یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایّک نعبد و ایّک نستعین.
الحمد لله على کل نعمته و اسأل الله من فضله.
اللهم صلِّ وسلّم وزد و بارک على صاحب الدعوة النبوية و الثقل الحیدریة و العصمة الفاطمیه و الحلم الحسنیه و الشجاعة الحسینیه و العبادة السجادیه و المعاثر الباقریه و الآثار الجعفریه و العلوم الكاظمية و الحجج الربویة و الجود التقیویه و النقاوة المغویة و الهیبة العسکریة و الغیبة الالهیة.
اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و شیعته و المستشهدین بین یده.
المستغاث بک یا صاحب الزمان.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواح من سوا فداه.
ان شاء الله که عزیز زهرا هر کجا تشریف دارند حالشون خوب باشه و الساعه جمع ما و متعلقین ما رو دعا کنند صلواتی خط بفرمایید.
اللهم صل على محمد و آل محمد.
[هم پوشانی گوینده们] بحث ما در مناسبتهای هیئت یا زهرا به شرح اجمالی رساله شریف نامه ها بر نامه های حضرت استاد بود و به فضل الهی ورود کردیم به نامه دوم.
جلسه پیش در خصوص اینکه چرا حضرت علامه ابتدای این نامه رو دعا کردن که و ایانا جعله و ایانا من اهل الولا و رضا این رو توضیح دادیم اجمالا که چرا ولا و چرا رضا؟
چرا ولا مقدم بر رضا شده؟
چرا اینها با هم اومده؟
و ان شاء الله امروز میریم سراغ یک بیت شعری که بسیار پرمعنا حضرت استاد ابتدای نامه آوردند که فرمودند طاووس را با همه نقشی که هست خلق تحسین کنند و او خجل از پای زشت خویش.
یه بار دیگه میخونم.
طاووس را با همه نقشی که هست خلق تحسین کنند و او خجل از پای زشت خویش.
منظور این هستش که طاووس با همه نقش و نقوشی که دارد و اسمش رو خودشه دیگه.
این همه زیبایی که درش هست به گونه ای که خلائق او را تحسین میکنند و در جمال و عظمت او حرف میزنند.
خود طاووس از پای زشت خودش ملول است.
نمیدونم دیدید از نزدیک دیدید یا نه؟
بنده حقیر چندین بار دیدم و توجه کردم مخصوصا به خاطر همین بیت شعر و جاهای دیگه مباحث که پیرامون تمثل اعمال سخن گفتیم.
چند بار که به طاووس رسیدیم پاهاش رو دقت کردم.
اتفاقا همینطور هم هست.
انقدر که خود اون بال و پر و بدن و سر و اینهای مثلا طاووس زیباست، دمش انقدر زیباست به همون مقدار پای طاووس زشته.
و اینم عجیبه که حالا به این شعر درآوردنش.
اتفاقا خوبه بدونید که یعنی بدانیم که و قبلا هم البته بحث کردیم که همینطور که امام صادق صلوات الله علیه فرمود تمام مطلق این حیوانات که دور و بر شما هستند اینا تمثلات اعمال شما هستند و شما میта- میتوانید با توجه به این حیوانات و خلق و خوی این حیوانات خودتون رو بسنجید.
یک، از طریق اینکه در خواب چه نوع حیوانی رو میبینید.
دو، اون حیوان چه خلق و خویی درش هست که تمثلات اعمال شماست.
به یک معنا ملکات دقت بفرمایید ملکات نفس ناطقه ما رو تشکیل میدن.
این تمثلات، این مثالها.
که مثلا همونطور که قبلا هم عرض کردیم اگر کسی مطلقا خب آنچه که در خواب میبیند تمثلات و اون انشائات نفس ناطقه خودشه.
اگر کسی در خواب آب ببینه، آب.
آب میتواند نشان از طهارت داشته باشد.
میتواند نشان از ولایت داشته باشد.
و جعلنا من الماء کل شيء حی.
میتواند از حیات ناشی شود و عمر بیشتر و طولانیتر میتواند از علم حاکی باشد، میتواند از حکمت حاکی باشد، میتواند نشان از رزق باشد.
