یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
مراقبت از نفس
یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین. المستغاث بک یا حجت الله. السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته. ال. زده نشن از هیئت تا این مدت کوتاه صحبت ما بگذره و جشن برسه دیگر اذیتتون نکنیم. اولا تشکر میکنم از همه عزیزانی که بانی بودند زحمت کشیدن تلاش کردند کوشش کردند تا سفره افطار امام مجتبی سلام الله علیک پهن شود. قشنگ هم شد دیگر هرکی به سعه مالیش واریزی کرد به اکنون به حساب هیئت و الحمد لله سفره به نحو احسن پهن شد و خدا خیر کثیر بدهد به بانیها و آنانیی که زحمت کشیدند و اینها همه باق ان شاء الله میماند برای نفس آخر عمرشون هر کسی که تلاش کردند.
برای به بانیها، به خادما و ان شاء الله ما هم از این توفیقات داشته باشیم. جانتون رو خوشبو کنید به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد. اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم. امشب میخواستم که چند تا سوالی که دوستان پرسیده بودند و سوالات مهمی بود رو جواب بدم. لکن چون بر میخوریم به شب قدر اینها ما گفتیم که امشب رو هم اختصاص بدیم به آن بخشی از نامه اول نامه ها برنامه های حضرت استاد که جا مونده بود و ما شب یعنی جلسه هجدهم از فاطمیک، جلسه هجدهم ایام فاطمیک دوم صحبت کرده بودیم. اکنون نمیدانم تو ضبطش مشکلی پیش آمده بود یا کلا مفقود شد این فایل هرچی که بود یک عده دنبال آن فایل آن شب بودند.
ما هم مجبور شدیم که این جلسه هم مثل جلسه پیش که جلسه بیستم هم به تاریکی خورده بود ضبط نشده بود و به برق رفته بود و اینها، این جلسه رو هم برای اینکه نامه تکمیل شود این چند جمله حضرت استاد رو از رو بخونم و یک مقدار متفاوتتر از آن شب فاطمیک اگر عزیزان استهزار داشته باشن مطالب آن شب رو یک مقدار متفاوتتر سخن بگوییم در این فرصت کوتاه. در تقریبا اواخر نامه اول حضرت علامه این چنین میفرمایند، با دقت که جمله به جمله این بخش از نامه جای بحث دارد و واقعا هر یک جملهش یک منبر حداقل میخواهد. اکنون ما هفت هشت تا خط رو میخوایم یک جا توضیح بدیم خدا کمک کنه. میفرماید یک نفس از نفس، یک نفس از نفس ایمن مباش.
طهارت و مزاج عالم
خیلی عجیبه که مثلا ما فوقش بخواهیم مراقبت کنیم یا به دیگری توصیک کنیم میگیم مراقب نفست باش به خودمون میگیم مراقب باش. اما اینجا علامه چنان گوشزد میکند خطر نفس رو میفرماید یک نفس از نفس، یک نفس حتی از نفس ایمن مباش. یعنی گمان نکن که یک آن، یک نفس اگر غافل بشی از نفس مثلا تو پیروزی. بلکه قطعاً بدان اگر یک آن، یک نفس از نفست غافل بشی، او پیروزه. میگوید ایمن مباش. او در کمین توست. این اهمیت مخالفت با نفس، تهذیب نفس، جهاد با نفس و اهمیت سیر و سلوک و خصوصا مراقبه رو اینجا دارد بیان میکند که آن شب هم پیشتر گفته شد که بیشترین تأکید رو به زعم بنده با مطالعاتی که داشتیم اکنون این منبر گردی و عالم گردی و چه میدونم کتاب خونی و اینها که حدود چهل پنجاه سال خدا لطف کرد به حقیر داشتیم.
