یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
آغاز سخن
یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایك نعبد واياك نستعين. الحمد لله على كل نعمته واسال الله من فضله. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
بحث ما پیرامون این بخش از نامه دوم نامهها بر نامههای حضرت استاد بود که ایشان فرمودنددد "آن که خدا دارد چرا بینواز؟" و داشتیم در همین خصوص سخن میگفتیم و ارتباط عبد با حق رو بیان میکردیم که راهرو رسیدن به توحید وجودی، توحید الوهی بود و آنچه که در منظر و مرآی عموم مردم در قرآن قرار دارد توحید الوهیست و توجه به ذکر شریف الله بود که اگر کسی توانست مرتبط با این حقیقت الحقایق عالم و صورت الصور بشود کار تمام است.
و چه عجیب که ما یکی از بهترین ازکار رو که در تعقیبات نماز داریم و اینطور که ما بررسی کردیم بهتر از این ذکر ما در میآیند ازکار و تعقیبات نماز نداریم. تعقیبات اونچه که در عقب نماز خوانده میشود که انسان از هیئت و کسوت نماز نباید خارج بشود و شروع کنه. اگر مثلاً بعضیها آن تکبیرات اختتامیک نماز که مستحبه رو میگویند نماز آن سلام آخر و سلام سوم رو که گفتی آن سلام واجبه. دو تا سلام اول مستحبه. سلام سوم رو که گفتی دیگر از نماز خارج شدی. آن تکبیرات اختتامیه، آن سه تا تکبیر مستحبه.
طرح مسأله
حتی دست آوردن بالا هم آن هم مستحبه. و البته در تکبیرات ابتدای نه تکبیر ابتدای نماز، تکبیرة الاحرام، آن تکبیر آنجا واجبه و دست آوردن بالا مستحبه. یعنی کسی میتواند بگوید الله اکبر نمازشو شروع کنه بدون اینکه دست بیاره بالا. آن کسانی که وقتی نمازشون تموم شد قبل از اینکه ورود به تعقیبات کنن سرشونو اینور اونور میکنندد یعنی از سمت قبله صورتشونو برمیگردونند دیگر اینها مشغول تعقیبات نماز نیستن.
تعقیب یعنی آن عقب نماز یعنی شما تو همان حالت نماز باشی و ذکرو بگی که ما ندیدیم بالاتر از تسبیحات حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها و چه عجیب که روایت دیدیم که باقیات الصالحات همینه. همین تسبیحات بیبیه. حدیث دیدیم که سند قبولی نمازه. چگونه است که شما اگر یک زمینی رو حتی بخری ملکی رو تا سندش به نام شما نخورده قانوناً مال شما نیست. اینجا تسبیحات بیبی مالکیت نماز رو در تملک شما قرار میده. و شما صد بار در این تسبیحات ذکر شریف الله استفاده میشود.
الله که آقای جوادی آملی حفظه الله ایشون میفرمودنددد که من تعجب میکنم که این ذکر این لفظ جلاله الله رو که صد بار در این تسبیحات تکرار میشود چگونه بعضیها همینجوری تند و تند میگویند میروند؟ حرمت نگه دارید برای الله. اکنون آن سبکی که به فضل الهی ما ساختیم گذاشتیم روش که دست جمعی جمعخوانی بشود بعد از نمازها این حرمت، حرمت رو حفظ میکرد در خصوص این تسبیحات.
گشایش معنا
الله الله الله چقدر این اسم باعظمه است که اکنون یک وقت هست که بنده از دور خدا رو صدا میزند میگوید یا الله این حرف ندار که از او برداری الله اینجا دیگر تو بغل خدایی. مخصوصاً اگر آن الله رو بکشی. بنگر شما نماز رو تکبیر اول که تکبیرة الاحرام با الله اکبر شروع میکنی. پس از ارادت با لفظ جلالی الله شروع میشود. وقتی که نماز تموم شد مستحبه که شما چی کار کنی؟ مؤکدم هست، تأکید شده این مستحب که سه تا تکبیر بگی بعد تسبیح حضرت زهرا دیگر بالاتر از آن نداریم. صد بار الله اکبر میگوید عجب!
