ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 017

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

آغاز بحث نامه‌ها و برنامه‌ها

لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. اللهم ای کا نعبد و ای کا نستعین. اللهم صل وسلم وزد و بارک على صاحب الدعوة النبوية. و الثقل الحیدریک و العصمة الفاطمیک و الحلم الحسنیک و الشجاعة الحسینیک و العبادة السجادیک و المعاثر الباقریک و الآثار الجعفرية و العلوم الكاظمية و الحجج الربویک و الجود التقیویک و النقاوة النقویک و الهیبه العسكريه و الغیبه الالهیک. اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و شیعته و المستشهدین بین یدیک. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته.. ان شاء الله در این صبح بهشتی اما پر از حزن و اندوه روز شهادت بی بی ون حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیکا. خدای منان قلب مقدس امام عصر رو آرام کنند. صلواتی هدیک. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجه.

محمد و عجل فرجه. می‌رسیم به قسمتی از نامه اول کتاب شریف نامه ها بر نامه های حضرت استاد که ایشان می‌فرماینددد مردی به آفتاب یمنی. منظور اویس قرنی است. گفت مرا اندرزی کن. آن جناب گفت فر الی الله اویس قرنی. فر الی الله که پیغمبر فرمود که من بوی بهشت رو از سمت یمن استنشاق می‌کنم. منظور بوی اویس بود. و چه عجیب که در خصوص زندگی نامه شهدای کربلا اخیراً یک عزیز تحقیق مبثوتی کرده بود. ایشان می‌گفت دو سوم. حالا من برای اینکه به هر حال چون خودمونم یک دستی بر آتش داشتیم، حالا من نمیگم دو سوم ولی بیش از نیمی از شهدای کربلا یمنی بودند. الان هم یمن ببین چه رود، چه عظمتی. و اتفاقا در می‌آیند صحابه و یاران امام عصر هم حدیث داریم بیشترین تعداد از یمنی‌ها از آن سیصد و سیزده تا. حالا اویس که جلودار این به هر حال این یمنی هاست در اندرزش به آن کسی که بهش می‌گوید نصیحتم کن.

خطاب‌های امیرالمؤمنین

امروز اگر مثلاً بچه ما به ما بگه نصیحتم کن مادر نصیحتم کن چی می‌گیم بهش؟ می‌گیم حواست باشه کلاتو محکم بگیر کلاتو باد نبرود. تو این بازار امروزی جیبتو نزنن، دزد بهت نزنه. نمی‌دانندندم بسیار سعی کن تا می‌توانی کار کنی. نمی‌دانندندم پول در بیار. یک حرفای این چنینی متعارف و. ایشون دارد فرمود که فر الی الله. بعد حضرت علامه می‌فرماینددد که این کلام کامل را از کتاب الله اقتباس کرد که نوح نبی علیک السلام به مردم فرمود ففر الی الله. آری سخن از قرآن باید آموخت و دهن از فرقان باید گرفت. حضرت استاد می‌فرماینددد که ففر الی الله. این نیز درش رمز و رموزی است. ففر الی الله به سمت الله برو. اصلاً سرتاسر قرآن در ظاهرش توحید الوهی نهفته است. البته در باطنش توحید وجودی نهفته است. توحید وجودی، اورفا بهش می‌گویند توحید وجودی. قرآن بهش می‌گوید توحید سمدی. از صمد. پره پره. همه جا رو پر کرده.

حکما می‌گویند لا یتناهی یعنی انتها ندارد. و در حقیقت این و علیکم السلام. این توحید وجودی مقدمش می‌شود توحید الوهی. الله همواره تو رو به به سمت الله دعوت می‌کند خدا. اولین اسمی که از ذات اهدی حضرت حق منتشی شد تا بندگان خدا بتوانند با خدای خودشان مرتبط بشوند الله بود. لذا تمام سوره قرآن با نام مبارک الله شروع می‌شوند. بسم الله الرحمن الرحیم که یک روایت هم در اصول کافیک مع مرحوم حضرت ی بسیارنی علیک الرحمه هست که اولین اسمایی که انتشار پیدا انجام دادندد الله بود و تبارک و تعالی. این سه تا. که الله بسیار اسم مقدس و مهمیک و جامع. جمع الجمع. همه اسماء برگشتشون به اوست. امام الائمه الاسماء. یعنی ائمه سبعه اسماء که الحی بود و العلیم بود و القدیر بود و السميع بود و البصير بود و المرید بود و المتكلم. این‌ها ائمه سبعه همه اسماء بودند. یعنی همه اسماء اقتداء به این‌ها می‌کننددد.

