ددرس‌گفتارها

نصار حضرت باقر الأئمة صلواتی هدیه کنید.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجه.

هیئت، هیئت مادر سادات نصار حضرت صدیقه کبرى سلام الله علیها به شکرانه این که امشب هم سر سفره مادر امام عصرمون نشستیم صلوات دیگری هدیه بفرمایید.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجه.

حدیث داریم که صلوات بلند نفاق رو که از عمده‌ترین مشکلات امروزه جامعه ماست رو برطرف میکنه.

لذا همیشه یاد داشته باشیم که صلوات رو بلند ختم کنیم.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجه.

لطف کنین برای سلامتی و خسته نباشید به خادمین مجموعه و هیئت و اونایی که پشت پرده زحمت میکشن تا این جلسات به پا بشه نیت خوب اون‌ها، نیت پاکشون ان شا الله خدا نه فقط اجرشون رو بلکه خود اون‌ها رو هم وسیع کنه و برکت به وجودشون عطا کنه.

نصار خادمین همه مجموعه‌های مذهبی الاخص یا زهرا هم صلواتی ختم کنید.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجه.

يا رب أعوذ بك من همزات الشياطين و من شر نفسي و من شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحيم لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم.

اللهم إياك نعبد و إياك نستعين.

الحمد لله على كل نعمته و أسأل الله من فضله.

اللهم صل و سلم و زد و بارك على صاحب الدعوة النبوية و الثورة الحيدرية و العصمة الفاطمية و الحلم الحسنية و الشجاعة الحسينية و العبادة السجادية و المعاثر الباقرية و الآثار الجعفرية و العلوم الكاظمية و الحجج الربوية و الجود التقیة و النقاوة النقوية و الهيبة العسكرية و الغيبة الإلهية.

اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه و اجعلنا من خير أعوانه و أنصاره و شيعته و المستشهدين بین يديه.

السلام علیک يا داعي الله و رباني آياته.

سلام علیکم و رحمة الله.

نثار آقامون حجت بن الحسن ارواحنا فداه ان شاء الله که عزیز زهرا در این روز بسیار پر نور و سرور و مسرت بخش و میلاد امام باقر صلوات الله عليه حضرت هر کجا هستند ان شاء الله حالشون خوب باشه و از سائر جمع ما و متعلّقین ما و این مجموعه رو دعا کنن صلواتی ختم بفرمایید.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجه.

خدای ممنون رو شاکریم از اینکه سر سفره پربرکت امام پنجم هستیم که ایشون لقب گرفتن به باقر.

باقر العلوم شکافنده علم.

عزیزانی که اون صحبت کوتاه امروز ظهر ما رو که عزیزان خیلی سریع الحمد لله در کانال گذاشتن [سرفه] گوش دادن، متوجه شدند که [سرفه] از ترجمه‌هایی که ما بابت حکمت کردیم ارتباطش با امام باقر [سرفه] صلوات الله عليه بود که به یک معنا شکافنده علوم یعنی همون معنای حکمت.

گاهی اوقات ذهن ما پر می‌شود از مفروضاتی که نمی‌دونیم از کجا شروع کنیم به کجا ختم کنیم.

حکمت ما رو به ختم می‌کند و این آموزش رو به ما میده که محکم و مستحکم عمل کنیم از حیث عل-- اون علم و علومی که اخذ کردیم.

خب حالا این علوم کجا به درد می‌خوره؟

کجا ازش استفاده کنیم؟

اون دیگه بحث حکمت هست که باطن علم است.

کارکرد علم است.

مهندسی علوم است.

مثل این که ملات رو به من و شما بدهند اما ما وقتی بلد نباشیم از این ملات چگونه یک ساختمان رو پی‌ریزی کنیم و احداث کنیم، یه تپه‌ای از این ملات و این‌ها اس-- بر روی هم از ما محصل کار ما می‌شود که هیچ شباهتی به ریخت و قیافه یک ساختمان نداره.

چرا؟

چون مهندسی ساختمان، معماری ساختمان بلد نیستیم.

پس حکمت خیلی مهمه لذا در قر-- در خود قرآن آیه دو سوره جمعه از وظایف اهل ایمان رو که از فلسفه بعثت انبیاست.

[دیالوگ خارجی] معرفی میکنه.

خب به یک نگاه سطحی میگیم آقا کتاب کفایت میکنه دیگه.

به قول اونا که گفتن [دیالوگ خارجی].

اما نه حکمت اگر نیاد کتاب هم به درد من و شما نمیخوره.

به یک معنا حکمت میشود اون نحوه استفاده از کتاب که توسط معصوم تبیین میشود.

لذا از حضرت صادق صلوات الله علیه سؤال کردن آقا جان چرا ما آیات محکم و متشابه داریم؟

ناسخ و منسوخ داریم.

حضرت فرمودند که به جهت اینکه شما پشت سر معصوم که مفسر قرآن است، قرآن ناطقه است حرکت کنید.

یعنی اون است، او انسان کامل است که خطی-- خط مشی چگونگی بهره برداری از کتاب رو به من و شما آموزش میده.

به این میگن به یک معنا حکمت که انسان را به باطن علم میکشونه و در نهایت به باطن عالم سر در میاره که یکی از معانی حکمت عرض کردیم در دل موت [سلام علیکم] گنجانده شده که همون سفر از ظاهر به باطن است.

سفر از ملک به ملکوت است.

این خیلی جالب، خیلی شیرین، خیلی به صورت رمزی در لقب امام پنجم نهفته است.

