عزّت به فخرفروشی و مباحات و تکبّر و غرور و خودشیفتگی می‌پردازند: صدر مجلس نشستن، خودبرتربینی، نمایش آنچه به آنان داده شده. حال آنکه در روایات تصریح شده که عزّت و وجاهت و بلندی مقام در تواضع است؛ سر به زیری و افتاده‌حالی. ظاهرش شکستگی و ذلّتی می‌نماید، امّا به‌عکس جواب می‌دهد. خدا وعده داده کسی که متواضعانه زندگی کند رفعت مقام یابد. این یکی از قوانین معکوس است. غالباً کسانی که بسیار بزرگ می‌شوند، وقتی به زندگیشان نزدیک شوی می‌بینی متواضع و خاکی‌اند.

خدا رحمت کند حضرت علامه را. روزی جلسهٔ درس اخلاق داشتند. پس از سلام، پشت سر حضرت استاد بودم تا وارد مجلس شوند. نعلین‌های مبارکشان را درآوردند و برگشتند بردارند؛ من سریع نعلین‌های استاد را برداشتم و زیر بغل زدم، با این خیال که با عشق نعلین علامه را می‌برم داخل. ناگاه با غضب عجیب ایشان مواجه شدم. چنان بر من غضب کرد، روبه‌رو ایستاد، اجاز نداد داخل روم، عصا را بالا برد و فریاد زد: این چه کاری است می‌کنی؟ برای چه نعلین مرا برداشتی؟ دستت را بیاور جلو ببینم. رنگ از چهره پرید و دست را جلو آوردم که با عصا بزند. فرمود دستت را بیاور جلو؛ سپس عصا را محکم پایین آورد و چون به دست رسید آرام زد. بعد خندید و گفت دیگر تکرار نشود. نعلین را از من پس گرفت و گفت دفعهٔ آخرت باشد. تواضع را می‌بینی؟ خدا چنین کسی را بالا می‌برد. می‌توانست بگوید ممنونم و دعایی کند که زحمت کشیدی و دم نعلین مرا برداشتی؛ نکرد. پیامبر نیز وقتی حرکت می‌کرد و کسانی پشت سرش راه می‌افتادند، توقّف می‌فرمود: کارت با من چیست؟ برای چه دنبال سرم راه افتاده‌اید؟ اگر کاری دارید بگویید؛ دنبال سرم راه نیفتید. این کار متکبّرانه است، کار پادشاهان و سلاطین. برعکس کسانی که چند نفر دور و برشان بگیرند و سریع خود را گم کنند و گمان برند خبری‌اند.

گمنامی و قانون معکوس شهرت

قانون دوم، گمنامی است؛ این نیز عکس‌عمل می‌کند. معمولاً کسانی که می‌خواهند معروف و مشهور باشند خود را به در و دیوار و آب و آتش می‌زنند و بسیار خرج می‌کنند تا معروف شوند؛ ولو از طریق شرع و معنویت. امروزه یکی از راه‌هایی که متأسّفانه بدون تحقیق و بررسی و عبور از فیلترهای لازم، ظاهراً سریع معروفیّت می‌آورد — معروفیّتی که دوام ندارد — همین بنرهاست: در هیئتی اسامی را می‌زنند و گاه نام خود را بزرگ‌تر از اسامی معصومین می‌نویسند و «کربلایی فلان» می‌گذارند؛ در حالی که کربلایی حضرت زینب سلام‌الله‌علیها بود. الحمدلله ذاکرین اهل‌بیت عموماً باصفا و متواضع‌اند؛ امّا این آفات نیز هست. گاه میان مداحان سخنانی شنیده می‌شود از نزاع بر سر تقدّم اسم بر بنر که پای را به زمین می‌چسباند؛ عمومیت ندارد، ولی هست.

اتّفاقاً کسی که گمنامی پیشه کند، خدا به‌عکس نامش را مطرح می‌کند؛ این نیز از قوانین معکوس است. باید مراقب بود که سر خود و دین خدا را نگذاریم و نگوییم حال که قانون خدا این است، به سمت گمنامی برویم تا مطرح شویم؛ این خود نوعی کلاه‌شرعی است. آن‌که به‌واقع از اسم و رسم و مطرح شدن می‌گریزد مقصود است. دوستی به مطایبه می‌گفت نصف شوخی جدّی است: تو هم برندی برای مطرح شدن اختیار کرده‌ای؛ برند تو مرام گمنامی است — گمنامم می‌گویی و خود را مطرح می‌کنی. خندیدیم؛ امّا تذکّر است و باید مراقب بود. خدا می‌داند و دل بندگانش.