نظم در زندگی مؤمن

این‌ها اقتداء به الله می‌کننددد. الله کعبه همه اسماء هست. لذا وقتی شما الله رو صدا می‌زنی باید قلبت منجلی شود، منقلب شود. چون آن مرتبه الوهیت وجود خود ما مرتبه قلب ماست که ارتباط با الله دارد. و اینجا می‌فرماید که بعد حالا از مقدمه توحید الوهی که سرتاسر قرآن حکایت از او دارد مثل اینجا ففروا الی الله. این اگر کسی عقلش رو درست این موهبت الهی رو درست ازش استفاده کنه، از این حیث می‌گم که حدیث امام صادق صلی الله علیک که بعضی از آیات قرآن آنطور که قبلاً ذخیره عقول آخرالزمانه. یعنی آن‌ها بسیار اهل دقت نظرن. این‌ها مال آن‌هاست. یکیشم سوره اخلاص. قل هو الله احد. احد. احدیت. الله الصمد. که حالا قبلاً بحثش گذشته دیگر مستحضر هستید که الصمد الذي لا جو فله. پره، پره. همه جا رو پر کرده. همه جا. هیچ کجا نیست که. یعنی دویتی وجود ندارد.

توحید، توحید عددی نیست که که حالا بگوییم یک آسمان و یک زمین و انسان‌ها و نمی‌دانندندم حیوانات و نباتات و جمادات. حالا بگردیم دنبال خدایی که این‌ها رو خلق کرده و بعدم حالا دارد از رو از راه کنترل از راه دور گرفته دارد این‌ها رو تدبیر می‌کند. این که اصلاً شرکه. این توحید عددیک. توحید صمدی یعنی یک حقیقت واحده. بسيط الحقیقت. که آن حالا هر اسمی بخوای روش بذار همه جا رو پر کرده. اصلاً همه از او هستند. از او نازل شدن در قوس نزول. انا لله. به سمت او حرکت می‌کننددد در قوس صعود. و انا الیک راجعون. همه اصلاً برای او هستند. همه تشئونات او هستند. و کل، کل یومن هو فی شأن. او در شأنی‌ست. همه ما شؤون حقیم. مجالی حضرت حقیم. کلمات خداییم که لا نفدت کلمات الله. قرآن می‌فرماید کلمات الهی پایان پذیر نیست. خودش اسم ما را گذاشته کلمه. که البته اهل بیت علیکم السلام فرمودندد نحن کلمات التامات.

نامه و برنامهٔ تربیتی

آن کلمه تامه مایییم. ولی همه موجودات هستی کلمة الله‌اند. آیات الله‌اند. سنریکم، سنریکم آیاتنا، آیاتنا، آیات. في الآفاق و في أنفسهم حتی یتبین لهم أنه الحق. که بحثش گذشت. آیات همه این کلمات وجودی نظام هستی آیاتند. به یک معنا مرآیین، آیینه‌اند، ازلالند، ظلن. ألم تر إلى ربك كيف مد الظل. که چگونه سایک رو می‌کشد. آن ظل وجود منبسط اول آن مرتبه احدیت حضرت حقه مدش مد آن سایک، آن چیزی که یعنی سایک رو کشیده باز کرده صادر اوله که ذیلش دیگر مادونش می‌شود بیست و هشت دسته خلائق که یکیش ما هستیم. با ظله، سایک است. یعنی همه سایک او هستند. آن اصله، همه فرع‌اند. او یک حقیقت واحدست که همه کثرات شؤون او هستند. شأن کل یومن هو، هو فی شأن. کدوم هو؟ هو الاول والآخر والله والباطن. کدوم هو؟ همان قل هو الله احد. این هوه. حالا این هو چه کرده؟

دقت این هو چه کرده است که وقتی شما دقت می‌کنی به توحید الصمد قرآن می‌رسی به همین توحید وجودی که عرفا می‌گویند که هی هم سنگ خوردن. نفهمیدن دیگران که این‌ها چی دارن می‌گویند. فکر انجام دادندد توحید وجودی یا وحدت وجود یعنی اینکه این سنگ از العیاذ بالله خداست، آسمون خداست، زمین خداست. نه. این‌ها شؤون حضرت حق‌اند. یک خدا. تمام. یک حقیقت واحده که این‌ها شؤون او هستند. مثل اینکه شما یک حقیقت واحده‌ای، شؤون متعدد داری. یک شأنت نشسته‌ست، یک شأنت خوابیده‌ست، یک شأنت در حال خوردنه، یک شأنت خوابیدنه، خندیدنه، گریک، گریک انجام دادندده. نمی‌دانندندم قوای باطنی‌ت، ظاهری‌ت. این‌ها همه قوای وجودی‌ت شؤون تو هستند. و الا تو خودت یک حقیقت واحدی. حضرت حق هم یک حقیقت واحدست. همه این کثرات نمود آن. نمودار او هستند. و الا یک وجود بیش نیست. وجود الله الصمد. تمام.

