یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایك نعبد واياك نستعين.
الحمد لله على كل نعمته واسال الله من فضله.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
بحث ما پیرامون این بخش از نامه دوم نامهها بر نامههای حضرت استاد بود که ایشان فرمودند "آن که خدا دارد چرا بینواز؟" و داشتیم در همین خصوص سخن میگفتیم و ارتباط عبد با حق رو بیان میکردیم که راهرو رسیدن به توحید وجودی، توحید الوهی بود و آنچه که در منظر و مرآی عموم مردم در قرآن قرار دارد توحید الوهیست و توجه به ذکر شریف الله بود که اگر کسی توانست مرتبط با این حقیقت الحقایق عالم و صورت الصور بشود کار تمام است.
و چه عجیب که ما یکی از بهترین ازکار رو که در تعقیبات نماز داریم و اینطور که ما بررسی کردیم بهتر از این ذکر ما در میان ازکار و تعقیبات نماز نداریم.
تعقیبات اونچه که در عقب نماز خونده میشه که انسان از هیئت و کسوت نماز نباید خارج بشه و شروع کنه.
اگر مثلاً بعضیها اون تکبیرات اختتامیه نماز که مستحبه رو میگن نماز اون سلام آخر و سلام سوم رو که گفتی اون سلام واجبه.
دو تا سلام اول مستحبه.
سلام سوم رو که گفتی دیگه از نماز خارج شدی.
تمام شد.
اون تکبیرات اختتامیه، اون سه تا تکبیر مستحبه.
حتی دست آوردن بالا هم اون هم مستحبه.
و البته در تکبیرات ابتدای نه تکبیر ابتدای نماز، تکبیرة الاحرام، اون تکبیر اونجا واجبه و دست آوردن بالا مستحبه.
یعنی کسی میتونه بگه الله اکبر نمازشو شروع کنه بدون اینکه دست بیاره بالا.
خب اون کسانی که وقتی نمازشون تموم شد قبل از اینکه ورود به تعقیبات کنن سرشونو اینور اونور میکنن یعنی از سمت قبله صورتشونو برمیگردونن دیگه اینها مشغول تعقیبات نماز نیستن.
تعقیب یعنی اون عقب نماز یعنی شما تو همون حالت نماز باشی و ذکرو بگی که ما ندیدیم بالاتر از تسبیحات حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها و چه عجیب که [متشکرم] روایت دیدیم که باقیات الصالحات همینه.
همین تسبیحات بیبیه.
حدیث دیدیم که سند قبولی نمازه.
چگونه است که شما اگر یک زمینی رو حتی بخری ملکی رو تا سندش به نام شما نخورده قانوناً مال شما نیست.
[نفس عمیق] اینجا تسبیحات بیبی مالکیت نماز رو در تملک شما قرار میده.
عجیبه.
و شما دقت کنید صد بار در این تسبیحات ذکر شریف الله استفاده میشود.
الله که آقای جوادی آملی حفظه الله ایشون میفرمودند که من تعجب میکنم که این ذکر این لفظ جلاله الله رو که صد بار در این تسبیحات تکرار میشه چگونه بعضیها همینجوری تند و تند میگن میرن؟
حرمت نگه دارید برای الله.
الله اکبر.
حالا اون سبکی که به فضل الهی ما ساختیم گذاشتیم روش که دست جمعی جمعخوانی بشه بعد از نمازها این حرمت، حرمت رو حفظ میکرد در خصوص این تسبیحات.
الله الله الله چقدر این اسم باعظمه است که حالا یه وقت هست که بنده از دور خدا رو صدا میزنه میگه یا الله این حرف ندار که ازش برداری الله اینجا دیگه تو بغل خدایی.
مخصوصاً اگر اون الله رو بکشی.
خب ببینید شما نماز رو تکبیر اول که تکبیرة الاحرام با الله اکبر شروع میکنی.
پس از ارادت با لفظ جلالی الله شروع میشه.
