ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین.

المستغاث بک یا حجت الله.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته.

السلام علیکم و رحمة الله.

ان شاء الله به خصوص این خواهرها بچه‌ها رو یه مقدار آروم کنن با حفظ حرمتشون.

زده نشن از هیئت تا این مدت کوتاه صحبت ما بگذره و جشن برسه دیگه اذیتتون نکنیم.

اولا تشکر می‌کنم از همه عزیزانی که بانی بودند زحمت کشیدن تلاش کردن کوشش کردن تا سفره افطار امام مجتبی سلام الله علیه پهن بشه.

عزیزی می‌خواستن همه هزینه امشب رو بانی بشن خدا خیر بده به بچه‌ها که قبول نکرده بودند و گفتن همه مشارکت کنن.

قشنگ هم شد دیگه هرکی به سعه مالیش واریزی کرد به حالا به حساب هیئت و الحمد لله سفره به نحو احسن پهن شد و خدا خیر کثیر بده به بانی‌ها و اونایی که زحمت کشیدند و این‌ها همه باق ان شاء الله می‌ماند برای نفس آخر عمرشون هر کسی که تلاش کردن.

برای خسته نباشید به بانی‌ها، به خادما و ان شاء الله ما هم از این توفیقات داشته باشیم.

جانتون رو خوشبو کنید به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

[صدای همخوانی] امشب می‌خواستم که چند تا سوالی که دوستان پرسیده بودند و سوالات مهمی بود رو جواب بدم.

لکن چون بر می‌خوریم به شب قدر این‌ها ما گفتیم که امشب رو هم اختصاص بدیم به اون بخشی از نامه اول نامه ها برنامه های حضرت استاد که جا مونده بود و ما شب یعنی جلسه هجدهم از فاطمیه، جلسه هجدهم ایام فاطمیه دوم صحبت کرده بودیم.

حالا نمی‌دونم تو ضبطش مشکلی پیش اومده بود یا کلا مفقود شد این فایل هرچی که بود یه عده دنبال اون فایل اون شب بودند.

ما هم مجبور شدیم که این جلسه هم مثل جلسه پیش که جلسه بیستم هم به تاریکی خورده بود ضبط نشده بود و به برق رفته بود و اینا، این جلسه رو هم برای اینکه نامه تکمیل بشه این چند جمله حضرت استاد رو از رو بخونم و یه مقدار متفاوت‌تر از اون شب فاطمیه اگر عزیزان استهزار داشته باشن مطالب اون شب رو یه مقدار متفاوت‌تر سخن بگیم در این فرصت کوتاه.

در تقریبا اواخر نامه اول حضرت علامه این چنین می‌فرمایند، دقت بفرمایید که جمله به جمله این بخش از نامه جای بحث دارد و واقعا هر یه جمله‌ش یه منبر حداقل می‌خواد.

حالا ما هفت هشت تا خط رو می‌خوایم یه جا توضیح بدیم خدا کمک کنه.

می‌فرماید یک نفس از نفس، یک نفس از نفس ایمن مباش.

خیلی عجیبه که مثلا ما فوقش بخواهیم مراقبت کنیم یا به دیگری توصیه کنیم می‌گیم مراقب نفست باش به خودمون می‌گیم مراقب باش.

اما اینجا علامه چنان گوشزد می‌کنه خطر نفس رو می‌فرماید یک نفس از نفس، یک نفس حتی از نفس ایمن مباش.

یعنی گمان نکن که یک آن، یک نفس اگر غافل بشی از نفس مثلا تو پیروزی.

بلکه قطعاً بدان اگر یک آن، یک نفس از نفست غافل بشی، او پیروزه.

میگه ایمن مباش.

او در کمین توست.

این اهمیت مخالفت با نفس، تهذیب نفس، جهاد با نفس و اهمیت سیر و سلوک و خصوصا مراقبه رو اینجا داره بیان می‌کنه که اون شب هم عرض کردیم که بیشترین تأکید رو به زعم بنده با مطالعاتی که داشتیم حالا این منبر گردی و عالم گردی و چه می‌دونم کتاب خونی و اینا که حدود چهل پنجاه سال خدا لطف کرد به حقیر داشتیم.

ندیدم عالمی یکی مثل حضرت علامه، علامه طباطبایی علیه الرحمه، استاد حضرت علامه حسن زاده و یکم خود حضرت استاد علامه حسن زاده.

ندیدم کسی مثل این دو بزرگوار تأکید به مراقبه داشته باشه.

دیگه تا آخر عمرشون دائما مراقبه، مراقبه، مراقبه.

