د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲۶
دارای متن همگام
آنکه خدا دارد چرا بینواست
نامه ها برنامه ها ۳۲
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۹:۲۶
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۲ سرفصل
## آنکه خدا دارد چرا بینواست
۰:۰۰
## توحیدِ صمدی؛ توجّه به او نه فقط به معنا
۲:۱۲
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بحث جدید چیه؟ از نامه دوم
نامهها و برنامهها این عبارت رو میخواستیم توضیح بدیم که از تو استاد
فرمودن که "آنکه خدا دارد
چرا بینواست؟" بیخود کردی میگی بینوایی وقتی که خدا داری.
اینو میخواستیم توضیح بدیم به چند تا
عبارت دیگه که همین مضمون رو داره.
حالا اشاره عزیزم چون فرصت ما خیلی کمه من فقط یه نکتهای رو از دیشب عرض کنم
که جا موند و عزیزان سوال کردن بعد از منبر.
ما یه شعری رو خوندیم، این شعر خیلی معروفه.
خیلی هم از، از عالمه شنیدیم.
این شعر رو جا داره که اون پنجمیش رو، یه نکتهای رو پیرامونش بگم.
بچهها گفتن دیشب نگفتی.
"صمت و جو و سحر و خلوت و ذکر بدوام
ناتمامان جهان را کند این پنج
تمام". دیشب پیرامون اهمیت سکوت حرف زدیم
که صمت با صاد یعنی سکوت که "الصمت اول العباده".
گفتم حال خوش میخوای معراج بری تو نماز،
سکوت قبل از نماز و، و، و صحبتهایی که کردیم.
اینجا تو این شعر اگر حواست نباشه یه اشکالی پیش میاد
که اون دوام رو میزنی به پنج تا.
یعنی که نه صمت بدوام،
سکوت بدوام، جو گرسنگی بدوام،
سحر بیداری شب بدوام،
خلوت هم بدوام، ذکر هم بدوام.
نه این غلطه. این نکته رو
دیشب جا داشت بگیم یادمون رفت.
همه اینها هیچکدومشون دوام ندارن.
اون دوام میخوره به چی؟
احسنت به ذکر. تنها چیزی که حدی براش قائل نشدن ذکره.
"وذكروا الله ذكراً
كثيرا". تا میتونی مشغول ذکر حضرت حق باش.
اما حواسمون باشه
که ذکر فرق میکنه با
اسم. ورد.
حالا بهتره بگیم ورد.
شما اسم رو، خوب اینو گوش بدید.
اسم رو اگر بر لسانت جاری کنی تکرارش کنی
بر اثر تکرار و
ورود و خروج به این اسم
میشه ورد. میگن ورد زبانت چیه؟
خب اسم، اسم خدا رو.
اینها رو حالا هر کدوم از اسماء رو شما
تکرارش کنی
که یک اصلیست در عرفان.
قبلا یه چیزکی دربارهش گفتیم.
این اصل تکراره در ذکر.
رفت و برگشته در ذکر.
این یه آثاری داره
چون لفظش هم
از سما-- "الاسماء
تنزل من السماء". اسمها از آسمان نازل شدن.
جنسشون آسمونیه.
حتی اگر بیتوجه هم بگی چون این
نظر حضرت علامهستها البته. چون این
عبارت از آسمان نازل شده
بازم رنگ و بوی ملکوت داره، یه چیزکی اثر داره.
اما باز اسمه،
ورده، ذکر نیستها.
اسم دواست. "یا من اسمه
دواء". اما معلوم نیست شفا باشه.
کی شفا میشه؟ آفرین.
"و ذكره شفا".
وقتی اسم یا ورد تبدیل شد به
ذکر، دوا، شفاست.
میشه آدم مریض شه، دارو بخوره خوب نشه.
نشده تا حالا؟ خیلیمون شدیم.
کی میخوری اون اسم و شفاعت عن هست؟
وقتی تبدیل به ذکر بشه. حالا ذکر چیه؟
پس الان متوجه شدیم فرق اسم یا ورد با ذکر رو.
ما ورد اعظم یا بهتره بگیم اسم اعظم داریم.
زیادن. اسم اعظم زیاد داریم.
اما ذکر اعظم یه دونه بیشتر نیست.
اون ذکر اعظم حالا
سطح ابتداییش رو، دیگه همه فهمش رو بخوایم بگیم یعنی حضور قلب.
یعنی اینکه قلب حاضر باشه.
تو خودت رو در محضر حضرت حق ببینی و این اسم رو ببری با همراه با-- اصطلاح میگه همراه با توجه بگی.