فرق میکنه تا چه، چه کسی این خواب رو دیده باشه.
اما شیر نه مثلا شیر خوردنیه، اونها حیوان.
شیر، سید بحر العلوم در رساله سیر و سلوکی خودش که غروبای جمعه به فضل الهی سر سفرهش هستیم اونجا میفرماید شیر مطلقا علم و حکمته.
[صدای بچه] هر کس هم ببینه.
یعنی این یک بحثیست که بزرگان ما امثال سید بحر العلوم ها که سینه به سینه امام عصر بودند هم اینجا مطلب زیاد ارائه دادند که انسان از خوابش خودشو بشناسه.
چه کسی به شکل طاووسه؟
طاووس ظاهرا مظهر زیباییه.
درسته؟
[صدای مرد] در-- احسنت.
در نشئه طبیعت.
اینو خوب دقت کنید.
بله ما حدیثی داریم که "المهدی طاووس اهل الجنه".
اما اینکه حالا اتفاقا دیشب من تا دیروقت به همین فکر میکردم که چرا به امام عصر لقب طاووس رو دادن.
اونم در اهل جنت شبیه طاووسه.
حالا یه استنباطهایی برای خودم پیدا کردم.
خیلی هم شیرین بود.
چیزای خوبی رو بهش رسیدم که شرمندهام از بیانش و حتی اینکه خب اگه پای طاووس زشته چگونه است باز به امام عصری همچین چیزی گفتن.
حالا مطالبی رو بهش رسیدم جالب بود.
حالا بعدها اگر بیشتر با هم مأنوس شدیم و رفیق شدیم با همدیگه اینها رو رو-- مرور میکنیم.
فعلا که رفیق نیستیم، دوستیم و بله مراتب محفوظ.
[صدای مرد] و بله.
در کتب سیر و سلوکی و اخلاقی و حتی صحف نورانیه عرفانیهای که بزرگان فرمودند و قلم زدن، اونجا فرمودن کسی که، اینو خوب دقت کنید، کسی که پای در گل، کسی که پای در گل زیباییهای و جمال دنیا فرو برده است و صرفا به تزیین ظاهر خودش پرداخته است.
چنین کسی-- حالا خلاصه چند تا کتاب اخلاقی، سیر و سلوکی رو از لسان چند تا از بزرگان اهل معرفت با الفاظ متعدد اما مضامین واحده براتون بیان میکنم.
چنین کسی [صدای بچه] اون تمثلی که براش باید دید یا خودش میبینه یا دیگران در بارش میبینن یا بعد از مرگ رخ میده براش طاووسه.
[صدای بچه] مثلا ما گفتیم سگ تمثل صفت بر-- صفت غضبه.
خوک تمثل صفت شهوته.
خرس تمثلش اون صفته، حالا بهتره بگیم ملکه پرخوریه.
خرس.
[خنده] منظورم بوداده نیست.
[خنده] عرض شود خدمت شما خاطراتی با بعضیا داریم.
این خاطرات مرور میشه ما میخندیم ببخشید.
[صدای بچه] باز مثلا خروس، خروس مظهر [نفس عمیق] شدت و پای فشاری و اصرار و ملکه شدن صفت غضبه و صفت شهوته، شهوت.
اگر شهوت در کسی به قدری ملکه یعنی بشه ملکه وجودیش جزء ملکات نفسش بشه که این ملکات قبلا عرض شد صور و اشکال تمثلات برزخیش رو مطلقا میسازن.
خب این خروس شبیه-- خب اون اتفاقا یکی از اون حیوانات四 که خدا در قرآن فرموده به حضرت ابراهیم اینا رو ذبح کن و اینا رو با هم مخلوط کن، یکیش خروس بوده.
حرص، حرص در چیه؟
یا طمع، حرص اینا.
حرص گفتن اردک.
بعضیا گفتن نه لجن خواری و کثیف خواری، خبیث خواری، حرام خاری، شبهه خاری، رباخواری.
اینا مثلا اردکه.
چون شما آب تمیز و زلال بذاری جلوش تا اینو کثیف نکنه نمیخوره.
اصن عادت داره به کثیف خواری و ما اینو دیدیم.
