ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.

اللهم إیاک نعبد و إیاک نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلامٌ علیکم و رحمه الله.

ان شا الله تطهیر قوای وجودی که رخ داده با روزه بیشتر رخ بده.

نثار صاحب مجلس حضرت صدیقه طاهره، فرزند برومندش که همه عالم منتظرشن.

ابا صالح المهدی صلوات بفرستید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد.

قبل از اینکه ورود به بحث کنم یه [مکث] انتقادی شده بود توسط یکی از عزیزان به مدیر کانال از بنده انتقاد کرده بودند.

امروز این پیامک رو مدیر کانال به دست ما رسوند.

من اولاً تشکر می‌کنم از کسایی که توجه به مباحث دارند و حتی انتقاد می‌کنند، نقد می‌کنند این‌ها ممنونم از اون کسی که بی‌توجهه این بهتره.

اما اجازه بدید که [سرفه] صد درصد انتقادها رو نپذیریم.

انتقاد ایشون مثلا این بود که ما [نفس عمیق] از بیرون مثلا از کانال مرام گمنامی مباحث رو پیگیری می‌کردیم.

خیلی هم لذت می‌بردیم.

بعد وارد هیئت یا زهرا که راهو مثلا شون-- نشونه‌شو بالاخره هر طور شده بود پیدا کردیم.

هستند عزیزان الان تو آقایون چند نفرو من می‌بینم از کانال مرام که مباحث اونجا پیاده می‌شه جذب یا زهرا شدن.

تو خانم‌هام یه سری هست.

ایشون هم از خانم‌ها بود اینطور که من متوجه شدم.

میگن که اون بعد این وارد هیئت شدیم.

بعد دیدیم که مباحث حاج آقا انقدر سنگینه هیچکس گوش نمیده و پیرزنا، خانم‌هایی که پیرن که اصلاً نمی‌فهمن این مباحثو.

بچه‌هام که نوجوانن و دارن با هم حرف می‌زنن.

این مباحث خیلی به درد بخوره اما به درد عموم نمی‌خوره.

من یه دو سه تا جواب بدم.

یکی اینکه شما خانم‌ها رو دیدید، آقایون رو ندیدید.

آقایون الحمد لله هر شب که ما صحبت کردیم همه به گوش بودن.

من ندیدم کسی تو آقایون گوش نده یا با بغل دستیش حرف بزنه.

همه قشنگ دارن توجه می‌کنن.

بعضیا می‌نویسن بعد مباحث رو بعد دوباره گوش میدن پیاده می‌کنن، این یک.

دو اینکه خانوما ما قبلاً هم که داستان و قصه می‌گفتیم و از امام عصر عذرخواهی کردیم و دیگه توبه کردیم از اینجور صحبت‌ها که خیلی هم آسونه، اینطوری صحبت کردن و همه پسند هم هست.

قصه و داستان و حکایت گفتن، اون موقعش هم که ما از اون حرفو می‌زدیم همون حرفای قشنگ و دلچسب و همه فهم باز خانوما گوش نمی‌دادن.

یعنی علتش حالا می‌تونه این باشه که پرده هست سخنران رو نمی‌بینن.

هرچی هست این ربطی به این مباحث نداره.

بعد ایشون گفته بودند که آخه خانوما یا مثلا یه پیرزن چه می‌فهمه که نشئه یعنی چی؟

یا قوه باصره یعنی چی؟

خب اولاً حالا مثال‌هایی که ایشون زدن من رو همونا صحبت کنم.

قوه باصره که کاملاً مشخصه.

مگه میشه یه نفر نفهمه قوه باصره چیه؟

بصر، نگاه یعنی قوای نفس که ما بارها گفتیم نفستو می‌بینه، چشمت نمی‌بینه.

حکایت اینکه تو وقت خواب چشمت بسته است باز می‌بینی.

وقتی می‌میری این چشم می‌پوسه.

چشم ظاهری می‌میره.

قوه باصره هست، چشم می‌پوسه.

ولی اون قوه باصره تو کجاست؟

تو نفسه.

پس نفست می‌بینه، نه این چشم ظاهری.

اینو همه می‌فهمن.

مضافاً به اینکه بحث نشئه رو گفتن همه کلمات حاج آقا مملو از اصطلاحات فلسفی و حکمی و عرفانیه.

