ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 045

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

آغاز سخن

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین. الحمد لله على کل نعمته و اسال الله من فضله المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته. هدیک به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا له الفدا. ان‌شاءالله در این شب پرفضیلت عزیز زهرا سلام الله علی هر کجا تشریف دارندد حالشون خوب باشد و از صاع همه ما و متعلقین ما رو دعا کنن صلواتی خط .

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم. چون فرصت گذشته و وقتمون هم به طور معمول کم هست بی‌مقدمه ورود کنم به نکته‌ای که خدمت شما عارضم. یک بحثی ما داریم که خیلی فهم این موضوع به درد بخوره برای ما خیلی خوبه، کارگشاست، رهگشاست و چشم‌های ما رو تیز می‌کند که فرصت‌ از دست ما نره. آن هم اصطلاحاً به او می‌گویند نفس کینونت امکنه و ازمنه. یعنی زمان‌ و مکان‌ در جان خودشان، در مکمن غیبشون، در آن کمون ذاتشون، در آن غیبی‌ترین وجودشون، یک در تکوین‌شون یک قداستی دارندد. زمان‌ و مکان‌های مختلف.

طرح مسأله

در بین این ازمنه و امکنه بعضی از این زمان‌ و مکان‌ هستندد که اقدسن؛ یعنی قداست‌شون بیشتر از بقیک مکان‌ یا زمان‌هاست. اگر این رو ما خوب متوجه بشویم دیگر حواسمون رو جمع می‌کنیم که به راحتی از زمان‌هایی که تقدس بیشتری دارندد یا مکان‌هایی که قداست آن‌ بیشتره عبور نکنیم و خیلی از آن‌ بهتر بهره‌برداری کنیم. اکنون جهت سهولت فهمش این چنین می‌شود گفت که ما در می‌آیند اوقات سال همین طوری که در بین انسان‌ سادات داریم و سید السادات داریم در بین اوقات هم، زمان‌ هم سادات و سید السادات داریم. در بین مکان‌ هم این چنینه.

بعضی از مکان‌ آغان، سیدن، بزرگن، برجستن. برخی سید الساداتن. سید السادات رو اه مقام اقدس می‌گویند بر وزن افعل یعنی مقدس‌تر است از مقدس. اقدس از قدس می‌آید. مثلا در ایام هفته ما داریم که سید لیالی هفته شب جمعه‌ست. این مقام اقدسیک است دارد بین ایام یا خود روز جمعه در روزهای هفته قداستش افضله. در ماه‌ مثلا ماه مبارک رمضان، ماه شعبان، ماه رجب این‌ قداست‌شون اولا است. در خود ماه مبارک رمضان شب‌ با هم فرق می‌کنندددد. بعضی از شب‌ قداست‌شون بالاست.

بیان روایت

در کل سال آن شبی که و آن روزی که اکنون که چرا شب و روز رو کنار هم میارم که اصطلاحاً به او می‌گویند شب قدر، آن سید همه لیالی و سید همه روزهای ساله، شب و روز قدر. چرا شب و روز قدر؟ همه می‌گویند لیلة القدر. چون حدیث داریم ما از خودمان که رو منبر پیغمبر اجازه نداریم حرفی بسازیم و بگوییم. حدیث داریم که امام صادق صلوات الله علیک فرمودندد که روز قدر هم فضیلتش مثل شب قدره، کمتر نیست. اکنون اینکه چرا این‌ مثل هم‌ن یا چرا ما غافلیم از آن‌ جای بحث دارد.

به هر حال خدا همان‌طور که غافر الذنب الكبير است، جابر العظم الکسیر هم هست، جبران‌کننده استخوان‌های شکسته هم هست. روز قدر رو ایجاد کرده به جهت جبران آن‌هایی که شب قدر به هر دلیلی فرصت نمی‌کننددددد، نمی‌توانندد، جا می‌مونند، نمی‌رسند همچنین مکان‌ هم همین‌طورن. مسجد الحرام، مسجد النبی این‌ خیلی فضیلتشون بالاست. یا بیت المقدس که اکنون قدس شریف یا مسجد کوفه، خود شهر کوفه که به فتوای بعضی از مراجع مثل خود آقای حکیم، آقای سیستانی این‌ کل شهر کوفه رو مسجد می‌دونند. یعنی تو کل شهر کوفه نماز مختاری که کامل بخونی یا قصر بخونی.