پشت به دنیا و رو آوردن دنیا

دیگری پشت‌نمودن به دنیاست. کسی که پشت به دنیا کند، دنیا به او رو می‌کند؛ و بالعکس، کسی که رو به دنیا آورد، دنیا به او پشت می‌کند. این قانون بسیار مهم در دنیاست. بزرگان اهل معرفت پشت به دنیا می‌کنند و همهٔ دنیا خادمشان می‌شود.

امرار معاش رهبر عزیز از کجا تأمین می‌شود؟ یکی از شاگردان بسیار نزدیک ایشان و نیز یکی از شاگردان نزدیک حضرت امام روزی در رسانه اعلام کردند همان‌طور که امام چنین بودند، رهبر نیز چنین است: امرار معاش از طریق هدایای مردمی است. مردم دوستشان دارند؛ به دیگران چه. عشق این آقاست که هدیه می‌دهد. هدایای ایشان بابت رهبری نظام حقوقی نیست که بگیرند؛ شخصیت ایشان میان مردم چه مظلوم است. هدایای مردمی از کجا می‌آید؟ چون ایشان پشت به دنیا کرده، خدا نیز رو می‌آورد. حدیثی که در نامهٔ دوم علامه آمده همین است: أوحى الله إلى الدنیا أن اخدُمی من خدَمَنی و أتعِبی من خدَمَکِ — هرکس در خدمت من است دنیا تو نیز در خدمتش باش؛ و هرکس در خدمت توست بر او سخت بگیر. عکس جواب می‌دهد.

دعا در حق دیگران و هفتاد برابر

دعا در حق دیگران یکی دیگر از قوانین عکس است. حدیث داریم اگر در حق برادران و خواهران ایمانی دعا کنی، روایتی هست که هفتاد برابرش در حق خودت مستجاب می‌شود. برای دیگری دعا می‌کنی؛ چرا ضربدر هفتاد؟ کدام مؤسّسه و بانک و بورس می‌گوید سرمایهٔ تو را هفتاد برابر می‌کنیم؟ هیچ‌جا چنین نیست. دعا در حق دیگران هفتاد برابر برای تو عکس جواب می‌دهد. این هندسه‌ای در مسیر سلوک و بندگی و سبک زندگی ترسیم می‌کند: در بهترین لحظات و اوقات و امکنه و ازمنه — بهترین زمان‌ها و مکان‌ها — چه کنیم؟ برای دیگران دعا کنیم؛ در حق خودمان می‌شود. این نیز یکی از قوانین است.

شادی دل دیگران

شادی دل دیگران. روایت داریم کسی که دل دیگری را شاد کند و غمی از دل دیگری بردارد، خدا همان آن بارش را سبک می‌کند، غمش را برمی‌دارد؛ و این بحث دنیاست؛ آخرت که دیگر هیچ. به گونه‌ای قلبش را شاد می‌کند که هیچ چیز جای این شادی را نمی‌گیرد. در کار خیریه با نیازمندان و گرفتاران مرتبطیم و از نزدیک می‌بینیم: حتی کمک جزئی که از طریق خیررسانی می‌رسد چگونه خوشحال می‌کند، چگونه غم دل می‌رود، و با چه حالی دعا می‌کنند.

همین امروز از پول‌هایی که در خیریه جمع شده بود میان عزیزان تحت پوشش تقسیم می‌شد. به چند نفر سیصد هزار تومان کمک فرستاده شد و پیامک زده شد. یکی‌شان انسانی شریف، دست‌به‌قلم، فرهیخته؛ رهبر یک‌دو اثر او را تقریر نوشته و به عظمت یاد کرده. شخصیتی از بچه‌های جبهه و جنگ، جانباز. اصابت مشکلات زندگی و امتحانات و ابتلائات سنگین — خدا هرکه را دوست دارد تحت فشار قرار می‌دهد تا علقه به دنیا پیدا نکند و راحت جان دهد و تعلّق نداشته باشد — او را در تنگنا نهاده بود. با مبلغی جزئی هدیهٔ تولّد امام رضا؛ پاسخ‌ها و پیامک‌هایی که فرستاد نشان می‌داد دلش چه شاد شده بود. اولین کاری که خدا می‌کند غم از دل خودت برمی‌دارد. این‌ها از قوانین عکس‌اند.