اصلا ادعیهای که لفظ جلالی الله در آنها زیاد به کار گرفته شده یک ادعه خاصین. کمیل چرا سر السريه؟ وجهش همان اللهم اوله. اللهم انی اسئلک بعضی ادعیک هستندد با ربه شروع میشوند برخی با الهی شروع میشوند. ولی اونایی که با اللهم هستندد اینها اسراری درشونه سرن اینها عجیبن. که اکنون باز بحث نماز شد قبل از ورود به نماز چند تا ذکر توصیک شده توسط اهل بیت علیهم السلام مستحب اینها رو قبل از ورود به نماز انسان بگوید تا حریم بگیره. حریم بر نماز بگیره.
یکیش اینه "اني وجهت وجهي للذي فطر السماوات والارض حنيفا مستلما وما انا من المشركين" یکیشم اینه انّه چقدر شیرینه این "ان صلاتي ونسكي ومحياي ومماتي" قطعا نماز من "ان صلاتي ونسكي" آن مناسک من، آن روش و طریقه بندگی من. "ومحياي ومماتي" زندگی و مرگ من. همه اینها برای کیست؟ "لله" کدوم الله؟ همان که از تو سر حمد گفته شد دیشب "الحمد لله رب العالمين" که البته در دل الوهیت ربوبیت هست. اصلا الله کسیست که پرورش میدهد بندگانش را. لذا از دل الله منتشر میشود نام رب. ربوبیت، پرورش دهندگی.
بیان روایت
اصلا چون او رب است و از دل الله منتشر شده است رزاقم هست، وهابم هست، کریمم هست، ستارم هست، غفارم هست همه اینها. چون میخواهد پرورش بده بندههاشو. پرورش بنده نیاز به رزق دارد. نیاز، نیاز به هبات و منح الهی دارد که در فصل دوم در فسوس الحکم کسی تشنه هبات و منح الهی بود آن کتاب شریف فسوس ابن عربی، این عارف عربی در فصل دومش که فصل شیثی یا شیثیست آنجا مورد بررسی قرار داده منح و هبات رو. خیلی هم شیرینه، خیلی. فصل اول فصل آدمی، پیرامون حجت الله بودن، حجت الله بودن حضرت آدم.
فصل دوم پیرامون هبات و منح الهی و رابطه انسان با این هبهها، بخششها و سوالی که انسان از اونی کند خیلی شیرین، خیلی. آنجا رجوع کنید خیلی عالی. پس این دعا قبل از ورود به نمازه. باز سرش در چیست؟ در آن "لله رب العالمين". مثلا همه چی من برای اللهه.
یا باز چه عجیب که هرچی فکر میکنی آن آیک دو سه سوره طلاق که مرحوم آیک نخودکی به عنوان کیمیا به حضرت امام یاد دادند دستورالعملشو که دستورالعمل خاصی دارد، آنجا اکنون برای عزت، ازدیاد رزق، رسیدن به کیمای حقیقی اینها، آنجا تو آن آیک می فرماید "ومن يتق الله، يتق الله يجعل له مخرجا". الله اصلا اینجا موضوعیت دارد. قصه الله، الوهیت.
تمثیل و شاهد
"بسم الله الرحمن الرحيم" که دیشب گفته شد بارها گفته شد "وهرت الموجودات عن بسم الله الرحمن الرحيم" که مولا فرمودندد همه موجودات ظهور "بسم الله الرحمن الرحيم"ن بسم اللهن اسم اللهن اسم اللهن. که اکنون آن مصداق بیرونیش وجه اتمش میشود ولی الله الاعظم. آن مصداق الله هست. عجیبه ارتباط با این نام خیلی در مسیر خودسازی انسان رو کمک میکند. مخصوصا یک شبی که بارون گرفت بزنی بیرون زیر نم نم بارون بدون هیچ حجابی. نه چتر بگیری رو سرت نه هیچ. امتحان کنید بنگر.
خیلی عجیب این ذکر الله رو در دل شب زیر باران بکشید. اکنون باز ذکر دلت با آن نوای دلت، آن موسیقی که در نظام هستی جاریک و متاسفانه امروزه جوونای ما موسیقی رو که میگویند آقا علامه طباطبایی هم موسیقی میخواهندد، علامه حسن زاده علیک الرحمه موسیقی بلد بودن و میخواهنددند. علم موسیقی اینها بله در اسلام هست اما نه این موسیقی که اکنون به انحراف رفته. آن موسیقی که اصلا بهترین موسیقی برای نفس برای نفس ناطقه هر کسی آن نوای نفس درون خودشه. اصلا بدون هیچ سبک و نغمهای. نه اینکه بخوای تقلید کنی از کسی شروع کنی هر طور بلدی مثلا الله من خودم با این نوا خیلی از جوونی خودم صفای میکردم اینها دیگر کشیده شد تو جمع ما. با هر نوایی، آن موسیقی درونته.