گشایش معنا

مکان‌های خاصین. آیا بر این‌ مثلا مسجد الحرام که از همه بالاتره باز جایی هست که سید بر او باشه؟ اقدس بر او باشه؟ از آن قداستش بالا باشه؟ بله باز حدیثه مرحوم مجلسی آورده بسیار از بزرگان هم در کتابشون تصریح کردند به جمله از تعالم همدانی که کربلا، کربلای اباعبدالله از مسجد الحرام قداستش بالاتره. پس این‌ نشون میده که یک خبری هست. اصطلاحا می‌گویند نفس کینونت در زمان و مکان و ما آن اصطلاح علمی و خشک فلسفی یا حکمی رو گفتیم بعد باز او کردیم کسی نگه حرف سنگینه. به این شکل هست.

همه جا این هست این همه جا جاریست حتی در آسمان‌ها، آسمان هفتم قداستش بالاتر از آسمان ششمه. همینطوری بیا تا آسمان آن که از همه قدسیتش کمتره و دلیل هم براش هست که اینجا جاش نیست همین آسمان بالا سر ماست. از پایین بخوای حساب کنی آسمان اول می‌شود. و در عوالم هستی همچنین هست. اگر بگیریم عوالم اربعه بگیریم به صورت کلی که به عدد تسبیحات است که سبحان الله والحمدالله ولا اله الا الله والله اکبر. نشئه طبیعت، ناسوت یا ملک اینجایی که اکنون هستیم انزله. آن حالت ارفع، اقدس و اشمخش می‌شود عالم لاهوت یا اکنون فوق عرش این‌ها.

تمثیل و شاهد

که عالمه به یک معنا روحه، عالم قلبه. قلب مرتبش بالاتر از عقله. عقل مرتبش بالاتر از خیاله که عالم مثاله و آن هم بالاتر از نشئه طبیعت که اکنون درش هستیم. بدن ما نیز چنینه. بدن ما انزل مراتبه لذا خاکش می‌کنندددد. ما با خودمان نمی‌بریمش که این بدن رو خاکش می‌کنندددد. این از همه از جهت فلسفی پست‌تره و اما همینطور می‌بینی آن مرحله و مرتبه‌ای که همی‌شود با ما هست، آن حالت اقدسیت دارد روح ماست که حالت کلیست. اکنون آن حالت کلی که بقیک مادون آن هستندد به او می‌گویند روح.

این‌ بنگرید این رو خوب جا نمونید از بحث بین این‌هایی که حالت اقدسیت دارندد قداستشون بالاتر است یک سنخیتی و یک مجانثتی وجود دارد. یعنی اینکه آن روحه، آن روح روحی که ما داریم “يسألونك عن الروح قل الروح من أمر ربي“ این روح که حالت کلی دارد و کلی‌ترین مرتبه وجودی ماست از امر الهی‌ست. اکنون باید دید صاحب الأمر کیست که این روح تحت امر اوست. و باز فرمود "وما أمرنا إلا واحدة" اصلا امر ما یک حقیقت بیش نیست. از کجا می‌آید این امر؟ جنسش از روحه. از کجا می‌آید؟ از روح کلی می‌آید.

دقت در واژه‌ها

یعنی روح‌ها، ارواحی که در ما هست همه ما ارواح داریم، روح داریم که همه ما البته چهار روح داریم. اهل بیت پنج روح دارندد. این‌ از یک جایی نشأت گرفته. آن روح اعظمه. روح اعظم حالت کلی‌ترینه دیگر. همه این‌ جنسشون از اونه. روح اعظم در چه شبی می‌تواند نازل شود؟ چون کلی‌ترین اقدس بر همه ارواحه و همه ارواح از اونه هستندد، جنسشون از اوست. او قطعاً در شبی می‌تواند تشریف فرما شود که آن شب سید السادات همه لیالیه. توجه کردید مجانثت که می‌گویم یعنی چی؟ این‌ با هم مجانثت دارندد، مؤانست دارندد، مجالست دارندد.

آن روح اعظم کی می‌تواند تشریف فرما بشود؟ “تنزل الملائكة والروح“ تنزل الملائكة والروح. آن روحه که اکنون آن روح نازل می‌شود در شب قدر. پس شب قدر هم اقدس بر همه لیالی. آن روح اعظم رو همان‌طور که عزیزانی که مباحث رو پیگیرن قبلاً هم گفته شد که در یک حدیثی در گوشی امام صادق علیک السلام اکنون این مجلس هم که مجلس انس و بزم امشب، حضرت در گوشی صحابه خواص خودش فرمودندد که آن مادر ما فاطمه زهراست. سلام الله علیها. یعنی جنس مژده‌ست دیگر. جنس روح ما از مادره.