به این میگن چی؟ ذکر.
که این ذکر ابتداش باز با اسم شروع میشه.
توجه بفرمایید. اسم همراهشه.
خب حالا مخصوصا
برای شروع راه سیر و سلوک از کاری که لب خیلی نمیجنبه.
لا الهه ببین الان لب من تکون نمیخوره.
لا اله الا الله، لا اله الا الله.
اصلا لب تکون نمیخوره. بهترین ذکر برای
خلوصه. هیچکس... حالا به قول علامه یه آیه داریم
"و امم مم مم معك".
میفرمود که-- مفسرای old میفرمود که بعضیا
میفتن به ذکر و سیر و سلوک و اینا،
اینجور ذکرها رو دست میگیرن "و امم مم
مم معك". همش م م م م م
این لب به هم میخوره. بعضیامون اینطوریم.
نه، اون ذکرهای بدون تکان خوردن لب.
ولی با-- اون ذکر هم با اسم ابتدا شروع میشه.
وقتی رفتی جلو کار کردی،
اون سکوت رو، سکوتی که دیشب گفتیم رو
لحاظ کردی در کارت رفتی جلو، خورد خورد
چنان قوای وجودیت شدت میگیرن،
چنان به وحدت میرسی، قوی میشی.
گفتیم از کثرات به وحدت قوته، بالعکسش ضعفه.
از وحدت به کثرات و کثرت ضعف میاره.
وقتی شما متمرکز میشی یعنی به سمت توحید و وحدت حرکت میکنی، قوی میشی.
به جایی میرسی که اصلا بدون اینکه ذکر بر لسانت، اون اسم بر لسانت جاری بشه قلبت داره ذکر میگه
و اون حضور قلبیه، اون دیگه ذکر قلبیه همراهته
که اونجا، حالا اینجا ما
حرفهایی داریم الان وقتش نیست.
وقت اون البته گذشته و الان هم جاش نیست
که بالاخره اون حد
نهایت ذکر قلبی چیه؟
حالا ابتداییترینش یعنی حاضر باشه قلبت به اون چیزی که میگی، متوجه باشی چی داری میگی، غافل نباشی.
خب اگه اینه، یه سؤال.
تو این سؤال بمونید، تو خماریش بمونید بچههای نظام آباد.
اگر اینه که باید توجه کنه قلب به معنای اسمی که داری میگی،
چگونه است که حضرت آقای طبا Tabai علیه الرحمه استاد
شهید مطهری وقتی به شهید مطهری رسید گفت الان نمازاتو چجوری داری میخونی؟
گفت طوری که تمام از کار نمازو که
میخونم توجه به معانیش دارم.
بسم الله الرحمن الرحیم توجه دارم چی دارم میخونم.
علامه طباطبایی فرمودن خیلی عقب موندی.
دیگه الان وقت اون گذشته که دیگه توجه به معانی
نکنی، توجه به او کنی.
اصلا دیگه نباید، نباید متوقف بشی تو--
نه اینم، اینو ببین میخوام فقط یه سرنخ بهت بگم بالاخره جواب این سؤال چی میشه پس؟
این چیکار بایدش کرد؟ اینجا دیگه توجه به معنی نکن اینجا.
این چه ح-حضور قلبیه؟
این دیگه میرسه به چی؟
توحید صمدی. چه موهبتی هست استاد علامه حسن زاده به شماها کرده.
توحید صمدی یا به معنای همون لقاء الله که کثرت رو در وحدت، وحدت رو در کثرت، حق رو در خلق، خلق رو در حق،
تفصیل و جمع رو با هم میبینی.
اصلا یکپارچه در هیمان و حضوری.
همه رو به دریا بنگرم، دریات
بینم. علامه میگه این غلطه بگی دریا تو بینم.
دریای تو رو نمیبینم. اصلا دریات میبینم.
تو رو دریا میبینم. نه اینکه همه خدا اینه.
استغفرالله حلولی باز نه.
این دریا ظهور توئه.
این ظهور توئه. محضره دیگه.
حضرات، حضرات خمس تو لقاء الله.
محل حضور خداست. خدا اونجا حاضره.
وجود است که مشهود ماست.
هرچی میبینی حقه. سنریهم
آیاتنا في الآفاق
و في أنفسهم که چی بشه؟
حتی یتبین لهم
أنه الحق. حق، تو هم حقی، آسمان حقته.
هو الذي خلق السماوات والأرض بالحق
. والحمد لله رب العالمين.
صلوات فرستادیم. اللهم صل
على محمد و
آل محمد و عجل فرجهم
جلسه قبل
جلسه بعد