و عرض شود طاووس مظهر ریا، اوج خودشیفتگی، خودبرتربینی، تکبر.
در مجموع طاووس اون تمثل صرفا بخوایم به حرف کلی بزنیم رسیدگی به زینت ظاهریه.
یعنی زینت باطن رو رها کرده صرفا به ظاهرش پرداخته، به زیباییهای ظاهری در دنیا.
خیلی-- چه شیرین که علمای علم اخلاق فرمودن پای در گل زینت دنیا داره پا که پای طاووس هم زشته.
پای در گل شاید یک، یک معناش یا یک وجهش اصلا دلیل وجهش همین باشه که چرا پاش زشته.
پای در گل زیباییهای زودگذر و زرق و برق دنیا، این تجملات و اینها قرار داده.
خب چنین کسی میشه تمثل این.
که حالا [مکث] قطعا چنین چیزی منهای اون زینت باطنیست، منهای طهارت باطنیست.
چون اگر طهارت باطنی بیاد در کنار طهارت ظاهری یا طهارت ظاهری بر بنای طهارت باطنی خودش رو نشون بده، این که از نشانههای مومنه.
آراستگی ظاهری در کنار پیراستگی باطنی.
اینا نشانه مومنه.
بحثی تو این نیست.
اما کسی صرفا به ظاهر بپردازه.
قیافهش رو ببینی ظاهرا اوه اوه عجب این شهیده اصلا این اصلا شهیده از قبر اومده بیرون.
ما داشتیم و داریم متاسفانه [مکث] تو همین صدا و سیمای خودمون یه آقایی اومد، حالا آدم حرفای تلخو خیلی نباید بزنه.
رهبرم فرمودن که بیشتر سعی کنیم از این به بعد در تبیین، در جهاد تبیین خوبیهای مدیران خوبمون رو بگیم.
حالا [مکث] چون مرتبط با بحث هسته کی اومد وارد شد تو صداوسیما اخیرا مدیریت کلی هم بهش دادن.
یعنی واقعا من اینو دیدم گفتم این شهیده همین الان از تو قبر اومده بیرون.
تسبیح دستی و مسجد و جماعت و هیئتی و متاسفانه.
یه مدت گذشت سوءاستفادههایی که این آقا کرد.
یعنی الان کسی نیست که تو اون صداوسیما لعن نکنه این آقا رو.
کفیه بندازه تو لباس دین بیاد.
اینا [مکث] کارهایی که این آقا داره میکنه اصلا و ابدا طهارت باطنی درش نیست.
همش آراستگی ظاهریه.
و این ظاهر البته عنوان باطنه.
حواسمون باشه که منتها برای ریاکار و منافق اینچنین میشه.
پس حالا بحث با حاشیه نره که [مکث] اینجا حضرت استاد دارن می فرمایند که طاووس که با همه اون نقش و نگوش خلق همه تحسینش میکنند.
خودش از پای خودش، از پای زشت خودش چیه؟
ملوله.
دلچرکینه، ناراحته.
وجوه متعددی از این شعر میشه برداشت کرد.
گذشته از این تمثلات که عرض کردیم که این رو خیلی جدی بگیریم حتی از اون حدیث عجیب و شیرین امام صادق صلوات الله علیه که فرمودن [مکث] دقت بفرمایید شب عاشورا امام صادق فکر میکنم در کامل الزيارات ابن قولویه اعی رحمة دیدیم.
ایشون در کتاب شریف و از قدیمیترین منابع حدیثی ما پیرامون کربلاست دیگه کامل الزيارات.
یادش بخیر کاظمین ایشون رو زیارت کردیم بغل شیخ مفید.
اونجا روایت داره که شب عاشورا برای جد ما حسین، حیوانات اهلی و وحشی توامان بدون اینکه با هم کار داشته باشن کنار هم عزاداری میکنند.
خب ما الان کجا دیدیم مثلا آهو و گرگ بیان شب عاشورا، آهو و گرگ، آهو و پلنگ بیان مثلا یا گربه و مثلا موش بیان که اصلا میشه؟
دیدیم؟
نه اصلا عقل اینا رو با-باور نداره.
اهل بیت هم که فارغ از عقل حرف نمیزنن.