که حالا ما در اون صحبت کوتاهی که امروز داشتیم عزیزانی که تشنه این معارف هستند سریع بعضیا پیام‌هایی که به دست ما از طریق مدیر کانال میرسه نصرتبخشه میگن ما اصلا لحظه شماری می‌کنیم تا مثلا یک س-- جلسه و صوت جدیدی بارگذاری بشه.

لحظه شماری می‌کنیم.

خب اینا خیلی شیرینه که در حقیقت انتظار یعنی اون عطش وجودی‌شون به اینش-- به حالت انتظار نشون میده.

اونایی که گوش دادن عرض کردیم که پشت سر امام باقر صلوات الله علیه باید حرکت کرد و البته کسی که بخواهد به حکمت برسد طبق حدیثی که یک شب اینجا ما بیان کردیم حکمت از سکوت می‌گذرد.

سکوت.

لذا یکی از راه‌های حالا [دیالوگ خارجی] اگر یادتون باشه یکی از راه‌ها یا بهتره بگیم اولین راه چون [دیالوگ خارجی] پس بهتره اینطوری بگیم که اولین قدم در مسیر رسیدن به حکمت سکوته.

یعنی انسان در ماه رجب که خیلی جالب باز رمزی اینا همه حساب کتاب داره ما متوجه نیستیم.

در اولین روز ماه رجب که عصب است، شدت ریزش رحمت حق است.

به گونه‌ای که امروز روایت داریم که خدا به بندگانش می‌گوید "دیگه هرچی بود من ندید گرفتم.

از نو شروع کن." مثل کسی که تازه متولد شده.

عجب!

یه همچین روزی‌ها.

انقدر امروز عجیبه.

اینا همش حساب کتاب داره که چرا میلاد امام باقر امروز.

توجه بفرمایید که آنچه ما در این ماه عمل می‌کنیم از حیث عملیات بندگی، اون از کار و اوراد و خطومات و عبادیات و این‌ها قیام و قعودمون همه و همه باید همراه، همراه با سکوت باشد.

این دو تا وجه داره.

یه وجهش اینه که ابتداش با سکوت باشه که قبلاً گفتیم.

یعنی اگر کسی می‌خواهد ماه رجب خوبی داشته باشد همراه با سکوت است.

ابتدا با سکوت و وجه دومش اینه که در حین اینکه مشغول ذکر و ورد و عملیات بندگی و این‌هاست قیام و قعوده، اون لحظه هم از اون همهمه‌های درونی، اون غلغله‌هایی که در وجود انسان هست، اون عرض شود ااا سخت-- متخیلات فاسده که بیچاره کرده ما رو این‌ها چکار کنه؟

به وسیله سکوت باطنی‌ش بیرون بیاد و الا رجب خوبی ندارد.

و چون ماه مو-- ماه حرام‌ها، ماه حرام رجب رو که حرمتش خیلی ویژه‌ست، حرام حرمت دارد، بزرگان اهل معرفت تعبیر کردن به عنوان اون دالون ورودی به شهرالله یا مثلاً حرم را اگر شما شهرالله بگیری حرم اینطوری بگیم که همه متوجه بشن، اون درب ورودی ورود، وارد شدن به حرم که [دیالوگ خارجی] می‌خونن این‌ها، اون رو ماه رجب فرض کنید.

اینطوری، این چنین بزرگان گفتن حرم ماه رجب و یه همچین روزی بالاخص این شب می‌شود بابش، باب حرم الهی خب بعد که وارد شدی میشه ماه رجب که وارد شدی اون در حقیقت صحن‌ها که منتهی می‌شود صحن‌های حرم که منتهی می‌شود به روضه مقدس اون می‌شود ماه شعبان.

اون صحنی که ما رو منتهی می‌کنه به روضه و در روضه خود روضه دیگه مزرعه شریف میشه که محل حضور تام و اتم اون ولی الهی‌ست اونجا می‌شود ماه مبارک رمضان و خود قبر و تربت خود قبر و تربت می‌شود شب قدر، لیلة القدر.

این یک خلاصه‌ای از یه کتاب که من الان عرض کردم شاید تو چند جمله خلاصه یه کتاب عرفان به الله هست که این مسیر و این باب رو دق الباب رو باید با همراه ابتدا با سکوت و به همراه سکوت داشت که دو تا ترجمه الان از سکوت کردیم.

این سبب می‌شود که ماه رجب خوبی داشته باشیم.

انشاالله آمادگی برای درک فضیلت ماه بعدی.

حالا شما اگر نوع ادعیه و از کار و اراد و عملیاتی که در این ماه توصیه شده توسط معصومین علیهم الصلاة والسلام یا شاگردان اون‌ها که بزرگان اهل معرفت هستن دقت کنید می‌بینید کاملاً با این رمزی که ما عرض کردیم همخوانی دارن.

چرا تحلیل در این ماه دقت بفرمایید این نکات رو که واقعاً همین تو راه داشتم می‌اومدم فکر می‌کردم به اونچه که خدا به این ظرف وجودی من می‌ریزه تا بشینم اینجا برای شما بریزمش بیرون.

فکر می‌کردم می‌گفتم واقعاً تو چه جوری با چه دل و جرأت می‌خوای این همه مطالب رو بشینی بگی در حالی که هر کدومش ده ها منبر می‌خواد.

واقعاً ها اغراق نمی‌کنیم.

واقعاً اینطوریه.

یه درون مایه عجیبی دارن این حرفا.

همون ذکر تحلیل که از بهترین از کار این ماهه لا اله الا الله تحلیل.

این لا اله الا الله تنها ذکری‌ست که لب نمی‌جنبه.

یعنی سکوت در ظاهر هم خودش رو نشون میده.

استغفار [مکث] از اعمال این ماهه.

مثلا ماه بعد اگر صلواته این ماه استغفاره.

