یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
درآمد بحث
نصار حضرت باقر الأئمة صلواتی هدیه کنید. اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجه. هیئت، هیئت مادر سادات نصار حضرت صدیقه کبرى سلام الله علیها به شکرانه این که امشب هم سر سفره مادر امام عصرمان نشستیم صلوات دیگری هدیه. حدیث داریم که صلوات بلند نفاق را که از عمدهترین مشکلات امروزه جامعه ماست را برطرف میکند. لذا همیشود یاد داشته باشیم که صلوات را بلند ختم کنیم. لطف کنین برایی سلامتی و سلامتی به خادمین مجموعه و هیئت و آنهایی که پشت پرده زحمت میکشن تا این جلسات به پا شود نیت خوب آنها، نیت پاکشون ان شا الله خدا نه فقط اجرشون را بلکه خود آنها را هم وسیع کنه و برکت به وجودشون عطا کنه. نصار خادمین همه مجموعههای مذهبی الاخص یا زهرا هم صلواتی ختم کنید. يا رب أعوذ بك من همزات الشياطين و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحيم لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم. اللهم إياك نعبد و إياك نستعين. الحمد لله على كل نعمته و أسأل الله من فضله. اللهم صل و سلم و زد و بارك على صاحب الدعوة النبوية و الثورة الحيدرية و العصمة الفاطمية و الحلم الحسنية و الشجاعة الحسينية و العبادة السجادية و المعاثر الباقرية و الآثار الجعفرية و العلوم الكاظمية و الحجج الربوية و الجود التقیة و النقاوة النقوية و الهيبة العسكرية و الغيبة الإلهية. اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه و اجعلنا من خير أعوانه و أنصاره و شيعته و المستشهدين بین يديه. السلام علیک يا داعي الله و رباني آياته.
نثار مان حجت بن الحسن ارواحنا فداه انشاءالله که عزیز زهرا در این روز بسیار پر نور و سرور و مسرت بخش و میلاد امام باقر صلوات الله عليه حضرت هر کجا هستندد انشاءالله حالشون خوب باشد و از سائر جمع ما و متعلّقین ما و این مجموعه را دعا کنن صلواتی ختم. خدای ممران را شاکریم از اینکه سر سفره پربرکت امام پنجم هستیم که او لقب گرفتند به باقر. عزیزانی که آن صحبت کوتاه امروز ظهر ما را که عزیزان خیلی سریع الحمد لله در کانال گذاشتن گوش دادند، متوجه شدند که از ترجمههایی که ما بابت حکمت کردیم ارتباطش با امام باقر صلوات الله عليه بود که به یک معنا شکافنده علوم یعنی همان معنای حکمت. گاهی اوقات ذهن ما پر میشود از مفروضاتی که نمیدونیم از کجا شروع کنیم به کجا ختم کنیم.
مراتب معرفت
حکمت ما را به ختم میکند و این آموزش را به ما میده که محکم و مستحکم عمل کنیم از حیث آن علم و علومی که اخذ کردیم. حالا این علوم کجا به درد میخورد؟ آن دیگر بحث حکمت هست که باطن علم است. مثل این که ملات را به من و شما بدهدند اما ما وقتی بلد نباشیم از این ملات چگونه یک ساختمان را پیریزی کنیم و احداث کنیم، یک تپهای از این ملات و اینها بر روی هم از ما محصل کار ما میشود که هیچ شباهتی به ریخت و قیافه یک ساختمان ندارد. چون مهندسی ساختمان، معماری ساختمان بلد نیستیم. پس حکمت خیلی مهمه لذا در در خود قرآن آیه دو سوره جمعه از وظایف اهل ایمان را که از فلسفه بعثت انبیاست. به یک نگاه سطحی میگیم کتاب کفایت میکند دیگر. اما نه حکمت اگر نیاد کتاب هم به درد من و شما نمیخوره.
به یک معنا حکمت میشود آن نحوه استفاده از کتاب که توسط معصوم تبیین میشود. لذا از حضرت صادق صلوات الله علیه سؤال کردند جان چرا ما آیات محکم و متشابه داریم؟ حضرت فرمودند که به جهت اینکه شما پشت سر معصوم که مفسر قرآن است، قرآن ناطقه است حرکت کنید. یعنی آن است، او انسان کامل است که خط مشی چگونگی بهره برداری از کتاب را به من و شما آموزش میده. به این میگویند به یک معنا حکمت که انسان را به باطن علم میکشونه و در نهایت به باطن عالم سر در میآورد که یکی از معانی حکمت پیشتر گفته شد در دل موت گنجانده شده که همان سفر از ظاهر به باطن است. این خیلی جالب، خیلی شیرین، خیلی به صورت رمزی در لقب امام پنجم نهفته است.
