ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین.

الحمد لله على کل نعمته و اسال الله من فضله المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا له الفدا.

ان شاء الله در این شب پرفضیلت عزیز زهرا سلام الله علیها هر کجا تشریف دارن حالشون خوب باشه و از صاع همه ما و متعلقین ما رو دعا کنن صلواتی خط بفرمایید.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

چون فرصت گذشته و وقتمون هم به طور معمول کم هست بی‌مقدمه ورود کنم به نکته‌ای که خدمت شما عارضم.

[سرفه] یک بحثی ما داریم که خیلی فهم این موضوع به درد بخوره برای ما خیلی خوبه، کارگشاست، رهگشاست و چشم‌های ما رو تیز می‌کنه که فرصت‌ها از دست ما نره.

اون هم اصطلاحاً بهش میگن نفس کینونت امکنه و ازمنه.

یعنی زمان‌ها و مکان‌ها [سرفه] در جان خودشون، در مکمن غیبشون، در اون کمون ذاتشون، در اون غیبی‌ترین وجودشون، یک در تکوین‌شون یک قداستی دارن.

زمان‌ها و مکان‌های مختلف.

در بین این ازمنه و امکنه بعضی از این زمان‌ها و مکان‌ها هستن که اقدسن؛ یعنی قداست‌شون بیشتر از بقیه مکان‌ها یا زمان‌هاست.

اگر این رو ما خوب متوجه بشیم دیگه حواسمون رو جمع می‌کنیم که به راحتی از زمان‌هایی که تقدس بیشتری دارن یا مکان‌هایی که قداست اون‌ها بیشتره عبور نکنیم و خیلی از اون‌ها بهتر بهره‌برداری کنیم.

حالا جهت سهولت فهمش این چنین میشه گفت که ما در میان اوقات سال همین طوری که در بین انسان‌ها سادات داریم و سید السادات داریم در بین اوقات هم، زمان‌ها هم سادات و سید السادات داریم.

در بین مکان‌ها هم این چنینه.

بعضی از مکان‌ها آغان، سیدن، بزرگن، برجستن.

بعضیا سید الساداتن.

سید السادات رو اه مقام اقدس میگن بر وزن افعل یعنی مقدس‌تر است از مقدس.

اقدس از قدس میاد.

مثلا در ایام هفته ما داریم که سید لیالی هفته شب جمعه‌ست.

این سیده.

این مقام اقدسیه است داره بین ایام یا خود روز جمعه در روزهای هفته قداستش افضله.

در ماه‌ها مثلا ماه مبارک رمضان، ماه شعبان، ماه رجب این‌ها قداست‌شون اولا است.

در خود ماه مبارک رمضان شب‌ها با هم فرق می‌کنند.

بعضی از شب‌ها قداست‌شون بالاست.

در کل سال اون شبی که و اون روزی که حالا عرض می‌کنم که چرا شب و روز رو کنار هم میارم که اصطلاحاً بهش میگن شب قدر، اون سید همه لیالی و سید همه روزهای ساله، شب و روز قدر.

چرا شب و روز قدر؟

همه میگن لیلة القدر.

چون حدیث داریم ما از خودمون که رو منبر پیغمبر اجازه نداریم حرفی بسازیم و بگیم.

حدیث داریم که امام صادق صلوات الله علیه فرمودن که روز قدر هم فضیلتش مثل شب قدره، کمتر نیست.

حالا اینکه چرا این‌ها مثل هم‌ن یا چرا ما غافلیم از اون‌ها جای بحث داره.

به هر حال خدا همونطور که غافر الذنب الكبير است، جابر العظم الکسیر هم هست، جبران‌کننده استخوان‌های شکسته هم هست.

روز قدر رو ایجاد کرده به جهت جبران اونایی که شب قدر به هر دلیلی فرصت نمی‌کنن، نمی‌تونن، جا می‌مونن، نمی‌رسن همچنین مکان‌ها هم همین‌طورن.