آن چیزیک که از درون، مثلا یک سری که انسان رو به عرفانه یا ، آن حالت عرفانی که اکنون توجه عرفانی اصطلاحاً توجه عرفانی که قبلاً چند جلسه دربارهش صحبت کردیم میرسوند اینه که شما ما در دل سکوت شب، خلوت شب مثلا قرآن رو بخوانیم بدون توجه به ترجمه قرآن و حتی اَ اِ او ها آن تجوید و لحن و اینها نه هم با همان نوای درون خودت هر طور که بلدی قرآن رو بخونی بری. چرا اینطور میگوید؟ این دستور اول رو بزرگان چرا دادن؟ که برسی به آن نوای درون خودت. حتی خودت بشویدی برای خودت روضه بخونی.
دقت در واژهها
هی به این و آن گوشت همش هم گوش ندین روضه از این و آن. خودمان با نوای البته دل خودت، آن موسیقی درون خودت. که اینها خیلی مهمن. این چیزایی که ما داریم به همین راحتی میگوییم و از او رد میشیم خیلی مهمن و اینها تجربه شدن توسط تمام بزرگان ما. ما اینها یک مقدار بیگانه ایم به این مسائل و این حقایق اما تجربه شدن اینها. پس شروع نماز آن به آن شکل یا خیلی عجیب که من خودم داشتم فکر میکردم مدتی این دعا رو که دستور هست قبل از شروع غذا این دعا رو بخونی.
لا اله الا الله احداً صمدا لا حول و لا قوه الا بالله. بعد اخیراً که این رساله شریفه حضرت استاد ما رو متوجه این قصه کرد. توجه به الله رابطهی بین عبد و الله که اگر عبد مرتبط با الله شد کار تمام است. و کسی که خدا رو دارد چه کم دارد؟ توجه کردم به همین دعایی که لغلغه زبونمون شده قبل از غذا. چرا موقع دعا اکنون اللهم ارزقنا رزقا حلالا طيبا واسعا اینها درست باز که آن هم با اللهمایک اکنون اینها بماند. چرا لا قبل شروع غذاها؟ لا اله الا الله.
لا اله الا الله که دیشب گفته شد ثواب لا اله الا الله النظر فی وجه الله. اکنون اینجا میگوید لا بگو قبل غذا لا اله الا الله احداً صمدا. رابطهی اینها چگونه است؟ بعد بگو لا حول و لا قوه الا بالله. خیلی عجیب اینها رابطهی غذایی که میخواهی بخوری با احدیت نظام هستی با صمدیت حضرت حق با الوهیت با ذکر شریف لا اله الا الله. واقعاً اینها حقایقیاند که ما باید بهشون توجه کنیم. نباید به همین راحتی از کنار اینها رد شیم. یا آن فرمایش شریفی که فرمود اعملوا عمل کنید. اعملوا فکلً همه چیز میسرٌ لما خلق له.
جریان بحث
پس همه چیز میسوراً آن یعنی میشود گفت اونچه که براشون میسر است فکلً میسرٌ لما خلق له. اونچه که براشون میسور است، راهی که براشون باز شده، هموار شده است، برای چیست؟ برای آن چیزیک که براشون خلق شدن. هرکس برای چی خلق شده؟ عین ثابت ما، آن عین ثابت ما در علم حضرت حق بودیم که زبان حال ما رو خدا میدونست لذا فرمودندد علم الهی تابع زبان حال بندگان شده یعنی تابع عین ثابت هر کسی شده در ثُ-- ذات حضرت حق قبل از خلقت، پیش از خلقت زبان حال تو.