منتها ما باید درست برداشت کنیم.
به قول علامه امروز در درس صد و بیست و هفت شرح فصوصشون که گوش میدادم خیلی تصریح داشتن که در مجامع روایی ما روایت شده که از اهل بیت که اگر حرفی از ما به شما رسید که اینو نفهمیدید، دیدید با طبع شما سازگار نیست، شما درکش نمیکنید، نمیفهمیدش.
اینو انکار نکنید، ارجاعش بدید به خود ما.
انکار نکنید که الان متاسفانه غروب جمعه هم عرض کردم در ایاتی از ذره قر که باب شده سریع تا یه کسی یه چیز حدیث رو درون مایه اش رو نمی فهمه سریع انکار می کنه.
این دروغه، کذبه، جعله.
نمیدونم سندش ضعیفه.
و و و.
اینجا اینکه می فرماید حیوانات اهلی و وحشی کنار هم برمی گرده به تمثلات انسانها.
[صدای بچه] [سخنگوی 1]قرآن داره میگه اینها مثل حیوانن انسانها.
"بل هم اول السبیلا" یا جای دیگه "بل هم اول" یعنی چه پس تر از حیوان که اشتر، گاو، پلنگ باشه به قول علامه قیافهش رو نگاه کنی در تمثلات برزخی حقیقتش رو ببینی یا در کنار این جسم خاکی و بدن طبیعیش اگر کسی چشم دلش باز شه و اون بدن برزخی و بدن مثالی که اصل بدنش و اون رو هم بتونه ببینه، ببینه اوه اوه!
اون بدن برزخیش اشتر، گاو، پلنگه و الا بدن جسمیش و چون ذیل اسم ظاهر خدا ما الان داریم نفس میکشیم.
کسی از باطنها خبر نداره الا اهدی از اولیاء الله به اس-- به حالا مصالحی که وجود داره.
ولی اگه کسی چشمش باز بشه ببینه میبینه بسیاری از مردم اصلا سر اینکه یه کسی ماف الضمیر میخونه همینه.
چیز عجیبی نیست.
بدن برزخی انسانها رو میتونه ببینه که الان هم همراه ماست همراه ما هست.
همین الان اگر تو چرتت بگیره این بدن ظاهری جسمیت میفته.
دیدی یهو ولو میشی.
یعنی اون نفس ناطقه به حداقل ممکن میرسونه توجهش رو به بدن جسمی و طبیعی لذا از کار میفته، میفته.
دیگه حداقل حالت رو پیدا میکنه و توجهش به اون بدن برزخی میفته که لذا خوابت میگیره.
یعنی نفس ناطقه توجهش میاد نگاه میکنه به بدن برزخی خودش.
اگر کسی بتونه در بیداری این قدرت رو پیدا کنه، نه در خواب که همه میتونیم، در بیداری متوجه بدن برزخی خودش بشه، متوجه میشه که چه قیافه ای داره، چه تمثلاتی داره و چه ملکاتی که این تمثلات رو ساخته و همچنین دیگران رو.
اینکه طرف ماف الذمیر میخونه بدن برزخی طرف رو میبینه، قالب مثالی رو.
که گفتیم اعمال ما اون رو شکل داره میده و نفس ما و باطن ما و روح ما رو پس از مرگ باورها و اعتقادات و معارفی که کسب میکنیم داره شکل میده و میسازه.
خب حالا اینجا میفرماید که حیوانات وحشی و اهلی، شما شب عاشورا ببینید آدمای خوب در کنار آدمای بدی که مشروب خور بوده حالا شب عاشورا دهنشو شسته نمیخوره به حرمت آقا نمیخوره.
دهنشم گرم.
اما با همون یه شب و همون ده شب رو فقط نمیخوره.
این حیوان وحشیه.
یعنی حتی بلهم اضل حتی بعضیاشون.
تازه میان منشأ فتنه هم حتی خیلیاشون در هیئتها میشن.
حالا نه همشون [مکث]، که به خاطر اغراض پلید نفسانیشون میان هیئت بعضیا.
خب اینها میشه شب عاشورا آدما، حیوانات اهلی و وحشی کنار هم برای حسین عزاداری میکنند، میشه.