فرزندآوری و برکت رزق

یکی دیگر از قوانین معکوس در دنیا فرزندان‌دار شدن است. متأسّفانه بحث نسل نیز با نسل‌کشی جانانه همراه شده و هی گفته می‌شود زندگی سخت است، نان و آبش را از کجا بیاوریم فرزند بیاوریم؛ یا بعضی که بسیار مقدّس‌مآب‌اند می‌گویند از کجا تربیتشان کنیم. سخنانی از این دست بسیار است. به قول رهبر عزیز تربیت سیستمی است: هرچه تعداد فرزندان بیشتر باشد تربیتشان آسان‌تر است؛ تا یکی و دو تا بسیار سخت است؛ و در آن حال یک‌سری استعدادها در وجود فرزندان کشته می‌شود. در خانه‌های قوطی‌کبریتی آپارتمانی امروزی و این وضع اجتماع، این خودکشی است.

روایتی دیده شد که در شهری نزدیک ری اهالی آن شهر دست‌جمعی خودکشی می‌کنند. سال‌ها این روایت سؤال بود. بعد از مدّتی دود و ترافیک و آلودگی تهران به شدّت رسید و گفتم شاید این خودکشی خودکرده و بی‌تدبیری است؛ بلا را خود بر سر خود آورده‌اند. ماشین‌های دودی و آنچه مدرنیته می‌نامند آثار مخربش برمی‌گردد. اخیراً گمان می‌رود شاید همان نسل‌کشی خودمان باشد. بعضی مسئولان و متولّیان سطح بالای کشور شعار «فرزند کمتر، زندگی بهتر» ساختند؛ و اکنون رهبر چندین سال است فریاد می‌زند. حال آنکه این عکس است: روایت داریم هرچه بچه بیشتر شود برکت و رزق بیشتر می‌شود. پسر نعمت است و دختر رحمت؛ در بهشت باز می‌شود؛ رزق و برکت مخصوصاً. قدیم‌ها می‌گفتند این بچه آمد وسیلهٔ نقلیه خریدم، آن یکی آمد خانه خریدم، این یکی آمد توسعهٔ کار پیدا کردم، آن آمد عزّت یافتم؛ و پاقدمی هر بچه را می‌نوشتند. این به واقع بوده است.

مهمانداری و برکت خانه

مهمانداری: کسی که سفره‌اش برای دیگران پهن باشد می‌بینی همان مقدار که برای خود مختصر بیشتر هزینه می‌کرد اکنون همان مقدار می‌کند امّا تعداد بسیار بیشتری بهره می‌برند و برکت می‌کند. مهمانداری مساوی با برکت است. ظاهراً از جیب پول می‌رود. حدیث داریم بهترین خانه آن است که زیاد مهمان بر آن وارد شود. اکنون در خانه‌های ما بسته است؛ چون این قوانین عکس را رعایت نمی‌کنیم.

سمت مسائل منفی — نیرنگ به دیگران و مکر — وقت نیست و بسیار است؛ رها می‌شود. اگر نیرنگ بزنی و مکر کنی به تو مکر می‌شود؛ آن چاهی که برای دیگران کنده‌ای اول خودت در آن می‌افتی. قانون معکوس در جانب منفی نیز همین سخت‌گیری تکوینی را نشان می‌دهد.

شهادت و حیات؛ حجاب و وقار

«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» (آل عمران/۱۶۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شده‌اند مرده مپندار؛ بلکه زنده‌اند نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.

ظاهراً جان داده؛ امّا قرآن می‌فرماید أحیاء هستند. ایثار جان در راه خدا معکوسش احیاست. این نیز عکس و معکوس است. اکنون عزیزتر از شهدا در دل این مردم کیست؟

یکی از قوانین معکوس این دنیا حجاب و پوشش است. روایات داریم هرچه حجاب و پوشش زن بیشتر باشد، اتّفاقاً وقار و جذابیت و ابهتش بیشتر است. کسانی که شعارهای سخیف را سر می‌دهند و به سمت عریانی می‌روند هی به سر خود می‌زنند و خود را به سمت حیوانیّت می‌کشند. قرآن می‌فرماید وقتی حضرت آدم و حوا از آن درخت ممنوعه خوردند و بدت لهما سوآتهما — اگر عبارت عربی درست یاد باشد — زشتی‌هایشان آشکار شد؛ لباسشان افتاد و عریان شدند. عریانی هنر نیست؛ زشت است. هرچه زن پوشیده‌تر باشد جذاب‌تر است و هرچه عریان‌تر شود کریه‌تر و زشت‌تر. از نظر ریخت‌شناسی و بدن‌شناسی نیز گفته‌اند معمولاً بدن مرد زیباتر از بدن زن است؛ زن هرچه به برهنگی رود زشت‌تر و کریه‌تر می‌شود و نگاه به آن اشمئزاز می‌آورد. برعکس، هرچه پوشیده‌تر باشد جذابیت و ابهت و وقارش بیشتر است.