این، این زبان حال رو از جهت کلی اگر بخواهیم بگیریم، اتفاقاً یک دعایی هم هست عجیب دعاییه. یک بخشیش حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها میفرماید "و استعملنی" به خدا عرض میکند "و استعملنی". خدایا منو به کار بگیر. کجا به کار بگیر؟ چقدر قشنگ، چه شیرین، چه خوش! چه دعای قشنگی از حضرت زهرا. شاید به یک معناش بشود گفت دیگر کل دعاها رو شما جمع کنید بخواید چکیدش کنید دعا، از خدای خواهشی داشته باشی، لب مطلب رو بخوای از خدا بخوای مغزشو بخوای، مغز مغز نه تو-پوستشو.
همینه که حضرت زهرا از خدا خواسته واستعملنی خدای منو به کار بگیر. برای آن چیزی که منو براش خلق کردی. اکنون ما رو خدا برای چی خلق کرده؟ باز آیک قرآن الله اکبر. آن فطرت که در درون من و توست. آن انشعابی که ما رو وصل به آن رود نیل میکند و آن رود نیل از دریای لایتناهی حضرت حقه. آن کانال وجودی من و شما. رب وجودی ما که از الله منتشر شده است. همش برگشت میکند به الله. الله الله الله الله. اکنون کسی به این رسید دیگر چی کم دارد؟
لایهٔ باطنی
کسی که به تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها به آن کنهش، به آن باطنش، به آن حقیقتش، به آن درون مایک تسبیحات بی بی دو عالم رسید دیگر چی کم دارد؟ مثل اینکه فرمودنددد اصلاً این باقیات الصالحات اکنون به یک باره به یکی بگوید آقا تسبیحات بی بی باقیات الصالحاته تعجب میکند. باقیات الصالحات یعنی چیزی که از تو باقی میماند. مثلاً عمل صالحی، چه میدونم فرزند صالحی، کتابی نوشتی، مسجدی بنا کردی، حسینیک ای زدی، یک علمی رو توضیح کردی که وقتی تو از دنیا میری تا آن هست پرونده تو بازه.
تعبیری که از باقیات الصالحات میکنندد. چه ربطی به تسبیحات بی بی دو عالم دارد؟ اکنون که داریم باز او میکنیم یک مقدار با کمک هم توضیح میدهیم میگوییم عجب چه واقعاً همینه اصلاً. باقیات الصالحات همینه. باید هم تسبیحات بی بی باشد. آن فطرت الله، فطرت الله. اسم خدا هم که یکی از اسامیش فاطره دیگر. گفته شد از آن آیک قرآن هم هست قبل از شروع به نماز مستحبه بگی حضرت ابراهیم این دعا رو داشتن . جایی که ما تفسیر میکنیم که حضرت ابراهیم هم مسلمان بوده اینجا خود حضرت فرموده تو این دعا.
حنیفا مسلما وما انا من المشرکین. آنجا میفرماید به چه خدایی، به کدوم خدا من رو کردم؟ وجهم رو، چهرهام رو به چه سمتی قرار دادم؟ آن خدایی که فاطر است. به یک معنا شکافنده آسمان و زمین است. یک زمانی یک شب عید فطری بود اینجا ما پیرامون موضوع فطر، فطریه، عید فطر، افطار، افطار، اسم فاطر حضرت حق، فاطمه سلام الله علیها. اینها همه یک شبه صحبت کردیم. که آن شکوفههایی که میزند به درخت، اکنون به ضرب من البيان عرض میکنیم و الا حقیقت مافوق این است.
ثمره در عمل
آن شکوفه که اکنون از درخت زده بیرون، تا چه وقتی این شکوفه به راه است، سر به راه است، سرسبز است. آن گل، آن شاخ و برگ، اینها، آن شکوفهها شکوفا شدن دیگر از تنه این درخت شکوفا شدن اینها. تا کی این سرحال، سرسبز، نشاط دارد و زنده است؟ تا وقتی که وصل به آن تنه است، به آن تنه. آنجا فطر، این شکفته شده از درون آن تنه، از آن حقیقت وجودی خودش. حالا، که اگر این شکوفه رو، این برگ و این شاخ و این میوه رو، اینها رو این بکنی از درخت تمام شد. دیگر حیات ندارد. دیگر سرسبز نیست.