مسئولیت انسان در برابر خویش

الله الصمد می‌شود وجود که هموارهؤون او هستند. حالا این الله چه کرده؟ این الله که پایک ربط ما به آن مرتبه احدیت است و همان خالق یکتا و هم بی‌همتا و احد صمد. این چه کرده؟ اجازه که چند تا آیک تبرّکن با هم بخونیم ببینیم چه کرده. موضوع چی بود؟ ففروا الى الله. فرار کنید به سمت الله. حالا این الله در آیک چهل سوره لقمان می‌فرماید "ألم تروا أن الله أن الله أن الله". آیا ندیدی که خدا الله "سخر لكم ما في السماوات وما في الأرض." تسخیر شما کرد، مسخر شما کرد آنچه که در آسمان‌ها و زمین است. چه کرده خدای الله برای ماها؟ آیک بعدی، آیک سیزده سوره جاثیک. "وسخر لكم ما في السماوات وما في الأرض جميعا". آنچه که در آسمان‌ها و زمین است، این کلمات وجودی لایتناهی حضرت حق همه برای تو، شما مسخر شده‌اند. یعنی برای شما. این‌ها همه مال شما. که بالعکس شده ما شدیم مال آنان. ما تعلق به آنان پیدا کردیم.

ما در خدمت این‌ها شدیم. در صورتی که اصلش اینه که آنان در خدمت ما باشند. آیک بعدی، آیک سی‌وسه سوره حضرت ابراهیم علیک السلام. "وسخر لكم الشمس والقمر." از شمس و قمر سخر لكم. باورت می‌شود خورشید و ماه تسخیر شما باشند؟ ولی این‌هام مال شماست. این‌هام برای شما. همین که شما در رحم زمین، در دل رحم زمین دانه رو می‌کاری به کمک همین خاک و آب و هوا و این آفتاب این دانه رشد می‌کند طبق خواهش شما، طبق خواست شما. آن درخت تناور و پرثمر می‌شود با این زمین و خاک و آب و هوا و آفتاب همه در خدمت تو هستند. ماه همه در خدمت تو هستند. این‌ها در خدمت تو هستند. و حالا ما شاید بگوییم این ماه به چه درد ما می‌خورد؟ اگر کسی در سیر افقی حرکت کنه، سیر افقی رو بگیره برود بعد می‌بینی برگشت می‌کند به سیر انفسی به خودش می‌رسد. مثلاً می‌بیند که عجب همین مثلاً به عنوان نمونه موجوداتی مثل همین مورچه‌ها.

دنیا، آخرت و محاسبه

مورچه‌ها طی تابستون و این‌ها که هوا گ-گرمه دانه جمع می‌کننددد، بذرو، غذا هرچی می‌توانند جمع می‌کننددد تو لونه‌شون می‌ریزندد. بعد اگر کسی جاهایی که مورچه، خانه لونه مورچه زیاده برود تو دل زمستون، تو دل شب برود آنجا نگاه کنه می‌بیند اِ یک سری چیزایی رو از دونه از خونه‌هاشون ریختن بیرون. تو دل سرد زمستون از تو دل خونه. چرا؟ چون این‌ها زمستون بیرون نمیان. این غذاها رو نگه می‌دارندد برای زمستونشون. بعد خراب می‌شود، فاسد می‌شود، کفک می‌زند این بخشی از این غذاها. مورچه‌ها شب که هم کسی نیست اذیتشون کنه، می‌آورند این‌ها رو می‌ریزندد بیرون. فقط هم این نیست که کسی نیست اذیتشون کنه. اصلش اینه. می‌ریزندد بیرون در معرض تابش نور ماه قرار می‌دهند. حالا چه سری در ماه، نور تابش نور ماه هست که تمام این فسادهای داخل این دانه‌ها و بذرها رو از بین می‌برود.