خب مسجد الحرام، مسجد النبی اینا خیلی فضیلتشون بالاست.

یا بیت المقدس که حالا قدس شریف یا عرض شود مسجد کوفه، خود شهر کوفه که به فتوای بعضی از مراجع مثل خود آقای حکیم، آقای سیستانی اینا کل شهر کوفه رو مسجد می‌دونن.

یعنی تو کل شهر کوفه نماز مختاری که کامل بخونی یا قصر بخونی.

مکان‌های خاصین.

آیا بر این‌ها مثلا مسجد الحرام که از همه بالاتره باز جایی هست که سید بر او باشه؟

اقدس بر او باشه؟

از اون قداستش بالا باشه؟

بله باز حدیثه مرحوم مجلسی آورده بسیار از بزرگان هم در کتابشون تصریح کردن به جمله از تعالم همدانی که کربلا، کربلای اباعبدالله از مسجد الحرام قداستش بالاتره.

پس این‌ها نشون میده که یه خبری هست.

اصطلاحا میگن نفس کینونت در زمان و مکان و ما اون اصطلاح علمی و خشک فلسفی یا حکمی رو گفتیم بعد بازش کردیم کسی نگه حرف سنگینه.

به این شکل هست.

همه جا این هست این همه جا جاریست حتی در آسمان‌ها، آسمان هفتم قداستش بالاتر از آسمان ششمه.

همینطوری بیا تا آسمان اون که از همه قدسیتش کمتره و دلیل هم براش هست که اینجا جاش نیست همین آسمان بالا سر ماست.

از پایین بخوای بسـ-- حساب کنی آسمان اول میشه.

و در عوالم هستی همچنین هست.

اگر بگیریم عوالم اربعه بگیریم به صورت کلی که به عدد تسبیحات است که سبحان الله والحمدالله ولا اله الا الله والله اکبر.

نشئه طبیعت، ناسوت یا ملک اینجایی که الان هستیم انزله.

اون حالت ارفع، اقدس و اشمخش میشه عالم لاهوت یا حالا فوق عرش این‌ها.

که عالمه به یک معنا روحه، عالم قلبه.

قلب مرتبش بالاتر از عقله.

عقل مرتبش بالاتر از خیاله که عالم مثاله و اون هم بالاتر از نشئه طبیعت که الان درش هستیم.

بدن ما نیز چنینه.

بدن ما انزل مراتبه لذا خاکش می‌کنند.

ما با خودمون نمی‌بریمش که این بدن رو خاکش می‌کنند.

این از همه از جهت فلسفی پست‌تره و اما همینطور می‌بینی اون مرحله و مرتبه‌ای که همیشه با ما هست، اون حالت اقدسیت داره روح ماست که حالت کلیست.

حالا اون حالت کلی که بقیه مادون اون هستن بهش میگن روح.

این‌ها ببینید این رو خوب دقت کنید جا نمونید از بحث بین این‌هایی که حالت اقدسیت دارن قداستشون بالاتر است یک سنخیتی و یک مجانثتی وجود داره.

یعنی چی؟

یعنی اینکه اون روحه، اون روح ما-- روحی که ما داریم “يسألونك عن الروح قل الروح من أمر ربي“ این روح که حالت کلی داره و کلی‌ترین مرتبه وجودی ماست از امر الهی‌ست.

حالا باید دید صاحب الأمر کیست که این روح تحت امر اوست.

و باز فرمود "وما أمرنا إلا واحدة" اصلا امر ما یک حقیقت بیش نیست.

از کجا میاد این امر؟

جنسش از روحه.

از کجا میاد؟

از روح کلی میاد.

یعنی روح‌ها، ارواحی که در ما هست همه ما ارواح داریم، روح داریم که همه ما البته چهار روح داریم.

اهل بیت پنج روح دارن.

این‌ها از یک جایی نشأت گرفته.

از کجا؟

اون روح اعظمه.

روح اعظم حالت کلی‌ترینه دیگه.

همه این‌ها جنسشون از اونه.

