ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 036

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

آغاز سخن

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. اللهم إیاک نعبد و إیاک نستعین. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته. سلامٌ علیکم و رحمه الله. ان شا الله تطهیر قوای وجودی که رخ داده با روزه بیشتر رخ بدهد. نثار صاحب مجلس حضرت صدیقه طاهره، فرزند برومندش که همه عالم منتظرشن. ابا صالح المهدی صلوات بفرستید. اللهم صل علی محمد و آل محمد. قبل از اینکه ورود به بحث کنم یک انتقادی شده بود توسط یکی از عزیزان به مدیر کانال از بنده انتقاد کرده بودند.

امروز این پیامک را مدیر کانال به دست ما رسوند. من اولاً تشکر می‌کنم از کسایی که توجه به مباحث دارند و حتی انتقاد می‌کنندددددددددددد، نقد می‌کنندددددددددددد این‌ها ممنونم از آن کسی که بی‌توجهه این بهتره. اما اجازه بدید که صد درصد انتقادها را نپذیریم. انتقاد ایشون مثلا این بود که ما از بیرون مثلا از کانال مرام گمنامی مباحث را پیگیری می‌کردیم. خیلی هم لذت می‌بردیم. بعد وارد هیئت یا زهرا که راهو مثلا نشونه‌شو بالاخره هر طور شده بود پیدا کردیم.

طرح موضوع

هستند عزیزان الان تو آقایون چند نفرو من می‌بینم از کانال مرام که مباحث اونجا پیاده می‌شود جذب یا زهرا شدن. تو خانم‌هام یک سری هست. ایشون هم از خانم‌ها بود اینطور که من متوجه شدم. می‌گویند که آن بعد این وارد هیئت شدیم. بعد دیدیم که مباحث حاج آقا آن‌قدر سنگینه هیچکس گوش نمی‌دهد و پیرزنا، خانم‌هایی که پیرن که اصلاً نمی‌فهمندد این مباحثو. کودکانم که نوجوانن و دارن با هم حرف می‌زننددد. این مباحث خیلی به درد بخوره اما به درد عموم نمی‌خورد. من یک دو سه تا جواب بدم. یکی اینکه شما خانم‌ها را دیدید، آقایون را ندیدید.

آقایون الحمد لله هر شب که ما صحبت کردیم همه به گوش بودن. من ندیدم کسی تو آقایون گوش نده یا با بغل دستیش حرف بزنه. همه قشنگ دارن توجه می‌کننددددددددددد. بعضی می‌نویسند بعد مباحث را بعد دوباره گوش میدن پیاده می‌کننددددددددددد، این یک. دو اینکه خانوما ما قبلاً هم که داستان و قصه می‌گفتیم و از امام عصر عذرخواهی کردیم و دیگر توبه کردیم از اینجور صحبت‌ها که خیلی هم آسونه، اینطوری صحبت کردند و همه پسند هم هست. قصه و داستان و حکایت گفتند، آن موقعش هم که ما از آن حرفو می‌زدیم همان حرفای قشنگ و دلچسب و همه فهم باز خانوما گوش نمی‌دادند.

گشایش معنا

یعنی علتش حالا می‌تواند این باشه که پرده هست سخنران را نمی‌بینندد. هرچی هست این ربطی به این مباحث ندارد. بعد ایشون گفته بودند که آخه خانوما یا مثلا یک پیرزن چه می‌فهمد که نشئه یعنی چی؟ یا قوه باصره یعنی چی؟ اولاً حالا مثال‌هایی که ایشون زدن من را همونا صحبت کنم. قوه باصره که کاملاً مشخصه. مگه می‌شود یک نفر نفهمه قوه باصره چیست؟ بصر، نگاه یعنی قوای نفس که ما بارها گفتیم نفستو می‌بیند، چشمت نمی‌بیند. حکایت اینکه تو وقت خواب چشمت بسته است باز می‌بینی. وقتی می‌میری این چشم می‌پوسد. چشم ظاهری می‌میرد.