جریان بحث

لذا او که مقام نفس کل دارد در مقام پرورش قرار دارد خیلی راحت می‌تواند ما رو بپرورونه. چون آن اصل ما فرعیم اصلاً جنس اصل ما، اصل جنس ما، آن ذات مکمن غیبی ما از اونست. که شب قدر آن نازل می‌شود بر پسرش، بر امام وقت. اکنون که محل فیضه دیگر. آن فی ظرفی است که فی لیلة القدر که در یازهره شرق گفته شد لیالی قدر که آن لیله حضرت زهراست قدر هم که حضرت حق است. لیلة القدر معنای همه فهمش می‌شود فاطمه خدا. آن شب قرآن در ظرف وجود خانم یعنی نازل می‌شود. اکنون این ارتباطش با پیغمبر چگونه است؟

از ام ابی‌ می‌شود فهمید که خانم می‌شود مادر حتی پدرش. چون نفس کل است و همه مراتب در تحت پرورش او هستنددد حتی پیغمبر. اکنون این بحث مقدار شاید گیج کنه برخی رو البته برای بعضی از دوستان قبلاً این مباحث رو گفتیم. بیشتر از این، این قست- قطعه و این بحث رو از اینجا به بعدش رو ادامه نمی‌دم بر می‌گردم نقطه سر خط. نفس کینونت زمان و مکان خدمتتون مراتبش محفوظه. همینطور که ما در خودمان یک بدن داریم، یک قوه خیالی که عالـ- عالم مثال و برزخ وجودی ماست.

لایهٔ باطنی

داریم که مافوق اونه باز مافوق آن عالم عقل، رتبه عقل ماست و رتبه عقل ما مافوقش می‌شود رتبه قلب. همینطور می‌رود تا مرتبه احدیت. این‌ همه واحدیتن، کثرتن. همینطور در لیالی و شب‌های عمر ما که ما با آن‌ حشر و نشر داریم و متأسفانه از این فضایی که خدا برای ما ایجاد کرده غافل هستیم. این حالت هست، رتبه بندیه. اکنون سؤال آیا لیلة القدر یک شبه یا چند شبه؟ اولاً همه ما شنیدیم که شب نوزدهم شب قدره، شب بیست و یکم شب قدره. اصلاً بهتره بگوییم شب هفدهم حتی آن‌هایی که دقتشون بیشتره، شب قدره.

شب هفدهم، نوزدهم، بیست و یکم، بیست و سوم، بیست و هفتم، بیست و نهم شب قدره. از خودمان این‌ رو ساختیم؟ نه خیر روایته. مثلاً در خصوص آن که خیلی یک مقدار از دقت نظر عموم دوره همین امشب. آیا حدیثی داریم؟ عبید بن کعب، ابن کثیر این روایت رو می‌آورد از پیغمبر نقل می‌کند که شب بیست و هفتم پیغمبر ما رو تجمع کرد در مسجد و، و فرمود شب قدر امشبه. این روایته ما از خودمان نمی‌گوییم که. عاشق عباس از خودش نمی‌گوید. باز مثلاً شب بیست و نهم رو هم داریم .

ثمره در عمل

شبه در حضرت علامه در هزار و یک نکته شب نوزده، شب نیمه ماه شعبان رو هم لیلة القدر با روایت و روایت داریم. از خودش نمی‌گوید. می‌گوید و آنجا رو لیلة القدر تفصیلی نام می‌گذارد. این لیلة القدر در حقیقت شب نیمه شعبان فرقانی‌ست. لیلة القدر اصلی قرآنی‌ست. آن فرقانی‌ست. فرقشون در چیست؟ فرقان تفصيله، جزء جُزعه. آیک به آیه، سوره به سوره، آیک به آیه، کلمه به کلمه، حرف از حرف، حرف در حرف حتی. این که حدیث داریم هر حرف از قرآن هفتاد هزار معنا دارد و این عدد کثرت است به دروغ نیست.