که حالا ما در آن صحبت کوتاهی که امروز داشتیم عزیزانی که تشنه این معارف هستندد سریع برخی پیامهایی که به دست ما از طریق مدیر کانال میرسه نصرتبخشه میگویند ما اصلا لحظه شماری میکنیم تا مثلا یک جلسه و صوت جدیدی بارگذاری شود. اینها خیلی شیرینه که در حقیقت انتظار یعنی آن عطش وجودیشون به به حالت انتظار نشون میده. آنهایی که گوش دادند پیشتر گفته شد که پشت سر امام باقر صلوات الله علیه باید حرکت کرد و البته کسی که بخواهد به حکمت برسد طبق حدیثی که یک شب اینجا ما بیان کردیم حکمت از سکوت میگذرد. لذا یکی از راههای حالا اگر باید به یاد داشت یکی از راهها یا بهتره بگوییم اولین راه چون پس بهتره اینگونه بگوییم که اولین قدم در مسیر رسیدن به حکمت سکوته.
نسبت انسان و خدا
یعنی انسان در ماه رجب که خیلی جالب باز رمزی اینها همه حساب کتاب دارد ما متوجه نیستیم. در اولین روز ماه رجب که عصب است، شدت ریزش رحمت حق است. به گونهای که امروز روایت داریم که خدا به بندگانش میگوید "دیگر هرچی بود من ندید گرفتم. از نو شروع کن." مثل کسی که تازه متولد شده. اینها همش حساب کتاب دارد که چرا میلاد امام باقر امروز. توجه که آنچه ما در این ماه عمل میکنیم از حیث عملیات بندگی، آن از کار و اوراد و خطومات و عبادیات و اینها قیام و قعودمان همه و همه باید همراه، همراه با سکوت باشد. یک وجهش اینه که ابتداش با سکوت باشد که قبلاً گفتیم. یعنی اگر کسی میخواهد ماه رجب خوبی داشته باشد همراه با سکوت است.
ابتدا با سکوت و وجه دومش اینه که در حین اینکه مشغول ذکر و ورد و عملیات بندگی و اینهاست قیام و قعوده، آن لحظه هم از آن همهمههای درونی، آن غلغلههایی که در وجود انسان هست، آن عرض شود ااا متخیلات فاسده که بیچاره کرده ما را اینها چکار کنه؟ به وسیله سکوت باطنیش بیرون بیاید و الا رجب خوبی ندارد. و چون ماه ماه حرامها، ماه حرام رجب را که حرمتش خیلی ویژهست، حرام حرمت دارد، بزرگان اهل معرفت تعبیر کردند به عنوان آن دالون ورودی به شهرالله یا برایی نمونه حرم را اگر شما شهرالله بگیری حرم اینگونه بگوییم که همه متوجه بشن، آن درب ورودی ورود، وارد شدن به حرم که میخواهندندد اینها، آن را ماه رجب فرض کنید.
اینگونه، این چنین بزرگان گفتند حرم ماه رجب و یک چنین روزی بالاخص این شب میشود بابش، باب حرم الهی بعد که وارد شدی میشود ماه رجب که وارد شدی آن در حقیقت صحنها که منتهی میشود صحنهای حرم که منتهی میشود به روضه مقدس آن میشود ماه شعبان. آن صحنی که ما را منتهی میکند به روضه و در روضه خود روضه دیگر مزرعه شریف میشود که محل حضور تام و اتم آن ولی الهیست آنجا میشود ماه مبارک رمضان و خود قبر و تربت خود قبر و تربت میشود شب قدر، لیلة القدر. این یک خلاصهای از یک کتاب که من الان پیشتر گفته شد شاید در چند جمله خلاصه یک کتاب عرفان به الله هست که این مسیر و این باب را دق الباب را باید با همراه ابتدا با سکوت و به همراه سکوت داشت که دو تا ترجمه الان از سکوت کردیم. این سبب میشود که ماه رجب خوبی داشته باشیم.
آثار تربیتی بحث
انشاالله آمادگی برایی درک فضیلت ماه بعدی. حالا شما اگر نوع ادعیه و از کار و اراد و عملیاتی که در این ماه توصیه شده توسط معصومین علیهم الصلاة والسلام یا شاگردان آنها که بزرگان اهل معرفت هستند این نکته اهمیت دارد میبیند کاملاً با این رمزی که ما پیشتر گفته شد همخوانی دارند. چرا تحلیل در این ماه این نکته اهمیت دارد این نکات را که واقعاً همین در راه داشتم میآمدم فکر میکردم به آنچه که خدا به این ظرف وجودی من میریزد تا بشینم اینجا برایی شما بریزمش بیرون. فکر میکردم میگفته شد واقعاً در چه گونه با چه دل و جرأت میخوای این همه مطالب را بشینی بگی در حالی که هر کدومش ده ها منبر میخواهد. یک درون مایه عجیبی دارند این حرفا. همان ذکر تحلیل که از بهترین از کار این ماهه لا اله الا الله تحلیل.