حتی از حضرت استاد علامه حسن زاده پرسیده بودند که خود شما این همه توصیه می‌کنید، خود شما چه نمره ای به مراقبه خودتون میدید؟

فرموده بود بیست.

یک آن غافل نیستم از نفسم.

بیست.

حالا من و شما خودمون در خلوت خانه خودمون چه نمره ای به مراقبمون می‌خوایم بدیم؟

مطمئن باشیم بارها عرض کردم معمولا در انتهای دهه‌های پرشور و حرارت و پرمحتوا و پرنور جلساتمون من اینو همیشه گفتم که عزیزانی که ده شب، سی شب این‌ها زحمت کشیدید "ألَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى" تلاش کردید، طوبرتونو پر کردید این‌ها حواستون جمع باشه، حواسمون جمع باشه که اگر مراقبه نباشد تمام؛ همه رو می‌گیرن ازمون.

اونم حالا اینجا حضرت استاد می‌فرما تو یک نفس حتی یکی از عزیزان که ما یک زمانی جهت تصفیه وجودمون برنامه‌هایی با هم داشتیم و حتی تا جایی که خواب‌هامون رو با همدیگه مرور می‌کردیم، بیان می‌کردیم و نسبت بهش گوشزد می‌کردیم به هم.

[نفس عمیق] یه شبی خواب دیده بود که در هر نفس شیاطین ما رو احاطه کردن.

این آقا، این دوست عزیز ما خیلی سال‌های پیش بود که می‌گفت از خواب که پا شدم تپش قلب گرفته بودم وحشتناک.

می‌دیدم دورت تا دور ما رو مثل گله گوسفند چگونه بین این‌ها باشی گم بشی، همین‌طور شیاطین احاطه کرده بودند که در هر نفس می‌خواستن به ما القاء شیطانی کنن که در بحث درون مایه ماه مبارک رمضان "تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا" این روح میاد به کمک ملائکه که شئون وجودی او هستند که به ما الهامات و تعلیمات داشته باشند در صورتی که شیاطین بگذارند.

چون شیاطین دائما می‌خوان القاء کنن، اونا میان که القا، القاء و الهام و تعلیم کنن اجازه ندن شیاطین بیان.

لذا پیغمبر عزیز عالم فرمودند که "ولولا ان الشياطين" یا "ولولا ان الشياطين يحومون على قلوب بني آدم" این فرمایش حدیث نبوی عجیبی‌ست.

اگر نبود که شیاطین گرد دل مردم می‌چرخن، اگر این نبود "لنذروا الى ملكوت السماء" قطعاً این‌ها به ملکوت آسمان نظر می‌انداختن.

نظر هم عمیق‌تر از نگاهه.

گرفتاری ما همین شیطانه، القاءات شیطانیه، چرخیدن شیطان گرد قلبمونه آن فعان.

لذا حضرت استاد اینجا می‌فرماید یک نفس از نفس ایمن مباش.

همه سوءظن‌های ما به هم، تهمت‌ها، غیبت‌ها، دروغ‌ها، آبرو بردن‌ها، بغض و کینه‌های اهل ایمان نسبت به هم، بی‌تفاوتی نسبت به greha و مشکلات و، و، و همه، همه و همه تا بگیر مشکلات و احم-- عرض شود گرفتاری‌ها و گناهان فردی و شخصیمون از حیث شهوات و غضب و چه و اینا همه برمی‌گرده به اینکه نفس به نفس شیطان به ما داره القاء می‌کنه، القاء شیطانی می‌کنه، غیر رحمانی.

حالا همین، همین یک کلمه جمله اول رو ببین چه درون مایه ای داره این رو خب رفتن و می‌رون و خواهند رفت و و اگه کسی واقعاً س-- باسواد باشه نه مثل من بی‌سواد واقعاً برای این یک جمله باید سی شب ماه رمضان صحبت کنه که دشمنی بقیه عین متن حضرت، حضرت استاد که دشمنی که این نفس رو می‌خواد بگه که دشمنی سخت، رهزن سخت، رهزن و رهزنی سخت دشمن است.

همواره در کمین است.

عزیزم گوش بده همواره در کمین است و اقتضای طبیعتش این است از شهوت و از شهرت بپرهیز و از معاشر ناجنس به‌خصوص از نفس بگریز که نخست موعظه پیر می فروش این است که از معاشر ناجنس احتراز کنید.

اونکه باهاش معاشرت داری، هم نشینته از انتخاب همسر اسمش رو خودشه.

سرتون یکی میشه از انتخاب همسر که باید تفکرات و عقایدش مثل شما باشه.

همسر، سرتون مثل هم باشه.

