ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 027

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

آغاز سخن

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایّک نعبد و ایّک نستعین. الحمد لله على کل نعمته و اسأل الله من فضله. اللهم صلِّ وسلّم وزد و بارک على صاحب الدعوة النبوية و الثقل الحیدریة و العصمة الفاطمیک و الحلم الحسنیک و الشجاعة الحسینیک و العبادة السجادیک و المعاثر الباقریک و الآثار الجعفریک و العلوم الكاظمية و الحجج الربویة و الجود التقیویک و النقاوة المغویة و الهیبة العسکریة و الغیبة الالهیة.

اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و شیعته و المستشهدین بین یده. المستغاث بک یا صاحب الزمان. السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته. هدیک به پیشگاه حضرت حجت ارواح من سوا فداه. ان‌شاءالله که عزیز زهرا هر کجا تشریف دارنددد حالشون خوب باشد و الساعه جمع ما و متعلقین ما رو دعا کنند صلواتی خط . اللهم صل على محمد و آل محمد. بحث ما در مناسبت‌های هیئت یا زهرا به شرح اجمالی رساله شریف نامه ها بر نامه های حضرت استاد بود و به فضل الهی ورود کردیم به نامه دوم.

جلسه پیش در خصوص اینکه چرا حضرت علامه ابتدای این نامه رو دعا کردند که و ایانا جعله و ایانا من اهل الولا و رضا این رو توضیح دادیم اجمالا که چرا ولا و چرا رضا؟ چرا ولا مقدم بر رضا شده؟ چرا اینها با هم آمده؟ و ان‌شاءالله امروز میریم سراغ یک بیت شعری که بسیار پرمعنا حضرت استاد ابتدای نامه آوردند که فرمودنددد طاووس را با همه نقشی که هست خلق تحسین کنند و او خجل از پای زشت خویش. یک بار دیگر میخونم. طاووس را با همه نقشی که هست خلق تحسین کنند و او خجل از پای زشت خویش.

طرح مسأله

منظور این است که طاووس با همه نقش و نقوشی که دارد و اسمش رو خودشه دیگر. این همه زیبایی که درش هست به گونه ای که خلائق او را تحسین می‌کننددد و در جمال و عظمت او حرف می‌زننددد. خود طاووس از پای زشت خودش ملول است. نمی‌دانم دیدید از نزدیک دیدید یا نه؟ بنده حقیر چندین بار دیدم و توجه کردم مخصوصا به خاطر همین بیت شعر و جاهای دیگر مباحث که پیرامون تمثل اعمال سخن گفتیم. چند بار که به طاووس رسیدیم پاهاش رو دقت کردم. اتفاقا همینطور هم هست.

آن‌قدر که خود آن بال و پر و بدن و سر و این‌های مثلا طاووس زیباست، دمش آن‌قدر زیباست به همان مقدار پای طاووس زشته. و این هم عجیبه که اکنون به این شعر درآوردنش. اتفاقا خوبه بدونید که یعنی بدانیم که و قبلا هم البته بحث کردیم که همینطور که امام صادق صلوات الله علیک فرمود تمام مطلق این حیوانات که دور و بر شما هستنددد این‌ها تمثلات اعمال شما هستنددد و شما میта- می‌توانید با توجه به این حیوانات و خلق و خوی این حیوانات خودتان رو بسنجید. یک، از طریق اینکه در خواب چه نوع حیوانی رو می‌بینید.

دو، آن حیوان چه خلق و خویی درش هست که تمثلات اعمال شماست. به یک معنا ملکات ملکات نفس ناطقه ما رو تشکیل میدن. این تمثلات، این مثال‌ها. که مثلا همان‌طور که قبلا هم گفته شد اگر کسی مطلقا آنچه که در خواب میبیند تمثلات و آن انشائات نفس ناطقه خودشه. اگر کسی در خواب آب ببینه، آب. آب می‌تواند نشان از طهارت داشته باشد. می‌تواند نشان از ولایت داشته باشد. و جعلنا من الماء کل شيء حی.