وقتی که نماز تموم شد مستحبه که شما چی کار کنی؟
مؤکدم هست، تأکید شده این مستحب که سه تا تکبیر بگی بعد تسبیح حضرت زهرا دیگه بالاتر از اون نداریم.
صد بار الله اکبر میگه عجب!
اصلا ادعیهای که لفظ جلالی الله در اونها زیاد به کار گرفته شده یه ادعه خاصین.
کمیل چرا سر السريه؟
وجهش همون اللهم اوله.
اللهم انی اسئلک بعضی ادعیه هستن با ربه شروع میشن بعضیا با الهی شروع میشن.
ولی اونایی که با اللهم هستن اینا اسراری درشونه سرن اینا عجیبن.
[صدای کودکان] که حالا باز بحث نماز شد قبل از ورود به نماز چند تا ذکر توصیه شده توسط اهل بیت علیهم السلام مستحب اینها رو قبل از ورود به نماز انسان بگه تا حریم بگیره.
حریم نماز.
حریم بر نماز بگیره.
یکیش اینه "اني وجهت وجهي للذي فطر السماوات والارض حنيفا مستلما وما انا من المشركين" یکیشم اینه انّه چقدر شیرینه این "ان صلاتي ونسكي ومحياي ومماتي" قطعا نماز من "ان صلاتي ونسكي" اون مناسک من، اون روش و طریقه بندگی من.
"ومحياي ومماتي" زندگی و مرگ من.
برای کیه؟
همه اینها برای کیست؟
"لله" کدوم الله؟
"رب العالمين".
همون که از تو سر حمد عرض کردیم دیشب "الحمد لله رب العالمين" که البته در دل الوهیت ربوبیت هست.
اصلا الله کسیست که پرورش میدهد بندگانش را.
لذا از دل الله منتشر میشه نام رب.
ربوبیت، پرورش دهندگی.
اصلا چون او رب است و از دل الله منتشر شده است رزاقم هست، وهابم هست، کریمم هست، ستارم هست، غفارم هست همه اینها.
چون میخواد پرورش بده بندههاشو.
خب پرورش بنده نیاز به رزق داره.
نیاز، نیاز به هبات و منح الهی داره که در فصل دوم در فسوس الحکم کسی تشنه هبات و منح الهی بود اون کتاب شریف فسوس ابن عربی، این عارف عربی در فصل دومش که فصل شیثی یا شیثیست اونجا مورد بررسی قرار داده منح و هبات رو.
خیلی هم شیرینه، خیلی.
فصل اول فصل آدمی، پیرامون حجت الله بودن، حجت الله بودن حضرت آدم.
فصل دوم پیرامون هبات و منح الهی و رابطه انسان با این هبهها، بخششها و سوالی که انسان از اونی کند خیلی شیرین، خیلی.
اونجا رجوع کنید خیلی عالی.
[نفس عمیق] خب پس این دعا قبل از ورود به نمازه.
باز سرش در چیه؟
در اون "لله رب العالمين".
مثلا همه چی من برای اللهه.
[صدای کودکان] یا باز چه عجیب که هرچی فکر میکنی اون آیه دو سه سوره طلاق که مرحوم آیه نخودکی به عنوان کیمیا به حضرت امام یاد دادن دستورالعملشو که دستورالعمل خاصی داره، اونجا حالا برای عزت، ازدیاد رزق، رسیدن به کیمای حقیقی اینها، اونجا تو اون آیه می فرماید "ومن يتق الله، يتق الله يجعل له مخرجا".
الله اصلا اینجا موضوعیت داره.
خیلی عجیبه.
قصه الله، الوهیت.
"بسم الله الرحمن الرحيم" که دیشب عرض کردیم بارها عرض کردیم "وهرت الموجودات عن بسم الله الرحمن الرحيم" که مولا فرمودن همه موجودات ظهور "بسم الله الرحمن الرحيم"ن بسم اللهن اسم اللهن اسم اللهن.
ظهورش البته.
که حالا اون مصداق بیرونیش وجه اتمش میشود ولی الله الاعظم.
اون مصداق الله هست.