زرد میشود، میپوسه، از بین میرود. تا وقتی که وصل سرسبزه. توجه کردی چی شد؟ مثلاً فطریک میدی به جهت اینکه شکوفا شدی. افطار وقت شکوفا شدن ما اونه. آن فطریک میشود به یک معنا شکرانهای که واجب کرده خدا شکرانه است به جهت مفتوح شدن فطرتت. که بعد عید فطر میشود. خب، این فطرت، این فطرت تو به چی مفتوره؟ یعنی تو آن الله رو اصل بگیر. آن حقیقت کلیک بگیر یا اکنون عنوان آن حقیقت کلیک که برخی میگویند اسم الله در صورتی که اسم الاسم است.
اتفاقاً حضرت استاد یک جا میفرما اسم اسم الاسم است که اکنون این را بعداً باید صحبت کنیم که جاش اکنون نیست. که آن رو شما اصل بگیری. تو یکی از شکوفههای اونی، درخت الوهیت. اکنون این، این شکوفایی رو کجا داریم میریم. این بحثو من جمع کنم دیگر از سویی که اگرچه عموم یک بحثایی اما باشد انشاءالله به موقعش. این اسم فاطر، اسم فاطر حضرت حق همانطور که الله انتشار پیدا میکند، اسم فاطر هم انتشار پیدا میکند، منتشر میشود، منتشر میشود و در درون خودش میجوشه. از درون خودش شکوفا میشود.
پیوند با معارف
آن اسمی که از اسم فاطر شکوفا شده چیست؟ عرض میکنیم یا فاطر و به حق فاطمه. اصلا محل شکوفایی عالم است. محل، شما کجا شکوفا شدی؟ شما کجا شکوفه زدی؟ اصلا خودت شکوفه شدی؟ از آنجا شکفته شدی؟ بیرون آمدی از رحم مادر. محل اتصال و ارتباط تو با اسم الرحمن حضرت حق رحم مادر بوده است. توجه کردید چی شد؟ که اگر آن رحم پاک است، کنتم فی الاسلاب الشامخه والارحام المطهره. اگر آن رحم پاکه که مادرهای شما همه رحمها پاک بوده که اکنون نشستید سر سفره حضرت زهرا، این دیگر یقینیست.
اصلاب پدرها پاک بوده که اکنون سر سفره حضرت زهرا سلام الله علیها نشستید. اگر آن رحم پاک بوده که هست، دیگر آن بوی یعنی خود رحم منشق است از اسم الرحمن اما بوی رحیمیت خدا رو میدهد چون تو رو آورد سر سفره حضرت زهرا سلام الله علیها نشوند و تو شکفته شدی. این شکوفا شدن از کجا بود؟ از حضرت زهرا سلام الله علیها. مادر هستیک یعنی همه چی از او شکفته شده. همه چی از او شکوفا شده.
لذا مثالی که زدم آن شکوف، شکوف اکنون شکوفه رو شما نمیدانم میوه رو، برگ و شاخ و همه رو، برگ و همه رو هر کدوم رو شما از درخت وجود بگیری تموم شدی. اگر کسی از فاطمه زهرا جدا شد کار تموم شد. جدایی از حضرت زهرا سلام الله علیها یعنی مساوی است با فنا. نه آن فنای خوبها. ما آن فنای خوب رو نمیگوییم. و آن فنا که فناء الله و بقاء بالله اینها رو نمیگوییم. نه آنها که مراتب بندگیاند. یعنی اینکه مضمحل میشی، استعدادت رو از دست میدی. استعدادت رو از بین میبری.
ادامهٔ برهان
آن چیزی که براش خلق شدی و دعای حضرت زهرا تو رو به آن سمت تشویق و ترغیب میکرد، آن رو از دست میدی. یعنی استعدادت رو یعنی سرمایتو از دست میدی. کسی سرمایهشو از دست داد، استعدادش رو از دست داد، دیگر کجا بره؟ استعدادش تموم شد، از بین رفت. آنجا هم دیگر عالم استعداد نیست. بعد از موت عالم فعالیته آنجا دیگر. اینجا، اینجا قوه و استعداده، آنجا فعالیته. هرچی اکنون شدی آنجا همونی. اینجا هرچی شدی سیرورت، سار شد. هرچی شدی آنجا همونی. به یک معنا هر طور شکوفا شدی، شکفته شدی، اینجا، آنجا هم همونی.