گشایش معنا

می‌تواند از حیات ناشی شود و عمر بیشتر و طولانی‌تر می‌تواند از علم حاکی باشد، می‌تواند از حکمت حاکی باشد، می‌تواند نشان از رزق باشد. فرق می‌کند تا چه، چه کسی این خواب رو دیده باشد. اما شیر نه مثلا شیر خوردنیه، اونها حیوان. شیر، سید بحر العلوم در رساله سیر و سلوکی خودش که غروبای جمعه به فضل الهی سر سفره‌ش هستیم آنجا می‌فرماید شیر مطلقا علم و حکمته. یعنی این یک بحثی‌ست که بزرگان ما امثال سید بحر العلوم ها که سینه به سینه امام عصر بودند هم اینجا مطلب زیاد ارائه دادند که انسان از خوابش خودشو بشناسه.

چه کسی به شکل طاووسه؟ طاووس ظاهرا مظهر زیباییه. بله ما حدیثی داریم که "المهدی طاووس اهل الجنه". اما اینکه اکنون اتفاقا دیشب من تا دیروقت به همین فکر می‌کردم که چرا به امام عصر لقب طاووس رو دادن. آن هم در اهل جنت شبیک طاووسه. اکنون یک استنباط‌هایی برای خودم پیدا کردم. خیلی هم شیرین بود. چیزای خوبی رو به او رسیدم که شرمنده‌ام از بیانش و حتی اینکه اگر پای طاووس زشته چگونه است باز به امام عصری چنین چیزی گفتن. اکنون مطالبی رو به او رسیدم جالب بود.

اکنون بعدها اگر بیشتر با هم مأنوس شدیم و رفیق شدیم با همدیگر این‌ها رو مرور می‌کنیم. فعلا که رفیق نیستیم، دوستیم و بله مراتب محفوظ. در کتب سیر و سلوکی و اخلاقی و حتی صحف نورانیک عرفانیه‌ای که بزرگان فرمودنددد و قلم زدن، آنجا فرمودندد کسی که، این را خوب ، کسی که پای در گل، کسی که پای در گل زیبایی‌های و جمال دنیا فرو برده است و صرفا به تزیین ظاهر خودش پرداخته است.

بیان روایت

چنین اکنون خلاصه چند تا کتاب اخلاقی، سیر و سلوکی رو از لسان چند تا از بزرگان اهل معرفت با الفاظ متعدد اما مضامین واحده برای شما بیان می‌کنم. چنین کسی آن تمثلی که براش باید دید یا خودش می‌بیند یا دیگران در بارش می‌بینند یا بعد از مرگ رخ می‌دهد براش طاووسه. مثلا ما گفتیم سگ تمثل صفت صفت غضبه. خوک تمثل صفت شهوته. خرس تمثلش آن صفته، اکنون بهتره بگوییم ملکه پرخوریه. منظورم بوداده نیست. خاطراتی با برخی داریم. این خاطرات مرور می‌شود ما می‌خندیم ببخشید.

باز مثلا خروس، خروس مظهر شدت و پای فشاری و اصرار و ملکه شدن صفت غضبه و صفت شهوته، شهوت. اگر شهوت در کسی به قدری ملکه یعنی بشود ملکه وجودیش جزء ملکات نفسش بشود که این ملکات قبلا عرض شد صور و اشکال تمثلات برزخی‌ش رو مطلقا می‌سازند. این خروس آن اتفاقا یکی از آن حیوانات四 که خدا در قرآن فرموده به حضرت ابراهیم این‌ها رو ذبح کن و این‌ها رو با هم مخلوط کن، یکیش خروس بوده. حرص، حرص در چیست؟ یا طمع، حرص این‌ها. برخی گفتند نه لجن خواری و کثیف خواری، خبیث خواری، حرام خاری، شبهه خاری، رباخواری.

این‌ها مثلا اردکه. چون شما آب تمیز و زلال بذاری جلوش تا این را کثیف نکنه نمی‌خورد. اصن عادت دارد به کثیف خواری و ما این را دیدیم. و طاووس مظهر ریا، اوج خودشیفتگی، خودبرتربینی، تکبر. در مجموع طاووس آن تمثل صرفا بخوایم به حرف کلی بزنیم رسیدگی به زینت ظاهریه. یعنی زینت باطن رو رها کرده صرفا به ظاهرش پرداخته، به زیبایی‌های ظاهری در دنیا. چه شیرین که علمای علم اخلاق فرمودندد پای در گل زینت دنیا دارد پا که پای طاووس هم زشته.