ندیدم عالمی یکی مثل حضرت علامه، علامه طباطبایی علیک الرحمه، استاد حضرت علامه حسن زاده و یکم خود حضرت استاد علامه حسن زاده. ندیدم کسی مثل این دو بزرگوار تأکید به مراقبه داشته باشه. دیگر تا آخر عمرشون دائما مراقبه، مراقبه، مراقبه. حتی از حضرت استاد علامه حسن زاده پرسیده بودند که خود شما این همه توصیک میکنید، خود شما چه نمره ای به مراقبه خودتون میدید؟ فرموده بود بیست. یک آن غافل نیستم از نفسم. بیست. اکنون من و شما خودمون در خلوت خانه خودمون چه نمره ای به مراقبمون میخوایم بدیم؟ مطمئن باشیم بارها پیشتر گفته شد معمولا در انتهای دهههای پرشور و حرارت و پرمحتوا و پرنور جلساتمون من این را همیشود گفتم که عزیزانی که ده شب، سی شب اینها زحمت کشیدید "ألَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى" تلاش کردید، طوبرتونو پر کردید اینها مراقب باشید، حواسمون جمع باشه که اگر مراقبه نباشد تمام؛
سیر به سوی معرفت
همه رو میگیرند ازمون. آن هم اکنون اینجا حضرت استاد میفرما تو یک نفس حتی یکی از عزیزان که ما یک زمانی جهت تصفیک وجودمون برنامههایی با هم داشتیم و حتی تا جایی که خوابهامون رو با همدیگر مرور میکردیم، بیان میکردیم و نسبت بهش گوشزد میکردیم به هم. یک شبی خواب دیده بود که در هر نفس شیاطین ما رو احاطه کردند. این، این دوست عزیز ما خیلی سالهای پیش بود که میگفت از خواب که پا شدم تپش قلب گرفته بودم وحشتناک. میدیدم دورت تا دور ما رو مثل گله گوسفند چگونه بین اینها باشی گم بشی، همینطور شیاطین احاطه کرده بودند که در هر نفس میخواستند به ما القاء شیطانی کنن که در بحث درون مایک ماه مبارک رمضان "تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا" این روح میآید به کمک ملائکه که شئون وجودی او هستند که به ما الهامات و تعلیمات داشته باشند در صورتی که شیاطین بگذارند.
چون شیاطین دائما میخواهند القاء کنن، آنان میان که القا، القاء و الهام و تعلیم کنن اجازه ندن شیاطین بیان. لذا پیغمبر عزیز عالم فرمودندد که "ولولا ان الشياطين" یا "ولولا ان الشياطين يحومون على قلوب بني آدم" این فرمایش حدیث نبوی عجیبیست. اگر نبود که شیاطین گرد دل مردم میچرخند، اگر این نبود "لنذروا الى ملكوت السماء" قطعاً اینها به ملکوت آسمان نظر میانداختند. نظر هم عمیقتر از نگاهه. گرفتاری ما همین شیطانه، القاءات شیطانیک، چرخیدن شیطان گرد قلبمونه آن فعان. لذا حضرت استاد اینجا میفرماید یک نفس از نفس ایمن مباش. همه سوءظنهای ما به هم، تهمتها، غیبتها، دروغها، آبرو بردنها، بغض و کینههای اهل ایمان نسبت به هم، بیتفاوتی نسبت به گناهها و مشکلات و، و، و همه، همه و همه تا بگیر مشکلات و احم عرض شود گرفتاریها و گناهان فردی و شخصیمون از حیث شهوات و غضب و چه و اینها همه برمیگرده به اینکه نفس به نفس شیطان به ما دارد القاء میکند، القاء شیطانی میکند، غیر رحمانی.
نزول حقیقت در جان
اکنون همین، همین یک کلمه جمله اول رو با دقت بنگر چه درون مایک ای دارد این رو رفتند و میروند و خواهند رفت و و اگر کسی واقعاً س باسواد باشه نه مثل من بیسواد واقعاً برای این یک جمله باید سی شب ماه رمضان صحبت کنه که دشمنی بقیک عین متن حضرت، حضرت استاد که دشمنی که این نفس رو میخواهد بگه که دشمنی سخت، رهزن سخت، رهزن و رهزنی سخت دشمن است. همواره در کمین است. گوش بدهد همواره در کمین است و اقتضای طبیعتش این است از شهوت و از شهرت بپرهیز و از معاشر ناجنس بهخصوص از نفس بگریز که نخست موعظه پیر می فروش این است که از معاشر ناجنس احتراز کنید. اونکه با آن معاشرت داری، هم نشینته از انتخاب همسر اسمش رو خودشه.