از انتخاب همسر بگیر تا انتخاب رفیق و دوست و همکار و همسایه و حتی هیئت.

آدم هر هیئتی هم حتی نباید بره.

دلیل نداره که بگیم آقا ذکر امام حسین میشه خب باشه هر-- خیلی جا ذکر امام حسین میشه.

الان این دار و دسته حالا شیعه انگلیسی و این‌ها دار و دسته شیرازی‌ها اون‌ها هم دم از امام حسین خیلی شاید ظاهراً بیشتر از من و شما هم بزنن.

کارهایی هم بکنن که ما نمی‌کنیم.

دلیل نمیشه که.

آدم باید در مشرب حق حرکت کنه و فرمودند دائما طاهر باش، دائما طاهر باش.

دوام طهارت "کلا يمسه إلا المطهرون".

و بله يتلو عليهم آياته و یزکیهم و یعلمهم الكتاب و الحکمة.

ما چاره‌ای جز تزکیه نداریم تا بریم به سمت تعلیم معالمه و اونچه که درون مایه کتاب و حکمت است.

اگر طهارت نداشته باشیم نمی‌چشیم، نمی‌رسیم.

صرفا میشه علم فکری و خسته کننده هم میشه خودش حجاب میشه و العلم هو الحجاب الاكبر میشه.

با این-- لذا می‌فرماید دائم طاهر باش از وجه ظاهرش که طهارت وضو رو شرطه.

یعنی وضو بگیر دائما وضو داشته باش که حالا ما نمی‌فهمیدیم این حرفو یعنی چی؟

تقلیدا از شهدا و رفقای جنگمون اون موقع یاد گرفتیم از نوجوانی.

اینا دائما وضو دارن ما هم اون موقع یاد گرفتیم.

برکاتش رو دیدیم.

شما هم ببینید.

می‌بینید انشاالله.

دائم الوضو بودن تا جایی که خود حضرت علامه حسن زاده، عه ببخشید حضرت علامه طباطبایی فرمودن ازشون سؤال کردن بدترین حالت شما کیه؟

فرمودن وقتی که میرم بیت الخلاء حالا به قول ما مثلا مستراح فلان و اینا و فاصله بین تخلی و وضو گرفتن هم یعنی رفته تخلی انجام شده میخواد وضو بگیره تازه ولی هنوز نگرفته میگه بدترین حالت من اون لحظه است که طهارت ندارم.

که اصلا اینو بدونید قبلا در بحث مزاج شناسی عرض کردیم رفقا، عزیزان، این کوچک‌ترها خوب گوش بدن اینجا رو مزاج عالم بر طهارت بنا شده و عدالت.

مزاج عالم.

بالعدل قامت السماوات والارض.

قامت آسمان‌ها و زمین آیه خوندم براتون بر اساس عدل است.

همه عالم هستی بر بستر طهارت اقامه عدل می‌کند.

چرا اینو دارم میگم؟

همینطور که من و شما مزاجی داریم خدادادی که اگر علی رغم و مخالف مزاج مون عمل کنیم در مسیر بندگی شکست می‌خوریم عزیزان دلم.

همینطور عالم هم مزاج دارد.

اگر کسی بچه‌ها، اینایی که سنتون کمه اینو می‌فهمید شما، برخلاف مزاج عالم عمل کنه، عالم باهاش به دشمنی بلند میشه.

یعنی زمین و زمان با تو بر-درگیر میشن.

کمکت نمی‌کنن.

اون سلام آخر نماز که السلام علیکم و رحمة الله و برکاته که شما تمام کائنات رو اگر سعه وجودی داشته باشی بتونی در آن واحد سلام کنی أعم از جمادات و نباتات و حیوانات و انسان‌ها و اجنه و برو تا ملائکه الله و اولیای خدا، انبیا و اهل بیت و همه رو به یک باره تا امام عصر سلام میدی همه این‌ها دست به دست هم میدن که تو رو به سلامت بدارن.

اما اگر بی طهارتی کنی بلعکس میشه.

همه به جنگ با تو پا میشن.

حالا در نامه دوم، تو همین کتاب نامه‌ها و برنامه‌های حضرت استاد که دستمه انشاالله می‌رسیم به یک بخشی که یه حدیث بسیار عجیبی حضرت استاد گوشزد می‌کنند.

حالا انشاالله بهش می‌رسیم که خدای منان وحی کرد به دنیا که تو در خدمت کسی باش که در خدمت منه.

خدا به دنیا وحی کرده.

تو در خدمت کسی باش که در خدمت منه و پشت کن به کسی که در خدمت توست.

عجب!

این قاعده است.

این قانونه.

مزاج عالم بر اساس طهارته.