تمثیل و شاهد

پای در گل شاید یک، یک معناش یا یک وجهش اصلا دلیل وجهش همین باشد که چرا پاش زشته. پای در گل زیبایی‌های زودگذر و زرق و برق دنیا، این تجملات و این‌ها قرار داده. چنین کسی می‌شود تمثل این. که اکنون قطعا چنین چیزی منهای آن زینت باطنی‌ست، منهای طهارت باطنی‌ست. چون اگر طهارت باطنی بیاید در کنار طهارت ظاهری یا طهارت ظاهری بر بنای طهارت باطنی خودش رو نشون بده، این که از نشانه‌های مومنه. آراستگی ظاهری در کنار پیراستگی باطنی. این‌ها نشانه مومنه. بحثی تو این نیست. اما کسی صرفا به ظاهر بپردازه.

قیافه‌ش رو ببینی ظاهرا اوه اوه عجب این شهیده اصلا این اصلا شهیده از قبر آمده بیرون. ما داشتیم و داریم متاسفانه تو همین صدا و سیمای خودمان یک آقایی آمد، اکنون آدم حرفای تلخو خیلی نباید بزنه. رهبرم فرمودندد که بیشتر سعی کنیم از این به بعد در تبیین، در جهاد تبیین خوبی‌های مدیران خوبمون رو بگوییم. اکنون چون مرتبط با بحث هسته کی آمد وارد شد تو صداوسیما اخیرا مدیریت کلی هم به او دادن. یعنی واقعا من این را دیدم گفتم این شهیده همین اکنون از تو قبر آمده بیرون.

تسبیح دستی و مسجد و جماعت و هیئتی و متاسفانه. یک مدت گذشت سوءاستفاده‌هایی که این آقا کرد. یعنی اکنون کسی نیست که تو آن صداوسیما لعن نکنه این آقا رو. کفیک بندازه تو لباس دین بیاید. این‌ها کارهایی که این آقا دارد می‌کند اصلا و ابدا طهارت باطنی درش نیست. همش آراستگی ظاهریه. و این ظاهر البته عنوان باطنه. که منتها برای ریاکار و منافق اینچنین می‌شود. پس اکنون بحث با حاشیک نره که اینجا حضرت استاد دارندد می فرمایند که طاووس که با همه آن نقش و نگوش خلق همه تحسینش می‌کننددد.

دقت در واژه‌ها

خودش از پای خودش، از پای زشت خودش چیست؟ دلچرکینه، ناراحته. وجوه متعددی از این شعر می‌شود برداشت کرد. گذشته از این تمثلات که گفته شد که این رو خیلی جدی بگیریم حتی از آن حدیث عجیب و شیرین امام صادق صلوات الله علیک که فرمودندد شب عاشورا امام صادق فکر می‌کنم در کامل الزيارات ابن قولویک اعی رحمة دیدیم. ایشون در کتاب شریف و از قدیمی‌تریند منابع حدیثی ما پیرامون کربلاست دیگر کامل الزيارات. یادش بخیر کاظمین ایشون رو زیارت کردیم بغل شیخ مفید.

آنجا روایت دارد که شب عاشورا برای جد ما حسین، حیوانات اهلی و وحشی توامان بدون اینکه با هم کار داشته باشن کنار هم عزاداری می‌کننددد. ما اکنون کجا دیدیم مثلا آهو و گرگ بیان شب عاشورا، آهو و گرگ، آهو و پلنگ بیان مثلا یا گربه و مثلا موش بیان که اصلا می‌شود؟ نه اصلا عقل این‌ها رو با-باور ندارد. اهل بیت هم که فارغ از عقل حرف نمیزنن. منتها ما باید درست برداشت کنیم.