قوه باصره هست، چشم می‌پوسد. ولی آن قوه باصره تو در کجا است؟ تو نفسه. پس نفست می‌بیند، نه این چشم ظاهری. اینو همه می‌فهمندد. مضافاً به اینکه بحث نشئه را گفتند همه کلمات حاج آقا مملو از اصطلاحات فلسفی و حکمی و عرفانیه. اگر ما اینان را توضیح نداده بودیم حق با شما بود. اما کسی که تشنه است می‌رود دنبالش و این‌ها را می‌پرسد. ضمن اینکه ما اینجا توضیح دادیم. ما چهار ساله بودیم تو این هیئت این مبانی را از مبانی هر کجا شروع کردیم، یک کلمه سخت گفتیم، توضیح دادیم. الان میگید نشئه سخته؟ ما قرآن نمی‌خونیم؟

بسط بحث

آیا نشنیدین تو قرآن این کلمه اومده و لقد علمتم النشأة الأولى. اصلاً هرچی حکما و عرفا گفتند از قرآن و روایات گرفتن. چرا ما با این چیزا یک جوری برخورد می‌کنیم فکر می‌کنیم از آسمون افتاده و اینان از خودشان ساختن و. یک منبر یک روز یادم نیست اینجا بنده رفتم یا تو صداوسیما بود. اصطلاحات حکمی، فلسفی و عرفانی را رد پاشو تو روایات و آیات قرآن بیرون کشیدم. به فضل الهی خودمم این تحقیقو کردم. که این نشئه در کجا است؟ فیض در کجا است؟ اقدس و مقدس در کجا است؟ اینان عوالم چی‌ند؟ مثال در کجا است؟ نشئه طبیعت از اینان از کجا اینان را درآوردن؟

همه را رد پاشو گفتیم. تو قرآنه. همین آیه شست و یک می‌فرماید الا ان نبدل امثالکم. این این الان حالا جواب من خودش یک توش یک درس از قرآن دارد. الا ان نبدل امثالکم. ما بدل می‌کنیم شماها را به مثل شما. یعنی دوره‌های تاریخی. یعنی یک رساله رسخ فتح حضرت علامه را باید بخونید تا بفهمید آیه چی دارد می‌گوید. یک چیزکی بفهمیم که ما در دوره‌های مختلف در نظام هستی همینطوری دور می‌خوریم. ما فکر می‌کنیم که همین یک دوره بود آدم ما، خاتم ما، تمام شد. قیامت کبرا، این دوره. در حالی که هزار امام صادق فرمود دوره‌ها پیشین داشتیم.

شاهد روایی

یعنی آدم، آدم و آدم، آدم بعد از این. ما یک دوره‌شیم. این‌ها به حساب ما گذشته. اینجا می‌فرماید و الا ان نبدل امثالکم مثل شما را بدل می‌کنیم میاریم. یعنی یک دوره دیگر. دوره‌های دیگر باز خواهد آمد. شمایین فقط؟ و ننشئکم فیما لا تعلمون. ما شما را انشا می‌کنیم. یعنی دو مرتبه شما را انشا می‌کنیم، می‌نویسیم. دو مرتبه شما را انگار به وجود میاریم. انگار متولد می‌کنیم. فی ما کجا؟ لا تعلمون. در جایی که شما نمی‌دانید. یعنی در نشئه، نشئه، نشئه بعدی که می‌شود نشأت أُخری.

اینجا نشأت الأولى و لقد آیه بعد، آیه شصت و دو. و لقد و به تحقیق. علمتم النشأت الأولى. نشئه اول. آخرت نشأت الأخری. اینجا الأولىست. یعنی اولین نشئه که در بعد از قوس نزول ما انا لله تشریف فرما شدیم به این نشئه و حالا قوس صعود که، که شروع می‌شود و انا الیه راجعون بر می‌گردی می‌شود چی؟ نشأت ال، اینجا الأولى. در قوس صعود الأولى شروع شده. یعنی الان تو نشئه الأولى ایم. یعنی نشئه طبیعتیم. چرا می‌ترسیم از این چیزا؟ از این کلمات؟ قرآن دارد می‌گوید چرا ما اینان را نفهمیم؟

تمثیل و حکایت

و ما به شما خیانت کردیم اگر بشینیم اینجا داستان و قصه بگوییم. دقت این جمله علامه با اذیت‌هایی که ما نه اینجا خیلی جاها شدیم، بارها خواستیم توبه کنیم و دیگر تو خلوت خودمون فقط این مباحث را بریم. ولی این جمله علامه منو نگه داشته وسط گود، وسط گود کارهای این بحث‌های علمی که دلم برای خودم و شماها می‌سوزد. که علامه قسم به جان خودش خورد.