بی طهارتی کنی عالم باهات برخورد می‌کنه.

یعنی به هم می‌ریزی.

تشویش خاطر داری، آرامش نداری، گرفتاری‌ها میاد، زیغ معشیت، معیشت میاد.

فمن أعرض عن ذکری فإن له من أعرض عن ذکری فإن له معیشة ضنكا ونحشره يوم القيامة أعمى.

قرآن می‌فرماید هرکس هرچی باشه هرکس پشت کند به ذکر من اعراض کند از ذکر من چنین کسی فإنه قطعا پس یعنی نتیجه‌ش جز این نیست قطعا له براش هست چی؟

معیشة ضنكا.

این تازه زن که معیشتی، فشار اقتصادی و مالی مال این دنیاشه.

اون ورم یه، یه نحشره ما محشورش می‌کنیم يوم القيامة أعمى کور، نابینا.

چون اعراض کرده از به ذکر من پشت کرده.

اینا قانون، قانون الهیه.

قانون طبیعته.

پس به مزاج عالم پشت نکنید.

مزاج عالم بر اساس طهارته.

کسی که طهارت پیشه می‌کنه، طهارت نفس داره، عالم به خدمتش در میاد.

عالم کمکش می‌کنه.

تو نگاهش می‌کنی می‌بینی آخه تو چیکار کردی؟

تو هم مثل ما عمر کردی.

تو هم که عمر نوح نداشتی.

چرا انقدر برکت تو زندگی توئه؟

چرا؟

شاید خودشم چیزی به تو نگه اما علتش اینه.

طهارت پیشه کرده.

چیز عجیبی نیست و لذا عالم به خدمتش بلند شده.

می‌بینی آدم‌ها بهش کرنش می‌کنند.

آدم‌هایی که تو سر کلاس اگه معلم بوده باشی پدرت در میاد تا یه دونه از این بچه‌ها رو بخط کنی چهل تا بچه رو می‌ریزن سرت که سخت‌ترین کار عالم معلمی‌ست.

می‌بینی همه میان پا مثلا [مکث] تذکرات اخلاقی، اعتقادی، چه می‌دونم.

اصلا دوست دارن این آقا رو ببینن، زانو می‌زنن.

یکی مثل مثلا حضرت استاد علامه صدوق.

چرا؟

چرا اینطوریه؟

چون بر اساس مزاج عالم حرکت کرده، عالم هم به کمکش اومده، دل‌ها به سمت اون راغبه.

دل‌ها رغبت می‌کنه به او.

این‌ها یک اصله، فرار نکنیم از این‌ها [مکث] که [نفس عمیق] اگر فرار کنیم خودزنی کردیم، خودمون رو زدیم.

حالا توی این نشئه طبیعت [مکث] می‌دونید که ما بر اساس قرآن، الحمد لله ما همش قرآنی حرف می‌زنیم.

شوق و عشقمون هم از منبر رفتن همینه که هی قرآن بگیم، هی قرآن بگیم.

که اقرأ واقرا بخوان بالا برو.

قرآن میگه ما برای چی خلق شدیم؟

آفرین "لِیَعْبُدُونِ".

که مفسرین امامیه فرمودن "أو لِیَعْرِفُونِ".

حالا معرف-- اون عبادت رو معرفت گرفتن.

"ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ" فکر کنم سوره زariat باشه.

اگه اشتباه نکنم.

حالا یا جن الان شک دارم عزیزان سرچ کنن به من بگن.

"ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ".

ما خلق نکردیم جن و انس و الا برای عبادت.

خب حالا اینو دقت کنید [مکث]، توی این دنیا اکثرا بر اساس حرف بحث سیر- زariat زariat بله.

پنجاه و شش، آیه پنجاه و شش زariat.

چون آیه مهمیه خواستم یادتون بمونه.

پنجاه و شش زariat "ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ".

این سوره زariat هم از غرر است، ثغر آیات قرآنه.

که اگر کسی مراقبت کنه هر روز خدا "من حيث لا يحتسب" براش می‌رسونه.

تو اون زنگه معیشتی گیر نمی‌کنه، براش می‌رسه و برکت پیدا می‌کنه عمرش.

مداومت هر روزش.

[مکث] یه روایت داریم که از پی-- در توحید شیخ صدوق هست.

چند جا تو مجامع رواییمون هست که پیغمبر فرمود این روایتو گوش بدید خیلی عجیبه.

"فَاعْمَلُوا" "اعْمَلُوا" عمل کنید، اهل عمل باشید "فَكُلٌّ مُیَسَّرٌ لِمَا خُلِقَ لَهُ".

