ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 011

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

قرآن و صورت انسان کامل

صلی الله علی محمد و آل محمد. یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایکا نعبد و ایکا نستعین. الحمد لله على کل نعمته و اسال الله من فضله. اللهم صل و سلم و زد و بارک على صاحب الدعوة النبوية و الثقل الحیدریة و العصمة الفاطمیک و الحلم الحسنیة و الشجاعة الحسینية و العبادة السجادیة و المعاثر الباقریة و الآثار الجعفرية و العلوم الكاظمية و الحجج الربویة و الجود التقیة و النقاوة النقویة و الهيبة العسکریة و الغیبة الالهیة. اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و شیعته و المستشهدین بین یدیک. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته. ان شاء الله که در این صبح زیبای به آنتی حضرت حجت هر کجا تشریف دارندد حالشون خوب باشد و خدا غم از دل مون بردارد. گره، گره‌هایی که موانع ظهور حضرت هستندد را به کرمش برطرف کنه و موجبات فرجشون را فراهم کنه و ان‌شاءالله حضرت از صائم ما و متعلقین و خانواده‌هامون را دعا کنند. صلواتی قرائت می‌گوییم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

اینکه ما قبلاً هم خدمتتون پیش‌تر گفته شد اینکه ابتدای منبر سلام گفته می‌شود به حضرت در مقام داعی الی الله و پرورش دهنده آیات و ربانی آیاته از این حیث هست که این نیز خودش یک کد و رمزه که شما در هر مقامی، در هر شأنی امام را سلام بدی امام همان موقع و همان لحظه، همان آن در همان مقام به تو توجه میکنه و در همان شأن به تو جواب میده. شما میخوای نماز بخونی بگو السلام علیک حین صلی و تقضی. میخوای توبه کنی؟ استغفار کنی؟ حمد خدا را بگی السلام علیک حین تحمد و تستغفر. این‌ها یا مثلاً وقتی در مقام دعوت مردم به سمت حضرت حق هستی السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته. این چنینه. اکنون میخوای یک دفعه همه را با هم سلاما را همه را جمع کنی. السلام علیک.

سفرهٔ معرفت و ادب الهی

آن قسمت آخر که می‌گوید به جمیع السلام قسمت آخرین سلام تو عالمم هجده تاست چه اندازه در آل یاسین؟ آره به جمیع السلام یا به جوامع السلام. اولش که دیگر نوراً علی نور. سلامٌ علی آل یاسین. همشون. سلامٌ علی آل یاسین. اکنون قابل توجه است که حرفا فرمودندد بر اساس آن ح- حدیث نبوی شریف و شیرین مثل عسل از عسل شیرین‌تر که کل تقی و نقی آل. کل تقی و نقی آل. حضرت عالی انشاالله نقاوة دارید. تقوا هم که دارید. به همان نسبت آل پیغمبر حساب میشید و به همان نسبت از صلوات بهره میبرید و از سلام اول آل یاسین بهره‌مندید که سلامٌ علی آل یاسین. اگر این را اطلاقش را به عموم بگیری به همین حدیث بگیری این چنین می‌شود.

بعد یک دفعه میبینی که میگی که خدایا من کار خاصی نکردم چرا این‌قدر لطف تو شامل حال منه؟ اینها میبینی که این صلوات‌ها دارد خودش کار میکنه. شما خودتو در جرگه اهل تقوا قرار دادی. بعد این صلوات به من و شما میرسه. این یک نکته‌ای تبرکاً پیش‌تر گفته شد. بریم سراغ بحث. بحث کشف شهود بود. من خیلی خدا میدونه که چون نیت به اجمال داشتم نه تفصیل میخواستیم رد شیم اما هی میجوشه بالاخره دلم میسوزه چیزهایی خدا بالاخره می‌رویزه رزق شماست. می‌گویم نگم اجحاف کردم. اکنون بالاخره کی گفته هر چهل و هفت نامه را مثلاً ما بیاییم همه را یک دفعه بگوییم و یک دونه نامه را تجزیک تحلیلش کنیم قشنگ اکنون دو تا نامه را بلا یم اکنون خدا چی میخواد. دیگر ما کارایی نیستیم.