فرمود اگر کسی این کتاب‌های حکمی و عرفانی را حالا مثال زدم مثل اسفار ملاصدرا و ابن عربی و فتوحات ابن عربی و منظومه ملا هادی سبزواری و سرخ العیون خودشان را که در پیری گفتند مباحث سنگین شصت و شش چشمه از عیون، چشمه‌های شناخت معرفت نفس که خودت را بشناسی در آن پیاده شده و این قبیل کتاب‌ها را فرمودند اگر کسی این‌ها را یا مثلاً شفا شیخ الرئیس آن یا نفس شفا، نفس شفا، اشارات شیخ الرئیس که ما این کتاب‌ها را که نیاوردیم برای شما درس بدیم هنوز که. ولی هرچی گفتیم از این‌ها بوده. اشارات، یعنی اشاراتی از این‌ها بوده.

دقت در مبانی

علامه فرمودند کسی که این‌ها را تازه نخونه، نه مثل ما پا منبر بشینه و مزه مزه ش بکند و آن چیزی که در اونجا هست را پیاده کنه در یک مباحث همه فهم. می‌گوید تازه آنها را اگر کسی نخونه به سوگند به باطن و فهم باطن قرآن نرسیده و نخواهد رسید. یعنی از باطن قرآن چیزی نخواهد فهمید. این حیف نیست ما فقط صورت و ظاهر قرآن را بگیریم بریم جلو. در حالی که گنده ما، بزرگ ما، زعیم ما، جلودار ما که ما با وساطت ایشون احیا شدیم و با امام عصر آشنا شدیم. حضرت امام. بارها مگه شما دم نمیزنی بسیجی امام و رهبری؟ ما دم نمیزنیم.

حضرت امام در نامه شون اندیشمندان شرق و غرب عالم را دعوت کردند به آثار شیخ الرئیس ابوعلی سینا که الان کشورهای دیگر تو دانشگاه‌هاشون تدریس می‌شود با آثار ملاصدرا، اسفار ملاصدرا، به آثار ابن عربی و ایشون را شیعه اثنی عشری میدونند. نه سنی حتی. بعد ما دم از این آقا بزنیم ما بی‌خبر باشیم؟ خیلی زشته. لذا بعد بله قبول داریم اگر کسی یک دفعه به یک باره بیاید مرتبط بشود با این بحث براش ثقیله، سنگینه. اما برود دنبالش ببینه این مباحث مثلاً پیرامون قلب چهارصد و سی، چهل جلسه فقط قلبه در قرآن گفته شده. قرآن، نه بیرون از قرآن.

جریان سلوک

ما نباید وقت بذاریم اینان را پیاده کنیم. دیدم تو جمع ما تو جا باور کنید پیام‌هایی که مدیر کانال می‌آید بعضیشو من نگاه می‌کنم اشک شوق می‌ریزم. از از شهرهای مختلف، از دهات‌ها و روستاها که اصلا کسی بعضی جاها به خودش این جلسات را ندیده، هیئت ندارن اصلا، آخوند ندیدن. اینان دارن گوش میدن، پیاده می‌کننددددددددددد و با خونوادگی با هم مباحثه می‌کننددددددددددد. بعد چرا ما جا بمونیم؟