سرتون یکی میشود از انتخاب همسر که باید تفکرات و عقایدش مثل شما باشه. همسر، سرتون مثل هم باشه. از انتخاب همسر بگیر تا انتخاب رفیق و دوست و همکار و همسایک و حتی هیئت. آدم هر هیئتی هم حتی نباید برود. دلیل ندارد که بگوییم ذکر امام حسین میشود باشه هر خیلی جا ذکر امام حسین میشود. الان این دار و دسته اکنون شیعه انگلیسی و اینها دار و دسته شیرازیها آنها هم دم از امام حسین خیلی شاید ظاهراً بیشتر از من و شما هم بزنن. کارهایی هم بکنن که ما نمیکنیم. دلیل نمیشود که. آدم باید در مشرب حق حرکت کنه و فرمودندد دائما طاهر باش، دائما طاهر باش. دوام طهارت "کلا يمسه إلا المطهرون".
و بله يتلو عليهم آياته و یزکیکم و یعلمهم الكتاب و الحکمة. ما چارهای جز تزکیک نداریم تا بریم به سمت تعلیم معالمه و اونچه که درون مایک کتاب و حکمت است. اگر طهارت نداشته باشیم نمیچشیم، نمیرسیم. صرفا میشود علم فکری و خسته کننده هم میشود خودش حجاب میشود و العلم هو الحجاب الاكبر میشود. با این لذا میفرماید دائم طاهر باش از وجه ظاهرش که طهارت وضو رو شرطه. یعنی وضو بگیر دائما وضو داشته باش که اکنون ما نمیفهمیدیم این حرفو یعنی چی؟ تقلیدا از شهدا و ی جنگمون آن موقع یاد گرفتیم از نوجوانی. اینها دائما وضو دارن ما هم آن موقع یاد گرفتیم. برکاتش رو دیدیم. شما هم با دقت بنگرید.
قرآن و انسان کامل
میبینید انشاالله. دائم الوضو بودن تا جایی که خود حضرت علامه حسن زاده، عه ببخشید حضرت علامه طباطبایی فرمودند ازشون سؤال کردند بدترین حالت شما کیک؟ فرمودند وقتی که میرم بیت الخلاء اکنون به قول ما مثلا مستراح فلان و اینها و فاصله بین تخلی و وضو گرفتند هم یعنی رفته تخلی انجام شده میخواد وضو بگیره تازه ولی هنوز نگرفته میگوید بدترین حالت من آن لحظه است که طهارت ندارم. که اصلا این را بدونید قبلا در بحث مزاج شناسی پیشتر گفته شد، عزیزان، این کوچکترها خوب گوش بدن اینجا رو مزاج عالم بر طهارت بنا شده و عدالت. مزاج عالم. بالعدل قامت السماوات والارض. قامت آسمانها و زمین آیک خوندم براتون بر اساس عدل است.
همه عالم هستی بر بستر طهارت اقامه عدل میکند. چرا این را دارم میگویم؟ همینطور که من و شما مزاجی داریم خدادادی که اگر علی رغم و مخالف مزاج مون عمل کنیم در مسیر بندگی شکست میخوریم عزیزان دلم. همینطور عالم هم مزاج دارد. یعنی زمین و زمان با تو بر-درگیر میشوند. کمکت نمیکنند. آن سلام آخر نماز که ال و برکاته که شما تمام کائنات رو اگر سعه وجودی داشته باشی بتونی در آن واحد سلام کنی أعم از جمادات و نباتات و حیوانات و انسانها و اجنه و برو تا ملائکه الله و اولیای خدا، انبیا و اهل بیت و همه رو به یک باره تا امام عصر سلام میدی همه اینها دست به دست هم میدن که تو رو به سلامت بدارن.
اما اگر بی طهارتی کنی بلعکس میشود. همه به جنگ با تو پا میشوند. اکنون در نامه دوم، تو همین کتاب نامهها و برنامههای حضرت استاد که دستمه انشاالله میرسیم به یک بخشی که یک حدیث بسیار عجیبی حضرت استاد گوشزد میکنندد. اکنون انشاالله بهش میرسیم که خدای منان وحی کرد به دنیا که تو در خدمت کسی باش که در خدمت منه. خدا به دنیا وحی کرده. تو در خدمت کسی باش که در خدمت منه و پشت کن به کسی که در خدمت توست. عجب! این قاعده است. این قانونه. مزاج عالم بر اساس طهارته. بی طهارتی کنی عالم باهات برخورد میکند. یعنی به هم میرویزی. تشویش خاطر داری، آرامش نداری، گرفتاریها میآید، زیغ معشیت، معیشت میآید.