خب اگر ما اینا رو توضیح نداده بودیم حق با شما بود.

اما کسی که تشنه است میره دنبالش و این‌ها رو می‌پرسه.

ضمن اینکه ما اینجا توضیح دادیم.

ما چهار ساله بودیم تو این هیئت این مبانی رو از مبانی هر کجا شروع کردیم، یه کلمه سخت گفتیم، توضیح دادیم.

الان میگید نشئه سخته؟

ما قرآن نمی‌خونیم؟

آیا نشنیدین تو قرآن این کلمه اومده و لقد علمتم النشأة الأولى.

اصلاً هرچی حکما و عرفا گفتن از قرآن و روایات گرفتن.

چرا ما با این چیزا یه جوری برخورد می‌کنیم فکر می‌کنیم از آسمون افتاده و اینا از خودشون ساختن و.

یه منبر یه روز یادم نیست اینجا بنده رفتم یا تو صداوسیما بود.

اصطلاحات حکمی، فلسفی و عرفانی رو رد پاشو تو روایات و آیات قرآن بیرون کشیدم.

به فضل الهی خودمم این تحقیقو کردم.

که آقا این نشئه کجاست؟

فیض کجاست؟

اقدس و مقدس کجاست؟

اینا عوالم چی‌ند؟

مثال کجاست؟

نشئه طبیعت از کو-- اینا از کجا اینا رو درآوردن؟

همه رو رد پاشو گفتیم.

تو قرآنه.

همین آیه شست و یک می‌فرماید الا ان نبدل امثالکم.

ببینید این خود-- این الان حالا جواب من خودش یه توش یه درس از قرآن داره.

الا ان نبدل امثالکم.

ما بدل می‌کنیم شماها رو به مثل شما.

یعنی دوره‌های تاریخی.

یعنی یه رساله رسخ فتح حضرت علامه رو باید بخونید تا بفهمید آیه چی داره میگه.

یه چیزکی بفهمیم که ما در دوره‌های مختلف [نفس عمیق] در نظام هستی همینطوری دور می‌خوریم.

ما فکر می‌کنیم که همین یه دوره بود آدم ما، خاتم ما، تمام شد.

قیامت کبرا، این دوره.

در حالی که هزار Alf Alf امام صادق فرمود دوره‌ها پیشین داشتیم.

یعنی آدم، آدم و آدم، آدم بعد از این.

ما یه دوره‌شیم.

این‌ها به حساب ما گذشته.

اینجا می‌فرماید و الا ان نبدل امثالکم مثل شما رو بدل می‌کنیم میاریم.

یعنی یه دوره دیگه.

دوره‌های دیگه باز خواهد اومد.

فکر می‌کنید شمایین فقط؟

و ننشئکم فیما لا تعلمون.

ما شما رو انشا می‌کنیم.

یعنی دو مرتبه شما رو انشا می‌کنیم، می‌نویسیم.

دو مرتبه شما رو انگار به وجود میاریم.

انگار متولد می‌کنیم.

فی ما کجا؟

در کجا؟

لا تعلمون.

در جایی که شما نمی‌دانید.

یعنی در نشئه، ببینید نشئه، نشئه بعدی که میشه نشأت الأُ-- أُخری.

اینجا نشأت الأولى و لقد آیه بعد، آیه شصت و دو.

و لقد و به تحقیق.

علمتم النشأت الأولى.

نشئه اول.

آخرت نشأت الأخری.

اینجا الأولىست.

یعنی اولین نشئه که در بعد از قوس نزول ما انا لله تشریف فرما شدیم به این نشئه و حالا قوس صعود که، که شروع میشه و انا الیه راجعون بر می‌گردی میشه چی؟

نشأت ال، اینجا الأولى.

در قوس صعود الأولى شروع شده.

یعنی الان تو نشئه الأولى ایم.

یعنی نشئه طبیعتیم.

چرا می‌ترسیم از این چیزا؟

از این کلمات؟

قرآن داره میگه چرا ما اینا رو نفهمیم؟

و ما به شما خیانت کردیم اگر بشینیم اینجا داستان و قصه بگیم.

