ددرس‌گفتارها

صلی الله علی محمد و آل محمد.

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایکا نعبد و ایکا نستعین.

الحمد لله على کل نعمته و اسال الله من فضله.

اللهم صل و سلم و زد و بارک على صاحب الدعوة النبوية و الثقل الحیدریة و العصمة الفاطمیه و الحلم الحسنیة و الشجاعة الحسینية و العبادة السجادیة و المعاثر الباقریة و الآثار الجعفرية و العلوم الكاظمية و الحجج الربویة و الجود التقیة و النقاوة النقویة و الهيبة العسکریة و الغیبة الالهیة.

اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و شیعته و المستشهدین بین یدیه.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

ان شاء الله که در این صبح زیبای بهشتی حضرت حجت هر کجا تشریف دارند حالشون خوب باشه و خدا غم از دل آقامون برداره.

گره، گره‌هایی که موانع ظهور حضرت هستند رو به کرمش برطرف کنه و موجبات فرجشون رو فراهم کنه و ان‌شاءالله حضرت از صائم ما و متعلقین و خانواده‌هامون رو دعا کنند.

صلواتی قرائت بفرمایید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

اینکه ما قبلاً هم خدمتتون عرض کردیم اینکه ابتدای منبر سلام عرض می‌کنیم به حضرت در مقام داعی الی الله و پرورش دهنده آیات و ربانی آیاته از این حیث هست که اینم خودش یک کد و رمزه که شما در هر مقامی، در هر شأنی امام رو سلام بدی امام همون موقع و همون لحظه، همون آن در همون مقام به تو توجه میکنه و در همون شأن به تو جواب میده.

شما میخوای نماز بخونی بگو السلام علیک حین صلی و تقضی.

میخوای توبه کنی؟

استغفار کنی؟

حمد خدا رو بگی السلام علیک حین تحمد و تستغفر.

اینا یا مثلاً وقتی در مقام دعوت مردم به سمت حضرت حق هستی السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

این چنینه.

حالا میخوای یه دفعه همه رو با هم سلاما رو همه رو جمع کنی.

السلام علیک.

اون قسمت آخر که میگه به جمیع السلام قسمت آخرین سلام تو عالمم هجده تاست چقدر در آل یاسین؟

آره به جمیع السلام یا به جوامع السلام.

اولش که دیگه نوراً علی نور.

سلامٌ علی آل یاسین.

همشون.

سلامٌ علی آل یاسین.

حالا جالبه که حرفا فرمودن بر اساس اون ح- حدیث نبوی شریف و شیرین مثل عسل از عسل شیرین‌تر که کل تقی و نقی آل.

کل تقی و نقی آل.

حضرت عالی انشاالله نقاوة دارید.

تقوا هم که دارید.

به همون نسبت آل پیغمبر حساب میشید و به همون نسبت از صلوات بهره میبرید و از سلام اول آل یاسین بهره‌مندید که سلامٌ علی آل یاسین.

اگر اینو اطلاقش رو به عموم بگیری به همین حدیث بگیری این چنین میشه.

بعد یه دفعه میبینی که میگی که خدایا من کار خاصی نکردم چرا اینقدر لطف تو شامل حال منه؟

اینها میبینی که این صلوات‌ها داره خودش کار میکنه.

شما خودتو در جرگه اهل تقوا قرار دادی.

بعد این صلوات به من و شما میرسه.

این یه نکته‌ای تبرکاً عرض کردم.

بریم سراغ بحث.

بحث کشف شهود بود.

من خیلی خدا میدونه که چون نیت به اجمال داشتم نه تفصیل میخواستیم رد شیم اما هی میجوشه بالاخره دلم میسوزه چیزهایی خدا بالاخره میریزه رزق شماست.

میگم خب نگم اجحاف کردم.

حالا بالاخره کی گفته هر چهل و هفت نامه رو مثلاً ما بیاییم همه رو یه دفعه بگیم و یه دونه نامه رو تجزیه تحلیلش کنیم قشنگ حالا دو تا نامه رو بلا-- ببینیم حالا خدا چی میخواد.

دیگه ما کارایی نیستیم.

داشتم توجه به این قسمتی کردم که در کشف و شهود چون که در اون آیه‌ای که مطلب بحث عرض کردیم و علامه بهش ما رو متوجه کرده، آیه پنجاه و سه و پنجاه و چهار سوره فصلت بود دیگه.

سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ.

بعد دیگه از اینجا به بعد این آیه دوم پنجاه و چهار بحث لقاء رو شروع می‌کنه که ألا بدانید ألا إنهم فی مریه من لقاء ربهم.

ألا إنه بكل شيء محيط که لقاء رو اجمالا عرض کردیم که یعنی همون چشیدن حقایق به یک معنا.

لقاء کلمات وجودی نظام هستی.

چرا؟

چون که همونطور که عرض شد اینجا- سلام عليكم.

سلام عليكم.