به قول علامه امروز در درس صد و بیست و هفت شرح فصوص‌شون که گوش می‌دادم خیلی تصریح داشتن که در مجامع روایی ما روایت شده که از اهل بیت که اگر حرفی از ما به شما رسید که این را نفهمیدید، دیدید با طبع شما سازگار نیست، شما درکش نمی‌کنید، نمی‌فهمیدش. این را انکار نکنید، ارجاعش بدید به خود ما. انکار نکنید که اکنون متاسفانه غروب جمعه هم در ایاتی از ذره قر که باب شده سریع تا یک کسی یک چیز حدیث رو درون مایک اش رو نمی فهمه سریع انکار می کنه. این دروغه، کذبه، جعله. نمی‌دانم سندش ضعیفه.

جریان بحث

اینجا اینکه می فرماید حیوانات اهلی و وحشی کنار هم برمی گرده به تمثلات انسان‌ها. قرآن دارد می‌گوید اینها مثل حیوانن انسان‌ها. "بل هم اول السبیلا" یا جای دیگر "بل هم اول" یعنی چه پس تر از حیوان که اشتر، گاو، پلنگ باشد به قول علامه قیافه‌ش رو نگاه کنی در تمثلات برزخی حقیقتش رو ببینی یا در کنار این جسم خاکی و بدن طبیعیش اگر کسی چشم دلش باز شه و آن بدن برزخی و بدن مثالی که اصل بدنش و آن رو هم بتونه ببینه، ببینه اوه اوه!

آن بدن برزخیش اشتر، گاو، پلنگه و الا بدن جسمیش و چون ذیل اسم ظاهر خدا ما اکنون داریم نفس می‌کشیم. کسی از باطن‌ها خبر ندارد الا اهدی از اولیاء الله به به اکنون مصالحی که وجود دارد. ولی اگر کسی چشمش باز بشود ببینه میبینه بسیاری از مردم اصلا سر اینکه یک کسی ماف الضمیر می‌خواهندد همینه. بدن برزخی انسان‌ها رو می‌تواند ببینه که اکنون هم همراه ماست همراه ما هست. همین اکنون اگر تو چرتت بگیره این بدن ظاهری جسمیت می‌افتد. دیدی یهو ولو میشی.

یعنی آن نفس ناطقه به حداقل ممکن می‌رسوند توجهش رو به بدن جسمی و طبیعی لذا از کار می‌افتد، می‌افتد. دیگر حداقل حالت رو پیدا می‌کند و توجهش به آن بدن برزخی می‌افتد که لذا خوابت می‌گیرد. یعنی نفس ناطقه توجهش می‌آید نگاه می‌کند به بدن برزخی خودش. اگر کسی بتونه در بیداری این قدرت رو پیدا کنه، نه در خواب که همه می‌توانیم، در بیداری متوجه بدن برزخی خودش بشود، متوجه می‌شود که چه قیافه ای دارد، چه تمثلاتی دارد و چه ملکاتی که این تمثلات رو ساخته و همچنین دیگران رو.

لایهٔ باطنی

اینکه طرف ماف الذمیر می‌خواهندد بدن برزخی طرف رو می‌بیند، قالب مثالی رو. که گفتیم اعمال ما آن رو شکل دارد می‌دهد و نفس ما و باطن ما و روح ما رو پس از مرگ باورها و اعتقادات و معارفی که کسب می‌کنیم دارد شکل می‌دهد و می‌سازد. اکنون اینجا می‌فرماید که حیوانات وحشی و اهلی، شما شب عاشورا بنگر آدمای خوب در کنار آدمای بدی که مشروب خور بوده اکنون شب عاشورا دهنشو شسته نمی‌خورد به حرمت آقا نمی‌خورد. اما با همان یک شب و همان ده شب رو فقط نمی‌خورد. این حیوان وحشیه. یعنی حتی بلهم اضل حتی برخیشون.

تازه می‌آیند منشأ فتنه هم حتی بسیاریشون در هیئت‌ها می‌شوند. اکنون نه همشون ، که به خاطر اغراض پلید نفسانیشون می‌آیند هیئت برخی. اینها می‌شود شب عاشورا آدما، حیوانات اهلی و وحشی کنار هم برای حسین عزاداری می‌کننددد، می‌شود. و این تازه یک وجهشه. وقتی قرآن هر حرفش حدیث داریم هفتاد هزار معنا دارد، حدیث اهل بیت هم که به منزله بدن است نسبت به روح قرآن، اگر روح رو نفس رو بگیریم قرآن، اصل رو بگیریم قرآن، مرتبه نازله آن احادیث اهل بیته.