دقت بفرمایید این جمله علامه خب با اذیت‌هایی که ما نه اینجا خیلی جاها شدیم، بارها خواستیم توبه کنیم و دیگه تو خلوت خودمون فقط این مباحث رو بریم.

ولی این جمله علامه منو نگه داشته وسط گود، وسط گود کارهای این بحث‌های علمی که دلم برای خودم و شماها می‌سوزه.

چرا؟

که علامه قسم به جان خودش خورد.

فرمود اگر کسی این کتاب‌های حکمی و عرفانی رو حالا مثال زدم مثل اسفار ملاصدرا و fusus ابن عربی و فتوحات ابن عربی و منظومه ملا هادی سبزواری و سرخ العیون خودشون رو که در پیری گفتن مباحث سنگین شصت و شش چشمه از عیون، چشمه‌های شناخت معرفت نفس که خودت رو بشناسی در اون پیاده شده و این قبیل کتاب‌ها رو فرمودن اگر کسی این‌ها رو یا مثلاً شفا شیخ الرئیس اون یا نفس شفا، نفس شفا، اشارات شیخ الرئیس که ما این کتاب‌ها رو که نیاوردیم برای شما درس بدیم هنوز که.

ولی هرچی گفتیم از این‌ها بوده.

اشارات، یعنی اشاراتی از این‌ها بوده.

علامه فرمودن کسی که این‌ها رو تازه نخونه، نه مثل ما پا منبر بشینه و مزه مزه ش بکنه و اون چیزی که در اونجا هست رو پیاده کنه در یک مباحث همه فهم.

میگه تازه اونا رو اگر کسی نخونه به جانم سوگند به باطن و فهم باطن قرآن نرسیده و نخواهد رسید.

یعنی از باطن قرآن چیزی نخواهد فهمید.

خب این حیف نیست ما فقط صورت و ظاهر قرآن رو بگیریم بریم جلو.

در حالی که گنده ما، بزرگ ما، زعیم ما، جلودار ما که ما با وساطت ایشون احیا شدیم و با امام عصر آشنا شدیم.

کی؟

حضرت امام.

بارها عرض کردیم مگه شما دم نمیزنی بسیجی امام و رهبری؟

ما دم نمیزنیم.

حضرت امام در نامه شون اندیشمندان شرق و غرب عالم رو دعوت کردن به آثار شیخ الرئیس ابوعلی سینا که الان کشورهای دیگه تو دانشگاه‌هاشون تدریس میشه با آثار ملاصدرا، اسفار ملاصدرا، به آثار ابن عربی و ایشون رو شیعه اثنی عشری میدونن.

نه سنی حتی.

بعد ما دم از این آقا بزنیم ما بی‌خبر باشیم؟

خب خیلی زشته.

لذا بعد بله قبول داریم اگر کسی یه دفعه به یک باره بیاد مرتبط بشه با این بحث براش ثقیله، سنگینه.

اما بره دنبالش ببینه این مباحث مثلاً پیرامون قلب چهارصد و سی، چهل جلسه فقط جل-- قلبه در قرآن گفته شده.

قرآن، نه بیرون از قرآن.

ما نباید وقت بذاریم اینا رو پیاده کنیم.

دیدم تو جمع ما تو جا باور کنید پیام‌هایی که مدیر کانال میاد بعضیاشو من نگاه می‌کنم اشک شوق می‌ریزم.

از کش-- از شهرهای مختلف، از دهات‌ها و روستاها که اصلا کسی بعضی جاها به خودش این جلسات رو ندیده، هیئت ندارن اصلا، آخوند ندیدن.

اینا دارن گوش میدن، پیاده می‌کنن و با خونوادگی با هم مباحثه می‌کنن.

بعد چرا ما جا بمونیم؟

و تک و توک حت-حتی بعضی از کشورها مثل کانادا، مثل آمریکا، بعضی از عزیزان شاگردای خود من که حالا یه زمانی دانش‌آموز ما بودن رفتن اونجا و الحمدلله تحصیلات عالیه دارن می‌خونن، مرتبط‌ند و بعضی موقع‌ها تماس تصویری با من می‌گیرن.

این مباحث رو دارن گوش میدن و دارن یه چیزی گیرشون میاد.

چون سفره سفره‌ی چیه؟

رحیمیت الهیه.