امیرالمؤمنین علیک الصلاة والسلام فرمود من اگر آن نقطه زیر باء بسم الله رو برای شما تشریح کنم ، یک روایت هشتاد، یک روایت هفتاد شتر فرمودندد به نحو وغر گوش سنگین می‌شود. به شتری که سنگین وزنه بار کتاب‌هایی می‌شود که ما بخوایم این را کلی شرح بدیم. یک نقطه قرآن رو. چه برسه هر حرف. و من خدمت شما دوستان که امشب خواصید و جمع شدید قطعاً که شما که خواصید ما صرفاً به قرائت قرآن برای طمع ثواب اکتفا نکنیم. ثواب می‌خواهی بالاتر از این که یک آیک بخوانی؟ یک آیک بخوانی در ماه ثواب چیست؟ بالاتر از این به شما بگویم؟

پیوند با معارف

فرمود تدبر در آیات. شما یک آیک رو بشوید تدبر کنی نه بخوانی. آیا این‌ تدبر نمی‌کننددددد در قرآن؟ من دلیلش رو به شما بگویم چرا تدبر نمی‌کننددددد؟ قرآن می‌فرماید چون که این‌ قفل خورده دل‌هاشون. در بحث قلب مقفول قفل شده آنجا ما بحث کردیم. خواص باید تأمل کنن نه اینکه فقط بخونن به طمع ثواب و با یک گناه ثوابه بپره. فرمود تأمل در یک آیک قرآن بر هر حرفش ثواب یک ختم قرآنه. نه یک آیه، هر حرفش. انسان زرنگ باید باشد آدم زرنگ شب بیست و هفتم حواسش جمعه. المؤمنون کیست؟ پس این‌ سلسله روایاتن ما از خودمان نمی‌گوییم.

شب نیمه شعبان می‌فرماید که ليلة القدر تفصیلیک بر امام عصر، تفصیلن. اما آن ليلة القدر اصلی که بیشتر تصریح شده رو شب بیست و سوم آن شبی‌ست که القرآن نازلنا أنزلناه في ليلة همه آن به صورت کلی نازل می‌شود. آن تفصيله این کلیه. این یک شبه بله. یک شب حضرت روح، روح اعظم به اتفاق همه‌ی ملائکه تشریف میارن چون القرآن نازل شده است نه فرقان. آن شب یک ظرفیت خاصی دارد. بله بیشتر تصریح شده شب بیست و سوم. پس بقیک چیست؟ ما سر کار بودیم؟

ادامهٔ برودان

آن‌ هم بر اساس همان رتبه بندی که مثال‌هایی براش قرار دادیم در ازمنه و امکنه، آن‌ هم هر کدوم یک کارایی‌ای دارندد. آن‌ هم اینطوری نیستش که بگوییم سر کاریما آقا الکی آمدیم شب نوزدهم تا صبح نخیر. مثلا اینجا دیگر این نامگذاری‌ رو هم بر اساس آن فهوای سخن اهل بیت گذاشتن بزرگان ما از خودشان حرف نزدن. توی جلسه‌ی ما بعضی از سنگین‌ترین کلمات پیرامون فلسفه و عرفان رو بنده‌ی حقیر بسیاریشون رو اقتباسش رو از قرآن و روایت درآوردم که مثلا اینجا چرا اهل عرفان و اهل حکمت و فلسفه اینجا مثلا گفتند فیض اقدس، فیض مقدس این از کجا آمده؟

با مرتبه‌ی احدیت، مرتبه‌ی واحدیت که احدیت کلیه، واحدیت کثرات، کثرته. این‌ از کجا آمده؟ یک یک این‌ رو گفتیم از این روایته، از این آیه‌ی قرآن. اصلا عرفای ما از خودشان حرفی ندارندد. هرچه گفتند با سند و مدرک. این هم این چنینه. بنگرید شب نیمه شعبان مثال که گفته شد به چه صورته. بعد شب نوزدهم می‌شود به او فرمودندد ليلة القدر تقدیر. امام عصر از سر القدر هر کسی آگاهه به قدر و اندازه ظرف وجودی هر کسی می‌ریزد تو ظرفش. تقدیر می‌کند، براش مشخص می‌کند. این رزق این آقاست از هر حیث.