در آیه پنجاه و سه می‌فرماید که ما حق رو در آینه آیات، در آفاق و انفس حق رو، اون نمایاندن مرآت و آینه رو که حقه.

یعنی تو اصلا وجودت نمایاندن حقه.

من و شما این کلمات وجودی نسا-نظام هستی فلسفه وجودشون نمایاندن وجود حق است.

نمایاندن وجود نور است که نور عین حق و حق عین وجوده.

و اونچه که مشهود ماست بر اساس درس اول معرفت نفس از تعلم علیه الرحمه وجود است که مشهود ماست.

و این‌ها همه عین همه‌اند.

یک حقیقت کلی‌اند به جلوات مختلف.

که قراره این کلمات وجودی که تشؤنات حضرت حق‌اند، شؤون و اطوار وجودی حضرت حق‌اند، اضلال‌اند، مجالی‌اند، مرآتن، کلماتی‌اند، آیاتی‌اند حق رو نشون بدن.

این آیه این رو داشت می‌گفت.

وقتی اینطوری میگه بعد می‌فرماید که توجه دارید ألا کافی نیست که خدا به همه چی شاهده، شهود محضه و شما در محضرید.

شما هم در شهودید.

شما هم ش-- باید به شهادت برسید اصلا.

قراره که همه ما به شهادت برسیم.

این سری که حاج قاسم می‌گفتش که کسی شهید میشه که شهید بوده، شهید زندگی کرده، کسی شهید می‌شود که شهید بوده باشد.

یعنی چی؟

یعنی همین دیگه به مقام شهادت یعنی همون شهود.

چیز عجیبی نیست.

یعنی چی شهود؟

یعنی حق رو تو ببینی.

شهود کنی حق رو در همه چ-- هرکیو می‌بینی، هرچیو می‌بینی، همه اشیاء نظام هستی که یکیش منم، یکیش شمایید، یکیش این آسمانه، یکیش این زمینه.

این‌ها رو نور حق ببینی که الله نور السماوات والأرض.

وقتی اینطوری دیدی بعد دیگه این، اینا معناش لقاء است.

این معناش لقاء است.

لذا در آیه بعد تصریح می‌کنه که ألا به یک معنا نهیب میزنه إنهم فی مریه قلب مریب.

این‌ها در یک شی-- یه شک و ریبی هستند.

از چی؟

من لقاء ربهم.

همون که عند ربهم شهدا در مرتبه شهود میرن میرسن به اون اعلی مرتبه که عند ربهم.

ربهم.

اینجا می‌فرماید من لقاء ربهم.

این‌ها در شک‌اند.

چگونه در شک‌اند؟

که ألا دوباره ألا آگاه باشید.

إنه بكل شيء محيط.

در خصوص اهل جهنم هم می‌فرمود والله من ورائه محيط.

و بكل شيء نه ألا.

چه فرقی داره؟

مثلا میگیم که لا یحیطون به علما.

ألا علما نمیگی.

ما امکان داره به قول علامه مثلا یه شیی رو در دستمون بگیریم دستمون رو جمع کنیم این شی در میان پنجه ما قرار می‌گیره.

این دست ما شده علیه، علیه اون شی.

ألا.

ممنونم از-- إن الله یا إنه بكل شيء محيط نه ألا کل.

وقتی دست بر چیزی غالب شد این علیه.

ألا.

ألا شی.

اونم در حقیقت محاط شد.

اما وقتی میگی بكل یعنی به طارفودش، به اصلا وجودش.

یعنی عین، عین و ربط به حضرت حق میشه.

مثلا عین اون، عین اون چیز.

اینکه میگیم اعیان، عین یعنی این.

از این‌ها گرفته شده.

عین شما، عین من.

از این کلمات فلسفی عرفانی نترسین.

اعیان ثابته یا ابی الفضل این چیه دیگه.

عین موجودات که حالا یه صور علمیه‌ای از این موجودات بالاخره در ثغ ذات حضرت حق بود.

در مرتبه اهدیه‌ست.

همه این کلمات وجودی نظام هستی در ذات خدا اون صور علمیه‌شون بود.

بهشون به اونا میگن اعیان ثابته.

یا در ذهن ما اشیایی که در بیرونن، این اعیانی که در بیرونن، در ذهن ما یه صور علمیه‌ای دارن به اون میگن ماهیات.

صورت علمیه.

سلام عليكم.

خب این‌ها می‌فرماید که بكل شيء شهيد.

به جوامع السلام.

به در- احسن.

به جوامع السلام.

به جوامع.

حالا این‌ها رو اشاراتی‌ست که حالا یا به، یاش بشود گفت تنبیحات نه همون اشارات قشنگ‌تره.

خیلی اینا پر مغزن این مطالب.

حالا ما رد میشیم متأسفانه سوادمون کمه، رد میشیم.

اما واقعاً اشاراتن نه تنبیحات.

خب بعد اینجا که میرسه وقت شهود رو چون علامه به اینجا دیگه اشاره می‌کنه که اون‌هایی که عاشق مواقف شهودن به این توجه کنن، به این آیه.