حضرت فاطمه، رحم عالم
فمن أعرض عن ذکری فإن له من أعرض عن ذکری فإن له معیشة ضنكا ونحشره يوم القيامة أعمى. قرآن میفرماید هرکس هرچی باشه هرکس پشت کند به ذکر من اعراض کند از ذکر من چنین کسی فإنه قطعا پس یعنی نتیجهش جز این نیست قطعا له براش هست چی؟ معیشة ضنكا. این تازه زن که معیشتی، فشار اقتصادی و مالی مال این دنیاشه. آن ورم یک، یک نحشره ما محشورش میکنیم يوم القيامة أعمى کور، نابینا. چون اعراض کرده از به ذکر من پشت کرده. اینها قانون، قانون الهیک. قانون طبیعته. پس به مزاج عالم پشت نکنید. مزاج عالم بر اساس طهارته. کسی که طهارت پیشه میکند، طهارت نفس دارد، عالم به خدمتش در میآید.
عالم کمکش میکند. تو نگاهش میکنی میبینی آخه تو چه کاری کردی؟ تو هم مثل ما عمر کردی. تو هم که عمر نوح نداشتی. چرا آنقدر برکت تو زندگی توئه؟ چرا؟ شاید خودشم چیزی به تو نگه اما علتش اینه. طهارت پیشه کرده. چیز عجیبی نیست و لذا عالم به خدمتش بلند شده. میبینی آدمها بهش کرنش میکنندد. میبینی همه میان پا مثلا تذکرات اخلاقی، اعتقادی، چه میدونم. اصلا دوست دارن این رو با دقت بنگرن، زانو میزنند. یکی مثل مثلا حضرت استاد علامه صدوق. چرا؟ چرا اینگونهه؟ چون بر اساس مزاج عالم حرکت کرده، عالم هم به کمکش آمده، دلها به سمت آن راغبه. دلها رغبت میکند به او. اینها یک اصله، فرار نکنیم از اینها که اگر فرار کنیم خودزنی کردیم، خودمون رو زدیم.
اکنون توی این نشئه طبیعت میدونید که ما بر اساس قرآن، الحمد لله ما همش قرآنی حرف میزنیم. شوق و عشقمون هم از منبر رفتند همینه که هی قرآن بگوییم، هی قرآن بگوییم. که اقرأ واقرا بخوان بالا برو. قرآن میگوید ما برای چی خلق شدیم؟ آفرین "لِیَعْبُدُونِ". که مفسرین امامیک فرمودند "أو لِیَعْرِفُونِ". اکنون معرف آن عبادت رو معرفت گرفتند. "ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ" فکر کنم سوره زذاریات باشه. اگر اشتباه نکنم. اکنون یا جن الان شک دارم عزیزان سرچ کنن به من بگن. "ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ". ما خلق نکردیم جن و انس و الا برای عبادت.
دعای حجاب و پناه الهی
اکنون این را با دقت بنگرید، توی این دنیا اکثرا بر اساس حرف بحث سیر- زذاریات زذاریات بله. پنجاه و شش، آیک پنجاه و شش زذاریات. چون آیک مهمیک خواستم یادتون بمونه. پنجاه و شش زذاریات "ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ". این سوره زذاریات هم از غرر است، ثغر آیات قرآنه. که اگر کسی مراقبت کنه هر روز خدا "من حيث لا يحتسب" براش میرساند. تو آن زنگه معیشتی گیر نمیکند، براش میرسد و برکت پیدا میکند عمرش. مداومت هر روزش. یک روایت داریم که از پی در توحید شیخ صدوق هست. چند جا تو مجامع رواییمون هست که پیغمبر فرمود این روایتو گوش بدید خیلی عجیبه. "فَاعْمَلُوا" "اعْمَلُوا" عمل کنید، اهل عمل باشید "فَكُلٌّ مُیَسَّرٌ لِمَا خُلِقَ لَهُ".
کل، همه حمایت میشوند برای آن چیزی که خلق شدن "مُیَسَّرٌ لِمَا خُلِقَ لَهُ" برای آن چیزی که خلق شدن میسوره براشون، آسونه آن کاری که براش خلق شدن. تو آن وادی هم حمایت میشوند، نه غیر از آن. ما برای چی خلق شدیم؟ الان گفتیم "ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ" برای عبادت پروردگار، برای سیر معرفت، شناخت حضرت حق. اگر کسی در این مسیر قدم برداشت، میفرماید این میسوره براش یعنی اصلا برای همین آمده. فلذا "فَكُلٌّ مُیَسَّرٌ لِمَا خُلِقَ لَهُ" حمایت میشود. خدا هم کمکش میکند. شما با دقت بنگر آدمایی که در مسیر حق قرار میگیرند از همه موفقترن. یک سر و گردن بالاترن.