که قرآن با وساطت، با واسطه جبرائیل، حضرت جبرائیل سلام الله علیک ، نازل شده، احادیث بدون واسطه‌اند. مستقیما القاءات سبوحی حضرت حق‌اند بر ثغر ذات نفس ناطقه اهل بیت. مثل احادیث قدسیک که بدون واسطه بر ثغر نفس انبیا یعنی باطن و کمون ذات انبیا القا شده، الهام شده که اگر من و شما هم به راه بیفتیم به قول علامه کانال وجودیمون رو لای روبی کنیم از غزارت و آلودگی‌ها و پستی‌ها، ما هم حداقلش به نحو اعلام می‌رسیم. یعنی به مام اعلام می‌شود. اکنون به آن‌ها ایحاءه، وحیه.

ثمره در عمل

ولی یک پله پایین‌ترش الهامه که باز از جنس وحی مال اولیاء خداست. نه آدم‌های اهل ایمان، آدم مثل شماهام راه بیفتن اعلامه. علم بهشون القا می‌شود. علم از علم می‌آید. تا این راه به روی اهلی بسته نیست. منتها خیلی باید کار کرد. این که می‌گوید این طاووس ، یعنی حداقل هفت هشت ده تا وجه رو می‌توانیم امشب بشماریم. که چرا طاووس اینجا اشاره دارد حضرت استاد به اینکه از پای خودش معلوله ناراحته بعدش می‌آید. می‌توانیم چندین وجه بشماریم که یکیش اینه که، یکیش می‌تواند این باشد که پا ریشه‌ست، پایه‌ست.

همه سوار بر آن هستنددد. پا، اگر شما پای یکی رو بگیری دیگر افتاد. اصلو بگیری افتاد. همه عالم بر قوام، می‌گوید "إن هذا القرآن يهدي للتي هي أقوم". پایه‌های قرآن هم أقوم که همه به آن قائم‌اند. حتی امام هم به آن قائمه. وقتی پا که محل قیام ماست گرفته بشود، دیگر بقیک می‌افتد. می‌گوید این پا، آن پایه‌ست، وجهشه. این پایک تو زشت بود. بستری که روش اعمالت رو سوار کردی زشت بود که کلش شده زشتی. شده تمثله یک حیوان. ظاهرا زیباست اما چون زیبایی صرفا زیبایی دنیوی بود، باطله. لا یمسّه إلا المتهرون.

طهارت باطنی نبوده که مس کنی ملکوت رو. اینجا همه خوششون می‌آید. شاسی بلندشو، قصرش و خونه‌شو، ساعتش و موبایلشو، تیپشو، موهاشو، قدرتش و بازوش و اینجا همه به به! و اینجا مال ملکه. اما تو دار ملکوت چی؟ وقتی که کسی از دنیا می‌رود حدیث داریم مردمی که تو نشئه دنیااند می‌گویند چی از خودش باقی گذاشت. اونایی که آن ورن یعنی ملائکت الله می‌گویند چی با خودش آورد. کدومه که از این‌ها رو می‌شود با خودت ببری؟ آن زلف قشنگ تو، قدرت و بازوت و مدرک تحصیلی تو، عناوین اجتماعی تو. پول و دارایی و ثروت و نه.

پیوند با معارف

اما علم و حکمت تو چی؟ همه رو می‌بری اعمال تو چیست؟ همه هرچی که هست چه ظلمت باشد چه نور می بری. پس این می‌شود بستر. پا اگر زشته چون قائم همه اعمال ما بر آن. می‌گوید اگر تو به ملکوت دسترسی پیدا نکردی صرفا ملکی زندگی کردی، یک وجهش دارد اینه. به جهت اینکه آن بستر، آن، آن قوام که آن پایه‌ای که اعمالت رو روش سوار کردی آن خراب بوده، آن زشت بوده، باورهاش اشتباه و غلط بوده. مثل مثل طاووسی شدی.