ما اینجا بودیم.

که حالا سؤال: چی باعث شهود میشه؟

چی باعث شهود میشه؟

این خیلی مهمه.

اینو من داشتم بهش فکر می‌کردم که دوباره نیت کردم امروز هم در این صبح زیبا و بین طلوع این قشنگ هم دو مرتبه به نیت سردار دلها شهید سلیمانی که روز شهادتشه باز یه توقف کوچولویی داشته باشیم در این موقف بعد رد شیم بریم قسمت بعدی نامه.

حیفه.

چی باعث شهود میشه؟

حضرت علامه‌ استاد کل پدر عزیز ما که فرمودی من دلم برای شما می‌سوزه.

ما دلمون برای مردم می‌سوزه.

چقدر ایشون می‌فرمودن عین این عبارتو.

ما دلسوز به حال شماییم.

ما خیر و سعادت شما رو می‌خوایم.

اخیرا تو شرح fusus شون درد و دل می‌کردن.

می‌فرمودن که من میرم بیرون مردم ما رو مسخره می‌کنن.

خیلی دل من کباب شد.

شیخ ابوعلی سینای عصر حاضر ما بگه من میرم بیرون مردم ما رو مسخره می‌کنن.

اما ما دلمون به حال اینا می‌سوزه.

می‌بینیم این‌ها گناه می‌کنن دلمون کباب میشه.

حالا آدم چ-- کجا دردشو داره.

بعد ایشون می‌فرمود که تو همین موقف شهود ازش سؤال می‌کنیم شما فرمودید توجه به این آیه کن.

ما توجه کردیم.

خب چی باعث شهود میشه؟

خب درست.

ما باید به شهود برسیم.

حق رو در مرآه و مرآت و آینه‌ی وجود کلمات نظام اصلی ببینیم.

چی باعث این شهود میشه؟

من سؤال می‌کنم از شما دوستان آیا در تاریکی شهود رخ میده؟

طبق اون آیات که عرض کردیم از سوره قصص.

احسنت.

اونجا که بحث شب بود می‌گفت "أَفَلَا تَسْمَعُونَ".

اونجایی که بحث روز بود نهار، ضیا، نور می‌فرمود "أَفَلَا تُبْصِرُونَ".

پس شهود به روشنایی میخوره.

پس نیاز به نور هست برای شهود.

تا اینجا مشخصه کاملاً.

تا نور نباشه چه شهودی؟

حالا ببینیم قرآن در خصوص نور چی می‌فرماید.

در آیه‌ی هشت سوره صف می‌فرماید "يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ".

اینا انقدر اصن بغض همه کفار و مشرکین و منافقین و اینا به نور خداست.

میخوان نور خدا رو خاموش کنن.

اونم با دهانشون.

هرچی یاوه گویی می‌کنن که این نور خاموش بشه.

مثل الان چقدر تمام رسانه‌های شرقی و غربی و اروپایی و آمریکایی و همه و همه چندین هزار رسانه مشغولن که نور اسلام رو خاموش کنن.

به قول با، با چیشون؟

به أفواههم.

الان تو بحث رسانه این أفواههم خیلی مشهوده.

با دهنشون هرچی یا، یاوه گویی می‌کنن نور اسلام رو نور شهدای ما رو نور سردار دل‌ها رو نور انقلاب و نور ولایت رو بخواموشش کنن.

چه زیبا که "وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ".

خداست که اتمام میده به نورش.

به به.

"وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ".

بدشون بیاد.

به درک که بدشون میاد.

خدا داره اینطوری به زبان حالا خودمونی ماها اینطوری ما لطیفانه‌اش می‌کنیم که بدشون خدا "وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ".

سردارو دیدم تو اینستاگرام اینا دارن برمی‌دارن.

بله من الان این کارو نمی‌کنن که الان برنمی‌دارن.

ما خب اون یه دو، دو سالی که تقریبا مثلا چیز بود کرونا به اوج رسیده بود هیئت یا زهرا حالا شرق که ما هفتگی می‌رفتیم تعطیل بود تمام برنامه‌هاش.

تعطیله نه به معنای کلاً از جهت تجمع تعطیل بود.

به هر حال و شیوه نامه‌ها باید رعایت میشد.

ما خونه مون دکور میزدیم میشستیم به کوری چشم اون صهیونیست و شو اینا لایو به قول خودشون لایو ما میگیم زنده.

می‌گرفتیم تو اینستاگرام از خودشون به خودشون می‌گرفتیم.

بعد همون اوایل که تا سردار تا شهید شده بود ما عکس بزرگ ایشونو گذاشتیم تو لایومونو شروع کردیم خوندن.

صحبت می‌کردیم مثل هیئت صحبت می‌کردیم، می‌خوندیم قشنگ.

بعد بچه‌ها متصل میشدن استفاده می‌کردیم همه با هم.

اولین شبی که ما عکس سردار رو گذاشتیم پیج ما رو بستن.