میشود انسان این همه گل داریم. اینها دارد با هم حرف میزنن. این گلها، تعدد گلها دارد با من حرف میزند. آیات الهیاند این گلها. یکی میتواند گل شیپوری باشد، یکی گل نمیدانم میمون باشد، یکی گل کاکتوس باشد، یکی گل خرزهره باشد. اینها با هم فرق میکنندد. یکی گل نرگس باشد یکی هم بشود گل محمدی. اللهم صلي على محمد و آل . اینها همه فرق میکنندد. تو شکوفا شدنت به چه اسمی از اسامی حضرت حق بود؟
اگر به واسطهی فیض محض حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها که مادر هستیست، تو آن کانال اصلی که تو برای همان خلق شدی، شکوفا شدی کار تمامه. یعنی تو فاطمی هستی و تو فرزند فاطمه حساب میشی. اما اگر قطع رحم شد از حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها جدا شدی. مثل آن برگی، مثل آن میوهای، مثل آن شاخهای، هر رتبهای میخواهی داشته باشی در درخت وجود. مثل آن شکوفهای که از درخت کندنش مضمحل شد، تمام شد. اصلا هم توقع شفاعت نباید داشته باشی. شفاعت شفع و شفع والوتر.
شهادت حال اولیا
یعنی تو هم سنخ با آن کسی بشوی که میخواهد دست تو را بگیرد. فرمود ما قیامت دست شما رو میگیریم. امام صادق صلوات الله علیک فرمود. اما به گونهای رفتار کنید که ما بتوانیم قیامت دست شما را بگیریم. چون لا یمسّهُ إلا المطهرون. دست ناپاک نمیشود اصلا به میزانی که ناپاکی هست می برنمون تو قعر جهنم و برزخ و دوزخ و چه میدانم اینها می برنمون که پاکسازی صورت بگیره به مقام شفاعت برسیم. همین استعداد من و شماست. این استعداد رو به یک معنا میگویند هیولای اول.
آقا از این حرفام نترسین اکنون بعد میرسیم تو بحث لقاءالله به او که تو همان کتاب فسوس هست و. چرا به او میگویند هیولا؟ که اکنون یک زمانی عام صحبت برای بچهها داشتیم کردیم یک جلسهای همه نوجوان بودن گفتیم از هیولا میترسی چون شناخت نداری ناشناختهست. یک بحثی اینطوری کردیم. از از جهت علمی بخوای بگی به زبان یونانی هیولا یعنی به، استعداد میگویند. به استعداد بالقوه انسان میگویند از جهت به، به زبان یونانی میگویند هیولا. مثل اکنون در فلسفه مثالی که میزنندد مثل چوب نتراشیده.
این چوبی که نتراشیده و خامه نرم هم هست شما به هر شکلی میتوانی درش بیاری. این چوب به او چوب نتراشیده، به این میگویند قوه، استعداد، هیولا. آن هیولای اول آن که ما بودیم، ما اول عقل بالهیولا بودیم. بعد شدیم عقل بالفعل. بعد شدیم عقل بالملکه. بعد شدیم همچنین بعدیم عقل فعال، عقل بالمصطفات که دیگر اولیا الهی هستندد. این مراتب عقول رو قبلاً گفتیم. این ارتباطی که به میزانی که ما ارتباط با حضرت زهرا سلام الله علیها گرفتیم، چی به مقام شفاعت رسیدیم و استعدادمون آمادهست برای شفع، برای چی؟
مسیر سلوک
شفیعه گرفتند از هم سنخ خودمان. به مقام شفاعت میرسیم. غیر از این باشد نمیشود. پس اصلاً به این معنا که اکنون با این وضعی که ما داریم میریم جلو ختم کلام تمام. آقا برخی اکنون تازه رسیدن. لب مطلب حرف ما امشب چی بوده از اول تا حالا؟ آقا خلاصهش اینه که کسی بخواد به چکیده منبر امشب نیم ساعتیمون برسه ه که به میزانی که با حضرت زهرا سلام الله علیها ارتباط گرفتهای شبیک به بی بی دو عالم شدی لذا آن حجت الله حجت حضرت حق شده بر بقیک حجج الهی.