بعد دو مرتبه برش می‌گردانند داخل خونه‌شون مورچه‌ها. حالا بعد ما می‌گیم مثلاً این ماه به چه درد ما می‌خورد؟ اگر این ماه رو برداری همه چی کن فیکون می‌شود، می‌ریزد به هم همه چی. این‌ها سخر لكمه، تسخیر شما. که اگر یک اپسیلون یک می‌کنند اعوجاج در این شناگری و تسبیح گویی این‌ها که کلن، کلن که یکشم ماییم از این کل. "کلن فی فلک یسبحون". در یک مداری شناگرن. یک معنای تسبیح شناگریک. شناگرن. که اگر یک دونه از این کلمات وجودی رو شما دست بهش بزنی برداری، اصلاً همه چی باید به هم بریزه. نمی‌شود. نظام هستی. لذا یکی از بهترین براهین بر توحید همین وحدت صنعه. یک دونه از این کلماتو شما برداری می‌ریزد به هم عالم. نمی‌شود اصلاً. نمی‌شود. شما دانه رو بکار در زمین. آبم بهش بدهدد. هوا هم که هست. یک جایی بکار که آفتاب نیست. می‌گویند، خراب می‌شود، رشد نمی‌کند. چرا؟ آفتابو گرفتی ازش دیگر.

سیرهٔ اهل‌بیت

یا هر کدوم از این چهار تا ارا-عناصر اربعة رو ازش بگیر. رشد نمی‌کند، می‌گویند. اصلاً نمی‌توانی. این نظام هستی یکپارچه وحدت صنعه. که حالا دائبين و "سخر لكم الليل والنهار". می‌گوید ش-بسیار شیرینه. می‌گوید شب و روز هم تسخیر شماست. شب و روز هم اصلاً مسخر یعنی شماها اصلاً من این گردش شب و روز رو قرار دادم برای خود شماها. که قرآن می‌فرماید شب رو، لیل رو قرار دادیم برای اینکه شما آرامش بگیرید. تو آن آیک که "ان جعل الله، ان جعل الله النهار". سرمدن الی يوم القيامة تو سوره قصص. به‌گمانم آیک شصت، شصت و یک این‌ها باشه. اگر مثلاً این عرض شود نهار، روز رو تا روز قیامت اصلاً می‌کشیدیمش ادامه می‌دادیم. یعنی شب نمی‌آمد. من اله غیر الله یعصیکم. کی می‌تونست برای شما به جز الله، بحث ما الان الله. کی به جز الله می‌تونست یعصیکم اینو برای شما بیاره؟ چی رو بیاره؟

به، به آن نهار بود اینجا می‌گوید بلیله. کی می‌تواند شب رو برای شما بیاره که تسکنو. که شما اسکان پیدا کنید. آرامش، سکون پیدا کنید در دل شب. پس نشون می‌دهد که شب برای سکون و آرامش شماست. بعد اینجا یک رمزی رو فاش می‌کند. افلا تسمعون. البته اینجا چون آنجا می‌گوید نهار رو اگر ادامه می‌داد تا آخر کیک که شب رو برای شما بیاره؟ اینجا می-می‌فرماید افلا تبصرون. روز شهود. بعد آنجا که می‌فرماید ان جعل الله، ان جعل الله آنجا حالا می‌شود الان می‌شود ليل. ان جعل الله اللیل سرمدًا الی يوم القيامة من اله غير الله یصيکم. اگر عرض شود شب رو همی‌شود شب بود. کی نور رو بزیاد؟ کی نور رو برای شما می‌آورد؟ وقتی اینجا می‌گوید اگر همی‌شود شب بود می‌فرماید افلا تسمعون؟ آیا گوش نمیدید؟ که حالا اینجا یک سری رو فاش می‌کند که شنود مال شبه، شهود مال روزه.

نمونه‌های تاریخی

[] که در حقیقت می‌خواهم اینو عرض کنم چون این‌ها بحثش قبلاً گذشته با گوش شما آشناست. سریع رد می‌شویم دیگر گفتیم این‌ها رو. که بحث اینجاست که شب و روزم دست خدا قرار داده مسخر دست شما. از این رفت و آمد شب و روز به نحو برای ارتقای وجودی خودتون استفاده کنید. این اصلاً همه برای شماست. این آیک رو داشته باشید. عجیب! آیک بیست و نه سوره بقره. اصلاً توجه به این آیک داشتیم مطالعه همین، همین یک دونه. هو الذي. کدوم هو؟ همان هو الاول والآخر والظاهر والباطن. همان هویت ساريه و آن عرض شود قل هو الله احد که الله الصمد که همه جا رو پر کرده که الذي لا جوف له خالی نیست. که اگر خالی جایی رو پیدا کنی که از از خدا خالی باشه دویت پیش می‌آید. پس یک حقیقت بیش نیست که هو معکم أينما كنتم فأينما تولو فثم وجه الله. به هر طرف رو کنید رو به او کردید. هر کجا باشید او با شماست.