کل، همه حمایت میشن برای اون چیزی که خلق شدن "مُیَسَّرٌ لِمَا خُلِقَ لَهُ" برای اون چیزی که خلق شدن میسوره براشون، آسونه اون کاری که براش خلق شدن.

تو اون وادی هم حمایت میشن، نه غیر از اون.

خب ما برای چی خلق شدیم؟

الان گفتیم "ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ" برای عبادت پروردگار، برای سیر معرفت، شناخت حضرت حق.

خب اگر کسی در این مسیر قدم برداشت [مکث]، می‌فرماید این میسوره براش یعنی اصلا برای همین اومده.

فلذا "فَكُلٌّ مُیَسَّرٌ لِمَا خُلِقَ لَهُ" حمایت میشه.

خدا هم کمکش می‌کنه.

شما ببین آدمایی که در مسیر حق قرار می‌گیرن از همه موفق‌ترن.

یه سر و گردن بالاترن.

ببینید شهدامون رو، اولیامون رو، عرفامون رو، بزرگان اهل معرفت رو.

تو کل نه شهر، کشور بلکه بعضیشون مثل رهبر عزیزمون تو کل دنیا بگردی بعد از امام عصر شاید نمونه‌شو پیدا نکنی.

چرا؟

چون مسیر حق رو رفته و تو مسیر حق و این‌ها که رفته برای اون خلق شده "مُیَسَّرٌ لِمَا خُلِقَ لَهُ" خدا هم حمایتش می‌کنه.

حمایت الهی که پشتش میاد کار تمومه.

اصلا کسی که طهارت پیشه نمی‌کنه حمایت ازش برداشته میشه.

گیر و گور ما همش به خاطر اینه که طهارت نفس نداریم.

به راحتی فحش میدیم، غیبت می‌کنیم، دروغ میگیم، نگاه به نامحرم، ببخشید بعد ماه رمضان دوباره متاسفانه شروع میشه.

آبروی اینو بردن و اونو بردن، سوء ظن به این و اون، وارد نیت دیگران شدن، تفحص و تجسس در زندگی دیگران کردن.

طرف کمرش درد می‌کنه حالش بده تکیه داده حال نداره سلامتو مثلا آهسته جواب میده و علیکم السلام.

اینا می‌بینید تعویل نگرفت منو می‌خواست جلوی دیگران منو ضایع کنه.

این از خباثت نفس توئه.

به اون چه؟

تو انقدر رو نفست کار نکردی، خبیث شده نفست که نمی‌تونی یه توجیهی بیاری برای عمل دیگران.

مگر امام صادق سلام الله علیه فرمود، نفرمود که برای عمل دیگه-- برادر مهم، مؤمنت هفتاد دلیل بتراش، هفتاد توجیه بیار که حتما من اشتباه می‌کنم.

منظورش این بوده، منظورش...

اگر پیدا نکردی، اگر دلیلی پیدا نکردی، دقت بفرمایید اگر دلیلی پیدا نکردی، تازه یه روایت می‌فرمود که بر هفتاد، هفتاد کار اشتباه دوست مؤمنت دلیل بتراش.

یه جا میگه هفتاد دلیل، یه جا میگه هفتاد کار اشتباه.

دوتاش هست.

بعد یه جا دیگه می‌فرمود اگر دلیلی نتونستی بتراشی این رو از خباثت نفس خودت بدون.

عجب!

چقدر ما گرفتاریم.

یه ذره بحث ما رنگ و بوش امشب بحث اخلاقی شده از سیر حکمت و عرفان عبیم نداره رساله اقتضا میکنه، متن اقتضا میکنه.

الا من خیلی هم خودمم حقیقتش در اون حد نیستم اینطوری حرف بزنم.

فرمایش علامه رو داریم عرض میکنیم.

[نفس عمیق] اینهایی که همینطور که سیر لقاءالله رو داشتیم میگفتیم شب جمعه اکثراً چون در نشئه طبیعت که اسم ظاهر خدا ظهور کرده و احکام، احکام ظاهر غالبه نه باطن، اکثراً گرفتار ظاهر دنیا و به ظواهر دنیا میپردازن به جهت اینه که از این چیزی که براش خلق شدن فاصله گرفتن "فکل میسر لما خلق".

فاصله گرفتن توجه به ظواهر میکنن، نه باطن.

ولی وقتی که سیر، سیری است که الی الله دیگه و "انا الیه راجعون" دیگه "ثم يعرج الیه" دیگه قطعیه دیگه قراره بریم.

عود روح قطعیه.

وقتی خواستی بری اونجا چه اتفاقی میفته عزیز دلم؟

وقتی خواستی عروج کنی بری، اینجا احکام ظاهر غلبه داره.