و تک و توک حت-حتی بعضی از کشورها مثل کانادا، مثل آمریکا، بعضی از عزیزان شاگردای خود من که حالا یک زمانی دانش‌آموز ما بودن رفتند اونجا و الحمدلله تحصیلات عالیه دارن می‌خونند، مرتبط‌ند و بعضی موقع‌ها تماس تصویری با من می‌گیرند. این مباحث را دارن گوش میدن و دارن یک چیزی گیرشون می‌آید. چون سفره سفره‌ی چیست؟ رحیمیت الهیه. ها حالا این همه سخنرانی ما داستان همش هم خوب. ما نمی‌گوییم آنها بدهد. خیلی هم عالی. ولی شنیدیم چی شد؟ آخرش به کجا رسیدیم که الان مثلا اینو نفی می‌کنیم و بعد چه کلاهی سر ما رفت؟

لایهٔ معرفتی

با شنیدن این حرفا چه ضرری کردیم؟ چه ضرری کردیم؟ چه کلاهی سر ما رفت؟ حالا این را به عنوان یک جوابی، جوابیه ای بر این شبهه حالا یا بهتره بگوییم نقد و براش استفاده‌ای هم کردیم. حالا بریم سراغ بحث را من جمعش کنم. این پنج شب پیرامون ارتباط عبد با الله، کانال الوهی برای کانال رابطه ارتباط با توحید وجودی صحبت کردیم و که به عبد در عملیات بندگی‌ش و خداخواهی‌ش ارتباط بنده با الله باید طلب وجودیش باشه ابتدا. در سیر گفتیم سه تا سیر دارد. یکیش ظاهریه. ظاهرا الان ما اومدیم اینجا سر سفره حضرت زهرا. باطنت چی؟ سیر باطنی داری.

آن معراج باطنی تمثلات وجودی‌ته که چی دیدی در آن صور و اشکالی که در ثغور نفست، در باطن وجودت. من دارم کوچه بنی هاشم را تصویر می‌کنم برات. تصور می‌کنی خودت بالاخره یک صور و اشکالی تو وجودت می‌بینی. یعنی ارتباط با حضرت زهرا، با کربلا، علامه حسین روضه خون جز اینکه قوه خیالت بیاید کمکت کنه و صور و اشکال ایجاد کنه و تو از آن صور و اشکال اینان را تو وجود خودت ببینی، ارتباط بگیری، چه راه دیگر‌ای هست؟ اصلا قوه خیال برزخ بین ظاهر و باطن ماست. قوای ظاهری و باطنی ما.

ثمر عملی

اگر قوه خیال کسی آلوده باشه نمی‌تواند ارتباط با آن تصویرها، تصوراتش بگیره. ارتباطش قطع می‌شود. تخیلات، متخیلات فاسده اصطلاحا علامه می‌گوید. فکر غلط، فکرای زشت، فکرای ناپسند. این‌ها که منجر به فحاشی و حرف زشت و این‌ها می‌شود. متخیلات فا-فاسدس. این‌ها اگر اصلاح بشود بعد می‌بینی تو ورود می‌کنی به معراج دوم. یعنی تمثلات رو-وجودی خودت را در درون خودت می‌بینی، کربلا را می‌بینی، فاطمیه را می‌بینی که بحثش دیشب گذشت. معراج سوم آن القاءات و عرض شود تلقیات حقایق و استیاد حقایق بدون مثاله.

یعنی خودتم نمی‌دانی چه کشفی کردی، چی فهمیدی. ذوق می‌کنی، ذوق می‌کنی. یعنی یک چیزی را می‌چشی، می‌فهمی که این را اصطلاحا مرتبه نازله‌ش را حضرت استاد علامه حسن زاده در شرح شون می‌فرمایند تنزل ملکه. یعنی ملک تنزل پیدا می‌کند در نفس تو و تو می‌چشی، یک حقیقتی را می‌فهمی. امام حسین را می‌فهمی، می‌چشی. این تنزل ملکه. دیگر نهایت‌ش می‌کشد به بی‌مثال. یعنی بدون وساطت ملک که بحث‌هاش دیشب گذشت.