ها حالا این همه سخنرانی ما داستان همش هم خوب.

ما نمیگیم اونا بده.

خیلی هم عالی.

ولی شنیدیم چی شد؟

آخرش به کجا رسیدیم که الان مثلا اینو نفی می‌کنیم و بعد چه کلاهی سر ما رفت؟

با شنیدن این حرفا چه ضرری کردیم؟

چه ضرری کردیم؟

چه کلاهی سر ما رفت؟

حالا این رو به عنوان یه جوابی، جوابیه ای بر این شبهه حالا یا بهتره بگیم نقد و براش استفاده‌ای هم کردیم.

حالا بریم سراغ بحث رو من جمعش کنم.

این پنج شب پیرامون ارتباط عبد با الله، کانال الوهی برای کانال رابطه ارتباط با توحید وجودی صحبت کردیم و عرض کردیم که به عبد در عملیات بندگی‌ش و خداخواهی‌ش ارتباط بنده با الله باید طلب وجودیش باشه ابتدا.

در سیر [سبحان الذي أسرى بعبده ليلا من المسجد الحرام إلى المسجد الأقصى] گفتیم سه تا سیر داره.

یکیش ظاهریه.

ظاهرا الان ما اومدیم اینجا سر سفره حضرت زهرا.

باطنت چی؟

سیر باطنی داری.

اون معراج باطنی تمثلات وجودی‌ته که چی دیدی در اون صور و اشکالی که در ثغور نفست، در باطن وجودت.

من دارم کوچه بنی هاشم رو تصویر می‌کنم برات.

تصور می‌کنی خودت بالاخره یه صور و اشکالی تو وجودت می‌بینی.

یعنی ارتباط با حضرت زهرا، با کربلا، علامه حسین روضه خون جز اینکه قوه خیالت بیاد کمکت کنه و صور و اشکال ایجاد کنه و تو از اون صور و اشکال اینا رو تو وجود خودت ببینی، ارتباط بگیری، چه راه دیگه‌ای هست؟

ار-- اصلا قوه خیال برزخ بین ظاهر و باطن ماست.

قوای ظاهری و باطنی ما.

اگر قوه خیال کسی آلوده باشه نمی‌تونه ارتباط با اون تصویرها، تصوراتش بگیره.

ارتباطش قطع می‌شه.

تخیلات، متخیلات فاسده اصطلاحا علامه می‌گه.

فکر غلط، فکرای زشت، فکرای ناپسند.

این‌ها که منجر به فحاشی و حرف زشت و این‌ها می‌شه.

متخیلات فا-فاسدس.

این‌ها اگر اصلاح بشه بعد می‌بینی تو ورود می‌کنی به معراج دوم.

یعنی تمثلات رو-وجودی خودت رو در درون خودت می‌بینی، کربلا رو می‌بینی، فاطمیه رو می‌بینی که بحثش دیشب گذشت.

معراج سوم تم-- اون القاءات و عرض شود تلقیات حقایق و استیاد حقایق بدون مثاله.

یعنی خودتم نمی‌دونی چه کشفی کردی، چی فهمیدی.

ذوق می‌کنی، ذوق می‌کنی.

یعنی یه چیزی رو می‌چشی، می‌فهمی که این رو اصطلاحا مرتبه نازله‌ش رو حضرت استاد علامه حسن زاده در شرح fususشون می‌فرماین تنزل ملکه.

یعنی ملک تنزل پیدا می‌کنه در نفس تو و تو می‌چشی، یه حقیقتی رو می‌فهمی.

امام حسین رو می‌فهمی، می‌چشی.

این تنزل ملکه.

دیگه نهایت‌ش می‌کشه به بی‌مثال.

یعنی بدون وساطت ملک که بحث‌هاش دیشب گذشت.

حالا می‌خوام بگم در این خداخواهی ما معمولا به جهت اینکه اینو خوب گوش بدید خانم و آقایون، این خیلی به دردتون می‌خوره، به دردمون می‌خوره.

ما رو [نفس عمیق] یه رمزگشایی می‌کنه که از توحید شرک آلود که اسمشو میذاریم توحید که توحید نیست بریم به سمت توحید ناب.

اصل توحید که ما ازش غافلیم.