و این تازه یه وجهشه.
وقتی قرآن هر حرفش حدیث داریم هفتاد هزار معنا دارد، حدیث اهل بیت هم که به منزله بدن است نسبت به روح قرآن، اگر روح رو نفس رو بگیریم قرآن، اصل رو بگیریم قرآن، مرتبه نازله اون احادیث اهل بیته.
که قرآن با وساطت، با واسطه جبرائیل، حضرت جبرائیل سلام الله علیه [مکث]، نازل شده، احادیث بدون واسطهاند.
مستقیما القاءات سبوحی حضرت حقاند بر ثغر ذات نفس ناطقه اهل بیت.
مثل احادیث قدسیه که بدون واسطه بر ثغر نفس انبیا یعنی باطن و کمون ذات انبیا القا شده، الهام شده که اگر من و شما هم به راه بیفتیم به قول علامه کانال وجودیمون رو لای روبی کنیم از غزارت و آلودگیها و پستیها، ما هم حداقلش به نحو اعلام میرسیم.
یعنی به مام اعلام میشه.
حالا به اونا ایحاءه، وحیه.
ولی یه پله پایینترش الهامه که باز از جنس وحی مال اولیاء خداست.
نه آدمهای اهل ایمان، آدم مثل شماهام راه بیفتن اعلامه.
علم بهشون القا میشه.
اعلام.
اعلام.
بله.
علم از علم میاد.
اعلام میشه.
خب تا این راه به روی اهلی بسته نیست.
منتها خیلی باید کار کرد.
این که میگه این طاووس [مکث]، یعنی حداقل هفت هشت ده تا وجه رو میتونیم امشب بشماریم.
که چرا طاووس اینجا اشاره داره حضرت استاد به اینکه از پای خودش معلوله ناراحته بعدش میاد.
میتونیم چندین وجه بشماریم که یکیش اینه که، یکیش میتونه این باشه که پا ریشهست، پایهست.
همه سوار بر اون هستند.
پا، اگه شما پای یکی رو بگیری دیگه افتاد.
اصلو بگیری افتاد.
همه عالم بر قوام، میگه "إن هذا القرآن يهدي للتي هي أقوم".
پایههای قرآن هم أقوم که همه به اون قائماند.
حتی امام هم به اون قائمه.
خب وقتی پا که محل قیام ماست گرفته بشه، دیگه بقیه میفته.
میگه این پا، اون پایهست، دقت بفرمایید وجهشه.
این پایه تو زشت بود.
بستری که روش اعمالت رو سوار کردی زشت بود که کلش شده زشتی.
شده تمثله یک حیوان.
ظاهرا زیباست اما چون زیبایی صرفا زیبایی دنیوی بود، باطله.
لا یمسّه إلا المتهرون.
طهارت باطنی نبوده که مس کنی ملکوت رو.
اینجا زیباست.
اینجا همه خوششون میاد.
به به!
شاسی بلندشو، قصرش و خونهشو، ساعتش و موبایلشو، تیپشو، موهاشو، قدرتش و بازوش و اینجا همه به به!
چه چه!
و اینجا مال ملکه.
اما تو دار ملکوت چی؟
وقتی که کسی از دنیا میره حدیث داریم مردمی که تو نشئه دنیااند میگن چی از خودش باقی گذاشت.
اونایی که اون ورن یعنی ملائکت الله میگن چی با خودش آورد.
خب کدومه که از اینا رو میشه با خودت ببری؟
هیچکدوم.
اون زلف قشنگ تو، قدرت و بازوت و مدرک تحصیلی تو، عناوین اجتماعی تو.
سلام عزیزم.
اینا هیچکدوم.
پول و دارایی و ثروت و نه.
اما علم و حکمت تو چی؟
همه رو میبری اعمال تو چیه؟
همه رو می بری.
همه هرچی که هست چه ظلمت باشه چه نور می بری.
[مکث] پس این میشه بستر.
پا اگر زشته چون قائم همه اعمال ما بر اون.
میگه اگر تو به ملکوت دسترسی پیدا نکردی صرفا ملکی زندگی کردی، یک وجهش داره عرض میکنم اینه.