اونجا دیگه به محض اینکه نفس آخر عمرت کشیدی تموم شد، احکام باطن غلبه داره.

همینطور میری تا قیامت کبرا که بعد دیگه "یوم"، "یوم"، "یوم"، "یوم" ظرف ظهور اشیا "یوم تبلی السرائر".

اونجا تبلا آشکار میشه سرائر باطن ها.

حالا چرا "یوم" گفته؟

چرا " لمن اليوم الملك؟" امروز ملک و سلطنت از کیست؟

خود خدا میفرماید "قل لله الواحد القهار" که شب جمعه گفتیم این واحد و قهار با هم بوی احدیت میده.

چرا "یوم" چرا "لیل" نه.

ولی وقت نزوله بحث لیله "انا انزلناه في ليلة القدر".

بحث نزول لیل میاره صعود یوم میاره.

اینا رو قبلاً گفتیم دیگه.

چون مراتب مادون نسبت به مافوق تاریک‌ان دنیا همش نوره "الله نور السماوات والارض" آسمان و زمین هم نورن اما نسبت به ملکوت تاریک‌ان.

نش-- این نشئه مادون نسبت به مافوق تاریکه و مافوق مثل ملکوت نسبت به ملک اون روشنه.

چون "انا انزلنا" نزول داره اتفاق میفته از بالا میاد به پایین یعنی از روشنایی میاد به تاریکی میگه لیل "انا انزلناه في ليلة القدر".

اما وقت عروج وقت قوس صعود و "انا الیه راجعون" از پایین میره به بالا.

پایین تاریکه میره به بالا روشناییه.

چون داره میره به بالا و به سمت روشنایی میگه "یوم، یوم تبلی السرائر".

اونجا، اون تو اون روز قیامت دیگه باطن ها آشکار میشه.

کاری با ظاهر نداره.

آقا این مثلاً کچل بوده یا مو داشته؟

نمیدونم تیپش خوش تیپ بوده یا بدی-- لاغر بوده یا چاق بوده، پول داشته یا نداشت، مدرک تحصیلیش چی بوده، بالا شهر زندگی میکرد یا پایین شهر، نمیدونم پنت هاوس داشت یا تو زير، زیرزمین بود.

چه میدونم حشم و نسب و نمیدونم فامیل و از-- اصل و نسب و همه رو بریز بیرون، پست و مقام همه رو بریز بیرون، باطن آشکار میشه.

دائماً طاهر باش و به حال خویش ناظر باش.

اینا هر کدوم بحث میطلب خدا میدونه و عیوب دیگران را، آی بچه یتیم عیوب دیگران را ساتر باش.

یه جوونی زمان پیغمبر اهل فسق و فجور بود یعنی به بدی میشناختنش.

در روایتی دیدم اگر اشتباه نکنم در وسائل الشیعه شیخ حر بود علیه الرحمه که عاقبت بخیر شد.

وقتی از دنیا رفت پیغمبر فرمود بیایید کمک من بریم تشییعش.

گفتن آقا این آدم بدی بوده شما پیغمبر میخوای بری تشییع؟

فرمود ساکت باشید خدا به من دستور داده.

خود پیغمبر فکر کن الان امام عصر بیاد شخصاً تدفین و تغسیل.

الله اکبر!

یکی رو دست بگیره.

تکفین و تغسیل و تدفین و همه رو آقا انجام بده.

امام عصر، یه همچین چیزی.

بعد از اینکه دفن شد پیغمبر رو کرد فرمود میخوای به شما بگم رمز عاقبت بخیری این جوون رو که دو-- از نظر شما آدم بدی بود.

از یه مومنی یه کار زشت دید تا آخر عمرش دم نزد، پوشوند.

چون کار خدایی کرد.

ستّار العیوب خداه، خدا هم عاقبتشو بخیر کرد.

حالا بیا آبرو ببر.

بیا پرده‌دری کن.

بیا ذره‌بین بذار روی دیگران به جای اینکه خودت رو ببینی.

ببین چه بلایی سرت میاد و عیوب دیگران را ساتر باش.

با همه مهربان باش.

اینهایی که جزیره‌ای عمل میکنن، حزب من، گروه من، آی خواهرها [نفس عمیق] یه زمانی تو یا زهرا متاسفانه اینطوری بود.

انشالله که الان اینطوری نیست.

گروه من، رفیقای من، حزب من، دوستان من.

[صدای بچه] چی بگم؟

مریدای من.

لا اله الا الله.

با همه مهربان باش.

آی اونایی که تو مشرب علامه‌اید و ای اونایی که حضرت علامه رو استاد خطاب میکنید، با همه مهربان باش.