عجیبه ارتباط با این نام خیلی در مسیر خودسازی انسان رو کمک میکنه.
مخصوصا یه شبی که بارون گرفت بزنی بیرون زیر نم نم بارون بدون هیچ حجابی.
نه چتر بگیری رو سرت نه هیچ.
بارونها بریزه.
امتحان کنید ببینید.
خیلی عجیب این ذکر الله رو در دل شب زیر باران بکشید.
الله.
حالا باز ذکر دلت با اون نوای دلت، اون موسیقی که در نظام هستی جاریه و متاسفانه امروزه جوونای ما موسیقی رو که میگن آقا علامه طباطبایی هم موسیقی میخوند، علامه حسن زاده علیه الرحمه موسیقی بلد بودن و میخوندن.
علم موسیقی اینا بله در اسلام هست اما نه این موسیقی که الان به انحراف رفته.
اون موسیقی که اصلا بهترین موسیقی برای نفس برای نفس ناطقه هر کسی اون نوای نفس درون خودشه.
اصلا بدون هیچ سبک و نغمهای.
نه اینکه بخوای تقلید کنی از کسی شروع کنی هر طور بلدی مثلا الله [آواز] من خودم با این نوا خیلی از جوونی خودم صفای میکردم اینا دیگه کشیده شد تو جمع ما.
با هر نوایی، اون موسیقی درونته.
اون چیزیه که از درون، مثلا یه سری که انسان رو به عرفانه یا عرض شود، اون عرض شود خدمتتون حالت عرفانی که حالا توجه عرفانی اصطلاحاً توجه عرفانی که قبلاً چند جلسه دربارهش صحبت کردیم میرسونه اینه که شما ما در دل سکوت شب، خلوت شب مثلا قرآن رو بخوانیم بدون توجه به ترجمه قرآن و حتی اَ اِ او ها اون عرض شود تجوید و لحن و اینا نه هم با همون نوای درون خودت هر طور که بلدی قرآن رو بخونی بری.
چرا اینطور میگه؟
این دستور اول رو بزرگان چرا دادن؟
که برسی به اون نوای درون خودت.
حتی خودت بشینی برای خودت روضه بخونی.
هی به این و اون گوشت همش هم گوش ندین روضه از این و اون.
خودمون با نوای البته دل خودت، اون موسیقی درون خودت.
که اینها خیلی مهمن.
این چیزایی که ما داریم به همین راحتی میگیم و ازش رد میشیم خیلی مهمن و اینا تجربه شدن توسط تمام بزرگان ما.
ما اینها یه مقدار بیگانه ایم به این مسائل و این حقایق اما تجربه شدن اینها.
خب پس شروع نماز اون به اون شکل یا خیلی عجیب که من خودم داشتم فکر میکردم خب مدتی این دعا رو که دستور هست قبل از شروع غذا این دعا رو بخونی.
لا اله الا الله احداً صمدا لا حول و لا قوه الا بالله.
خب بعد اخیراً که این رساله شریفه حضرت استاد ما رو متوجه این قصه کرد.
توجه به الله رابطهی بین عبد و الله که اگر عبد مرتبط با الله شد کار تمام است.
و کسی که خدا رو دارد چه کم دارد؟
بحث ما این بود.
توجه کردم به همین دعایی که لغلغه زبونمون شده قبل از غذا.
چرا؟
چرا؟
چرا موقع دعا حالا اللهم ارزقنا رزقا حلالا طيبا واسعا اینا درست باز که اونم با اللهمایه حالا اینا بماند.
چرا لا قبل شروع غذاها؟
سریه عجیبه.
لا اله الا الله.
لا اله الا الله که دیشب عرض کردیم ثواب لا اله الا الله النظر فی وجه الله.
حالا اینجا میگه لا بگو قبل غذا لا اله الا الله احداً صمدا.
رابطهی اینها چگونه است؟
بعد بگو لا حول و لا قوه الا بالله.
باز الا بالله.
عجب.
خیلی عجیب اینها رابطهی غذایی که میخوای بخوری با احدیت نظام هستی با صمدیت حضرت حق با الوهیت با ذکر شریف لا اله الا الله.