به جهت اینکه اون بستر، اون، اون قوام که اون پایهای که اعمالت رو روش سوار کردی اون خراب بوده، اون زشت بوده، باورهاش اشتباه و غلط بوده.
مثل ط-- مثل طاووسی شدی.
حالا بحث امام عصر رو یه وقت با هم انشاالله میگیم که امام عصر تنها ولیی از اولیاء الهیست که به مقام اتم قرب رسیدن.
نه تام، اتم.
که در نشئه عنصری با عنصر حضور داره.
با عنصر بدنش، با این بدن نشئه طبیعیش.
بحث طبیعته دیگه.
طبیعت هم تاریکه نسبت به ملکوت چیه؟
تاریکه.
اینجا سایه است، اونجا اصله.
حالا تا همین مقدار فعلا داشته باشید چون یه وقت میترسم فکرتون به بد جایی بره بد برداشت کنید مطلب رو در اون خصوصی که چرا امام عصر طاووس اهل جنته قاطی نشه، اینا با هم مشوب نشه، انشاالله بعدا بحث میکنیم.
[مکث] خب اینها میطلبه که انسان از ابتدا از اون عنفوان بچگی و کودکی خودش رو اول بشناسه، معرفت نفسش رو کسب کنه، معلم ببینه، استاد ببینه، راه رو از همون ابتدا درست بره.
به شدت در برابر گناهان مراقبهست داشته باشه، کشیک نفس بده که البته حضرت استاد میفرمودن که استاد ما، کی؟
حضرت علامه عسگرزاده میفرمودن استاد ما علامه شهرانی بارها میفرمودن که [مکث] از بچگی هر کسی معلومه چیکار است.
این فرمایش علامه شهرانی.
هر کسی از بچگی معلومه چیکار است.
انصافا آدمهایی که از بچگی مزاجشون به سمت اعتداله و اخلاقیات، اخلاقیاتشون خلق پیغمبر گونهست.
اصلا یه آرامش خاصی توش هست.
به سمت معنویات خودشون در حرکتن.
لذت میبرن از بحث معنوی، الهی، قرآنی، امام و اهل بی-- اصلا حرف از معنویات میشه لذت میبرن از بچگی.
حالا دلایل متعدد داره.
أنزلنا من السماء ماء فسأل العادیتم بقدره عاد.
دیشب عرض کردیم دیگه.
آب پاک از آسمان میاد.
آب فیض، آب فیض الهی از آسمان پاک میاد.
اولین جایی که رنگ میگرفت کجا بود؟
اولین جایی که رنگ میگرفت این در قوس نزول ما رنگ گرفتیم صلب رحم مادر، پدر، صلب پدر، رحم مادر.
بعد، دیگه بعد از اون دیگه خوراک، نفس، همنفسها، همنشینها، کلام، یک یک نگاهها، شنیدهها، اینا.
همه اینا موثرن در چی؟
تمام تمثلات تو و حتی مناماتت، انشائات نفس در خواب و حتی مکاشفاتت و حتی برزخت.
همه اینا تاثیرگذارن.
خب بعضی از بچگی میگه در جوانی پاک بودن شیوهی پیغمبریست، وگرنه هر جبری به پیری میشود پرهیزگار.
در جوانی آدم پاک باشه.
این خیلی-- دعوت به گناهش بکنن مطلقا تزلزل نداشته باشه.
اصلا از بچگی معلومه این پیغمبر گونهست.
قرآن میگه و آتيناه الحکم صبيا.
یعنی حضرت عیسی بچه بود تو گنداق بود ما بهش حکم دادیم.
آتينا ما دادیم الحکم ما الحکم دادیم.
آتيناه الحکم، الحکم.
همه حکمت رو دادیم.
کی؟
صبيا.
وقتی شیرخوار بود.
عجب!
بعد توی بغل مادرش بود که گفت إني قال إني عبد الله.
الله اکبر.
یعنی از بچگی .
شیطان هم از بچگی میاد سراغ من و شما.
شیطان چون میدونه از بچگی خرابيت کنه [مکث] خشت اول را چون نهد معرا-معمار کج تا سیه-- ثریا میرود دیوار کج.