روح اعظم در چه شبی می‌تواند نازل شود؟

چون کلی‌ترین اقدس بر همه ارواحه و همه ارواح از اونه هستن، جنسشون از اوست.

او قطعاً در شبی می‌تواند تشریف فرما شود که اون شب سید السادات همه لیالیه.

توجه کردید مجانثت که میگم یعنی چی؟

اینا با هم مجانثت دارن، مؤانست دارن، مجالست دارن.

هم سنخن.

اون روح اعظم کی می‌تونه تشریف فرما بشه؟

در چه شبی؟

“تنزل الملائكة والروح“ تنزل الملائكة والروح.

اون روحه که حالا اون روح نازل میشه در شب قدر.

پس شب قدر هم اقدس بر همه لیالی.

خب اون روح اعظم رو همونطور که عزیزانی که مباحث رو پیگیرن قبلاً هم عرض کردیم که در یک حدیثی در گوشی امام صادق علیه السلام حالا این مجلس هم که مجلس انس و بزم امشب، حضرت در گوشی صحابه خواص خودش فرمودن که اون مادر ما فاطمه زهراست.

سلام الله علیها.

یعنی جنس مژده‌ست دیگه.

جنس روح ما از مادره.

لذا او که مقام نفس کل داره در مقام پرورش قرار داره خیلی راحت می‌تونه ماها رو بپرورونه.

چون اون اصل ما فرعیم اصلاً جنس اصل ما، اصل جنس ما، اون ذات مکمن غیبی ما از اونست.

که شب قدر اون نازل می‌شه بر پسرش، بر امام وقت.

حالا که محل فیضه دیگه.

[آیه] اون فی ظرفی است که فی لیلة القدر که در یازهره شرق عرض کردیم لیالی قدر که اون لیله حضرت زهراست قدر هم که حضرت حق است.

لیلة القدر معنای همه فهمش می‌شه فاطمه خدا.

[نفس عمیق] اون شب قرآن در ظرف وجود ا-- خانم یعنی نازل می‌شه.

[نفس عمیق] حالا این ارتباطش با پیغمبر چگونه است؟

از ام ابی‌ها می‌شه فهمید که خانم می‌شود مادر حتی پدرش.

چون نفس کل است و همه مراتب در تحت پرورش او هستند حتی پیغمبر.

حالا این بحث مقدار شاید گیج کنه بعضیا رو البته برای بعضی از دوستان قبلاً این مباحث رو گفتیم.

بیشتر از این، این قست- قطعه و این بحث رو از اینجا به بعدش رو ادامه نمی‌دم بر می‌گردم نقطه سر خط.

[نفس عمیق] نفس کینونت زمان و مکان [نفس عمیق] عرض شود خدمتتون ااا مراتبش محفوظه.

همینطور که ما در خودمون یه بدن داریم، یه قوه خیالی که عالـ- عالم مثال و برزخ وجودی ماست.

داریم که مافوق اونه باز مافوق اون عالم عقل، رتبه عقل ماست و رتبه عقل ما مافوقش می‌شه رتبه قلب.

همینطور میره تا مرتبه احدیت.

اینا همه واحدیتن، کثرتن.

[نفس عمیق] همینطور در لیالی و شب‌های عمر ما که ما با اون‌ها حشر و نشر داریم و متأسفانه از این فضایی که خدا برای ما ایجاد کرده غافل هستیم.

این حالت هست، رتبه بندیه.

حالا سؤال آیا لیلة القدر یک شبه یا چند شبه؟

اولاً همه ما شنیدیم که شب نوزدهم شب قدره، شب بیست و یکم شب قدره.

اصلاً بهتره بگیم شب هفدهم حتی اونایی که دقتشون بیشتره، شب قدره.

شب هفدهم، نوزدهم، بیست و یکم، بیست و سوم، بیست و هفتم، بیست و نهم [مکث] شب قدره.

خب از خودمون اینا رو ساختیم؟

نه خیر روایته.