عجب.
[سرفه] واقعاً اینها حقایقیاند که ما باید بهشون توجه کنیم.
نباید به همین راحتی از کنار اینا رد شیم.
یا اون فرمایش شریفی که فرمود اعملوا عمل کنید.
اعملوا فکلً همه چیز میسرٌ لما خلق له.
الله اکبر.
پس همه چیز میسوراً میس-- اون یعنی میشه گفت اونچه که براشون میسر است فکلً میسرٌ لما خلق له.
اونچه که براشون میسور است، راهی که براشون باز شده، هموار شده است، برای چیه؟
لما خلق له.
برای اون چیزیه که براشون خلق شدن.
هرکس برای چی خلق شده؟
عین ثابت ما، اون عین ثابت ما در علم حضرت حق بودیم که زبان حال ما رو خدا میدونست لذا فرمودن علم الهی تابع زبان حال بندگان شده یعنی تابع عین ثابت هر کسی شده در ثُ-- ذات حضرت حق قبل از خلقت، پیش از خلقت زبان حال تو.
این، این زبان حال رو از جهت کلی اگر بخواهیم بگیریم، اتفاقاً یه دعایی هم هست عجیب دعاییه.
یک بخشیش حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها میفرماید "و استعملنی" به خدا عرض میکنه "و استعملنی".
خدایا منو به کار بگیر.
کجا به کار بگیر؟
لما خلقتنی له.
عجب!
چقدر قشنگ، چه شیرین، چه خوش!
چه دعای قشنگی از حضرت زهرا.
شاید به یک معناش بشه گفت دیگه کل دعاها رو شما جمع کنید بخواید چکیدش کنید دعا، از خدای خواهشی داشته باشی، لب مطلب رو بخوای از خدا بخوای مغزشو بخوای، مغز مغز نه تو-پوستشو.
همینه که حضرت زهرا از خدا خواسته واستعملنی خدای منو به کار بگیر.
کجا؟
لما خلقتنی له.
برای اون چیزی که منو براش خلق کردی.
حالا ما رو خدا برای چی خلق کرده؟
باز آیه قرآن [آیه قرآن] الله اکبر.
فطرت الله.
اون فطرت که در درون من و توست.
اون انشعابی که ما رو وصل به اون رود نیل میکنه و اون رود نیل از دریای لایتناهی حضرت حقه.
اون کانال وجودی من و شما.
رب وجودی ما که از الله منتشر شده است.
همش برگشت میکنه به الله.
الله الله الله الله.
حالا کسی به این رسید دیگه چی کم داره؟
کسی که به تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها به اون کنهش، به اون باطنش، به اون حقیقتش، به اون درون مایه تسبیحات بی بی دو عالم رسید دیگه چی کم داره؟
مثل اینکه فرمودند اصلاً این باقیات الصالحات الان به یک باره به یکی بگه آقا تسبیحات بی بی باقیات الصالحاته تعجب میکنه.
یعنی چی؟
باقیات الصالحات یعنی چیزی که از تو باقی میمونه.
مثلاً عمل صالحی، چه میدونم فرزند صالحی، کتابی نوشتی، مسجدی بنا کردی، حسینیه ای زدی، [نفس عمیق] یه علمی رو توضیح کردی که وقتی تو از دنیا میری تا اون هست پرونده تو بازه.
ها؟
تعبیری که از باقیات الصالحات میکنن.
خب چه ربطی به تسبیحات بی بی دو عالم داره؟
الان که داریم بازش میکنیم یه مقدار با کمک هم توضیح میدیم میگیم عجب چه واقعاً همینه اصلاً.
باقیات الصالحات همینه.
باید هم تسبیحات بی بی باشه.
[نفس عمیق] اون فطرت الله، فطرت الله.
اسم خدا هم که یکی از اسامیش فاطره دیگه.
عرض کردیم از اون آیه قرآن هم هست قبل از شروع به نماز مستحبه بگی [آیه قرآن] حضرت ابراهیم این دعا رو داشتن [آیه قرآن].