این لا اله الا الله تنها ذکریست که لب نمیجنبد. یعنی سکوت در ظاهر هم خود را نشون میده. استغفار از اعمال این ماهه. مثلا ماه بعد اگر صلواته این ماه استغفاره. استغفار کسی که ابتدای راهه تازه دق الباب کرده میخواهد وارد شه میشود استغفار که از گناهم آمدم توبه کنم. اما کسی که راه افتاده از ماه از شب قدر ماه سال قبلش یعنی از ماه مبارک رمضان سال قبلش برنامهشو شروع کرده راه را طی کرده الان رسیده به بهار بندگیش که مجدداً میخواهد سه تا سی شب یا سه تا ماه را شروع کنه بهار بندگیش که ورود اذن ورود پیدا کنه برود زیارت آن آل الله. اینجا نه این دیگر استغفارش از چیست؟ حالا همه اینهایی که من دارم میگویم در همین نامه دومه حضرت استاد آمده.
همه اینهایی که من دارم میگویم به یک به همین مضمان اما به لفظهای دیگری آمده که حالا رفتیم در نامه. نمیدانم امشب فرصت کنیم بریم یا نه. روشن میشود کجاهاش هست این رموز و کنوز. حالا اگر شما بگویید شهر الله یا ماه رجب دق الباب درب حرم الله هست. القلب حرم الله ولا تسکن فی حرم الله غیر الله. این حرم الهیه میگوید حرم چیست؟ یعنی اگر کسی آن خطورات قلبیش نباشد تعطیل باشد قلب، قلبش قلب محل حضوره دیگر. یعنی بالا دست قلب مقام روحه که یک کلیه، یک حقیقت کلیه. پایین دستش مادون قلب قوه حالا به یک معنا عقله. به یک معنا اگر آن قلب را چون حکما میگویند عقل، عرفا میگویند قلب. حالا اگر بگیریم ذیل قلب یا همان عقل ذیلش میشود چی؟ آن وسط قلب حضرت قلب، حضرت قلب میخواهد سان ببینه حقایق رو.
مراتب سلوک
یعنی آنچه که استیاد کرده از عالم بالا و آنچه که از مادون وارد شده در وجودش به صورت صور و اشکال در قوه خیالش. اینها را میخواهد ببینه، بچشه، برسه، حاضر کنه آن مقام قلبه. باز میبیند بحث چیست آنجا؟ یعنی شما وقتی محضر بزرگی میرسی به نسبت بزرگی او لال میشی. چرا امام مجتبی علیهم الصلاة والسلام این داستانها داستانه، یک روایت تاریخیه. اما درش چقدر رمز و رموزه چقدر الان، الان میشود خوب این را یک ذره متوجه شد. همین طوری که بگی بری به عنوان یک حکایت تاریخی خیلی متوجه نمیشی. چرا امام مجتبی صلوات الله عليه وقتی هر روز میآمد منزل برایی حضرت زهرا صلوات الله عليها آنچه که پیغمبر در مس-مسجد را منبر میگفت را به حضرت صدیقه کبرای سلام الله علیها میگفت امام حسن. شیرین زبانی میکرد، میگفت.
بعد امیرالمؤمنین که از مسجد میآمد، میدید حضرت زهرا همه چی را میداند که باباش در مسجد چی فرموده. گفت از کجا میدونی فاطمه جان؟ قراره اینها به صورت طبیعی زندگی کنن و الا از کجا میدانی ندارد برایی آنها. حضرت، حضرت زهرا با خوشحالی میفرمودند که قبل از تشرفمایی شما حسن جان هم میآید زودتر از شما. دیگر میشیند را منبر و هرچی که جدش گفته. بعد امیرالمؤمنین برایی اینکه این شیرین زبانی را ببینه، دیگر شنیدید میرود پشت پرده پنهان میشود. امام حسن سریع تشریف میآورد از مسجد و حالا طبق روال میشینند و روی حالا کرسی، صندلی چیزی میخواهند برایی مادر خطابه بخونن که جدشون چی فرموده. دیگر آن شیرین زبونی را ندارد. هرچی میخواهد بگوید یک سنگینی، کل میشود این. دیدید گاهی هایی که سخنرانن مداحن اینها اینو زیاد درک کردند.