[نفس عمیق] مثلاً در خصوص اون که خیلی یه مقدار از دقت نظر عموم دوره همین امشب.

آیا حدیثی داریم؟

بله.

عبید بن کعب، ابن کثیر این روایت رو میاره از پیغمبر نقل می‌کنه که شب بیست و هفتم پیغمبر ما رو تجمع کرد در مسجد و، و فرمود شب قدر امشبه.

این روایته ما از خودمون نمیگیم که.

عاشق عباس از خودش نمیگه.

باز مثلاً عرض شود شب بیست و نهم رو هم داریم حواسمون باشه.

شبه در حضرت علامه در هزار و یک نکته شب نوزده، شب نیمه ماه شعبان رو هم لیلة القدر با روایت و روایت داریم.

از خودش نمیگه.

میگه و اونجا رو لیلة القدر تفصیلی نام می‌گذاره.

[نفس عمیق] این لیلة القدر در حقیقت شب نیمه شعبان فرقانی‌ست.

لیلة القدر اصلی قرآنی‌ست.

اون فرقانی‌ست.

فرقشون در چیه؟

فرقان تفصيله، جزء جُزعه.

آیه به آیه، سوره به سوره، آیه به آیه، کلمه به کلمه، حرف از حرف، حرف در حرف حتی.

این که حدیث داریم هر حرف از قرآن هفتاد هزار معنا دارد و این عدد کثرت است به دروغ نیست.

امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام فرمود من اگر اون نقطه زیر باء بسم الله رو برای شما تشریح کنم [نفس عمیق]، یه روایت هشتاد، یه روایت هفتاد شتر فرمودن به نحو وغر [آیه] گوش سنگین می‌شه.

به شتری که سنگین وزنه بار کتاب‌هایی می‌شه که ما بخوایم اینو کلی شرح بدیم.

یک نقطه قرآن رو.

چه برسه هر حرف.

و من خدمت شما دوستان که امشب خواصید و جمع شدید قطعاً عرض کنم که شما که خواصید ما حواسمون باشه صرفاً به قرائت قرآن برای طمع ثواب اکتفا نکنیم.

ثواب می‌خوای بالاتر از این که یک آیه بخوانی؟

حدیثه.

یک آیه بخوانی در ماه ثواب چیه؟

یک ختم قرآن.

بالاتر از این به شما بگم؟

فرمود تدبر در آیات.

شما یه آیه رو بشین تدبر کنی نه بخوانی.

تأمل کنی.

[آیه] آیا اینا تدبر نمی‌کنن در قرآن؟

من دلیلش رو به شما بگم چرا تدبر نمی‌کنن؟

قرآن می‌فرماید چون که اینا قفل خورده دل‌هاشون.

در بحث قلب مقفول قفل شده اونجا ما بحث کردیم.

تدبر، تأمل.

خواص باید تأمل کنن نه اینکه فقط بخونن به طمع ثواب و با یه گناه ثوابه بپره.

دنبال ثوابی؟

فرمود تأمل در یک آیه قرآن بر هر حرفش ثواب یک ختم قرآنه.

نه یک آیه، هر حرفش.

انسان زرنگ باید باشه آدم زرنگ شب بیست و هفتم حواسش جمعه.

المؤمنون کیست؟

پس این‌ها سلسله روایاتن ما از خودمون نمیگیم.

اون جزء جزءش.

شب نیمه شعبان می‌فرماید که ليلة القدر تفصیلیه بر امام عصر، تفصیلن.

اما اون ليلة القدر اصلی که بیشتر تصریح شده رو شب بیست و سوم اون شبی‌ست که القرآن نازلنا أنزلناه في ليلة همه اون به صورت کلی نازل می‌شه.

اون تفصيله این کلیه.

این یه شبه بله.

یه شب حضرت روح، روح اعظم به اتفاق همه‌ی ملائکه تشریف میارن چون القرآن نازل شده است نه فرقان.

اون شب یه ظرفیت خاصی داره.