پیج ما رو اینستا، اینستاگرام لعنتی پیج ما رو بست.

چرا؟

چون عکس سردار رو گذاشته بودیم.

"وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ".

اینا میخوان به أفواههم به دهنشون به همه چیزشون.

دهان الان اینا رسانه‌ست دیگه.

همین اپلیکیشن اینستاگرام دهان ایناست.

تو هم بکوب تو این دهان.

ازش بر علیه خودشون استفاده کن اما با حدودش.

نه اینکه یه دفعه ندونی چجوری استفاده کنی بزنی درو داغون کنی بچه‌هات و دیگران رو.

چون به شدت محل آلوده مح-- اصلاً میدان مینه به تعبیر بنده.

اینجور جاها میدان مینه.

باید خیلی با حواس جمع رفت جلو.

خب بعد خدا اتمام می‌کنه نورش رو تا جایی که حالا این شهید چه کرد که رهبر عزیز ما با اشک و آه و اینا بعد از ایشون اومد گفت من از روح شهید سلیمانی تشکر می‌کنم.

مقام ولایت بیاد تشکر کنه.

این یعنی همون "وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ" احیا کرد انقلابو نور انقلاب رو احیا کرد.

و ما خیلی نیاز داریم به این احیا الان مخصوصاً باز نیاز داریم به نظر بنده احیا شدن.

همون حالا آیه بعدی.

آیه صد و بیست و دو سوره انعام.

"أَوَمَن كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا".

و ما براش قرار میدیم نورا.

میگه ای کس که مرده بوده "أَوَمَن كَانَ مَيْتًا" ای کس که مرده بوده "فَأَحْيَيْنَاهُ" پس ما او رو زنده کردیم.

چگونه زنده کردی خدا؟

"وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا" براش نوری رو ما قرار دادیم.

بعد "يَمْشِي بِهِ".

"يَمْشِي بِهِ" یعنی با اون نوره بهی "فِي النَّاسِ" در مردم با اون نور حرکت میکنه.

"كَمَن مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا" یا آیه مثل این ظلمت‌هاست مثل کسی که تو تاریکی حرکت میکنه اون کسی که ما بهش نور دادیم تو مردم حرکت می‌کنه، راه میره.

یاد خاطره‌ای افتادم که [نفس عمیق] شیخ رجب علی خیات از شیخ عباس قمی می‌گفت که تو جمع کران وایساده بوده تو اون تاریکی‌های قدیم جمع کران بیابونا نگاه می‌کنه، میبینه از دور داره یک، یه چراغیه که انگار چراغ قوه تو دستشه.

هی میزنه روشن می‌کنه، خاموش می‌کنه، روشن می‌کنه، خاموش می‌کنه.

این میگه من تعجب کردم چرا این هی روشن خاموش می‌کنه.

خب روشن کردی بیا دیگه تو این تاریکی چرا هی روشن خاموش می‌کنی چراغ قوه رو؟

همه اتصالی داره.

میگه اومد، اومد نزدیک شد دیدم عه شیخ عباس قمی خودمونه.

نزدیک که شد دیدم ایشونه.

بعد یه تسبیح دستشه داره ذکر میگه.

متوجه شدم که این دهانشو که باز می‌کنه چراغ قوه انگار روشنه.

دهانش که می‌بنده چراغ قوه انگار خاموش می‌شه.

توجه کردی این نور، نور اصلاً همه چی "الله نور السماوات والأرض" به یک معنا همه چی نوره.

اما در صورتی که غبار رو آینه‌ی وجود من و شما رو نگرفته باشه که این نور نتونه منعکس بشه.

انعکاس نور باید صورت بگیره که ما ببینیم دیگه.

آیه‌ی بیست و هشت سوره‌ی حدید.

"یؤتكم كفلین من رحمته".

عطا می‌کنه شما رو دو نصیب از رحمتش.

دیروز گفتیم اون یدین چی می‌شد؟

اسماء جمال و جلال.

کفلین دو تا نصیب از رحمتش.

باز می‌شه شما رو نصیب-- یکی از معانیش این می‌شه.

شما رو خدا بهره‌مند می‌کنه از اسماء جمال و جلالش.

"أشد على الكفار رحما بينهم".

اصلاً نمی‌شه به غیر از اینکه این دو تا با هم باشه.

نمی‌شه فقط "رحما بينهم" "أشد على الكفار" رو ورداری.

أشد رو ورداری یا أشد باشه رحما رو ورداری نمی‌شه.

واقعاً مصداق این آیه بود سردار دلها واقعاً.

"أشد على الكفار رحما بينهم".

اون نمازی که خونده بود بچه اومد گل بهش داد.

یادتونه؟

چه شیرین.

من خودم اولین بار که اون فیلم رو دیدم سردار تو بین اون همه اون سرداران سپاه بزرگان اینا بزرگان مملکت اونجان بچه اومده در حال قنوت به سردار گل میده.