بعضی جلسات لال میشود آدم. چه در بحث صحبت و معارف و علم و چه و اینها، چه در مناجات و روضه و. اصلا میگیرند لال میکنندد. بعد مادرش گفت حسن جان چرا امروز شیرین زبونی نمیکنی؟ عرض کرد مادر یک روح بزرگی پیداست که یک وجود روح، وجود یک روح بزرگی زبان من را سنگین کرده. بعد امیرالمؤمنین از پشت پرده میآید امام حسن را بغل میکند، میبوسش، قربون صدقهش میرود. حالا ما متاسفانه فقط میخوایم با همین طوریه تصمیه دستمان تند و تند به محضر برسیم. اینها اگر همراه با آن سکوتی که من تعریف کردم نباشد، عزیزان دلم سنگینی بار میآورد و بالاخره این توبره چککج میشود و میریزد. خیلی اینجا حرف ما داریم اینجا در این بحث که الان وارد شدیم.
نتیجهٔ بحث
منتها چون تنش میخورد به بحثهای اخلاقی، میدونید منم چون خودم خیلی با اخلاق نیستم، ورود به این مسائل معمولا خیلی نمیکنم. آن نکات کلی را و عقلی رو، برایهین عقلی و فکری را معمولا میگیم و حالا ذیلش در بحث عرفان عملی که این نامه، نامهها، برنامههای حضرت استاد عرفان عملیه دیگر. ما اجازه پیدا میکنیم یک چیزهایی بگوییم و الا ما در آن حد نیستیم. این بحث را حالا ما در جلسه ظهر در جمع اصحاب رسانه ملی خیلی مختصر و اجمالا گفتیم و الان هی و چون وقت داریم داریم پرورشش میکنیم، بازش میکنیم. چه درون مایه ای دارد همین. حالا شما برید آن صحبت ظهر را ده پونزده دقیقه را گوش بدید با اینکه الان داریم بازش میکنیم گوش بدید. تازه این نیز ما بازش نمیکنیم. الان سریع داریم ازش رد میشویم چون وقت نداریم.
حالا مثلا استغفار خود همراه با سکوته. ماه ذی القعده، ذی الحجه و محرم. اینها ماهیان که ذی القعده، ذی الحجه اسمش را خوده. آن ماه قبلی ذی القعده برایی آمادگی برایی رسیدن به حجه. ماه بعد برای وداع با حج و خروج از حجه. برایی اینکه عمره مفرده درش مندوبه است، مستحبه. زیارت خانه خداست و حتی زیارت آن ا-ایام خاص زیارتی علی ابن موسی الرضا هم در ماه رجب بیست و هفتمه. بیست و هفتم ماه رجب مبعثه. باز اینها را من از قبل آماده نکردم. الان در منبر دارد میجوشد. هی دانسته های ما به، میآید به کمک فهم همین نکته که باز زیارت، زیارت چی بود؟ حضور ظاهر عند المظهور مقام اندیته. کسی که محضر حضور انسان کامل را درک کرد لال میشود.
چه ره ما وقتی میرسیم به اهل بیت در حرمشون شروع میکنیم تومار حاجات را چی و انگار استغفرالله آنها برعکس شده. آنها مثلا نشستن ما بگوییم شما چه کار کن. برعکسه ما و المحامین عن و اللابین عن، عنه و، و الثابتین علی ارادته و یعنی تا جایی بری که برایی مستشهدین بین عده ما خادم باشیم، ما ذوب آنها باشیم، ما حامی آنها باشیم، ما ناصر دین و اهل بیت. برعکس شده در ما را باز میکنیم یا امام رضا اینو میخواهم، آن را میخواهم، اینو ندادی هم خداحافظ شما دیگر نمیایم حرم. این چه، این چه، چه طرز نوکری کردنده. وقتی همان که پیشتر گفته شد شما علمش را داری که زیارت چیز خوبیه و در محضر امام حاجت رواست و مثلا زیر بقعه سید الشهدا استجابت قطعیه.
درآمد بحث
اما چرا بیادبی میکنیم میرویم آنجا تا دلت بخواد زیر بقعه وایمیسیم نخود کیش میشویم از خدا میخوایم. وقتی شما در محضر امام قرار گرفتی چی دیگر میخوای؟ چون که صد آیه نود هم پیش ماست. وصل مثل قصره که وصل به دریا شد. بارها گفتیم این حاجتهای معمولا ما حاجتهامان دم دستیه. همین پیش پا افتاده و دنیایی اکثراً حتی اگر اخروی هم باشد خیلی سطح پایینه. اینها را از همین حضرت عبدالعظیم و همین شهدا و همین شهدامان و اینها میتوانیم بگیریم. آنها واسطه خیر کنیم، واسطه فیض کنیم. امام را بگذاریم برایی حس حضورمان. اینکه در محضر شما میخواهم باشم. این ماه باز یکی از اعمال بسیار تأکید شدهش زیارته. هر طرف میرویم میبینی تنهای، تنای بحث ماه رجب میخورد به بحث سکوت و اصمت و اول العباده و اول این سه ماه هم هست.