پیوند آیات

حالا می‌خواهم بگم در این خداخواهی ما معمولا به جهت اینکه اینو خوب گوش بدید خانم و آقایون، این خیلی به دردتون می‌خورد، به دردمون می‌خورد. ما را یک رمزگشایی می‌کند که از توحید شرک آلود که اسمشو میذاریم توحید که توحید نیست بریم به سمت توحید ناب. اصل توحید که ما ازش غافلیم. آن هم اینکه ما وقتی با خدا مرتبط می‌شویم، ما کجا بودیم؟ اول نامه دوم حضرت علامه حسن زاده در کتاب مکاتبات و برمکاتباتشون که فرمودند بله کسی که خدا دارد چه کم دارد یا چرا بی‌نواز؟ بعد ادامه دادند به اینجا.

چرا بی‌نواز کسی که تمام مخلوقات، تمام مقامات کارخانه هستی از عقل اول، عقل اول همان روح اوله که پیغمبر به آن مقام رسید. تا هیولای اولی یعنی استعداد، یعنی قوه. اینان را ما توضیح دادیم دیگر نباید بترسیم. یعنی استعدادی که تو داری به آن استعدادت مثل توپ چوب نتراشیده استعداد دارد به هر شکلی درش بیارن. به آن می‌گویند هیولای اول. تا اینجا به مشیت کل یوم هن و فی شن پیوسته به مرادش در کارند و به خواسته او فرمانبردار. همه و همه چی ان در خدمت تو هستن. همه آمدند تو را ارتقای وجودی بدن. هی بهت می‌گویند تعال و تعال و بیا بالا.

ادامهٔ برهان

اقرأ و ارقق بخوان بالا برو. در کتاب مصابیح الغروب فرمود "یا ابن ادم خلقت الاشیاء لاجلک" ای پسر آدم، ما به ما خدا، خدا دارد به ما می‌گوید تو را همه خلقت الاشیاء همه اش ya لاجلک به خاطر تو آفریدم و خلقتک تو را برای چی خ-خلق کردم؟ لاجلی برای خودم. خدا فرموده همه چی را برای تو خلق کردم و تو را برای خودم. یعنی همه چی در خدمت توست تا تو برای من باشی. که سلام آخر گفتیم آن را به همه بزنید. به همه موجودات بزنید. از امام عصر بگیرید تا انبیا، اولیا همینطور تا حتی همه افلاک، آسمان‌ها و زمین بعد همه کمکت میدن.

این بحث گذشت دیگر بین ما. حالا در نماز که معراج ماست چون بحث معراج بود اینجا خوب گوش بدید. این ماحصل، ماحصل خواندن کتاب سنگین و عرشی اوصاف الاشراف مرحوم خواجه طوسیه. اینکه الان می‌خواهم براتون بگم. یک کتاب باید بخونید تا به این چیزی که الان من می‌گویم برسید. وقتی که ما نماز می‌خونیم که الصلاة معراج المؤمن خدا را در تصورات خودمون یک صورتی بهش میدیم، یک شکلی، یک قیافه‌ای. بالاخره یک حدی براش قائل می‌شویم. چون ما محدودیم حد می‌زنیم به خدا.

حکایت اولیا

می‌خوایم خدا را تصور کنیم، یک شکل و قیافه، یک تصوری، یک چیزی از خدا برای خودمون تو نماز بالاخره یک هیئتی، یک شاکله‌ای، یک چیزی بهش میدیم. یک تصوری نسبت به خدا می‌کنیم. این خطرناکه برای بنده و چاره‌ای هم نیست. چون ما ما محدودیم نمی‌توانیم نامحدود را تصور کنیم. وقتی می‌خوایم تصور کنیم تصوراتمونم محدوده. یعنی خدا را محدود می‌کنیم تو ذهن و خیال خودمون. اما در عین حال مأموریم به چی؟ آقا عبادت کن. نماز واجبه و باید بخونی.

اینجا برای نجات ما از این شرک و محدود کردند حق که تو داری با الله ارتباط می‌گیری که بحث‌هاش تو چهار شب قبل گذشت. الله اکبر یک چیزی اینجا نیازه. یک حلقه مفقوده‌ای هست. توجه به همین الله اکبری که گفتی رفتی تو نماز. همش بحث ما این شب‌ها الله خواهی و توجه به الله بود دیگر. به چه صورت؟ الله اکبر یعنی چی؟ الان به هرکی بگی می‌گوید اکثراً می‌گویند یعنی خدا بزرگ‌تر است. اکبر یعنی افعل بر وزن افعل. همه را بذار کنار غیر از خدا. چون ما اینطوری می‌گوییم. یعنی همه را از خدا جدا کن. پس اینطوری که دیگر توحید صمدی نمی‌شود.