جایی که ما تفسیر میکنیم که حضرت ابراهیم هم مسلمان بوده اینجا خود حضرت فرموده تو این دعا.
حنیفا مسلما وما انا من المشرکین.
مسلمان بوده.
اونجا میفرماید به چه خدایی، به کدوم خدا من رو کردم؟
وجهم رو، چهرهام رو به چه سمتی قرار دادم؟
[آیه قرآن] اون خدایی که فاطر است.
شک-- به یک معنا شکافنده آسمان و زمین است.
فطر.
یه زمانی یه شب عید فطری بود اینجا ما پیرامون موضوع فطر، فطریه، عید فطر، افطار، افطار، اسم فاطر حضرت حق، فاطمه سلام الله علیها.
اینا همه یک شبه صحبت کردیم.
که اون شکوفههایی که میزنه به درخت، حالا به ضرب من البيان عرض میکنیم و الا حقیقت مافوق این است.
اون شکوفه که الان از درخت زده بیرون، تا چه وقتی این شکوفه به راه است، سر به راه است، سرسبز است.
اون گل، اون شاخ و برگ، اینها، اون شکوفهها شکوفا شدن دیگه از تنه این درخت شکوفا شدن اینها.
تا کی این سرحال، سرسبز، نشاط داره و زنده است؟
تا وقتی که وصل به اون تنه است، به اون تنه.
[صدای کودکان] اونجا فطر، این شکفته شده از درون اون تنه، از اون حقیقت وجودی خودش.
فطر.
حالا، [نفس عمیق] که اگر این شکوفه رو، این برگ و این شاخ و این میوه رو، اینا رو این بکنی از درخت تمام شد.
دیگه حیات نداره.
تمام شد.
دیگه سرسبز نیست.
زرد میشه، میپوسه، از بین میره.
تا وقتی که وصل سرسبزه.
توجه کردی چی شد؟
مثلاً فطریه میدی به جهت اینکه شکوفا شدی.
افطار وقت شکوفا شدن ما اونه.
اون فطریه میشه به یک معنا شکرانهای که واجب کرده خدا شکرانه است به جهت مفتوح شدن فطرتت.
درست شد؟
که بعد عید فطر میشه.
خب، خب این فطرت، این فطرت تو به چی مفتوره؟
فرمود [آیه قرآن].
الله اکبر.
یعنی تو اون الله رو اصل بگیر.
اون حقیقت کلیه بگیر یا حالا عنوان اون حقیقت کلیه که بعضیا میگن اسم الله در صورتی که اسم الاسم است.
اتفاقاً حضرت استاد یه جا میفرما اسم اسم الاسم است که حالا اینو بعداً باید صحبت کنیم که جاش الان نیست.
که اون رو شما اصل بگیری.
قربونت برم.
تو یکی از شکوفههای اونی، درخت الوهیت.
حالا این، این شکوفایی رو دقت بفرمایید کجا داریم میریم.
این بحثو من جمع کنم دیگه از سویی که اگرچه عموم یه بحثایی اما [صدای کودکان] باشه انشاالله به موقعش.
این اسم فاطر، اسم فاطر حضرت حق همونطور که الله انتشار پیدا میکنه، اسم فاطر هم انتشار پیدا میکنه، منتشر میشه، منتشر میشه و در درون خودش میجوشه.
از درون خودش شکوفا میشه.
اون اسمی که از اسم فاطر شکوفا شده چیه؟
[صدای کودکان] عرض میکنیم یا فاطر و به حق فاطمه.
یه وجهش اینه.
اصلا محل شکوفایی عالم است.
محل، شما کجا شکوفا شدی؟
شما کجا شکوفه زدی؟
اصلا خودت شکوفه شدی؟
از اونجا شکفته شدی؟
بیرون اومدی از رحم مادر.
محل اتصال و ارتباط تو با اسم الرحمن حضرت حق رحم مادر بوده است.
اسم الرحمن.