بعد یه دستشو از قنوت خارج می‌کنه گل رو از دست بچه می‌گیره.

بعد از نماز می‌بویه اونو میاره بغلش می‌کنه.

من خودم گفتم اگر من یه همچین کسوتی داشتم-- استغفرالله زشته.

دوربین داره می‌گیره.

پ-این پرستیژ نمازو تو حفظ کن.

الان میگن این چه آدمی بود که اصلاً توجه به خدا نداشت؟

توجه که آدم کج فهم اینطوری نگاه می‌کنه به قصه دیگه.

آدم اینطوری به امیرالمؤمنین هم اشکال می‌کنه.

میگه چگونه توی رکوع نمازش زکات داد؟

مثلاً انگشترشو به گدا داد.

چجوری فهمید آقا مگه غرق خدا نبود و اینا؟

حالیش نیست اینا دیگه انقدر روحشون بزرگ می‌شه.

در حال اتصال به خدا، در حال معلقات به عزه قدسه کنف الناس هم هستن.

در مردم هم هستن.

غافل از هیچ شعونی نیستن.

گفتیم نفس چیه؟

مظهر اسم "يا من لا يشغله شأن عن شأن".

اگر کسی نفسش به سمت کل حرکت کرد، قوی شد، هیچ کدوم از شعون وجودیش از اون یکی غافلش نمی‌کنه.

بودن بعضیا که در آن واحد با چند نفر حرف زدن.

می‌شه یعنی که امتحان کنید.

یه مقدار آدم سهه وجودی پیدا کنه در حالی که داره یکی و گوش میده صحبتشو به یکی هم داره حرف می‌زنه.

یا تا چند نفر وایساد-- تا حالا شده اینطوری تو شلوغی حرف بریزن سرت ع-علی آقا، علی آقا این داره حرف می‌زنه بتونی همه رو بشنوی.

اگر نفس انسان قوی شد، اصلاً هیچ شأنی از شأن دیگش غافلش نمی‌کنه.

و ای-- البته این معنای خلوصه دیگه.

انقدر خالص شده به خدا هر-- به سمت خدا رفته که سر نماز غرق خداست.

اما دل یک بچه رو نمی‌شکونه.

الله اکبر.

چه لطافتی.

"رحما بينهم".

بعد به اون ابرقدرت قلر پست حالا چی بگم؟

پوشالیه البته قدرتش بهش میگه که چی؟

من برای تو بستم با آمریکا.

سردار دلها بهش میگه برای تو من بستم ملت ایران نمی‌خواد.

هم جمال داشته هم جلال.

آفرین.

همین بحث اینه.

هم جمال داشته هم جلال.

"یؤتكم كفلین من رحمته".

کفلین تصنیه‌ست دیگه دو تا نصیب.

"ويجعل لكم نورا تمشون به".

ما برای شما یه نوری قرار میدیم که "تمشون به" با اون نور حرکت کنید.

پس نور هست.

ما غرق در نوریم.

اگر شهود نداریم، من ظلمتم.

من غبار رو آینه‌ی وجودمو گرفته و الا "الله نور السماوات والأرض".

"مثل نوره من مشکاة".

اون نور [مکث] حقیقی اون مطلق رو نمی‌تونی ببینی.

مشکات رو که می‌تونی ببینی.

مشکات رو نگاه کن.

مشکات حالا مثل نور خدا.

"مثل نوره من مشکاة".

"الله نور السماوات والأرض".

اون نور مطلقه حضرت حق.

"مثل نوره" این مثل نورش می‌شه پیغمبر.

مشکات که نور، این نور این چراغ درش قرار می‌گیره.

مشکات اون تاقچه‌ای که چراغ رو توش میذارن، قدیم‌ها به اون میگن مشکات.

کمشکات "مثل نوره من مشکاة".

مشکات وجود مقدسه حضرت زهرا سلام الله علیهاست.

[چند نفر با هم] الله.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

که می‌خواستن خاموشش کنن.

"والله متم نوره".

چقدر کشتن.

خدا لعنت کنه حجاج رو هر وقت دلش می‌گرفت می‌گفت یه محب علی پیدا کنید ببینم.

می‌خواست غذا بخوره ملعون خبیث می‌خواست غذا بخوره می‌گفت جلوی من یه محب علی رو پیدا کنید.

جلوی من سر ببرید این دست پا می‌زنم هم غذا از گلوم بره پایین.

الله اکبر.

چقدر سادات رو لای جرز دیوار گذاشتن.

تو تنه درخت گذاشتن اره کردن، زنده به گور کردن.

اصلاً خیلی از ماها ساداتیم بی‌خبریم.

چون اجداد ما تقیه کردن برای اینکه حفظ بشه جانشون تقیه کردن.

بسیاری از ما ساداتیم.

فکر می‌کنی چجوری انقدر عاشق حضرت زهرایی صلوات الله علیها.

البته راه‌هایی هست که آدم اینو بفهمه از طریق قوه مثالش، قوه خیالش یا برزخ وجودیش یا به عبارت دیگه خواب و تمثلاتش.