اونم اینکه ما وقتی با خدا مرتبط می‌شویم، ما کجا بودیم؟

اول نامه دوم حضرت علامه حسن زاده در کتاب نامه‌ها و برنامه‌هاشون که فرمودن [مکث] چرا-- بله کسی که خدا دارد چه کم دارد یا چرا بی‌نواز؟

بعد ادامه دادند به اینجا.

چرا بی‌نواز کسی که تمام مخلوقات، تمام مقامات کارخانه هستی از عقل اول، عقل اول همون روح اوله که [نفس عمیق] پیغمبر به اون مقام رسید.

تا هیولای اولی یعنی استعداد، یعنی قوه.

اینا رو ما توضیح دادیم دیگه نباید بترسیم.

یعنی استعدادی که تو داری به اون استعدادت مثل توپ چوب نتراشیده استعداد داره به هر شکلی درش بیارن.

به اون میگن هیولای اول.

تا اینجا به مشیت کل یوم هن و فی شن پیوسته به مرادش در کارند و به خواسته او فرمانبردار.

همه و همه چی ان در خدمت تو هستن.

همه اومدن تو رو ارتقای وجودی بدن.

هی بهت میگن تعال و تعال و بیا بالا.

اقرأ و ارقق بخوان بالا برو.

در کتاب مصابیح الغروب فرمود "یا ابن ادم خلقت الاشیاء لاجلک" ای پسر آدم، ما به ما خدا، خدا داره به ما میگه تو رو همه خلقت الاشیاء همه اش ya لاجلک به خاطر تو آفریدم و خلقتک تو رو برای چی خ-خلق کردم؟

لاجلی برای خودم.

خدا فرموده همه چی رو برای تو خلق کردم و تو رو برای خودم.

یعنی همه چی در خدمت توست تا تو برای من باشی.

که سلام آخر گفتیم اون سلام علیکم رو به همه بزنید.

به همه موجودات بزنید.

از امام عصر بگیرید تا انبیا، اولیا همینطور تا حتی همه افلاک، آسمان‌ها و زمین بعد همه کمکت میدن.

این بحث گذشت دیگه بین ما.

حالا در نماز که معراج ماست چون بحث معراج بود اینجا خوب گوش بدید.

این ماحصل، ماحصل خواندن کتاب سنگین و عرشی اوصاف الاشراف مرحوم خواجه طوسیه.

اینکه الان می‌خوام براتون بگم.

یه کتاب باید بخونید تا به این چیزی که الان من میگم برسید.

وقتی که ما نماز می‌خونیم که الصلاة معراج المؤمن خدا رو در تصورات خودمون یه صورتی بهش میدیم، یه شکلی، یه قیافه‌ای.

بالاخره یه حدی براش قائل می‌شیم.

چون ما محدودیم حد می‌زنیم به خدا.

می‌خوایم خدا رو تصور کنیم، یه شکل و قیافه، یه تصوری، یه چیزی از خدا برای خودمون تو نماز بالاخره یه هیئتی، یه شاکله‌ای، یه چیزی بهش میدیم.

یه تصوری نسبت به خدا می‌کنیم.

درست شد؟

این خطرناکه برای بنده و چاره‌ای هم نیست.

چون ما نام-- ما محدودیم نمی‌تونیم نامحدود رو تصور کنیم.

وقتی می‌خوایم تصور کنیم تصوراتمونم محدوده.

یعنی خدا رو محدود می‌کنیم تو ذهن و خیال خودمون.

اما در عین حال مأموریم به چی؟

آقا عبادت کن.

نماز واجبه و باید بخونی.

اینجا برای نجات ما از این شرک و محدود کردن حق که تو داری با الله ارتباط می‌گیری که بحث‌هاش تو چهار شب قبل گذشت.

الله اکبر یه چیزی اینجا نیازه.

یه حلقه مفقوده‌ای هست.

توجه به همین الله اکبری که گفتی رفتی تو نماز.

همش بحث ما این شب‌ها الله خواهی و توجه به الله بود دیگه.

به چه صورت؟

الله اکبر یعنی چی؟

الان به هرکی بگی میگه اکثراً میگن یعنی خدا بزرگ‌تر است.