استغفار خب کسی که ابتدای راهه تازه دق الباب کرده می‌خواد وارد شه می‌شود استغفار که آقا من از گناهم اومدم توبه کنم.

اما کسی که راه افتاده از ماه از شب قدر ماه سال قبلش یعنی از ماه مبارک رمضان سال قبلش برنامه‌شو شروع کرده راه رو طی کرده الان رسیده به بهار بندگی‌ش که مجدداً می‌خواد سه تا سی شب یا سه تا ماه رو شروع کنه بهار بندگی‌ش که ورود اذن ورود پیدا کنه بره زیارت اون آل الله.

خب اینجا نه این دیگه استغفارش از چیه؟

از عباداتشه.

از فهم علمی و معرفتی‌شه.

از این چیزا استغفار.

حالا همه اینایی که من دارم میگم تو همین نامه دومه حضرت استاد اومده.

همه اینایی که من دارم میگم به یک به همین مضمون اما به لفظ‌های دیگری اومده که حالا رفتیم تو نامه.

نمی‌دونم امشب فرصت کنیم بریم یا نه.

متوجه می‌شید کجاهاش هست این رموز و کنوز.

خب حالا اگر شما بگید آقا شهر الله یا ماه رجب دق الباب درب حرم الله هست.

القلب حرم الله ولا تسکن فی حرم الله غیر الله.

خب این حرم الهیه میگه حرم چیه؟

قلبه.

یعنی اگر کسی اون خطورات قلبی‌ش نباشه تعطیل باشه قلب، قلبش قلب محل حضوره دیگه.

سان دیدن از حقایقه.

یعنی بالا دست قلب مقام روحه که یک کلیه، یک حقیقت کلیه.

پایین دستش مادون قلب قوه حالا به یک معنا عقله.

به یک معنا اگر اون قلب رو چون حکما میگن عقل، عرفا میگن قلب.

حالا اگر بگیریم ذیل قلب یا همون عقل ذیلش میشه چی؟

قوه خیال [مکث].

خب اون وسط قلب حضرت قلب، حضرت قلب می‌خواد سان ببینه حقایق رو.

یعنی اونچه که استیاد کرده از عالم بالا و اونچه که از مادون وارد شده در وجودش به صورت صور و اشکال در قوه خیالش.

اینا رو می‌خواد ببینه، بچشه، برسه، حاضر کنه اون مقام قلبه.

باز می‌بینید بحث چیه اونجا؟

حضوره.

بحث، بحث حرم بحث قلبه.

قلب بحث حضوره، حضور [مکث].

باز حضور همراه با چیه؟

سکوته.

یعنی شما وقتی محضر بزرگی می‌رسی به نسبت بزرگی او لال میشی.

چرا امام مجتبی علیهم الصلاة والسلام این داستان‌ها داستانه، یه روایت تاریخیه.

اما درش چقدر رمز و رموزه چقدر الان، الان میشه خوب این رو یه ذره متوجه شد.

همین طوری که بگی بری به عنوان یک حکایت تاریخی خیلی متوجه نمی‌شی.

اما الان می‌بینی عجب.

چرا امام مجتبی صلوات الله عليه وقتی هر روز می‌آمد منزل برای حضرت زهرا صلوات الله عليها آنچه که پیغمبر در مس-مسجد رو منبر می‌گفت رو به حضرت صدیقه کبرا سلام الله علیها می‌گفت امام حسن.

شیرین زبانی می‌کرد، می‌گفت.

بعد امیرالمؤمنین که از مسجد می‌اومد، می‌دید حضرت زهرا همه چی رو می‌دونه که باباش تو مسجد چی فرموده.

گفت از کجا می‌دونی فاطمه جان؟

خب قراره اینا به صورت طبیعی زندگی کنن و الا از کجا می‌دانی ندارد برای اون‌ها.

حضرت، حضرت زهرا با خوشحالی می‌فرمودند که قبل از تشرفمایی شما حسن جان هم میاد زودتر از شما.

دیگه می‌شینه رو منبر و هرچی که جدش گفته.

بعد امیرالمؤمنین برای اینکه این شیرین زبانی رو ببینه، دیگه شنیدید میره پشت پرده پنهان می‌شه.

امام حسن سریع تشریف میاره از مسجد و حالا طبق روال می‌شینن و روی ص-- حالا کرسی، صندلی چیزی می‌خوان برای مادر خطابه بخونن که جدشون چی فرموده.

هر-- دیگه اون شیرین زبونی رو نداره.

هرچی می‌خواد بگه یه سنگینی، کل میشه این.

کلة الألسن.

این زبان سنگین می‌شه.

نمی‌تونه.

دیدید گاهی آقا اینایی که سخنرانن مداحن اینا اینو زیاد درک کردن.

بعضی جلسات لال می‌شه آدم.

چه در بحث صحبت و معارف و علم و چه و اینا، چه در مناجات و روضه و.

اصلا می‌گیرن لال می‌کنند.

اینا سر و رموزی دارد.

حالا حضرت نتونست.

بعد مادرش گفت حسن جان چرا امروز شیرین زبونی نمی‌کنی؟

اینو خیلی فرمود.

عرض کرد مادر یک روح بزرگی پیداست که یک وجود روح، وجود یک روح بزرگی زبان من رو سنگین کرده.

یعنی در-- چرا؟

در محضر باباشه.

امیرالمؤمنینه.

اینو ببینید.

بعد امیرالمؤمنین از پشت پرده میاد امام حسن رو بغل می‌کنه، می‌بوسش، قربون صدقه‌ش میره.

ببین اینا.

زبان لال می‌شه.

یعنی چی؟

معنای چیه؟

بفرمایید.

سکوت.