[صدای کودکان] توجه کردید چی شد؟
که اگر اون رحم پاک است، کنتم فی الاسلاب الشامخه والارحام المطهره.
اگر اون رحم پاکه که مادرهای شما همه رحمها پاک بوده که الان نشستید سر سفره حضرت زهرا، این دیگه یقینیست.
اصلاب پدرها پاک بوده که الان سر سفره حضرت زهرا سلام الله علیها نشستید.
اگر اون رحم پاک بوده که هست، دیگه اون بوی یعنی خود رحم منشق است از اسم الرحمن اما بوی رحیمیت خدا رو میدهد چون تو رو آورد سر سفره حضرت زهرا سلام الله علیها نشوند و تو شکفته شدی.
شکوفا شدی.
اینجا.
این شکوفا شدن از کجا بود؟
از حضرت زهرا سلام الله علیها.
مادر هستیه یعنی همه چی از او شکفته شده.
همه چی از او شکوفا شده.
لذا مثالی که زدم اون شکوف، شکوف حالا شکوفه رو شما نمیدونم میوه رو، برگ و شاخ و همه رو، برگ و همه رو هر کدوم رو شما از درخت وجود بگیری تموم شدی.
کار تموم شد.
اگر کسی از فاطمه زهرا جدا شد کار تموم شد.
جدایی از حضرت زهرا سلام الله علیها یعنی مساوی است با فنا.
تموم شد.
نه اون فنای خوبها.
ما اون فنای خوب رو نمیگیم.
و اون فنا که فناء الله و بقاء بالله اینا رو نمیگیم.
نه اونا که مراتب بندگیاند.
[صدای کودکان] یعنی اینکه مضمحل میشی، استعدادت رو از دست میدی.
استعدادت رو از بین میبری.
اون چیزی که براش خلق شدی و دعای حضرت زهرا تو رو به اون سمت تشویق و ترغیب میکرد، اون رو از دست میدی.
یعنی استعدادت رو یعنی سرمایتو از دست میدی.
کسی سرمایهشو از دست داد، استعدادش رو از دست داد، دیگه کجا بره؟
استعدادش تموم شد، از بین رفت.
اونجا هم دیگه عالم استعداد نیست.
بعد از موت عالم فعالیته اونجا دیگه.
اینجا، اینجا قوه و استعداده، اونجا فعالیته.
هرچی الان شدی اونجا همونی.
اینجا هرچی شدی سیرورت، سار شد.
هرچی شدی اونجا همونی.
هرچی شدی.
به یک معنا هر طور شکوفا شدی، شکفته شدی، اینجا، اونجا هم همونی.
میشه انسان این همه گل داریم.
اینا داره با هم حرف میزنن.
این گلها، تعدد گلها داره با من حرف میزنه.
آیات الهیاند این گلها.
یکی میتونه گل شیپوری باشه، یکی گل نمیدونم میمون باشه، یکی گل کاکتوس باشه، یکی گل خرزهره باشه.
اینا با هم فرق میکنن.
یکی گل نرگس باشه یکی هم بشه گل محمدی.
اللهم صلي على محمد و آل [صدای کودکان].
اینا همه فرق میکنن.
تو شکوفا شدنت به چه اسمی از اسامی حضرت حق بود؟
[صدای کودکان] اگر به واسطهی فیض محض حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها که مادر هستیست، تو اون کانال اصلی که تو برای همون خلق شدی، شکوفا شدی کار تمامه.
یعنی تو فاطمی هستی و تو فرزند فاطمه حساب میشی.
اما اگر قطع رحم شد از حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها جدا شدی.
[صدای کودکان] مثل اون برگی، مثل اون میوهای، مثل اون شاخهای، هر رتبهای میخوای داشته باشی در درخت وجود.
مثل اون شکوفهای که از درخت کندنش مضمحل شد، تمام شد.
اصلا هم توقع شفاعت نباید داشته باشی.
شفاعت شفع و شفع والوتر.
شفع یعنی جفت.
یعنی تو هم سنخ با اون کسی بشوی که میخواهد دست تو را بگیرد.