اکبر یعنی افعل بر وزن افعل.

[همهمه] همه رو بذار کنار غیر از خدا.

چون ما اینطوری میگیم.

یعنی همه رو از خدا جدا کن.

[همهمه] خب پس اینطوری که دیگه توحید صمدی نمیشه.

پس یعنی بگیم یه آسمان، یه زمین، یه حیوانات، جمادات، انسان‌ها، فرشته‌ها، حالا هم یه خدا.

در صورتی که ما عرض کردیم که یک حقیقت واحد همه شعونات وجودی او هستند.

مثل مثالی که یه شب در خـ-خود شما زدیم.

شما یک نفس واحدی شعونات متعدد داری.

چشم تو از تو جدا نیست که چشم توئه.

من وقتی میگم علی آقا منظورم به چشم شما هم هست.

نه علی بدون چشم.

ما گفتیم الصمد الصمد الذي لا جوف له.

امام حسن فرمود نه من.

تو خالی-- همه جا، همه جا رو پر کرده.

هیچ کجا خالی از خدا نیست.

خدا ساری و جاریه در همه جز جز عالم.

خب وقتی ما اینطوری میگیم الله اکبر یعنی خدا برتر است از همه، یعنی اینکه یه چیزایی هستند خدا رو با اونا مقایسه می‌کنیم.

اینا بیرون از خدا میگیم این بزرگتر است از همه‌ی اونا.

باز میشن دویت.

شبهه‌ی ابن کمونه.

دویت که سست‌ترین ش-شبهات پیرامون خداشناسی‌ست.

اصلا دویتی در عالم نیست.

وقتی شما دو تا، دو تا قائل شدی، دو تا قائل شدی به دویت.

حالا یه خدا، حالا یه آسمان، یه زمین، یه فلان.

این یعنی دیگه خدا الله نیست.

الصمد نیست که همه جا رو پر کرده.

چون یه آسمون و یه زمین پیدا کردی که خدا اونجا نیست.

داری قیاس می‌کنی اینا رو با هم.

این می‌شه شرک.

چیکار کنیم از این نجات پیدا کنیم؟

امام صادق فرمودن به اون شخصی که حضرت فرمودن ازشون سؤال کردن شما مثلاً طایفه خودتون، علماتون الله اکبر رو چگونه معنی می‌کنند؟

مثل من و شما معنی کردن.

حضرت تشرف دادن فرمودن اشتباس.

الله اکبر یعنی این.

الله اکبر من ای یوسف.

یعنی انقدر بزرگتر از آن است که اصلا بشود وصفش کرد.

اصلا نمیشه قیاسش کرد با کسی.

الله اکبر من ای یوسف.

به این میگن عزیزان بحث علمی بکنیم بهش میگن تنزیه یا تسبیح.

خب یعنی حالا اِا-- اصلا نماز ما با الله اکبر شروع می‌شه.

تنزیح خداست.

یعنی خدا رو منزه کن از هر حدی.

آقا نمی‌تونم.

نمی‌تونم وقت نماز می‌خوام تصور کنم من بنده ام محدودم.

خدا رو حد بهش می‌زنم بالاخره.

باز وقتی نماز تموم شد یه چیزی میاد به داد ما می‌رسه.

ما مصلی.

همون چیزی که باقیات الصالحاته.

همون که شب دوم فکر کنم گفتم بهتون میاد به داد ما می‌رسه.

تسبیحات مادرمون فاطمه زهرا.

تسبیحات حضرت زهرا چیکار می‌کنه؟

میاد بلافاصله نماز که تموم شد ما رو از این شرک بیرون میاره.

میگه مجبور شدی موقع نماز می‌خوای خدا، خداخواهی کنی، خدا رو ببینی، به خدا برسی و ان الله راجعون به معراج بری.

نمی‌تونی خدا رو تصور می‌کنی، کوچیک می‌کنی، تنزیحش کن.

حالا سی و چهار مرتبه بگو الله اکبر، الله اکبر.

یعنی چی؟

یعنی خدا رو محدود نکنا.

حواست باشه خدا، خداست.

خدا، خداست.

اونی نیست که تو ذهن تو اومد.

اونی نیست که تو وهم و خیالت براش شکل و صورت قرار داد.