سکوت، غضّ بصر، ریاضت و وسعت وقت

وقت تنگ است و جشن در پیش؛ چند عنوان مهم دیگر را فهرست‌وار می‌گویم.

سکوت: کسی که سکوت کند بیشتر از آدم پرحرف مورد توجّه قرار می‌گیرد. روایات در این باب بسیار است و فرصتش نیست؛ اصل قانون معکوس روشن است.

چشم از حرام بستن: بیشتر از دیگران باعث می‌شود ببینی. کسی که چشمش باز است و هر چیز را می‌بیند گمان می‌کند بسیار می‌بیند؛ حال آنکه فرموده‌اند چشمانتان را ببندید — غلّوا أبصارکم ترون العجائب — تا چیزهای عجیب را ببینید.

وقتی در راه خدا به خود و نفسمان سخت می‌گیریم و مراقب خود هستیم، به‌عکس می‌شود: سختی‌های دنیا بر ما آسان می‌گردد؛ سختی‌هایی که برای همه سخت است برای ما آسان می‌شود.

سه چیز هست که اگر برای آن‌ها وقت بگذاری خدا به تو وقت می‌دهد؛ وسعت وقت و برکت عمر. و بالعکس اگر وقت نگذاری خدا وقتت را می‌گیرد. یکی نماز و عبادات؛ دو، پدر و مادر؛ سه، همسر. این‌ها حقوقی دارند؛ برای آن‌ها وقت بگذاری خدا وقت به تو می‌دهد.

کسی که پی قدرت نرود و قدرت را زمین بگذارد و پی خدمت باشد — نه شعار که آمده‌ایم خدمت کنیم؛ جاهای بسیاری برای خدمت هست — وقتی به سمت خدمت رود و قدرت را زمین بگذارد، اتّفاقاً قدرت سایه به سایه با او می‌آید.

یاد مرگ بسیار مهم است. ظاهراً می‌گویند نگو، نگو، العیاذ بالله زبانت را گاز بگیر؛ اتّفاقاً حدیث داریم شادی می‌آورد و غم و غصه را برمی‌دارد. زیاد یاد مرگ کن؛ به‌عکس جواب می‌دهد.

صدقات واجب و مستحب: انفاق ظاهراً از پولت می‌دهی و از جیبت خالی می‌کنی؛ امّا به‌عکس است.

«مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا» (انعام/۱۶۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هرکس کار نیکی بیاورد برای او ده برابر آن است.

حداقل وعدهٔ الهی ده برابر است؛ بلکه بیشتر برمی‌گردد. آیهٔ صریح قرآن نیز هست که اگر کسی دچار تنگی رزق و معیشت شد، از آنچه خدا به او داده هرقدر هست ببخشد. پیامبر و امیرالمؤمنین فرموده‌اند با خدا معامله کنید وقت فقر؛ وقتی گرفتاری مالی پیدا کردی با خدا معامله کن، ببخش و ببین چگونه برایت می‌رساند. قانون، قانون معکوس است.

این‌ها قوانینی است که در حین زندگی، سبک زندگی اسلامی است و آرامش و برکت و خوشی و نشاط و سعادت دنیا و آخرت را به زندگی می‌آورد ان‌شاءالله. فرصت نبود برای هر کدام یک روایت و یک آیه بیاوریم؛ تندتند گذشتیم. ان‌شاءالله خدای منّان همین قلیل را از ما پذیرفته باشد.

ظاهراً بازی دربی در هیئت‌ها نیز اثر گذاشته و هیئت‌ها خلوت‌تر شده‌اند؛ خیر ان‌شاءالله. هرکه به عشق آقای علی‌بن‌موسی‌الرضا آمده نوش جانش باشد. قرار بود منبر زودتر تمام شود چون یک ساعت بیشتر برای جشن نمانده بود و بسیاری بیشتر به خاطر جشن آمده بودند؛ از تطویل عذر. ان‌شاءالله عاقبت همه ختم به خیر شود؛ به برکت صلوات بر محمّد و آل محمّد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.