نحوه ارتباطش با حضرت صدیقه طاهره صلوات الله علیها چگونه است؟

حالا اون بماند.

یه بحثی‌ست که بماند.

در آیه بیست و دو سوره زمر.

"أفمن شرح الله صدره للاسلام".

پس آیا کسی که خداوند سینه اش رو برای پذیرش اسلام "شرح الله صدره"، شرح سدر بهش داده در پذیرش اسلام.

"فهو على نور من ربه" که، که بنابراین با این نوری که از پروردگارش اخذ کرده در ظلمات بتونه بیرون بره.

حالا این می‌فرماید که "فهو" او که انشراح پیدا کرد، شرح صدر پیدا کرد.

"رب شرح لي صدري و یسر لي امري و حلل عقدة من لساني يفقهوا قولي".

می‌فرماید که این "فهو على نور من ربه" این نو از-- یعنی چیه؟

بهره‌ای از نور رب خودش گرفته.

یعنی نور تجلی داره آن به آن.

"كل يوم هو في شأن".

"هو، هو".

"قل هو الله احد".

این "هو" آن به آن در تجلیه.

خب اگر الله نور سموات و الارض خدا نوره پس یا نور آسمان و زمینه و "كل يوم هو في شأن" اون "هو" نوره و در هر آنی در تجلیه.

پس نور آن به آن در حال تجلیه، در حال شدته.

اشتداد وجودی که معناش همینه.

اینکه ما شدت وجودی هی داریم پیدا می‌کنیم.

شما الانت با همین یه ربع بیست دقیقه پیشت متفاوته.

یه ربع بیست دقیقه پیش قبل از اینکه این معارف رو بشنوی، این آیات و روایات نور دارن در دل خودشون.

قبل از اینکه اینا رو بشنوی انقدر الان اشتداد وجودی که الان داری اون موقع نداشتی.

نورون الا نور شده الان.

هی نور داره میاد.

چرا؟

چون "كل يوم هو" در هر ظهوری "هو في شأن" او در یک تجلی جدیده.

اون شأن رو تجلی بگیریم.

یعنی داره هی نور پشت نور میده.

متأسفانه اشکال کار ما برمی‌گرده به اینکه این نورها رو نگه نمی‌داریم، خرج می‌کنیم.

از آقا بهجت پرسیدن شما چگونه به این مقام و مرتبت رسیدی بالاخره؟

مجسمه توحید و این عظمت و.

یگانه دهر ما بود دیگه ایشون.

خب، خب یگانه سرمدی نبود اما ده-دهر بود.

در-- ایشون فرمودن که حالا انقدر تواضع داشتن از خودشون نگفتن از قول استادشون و ایشونم از قول استادشون.

استاد ایشون مرحوم آقای کمپانی بودن دیگه.

آقای قاضی، آقای کمپانی اینا.

بعد فرمودن که از قول استادشون فرمودن که من از بچگی هرچی که نور جمع کردم نور.

یه تسبيح حضرت زهرا غرق نورت می‌کنه.

اگه با توجه بگی توجه عرفانی.

این نورو حفظ کردم، نگهش داشتم.

اما شما خرجش می‌کنید.

تا از در حسینیه رفتید بیرون تمام.

با یه نگاه، با یه زبان بیهوده فحش.

استغفرالله!

در شان شماها نیست.

یه حرف بی‌مورد، یه غیبت، یه استماع، بالاخره لمس گناه، مس گناه.

اینها تمام.

نور رفت.

هنر اینه که اینو حفظ کنیم.

در آیه نوزده سوره حدید "لهم أجرهم و نورهم" میگه برای اهل ایمان اونچه که برای اهل ایمان موندنیه "أجرهم" یکی اون پاداش و اجرشونه.

چون "أليس الإنسان إلا ما سعى" دیگه.

برای انسان هیچی نیست جز سعیش.

حالا که سعی کرد همونم براش هست.

جزا نفس عمله.

همون عملی که انجام داد جزاشه.

که این خودش یه بحث مف-مفصلیه.

در یکی از اصول بنا به معرفت نفس علامه در کتاب شریف انسان در عرف عرفانش غوغا کرده اونجا علامه در یکی از اون اصول.

که اصلاً جزا دنبال پاداش و جزای الهی هستی.

نفس عمله.

همین عملی که انجام دادی جزای خداست.

چطور خیلی‌ها اجازه ندارن انجام بدن؟

همین عمل تو عین نوره.

می‌فرماید این آیه‌ش.

"لهم أجرهم و نورهم".

برای اینها چیزی که می‌مونه اجر و نورشونه.

اجرشون عین نوره.

نور عین اجره.

چون اتصال وجود-- شدت پیدا کرده نور در وجودشون یعنی چی؟

یعنی قرب پیدا کردن.

یعنی چی؟

یعنی ولایت گرفتن.

یعنی چی؟

یعنی تجلی خدا در او شدت گرفته.