بله بیشتر تصریح شده شب بیست و سوم.

پس بقیه چیه؟

ما سر کار بودیم؟

نخیر.

اون‌ها هم بر اساس همون رتبه بندی که عرض کردم مثال‌هایی براش قرار دادیم در ازمنه و امکنه، اون‌ها هم هر کدوم یه کارایی‌ای دارن.

اون‌ها هم اینطوری نیستش که بگیم سر کاریما آقا الکی اومدیم شب نوزدهم تا صبح نخیر.

مثلا اینجا دیگه این نامگذاری‌ها رو هم بس-- بر اساس فر-- اون فهوای سخن اهل بیت گذاشتن بزرگان ما از خودشون حرف نزدن.

توی جلسه‌ی ما بعضی از سنگین‌ترین کلمات پیرامون فلسفه و عرفان رو بنده‌ی حقیر [مکث] خیلیاشون رو اقتصا-- اقتباسش رو از قرآن و روایت درآوردم که مثلا اینجا چرا [مکث] اهل عرفان و اهل حکمت و فلسفه اینجا مثلا گفتن فیض اقدس، فیض مقدس این از کجا اومده؟

با مرتبه‌ی احدیت، مرتبه‌ی واحدیت که احدیت کلیه، واحدیت کثرات، کثرته.

اینا از کجا اومده؟

یک یک اینا رو گفتیم از این روایته، از این آیه‌ی قرآن.

اصلا عرفای ما از خودشون حرفی ندارن.

[مکث] هرچه گفتن با سند و مدرک.

اینم این چنینه.

ببینید [مکث] شب نیمه شعبان مثال که عرض کردیم به چه صورته.

بعد شب نوزدهم می‌شه بهش فرمودن ليلة القدر تقدیر.

مقدر می‌شه.

امام عصر از سر القدر هر کسی آگاهه به قدر و اندازه ظرف وجودی هر کسی می‌ریزه تو ظرفش.

کی؟

تقدیر می‌کنه، براش مشخص می‌کنه.

این رزق این آقاست از هر حیث.

عمرش، مالش، جانش، ثمراتش، علمش، برکاتش، توفیقاتش؛ همه.

این مشخص می‌شه.

اما خدای منّان فرصت می‌ده.

اینا همش باز بر اساس پیاده شدن اسم الجابر حضرت حقه.

خدا می‌خواد جبران کنه.

خدا دائما در صلح و آشتی با بندگانه حتی گناهکارش.

لذا میگه حالا دو شب فرصت بدید اینو محکمش نکنید.

شب بیست و سومو می‌کنه ليلة التحکیم.

محکم می‌کنه.

یعنی اونجا دیگه چارچوب محکم می‌شه.

دو مرتبه بررسی می‌شه بنده.

مثل اینکه تبصره بخوره.

یه، یه امری، یه قانونی تصویب شد حالا تبصره می‌خوره.

باز به جهت لطف، اینا قاعده‌های لطفه و من فرصت ندارم اینا رو بیشتر از این باز کنم و الا باز می‌کردیم بر اساس قاعده لطف خیلی شیرین‌تر می‌شد.

ان‌شاءالله باشه طلبتون به وقتش.

و شب باز خدا مهلت می‌ده دو شب تا شب بیست و سوم میگه ليلة الامضاست.

امضا می‌شه.

حالا اگر کسی بگه آقا اگر ليلة، ليلة القدر که شب بیست و سومه، ليلة الامضاست یعنی امام عصر امضا کرد تمام شد؟

هیچ جای تغییر و تبدل درش نیست؟

اگر نیست پس ما اینجا چikاره‌ایم الان؟

باز سر کاریم که امشب.

تمام شده دیگه.

من از شما سؤال می‌کنم آیا به نظر شما این که ع-- الزبیر منا اهل البيت یا پیغمبر شمشیر زبیرو گفت سيف الإسلام این امضای امامه یا نه؟

امضا کرده حضرت فرمایش-- پیغمبر فرموده.