فقرهٔ پایانی

پس یعنی بگوییم یک آسمان، یک زمین، یک حیوانات، جمادات، انسان‌ها، فرشته‌ها، حالا هم یک خدا. در صورتی که ما که یک حقیقت واحد همه شعونات وجودی او هستند. مثل مثالی که یک شب در خـ-خود شما زدیم. شما یک نفس واحدی شعونات متعدد داری. چشم تو از تو جدا نیست که چشم توئه. من وقتی می‌گویم علی آقا منظورم به چشم شما هم هست. نه علی بدون چشم. ما گفتیم الصمد الصمد الذي لا جوف له. امام حسن فرمود نه من. تو همه جا، همه جا را پر کرده. هیچ کجا خالی از خدا نیست. خدا ساری و جاریه در همه جز جز عالم.

وقتی ما اینطوری می‌گوییم الله اکبر یعنی خدا برتر است از همه، یعنی اینکه یک چیزایی هستند خدا را با آنها مقایسه می‌کنیم. اینان بیرون از خدا می‌گوییم این بزرگتر است از همه‌ی آنها. باز می‌شوند دویت. شبهه‌ی ابن کمونه. دویت که سست‌ترین ش-شبهات پیرامون خداشناسی‌ست. اصلا دویتی در عالم نیست. وقتی شما دو تا، دو تا قائل شدی، دو تا قائل شدی به دویت. حالا یک خدا، حالا یک آسمان، یک زمین، یک فلان. این یعنی دیگر خدا الله نیست. الصمد نیست که همه جا را پر کرده. چون یک آسمون و یک زمین پیدا کردی که خدا اونجا نیست.

داری قیاس می‌کنی اینان را با هم. این می‌شود شرک. چه کار کنیم از این نجات پیدا کنیم؟ امام صادق فرمودند به آن شخصی که حضرت فرمودند ازشون سؤال کردند شما مثلاً طایفه خودتون، علماتون الله اکبر را چگونه معنی می‌کنندددددددددددد؟ مثل من و شما معنی کردند. حضرت تشرف دادند فرمودند اشتباس. الله اکبر یعنی این. الله اکبر من ای یوسف. یعنی آن‌قدر بزرگتر از آن است که اصلا بشود وصفش کرد. اصلا نمی‌شود قیاسش کرد با کسی. الله اکبر من ای یوسف. به این می‌گویند عزیزان بحث علمی بکنیم بهش می‌گویند تنزیه یا تسبیح.

یعنی حالا اصلا نماز ما با الله اکبر شروع می‌شود. تنزیح خداست. یعنی خدا را منزه کن از هر حدی. آقا نمی‌توانم. نمی‌توانم وقت نماز می‌خواهم تصور کنم من بنده ام محدودم. خدا را حد بهش می‌زنم بالاخره. باز وقتی نماز تمام شد یک چیزی می‌آید به داد ما می‌رسد. ما مصلی. همان چیزی که باقیات الصالحاته. همان که شب دوم فکر کنم گفتم بهتون می‌آید به داد ما می‌رسد. تسبیحات مادرمون فاطمه زهرا. تسبیحات حضرت زهرا چه کار می‌کند؟ می‌آید بلافاصله نماز که تمام شد ما را از این شرک بیرون می‌آورد.