در محضر آدم لال می‌شه.

حالا ما متاسفانه فقط می‌خوایم با [صدای هوا] همین طوریه تصمیه دستمون تند و تند به محضر برسیم.

این‌ها اگر همراه با اون سکوتی که من تعریف کردم نباشه، عزیزان دلم سنگینی بار میاره و بالاخره این توب‌ره چککج می‌شه و می‌ریزه.

خیلی اینجا حرف ما داریم اینجا تو این بحث که الان وارد شدیم.

منتها چون تنش می‌خوره به بحث‌های اخلاقی، آقا می‌دونید منم چون خودم خیلی با اخلاق نیستم، ورود به این مسائل معمولا خیلی نمی‌کنم.

[مکث] اون نکات کلی رو و عقلی رو، براهین عقلی و فکری رو معمولا می‌گیم و حالا ذیلش در بحث عرفان عملی که این نامه، نامه‌ها، برنامه‌های حضرت استاد عرفان عملیه دیگه.

ما اجازه پیدا می‌کنیم یه چیزهایی بگیم و الا ما در اون حد نیستیم.

[سرفه] ببینید این بحث رو حالا ما تو جلسه ظهر در جمع اصحاب رسانه ملی خیلی مختصر و اجمالا گفتیم و الان هی و چون وقت داریم داریم پرورش‌ش می‌کنیم، بازش می‌کنیم.

چه درون مایه ای داره همین.

حالا شما برید اون صحبت ظهر رو ده پونزده دقیقه‌ رو گوش بدید با اینکه الان داریم بازش می‌کنیم گوش بدید.

ببینید این کجا، اون کجا.

تازه اینم ما بازش نمی‌کنیم.

الان سریع داریم ازش رد می‌شیم چون وقت نداریم.

[سرفه] که چقدر مهمه.

حالا مثلا استغفار خودش همراه با سکوته.

یا زیارت.

جالبه.

ماه ذی القعده، ذی الحجه و محرم.

اینا حرامن.

سه تا پشت سر همن.

چرا حرامن؟

حرمت ویژه و خاص دارن؟

چین؟

اینا ماهی‌ان که ذی القعده، ذی الحجه اسمش رو خودشه.

ذی الحجه.

همراه حجه.

اون ماه قبلی ذی القعده برای آمادگی برای رسیدن به حجه.

ماه بعد برا وداع با حج و خروج از حجه.

حج تمتع.

این ماه تک افتاده رجب.

برای اینکه عمره مفرده درش مندوبه است، مستحبه.

باز بحث چیه؟

زیارت خانه خداست و حتی زیارت اون ا-ایام خاص زیارتی علی ابن موسی الرضا هم تو ماه رجب بیست و هفتمه.

درسته؟

اشتباه نمی‌کنم که.

بیست و هفتم ماه رجب مبعثه.

باز اینا رو من از قبل آماده نکردم.

الان تو منبر داره می‌جوشه.

هی دانسته های ما به، میاد به کمک فهم همین نکته که باز زیارت، زیارت چی بود؟

حضور.

ببینید اینو قبلاً گفتیم‌ها.

حضور ظاهر عند المظهور مقام اندیته.

حضور.

کسی که محضر حضور انسان کامل رو درک کرد لال می‌شه.

چه خبره ما وقتی می‌رسیم به اهل بیت تو حرمشون شروع می‌کنیم تومار حاجات رو چی و انگار استغفرالله اونا برعکس شده.

اونا مثلا نشستن ما بگیم شما چیکار کن.

برعکسه ما و المحامین عن و اللابین عن، عنه و، و الثابتین علی ارادته و یعنی تا جایی بری که برای مستشهدین بین عده ما خادم باشیم، ما ذوب اونا باشیم، ما حامی اونا باشیم، ما ناصر دین و اهل بیت.

برعکس شده تو ما رو باز می‌کنیم یا امام رضا اینو می‌خوام، اونو می‌خوام، اینو ندادی هم خداحافظ شما دیگه نمیایم حرم.

این چه بندگیه؟

این چه، این چه، چه طرز نوکری کردنه.

[نفس عمیق] ببینید وقتی همون که عرض کردم شما علمش رو داری که زیارت چیز خوبیه و در محضر امام حاجت رواست و مثلا زیر بقعه سید الشهدا استجابت قطعیه.

خب این علم رو داریم ما.

اما چرا بی‌ادبی می‌کنیم میریم اونجا تا دلت بخواد زیر بقعه وایمیسیم نخود کیش میشیم از خدا می‌خوایم.

چرا؟

چون حکمت نیست.

اون مهندسی علم نیست.

[نفس عمیق] وقتی شما در محضر امام قرار گرفتی چی دیگه می‌خوای؟

رسیدی به اصل دیگه.

چون که صد آیه نود هم پیش ماست.

وصل مثل قصره که وصل به دریا شد.

تموم شد دیگه.

دریا شد دیگه.

بارها گفتیم این حاجت‌های معمولا ما حاجت‌هامون دم دستیه.

همین پیش پا افتاده و دنیایی اکثراً حتی اگر اخروی هم باشه خیلی سطح پایینه.

اینا رو از همین حضرت عبدالعظیم و همین شهدا و همین شهدامون و اینا می‌تونیم بگیریم.

اونا واسطه خیر کنیم، واسطه فیض کنیم.

امام رو بگذاریم برای حس حضورمون.

اینکه آقا من در محضر شما می‌خوام باشم.

[نفس عمیق] اینا همش همراه چیه؟

سکوته.

امرو-- این ماه باز یکی از اعمال بسیار تأکید شده‌ش زیارته.

باز می‌بینی زیارت حضوره.

حضور لال شدنه.