اون خشت اولو که خراب گذاشتی دیگه کجه.
لذا خیلی نطفه مهمه.
خیلی.
حالا درد دله ببخشید.
درد دله الان یادم افتاد روحش شاد حضرت آیت الله العظمی آقای آقا مرتضی.
ما خیلی مدیون ایشونیم.
حالا تلخه شب تولدم هست اما چه کنیم؟
هرکس علم فرهنگ-- کار فرهنگی و تربیتی و اینا دست میگیره میزننش.
بدجوری هم میزننش.
ما به قدری حرف شنیدیم توی برهه ای این آقا سید هست عزیزان شاهدن.
متاسفانه همین آدمهای تسبیح به دست [مکث] چی بگیم؟
سجاده به دوش همینها حرفایی به بنده بستن به جهت نفهمیشون از بعضی کارهای ما.
که نمیگیم ادعای عصمت هم نداریم کار اشتباه زیاد داشتیم اما کار رو به جایی بردن که گفتن العیاذ بالله ببخشید عذرخواهی میکنم میگم گفتن همین نماز شب خونا گفتن این، این حاج آقا حرامزادهست این معلومه حرامزاده بوده.
تا این حد.
کسایی که سر سفره ما بزرگ شده بودن تو خونه ما چندین سال.
میخوام به شما بگم که خیلی کار سخته، خیلی دشواره تا یه باری به سرمنزل مقصود برسه.
انقدر گفتن همه جا گفتن و گفتن این آقا سعید را-- شاهده که من خودم به خودم شک کردم.
انقدر گفت گفت ای آقا انقدر دیگه تهمتی رو به تو میزنن بزنن تو خودت باورت میشه نکنه واقعا یه چیز، یه چیزی هست.
خدا رحمت کنه آقا مرتضی رو.
رفتیم محضر ایشون با یه حالت درد دلمو شروع کردم اشک میریختم.
اصلا گفت صبر کن.
ادامه نده.
حالا مطالب زیادی اونجا لطف کرد به ما گفت.
اولین جملهش این بود من هنوز حرف نزده بودم به من چه تهمتهایی زدن.
فقط شروع کردم درد دل که حالا ما یه هیئتی داشتیم یه چی اینطوری شد.
یه دفعه گفت صبر کن ادامه نده.
من درونت رو دیدم.
پاک پاک بوده.
نطفه ات پاک، مادرت پاک، پدرت پاک.
یعنی تا آخر عمرم دست این عالمو هم ببوسم.
یه هدیه ای به من داد که کمه اگر تا آخر عمرم خاک بوسی آستان این عالم رو بکنم.
یعنی آدم مطمئن بشه که پاک پاک، حلال، نطفه پاک.
انقدر مهمه به شما این رو بگم.
انقدر این نکته مهمه که حق هم داشتیم ما به هم بریزیم.
البته من به شما بگم آدمی که حلال زاده نباشه حب امیرالمؤمنین تو دلش جا نمیگیره.
باید باشه.
انشاالله همه حلال زاده ایم.
بحثی نیست.
اما بعضی آلودگیها هست، بعضی غذارات هست، بعضی غبارها هست که اونها متاسفانه از رحم و صلب پدر و مادر منتقل میشن.
بعد از طریق نفس، همنشین، خورد و خوراک، رفیق، بعد دیدنها، شنیدنها همینطور شروع میشه.
بعد دیگه اینا وقتی اصرار شد، اصرار شد به دیدن یه چیزی، اصرار شد به گوش دادن یه چیزی، اصرار شد به لمس یه چیزی، بوییدن یه چیزی، چشیدن یه چیزی میشه ملکات نفس.
بعد صور و اشکال برزخی همه بر اساس ملکات نفسند.
اینو که گفتم برید خونهتون دست و پای پدر مادرتونو ببوسید و ازشون تشکر کنید، دعا کنید در حقشون که الان سر سفره اهل بیت نشستید نشانهی پاکی رحم مادر و صلب پدر بوده.
هر کسی عز نداره، اجازه نداره.
اما بحث این بود بحثو جمع کنم خسته شدید.
جشن هم هست میخواید جشن و شادی بگیرید.