اکنون بحث امام عصر رو یک وقت با هم ان‌شاءالله می‌گوییم که امام عصر تنها ولیی از اولیاء الهی‌ست که به مقام اتم قرب رسیدن. که در نشئه عنصری با عنصر حضور دارد. با عنصر بدنش، با این بدن نشئه طبیعی‌ش. بحث طبیعته دیگر. طبیعت هم تاریکه نسبت به ملکوت چیست؟ اینجا سایک است، آنجا اصله. اکنون تا همین مقدار فعلا داشته باشید چون یک وقت می‌ترسم فکرتون به بد جایی برود بد برداشت کنید مطلب رو در آن خصوصی که چرا امام عصر طاووس اهل جنته قاطی نشه، این‌ها با هم مشوب نشه، ان‌شاءالله بعدا بحث می‌کنیم.

این‌ها می‌طلبد که انسان از ابتدا از آن عنفوان بچگی و کودکی خودش رو اول بشناسه، معرفت نفسش رو کسب کنه، معلم ببینه، استاد ببینه، راه رو از همان ابتدا درست بره. به شدت در برابر گناهان مراقبه‌ست داشته باشد، کشیک نفس بده که البته حضرت استاد می‌فرمودندد که استاد ما، کی؟ حضرت علامه عسگرزاده می‌فرمودندد استاد ما علامه شهرانی بارها می‌فرمودندد که از بچگی هر کسی معلومه چه کار است. این فرمایش علامه شهرانی. هر کسی از بچگی معلومه چه کار است.

ادامهٔ برهان

انصافا آدم‌هایی که از بچگی مزاج‌شون به سمت اعتداله و اخلاقیات، اخلاقیات‌شون خلق پیغمبر گونه‌ست. اصلا یک آرامش خاصی توش هست. به سمت معنویات خودشان در حرکتن. لذت می‌برند از بحث معنوی، الهی، قرآنی، امام و اهل اصلا حرف از معنویات می‌شود لذت می‌برند از بچگی. اکنون دلایل متعدد دارد. أنزلنا من السماء ماء فسأل العادیتم بقدره عاد. دیشب گفته شد دیگر. آب پاک از آسمان می‌آید. آب فیض، آب فیض الهی از آسمان پاک می‌آید. اولین جایی که رنگ می‌گرفت کجا بود؟

اولین جایی که رنگ می‌گرفت این در قوس نزول ما رنگ گرفتیم صلب رحم مادر، پدر، صلب پدر، رحم مادر. بعد، دیگر بعد از آن دیگر خوراک، نفس، هم‌نفس‌ها، هم‌نشین‌ها، کلام، یک یک نگاه‌ها، شنیده‌ها، این‌ها. همه این‌ها موثرن در چی؟ تمام تمثلات تو و حتی مناماتت، انشائات نفس در خواب و حتی مکاشفاتت و حتی برزخت. همه این‌ها تاثیرگذارن. بعضی از بچگی می‌گوید در جوانی پاک بودن شیوه‌ی پیغمبری‌ست، وگرنه هر جبری به پیری می‌شود پرهیزگار. در جوانی آدم پاک باشد. این دعوت به گناهش بکنن مطلقا تزلزل نداشته باشد.

اصلا از بچگی معلومه این پیغمبر گونه‌ست. قرآن می‌گوید و آتيناه الحکم صبيا. یعنی حضرت عیسی بچه بود تو گنداق بود ما به او حکم دادیم. آتينا ما دادیم الحکم ما الحکم دادیم. آتيناه الحکم، الحکم. همه حکمت رو دادیم. وقتی شیرخوار بود. بعد توی بغل مادرش بود که گفت إني قال إني عبد الله. شیطان هم از بچگی می‌آید سراغ من و شما. شیطان چون میدونه از بچگی خرابيت کنه خشت اول را چون نهد معرا-معمار کج تا ثریا می‌رود دیوار کج. آن خشت اولو که خراب گذاشتی دیگر کجه. لذا خیلی نطفه مهمه. اکنون درد دله ببخشید.