فرمود ما قیامت دست شما رو میگیریم.
امام صادق صلوات الله علیه فرمود.
وعده دادن.
اما به گونهای رفتار کنید که ما بتوانیم قیامت دست شما را بگیریم.
چون لا یمسّهُ إلا المطهرون.
دست ناپاک نمیشه اصلا به میزانی که ناپاکی هست می برنمون تو قعر جهنم و برزخ و دوزخ و چه میدونم اینها می برنمون که پاکسازی صورت بگیره به مقام شفاعت برسیم.
اگر برسیم.
اون شفاعت چیه؟
همین استعداد من و شماست.
همین استعداد.
این استعداد رو به یک معنا میگن هیولای اول.
آقا از این حرفام نترسین حالا بعد میرسیم تو بحث لقاءالله بهش که تو همون کتاب فسوس هست و.
چرا بهش میگن هیولا؟
که حالا یه زمانی عام صحبت برای بچهها داشتیم کردیم یه جلسهای همه نوجوان بودن گفتیم از هیولا میترسی چون شناخت نداری ناشناختهست.
یه بحثی اینطوری کردیم.
از ج-- از جهت علمی بخوای بگی به زبان یونانی هیولا یعنی به، عرض شود خدمتتون استعداد میگن.
به استعداد بالقوه انسان میگن از جهت یونا-- به، به زبان یونانی میگن هیولا.
مثل حالا در فلسفه مثالی که میزنن مثل چوب نتراشیده.
این چوبی که نتراشیده و خامه نرم هم هست شما به هر شکلی میتونی درش بیاری.
درسته؟
این چوب بهش چوب نتراشیده، به این میگن قوه، استعداد، هیولا.
[صدای کودکان] توجه کردید؟
اون هیولای اول اون که ما بودیم، ما اول عقل بالهیولا بودیم.
بعد شدیم عقل بالفعل.
بعد شدیم عقل بالملکه.
بعد شدیم همچنین بعدیم عقل فعال، عقل بالمصطفات که دیگه اولیا الهی هستن.
این مراتب عقول رو قبلاً گفتیم.
خب این ارتباطی که به میزانی که ما ارتباط با حضرت زهرا سلام الله علیها گرفتیم، دقت کنید چی عرض میکنم به مقام شفاعت رسیدیم و استعدادمون آمادهست برای شفع، برای چی؟
شفیعه گرفتن از هم سنخ خودمون.
به مقام شفاعت میرسیم.
غیر از این باشه نمیشه.
[صدای کودکان] پس اصلاً به این معنا که الان با این وضعی که ما داریم میریم جلو ختم کلام تمام.
آقا بعضیا الان تازه رسیدن.
لب مطلب حرف ما امشب چی بوده از اول تا حالا؟
آقا خلاصهش اینه که کسی بخواد به چکیده منبر امشب نیم ساعتیمون برسه آقا اینه که به میزانی که با حضرت زهرا سلام الله علیها ارتباط گرفتهای شبیه به بی بی دو عالم شدی لذا اون حجت الله حجت حضرت حق شده بر بقیه حجج الهی.
اون هم حجت الله.
لذا اونها هم خودشونو کلاً با حضرت زهرا سلام الله علیها میزن میکنن.
الله اکبر.
به میزانی که شبیه این خانم شدی، ممات و حیاتت، به میزانی که ارتباط با این خانم گرفتی، یه مقدار خودمونیتر بگیم به میزانی که حالا متوسل به خانم شدی، توجه به خانم کردی، تمسک به خانم جستی، دامن خانم رو گرفتی به همون میزان به فطرتت نزدیک شدی و به همون میزان به شفاعت میرسی.
به همون میزان میتونی شفاعت هم بکنی و اصلاً رتبه تو همونه.
جایگاه و قدر تو سر القدرت همینه.
یه کسی بتونه نگاه کنه به سر القدر تو از همین جا تشخیص میده چقدر بوی فاطمه زهرا داری.
اون جایگاه و رتبه من و شما در این عالم میشه.