حضور همراه با سکوته.

عجب!

هر طرف میریم می‌بینی تنهای، تنای بحث ماه رجب می‌خوره به بحث سکوت و اصمت و اول العباده و اول این سه ماه هم هست.

رجب، شعبان، رمضان.

[نفس عمیق] یا مثلا ادعیه، ادعیه، دعاها هم خیلی سفارش شده.

مثلا اون دعا‌هایی که شیخ عباس به زیرکی تموم جمع کرده تو مفاتیح.

دعاهای ما بعضیش مال امیرالمؤمنینه.

یکی دو تاش مال خود امام عصره.

خیلی دعاهای عجیبی داره.

واقعا آدم کو-- چی بگم؟

واقعا پراش می‌ریزه.

جایی که عقاب پر بریزد، از پشه لااقل بال و پرش می‌ریزه.

نگاه می‌کنه عبارات این دعاها رو.

چی بگم دیگه من؟

بگیم مثلا به رعدشه میفته به فلان زلزله وجودی میفته.

اینجا نظام آبادو باید بگیم بال و پرمون می‌ریزه [خنده].

واقعا عبارات...

حالا دعا چی بوده؟

همین که خواندن این لفظه، این لفظ رو خواندن میشه دعا؟

نه.

بارها گفتیم ادعونی مرا بخوانید یعنی بخواهید یعنی طلب وجودی‌تون من باشم.

وجودتون نه زبان‌تون.

قوای وجودی‌تون طالب من باشه.

مرا بخواند، مرا بخواهد، مرا طلب کند.

این یعنی دعا.

اینم باز ببینید همراه چیه.

اون تمرکز و تأمل و اون توجه و توسل ما همراه با توجه اگه باشه سکوت توشه.

اون باز سکوته.

حتی دعاهای ما.

[نفس عمیق] حالا ما بحث سکوت رو یه شب اینجا داشتیم.

این رو چون خوردیم به بحث ماه رجب من دارم اهمیتش رو میگم و اینکه عرض شود دستورالعمل‌هایی که توی این ماه اومده برای کارها و اینها بالاخره ارتباطش با میلاد امام واقع در روز اول ماه رجب.

این ارتباطات و مهندسی ارتباطات داریم می‌کنیم در، در حقیقت به یک معنا.

مهندسی ارتباطات فقط تو بحث این وسائل ارتباط جمعی اون چنینی نیست.

اینم، این، این خودش از اصل ارتباطات همینه.

ارتباط ملک با ملکوت چگونه باشد؟

این میشه مهندسی ارتباطات.

الان ما داریم درس مهندسی ارتباطات میدیم تو این جلسه درسی‌مون.

توجه کردید؟

[سرفه] حالا نمی‌دونم اصلاً برم توی متن یا نه.

واقعاً ببینید اصلاً بریم تو متن.

ببینید همین الان یه دفعه چشمم افتاد.

ما وقتی که اون بحث طلب کردن الله رو، ارتباط عبد با الله رو پنج شب فاطمیه بحث کردیم، بلافاصله بعدش ببینید متن نامه دوم حضرت استاد در عرفان عملی که میگه سر و رمز راز رسیدن شما به عرفان عملی چیه؟

داره تو این نامه میگه به رفیقش.

حالا الحمد لله ما سر سفره ایشون نشستیم.

می‌فرماید هر که به به به، "هر که خاموش شد گویا شد." عجب!

"هر که خاموش شد گویا شد." آیا همونه‌ای نیست که من الان گفتم؟

این همه.

اصلا اون گویا شدن همراه با خاموشیه.

ابتداش با خاموشیه و همراه با خاموشیه.

این همه ادعاها، این همه عرض شود غلغله‌ها، همهمه ها، داد و فریادها، این همه [نفس عمیق] خطراتی که بندگان خدا از رو غفلتشون و ماها داریم در همین عمر کوتاه خیلی دست بالا بگیریم شصت هفتاد ساله‌مون خیلی دست بالا بگیریم.

داریم ریسک می‌کنیم و عمل می‌کنیم و میریم به سمتشون اصلا آرامش وجودی نداریم.

همه یه نفس مضطربه ای پیدا کردیم از نفس مطمئنه فاصله، فاصله پیدا کردیم.

حتی وقتی که تو متن عبادت قرار داریم اون آرامش لازم رو نداریم، همش هی ورق می‌زنیم کی کمیل تموم میشه.

هی ساعت نگاه می‌کنیم کی منبر تموم میشه، کی روضه تموم میشه، کی زیارت ما تموم میشه بر می‌گردیم شهرمون.

اصلا هر نگا-نگاه می‌کنی یه نفس مضطربه ای انگار همیشه همراه مائه تو عبادات ما.

چرا؟

چون همین، همین یه دونه سر رو ما نداریم.

چقدر ما حالا الان متوجه می‌شیم الان قبول می‌کنید از من که میگم آقا هر یه دونه از این‌ها ده‌ها جلسه می‌طلبه که باز بشه، به یک معنا مهندسی بشه و الان اهمیت این جلسات رو باید متوجه شد یا نه؟

و چقدر خوب شد که حداقل نام امام باقر تو این هیئت زمین نموند امشب.

چون بچه‌ها بحث داشتن چه کنیم؟

فرداش بچه‌ها مدرسه دارن، یه سری گرفتاری‌های کاری دارن اینا بگیریم وسط هفته نگیریم.

چقدر بیچاره شدیم ماها هممون.

نتونستیم درست مهندسی کنیم که اصلا جزو وظایف برنامه‌های اساسی ما باشه.

به نام امام باقر بنشینیم یه امشب شبی سر این سفره پربرکت و باعظمت.