ما ینطق عن الهوی از رو هوا حرف نمی‌زنه.

ما ول صاحبکم و ما غوی آیه دو سوره نجم.

صاحب شما این که ما میگیم صاحب الزمان از این آیه گرفته شده.

پیغمبر صاحب شماست.

ما ول گمراه نشده و ما غوی اغوا نمی‌شه هوای نفس نداره اصلا.

[نفس عمیق] إن هو إلا وحی یوحى هرچی میگه وحیه.

پس پیغمبر امضا زده فرموده سيف الإسلام.

امیرالمؤمنین امضا زده گفته زبیر از ماست.

چگونه‌ست که امضای امیرالمؤمنین یه چیز دیگه از آب در میاد؟

مقابل امام زمانش می‌ایسته.

به نظر شما چیه؟

اگه امضا شد تموم شد دیگه.

این رو می‌خوام بگم.

بحث تبصره‌ها همه جا هست.

استثناء همه جا هست.

ببین خاک خوردنش حرامه.

خاک حرم پیغمبرو بخوری حرام مرتکب شدی.

اما میگه استثنائاً خداست به من و تو چه؟

اسم استثناء گذاشته.

میگه خاک تربت حسین رو بخور، شفاست.

[نفس عمیق] شب بیدار موندن کراهت شدید داره.

اما میگه برای عبادت خیلی هم خوبه بیدار بمون.

اصلا حالا بخشی از شب رو بیدار بمون.

اما اون ليلة القدر اصلا نخواب.

شب بیست و سه-- اصلا نخواب.

حضرت زهرا آب می‌پاشه تو چشم بچه‌هاش نخوابن.

اینا استثناست.

اونجا هم همین شکله.

قربونت برم.

حالا اینطور که هست باز خدا به قاعده لطفش امشب رو قرار داده.

به یک معنا می‌توان گفت برای جامونده‌های از لیالی قدر برای استفاده از تبصره‌ها اون زیرشاخه‌ها برای اینکه انشاالله اگر خطایی، خبط و ربطی چیزی یه وقت خدا نکرده زبانم از ما سر زده تو این شب، یه وقت دوباره امشب جبران بشه.

انگار که قافله رو نگه می‌دارن میگن فلانی بیا صبر کنید فلانی مونده، لنگر رو میندازن کشتی اباعبدالله منتظر می‌شه لنگرش رو بر فرز میندازه میگه صبر کنید یه نفر جا مونده.

اینا همش حساب و کتاب داره، قاعده داره.

حالا باز سؤال، این سؤالات باید پاسخ داده باشه توسط شما هم.

آقا اگه لیلة القدر تو دل ماه مبارک رمضانه نه شب فطر، نه شب عید فطر چرا حدیث داریم شب عید فطر خدا به اندازه‌ی اینکه در تمام این ماه از آتش آزاد کرده حتی شب قدر از آتش آزاد کرده، شب عید فطر از آتش آزاد می‌کنه.

این دیگه چیه؟

نکنه اون شبم شب قدره؟

اصلا نکنه اون شب، شب قدره؟

ببینید اینا حساب و کتاب داره.

یعنی حواست جمع باشه.

خدا هر کجا یه ایستگاهی گذاشته، یه توقفگاهی، استراحتگاهی که خب بررسید کنین ببینین اینکه قیامت پنجاه موقف داره این چنینه.

اینجام داره موقف به موقف.

بله این همه بلا "ولنبلوننکم بشیء من الخوف والجوع ونقص من الأموال والأنفس والثمرات وبشر الصابرین" برای اینکه بشارت بگیری از خدا بلاها می‌ریزه.

"الذین اذا اصابتهم مصيبة" مصیبت که نازل شد "قالوا انا لله وانا الیه راجعون".

بله اما یک بلای کلی برای هر مؤمن در طی سال داریم.

یک بلای کلیه.

اِ اونجا هم کلی جزئی داره، اونجا هم تفصیلی و کلی بله تو اونم هست.