همان که فرموده ونحن اقرب الیک من حبل الورید من از رگ گردن به شما نزدیکترم. همان که فرموده ونحن اقرب الیک منکم من از شما به این‌ها نزدیکترم. یک چنین وجودی که می‌فرماید هو الاول والآخر والظاهر والباطن. این، این حقیقت هو اینجا دارد خودشو این‌گونه معرفی می‌کند. که این آیاتی که هو دارد اسرارند. هو الذي خلق لکم ما فی الارض جمیعا. هرچی جمعاً هرچی که هست مال شماست. الله اکبر. ببین خدا چه کرده برای این الله. این الله که قرآن می‌گوید ففروا الی الله داریم اینو بازش می‌کنیم. چرا چرا به سمت الله؟ چون همان الله تسخیر کرده همه چی رو برای شما. حالا بفرمایین به سمت الله حرکت کنین. انا لله اصلاً از الله آمدید و انا الیک یعنی الی الله راجعون. یعنی به سمت الله در حرکتی. چرا غافلی؟ چرا الله الله نمیگی؟ حالا یکی می‌گوید یا الله، یا الله. این نیز به یک وجهه. خوبه، روشن.

نتیجهٔ گفتار

اما به جایی برسی یاش هم بندازی بگی الله. اصلاً دیگر هیچ از آن حرف نباشه. این‌ها بسیار مهمه. zان، zان. رمزیک که به آن و کنز و گنج می‌رساند. این دعای نماز شریف حضرت جعفر طیار رو اگر خونده باشید قطعاً خوندید که حالا خدا رحمت کنه بهجت رو در مشکلات پیچیده سفارش می‌کرد این نماز رو بخون هدیک کنین به امام عصر. و تجربه هم دید، دیدیم ما هموارهمام دیدید که واقعاً مشکلات پیچیده رو باز می‌کند. عجیبه این نماز. یک دعایی بعد از نماز دارد. فرمود که اول بگو يا رب تا نفس داری. يا رب، يا رب، يا رب، يا رب. بعد می‌گوید بگو يا رباه، يا رباه، يا رباه تا نفس داری. يا رباه با يا رب چه فرقی دارد؟ مثل یک وقت می‌گی يا ام، يا ام یا يا امي. یک بار می‌گی يا اماه. وقتی می‌ری نزدیک تو آغوشش قرار می‌گیری می‌گی اما یعنی مادر جان. پس يا رباه یعنی خدا جون. یعنی بسیار نزدیک شدی. ولی باز هنوز حجاب هست.

حجاب اینجا چیست؟ آن یائه. دوره که داری می‌گی یا. اگر نزدیک بود یا ندارد. ای الله! نه این می‌گوید حالا اینجا تو همان دعاس‌ها. اهل بیت فرمودندد. حالا این یایشو وردار تا نفس داری بگو ربه، ربه، ربه. تو همان دستور آمده. اول يا رب. بعد يا رباه. بعد ربه، ربه. حالا برو سمت اسمای دیگر. یا الله، یا الله، یا الله، یا حی، یا حی، یا حی. عجب! يا رحيم، يا رحيم، يا رحمن، همه رحیم اینطوری باید حاجت می‌خواهی. این‌ها همه سرن که اینو حالا چرا باید آن آخر سر هفت بار می‌گی؟ مثلا آنان رو با نفست باید بکشی. همه این‌ها دارن. [] این یایشم دیگر باید بندازی بگی الله. امتحان کنید. امتحان کنید زیر مخصوصاً باران. اهل بیت علیکم الصلاة والسلام این نیز سره. حالا ما چی بگوییم دیگر. بین الطلوعین هی سر پشت سر. این‌ها، این‌ها رو تو بازار نمی‌شود رفت گفت. مسخره می‌کنندد هموارهما را. می‌گویند این حرفا چیست؟

نتیجهٔ گفتار

الان امروز دلار چنده داداش؟ این چیست؟ چی داری می‌گی تو خول شده؟ اینطوریک. باید یک جلسات خاصی اینطوری تو دل بین بین الطلوعین که ساعت بهشته. حدیث داریم. ساعت بهشته. می‌خواهی بهشتو درک کنی گفتندددد تو بین الطلوعین. و خدا کنه این در به روی ما بسته نشه. فردا که این جلسه تموم می‌شود ما خو کرده باشیم با بین الطلوعین. خدا ما نگیره. و این بین الطلوعین کمک می‌کند این‌ها رو ما بگوییم که آنجا وقتی که شما آن یارو بر می‌داری، اهل اینو می‌خواستم بگم. پیغمبر یک کاری می‌آیندجام دادندد که این رو همه متوجه نمیشدن. تا بارون می‌گرفت پیغمبر می‌رفت زیر بارون می‌گفت بذار این بارون بخوره به صورتم. قبل از اینکه به جایی اصابت کنه مستقیم آمده به صورت.