شهادت حال اولیا

عمرش، مالش، جانش، ثمراتش، علمش، برکاتش، توفیقاتش؛ همه. این مشخص می‌شود. اما خدای منّان فرصت می‌ده. این‌ همش باز بر اساس پیاده شدن اسم الجابر حضرت حقه. خدا می‌خواهد جبران کنه. خدا دائما در صلح و آشتی با بندگانه حتی گناهکارش. لذا می‌گوید اکنون دو شب فرصت بدید این را محکمش نکنید. شب بیست و سومو می‌کند ليلة التحکیم. یعنی آنجا دیگر چارچوب محکم می‌شود. دو مرتبه بررسی می‌شود بنده. مثل اینکه تبصره بخوره. یک، یک امری، یک قانونی تصویب شد اکنون تبصره می‌خورد.

باز به جهت لطف، این‌ قاعده‌های لطفه و من فرصت ندارم این‌ رو بیشتر از این باز کنم و الا باز می‌کردیم بر اساس قاعده لطف خیلی شیرین‌تر می‌شد. ان‌شاءالله باشد طلبتون به وقتش. و شب باز خدا مهلت می‌ده دو شب تا شب بیست و سوم می‌گوید ليلة الامضاست. اکنون اگر کسی بگوید آقا اگر ليلة، ليلة القدر که شب بیست و سومه، ليلة الامضاست یعنی امام عصر امضا کرد تمام شد؟ هیچ جای تغییر و تبدل درش نیست؟ اگر نیست پس ما اینجا چ اره‌ایم الان؟ باز سر کاریم که امشب. تمام شده دیگر.

مسیر سلوک

من از شما سؤال می‌کنم آیا به نظر شما این که الزبیر منا اهل البيت یا پیغمبر شمشیر زبیرو گفت سيف الإسلام این امضای امامه یا نه؟ امضا کرده حضرت پیغمبر فرموده. ما ینطق عن الهوی از رو هوا حرف نمی‌زند. ما ول صاحبکم و ما غوی آیک دو سوره نجم. صاحب شما این که ما می‌گوییم صاحب الزمان از این آیک گرفته شده. پیغمبر صاحب شماست. ما ول گمراه نشده و ما غوی اغوا نمی‌شود هوای نفس ندارد اصلا. إن هو إلا وحی یوحى هرچی می‌گوید وحیه. پس پیغمبر امضا زده فرموده سيف الإسلام. امیرالمؤمنین امضا زده گفته زبیر از ماست.

چگونه‌ست که امضای امیرالمؤمنین یک چیز دیگر از آب در می‌آید؟ مقابل امام زمانش می‌ایستد. به نظر شما چیست؟ اگه امضا شد تموم شد دیگر. این رو می‌خواهم بگویم. بحث تبصره‌ همه جا هست. استثناء همه جا هست. ببین خاک خوردنش حرامه. خاک حرم پیغمبرو بخوری حرام مرتکب شدی. اما می‌گوید استثنائاً خداست به من و تو چه؟ اسم استثناء گذاشته. می‌گوید خاک تربت حسین رو بخور، شفاست. شب بیدار موندن کراهت شدید دارد. اما می‌گوید برای عبادت خیلی هم خوبه بیدار بمون. اصلا اکنون بخشی از شب رو بیدار بمون. اما آن ليلة القدر اصلا نخواب.

فقرهٔ پایانی جلسه

شب بیست و اصلا نخواب. حضرت زهرا آب می‌پاشد تو چشم بچه‌هاش نخوابن. این‌ استثناست. آنجا هم همین شکله. اکنون اینطور که هست باز خدا به قاعده لطفش امشب رو قرار داده. به یک معنا می‌تواند گفت برای جامونده‌های از لیالی قدر برای استفاده از تبصره‌ آن زیرشاخه‌ برای اینکه ان‌شاءالله اگر خطایی، خبط و ربطی چیزی یک وقت خدا نکرده زبانم از ما سر زده تو این شب، یک وقت دوباره امشب جبران بشود.

انگار که قافله رو نگه می‌دارندد می‌گویند فلانی بیا صبر کنید فلانی مونده، لنگر رو میندازن کشتی اباعبدالله منتظر می‌شود لنگرش رو بر فرز میندازه می‌گوید صبر کنید یک نفر جا مونده. این‌ همش حساب و کتاب دارد، قاعده دارد. اکنون باز سؤال، این سؤالات باید پاسخ داده باشد توسط شما هم. آقا اگه لیلة القدر تو دل ماه مبارک رمضانه نه شب فطر، نه شب عید فطر چرا حدیث داریم شب عید فطر خدا به اندازه‌ی اینکه در تمام این ماه از آتش آزاد کرده حتی شب قدر از آتش آزاد کرده، شب عید فطر از آتش آزاد می‌کند. این دیگر چیست؟ نکنه آن شبم شب قدره؟