اصلاً میزان بعد و قرب ما به الله، به حضرت حق که [آیه قرآن] میزان دوری و نزدیکی ما به اون فطرت الوهی، میزان ارتباط ما با حضرت زهراست.
[صدای کودکان] یعنی اصلاً فاطمیه ایام تنظیم کردن خودت با این شاقول الهیه.
دیگه چی بگم من؟
[صدای کودکان] بندهها وقتی میخوان بدونن میزن رفتن جلو شاقول میکشن، مهندسی میکنن.
این شبها باید خودتو مهندسی کنی.
چه میزان ارتباط با حضرت زهرا، چرا نمیتونی برای خانم گریه کنی؟
چرا؟
چه بلایی سر خودت آوردی که نمیتونی بفهمی روضههای بی بی رو؟
چرا نمیتونی مثل بقیه بسوزی آتش بگیری؟
چرا رغبت نداری برای آمدن تو جلسه بی بی دو عالم؟
نه بعضیا برعکس اصلاً نمیتونن این، تو این ایام شب و روزشون شده فاطمه زهرا.
نمیتونن بینام زهرا باشن.
نمیتونن لباس مشکی خانم تن نکنن.
نمیتونن بدون هیئت و روضه باشن.
این یعنی شاقول شده.
این یعنی میزن شده.
این شده نزدیک شده، نزدیک شده، تقرب پیدا کرده.
چنین کسی میشه فرزند صدیقه طاهره.
اصلاً اصل سادات نه فقط بدن جسمیه، اینه، این، این، این حالت که ما میگیم.
اگه اینی به میزانی که اینی سیدی.
[صدای کودکان] بله یکی هم سید و سادات میشه.
یکپارچه شبیه بی بی دو عالم میشه.
اما-- امام عصر ما میگن عین مادرش راه میره، صحبتش عین مادرشه، چهرهش شبیه مادرشه.
حتی راه رفتنش حدیث داریم شبیه مادرشه.
عجیبه!
هیکل و شاکله حضرت صاحب، حضرت مهدی، ابا صالح المهدی شبیه مادرش فاطمه است سلام الله.
اصلاً فرمود بهترین الگوی من مادرم فاطمه است.
اینو امام عصر فرموده.
یعنی چی؟
با اون میزن میکنم خودم رو.
الگوعه دیگه.
[صدای کودکان] این یه معنایه و امنا فاطمه حجت الله علینا هم یک معناش اینه که حضرت آقا حسن زاده فرمودن در اذان و اقامهتون بگید اشهد ان فاطمه، اشهد ان فاطمه الزهرا بنت رسول الله عصمت الله الكبرى و حجت الله علی الحجج سلام الله علیها.
[صدای کودکان] امشب امام عصر متوجه مادرشه که من و شما هم متوجه شدیم.
اصلاً اینطوری بخواهیم بریم جلو، رفیق قربونت برم.
عجب بحث به کجاها کشیده.
به میزانی که تو محل سر و محرم اسرار امام عصری، مورد توجه امام عصری، امشب مادرش رو درک میکنی.
چون او متوجه تام و کامل به مادرش فاطمه زهراست.
آقا امام امشب.
و هر کسی به میزانی که به دل امام عصر راه پیدا کرده، پل زده، به سر امام عصرش رسیده، محل سر آقاش شده، محرم اسرار آقاش شده، آقا قبولش داره، دوسش داره، پیش امام عصر عزیزه، به همین میزان امشب رو درک میکنه.
آقا امروز خیلی منبر شکفت.
[آیه قرآن] [صدای کودکان] فاطمه سلام الله علیها.
یا فاطر به حق فاطمه.
حالا با این فاطمهای که ما داریم اینطوری حرف میزنیم چی کردن؟
امشب خونهش چه خبره؟
بریم روضه بخونیم.
امشب خونه حضرت زهرا چه خبره؟
امشب حالات بچههای خانم چطوره؟
امشب امیرالمؤمنین حالاتش چگونه است؟
چجوری خبر شهادت بی بی دو عالم رو به آقامون دادن؟