چطوره که وقتی حاجی وارد میشه جلو پاش بلند میشی، یه بچه وارد میشه پا نمیشی؟

میتونی بری رو-- تو اداره از همه همکارای بنده حقیر بشنوید، ب-بپرسید که جلوی چایریز اداره مون تمام قد بلند میشم همیشه.

تیکش اتاق جلو پاش تمام قد بلند میشم همیشه وقتی میره بیرون پشت سرش راه میفتم.

مدیر میاد سلام علیکم خوش آمدید تمام.

مدیر کل باشه.

کاری نداریم.

اما برعکس.

و از همه گریزان، اینجا رو دقت کنید میگه با همه مهربان باش اما از همه گریزان باش یعنی با همه باش و بی همه باش.

یعنی چی؟

اشاره دارد به اون حدیث معروفه "کن في الناس ولا تكن معهم" با مردم باش "کن في الناس" در مردم باش، بین مردم باش.

اینو یادتون باشه اصله رفقا.

هر وقت دیدی دوست داری از جمع اهل ایمان فارغ بشی جدا بشی نری هیئت نری مسجد نری تو جماعت اهل ایمان بدون شیطان سوارت شده نه که تازه القا داره میکنه این تجربه پنجاه سال بنده رو بدون سوارت شده یه جوری پیاده ش کن.

اما میگه "کن في الناس" در مردم باش "ولا تكن معهم" با اونها نباش.

معیتت فقط با الله باشه.

یعنی دلت با خدا باشه تو مردم باش اما غرق خدا باش.

خدا شناس باش.

آخه من چی بگم؟

یه کلمه‌ست یه عالم حرفشه.

خدا شناس باش.

در هر لباس باش.

عجب!

میگه تو تو هر لباس میخوای باشی باش.

اصلا مهم نیست اما خدا شناس باش.

اینا پسر من روبروی من نشسته الان بلندش کنم بهش بگم پسرم تنها درخواست پدرت از تو و خواهرت تو زندگی چی بوده؟

میدونید چی میگه؟

میگه بابام همیشه گفته هر، هر کاره ای میخوای بشی باش.

آخوند، مهندس، دکتر، چقال بقال، اصلا هر جور برو آبدارچی اداره باش هرچی میخوای بشی بشو.

ها؟

هر آدم میخوای بشی بشو اما برا من اینا اصلا اینا مهم نیست فقط چی باش علی بلند بگو- بنده خدا.

آفرین صداشو شنیدید که بنده خدا باش.

بچه هامونو اینطوری تربیت میکنیم؟

حالا من دعای تربیت ندارم.

من خودم تو تربیت بچه ها موندم.

اینا رو باید امام زمان تربیت کنه واقعا کار ماها نیست بچه های امروزی رو.

همتون دارین سر رو تعقیب تکون میدید همتون هم دردید.

اما این بعد پیغمبر فرمود عده ای در آخرالزمان هستند که نماز جماعت میخونن، مسجد میرن، حج میرن، جهاد میکنن، خمس میدن، زکات میدن، ادعای محبت به من میکنن اما من از اونا بیزارم.

تعجب کردن صحابه یا رسول الله اینا کیان که همه این کارای خیر رو میکنن؟

شما از اونا بیزاری.

فرمود کسانی که این کارها رو انجام میدن اما به بچه هاشون جز از دنیا و پول درآوردن هیچی یاد نمیدن.

احکام دین، عبادت، بندگی فقط اینکه تو این دنیا چجوری گرگ باشی گلیمه خودت رو از آب بکشی بیرون پول درآری.

خیلیا اینطورین.

مادره میبینید چنان چهارقدش رو جمع کرده اصلا، اصلا معلوم نمیشه این پیرزنه، بچه ست، جوونه ولی دخترش چنان ول کرده خودشو یا بالعکس.

چرا؟

لا اله الا الله.

تو که سلیمان زاده ای حشمت دار.

تو که صدیقه حسن زاده ای وحشت دار.

که حالا از اینجا به بعدش رو ما تو جلسه نوزدهم گفتیم هست ضبط شده که بحث قرآن رو علامه اینجا شروع میکنه و اون معدوبت الله رو بیان میکنه.

تا اینجا رو ما جلسه هجدهم گفته بودیم.

نمیدونیم چی شد و یه سری هی میگفتن بگو خیلی دردبخور بوده و ضبط نشد و ما هم چشم امتثال عين کردیم و گفتیم اجازه بدید تبرکاً از این کتاب جهاد با نفس هم یکی دو تا حدیث تقدیم کنم و جشن رو شروع کنید.