می‌گوید مجبور شدی موقع نماز می‌خوای خدا، خداخواهی کنی، خدا را ببینی، به خدا برسی و ان الله راجعون به معراج بری. نمی‌توانی خدا را تصور می‌کنی، کوچیک می‌کنی، تنزیحش کن. حالا سی و چهار مرتبه بگو الله اکبر، الله اکبر. یعنی چی؟ یعنی خدا را محدود نکنا. حواست باشه خدا، خداست. خدا، خداست. اونی نیست که تو ذهن تو آمد. اونی نیست که تو وهم و خیالت براش شکل و صورت قرار داد. بعد حالا آفت تنزیح چیست؟ آفت تسبیح چیست؟ اینکه بگی خدا همه جداست. آفتش چی می‌شود؟ همین چیزی که الان دوستمون گفت. خدا یک طرف، همه یک طرف.

این می‌شود آفت تسبیح و تنزیح. یعنی اینکه خدا یک چیز دیگر‌ست. یعنی چی؟ یعنی مظاهر خدا را از خدا جدا کنی؟ یعنی خدا مظهر جمال و جلال ندارد؟ یعنی این گل بالاخره جمال حق هست یا نه؟ جمالش را از کجا آورده؟ کوه عظمتش را از کجا آورده؟ از اسم از عظیم خدا. آسمان رفعتش را از کجا آورده؟ از اسم رفیع خدا. لذا اینجا دو مرتبه حضرت زهرا به داد ما رسیده.

فرموده بعد از تسبیح و تنزیه حق با الله اکبر برای اینکه نجات پیدا کنی که یک وقت مظاهر جمال و جلال خدا را از خدا جدا نکنی که این گل و این مثلاً آسمان و این کوه و اینان از خدا جدا هستند، خدا آن تو سقف آسمون و تو معراج و عرش. بیا بگو الحمدلله. به این می‌گویند تشبیه. مقام تشبیه. یعنی چی؟ یعنی اینکه شباهت می‌گیری. این گل هم جمالش از جمال حقه. کوه هم رفعتش، جلالش از جلال الهیه. شباهت، تشبیه، شباهت. یعنی از تنزیح میای به چی؟ به تشبیه. یعنی میگی این هم مظهر جماله. این هم مظهر جلاله. اصلا نمی‌شود خدا را بدون مظاهر تصور کرد.

چون این‌ها ظهور حق‌اند و اگر ظهور حق نباشد هیچ چیزی نیست. چون اسم خدا الظاهر و باید پیاده بشود، باید بارها گفتیم شب قدر سه جلسه حرف زدیم. تمام ممکنات ظهور حق‌اند. یعنی خدا ظهور کرده شده تو. ظهور کرده. یک تجلی خدا کوهه. یک ظهور خدا آسمانه. یک ظهور خدا انسانه. یک اما این ظهور آن‌فعان در حال تکراره. تکرار که آن عدم آن تکرار قبلی، تجلی خدا از بین می‌رود، می‌شود عدم. حالا حیات جدید کل يوم هو فيه شان. اینکه علامه تو این فرمایشش تو نام و برنامه فرمود که بزان کل يوم هو فيه شان.

آن هویت ذاتی حضرت حق دارد تجلی می‌کند آن‌فعان در تو. یعنی یک آن تو، یک آن جدیدی از آن قبلیت دائما در حال موت و حیاتی، موت و حیاتی. مثل تصویری که تو- را رودخانه می‌بینی. بارها تصویر خودتو، عکس خودتو را رودخونه می‌بینی. عکس ثابته اما آب با سرعت دارد می‌رود. تو عکس را ثابت می‌بینی. تو این سنگ را ثابت می‌بینی. تو خودت را ثابت می‌بینی. اما آنفان در حال تغییر و تبدلی. به این می‌گویند حرکت جوهری. بعد چه کار می‌کنی؟ نجات پیدا می‌کنی از آفت تسبیح و تنزیح. بلافاصله سی و سی و سه بار میگی الحمدالله.

یعنی هر حمدی می‌کنم از خدا کردم. اگر می‌گویم به به چه گل قشنگی. یعنی دارم می‌گویم عجب خدایی که این گل را خلق کرده. می‌گویم عجب آسمان رفیعی، عجب کوه عظیم و استواری. یعنی عجب خدایی. چون این‌ها مظاهر او هستند حواست جمع باشه این، به این می‌گویند تشبیه. حمد می‌آید تو را کمک می‌کند که از آفت تسبیح نجات پیدا کنی. یعنی توحیدت ناب بشود. لذا اصلا شما هیچ کجا تسبیح بدون حمد پیدا نمی‌کنی. پیدا کن یک دونه ببینم. در نمازت میگی سبحان تسبیح. سبحان ربی الأعلى. تمام شد؟ تمام شد؟ ذکر، ذکر سجدت. سبحان ربی الأعلى و بحمده. بگویید دیگر.