با دقت بنگرید شهدامون رو، اولیامون رو، عرفامون رو، بزرگان اهل معرفت رو. تو کل نه شهر، کشور بلکه بعضیشون مثل رهبر ون تو کل دنیا بگردی بعد از امام عصر شاید نمونهشو پیدا نکنی. چرا؟ چون مسیر حق رو رفته و تو مسیر حق و اینها که رفته برای آن خلق شده "مُیَسَّرٌ لِمَا خُلِقَ لَهُ" خدا هم حمایتش میکند. حمایت الهی که پشتش میآید کار تمومه. اصلا کسی که طهارت پیشه نمیکند حمایت ازش برداشته میشود. گیر و گور ما همش به خاطر اینه که طهارت نفس نداریم. به راحتی فحش میدیم، غیبت میکنیم، دروغ میگیم، نگاه به نامحرم، ببخشید بعد ماه رمضان دوباره متاسفانه شروع میشود. آبروی این را بردن و آن را بردن، سوء ظن به این و آن، وارد نیت دیگران شدن، تفحص و تجسس در زندگی دیگران کردند.
عین ثابت و اختیار
طرف کمرش درد میکند حالش بدهد تکیک داده حال ندارد سلامتو مثلا آهسته جواب میده و علیکم السلام. اینها میبینید تعویل نگرفت منو میخواست جلوی دیگران منو ضایع کنه. این از اثت نفس توئه. به آن چه؟ تو آنقدر رو نفست کار نکردی، یث شده نفست که نمیتوانی یک توجیکی بیاری برای عمل دیگران. مگر امام صادق سلام الله علیک فرمود، نفرمود که برای عمل دیگر برادر مهم، مؤمنت هفتاد دلیل بتراش، هفتاد توجیک بیار که حتما من اشتباه میکنم. منظورش این بوده، منظورش. اگر پیدا نکردی، اگر دلیلی پیدا نکردی، با دقت اگر دلیلی پیدا نکردی، تازه یک روایت میفرمود که بر هفتاد، هفتاد کار اشتباه دوست مؤمنت دلیل بتراش.
یک جا میگوید هفتاد دلیل، یک جا میگوید هفتاد کار اشتباه. دوتاش هست. بعد یک جا دیگر میفرمود اگر دلیلی نتونستی بتراشی این رو از اثت نفس خودت بدون. عجب! چه اندازه ما گرفتاریم. یک ذره بحث ما رنگ و بوش امشب بحث اخلاقی شده از سیر حکمت و عرفان عبیم ندارد رساله اقتضا میکنه، متن اقتضا میکنه. الا من خیلی هم خودمم حقیقتش در آن حد نیستم اینگونه حرف بزنم. فرمایش علامه رو داریم عرض میکنیم. اینهایی که همینطور که سیر لقاءالله رو داشتیم میگفتیم شب جمعه اکثراً چون در نشئه طبیعت که اسم ظاهر خدا ظهور کرده و احکام، احکام ظاهر غالبه نه باطن، اکثراً گرفتار ظاهر دنیا و به ظواهر دنیا میپردازن به جهت اینه که از این چیزی که براش خلق شدن فاصله گرفتند "فکل میسر لما خلق".
فاصله گرفتند توجه به ظواهر میکنن، نه باطن. ولی وقتی که سیر، سیری است که الی الله دیگر و "انا الیک راجعون" دیگر "ثم يعرج الیک" دیگر قطعیک دیگر قراره بریم. عود روح قطعیک. وقتی خواستی بری اونجا چه اتفاقی میافتد؟ وقتی خواستی عروج کنی بری، اینجا احکام ظاهر غلبه دارد. اونجا دیگر به محض اینکه نفس آخر عمرت کشیدی تموم شد، احکام باطن غلبه دارد. همینطور میروی تا قیامت کبرا که بعد دیگر "یوم"، "یوم"، "یوم"، "یوم" ظرف ظهور اشیا "یوم تبلی السرائر". اونجا تبلا آشکار میشود سرائر باطن ها. اکنون چرا "یوم" گفته؟ چرا " لمن اليوم الملك؟" امروز ملک و سلطنت از کیست؟ خود خدا میفرماید "قل لله الواحد القهار" که شب جمعه گفتیم این واحد و قهار با هم بوی احدیت میده.