شهادت حال اولیا

درد دله اکنون یادم افتاد روحش شاد حضرت آیت الله العظمی آقای آقا مرتضی. ما خیلی مدیون ایشونیم. اکنون تلخه شب تولدم هست اما چه کنیم؟ هرکس علم کار فرهنگی و تربیتی و این‌ها دست می‌گیرد می‌زننددش. بدجوری هم می‌زننددش. ما به قدری حرف شنیدیم توی برهه ای این آقا سید هست عزیزان شاهدن. متاسفانه همین آدم‌های تسبیح به دست چی بگوییم؟ سجاده به دوش همین‌ها حرفایی به بنده بستن به جهت نفهمی‌شوند از بعضی کارهای ما.

که نمی‌گوییم ادعای عصمت هم نداریم کار اشتباه زیاد داشتیم اما کار رو به جایی بردن که گفتند العیاذ بالله ببخشید عذرخواهی می‌کنم می‌گویم گفتند همین نماز شب خونا گفتند این، این حاج آقا حرامزاده‌ست این معلومه حرامزاده بوده. کسایی که سر سفره ما بزرگ شده بودن تو خونه ما چندین سال. می‌خواهم به شما بگویم که خیلی کار سخته، خیلی دشواره تا یک باری به سرمنزل مقصود برسه. آن‌قدر گفتند همه جا گفتند و گفتند این آقا سعید شاهده که من خودم به خودم شک کردم.

آن‌قدر گفت گفت ای آقا آن‌قدر دیگر تهمتی رو به تو میزنن بزنن تو خودت باورت می‌شود نکنه واقعا یک چیز، یک چیزی هست. خدا رحمت کنه آقا مرتضی رو. رفتیم محضر ایشون با یک حالت درد دلمو شروع کردم اشک میریختم. اصلا گفت صبر کن. اکنون مطالب زیادی آنجا لطف کرد به ما گفت. اولین جمله‌ش این بود من هنوز حرف نزده بودم به من چه تهمت‌هایی زدن. فقط شروع کردم درد دل که اکنون ما یک هیئتی داشتیم یک چی اینطوری شد. یک دفعه گفت صبر کن ادامه نده. من درونت رو دیدم. نطفه ات پاک، مادرت پاک، پدرت پاک.

مسیر سلوک

یعنی تا آخر عمرم دست این عالمو هم ببوسم. یک هدیک ای به من داد که کمه اگر تا آخر عمرم خاک بوسی آستان این عالم رو بکنم. یعنی آدم مطمئن بشود که پاک پاک، حلال، نطفه پاک. آن‌قدر مهمه به شما این رو بگویم. آن‌قدر این نکته مهمه که حق هم داشتیم ما به هم بریزیم. البته من به شما بگویم آدمی که حلال زاده نباشد حب امیرالمؤمنین تو دلش جا نمیگیره. ان‌شاءالله همه حلال زاده ایم. اما بعضی آلودگی‌ها هست، بعضی غذارات هست، بعضی غبارها هست که اونها متاسفانه از رحم و صلب پدر و مادر منتقل می‌شوند.

بعد از طریق نفس، هم‌نشین، خورد و خوراک، رفیق، بعد دیدن‌ها، شنیدن‌ها همینطور شروع می‌شود. بعد دیگر این‌ها وقتی اصرار شد، اصرار شد به دیدند یک چیزی، اصرار شد به گوش دادند یک چیزی، اصرار شد به لمس یک چیزی، بوییدن یک چیزی، چشیدن یک چیزی می‌شود ملکات نفس. بعد صور و اشکال برزخی همه بر اساس ملکات نفسند. این را که گفتم برید خونه‌تون دست و پای پدر مادرتونو ببوسید و ازشون تشکر کنید، دعا کنید در حقشون که اکنون سر سفره اهل بیت نشستید نشانه‌ی پاکی رحم مادر و صلب پدر بوده. هر کسی عز ندارد، اجازه ندارد.