یا مثلا ادعیه، ادعیه، دعاها هم خیلی سفارش شده. مثلا آن دعاهایی که شیخ عباس به زیرکی تموم جمع کرده در مفاتیح. دعاهای ما بعضیش مال امیرالمؤمنینه. یکی دو تاش مال خود امام عصره. جایی که عقاب پر بریزد، از پشه لااقل بال و پرش میریزد. نگاه میکند عبارات این دعاها رو. بگوییم مثلا به رعدشه میافتد به فلان زلزله وجودی میافتد. اینجا نظام آبادو باید بگوییم بال و پرمان میریزد. همین که خواندن این لفظه، این لفظ را خواندن میشود دعا؟ بارها گفتیم ادعونی مرا بخوانید یعنی بخواهید یعنی طلب وجودیتون من باشم. قوای وجودیتون طالب من باشد. مرا بخواند، مرا بخواهد، مرا طلب کند. آن تمرکز و تأمل و آن توجه و توسل ما همراه با توجه اگر باشد سکوت در آنه. حالا ما بحث سکوت را یک شب اینجا داشتیم.
این را چون خوردیم به بحث ماه رجب من دارم اهمیتش را میگویم و اینکه عرض شود دستورالعملهایی که توی این ماه آمده برایی کارها و اینها بالاخره ارتباطش با میلاد امام واقع در روز اول ماه رجب. این ارتباطات و مهندسی ارتباطات داریم به کنیم در، در حقیقت به یک معنا. مهندسی ارتباطات فقط در بحث این وسائل ارتباط جمعی آن چنینی نیست. این نیز، این، این خود از اصل ارتباطات همینه. ارتباط ملک با ملکوت چگونه باشد؟ این میشود مهندسی ارتباطات. الان ما داریم درس مهندسی ارتباطات میدیم در این جلسه درسیمان. حالا نمیدانم اصلاً برم توی متن یا نه. همین الان یک دفعه چشمم افتاد.
مراتب معرفت
ما وقتی که آن بحث طلب کردند الله رو، ارتباط عبد با الله را پنج شب فاطمیه بحث کردیم، بلافاصله بعدش متن نامه دوم حضرت استاد در عرفان عملی که میگوید سر و رمز راز رسیدن شما به عرفان عملی چیست؟ دارد در این نامه میگوید به رفیقش. حالا الحمد لله ما سر سفره او نشستیم. میفرماید هر که به به به، "هر که خاموش شد گویا شد." عجب! "هر که خاموش شد گویا شد." آیا همانهای نیست که من الان گفته شد؟ اصلا آن گویا شدن همراه با خاموشیه. ابتداش با خاموشیه و همراه با خاموشیه. این همه ادعاها، این همه عرض شود غلغلهها، همهمه ها، داد و فریادها، این همه خطراتی که بندگان خدا از را غفلتشون و ماها داریم در همین عمر کوتاه خیلی دست بالا بگیریم شصت هفتاد سالهمان خیلی دست بالا بگیریم.
داریم ریسک میکنیم و عمل میکنیم و میرویم به سمتشون اصلا آرامش وجودی نداریم. همه یک نفس مضطربه ای پیدا کردیم از نفس مطمئنه فاصله، فاصله پیدا کردیم. حتی وقتی که در متن عبادت قرار داریم آن آرامش لازم را نداریم، همش هی ورق میفشاریم کی کمیل تموم میشود. هی ساعت نگاه میکنیم کی منبر تموم میشود، کی روضه تموم میشود، کی زیارت ما تموم میشود بر میگردیم شهرمان. اصلا هر نگا-نگاه میکنی یک نفس مضطربه ای انگار همیشود همراه مائه در عبادات ما. چون همین، همین یک دونه سر را ما نداریم. چقدر ما حالا الان متوجه میشویم الان قبول میکنید از من که میگویم هر یک دونه از اینها دهها جلسه میطلبد که باز شود، به یک معنا مهندسی شود و الان اهمیت این جلسات را باید متوجه شد یا نه؟
و چقدر خوب شد که حداقل نام امام باقر در این هیئت زمین نماند امشب. چون بچهها بحث داشتن چه کنیم؟ فرداش بچهها مدرسه دارند، یک سری گرفتاریهای کاری دارند اینها بگیریم وسط هفته نگیریم. چقدر بیچاره شدیم ماها هممان. نتوانستیم درست مهندسی کنیم که اصلا جزو وظایف برنامههای اساسی ما باشد. به نام امام باقر بنشینیم یک امشب شبی سر این سفره پربرکت و باعظمت. استجيبوا يا ايها الذين آمراا استجيبوا الله. استجابت کنید الله رو، خدا را و رسولش رو. چرا ما باید استجابت کنیم دعوت خدا و رسولش رو؟ شما بری زیر لب میگی بلند بگو همه بشنوند. لما يحييكم چون شما را احیا میکند. ببین جلسات در نفس این جلسات این نکته اهمیت دارد در نفس کینونه این جلسات که بحث کینونت را گفتیم که الان داریم راحت میگیم.