ذکر و تربیت باطنی
چرا "یوم" چرا "لیل" نه. ولی وقت نزوله بحث لیله "انا انزلناه في ليلة القدر". بحث نزول لیل میآورد صعود یوم میآورد. اینها رو قبلاً گفتیم دیگر. چون مراتب مادون نسبت به مافوق تاریکان دنیا همش نوره "الله نور السماوات والارض" آسمان و زمین هم نورن اما نسبت به ملکوت تاریکان. نش این نشئه مادون نسبت به مافوق تاریکه و مافوق مثل ملکوت نسبت به ملک آن روشنه. چون "انا انزلنا" نزول دارد اتفاق میافتد از بالا میآید به پایین یعنی از روشنایی میآید به تاریکی میگوید لیل "انا انزلناه في ليلة القدر". اما وقت عروج وقت قوس صعود و "انا الیک راجعون" از پایین میره به بالا. پایین تاریکه میره به بالا روشناییک.
چون دارد میره به بالا و به سمت روشنایی میگوید "یوم، یوم تبلی السرائر". اونجا، آن تو آن روز قیامت دیگر باطن ها آشکار میشود. کاری با ظاهر ندارد. این مثلاً کچل بوده یا مو داشته؟ نمیدانم تیپش خوش تیپ بوده یا بدی لاغر بوده یا چاق بوده، پول داشته یا نداشت، مدرک تحصیلیش چی بوده، بالا شهر زندگی میکرد یا پایین شهر، نمیدانم پنت هاوس داشت یا تو زير، زیرزمین بود. چه میدونم حشم و نسب و نمیدانم فامیل و از اصل و نسب و همه رو بریز بیرون، پست و مقام همه رو بریز بیرون، باطن آشکار میشود. دائماً طاهر باش و به حال خویش ناظر باش. اینها هر کدوم بحث میطلب خدا میدونه و عیوب دیگران را، آی بچه یتیم عیوب دیگران را ساتر باش.
یک جوونی زمان پیغمبر اهل فسق و فجور بود یعنی به بدی میشونداختنش. در روایتی دیدم اگر اشتباه نکنم در وسائل الشیعه شیخ حر بود علیک الرحمه که عاقبت بخیر شد. وقتی از دنیا رفت پیغمبر فرمود بیایید کمک من بریم تشییعش. گفتند این آدم بدی بوده شما پیغمبر میخوای بری تشییع؟ فرمود ساکت باشید خدا به من دستور داده. خود پیغمبر فکر کن الان امام عصر بیاید شخصاً تدفین و تغسیل. الله اکبر! یکی رو دست بگیره. تکفین و تغسیل و تدفین و همه رو انجام بدهد. امام عصر، یک چنین چیزی. بعد از اینکه دفن شد پیغمبر رو کرد فرمود میخوای به شما بگم رمز عاقبت بخیری این جوون رو که دو از نظر شما آدم بدی بود.
مراقبت از نفس
از یک مومنی یک کار زشت دید تا آخر عمرش دم نزد، پوشوند. چون کار خدایی کرد. ستّار العیوب خداه، خدا هم عاقبتشو بخیر کرد. اکنون بیا آبرو ببر. بیا پردهدری کن. بیا ذرهبین بذار روی دیگران به جای اینکه خودت رو با دقت بنگری. با دقت بنگر چه بلایی سرت میآید و عیوب دیگران را ساتر باش. با همه مهربان باش. انشالله که الان اینگونه نیست. گروه من، رفیقای من، حزب من، دوستان من. چی بگم؟ مریدای من. لا اله الا الله. با همه مهربان باش. آی آنانیی که تو مشرب علامهاید و ای آنانیی که حضرت علامه رو استاد خطاب میکنید، با همه مهربان باش. چطوره که وقتی حاجی وارد میشود جلو پاش بلند میشی، یک بچه وارد میشود پا نمیشی؟
میتونی بری رو تو ادارد از همه همکارای بنده حقیر بشنوید، ب-بپرسید که جلوی چایریز ادارد مون تمام قد بلند میشم همیشود. تیکش اتاق جلو پاش تمام قد بلند میشم همیشود وقتی میره بیرون پشت سرش راه میفتم. مدیر میآید خوش آمدید تمام. مدیر کل باشه. کاری نداریم. اما برعکس. و از همه گریزان، اینجا رو با دقت بنگرید میگوید با همه مهربان باش اما از همه گریزان باش یعنی با همه باش و بی همه باش. یعنی چی؟ اشاره دارد به آن حدیث معروفه "کن في الناس ولا تكن معهم" با مردم باش "کن في الناس" در مردم باش، بین مردم باش. این را یادتون باشه اصله. هر وقت دیدی دوست داری از جمع اهل ایمان فارغ بشی جدا بشی نری هیئت نری مسجد نری تو جماعت اهل ایمان بدون شیطان سوارت شده نه که تازه القا دارد میکنه این تجربه پنجاه سال بنده رو بدون سوارت شده یک جوری پیاده ش کن.