اشتداد وجودی معناش اینه.

یعنی به نور نزدیک شده.

قرب معناش اینه دیگه.

همون معنای ولایته.

معنای علمه.

هرچی علمت، معرفتت بیشتر میشه "العلم النور یغرفہ الله في قلب من يشاء" هی به اون حضرت حق مصدر فیض، اون فیاض علی الاطلاق نزدیک میشی.

با هر نماز اگه توجه، توجه، توجه، توجه عرفانی همراه کوچک‌ترین اصلاً فکر تو باشه.

هیچ زبانت هم تکون نخورده فقط تفکر عرفانی داشتی.

نور پاچیده در وجودت نور داره تجلی می‌کنه.

اشتداد وجودی، شدت نور.

بعد اینجا چون ما الان در نشئه ای قرار گرفتیم که نور و ظلمت با هم مشوبن، قاطین.

لذا ما خیلی اینا رو متوجه نمیشیم وقتی به محض اینکه پرده بره کنار اه به اونجا تازه نورها مشخص میشه.

اونجا اصلا میشه گفت به یک معنا رخ نمایی است.

رخ نمایی انواره.

هر کسی از نورش شناخته میشه.

هر کی نور بیشتر داره، تجلیش بیشتره و هر کی تجلیش بیشتره به حضرت زهرا نزدیک تره.

چون اون-- ایشون کی بود؟

از زهرا.

از زهرا یعنی شدت نور که حدیث هم داریم میگه وقتی خانم در محراب عبادت قرار می‌گرفت، تمام شهر مدینه روشن میشد.

یک نور و یک روشنایی خاصی مردم میدیدن و می‌اومدن به پیغمبر می‌گفتن.

فرمودند که رسول الله فرمودند هم اکنون فی الواقع دخترم فاطمه در محراب نماز ایستاده.

الله اکبر.

بله.

در آیه هشت سوره تحریم.

"یقولون ربنا" یکی از صفات مؤمنی اینه دعاست.

یکم شد شب اول پیرامون صبح اول پیرامون دعا صحبت کردیم.

"یقولون" احساس کردی وجودت، وجودتو ظلمت گرفته؟

خب بسم الله این دعا "ربنا اتمم لنا نورا" یا نورنا "اتمم لنا نورنا" خدایا تمام کن نور رو برای ما.

اتمم.

به نحو اتم نور کجاست؟

نزد حضرت زهرا است.

به نحو اتم نزد حضرت زهرا است.

و اون "الله نور السماوات والارض" حالا وقتمون هم گذشت.

اون خدا بعد تو هم آیه نور که خیلی امام رضا به شما رمزی رو چی بگم؟

سری رو بگم در این صبح قشنگ.

امام رضا خیلی علاقه به این آیه داره.

رفتی حرمش از این آیه غافل نباش.

آیه نور .

با توجه که اگر ماه قمری به جمعه شروع شد، اون ماه غرق نور مهدی فاطمه است به عدد حضرت دویست و پنجاه و شش سال دویست و پنجاه و شششون به دنیا اومدن این آیه نور رو بخون ببین چجوری غرق نورت میکنن.

نه اینطوری نبود.

هر وقت رفتی حرم امام رضا انشاالله توفیق بود چهارصد بار این آیه رو در حرم آقا-- خیلی امام رضا دوست داره این آیه رو حقیقت این آیه رو که خودشونم تو اون قسمت لا شرقیة که پدرشونه و لا غربی که خودشونه اونجا پنهانن.

اختفاء وجودی دارن.

برای البته دیگران پنهان نیستن.

برای من بیچاره پنهانن.

تو این آیه میگم اختفاء.

بعد اونجا که میفرم-- تو همین آیه چی میفرماید؟

آخرش "یهدی الله لنوره من یشاء".

به به، به.

پس بالخطاب بحث امروز ما.

این همه نور چگونه است که ما به شهود نمی‌رسیم؟

اصلا نفس ناطقه ما آیا مجرد هست یا نه؟

در سیر فلسفه و حکمت اثبات میشه.

بیش از بیست دلیل حضرت علامه حسن زاده آورده بر تجرد نفس ناطقه یعنی مجرده یعنی فارغ از عالم ماده است نفس ناطقه انسان.

یعنی مربوط به عالم ملکوته.

خلاصه‌اش اینه.

چگونه است که من مربوط به عالم ملکوتم و بی‌خبر از ملکوت؟

چگونه است که یکی چشمش به ملکوت باز میشه درک ملکوتیش عمیق میشه میگن بابا اینم دیوونه شده ول کن بابا.

اصلا برعکس شده.

مثل اینکه یکی سالمه همه تعجب کنن.

عه تو سالمی؟

عجب!

چگونه است که تو سالمی؟

خب اصلا بنای خلقت اینه که بر اساس اسم السلام خدا همه سالم باشن.

یکی مریض میشه باید تعجب کرد.

الان اینطوری شده یکی آدم خوبیه همه تعجب می‌کنند.