نسبت انسان و خدا
کینونت در آن کمان ذات زمان و مکان، در آن تکوینش خدا در آن نفس تکوینش، آفرینشش بعضی از اَزمنه و اَکمنه یک قداست خاصی، ذلالت خاصی دارند. در نفس کینونه این جلسات احیا خوابیده. حالا اگر آیه را من غلط خواندم بگویید. يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ. لما يحييكم اینکه شما را احیا میکند. پس اینجا حضرت استاد می فرمایند هر که خاموش شد وقت ما هم تموم شد. هر که خاموش شد خاموشم گویا شد چیست دیگر؟ هر که بذارین دو سه خط چهار پنج خط را بش-بخونم از را خیلی شیرینه، خیلی در آن نکتهست. غوغا کرده حضرت استاد اینجا. چشم در بستی بیناییه اینجا چه معنایی میده؟ دیگر شما اهلشید متوجه میشید الحمدالله. من دارم بازی با کلمات میکنم.
هر که گوش دل گشود، آنجا میگوید چشمو بست، اینجا میگوید گوش دل گشود، دانا شد. گوش دل چه ربطی به دانایی دارد؟ یک کتابم بود سفارش کردین بخونید. من چند وقت پیش تهیهکنندهش و حالا اینها را آنها که جماعتی بودند دیدم زیارت کردم و ازشون تشکر کردم. گفته شد خیلی کتاب عالی بود. من این کتابو خواندم به نظرم خلاصه و چکیده و زبدهد و مخلص صد تا کتاب فلسفیه. ولی اینجا میفرماید چون چرا دهان روح گوشه دیگر. میفرماید هر که گوش دل گشود دانا شد. یعنی گوش ظاهری را که دارید الان میشوندوید همتون. اما معلوم نیست قوه خیالتون کجا دارد سیر میکند. اما قوه خیال کجا دارد میبرتوند سیر میکند اینها. اگر کسی ببینه الان آن سوبر و اشکالی که بالا سر شماست هر کدوم خرچنگ واقعیه، هر کدوم یک طرفه. ولی این گوش دل اگر باز شد نه اینجاست حضوره.
آن یی هم که آخر مجلسمان است که چشم دلشون بازه دارند میبینند میخندند به ما، به ریش ما. میگویند خود بالا میوه نشسته بالا سرش چه سوبر و اشکالیه خود، خوده. در همه حرفایی که ما الان تایید میکنید، همه حرفایی که ما گفتیم اینجا علامه رمزی گفته رد شده. هر که را حضور است نور است. هر که را حضور است نور است. خیلی درخور توجه است که قرآن هم میفرماید هو الذي جعل الشمس ضياء. وجعل القمر نورا نور در قمره. یعنی شما آن شمس اویاعه، آن شدت نوریه است به یک معنا آن تجلی اعظمه. چشم نمیتواند خورشید ببینه، کور میشود. برایی اینکه در حد صعه وجودی خودت بتوانی خورشید را درک کنی، یک ماهی نیازه. حالا بجعل القمر نورا نور را به قمر زد که حالا، حالا نور را قمر که از خود نور ندارد که نورش از کجاست؟ از اویاع شمسه، طور از آن تجلی شمسه.
آثار تربیتی بحث
میتوانیم بگوییم که قمر اصلاً ساکته در مقابل خورشید. قمر صدایی ندارد از خورشید میگیرد. ادعایی هم ندارد از خورشیده. اما برایی اینکه بتوانی ببینی نیاز هست به نور قمر. لذا به ماه که میرسد میگوید جعل القمر نورا. حالا آن آیهای که بارها دربارهش حرف زدیم چقدرم شیرینه این آیه هر وقت میگیم مزه عسل میآید در وجودمان. بلکه احلی من العسل چی بود؟ برایی اینکه این آن تجلی شمس گونه ذات غیبی حضرت حق زده به آسمانها و زمین. یعنی این آسمان و زمین که دارند دیده میشوند نورشونو از ذات غیبی گرفتند. در بحث لقاء الله ارتباط وحدت با کثرت. الان آنجا تنش دارد میخورد به آنجا سنجاق میشود با بحثای شبای جمعه. که اگر شب آسمان و زمین این از آن تجلی شمس نور را نمیگرفت، دیده نمیشد. چون نور گرفته نور مال آن شمسه است.