رفقا این کتاب رو بسیاری از بزرگان، بزرگان [خنده] صبوری کن.

بسیاری از بزرگان اهل معرفت رو دیدم که به این کتاب توصیه کردن.

کتاب جهاد با نفسه.

این بخشی از کتاب وس-وسائل شیعه شیخ حر عاملیه.

بخشی از، از کتاب ایشونه مستقلاً به عنوان جهاد با نفس چاپ شده.

یه سلسله احادیثی است پیرامون بحث سیر و سلوک و جهاد با نفس و این چیزها.

اجازه بدید یکی دو تا حدیث تقدیم کنم دیگه توضیح نمیدم.

قالوا-- قال ابا-- این شماره چهار حدیث شماره چهار صفحه شونزده اگه خواستید ببینید.

"قال ابو عبدالله" امام صادق صلوات الله علیه فرمود "لرجل" به یه مردی "اجعل قلبک قریناً براً و ولداً واسلاً" یعنی قلبت رو یاری نیکوکار قلبت رو قرار بده یاری نیکوکار "قریناً براً و ولداً واساً" و یا فرزندی دلسوز و نیک رفتار قرار بده.

چی رو؟

قلبت رو.

"واجعل" این از قلب.

"واجعل علمک" علمت رو چگونه قرار بده؟

"والداً تتبعه" یعنی این علمت رو "والداً" مثل پدری قرار بده که ازش تبعیت کنی.

انصافاً رابطه ما با علم مثل رابطه بچه با پدرشه؟

یعنی چنان در تبعیت باشیم هرچی تو بگی چشم.

این حدیث داره میفرماید رابطه‌ی تو با علم مثل رابطه‌ی بچه با پدر باشه.

یعنی چشم هرچی شما بگی من حرفی ندارم.

حالا بحث نفس رسید "واجعل نفسك عدوا عدوا تجاهده".

حالا نفست رو چگونه قرار بده؟

میفرماید دشمن فرض کن تجاهده او که باهاش مبارزه می‌کنی.

"واجعل مالك عاریه تردها" و سپس فرمود مالت رو مالت.

آی مال دارا ما که الحمدالله چیزی نداریم.

مال دارا میگه مالت رو امانتی بدان که باید به صاحبش برگردونی.

اینایی که مال دارن امانته، مال تو نیست باید به صاحبش برگردونی.

این یه حدیث خیلی شیرین.

اینم آخرین حدیث دو مرتبه.

این از صفحه دویست و شونزده [مکث] حدیث پنج.

اینو خوب گوش بدید خواهر و برادر خیلی حدیث عجیبیه.

"عن ابي عبدالله" باز امام صادق صلوات الله علیه فرمود "قال" فرمودن "يقول الله عز وجل" خدا می فرمود [مکث] یعنی فرمایش خداست "اذا اساني من يعرفني" الله اکبر نهیب عجیبیه برای هیئتی‌ها، مذهبی‌ها.

وقتی که "من يعرفني" کسی که منو می‌شناسه، می‌شناسه در معرفت من بوده همه ما به نسبت حالا خودمون خدا رو می‌شناسیم دیگه.

من میفرماید "اذا اساني من يعرفني" وقتی معصیت منو بکنه کسی که منو می‌شناسه وای، وای، وای، وای، وای.

یعنی خیلی فرق می‌کنه با کسی که نمی‌شناسه او سر کوچه بزرگ شده اصلاً چه می‌فهمه امام حسین کیه؟

ماها می‌شناسیم خدا رو گناه می‌کنیم چه اتفاقی می‌افته؟

الله اکبر.

حالا اگه برو بیرون داد بزنی چه وضعشه؟

فحش بده به مدیرها و آدم‌ها مثل مسئولینی که نفهم‌اند، جاهلن معذرت می‌خوام.

خون مردم رو شیشه می‌کنند از، از امثال اینجور نق زدن‌ها.

این حدیث داره سرگشایی می‌کنه، رمزگشایی می‌کنه.

خدا چیکار می‌کنه با کسی که او رو می‌شناسه و عصیان می‌کنه؟

فرمود "سلط علیه سلط".

از سلطنت میاد "عليه من لا يعرفني" من مسلط می‌کنم "عليه، عليه" بر او "من لا يعرفني" کسی که اصلاً منو نمی‌شناسه [خنده].

پس چیز از خود درخته.

جسارتا [خنده].

درسته؟

ظاهرا حرف زشتیه.

منم گفتم چیز نگفتمش.

اما واقعا اینطوریه.

میگه آقا کسی که منو می‌شناسه معصیت منو می‌کنه، منم کسی رو براش مسلط می‌کنم که منو نمی‌شناسه