احیا می‌کنه نفوس رو.

استجيبوا يا ايها الذين آمنوا استجيبوا الله.

استجابت کنید الله رو، خدا رو و رسولش رو.

چرا؟

چرا ما باید استجابت کنیم دعوت خدا و رسولش رو؟

چرا؟

شما بری زیر لب میگی بلند بگو همه بشنوند.

آفرین.

لما يحييكم چون شما رو احیا می‌کنه.

ببین جلسات تو نفس این جلسات دقت بفرمایید در نفس کینونه این جلسات که بحث کینونت رو گفتیم که الان داریم راحت میگیم.

کینونت در اون کمون ذات زمان و مکان، در اون تکوینش خدا در اون نفس تکوینش، آفرینشش بعضی از اَزمنه و اَکمنه یک قداست خاصی، ذلالت خاصی دارن.

یکیش همین ماه رجب.

یکیش این جلساته.

در نفس کینونه این جلسات احیا خوابیده.

حالا اگر آیه رو من غلط خوندم بگید.

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ.

ها؟

درسته؟

ول الرسول.

چرا؟

لما يحييكم اینکه شما رو احیا می‌کنه.

خب پس ببینید اینجا حضرت استاد می فرمایند هر که خاموش شد وقت ما هم تموم شد [خنده].

یعنی خاموش شد، خاموش شد.

تمومه بسه.

هر که خاموش شد گویا شد.

خیلی حرف توشه.

هر که خاموش شد آقا من خاموشم گویا شد چیه دیگه؟

عجب.

هر که بذارین دو سه خط چهار پنج خط رو بش-بخونم از رو خیلی شیرینه، خیلی توش نکته‌ست.

غوغا کرده حضرت استاد اینجا.

هر که خاموش شد گویا شد.

هر که چشم سر بست بینا شد.

آقا چشمتو بستی بیناییه اینجا چه معنایی میده؟

عجب.

دیگه شما اهلشید متوجه میشید الحمدالله.

من دارم بازی با کلمات می‌کنم.

شما می‌فهمید.

هر که گوش دل گشود، اونجا میگه چشمو بست، اینجا میگه گوش دل گشود، دانا شد.

عجب.

گوش دل چه ربطی به دانایی دارد؟

میگه دهان، دهان روح.

دهان روح چی بود؟

گوش بود دیگه.

یه کتابم بود سفارش کردین بخونید.

من چند وقت پیش تهیه‌کننده‌ش و حالا اینا رو اونا که جماعتی بودند دیدم زیارت کردم و ازشون تشکر کردم.

گفتم خیلی کتاب عالی بود.

دهان روح.

من این کتابو خوندم به نظرم خلاصه و چکیده و زبده و مخلص صد تا کتاب فلسفیه.

شما هم می‌فهمیدش.

دهان روح.

ولی اینجا می‌فرماید چون چرا دهان روح گوشه دیگه.

می‌فرماید هر که گوش دل گشود دانا شد.

هر-- میگه گوش دل.

یعنی گوش ظاهری رو که دارید الان می‌شنوید همتون.

اما معلوم نیست قوه خیالتون کجا داره سیر می‌کنه.

گوش ظاهریتون با منه.

اما قوه خیال کجا داره می‌برتون سیر می‌کنه اینا.

اگه کسی ببینه الان اون سوبر و اشکالی که بالا سر شماهاست هر کدوم خرچنگ واقعیه، هر کدوم یه طرفه.

ولی این گوش دل اگه باز شد نه اینجاست حضوره.

اون احیا داره.

اون آقایی هم که آخر مجلسمون است که چشم دلشون بازه دارن می‌بینن می‌خندن به ما، به ریش ما.

میگن آقا خودش بالا میوه نشسته بالا سرش چه سوبر و اشکالیه خودش، خودشه [خنده].

خب به به، به به.

در همه حرفایی که ما الان تایید می‌کنید، همه حرفایی که ما گفتیم اینجا علامه رمزی گفته رد شده.

هر که را حضور است نور است.

هر که را حضور است نور است.

ضیاه نگفته ها.

نور.

فرق نور با زو-- ضیاه چیه؟

خیلی جالبه که قرآن هم می‌فرماید هو الذي جعل الشمس ضياء.

احسن.

بعد نور رو کجا میزنه؟

وجعل القمر نورا نور تو قمره.

یعنی شما اون شمس اویاعه، اون شدت نوریه است به یک معنا اون تجلی اعظمه.

چشم نمی‌تونه خورشید ببینه، کور می‌شه.

برای اینکه در حد صعه وجودی خودت بتوانی خورشید را درک کنی، یک ماهی نیازه.

حالا بجعل القمر نورا نور رو به قمر زد که حالا، حالا نور رو قمر که از خودش نور نداره که نورش از کجاست؟

از اویاع شمسه، طور از اون تجلی شمسه.

بله.

می‌تونیم بگیم که قمر اصلاً ساکته در مقابل خورشید.

آفرین.

بله.

سکوت بله.

نورشو می‌گیره و- بله.

قمر صدایی نداره از خورشید می‌گیره.

صدایی هم هیچ ادعایی هم، ولی داره می‌گیره.

نورش از خورشیده.

ادعایی هم نداره از خورشیده.

اما برای اینکه بتوانی ببینی نیاز هست به نور قمر.

لذا به ماه که می‌رسه میگه جعل القمر نورا.

حالا اون آیه‌ای که بارها درباره‌ش حرف زدیم چقدرم شیرینه این آیه هر وقت میگیم مزه عسل میاد تو وجودمون.

بلکه احلی من العسل چی بود؟

الله نور السماوات والارض.