ولی این گرفته که ما بتونیم ببینیم. دو، نسبت به صعه وجودیمان میبینیم. اصلا اینجای بحث جدیدی پیش میآید که اکنون نیز فعلا ورود نمیکنیم. چند بار تشنهتون فقط کردیم که این چیزی که من میبینم آیا همانی است که در میبینی؟ اصلا این چیزی که من دارم میبینم همانی است که واقعه در بیرون از متن وجود من؟ شما در آینه خودت را نگاه میکنی. آیا این نقشی که در دیدی در آینهست؟ در آینه نیست که آینه را بزن خردش کن. حالا فقط تشنهتون دارم میکنم. آیا آنچه که من میبینم یا میچشم یا استیاد میکنم یا میرسم، آن را در هم همان را میرسی؟ همین حرفایی که من دارم الان اینجا میزنم بارها هم از حضرت علامه اینو ما شنیدیم. ما اینجا داریم یک حرفی میفشاریم همه شما به نسبت صعه و ضیغ وجودیتون آن حرف را برداشت میکنیند.
همه مساوی برداشت نمیکنند. هرکی یک طور برداشت میکند. آن برداشت که داری میکنی نسبت به صعه و ضیغ وجودی خودت داری نور میگیری. العلم نور یقذفه الله فی، یقذفه الله فی قلب من یشاء. آن نور، نور را داری میگیری تا بتونی اصلا ببینی، راه را ببینی. حالا بحث اینجا من اصلا این بحثها را نه نه روش فکر کرده بودم به این چنین من صحبت کنم، نه بالاخره آمادگیشو داشتم ولی دارد در جلسه میجوسه، میجوشه متاسفانه حالا دیگر فرصتم گذشته و همین از را "هر که را حضور است، نور است. هر که را مراقبت است، سرور است." عجب! "چه اینکه کلید نیکبختی در مشت اوست." کی؟ "و نگین پیروزی در انگشت او." کلید، نگین. از ادبش عجب است که نوشته است نور دیگر حالا بقیه نامه که بماند. ببین چه غوغاییه در همین چند جملهای که حضرت استاد گفتند.
مراتب سلوک
چقدر نیازه که ما بشینیم اینها را با همدیگر تجزیه تحلیلش کنیم، بازش کنیم، مهندسیش کنیم، بفهمیم، بچشیم، برسیم. حالا شما اگر بگی حرم، میخواهم برم حرم، امشبم باب الله، دیشبم شروع دق الباب حرم بوده که برم وارد شم به صحن. این درب حرم ماه رجب بحثشو کردیم دیگر. اگر آن نیز شما همینگونه شروع کنی برایی خودت سوت بزنی، به خونی داد و فریاد و با رفیقات دیدی برخی دارند میرن حرم میزنند سر و کول هم. "اِ این بازاره، اینو این چفیه چنده، این شلوار" اصلا حالیش نیست کجا دارد میرود. همینگونه با یک چه، با یک نفس مشوشي، خاطر مشوشي دارد میرود محل حضور را درک کنه. چرا بزرگان میگویند قدم آهسته، ذکر گویان، با تأمل ب را به سمت حرم. اگر کسی همش همهمه همینگونه برود به سمت حرم گم میشود.
اینها همه این چیزایی که ما داریم میگیم با هم مرتبطاند. حالا میخواستیم آن دستور العمل بسیار سنگین ارشی و به دردبخور حضرت علامه را روش کار کنیم که خدا را شاهد میگیرم من آن را میخواستم کار کنیم امشب روش. ولی اصلا بحث که رفت در سکوت یک چیز دیگرای شد. اصلا چیز دیگرای که من اصلا آمادگی، برایی آن آماده نشده بودم شد و تا یار کراهت و میلش به که باشد. آنچه که ما میخواستیم شب بازش کنیم دستور العمل حضرت علامه حسن زاده، آن با آن مقدمه چینی و خواندن بخشی از متن دستور العمل حضرت علامه حسن زاده از مرحوم شیخ مرتضی انصاری در خصوص کل عمر خاص ماه رجب بود و از ی قاضی که حالا اینها معاصر هم نبودن. علامه حسن زاده که شیخ مرتضی انصاری درک نکرده، ی قاضی درک نکرده، شاگرد ی قاضی که علامه طباطبایی بود را درک کرده علامه حسن زاده.