چه، چه سری در اینه که بعد به آن دو یاران خاصشون اهل بیت توصیک می‌آیندجام دادندد قبل از اینکه بارون اصابت کنه به جای خاصی برو یک جایی مستقیم به صورتت بخوره. این‌ها حالا چه رمزی توش. یک چنین حالتی جایی رو پیدا کنید بارون که می‌بارد زیر بارون الله الله بدون یای منادى گفته شود. چه غوغایی تو وجودتون می‌شود. بکشید اللهه به همین صورت گفته شود. هی گفته شود هی گفته شود اصلاً ناگران انگار خدا انگار ندارد. اصلاً خدا آغوششو باز می‌کند برات. چه ر می‌شود آن موقع تو وجوده. ففروا الی الله آن موقع چگونه خودش رو نشون می‌دهد. آنم نه خشک بگی الله الله. این نیز خوبه این نیز بد نیست. اما سر این‌ها مداح‌ها اینجا کجا نشستن الان؟ سر سرتونو باز کنم از درون؟ آره که چرا شما مداحی می‌کنید صدا رو تو گلوتون می‌چرخونید؟ خدا دوست دارد. من تو کتاب جواهر الثنیک فی احادیث القدسیک شیخ حر عاملی دیدم.

نتیجهٔ گفتار

خدا فرمود موسی با من که حرف می‌زنی صداتو تو گلوت بچرخون. من اینطوری دوست دارم. عجب اینجا سر مداحی آشکار شد. مثلا تو بگی الله الله. مثل خدا سلام حالت چطوره؟ دوستت دارم. اینو ازت می‌خواهم. آنو ببخش گناه کردم. خشکه. خوب نیست. ولی بگی الله الله. آی خدای مهربان قربونت برم. چقدر روشن می‌شود. خودتم حال می‌کنی. اصلاً آن صوت هی، هی سر تو سر می‌شود امروز. آن این حرفا رو می‌دونم نشنیدید. آن صوت که هر نیازه به آن موسیقی دارد. چون همه نفوس نیاز بسیار، بسیار جدی به موسیقی دارن که موسیقی آرامش بخش وجودشونه. همه نفوس. بعد الان امروزه شرق و غرب سر ما را کلاه گذاشتن با این موسیقیای متعارف که می‌زند نفسو داغون می‌کند. یک بحثی ما آنجا تو رسانه داریم. آن موسیقی و حسن، حسن و ی بهتره بگوییم که نفس تو رو می‌نوازد صوت خودته. بدون، بدون تقلید. همان که هستی.

یک جا خلوت بشینی به همین صورت شروع کنی بدون تقلید از کسی با خدا حرف زدن، حالا شعر خوندن، قرآن خوندن، دعا خوندن، حرف دل زدن، زبان حال با صوت خودت با آن صدایی که هست. نه سبک‌ها. سبک نه. این دل هم کرده بغان از برای حرم یارم. این سبکه. اینطوری نه. همین هرچی که دلت دوست دارد. همان صدای درونت رو نوای درونت رو بریز بیرون. ببین نفست چجوری خو می‌کند با این صوت و می‌رود بالا تعالی. این‌ها، این نماها نواها این‌ها اصلاً موسیقی غذای روح نفس شماست. حالا وقت ما هم دارد تموم می‌شود و هنوز تو دل بحثیم. پس اینجا می‌فرماید که هو الذي خلق لكم ما في الارض جميعاً. همه چی برا شماست. بعد ما برعکس شدیم. ما شدیم برای این زمین و آسمان و این ما فی ها. ما شدیم برای این دنیا. ما در خدمت آن شدیم. بعد یک حدیث قدسی براتون از کتاب شریف مشارق انوار اليقين حافظ رجب برسی.