طهارت و مزاج عالم
اما میگوید "کن في الناس" در مردم باش "ولا تكن معهم" با اونها نباش. معیتت فقط با الله باشه. یعنی دلت با خدا باشه تو مردم باش اما غرق خدا باش. خدا شناس باش. آخه من چی بگم؟ یک کلمهست یک عالم حرفشه. خدا شناس باش. در هر لباس باش. عجب! میگوید تو تو هر لباس میخوای باشی باش. اصلا مهم نیست اما خدا شناس باش. اینها پسر من روبروی من نشسته الان بلندش کنم بهش بگم پسرم تنها درخواست پدرت از تو و خواهرت تو زندگی چی بوده؟ میدانید چی میگوید؟ میگوید بابام همیشود گفته هر، هر کاره ای میخوای بشی باش. آخوند، مهندس، دکتر، چقال بقال، اصلا هر جور برو آبدارچی ادارد باش هرچی میخوای بشی بشو.
ها؟ هر آدم میخوای بشی بشو اما برا من اینها اصلا اینها مهم نیست فقط چی باش علی بلند بگو- بنده خدا. آفرین صداشو شنیدید که بنده خدا باش. بچه هامونو اینگونه تربیت میکنیم؟ اکنون من دعای تربیت ندارم. من خودم تو تربیت بچه ها موندم. اینها رو باید امام زمان تربیت کنه واقعا کار ماها نیست بچه های امروزی رو. همتون دارین سر رو تعقیب تکون میدید همتون هم دردید. اما این بعد پیغمبر فرمود عده ای در آخرالزمان هستند که نماز جماعت میخونن، مسجد میرن، حج میرن، جهاد میکنن، خمس میدن، زکات میدن، ادعای محبت به من میکنن اما من از آنان بیزارم. تعجب کردند صحابه یا رسول الله اینها کیان که همه این کارای خیر رو میکنن؟
شما از آنان بیزاری. فرمود کسانی که این کارها رو انجام میدن اما به بچه هاشون جز از دنیا و پول درآوردن هیچی یاد نمیدن. احکام دین، عبادت، بندگی فقط اینکه تو این دنیا چجوری گرگ باشی گلیمه خودت رو از آب بکشی بیرون پول درآری. بسیاری اینگونهن. مادره میبینید چنان چهارقدش رو جمع کرده اصلا، اصلا معلوم نمیشود این پیرزنه، بچه ست، جوونه ولی دخترش چنان ول کرده خودشو یا بالعکس. چرا؟ لا اله الا الله. تو که سلیمان زاده ای حشمت دار. تو که صدیقه حسن زاده ای وحشت دار. که اکنون از اینجا به بعدش رو ما تو جلسه نوزدهم گفتیم هست ضبط شده که بحث قرآن رو علامه اینجا شروع میکنه و آن معدوبت الله رو بیان میکنه.