یعنی تسبیح و حمد با هم، با هم آمدند. سبحان ربی العظیم و بحمده. تو نماز می‌گوید تو سوره قرآن فرمود: "فسبح بسم ربک فسبح بحمد ربک فسبح بحمد ربک". تسبیح و حمد باید با هم باشه. اصلا جدایی از هم معنا ندارد. پس نماز می‌شود چی؟ اینجا این تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها می‌آید ما را کمک می‌کند که توحید صمدی داشته باشیم. اینان را علامه از خودش در نیاورده. شاگرد مکتب حضرت زهراست. اگر فاطمیه ما را به این نرسونه که تسبیح و تحمید یعنی چی و این‌ها را کنار هم نبینیم، کی ما را برسونه؟ چی ما را برسونه؟ اصلا به کجا برسونن؟

دو مرتبه آفت تحمید اینجا می‌آید وسط. بگی گله دیگر. یعنی اینان را ببینی. توجهت به اینا. می‌خوای خدا را ببینی، گل را می‌بینی، دنیا را می‌بینی، دنیا بین میشی. توجه به ظاهر می‌کنی. فقط ظواهر را می‌بینی، غافل از باطن میشی. یعنی می‌گوید همین دنیاست. دنیا بین میشی. توجه به آخرت نداری. باز اینجا نیاز به چی پیدا می‌کنی؟ این آفت چی می‌شود؟ آفت تشبیه. یعنی آفت این است که تو فقط همه‌ی این‌ها را هم از خدا ببینی، تجلی خدا را ببینی بعد توجهت فقط می‌شود به دنیا.

به به چه گلی، چه آسمونی، چه کوهی، چه قصری، چه ماشینی، چه زیبایی، چه خوشگلی، چه فلان. دیدی چه همش به ظواهر توجه کردی. دوباره اینجا نیاز هست که یک آمپولی، یک قرصی، یک شربتی، یک دارویی آره بیاید آقا هادی، یک حبی بیاید. نظام‌آباده دیگر. ما را نجات بدهد از آفت تحمید. دوباره اینجا باید تنزیح بیاید کمک بکند. دیگر اینجا سی و سه بار میگی چی؟ سبحان الله. یعنی خدا از این هم که من الان گفتم منزه است. یعنی تشبیه می‌آید بین دو پرانتز تنزیح و تسبیح قرار می‌گیرد. الله اکبر تنزیح، سبحان الله تسبیح، وسط تحمید.

برای همین فرمود کسی که تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها را نگه نمازش تکمیل نیست. اگه کسی تسبیح حضرت زهرا را گفت، این سند قبولی نمازشه. یعنی توحیدش ناب شد. پس در مسیر خداخواهی، خدجویی و خدابینی ارتباط عبد با الله، این حواسمون باشه که ما مجبوریم در کنار تسبیح و تنزیح، تحمید را هم با هم "فسبح بحمد ربک". بعد اینطوری می‌شود توحید ناب.

حالا چون ما رسیده بودیم به این بحث، دیگر سعی کردیم امشب لب مطلب رو، یک کتاب اوصاف الأشراف خواجه طوسی را علیه الرحمه خواجه نصیرالدین طوسی را براتون تو این چند دقیقه چقدر شد بازش کنیم. انشاالله خدا همین قلیل را از ما قبول کرده باشه. ختم به خیر فرما. یک چند تا مریض سفارش کردند، چند تا سرطانی. این هم آخرین دعای ما. اللهم اشفی کل مريض. اللهم اشفی کل مريض. اللهم اشفی کل مريض. اللهم اغفر ورحم من يقرأ الفاتحة على الصدقات. اللهم صل على محمد وآل محمد

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.