لذا آنها هم خودشانو کلاً با حضرت زهرا سلام الله علیها میزن میکنندد. به میزانی که شبیک این خانم شدی، ممات و حیاتت، به میزانی که ارتباط با این خانم گرفتی، یک مقدار خودمانیتر بگوییم به میزانی که اکنون متوسل به خانم شدی، توجه به خانم کردی، تمسک به خانم جستی، دامن خانم رو گرفتی به همان میزان به فطرتت نزدیک شدی و به همان میزان به شفاعت میرسی. به همان میزان میتوانی شفاعت هم بکنی و اصلاً رتبه تو همونه. جایگاه و قدر تو سر القدرت همینه.
یک کسی بتونه نگاه کنه به سر القدر تو از همین جا تشخیص میدهد چقدر بوی فاطمه زهرا داری. آن جایگاه و رتبه من و شما در این عالم میشود. اصلاً میزان بعد و قرب ما به الله، به حضرت حق که میزان دوری و نزدیکی ما به آن فطرت الوهی، میزان ارتباط ما با حضرت زهراست. یعنی اصلاً فاطمیک ایام تنظیم کردند خودت با این شاقول الهیه. دیگر چی بگویم من؟ بندهها وقتی میخواهند بدونن میزن رفتند جلو شاقول میکشند، مهندسی میکنندد. این شبها باید خودتو مهندسی کنی.
جمعبندی عملی
چه میزان ارتباط با حضرت زهرا، چرا نمیتوانی برای خانم گریک کنی؟ چه بلایی سر خودت آوردی که نمیتوانی بفهمی روضههای بی بی رو؟ چرا نمیتوانی مثل بقیک بسوزی آتش بگیری؟ چرا رغبت نداری برای آمدن تو جلسه بی بی دو عالم؟ نه برخی برعکس اصلاً ند این، تو این ایام شب و روزشون شده فاطمه زهرا. ند بینام زهرا باشن. ند لباس مشکی خانم تن نکنن. ند بدون هیئت و روضه باشن. این یعنی شاقول شده. این یعنی میزن شده. این شده نزدیک شده، نزدیک شده، تقرب پیدا کرده. چنین کسی میشود فرزند صدیقه طاهره.
اصلاً اصل سادات نه فقط بدن جسمیه، اینه، این، این، این حالت که ما میگوییم. اگر اینی به میزانی که اینی سیدی. بله یکی هم سید و سادات میشود. یکپارچه شبیک بی بی دو عالم میشود. امام عصر ما میگویند عین مادرش راه میرود، صحبتش عین مادرشه، چهرهش شبیک مادرشه. حتی راه رفتنش حدیث داریم شبیک مادرشه. هیکل و شاکله حضرت صاحب، حضرت مهدی، ابا صالح المهدی شبیک مادرش فاطمه است سلام الله. اصلاً فرمود بهترین الگوی من مادرم فاطمه است. این را امام عصر فرموده. با آن میزن میکنم خودم رو.
این یک معنایک و امنا فاطمه حجت الله علینا هم یک معناش اینه که حضرت آقا حسن زاده فرمودندد در اذان و اقامهتون بگویید اشهد ان فاطمه، اشهد ان فاطمه الزهرا بنت رسول الله عصمت الله الكبرى و حجت الله علی الحجج سلام الله علیها. امشب امام عصر متوجه مادرشه که من و شما هم متوجه شدیم. اصلاً اینطوری بخواهیم بریم جلو، رفیق قربونت برم. عجب بحث به کجاها کشیده. به میزانی که تو محل سر و محرم اسرار امام عصری، مورد توجه امام عصری، امشب مادرش رو درک میکنی. چون او متوجه تام و کامل به مادرش فاطمه زهراست.
و هر کسی به میزانی که به دل امام عصر راه پیدا کرده، پل زده، به سر امام عصرش رسیده، محل سر آقاش شده، محرم اسرار آقاش شده، آقا قبولش دارد، دوسش دارد، پیش امام عصر عزیزه، به همین میزان امشب رو درک میکند. آقا امروز خیلی منبر شکفت. فاطمه سلام الله علیها. یا فاطر به حق فاطمه. اکنون با این فاطمهای که ما داریم اینطوری حرف میزنیم چی کردن؟ امشب خونهش چه خبره؟ بریم روضه بخونیم. امشب خونه حضرت زهرا چه خبره؟ امشب حالات بچههای خانم چطوره؟ امشب امیرالمؤمنین حالاتش چگونه است؟ چگونه خبر شهادت بی بی دو عالم رو به آقامون دادن؟
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.