سیر به سوی معرفت
تا اینجا رو ما جلسه هجدهم گفته بودیم. نمیدانیم چی شد و یک سری هی میگفتندد بگو خیلی دردبخور بوده و ضبط نشد و ما هم چشم امتثال عين کردیم و گفتیم اجازه بدید تبرکاً از این کتاب جهاد با نفس هم یکی دو تا حدیث تقدیم کنم و جشن رو شروع کنید. این کتاب رو بسیاری از بزرگان، بزرگان صبوری کن. بسیاری از بزرگان اهل معرفت رو دیدم که به این کتاب توصیک کردند. کتاب جهاد با نفسه. این بخشی از کتاب وس-وسائل شیعه شیخ حر عاملیک. بخشی از، از کتاب ایشونه مستقلاً به عنوان جهاد با نفس چاپ شده. یک سلسله احادیثی است پیرامون بحث سیر و سلوک و جهاد با نفس و این چیزها. اجازه بدید یکی دو تا حدیث تقدیم کنم دیگر توضیح نمیدم.
قالوا قال ابا این شماره چهار حدیث شماره چهار صفحه شونزده اگر خواستید با دقت بنگرید. "قال ابو عبدالله" امام صادق صلوات الله علیک فرمود "لرجل" به یک مردی "اجعل قلبک قریناً براً و ولداً واسلاً" یعنی قلبت رو یاری نیکوکار قلبت رو قرار بدهد یاری نیکوکار "قریناً براً و ولداً واساً" و یا فرزندی دلسوز و نیک رفتار قرار بدهد. چی رو؟ قلبت رو. "واجعل" این از قلب. "واجعل علمک" علمت رو چگونه قرار بدهد؟ "والداً تتبعه" یعنی این علمت رو "والداً" مثل پدری قرار بدهد که ازش تبعیت کنی. انصافاً رابطه ما با علم مثل رابطه بچه با پدرشه؟ یعنی چنان در تبعیت باشیم هرچی تو بگی چشم. این حدیث دارد میفرماید رابطهی تو با علم مثل رابطهی بچه با پدر باشه.
یعنی چشم هرچی شما بگی من حرفی ندارم. اکنون بحث نفس رسید "واجعل نفسك عدوا عدوا تجاهده". اکنون نفست رو چگونه قرار بدهد؟ میفرماید دشمن فرض کن تجاهده او که با آن مبارزه میکنی. "واجعل مالك عاریک تردها" و سپس فرمود مالت رو مالت. آی مال دارا ما که الحمدالله چیزی نداریم. مال دارا میگوید مالت رو امانتی بدان که باید به صاحبش برگردونی. اینهایی که مال دارن امانته، مال تو نیست باید به صاحبش برگردونی. این یک حدیث خیلی شیرین. این نیز آخرین حدیث دو مرتبه. این از صفحه دویست و شونزده حدیث پنج. این را خوب گوش بدید خواهر و برادر خیلی حدیث عجیبیک. "عن ابي عبدالله" باز امام صادق صلوات الله علیک فرمود "قال" فرمودند "يقول الله عز وجل" خدا می فرمود یعنی فرمایش خداست "اذا اساني من يعرفني" الله اکبر نهیب عجیبیک برای هیئتیها، مذهبیها.
نزول حقیقت در جان
وقتی که "من يعرفني" کسی که منو میشونداسه، میشونداسه در معرفت من بوده همه ما به نسبت اکنون خودمون خدا رو میشونداسیم دیگر. من میفرماید "اذا اساني من يعرفني" وقتی معصیت منو بکند کسی که منو میشونداسه وای، وای، وای، وای، وای. یعنی خیلی فرق میکند با کسی که نمیشونداسه او سر کوچه بزرگ شده اصلاً چه میفهمد امام حسین کیک؟ ماها میشونداسیم خدا رو گناه میکنیم چه اتفاقی میافتد؟ الله اکبر. اکنون اگر برو بیرون داد بزنی چه وضعشه؟ فحش بدهد به مدیرها و آدمها مثل مسئولینی که نفهماند، جاهلن معذرت میخواهم. خون مردم رو شیشه میکنندد از، از امثال اینجور نق زدنها. این حدیث دارد سرگشایی میکند، رمزگشایی میکند.
خدا چه کاری میکند با کسی که او رو میشونداسه و عصیان میکند؟ فرمود "سلط علیک سلط". از سلطنت میآید "عليه من لا يعرفني" من مسلط میکنم "عليه، عليه" بر او "من لا يعرفني" کسی که اصلاً منو نمیشونداسه. پس چیز از خود درخته. جسارتا. درسته؟ ظاهرا حرف زشتیک. منم گفتم چیز نگفتمش. اما واقعا اینگونهه. میگوید کسی که منو میشونداسه معصیت منو میکند، منم کسی رو براش مسلط میکنم که منو نمیشونداسه
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.