چرا نور السماوات والارض؟

چرا؟

برای اینکه این اون تجلی شمس گونه ذات غیبی حضرت حق زده به آسمان‌ها و زمین.

یعنی این آسمان و زمین که دارن دیده می‌شن نورشونو از ذات غیبی گرفتن.

تو بحث لقاء الله ارتباط وحدت با کثرت.

الان اونجا تنش داره می‌خوره به اونجا سنجاق می‌شه با بحثای شبای جمعه.

که اگر شب آسمان و زمین این از اون تجلی شمس نور رو نمی‌گرفت، دیده نمی‌شد.

چرا منو شما می‌بینین؟

یک، چون نور گرفته نور مال اون شمسه است.

ولی این گرفته که ما بتونیم ببینیم.

دو، نسبت به صعه وجودیمون می‌بینیم.

اصلا اینجای بحث جدیدی پیش میاد که الانم فعلا ورود نمی‌کنیم.

چند بار تشنه‌تون فقط کردیم که این چیزی که من می‌بینم آیا همونی است که تو می‌بینی؟

اصلا این چیزی که من دارم می‌بینم همونی است که واقعه در بیرون از متن وجود من؟

[صدای بچه] شما تو آینه خودت رو نگاه می‌کنی.

آیا این نقشی که تو دیدی تو آینه‌ست؟

تو آینه نیست که آینه رو بزن خردش کن.

همچین چیزی توش نبود.

خب تو منه؟

یا بین من و آینه‌ست؟

تو فضاست؟

این کجاست؟

این چیه؟

[صدای بچه] حالا فقط تشنه‌تون دارم می‌کنم.

بعد مسئله دیگه اینکه چی؟

آیا اونچه که من می‌بینم یا می‌چشم یا استیاد می‌کنم یا می‌رسم، اون رو تو هم همون رو می‌رسی؟

الان این اثبات شده.

همین حرفایی که من دارم الان اینجا می‌زنم بارها هم از حضرت علامه اینو ما شنیدیم.

ما اینجا داریم یه حرفی می‌زنیم همه شما به نسبت صعه و ضیغ وجودیتون اون حرف رو برداشت می‌کنین.

همه مساوی برداشت نمی‌کنن.

تماماً متفاوته از هم.

هرکی یه طور برداشت می‌کنه.

اون برداشت که داری می‌کنی نسبت به صعه و ضیغ وجودی خودت داری نور می‌گیری.

العلم نور یقذفه الله فی، یقذفه الله فی قلب من یشاء.

اون نور، نور رو داری می‌گیری تا بتونی اصلا ببینی، راه رو ببینی.

حالا بحث اینجا ببینید من اصلا این بحث‌ها رو نه آماد-- نه روش فکر کرده بودم به این چنین من صحبت کنم، نه بالاخره آمادگیشو داشتم ولی داره تو جلسه میجوسه، میجوشه متاسفانه حالا دیگه فرصتم گذشته و همین از رو "هر که را حضور است، نور است.

هر که را مراقبت است، سرور است." عجب!

"چه اینکه کلید نیکبختی در مشت اوست." کی؟

کسی که مراقبت داره.

"و نگین پیروزی در انگشت او." کلید، نگین.

از ادبش عجب است که نوشته است نور دیگه حالا بقیه نامه که بماند.

[صدای نفس عمیق] ببین چه غوغاییه تو همین چند جمله‌ای که حضرت استاد گفتن.

چقدر نیازه که ما بشینیم اینا رو با همدیگه تجزیه تحلیلش کنیم، بازش کنیم، مهندسیش کنیم، بفهمیم، بچشیم، برسیم.

حالا شما اگر بگی حرم، می‌خوام برم حرم، امشبم باب الله، دیشبم شروع دق الباب حرم بوده که برم وارد شم به صحن.

این درب حرم ماه رجب بحثشو کردیم دیگه.

خب اگر اونم شما همینطوری شروع کنی واسه خودت سوت بزنی، به خونی داد و فریاد و با رفیقات دیدی بعضیا دارن میرن حرم می‌زنن سر و کول هم.

"اِ این بازاره، اینو این چفیه چنده، این شلوار" اصلا حالیش نیست کجا داره میره.

همینطوری با یه چه، با یه نفس مشوشي، خاطر مشوشي داره میره محل حضور رو درک کنه.

اصلا هیچی نمی‌فهمی.

هیچی نمی‌فهمی.

چرا بزرگان میگن قدم آهسته، ذکر گویان، با تأمل برو به سمت حرم.

باز همراه چی باید باشه؟

سکوت.

اصلا راه رو پیدا نمی‌کنه.

اگه کسی همش همهمه همینطوری بره به سمت حرم گم می‌شه.

اینا همه این چیزایی که ما داریم میگیم با هم مرتبط‌اند.

حالا می‌خواستیم اون دستور العمل بسیار سنگین ارشی و به دردبخور حضرت علامه رو روش کار کنیم که خدا رو شاهد می‌گیرم من اون رو می‌خواستم کار کنیم امشب روش.

ولی اصلا بحث که رفت تو سکوت یه چیز دیگه‌ای شد.

اصلا چیز دیگه‌ای که من اصلا آمادگی، برای اون آماده نشده بودم شد و خب تا یار کراهت و میلش به که باشد.

اونچه که ما می‌خواستیم شب بازش کنیم دستور العمل حضرت علامه حسن زاده، اون با اون مقدمه چینی و خواندن بخشی از متن دستور العمل حضرت علامه حسن زاده از مرحوم شیخ مرتضی انصاری در خصوص کل عمر خاص ماه رجب بود و از آقای قاضی که حالا این‌ها معاصر هم نبودن.