درست شد؟

بعد حالا آفت تنزیح چیه؟

آفت تسبیح چیه؟

اینکه بگی خدا همه جداست.

بفرمایید آفتش چی می‌شه؟

همین چیزی که الان دوستمون گفت.

همه-- خدا یه طرف، همه یه طرف.

این می‌شه آفت تسبیح و تنزیح.

یعنی اینکه خدا یه چیز دیگه‌ست.

یعنی چی؟

یعنی مظاهر خدا رو از خدا جدا کنی؟

یعنی خدا مظهر جمال و جلال ندارد؟

یعنی این گل بالاخره جمال حق هست یا نه؟

جمالش رو از کجا آورده؟

کوه عظمتش رو از کجا آورده؟

از اسم از عظیم خدا.

آسمان رفعتش رو از کجا آورده؟

از اسم رفیع خدا.

لذا اینجا دو مرتبه حضرت زهرا به داد ما رسیده.

فرموده بعد از تسبیح و تنزیه حق با الله اکبر برای اینکه نجات پیدا کنی که یه وقت مظاهر جمال و جلال خدا رو از خدا جدا نکنی که این گل و این مثلاً آسمان و این کوه و اینا از خدا جدا هستند، خدا اون تو سقف آسمون و تو معراج و عرش.

بیا بگو الحمدلله.

به این میگن تشبیه.

مقام تشبیه.

یعنی چی؟

یعنی اینکه شباهت می‌گیری.

این گل هم جمالش از جمال حقه.

کوه هم رفعتش، جلالش از جلال الهیه.

شباهت، تشبیه، شباهت.

یعنی از تنزیح میای به چی؟

به تشبیه.

یعنی میگی این هم مظهر جماله.

این هم مظهر جلاله.

اصلا نمی‌شه خدا رو بدون مظاهر تصور کرد.

چون این‌ها ظهور حق‌اند و اگر ظهور حق نباشد هیچ چیزی نیست.

چون اسم خدا الظاهر و باید پیاده بشه، باید ظهور-- بارها گفتیم شب قدر سه جلسه حرف زدیم.

تمام ممکنات ظهور حق‌اند.

یعنی خدا ظهور کرده شده تو.

ظهور کرده.

یه تجلی خدا کوهه.

یه ظهور خدا آسمانه.

یه ظهور خدا انسانه.

یه ظ-- اما این ظهور آن‌فعان در حال تکراره.

تکرار که اون عدم می-- اون تکرار قبلی، تجلی خدا از بین می‌ره، می‌شه عدم.

حالا حیات جدید کل يوم هو فيه شان.

اینکه علامه تو این فرمایشش تو نام و برنامه فرمود که بزان کل يوم هو فيه شان.

اون هویت ذاتی حضرت حق داره تجلی می‌کنه آن‌فعان در تو.

یعنی یک آن تو، یک آن جدیدی از آن قبلیت دائما در حال موت و حیاتی، موت و حیاتی.

مثل تصویری که تو- رو رودخانه می‌بینی.

بارها عرض کردیم تصویر خودتو، عکس خودتو رو رودخونه می‌بینی.

عکس ثابته اما آب با سرعت داره میره.

تو عکس رو ثابت می‌بینی.

تو این سنگ رو ثابت می‌بینی.

تو خودت رو ثابت می‌بینی.

اما آنفان در حال تغییر و تبدلی.

به این میگن حرکت جوهری.

بعد چیکار می‌کنی؟

نجات پیدا می‌کنی از آفت تسبیح و تنزیح.

بلافاصله سی و چهار-- سی و سه بار میگی الحمدالله.

یعنی هر حمدی می‌کنم از خدا کردم.

اگر میگم به به چه گل قشنگی.

یعنی دارم میگم عجب خدایی که این گل رو خلق کرده.

میگم عجب آسمان رفیعی، عجب کوه عظیم و استواری.

یعنی عجب خدایی.

چون این‌ها مظاهر او هستند حواست جمع باشه این، به این میگن تشبیه.

حمد میاد تو رو کمک می‌کنه که از آفت تسبیح نجات پیدا کنی.

یعنی توحیدت ناب بشه.

لذا اصلا شما هیچ کجا تسبیح بدون حمد پیدا نمی‌کنی.