"بشیء من الخوف والجوع ونقص من الأموال والأنفس والثمرات" این همه بلا مختلف هر روز.

اما یه بلای کلی داره، اون گردنه‌ست.

تو کل سال، تو کل سال هر مؤمنی یه بلای عجیب، سنگین و کلی داره که گردنه رو باید رد کنه.

اینطوریه.

همه چی با هم مرتبطه.

ما که بچه های دبستانی و پیش دبستانی نباید باشیم که.

بعد چند سال اومدیم سر سفره اهل بیت نشستیم ریشامون دیگه داره سفید می‌شه.

دو مرتبه باز خدا حالا من بحثو جمع کنم شیب بدم به بحث بریم انشاالله.

اگرچه قطعاً این بحث ناپخته می‌مونه اما باشه انشاالله.

که این شب‌ها در بعد از ماه مبارک رمضان هم ادامه دارد.

مرحوم علامه همدانی در کتاب الشموس الطالعه‌ش که در شرح زیارت جامعه کبیره است، خودم اونجا من کتابو خیلی سال پیش خوندم اصلا نمی‌دونید چه حالی به من دست داد این کتاب.

توصیه می‌کنم بخونیدش خیلی البته عبارت‌های عربی سنگینی توش داره که ترجمه نکرده ایشون رد شده.

اما خیـ خیلی شیرینه.

اونجا می‌فرمود که لیلة-- شب‌های جمعه هم لیلة القدره.

بعد می‌زنش به یه روایت از خودش نمیگه.

میگه شب‌های جمعه روایت داریم امام عصر تشریف می‌برن به معراج.

مر-- در محضر اجدادشون پیغمبر و امیرالمؤمنین اخذ علم می‌کنند.

بعد تشریف می‌برن کربلا زیارت حسین بن علی می‌کنن.

بعد اونجا دو مرتبه نگاه می‌کنند ظرف وجودی یاران و دوستانشونو نگاه می‌کنند افاضه فیض می‌کنند امام عصر شب‌های جمعه.

پس شب‌های جمعه هم لیلة القدر هفته‌ست به یک معنا.

یعنی اون شب هم دوباره به منزله‌ی یک ایستگاه و توقفگاهی نگهت می‌دارن ببینن خب چگونه است وضعیتت.

کم و کیف بررسید می‌کنند.

اگه لاغر شدی دوباره چاق و چله‌ت کنن، کوکت کنن.

لذا بهترین هیئت‌ها یعنی اون بهترین شب‌ها برای هیئت‌ها و اون هیئت‌هایی که زرنگن شب‌های جمعه‌اند و البته غروب جمعه هم همچنین.

چون شب غروب جمعه البته س-- غروب‌ها کلاً ساعت امیرالـ-- ساعت امام عصره.

ساعت رو در مفاتیح آورده شهخوند باز دیگه.

ساعت بعضی از اهل بیت چهار پنج دقیقه است.

امام حسین حدوداً سه ساعته.

امام جواد دو ساعته.

امیرالمؤمنین یک ساعت و یه ربع بیست دقیقه است.

بین الطلوعین ساعت امیرالمؤمنینه.

غروب حدود هجده تا بیست دقیقه ساعت امام عصر ماست.

اینا کینونه‌ست داره در نفسشون، در اون مکمن غیبشون قدسیت داره.

بعد دعا داره تو اون ساعت انقدر قداست داره اون ساعت باید این دعا رو بخونی.

عجیبه!

یعنی این ببینید باز ولمون نکرده بگه خب حالا شب قدر هفته تموم شد.

نخیر تو روزش هم داریم.

قدر لحظات، آن‌حات، ساعت، قدر داره اینا.

باز تو خود ساعت می‌بینی قدریه داره ساعت قدریه.

یکیش قدر و قیمت و اندازه‌ش از همه بالاتره.

ساعت بین الطلوعین، غروب این دو تا.

بین الطلوعین ساعت امیرالمؤمنینه.

غروب ساعت امام عصر ماست.