اما بحث این بود بحثو جمع کنم خسته شدید. جشن هم هست می‌خواهید جشن و شادی بگیرید. مراقب آن اصرارها باشیم از بچگی این کوچولوترها، این‌ها که اکنون اینجا نشستن حکم استاد منو دارندد چون این‌ها پاکن. یادش بخیر حضرت استاد علامه می‌فرمودندد که یک جا منو دعوت کردند که بیلی بزنیم کلنگی یک جایی رو اهداش کنیم این‌گونه می‌خواهی شروع کنن. می‌گویند بیا با قیچی مثلا ربان می‌بندند شما بسم اللهشو بگو آری کلنگ اول. ما رفتیم یک جای مهمی بود میگفت خیلی، خیلی آدمای مهمی هم جمع بودند. من یک نگاه تو جمعیت کردم.

جمع‌بندی عملی

بعد به این، این‌ها که همه‌کاره بودند تو آن برنامه گفتم آقا دوست دارید کسی بیاید این کارو بکند که هیچ گناهی نکرده بود؟ کسی بیاید این کارو بکند که از همه ما غریب العهد به مبدا یعنی به حضرت حق نفسش نزدیک‌تره. که چی بالاتر از این. رفت تو جمعیت دست یک بچه کوچولو رو گرفت که هنوز به سن بلوغ نرسیده بود. آوردش کلنگو داد دستش. علامه حسن زاده فرمود بزن. فرمود این بچه‌ها غریب العهد به مبدااند از همه ما. این‌ها پاک‌تر از همه ما هستنددد. قدر خودشانو باید بدونن.

منتها مراقب باشن سر اینکه وقتی بچه تا به دنیا می‌آید چرا سریع می‌گویند اذان تو گوشش بگو. چرا سریع می‌گویند تربت سید الشهدا بذار بچشه. چرا می‌گویند بدش بغل یک آدم مومن چشمش بیفتد یا عطری که می‌بوید، لمسی که می‌کند از یک آدم الهی، عالم دین، اینها عارف باشد یا آدم نمازخون. چون این اصلو بگویم تمام که البته قبلا گفتم حضرت علامه حسن زاده این اصل رو القا می‌کننددد. عجیب اصلیه، عجیب حرف عجیب دامنه پر یعنی کثیر فروعی دارد این بحث در بحث‌های تربیتی.

ایشون فرمودندد اولین تحریک حواس پنج گانه ما، اولین تحریکش در ابد ما تاثیرگذاره. در ابد ما از حیث تمام مکاشفات، تمسلات، منامات، خواب‌هایی که می‌بینی، القاءاتی که بهت رخ می‌دهد، حتی تصوراتی که از پیرامون خودت پیدا می‌کنی، اکنون یا سوظنه یا حسن ظنه و و و حتی تمسلات برزخی خودت که آنجام قراره صور و اشکال ما ببینیم با قوه خیالمون. اصلا عالم مثال اول قوه خیال متصل همان درون ماست. آنجا میری هرچی می‌بینی بر اساس اولین تحریک قوای پنج گانته. برای همین می‌گوید بذار اولین تحریک قواي سامعه چی باشه؟

الله اکبر، الله اکبر. اولین تحریک قوه چشایی چی باشه؟ تربت سید الشهدا بشود. اولین تحریک قوه بویایی، بوی تربت حسین، سیب تازه یا بوی یک عالم، بدن عالم بو دارد، بوی الهی دارد. یا اولین تحریک قوای بینایی. بذار این بچه چشمش رو باز کرد تو بغل یک آدم نمازخون با خدا. نده بغل عمه و دایی و خاله‌ای که بی‌نمازن. مخصوصا اولین بار. پدر و مادر حتی اگر نمازخون نیستن بترسن و دلشون به حال بچه‌شون بسوزه. بدن بغل یک عالم. بذار چشم این بچه باز شد لباس پیغمبر ببینه اولین بار.

اولین بار بدن لطیف یک انسان الهی رو مس کنه. همینطور تمام قوا تا ابد تمسلات ما رو می‌سازند. یک دستور کوچولو اسلام ببین چه می‌کند با ما. بسه ما سر سفره‌ی یک بیت شعر حضرت استاد در نامه دوم بودیم و بحث طاووس و این‌ها به اینجا کشیده شد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.