پیدا کن یه دونه ببینم.

در نمازت میگی سبحان تسبیح.

سبحان ربی الأعلى.

تموم شد؟

تموم شد؟

ذکر، ذکر سجدت.

سبحان ربی الأعلى و بحمده.

بگید دیگه.

یعنی تسبیح و حمد با هم، با هم اومدن.

سبحان ربی العظیم و بحمده.

تو نماز میگه د-- تو سوره قرآن فرمود: "فسبح بسم ربک فسبح بحمد ربک فسبح بحمد ربک".

تسبیح و حمد باید با هم باشه.

اصلا جدایی از هم معنا نداره.

پس نماز می‌شه چی؟

اینجا این تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها میاد ما رو کمک می‌کنه که توحید صمدی داشته باشیم.

اینا رو علامه از خودش در نیاورده.

شاگرد مکتب حضرت زهراست.

اگر فاطمیه ما رو به این نرسونه که تسبیح و تحمید یعنی چی و این‌ها رو کنار هم نبینیم، کی ما رو برسونه؟

چی ما رو برسونه؟

اصلا به کجا برسونن؟

دو مرتبه آفت تحمید اینجا میاد وسط.

که چی؟

بگی خب گله دیگه.

خب یعنی اینا رو ببینی.

شب-- توجهت به اینا.

می‌خوای خدا رو ببینی، گل رو می‌بینی، دنیا رو می‌بینی، دنیا بین میشی.

توجه به ظاهر می‌کنی.

فقط ظواهر رو می‌بینی، غافل از باطن میشی.

یعنی میگه همین دنیاست.

دنیا بین میشی.

توجه به آخرت نداری.

باز اینجا نیاز به چی پیدا می‌کنی؟

این آفت چی می‌شه؟

آفت تشبیه.

یعنی آفت اینه که تو فقط همه‌ی این‌ها رو هم از خدا ببینی، تجلی خدا رو ببینی بعد توجهت فقط می‌شه به دنیا.

به به چه گلی، چه آسمونی، چه کوهی، چه قصری، چه ماشینی، چه زیبایی، چه خوشگلی، چه فلان.

دیدی چه همش به ظواهر توجه کردی.

دوباره اینجا نیاز هست که یه آمپولی، یه قرصی، یه شربتی، یه دارویی آره بیاد آقا هادی، یه حبی بیاد.

نظام‌آباده دیگه.

ما رو نجات بده از آفت تحمید.

دوباره اینجا باید تنزیح بیاد کمک بکنه.

دیگه اینجا سی و سه بار میگی چی؟

آفرین.

سبحان الله.

یعنی خدا از اینم که من الان گفتم منزه است.

یعنی تشبیه میاد بین دو پرانتز تنزیح و تسبیح قرار می‌گیره.

الله اکبر تنزیح، سبحان الله تسبیح، وسط تحمید.

برای همین فرمود کسی که تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها رو نگه نمازش تکمیل نیست.

اگه کسی تسبیح حضرت زهرا رو گفت، این سند قبولی نمازشه.

یعنی توحیدش ناب شد.

پس در مسیر خداخواهی، خدجویی و خدابینی ارتباط عبد با الله، این حواسمون باشه که ما مجبوریم در کنار ته-- تسبیح و تنزیح، تحمید رو هم با هم داشته-- "فسبح بحمد ربک".

بعد اینطوری می‌شه توحید ناب.

حالا چون ما رسیده بودیم به این بحث، دیگه سعی کردیم امشب لب مطلب رو، یه کتاب اوصاف الأشراف خواجه طوسی رو علیه الرحمه خواجه نصیرالدین طوسی رو براتون تو این چند دقیقه نمی‌دونم چقدر شد بازش کنیم.

انشاالله خدا همین قلیل رو از ما قبول کرده باشه.

ختم به خیر فرما.

آمین.

یه چند تا مریض سفارش کردن، چند تا سرطانی.

این هم آخرین دعای ما.

اللهم اشفی کل مريض.

آمین.

اللهم اشفی کل مريض.

آمین.

اللهم اشفی کل مريض.

آمین.

اللهم اغفر ورحم من يقرأ الفاتحة على الصدقات.

اللهم صل على محمد وآل محمد