نتیجهٔ گفتار

کتاب بسیار جالب و شیرینیک این کتاب. براتون بخونم که عبدی آن آیات رو مقدمه کنید. حالا اینجا خدا چه کرده با ما. بحث الله بود. ففروا الی الله. پس فرار کن به سمت الله. چرا فرار کنم سمت الله؟ می‌فرماید عبدی خلقت الأشیا لأجلك. همه این اشیا رو آفریدم به خاطر تو. همه این‌ها رو به خاطر تو آفریدم. سخر لکم. برای همین هموارهون مسخر دستتون.؟ و خلقتک و تو رو خلق کردم لأجلی برا خاطر خودم. خدا می‌فرماید همان الله. همه چی رو به خاطر تو خلق کردم. تو یک دونه رو برای خاطر خودم خلق کردم. پس چرا ففروا الی الله نباشه؟ حالا یک جمله است علامه تو کتاب شریف نامه ها بر نامه هاش گفته رد شده. اما چه درون مایک ای دارد وقتی می‌ریزی بیرون آیات و روایات و این‌ها رو این‌ها رو همواره رو حساب این حکمای ما مثل من نیستن که به همین صورت یک چیزی بگن و عشقشون بکشه سلام علیک رحمة الله.

یک کاغذ بردارن یک کتابی یک چیزی بنویسن. کلمه به کلمه این‌ها رو حساب گفتندددد. این‌ها به قول خودشان الهامات صبوحی حضرت حق است بر قلب اینها. الهامات القاءات صبوحی پیغمبر عظیم الشأن اسلام است بر قلب اینها. بعد این رزق رو ریختن تو آثارشون. کتابی که دست منه مثلا. تو آثارشون برای اینکه خاک نباید بخوره ها قبل از اینکه ما زیر خاک بریم باید مأنوس باشیم با این‌ها. و حساب کتاب دارد. همین طوری که حدیث داریم قیامت مسجدی که در محلی غریب باشه آنجا شکایت می‌کند به از مردم آن محل به خدا. مسجد. عالم هم داریم. عالمی که در محلی غریب باشه به خدا شکایت می‌کند و باید جواب بدن مردم آن محل. کتاب‌ها و آثار علما می‌شود. این‌ها هم شکایت می‌کنندد. قرآن هم حدیث داریم شکایت می‌کند. چه رود آنور؟ و اول کسی که آنجا دست به شکوه و شک-شکایک و گلایک برمی‌دارد حضرت صدیقه طاهره است. سلام الله علیکا.

نتیجهٔ گفتار

وقتی در [] آنجایی قرار می‌گیرد، آن جایگاه خاصی که حالا علامه مجلسی چه زیبا تشریح کرده که هفتاد هزار ملک مقرب دور تا دور هو-هودج ایشون رو می‌گیرندد با یک تعظیم و شرف خاصی. بسیار یک چیز عجیبیک آن روایت. وارد صحنه محشر می‌شود. می‌گویند همه «غضوا أبصاركم» چشماتونو ببندید. سراتونو به زمین بندازید. فاطمه وارد محشر شده. حضرت زهرا. فقط سادات حق دارن آنجا سرها بالا باشه. بتونن این صحنه رو ببینن. می‌آید در آن جایگاه خاص که حالا بهش می‌گویند مقام شفاعت کبری قرار که می‌گیرد شروع می‌کند وقتی اذن می‌گیرد از حضرت حق شکوهه‌ها شروع می‌شود و اولین شکایتی که می‌کند از اینکه خلق با ما چه انجام دادنددد. یک چیز عجیبی دارد حتما دیدید. بسیار این‌ها جای کار دارد. همین طوری تو مداحی می‌گیم می‌رویم.

خودش فرمودندد به زن‌های مدینه فرمودندد آنچه که بر من گذشت تو همین چند روز حالا بگه هفتاد و پنج روز، نود و پنج روز. هرچه. یک هجده ساله این سخن را بزنه. آنچه که بر من گذشت اگر بر روزها می‌گذشت، همه روزها شب می‌شوندد. الله اکبر. این می‌شود که حضرت زهرا چون کراهت دارد درخواست مرگ انجام دادندد از خدا. چی شده؟ چی گذشته به که درخواست مرگ کرده؟ آنم سریع سریع. یعنی سریع تمومش کن. چقدر تحت فشار بوده. المظتهدة المقهورة تحت فشار. به هر طرف نگاه می‌کند ظلم، جور، فساد. مولا علی آمده دست شما را بگیره به سمت خدا ببرود. دستشو بستید. این‌ها در دلای حضرت زهراست. مولای من علی. مولای من ابالحسن. تو حدیث کساء مولا رو به چی صدا می‌زنندد؟ یا ابالحسن. مولای من ابالحسن آمده شما را به خدا برسونه. دستشو می‌بندید، می‌رید تو مسجد شمشیر برودنه رو گردنش می‌گیرید. حقش رو غصب می‌کنید. الله اکبر.