علامه حسن زاده که شیخ مرتضی انصاری درک نکرده، آقای قاضی درک نکرده، شاگرد آقای قاضی که علامه طباطبایی بود رو درک کرده علامه حسن زاده.

خب حالا خودش میگه این رو من از شیخ مرتضی انصاری در شب اول ماه رجب گرفتم.

اینم از آقای قاضی گرفتم این دستور العمل رو.

این یعنی چی؟

یعنی مثل همون مکاشفه ای ارتباطی که با شیخ اکبر محی الدین داشت و این‌ها و گفت و گوها و این‌ها.

داره باز برای اهلش داره بیان می‌کنه.

کسی که اهلش نیست البته رد می‌شه میره.

چه غوغایی تو اون.

که حالا شاید بعضیا دسترسی به کانال نداشته باشن ما ظهر عرض کردیم.

اینو بگیم بریم دیگه حالا باز کردنش دیگه مهندسیش باشه برای یه وقت دیگه.

مهندسی ارتباطات ما با اون که فرمود من از شیخ مرتضی انصاری دستور العمل خواستم شب اول ماه رجب و ایشون فرمودن به عدد نام مقدس علی علیه الصلاة والسلام صد و ده بار این دعای سه جمله‌ای معروفه به دعای سه جمله‌ای مولا علی رو بخون و حضرت علامه می‌فرمود من کل عمرم استفاده‌ها کردم از ختم این صد و ده بار دعای سه جمله‌ای مولا و ارتباط گرفتم در خواب و بیداری با ائمه معصومین با این ختم.

مخصوصا در این ماه.

الهی کفا بی عزا ان اکون لک عبدا.

عزت من همین بس کفایت می‌کنه که عبد تو باشم.

و چه درون مایه ای داره این جمله اول.

جمله دوم و کفا بی فخرا ان تکون لی ربا.

همین مقدار فخر برای من بسه کفایت می‌کنه که تو رب من باشی.

الله اکبر.

جمله سوم انت كما اوحب اوج عشق بازی مولا با خداست.

تو اون طوری هستی که من دوست دارم.

انت كما اوحب.

چجوری بگم دیگه؟

جیگر.

به خدا داری با یه به زبون نظامادیه دیگه به خدا میگی جیگر.

چی بگیم دیگه؟

یعنی این، این، این معنا از توش در میاد خودمونی‌ش.

جیگر منی.

میگن اولادنا اکبادنا حدیثه.

فرزندان ما جیگر، جیگر گوشه یا جیگر ما یعنی ما همه چی مان همه، همه چی من‌ان.

میگی انت كما اوحب یعنی تو همه چی منی.

اصلا اون چیزی هستی که من دوست دارم.

فاجعلنی كما تحب منم اون طوری قرار بده که تو دوست داری.

الله اکبر.

دیگه به نظر من کامل‌تر از این دعا نداریم.

من بیچاره عرض می‌کنم.

صد و ده بار.

بعد آقای قاضی هم از آقای قاضی هم که ختم قرآن با تأمل و تدبر در معانی و مفاهیم قرآن رو در این ماه فرموده بودند.

ثواب upon you.

خب اینو چقدر خوب بود.

حالا ما می‌خواستیم رو رب کار کنیم رب.

برای اینکه شما باور کنید حرف منو جسارت می‌کنم.

برای اینکه باور کنید من اصلا منبر امشب رو قضای این اطعمه و اشربه منبر امشب رو این نکته جمع کرده بودم که اینجا کار کنیم.

این تیکه رو هم براتون بخونم اما غوغائه تو این.

یه منبر می‌خواد که می‌خواستیم منبر امشب رو پیرامون این قرار بدیم نشد.

از دست ما بحث در رفت.

راضی باشید یه جلسه طلبه‌تون.

در کتاب [سرفه] سنگین‌ترین کتاب معرفت نفس از علامه حسن زاده به نام عیون مسائل نفس.

صفحه ششصد و دوازده می‌تونید اینو ببینید.

بله حالا بعد از منبر هم کسی خواست بهش نشون میدم.

می‌فرمود سر این چند جمله رو هم گوش بدید.

سر نائل شدن به سعادتت این است.

خیلی حساب شده فرموده علامه.

سر نائل شدن به سعادتت این است که بدانی، که بدانی حسه وجودی تو، حسه وجودی چی بود؟

همون رب وجودیت.

اون کانالی که ارتباط پیدا می‌کنه با رب مطلق.

حسه وجودی تو جدولی متصل به دریای وجود سمدی است.

بلکه از آن منشعب است و از آن منفطر گردیده است.

الله اکبر.

از این لفظی که اینجا استفاده کرده علامه منفطر گردیده.

یا فاطر به حق فاطمه.

بحث فطر و فطریه و انفطار و فاطمه و فتره و افطار و فاطر و اینا.

فاطر السماوات والارض انت ولی فی الدنيا والاخره.

اینو قبلا داشتیم.

نور بعد عبارت اتمامش نورنا من نور.

همین، همین حرفیه که الان زدیم.

نورنا.

این یه روایته مضمون یه روایته.

نورنا من نور ربنا کشعاع الشمس من الشمس.

حالا طلبه‌تون توضیحش.

نور ما از نور پروردگارمان است مثل پرتو خورشید از خورشید.

به به، به به.

ما می‌خواستیم اینجا رو این جمله کار کنیم رو بحث رب.

رب وجودیمون.

ارتباطش با اون دعا و کفا بی فخرا ان تکون لی ربا.

رو این می‌خواستیم امشب کار کنیم دیگه بحث شد راضی باشید.

والحمد لله رب العالمين.

یه صلوات بلند هدیه کنید.

اللهم صل على محمد و آل محمد عجل فرجهم [چندین گوینده].