اصلا نکنه آن شب، شب قدره؟ بنگرید این‌ حساب و کتاب دارد. یعنی حواست جمع باشد. خدا هر کجا یک ایستگاهی گذاشته، یک توقفگاهی، استراحتگاهی که بررسید کنین ببینین اینکه قیامت پنجاه موقف دارد این چنینه. اینجام دارد موقف به موقف. بله این همه بلا "ولنبلوننکم بشیء من الخوف والجوع ونقص من الأموال والأنفس والثمرات وبشر الصابرین" برای اینکه بشارت بگیری از خدا بلا می‌ریزد. "الذین اذا اصابتهم مصيبة" مصیبت که نازل شد "قالوا انا لله وانا الیک راجعون". بله اما یک بلای کلی برای هر مؤمن در طی سال داریم. یک بلای کلیه.

اِ آنجا هم کلی جزئی دارد، آنجا هم تفصیلی و کلی بله تو آن هم هست. "بشیء من الخوف والجوع ونقص من الأموال والأنفس والثمرات" این همه بلا مختلف هر روز. اما یک بلای کلی دارد، آن گردنه‌ست. تو کل سال، تو کل سال هر مؤمنی یک بلای عجیب، سنگین و کلی دارد که گردنه رو باید رد کنه. همه چی با هم مرتبطه. ما که بچه های دبستانی و پیش دبستانی نباید باشیم که. بعد چند سال آمدیم سر سفره اهل بیت نشستیم ریشامون دیگر دارد سفید می‌شود. دو مرتبه باز خدا اکنون من بحثو جمع کنم شیب بدم به بحث بریم ان‌شاءالله.

اگرچه قطعاً این بحث ناپخته می‌موند اما باشد ان‌شاءالله. که این شب‌ در بعد از ماه مبارک رمضان هم ادامه دارد. مرحوم علامه همدانی در کتاب الشموس الطالعه‌ش که در شرح زیارت جامعه کبیره است، خودم آنجا من کتابو خیلی سال پیش خواندم اصلا نمی‌دانید چه حالی به من دست داد این کتاب. توصیک می‌کنم بخونیدش خیلی البته عبارت‌های عربی سنگینی در آن دارد که ترجمه نکرده ایشون رد شده. اما خیـ خیلی شیرینه. آنجا می‌فرمود که شب‌های جمعه هم لیلة القدره. بعد می‌زنش به یک روایت از خودش نمی‌گوید.

می‌گوید شب‌های جمعه روایت داریم امام عصر تشریف می‌برند به معراج. در محضر اجدادشون پیغمبر و امیرالمؤمنین اخذ علم می‌کنندددد. بعد تشریف می‌برند کربلا زیارت حسین بن علی می‌کننددد. بعد آنجا دو مرتبه نگاه می‌کنندددد ظرف وجودی یاران و دوستانشونو نگاه می‌کنندددد افاضه فیض می‌کنندددد امام عصر شب‌های جمعه. پس شب‌های جمعه هم لیلة القدر هفته‌ست به یک معنا. یعنی آن شب هم دوباره به منزله‌ی یک ایستگاه و توقفگاهی نگهت می‌دارندد ببینن چگونه است وضعیتت. کم و کیف بررسید می‌کنندددد. اگه لاغر شدی دوباره چاق و چله‌ت کنن، کوکت کنن.

لذا بهترین هیئت‌ یعنی آن بهترین شب‌ برای هیئت‌ و آن هیئت‌هایی که زرنگن شب‌های جمعه‌اند و البته غروب جمعه هم همچنین. چون شب غروب جمعه البته غروب‌ کلاً ساعت ساعت امام عصره. ساعت رو در مفاتیح آورده شهخواند باز دیگر. ساعت بعضی از اهل بیت چهار پنج دقیقه است. امام حسین حدوداً سه ساعته. امام جواد دو ساعته. امیرالمؤمنین یک ساعت و یک ربع بیست دقیقه است. بین الطلوعین ساعت امیرالمؤمنینه. غروب حدود هجده تا بیست دقیقه ساعت امام عصر ماست. این‌ کینونه‌ست دارد در نفسشون، در آن مکمن غیبشون قدسیت دارد.