نتیجهٔ گفتار

روز شهادتم هست دیگر. یکی آمد حالا ایراد این روایت افتادم. یکی آمد تو تاریخ اسلام نوشتن. آمد مدینه رفت مسجد پیغمبر دید آن نيب بالا منبرود و خلاصه خلیفه لعنتی رو بالا منبرود و بعد وسط مجلس حالا صحبت ایشون شروع کرد از راه دور آمده بود شروع کرد سؤال انجام دادندد. أين الله؟ خدا کجا است؟ هی سؤالای اینطوری دید نمی‌تواند جواب بدهدد. بعد از منبر آمد پایین تو گوشش گفت اگر جواب این سؤالاتو می‌خواهی فقط یک نفر می‌تواند جواب بدهدد. خودشانم می‌دانندندستند. آن یک نفر الان آن فلان جا برو تو فلان مخلصو آنجا مشغول کاره. تو حومه مدینه. این نیز رفت و آدرس رو رفت دید یک یی بسیار نورانی آنجا زانو زده و مشغول به کاره و تا ایشونو دید م کریمه دیگر مهمان نوازه. گفت حالا بشین با هم یک سفره‌ای پهن کنیم و سفره‌ای حالا یک نون و حالا چی بود؟

کشک بود چی بود زد تو کشک و خوردن و حالا هرچی بود خوردن و بعد گفت حالا کار شما چیست با من؟ گفت آدرس شما را من دادم. من سؤال دارم. شروع کرد تا یک یک سؤالاشو از مولامون علی پرسیدن. مولا یک یک با دقت و با آن عرض شود اشرافی که بر علم ذاتی حضرت حق دارد محکم این‌ها رو یک یک جواب داد. دید این، دارد گریک می‌کند. این ئه گریک‌اش گرفت. گفت چرا گریک می‌کنی؟ من سؤالاتو جواب دادم. گفت من برای این گریک می‌کنم من از مسجد پیغمبر آمدم که شما تو اینجا بیل بزنی، کلنگ بزنی. بعد آن نانجیبا رو منبر پیغمبر بشینن. من برای مظلومیت شما دارم گریک می‌کنم که شما جات آنجاست. اینو گفت حالا مولا شروع کرد گریک انجام دادندد. حالا دست رو دل ما گذاشتی؟ بعد مولا فرمود حق منو غصب انجام دادندد برای این گریک می‌کنی؟ کجا بودی آن روزی که جلوی چشم من زهرامو زدن؟ [] شروع کرد درد دل انجام دادندد.

نتیجهٔ گفتار

آدمی که دلتنگه دنبال یک همدم می‌گردد درد و دل کنه. تا، تا دیروز یا تا امروز غروب همه درد و دل‌هاش با زهراش بوده. دیگر بعد از فاطمه زهرا مولامون رفت سراغ چاه. [] همه حرف و درد و دل‌هاش با حضرت زهرا بود. من توصیک می‌کنم درد و دل‌های مولامون علی با حضرت زهرا رو بخونید. حتی تو خلوتت کتاب خورشید در بستر رو بردار شروع کن به خوندن که این دو با هم وقتی یکی از جانسوزترین درد و دل‌های این دو بزرگوار وقت مفارقت روح از بدن حضرت زهراست. بسیار جمله عجیبیک. هر وقت من اینو می‌خونم تنم می‌لرزد، جیگرم می‌سوزد. [] به امیرالمؤمنین رو کرد گفت علی جان تو این چند سالی که من کنیز شما بودم یک جمله اقرار ازت می‌خواهم. آیا از من راضی هستی؟ [] آیا از من راضی هستی؟ می‌دونی من هیچوقت از تو چیزی نخواستم. هیچوقت از تو درخواستی نکردم که یک وقت نتونی انجام بدی شرمنده بشی.

یعنی ببین با کنایک با لفافه می‌خواد خواهشش رو مطرح کنه. مولا فرمود لب تر کن. چی می‌خواهی؟ [] چیست؟ خواسته زهرا وقت رفتندد چیست از علی؟ عرض کرد علی جان صداتو بسیار دوست دارم. می‌خواهم برام قرآن بخونی. [] دوست دارم با صدای قرآن تو از این دنیا برم.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.