داشتم توجه به این قسمتی کردم که در کشف و شهود چون که در آن آیک‌ای که مطلب بحث پیش‌تر گفته شد و علامه به آن ما را متوجه کرده، آیک پنجاه و سه و پنجاه و چهار سوره فصلت بود دیگر. سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ. بعد دیگر از اینجا به بعد این آیک دوم پنجاه و چهار بحث لقاء را شروع می‌کند که ألا بدانید ألا إنهم فی مریک من لقاء ربهم. ألا إنه بكل شيء محيط که لقاء را اجمالا پیش‌تر گفته شد که یعنی همان چشیدن حقایق به یک معنا. لقاء کلمات وجودی نظام هستی. چرا؟ چون که همان‌گونه که عرض شد اینجا- سلام عليكم. سلام عليكم.

تدبر و گشودن قفل دل

در آیک پنجاه و سه می‌فرماید که ما حق را در آینه آیات، در آفاق و انفس حق را، آن نمایاندن مرآت و آینه را که حقه. یعنی تو اصلاً وجودت نمایاندن حقه. من و این کلمات وجودی نسا-نظام هستی فلسفه وجودشون نمایاندن وجود حق است. نمایاندن وجود نور است که نور عین حق و حق عین وجوده. و آنچه که مشهود ماست بر اساس درس اول معرفت نفس از تعلم علیک الرحمه وجود است که مشهود ماست. و این‌ها همه عین همه‌اند. یک حقیقت کلی‌اند به جلوات مختلف. که قراره این کلمات وجودی که تشؤنات حضرت حق‌اند، شؤون و اطوار وجودی حضرت حق‌اند، اضلال‌اند، مجالی‌اند، مرآتن، کلماتی‌اند، آیاتی‌اند حق را نشون بدن. این آیک این را داشت می‌گفت.

وقتی این‌گونه می‌گوید بعد می‌فرماید که توجه دارید ألا کافی نیست که خدا به همه چی شاهده، شهود محضه و شما در محضرید. شما هم در شهودید. شما هم ش باید به شهادت برسید اصلاً. قراره که همه ما به شهادت برسیم. این سری که حاج قاسم می‌گفتش که کسی شهید می‌شود که شهید بوده، شهید زندگی کرده، کسی شهید می‌شود که شهید بوده باشد. یعنی چی؟ یعنی همین دیگر به مقام شهادت یعنی همان شهود. چیز عجیبی نیست. یعنی چی شهود؟ یعنی حق را تو ی. شهود کنی حق را در همه چ هرکیو می‌بینی، هرچهو می‌بینی، همه اشیاء نظام هستی که یکیش منم، یکیش شمایید، یکیش این آسمانه، یکیش این زمینه. این‌ها را نور حق ی که الله نور السماوات والأرض.

وقتی این‌گونه دیدی بعد دیگر این، این‌ها معناش لقاء است. این معناش لقاء است. لذا در آیک بعد تصریح می‌کند که ألا به یک معنا نهیب میزنه إنهم فی مریک قلب مریب. این‌ها در یک شی یک شک و ریبی هستندد. از چی؟ من لقاء ربهم. همان که عند ربهم شهدا در مرتبه شهود میرن میرسن به آن اعلی مرتبه که عند ربهم. ربهم. اینجا می‌فرماید من لقاء ربهم. این‌ها در شک‌اند. چگونه در شک‌اند؟ که ألا دوباره ألا آگاه باشید. إنه بكل شيء محيط. در خصوص اهل جهنم هم می‌فرمود والله من ورائه محيط. و بكل شيء نه ألا. چه فرقی دارد؟ مثلا میگیم که لا یحیطون به علما. ألا علما نمیگی.