انقدر گناه در گناه اومده اینطوری شده و این همه نور چرا ما کشف و شهود نداریم؟

چرا پیغمبر اصلا این حرفا رو الان می‌زنی متهم میشی.

انقدر که البته سوء استفاده شد.

ولی اول اوایل انقلاب مثل صدر اسلام بود.

پیغمبر میومد مسجد حلم مبشرات.

بگید ببینم بعد یک روز دو روز نه ها.

کار هر روز پیغمبر بوده.

در تاریخ نقل می‌کنم.

مثل اینکه الان ما اینجا بشینیم.

خب بفرما ببینم علی آقا، حسن آقا، حسین آقا، شما دیشب مبشرات یعنی اون تمثلات در عالم خواب و مکاشفات چجوری بود؟

چی دیدی؟

بگو ببینم امام زمانو دیدی؟

مثلا بعد الان ای بابا دکان بازار راه افتاد.

معلکه گیری شروع شد.

عزیزم اصلا نفس ناطقه برای اینه.

چرا ما مریضیم؟

چرا اینطوریم؟

نمیشه این حرفا زد.

بزنی متهم.

که دهن‌هام بسته است به جهت اینکه سوء استفاده نشه.

چه کنیم؟

اگر کسی اینطوری نیست باید تعجب کنه.

"یهدی الله" اینجا فرود بیاریم بحثو بریم تو مناجات.

"یهدی الله لنوره من یشاء" هرکی رو خدا بخواد هدایتش میکنه با چی؟

با نورش.

در شأن این قسمت از آیه نور بسیار روایات داریم که بزرگان در مجامع روایتمون آوردن.

این نوری که هرکسو خدا بخواد هدایت کنه با اون نور هدایتش میکنه کسی نیست جز حضرت بقیت الله الاعظم.

سلام الله علیه.

یعنی خدا با این نور هدایت میکنه.

اگر عاشق امام عصتی به نسبت هبی که به این آقا داری به نسبت گرایشی که به این آقا داری، علقه قلبی که داری که قلبی لقلبکم سلم در زیارت اربعین میگی قلبم قلب حوزه تعلقاته به قلب شما متصل اتصال دائمی سلم.

این به میزان اینی که شما نسبت به این حالت که نسبت به امام عصر داری در هدایتی بر اساس این آیه.

حالا دیگه هر خودش، هرکی خودشو بسنجه.

به نظر شما الان جز به محبت امام عصر ما شما اینجایین؟

تعارف که نداریم که.

چی اینجا به ما میدن؟

این وقت صبح الان باید میگه شیرین‌ترین وقت خوابم الانه.

عجیبه.

اینم یکی از امتحانات الهیه.

خیلی شیرینه خواب بین الطلوعه.

و هنر میخواد مقاومت کردن.

یه عشق برتر میخواد که جلوی اون رو بگیری پاشی بیای.

جلوی در یکی بهت میگفت آقا برای چی اومدی؟

بعضی از این پیرمردها من دیدم مثلا با سختی میان عصا به دست به سختی اصن راه میخواد بگه که آقا دستشو بگیره.

تو این دلش مثلا اوله که هنوز هوا روشن نشده.

چجوری میاد؟

به عشق حضرت زهرا.

جز این نیست.

به عشق امام عصر.

چقدر نعت بخوندی.

أين الحسن؟

أين الحسين؟

أين أبناء الحسين؟

أين بقية الله؟

[نفس عمیق] بعد حالا سر سفره چون محرم سفره عام خداست.

بار عامه به قول بزرگان.

فاطمیه بار خاصه.

اینطوری نیست که همه رو اجازه بدن بیان سر سفره حضرت زهرا.

به محرم معذرت میخوام اینطوری بگم.

خدا منو ببخشه.

الباس‌هاشون رو میبینی میان دهنشونو میشورن دیگه کثافت کاری نمیکنن.

پا میشن میان تو مجلس.

بار عامه.

میان مجلس عزاداری حضرت زهرا اینطوری نیستا.

یعنی عز نیست.

عز.

تا عز نباشه حواسمون باشه چی دارم عرض میکنم.

این نه بعضیا میگن خب آه اون تجلی که نسبت به امام حسین در نظام هستی پیش میاد پس حتما امام حسین بالاتر.

نه خیر.

قصه اون خواص و خصوصه.

اختصاصه.

بار خاصه فاطمیه.

نمیشه شرکت کرد اگر طهارت نباشد.

یعنی نمیذارن.

حالا که اومدی یه چیزی بوده قدر بدونیم.

دست امام عصرمون رو ببوسیم.

دامن چادر خاکی مادرمون رو بگیریم به سر و رومون بکشیم و تشکر کنیم از اینکه امروز عز دادن.

عز دادن سر سفره حضرت زهرا باشیم.

میمیریم زیر خاک میریم آرزومون میشه یک بار فقط یک بار، یک آن بیایم تو مجلس حضرت زهرا یه بار فقط بگیم یا زهرا.

بله