مراقب اون اصرارها باشیم از بچگی این کوچولوترها، اینایی که الان اینجا نشستن حکم استاد منو دارن چون اینا پاکن.
یادش بخیر حضرت استاد علامه میفرمودن که یه جا منو دعوت کردن که بیلی بزنیم کلنگی یه جایی رو اهداش کنیم اینجوری میخوای شروع کنن.
میگن بیا با قیچی مثلا ربان میبندن شما بسم اللهشو بگو آره کلنگ اول.
ما رفتیم یه جای مهمی بود میگفت خیلی، خیلی آدمای مهمی هم جمع بودند.
من یه نگاه تو جمعیت کردم.
بعد به این، اینا که همهکاره بودند تو اون برنامه گفتم آقا دوست دارید کسی بیاد این کارو بکنه که هیچ گناهی نکرده بود؟
گفتند بله.
کسی بیاد این کارو بکنه که از همه ما غریب العهد به مبدا یعنی به حضرت حق نفسش نزدیکتره.
بله.
که چی بالاتر از این.
رفت تو جمعیت دست یه بچه کوچولو رو گرفت که هنوز به سن بلوغ نرسیده بود.
آوردش کلنگو داد دستش.
علامه حسن زاده فرمود عزیزم بزن.
فرمود این بچهها غریب العهد به مبدااند از همه ما.
اینا پاکتر از همه ما هستند.
قدر خودشونو باید بدونن.
منتها مراقب باشن سر اینکه وقتی بچه تا به دنیا میاد چرا سریع میگن اذان تو گوشش بگو.
چرا سریع میگن تربت سید الشهدا بذار بچشه.
چرا میگن بدش بغل یه آدم مومن چشمش بیفته یا عطری که میبویه، لمسی که میکنه از یه آدم الهی، عالم دین، اینها عارف باشه یا آدم نمازخون.
چرا؟
چون این اصلو بگم تمام که البته قبلا گفتم حضرت علامه حسن زاده این اصل رو القا میکنند.
عجیب اصلیه، عجیب حرف عجیب دامنه پر یعنی کثیر فروعی داره این بحث در بحثهای تربیتی.
مادرها گوش بدن.
ایشون فرمودن اولین تحریک حواس پنج گانه ما، اولین تحریکش در ابد ما تاثیرگذاره.
در ابد ما از حیث تمام مکاشفات، تمسلات، منامات، خوابهایی که میبینی، القاءاتی که بهت رخ میده، حتی تصوراتی که از پیرامون خودت پیدا میکنی، حالا یا سوظنه یا حسن ظنه و و و حتی تمسلات برزخی خودت که اونجام قراره صور و اشکال ما ببینیم با قوه خیالمون.
اصلا عالم مثال اول قوه خیال متصل همون درون ماست.
اونجا میری هرچی میبینی بر اساس اولین تحریک قوای پنج گانته.
برای همین میگه بذار اولین تحریک قواي سامعه چی باشه؟
الله اکبر، الله اکبر.
اذان، اقامه.
اولین تحریک قوه چشایی چی باشه؟
تربت سید الشهدا بشه.
اولین تحریک قوه بویایی، بوی تربت حسین، سیب تازه یا بوی یه عالم، بدن عالم بو داره، بوی الهی داره.
یا اولین تحریک قوای بینایی.
بذار این بچه چشمش رو باز کرد تو بغل یه آدم نمازخون با خدا.
نده بغل عمه و دایی و خالهای که بینمازن.
مخصوصا اولین بار.
پدر و مادر حتی اگر نمازخون نیستن بترسن و ب-- دلشون به حال بچهشون بسوزه.
بدن بغل یه عالم.
بذار چشم این بچه باز شد لباس پیغمبر ببینه اولین بار.
بعد حالا لمسش.
اولین بار بدن لطیف یک انسان الهی رو مس کنه.
همینطور تمام قوا تا ابد تمسلات ما رو میسازن.
الله اکبر.
یه دستور کوچولو اسلام ببین چه میکنه با ما.
[نفس عمیق] خب بسه ما سر سفرهی یک بیت شعر حضرت استاد در نامه دوم بودیم و بحث طاووس و اینها به اینجا کشیده شد.