الله اکبر ب-بخونید مفاتیح هست.

باز من به شما این رو هم عرض کنم در انتهای بحثم دیگه وقت نیست.

اون هم آیا این لیلة القدرهای عموم و عامه که تأمین دادید آیا لیلة القدر شخصی هم داریم؟

یعنی یه کسی یه دفعه براش اون لیلة القدر کلیه قرآن نازل می‌شه، حضرت روح به اتفاق همه‌ی ملائکه تشریف بیارن رو نمیگیم‌ها.

اون گفتیم اقدسه برای همه‌ی لیالی قدر.

اما تأمین لیلة القدر تا جایی می‌رود که اگر کسی هیچکدوم از این شب‌ها رو هم ظاهراً شب‌هایی که تسری شده شب قدره درک نکرده، یه دفعه منقلب بشه.

"یا مقلب القلوب والابصار" باز اینجا می‌بینید خدا استثنا زده.

به من و تو چه؟

خداست و خدایی می‌کند.

بین این اصلاً تو یه شبی که اصلاً هم لیلة القدر یه دفعه منقلب می‌شه.

عبد فرار کی بود؟

چی بود؟

که بارها شنیدید عرض هم کردیم خدمتتون که ملا مح-- حسینقلی همدانی وقتی از حرم امیرالمؤمنین اومد بیرون برخورد به این لات به قول ما بی‌سر و پا.

اونم با نوچه هاش وایستاده بود پررو، پررو نگاه کرد گفت آشیخ چرا احترام به ما نمی‌ذاری؟

گفت تو کی هستی ملا حسینقلی همدانی که سیصد عارف تربیت کرده، گفت تو کی هستی که بهت احترام بذارم؟

گفت من عبد فرارم یا عبد فرار بعضیا گفتن.

عجب!

تو از خدا فرار کردی یا از پیغمبر خدا؟

تمام.

همین.

ریخت به هم.

ملا حسینقلی رفت، اینم رفت.

رفت خونه.

بعد صبح سر درس ملا حسینقلی گفت بیایید بریم یه کسی از دنیا رفته تجهیزش کنیم.

دیدم داره میره سمت خونه این شریر، شریر بر وزن فعیل یعنی به شدت شرور.

آقا نرو اینجا.

گفت ساکت باشید.

رفت و داخل منزل شد و گفت دیشب حال این آقا چگونه بود؟

همه زن اهل بیت گریه و گفتن اصلاً عجیب بود ایشون شب‌ها یللی تللی دیر می‌اومد.

دیشب یه ساعت بعد از عشا تشریف آورد.

اومد خونه و حالش منقلب بود.

هی گریه می‌کرد.

تو اتاق شخصیش هی راه می‌رفت، قدم می‌زد، هی می‌نشست، زانو هم بغل می‌کرد.

هی زیر لب می‌شنیدیم می‌گفت:" تو از خدا فرار کردی یا از پیغمبر خدا؟" گریه می‌کرد و تا صبح از شدت گریه دق کرد.

اون شب چی می‌شه به نظر شما؟

اون شب لیلة القدر این آقا نبود؟

لیلة القدر حر کی بود؟

لحظه‌ی قدرش کی بود؟

لحظه‌ای که حسین بن علی نگاش کرد.

ظهر یتیم و هب یتیم.

حالا ما هم باید پیدا کنیم لیلة القدر.

اینطوری فکر نکنیم.

حالا این بحثو اگر متوجه نشیم، متأسفانه غالباً متوجه نیستیم.

می‌گیم خب دیگه صبح لیلة القدر تا شب تا صبح ما صبح کردیم و رسای قرآن و اهل بیت دیگه تمام شد.

العیاذ بالله زبون املاک سر آقامون هم کلاه می‌ذاریم میگیم دیگه آقا امضا کرد تموم شد بریم دنبال عشق حالمون.

اینطوری کج و کوله بار میایم.

در صورتی که نه، این حرفا نیست.

این تأمین داره.

[سرفه]