حالا خود میگوید این را من از شیخ مرتضی انصاری در شب اول ماه رجب گرفتم. این نیز از ی قاضی گرفتم این دستور العمل رو. یعنی مثل همان مکاشفه ای ارتباطی که با شیخ اکبر محی الدین داشت و اینها و گفت و گوها و اینها. دارد باز برایی اهلش دارد بیان میکند. کسی که اهلش نیست البته رد میشود میرود. که حالا شاید برخی دسترسی به کانال نداشته باشن ما ظهر پیشتر گفته شد. اینو بگوییم بریم دیگر حالا باز کردندش دیگر مهندسیش باشد برایی یک وقت دیگر.
نتیجهٔ بحث
مهندسی ارتباطات ما با آن که فرمود من از شیخ مرتضی انصاری دستور العمل خواستم شب اول ماه رجب و او فرمودند به عدد نام مقدس علی علیه الصلاة والسلام صد و ده بار این دعای سه جملهای معروفه به دعای سه جملهای مولا علی را بخون و حضرت علامه میفرمود من کل عمرم استفادهها کردم از ختم این صد و ده بار دعای سه جملهای مولا و ارتباط گرفتم در خواب و بیداری با ائمه معصومین با این ختم. الهی کفا بی عزا ان اکون لک عبدا. عزت من همین بس کفایت میکند که عبد در باشم. و چه درون مایه ای دارد این جمله اول. جمله دوم و کفا بی فخرا ان تکون لی ربا. همین مقدار فخر برایی من بسه کفایت میکند که در رب من باشی. جمله سوم انت كما اوحب اوج عشق بازی مولا با خداست. در آن طوری هستی که من دوست دارم.
به خدا داری با یک به زبون نظامادیه دیگر به خدا میگی جیگر. یعنی این، این، این معنا از در آن در میآید خودمانیش. میگویند اولادنا اکبادنا حدیثه. فرزندان ما جیگر، جیگر گوشه یا جیگر ما یعنی ما همه چی مان همه، همه چی منان. میگی انت كما اوحب یعنی در همه چی منی. اصلا آن چیزی هستی که من دوست دارم. فاجعلنی كما تحب منم آن طوری قرار بدهد که در دوست داری. دیگر به نظر من کاملتر از این دعا نداریم. بعد ی قاضی هم از ی قاضی هم که ختم قرآن با تأمل و تدبر در معانی و مفاهیم قرآن را در این ماه فرموده بودند. حالا ما میخواستیم را رب کار کنیم رب. برایی اینکه شما باور کنید حرف مرا جسارت میکنم. برایی اینکه باور کنید من اصلا منبر امشب را قضای این اطعمه و اشربه منبر امشب را این نکته جمع کرده بودم که اینجا کار کنیم.
این تیکه را هم برایتون بخونم اما غوغائه در این. یک منبر میخواهد که میخواستیم منبر امشب را پیرامان این قرار بدیم نشد. راضی باشید یک جلسه طلبهتون. در کتاب سنگینترین کتاب معرفت نفس از علامه حسن زاده به نام عیون مسائل نفس. صفحه ششصد و دوازده میتوانید اینو. بله حالا بعد از منبر هم کسی خواست به او نشون میدم. میفرمود سر این چند جمله را هم گوش بدید. سر نائل شدن به سعادتت این است. خیلی حساب شده فرموده علامه. سر نائل شدن به سعادتت این است که بدانی، که بدانی حسه وجودی در، حسه وجودی چی بود؟ آن کانالی که ارتباط پیدا میکند با رب مطلق. حسه وجودی در جدولی متصل به دریای وجود سمدی است. بلکه از آن منشعب است و از آن منفطر گردیده است. از این لفظی که اینجا استفاده کرده علامه منفطر گردیده.
درآمد بحث
بحث فطر و فطریه و انفطار و فاطمه و فتره و افطار و فاطر و اینها. فاطر السماوات والارض انت ولی فی الدنيا والاخره. نور بعد عبارت اتمامش نورنا من نور. همین، همین حرفیه که الان زدیم. این یک روایته مضمان یک روایته. نورنا من نور ربنا کشعاع الشمس من الشمس. نور ما از نور پروردگارمان است مثل پر در خورشید از خورشید. ما میخواستیم اینجا را این جمله کار کنیم را بحث رب. ارتباطش با آن دعا و کفا بی فخرا ان تکون لی ربا. را این میخواستیم امشب کار کنیم دیگر بحث شد راضی باشید. اللهم صل على محمد و آل محمد عجل فرجهم.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.