بعد دعا دارد تو آن ساعت آن‌قدر قداست دارد آن ساعت باید این دعا رو بخونی. یعنی این بنگرید باز ولمون نکرده بگوید اکنون شب قدر هفته تموم شد. نخیر تو روزش هم داریم. قدر لحظات، آن‌حات، ساعت، قدر دارد این‌ها. باز تو خود ساعت می‌بینی قدریک دارد ساعت قدریه. یکیش قدر و قیمت و اندازه‌ش از همه بالاتره. ساعت بین الطلوعین، غروب این دو تا. بین الطلوعین ساعت امیرالمؤمنینه. غروب ساعت امام عصر ماست. الله اکبر ب-بخونید مفاتیح هست. باز من به شما این رو هم در انتهای بحثم دیگر وقت نیست.

آن هم آیا این لیلة القدرهای عموم و عامه که تأمین دادید آیا لیلة القدر شخصی هم داریم؟ یعنی یک کسی یک دفعه براش آن لیلة القدر کلیک قرآن نازل می‌شود، حضرت روح به اتفاق همه‌ی ملائکه تشریف بیارن رو نمی‌گوییم‌ها. آن گفتیم اقدسه برای همه‌ی لیالی قدر. اما تأمین لیلة القدر تا جایی می‌رود که اگر کسی هیچکدوم از این شب‌ رو هم ظاهراً شب‌هایی که تسری شده شب قدره درک نکرده، یک دفعه منقلب بشود. "یا مقلب القلوب والابصار" باز اینجا می‌بینید خدا استثنا زده. به من و تو چه؟ خداست و خدایی می‌کند.

بین این اصلاً تو یک شبی که اصلاً هم لیلة القدر یک دفعه منقلب می‌شود. عبد فرار کی بود؟ که بار شنیدید عرض هم کردیم خدمتتون که ملا حسینقلی همدانی وقتی از حرم امیرالمؤمنین آمد بیرون برخورد به این لات به قول ما بی‌سر و پا. آن هم با نوچه هاش وایستاده بود پررو، پررو نگاه کرد گفت آشیخ چرا احترام به ما نمی‌ذاری؟ گفت تو کی هستی ملا حسینقلی همدانی که سیصد عارف تربیت کرده، گفت تو کی هستی که بهت احترام بذارم؟ گفت من عبد فرارم یا عبد فرار برخی گفتند. تو از خدا فرار کردی یا از پیغمبر خدا؟ ملا حسینقلی رفت، این هم رفت.

بعد صبح سر درس ملا حسینقلی گفت بیایید بریم یک کسی از دنیا رفته تجهیزش کنیم. دیدم دارد می‌رود سمت خونه این شریر، شریر بر وزن فعیل یعنی به شدت شرور. آقا نرو اینجا. گفت ساکت باشید. رفت و داخل منزل شد و گفت دیشب حال این آقا چگونه بود؟ همه زن اهل بیت گریک و گفتند اصلاً عجیب بود ایشون شب‌ یللی تللی دیر می‌آمد. دیشب یک ساعت بعد از عشا تشریف آورد. آمد خونه و حالش منقلب بود. هی گریک می‌کرد. تو اتاق شخصیش هی راه می‌رفت، قدم می‌زد، هی می‌نشست، زانو هم بغل می‌کرد.

هی زیر لب می‌شنیدیم می‌گفت:" تو از خدا فرار کردی یا از پیغمبر خدا؟" گریک می‌کرد و تا صبح از شدت گریک دق کرد. آن شب چی می‌شود به نظر شما؟ آن شب لیلة القدر این آقا نبود؟ لیلة القدر حر کی بود؟ لحظه‌ی قدرش کی بود؟ لحظه‌ای که حسین بن علی نگاش کرد. ظهر یتیم و هب یتیم. اکنون ما هم باید پیدا کنیم لیلة القدر. اینطوری فکر نکنیم. اکنون این بحثو اگر متوجه نشیم، متأسفانه غالباً متوجه نیستیم. می‌گوییم دیگر صبح لیلة القدر تا شب تا صبح ما صبح کردیم و رسای قرآن و اهل بیت دیگر تمام شد.

العیاذ بالله زبون املاک سر آقامون هم کلاه می‌ذاریم می‌گوییم دیگر آقا امضا کرد تموم شد بریم دنبال عشق حالمون. اینطوری کج و کوله بار میایم. در صورتی که نه، این حرفا نیست. این تأمین دارد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.