عبور از ظاهر به باطن

ما امکان دارد به قول علامه مثلا یک شیی را در دستمون بگیریم دستمون را جمع کنیم این شی در میان پنجه ما قرار می‌گیرد. این دست ما شده علیک، علیک آن شی. ألا. ممنونم از إن الله یا إنه بكل شيء محيط نه ألا کل. وقتی دست بر چیزی غالب شد این علیک. ألا. ألا شی. آن هم در حقیقت محاط شد. اما وقتی میگی بكل یعنی به طارفودش، به اصلاً وجودش. یعنی عین، عین و ربط به حضرت حق می‌شود. مثلا عین آن، عین آن چیز. اینکه میگیم اعیان، عین یعنی این. از این‌ها گرفته شده. عین شما، عین من. از این کلمات فلسفی عرفانی نترسین. اعیان ثابته یا ابی الفضل این چیست دیگر. عین موجودات که اکنون یک صور علمیک‌ای از این موجودات بالاخره در ثغ ذات حضرت حق بود. در مرتبه اهدیک‌ست.

همه این کلمات وجودی نظام هستی در ذات خدا آن صور علمیک‌شون بود. به آنون به آنان می‌گویند اعیان ثابته. یا در ذهن ما اشیایی که در بیرونن، این اعیانی که در بیرونن، در ذهن ما یک صور علمیک‌ای دارند به آن می‌گویند ماهیات. صورت علمیک. سلام عليكم. این‌ها می‌فرماید که بكل شيء شهيد. به جوامع السلام. به در- احسن. به جوامع السلام. به جوامع. اکنون این‌ها را اشاراتی‌ست که اکنون یا به، یاش بشود گفت تنبیحات نه همان اشارات قشنگ‌تره. خیلی این‌ها پر مغزن این مطالب. اکنون ما رد می‌شویم متأسفانه سوادمون کمه، رد می‌شویم. اما واقعاً اشاراتن نه تنبیحات.

بعد اینجا که میرسه وقت شهود را چون علامه به اینجا دیگر اشاره می‌کند که آن‌هایی که عاشق مواقف شهودن به این توجه کنن، به این آیک. ما اینجا بودیم. که اکنون سؤال: چی باعث شهود می‌شود؟ چی باعث شهود می‌شود؟ این خیلی مهمه. این را من داشتم به آن فکر می‌کردم که دوباره نیت کردم امروز هم در این صبح زیبا و بین طلوع این قشنگ هم دو مرتبه به نیت سردار دلها شهید سلیمانی که روز شهادتشه باز یک توقف کوچولویی داشته باشیم در این موقف بعد رد شیم بریم قسمت بعدی نامه. حیفه. چی باعث شهود می‌شود؟ حضرت علامه‌ استاد کل پدر عزیز ما که فرمودی من دلم برای شما می‌سوزه. ما دلمون برای مردم می‌سوزه. چه اندازه ایشان می‌فرمودندد عین این عبارتو. ما دلسوز به حال شماییم.

قرآن و خروج از ظلمت

ما خیر و سعادت شما را می‌خواهیم. اخیرا تو شرح شون درد و دل می‌کردندد. می‌فرمودندد که من میرم بیرون مردم ما را مسخره می‌کننددد. خیلی دل من کباب شد. شیخ ابوعلی سینای عصر حاضر ما بگه من میرم بیرون مردم ما را مسخره می‌کننددد. اما ما دلمون به حال این‌ها می‌سوزه. می‌بینیم این‌ها گناه می‌کننددد دلمون کباب می‌شود. اکنون آدم چ کجا دردشو دارد. بعد ایشان می‌فرمود که تو همین موقف شهود از آن سؤال می‌کنیم شما فرمودید توجه به این آیک کن. ما توجه کردیم. چی باعث شهود می‌شود؟ درست. ما باید به شهود برسیم. حق را در مرآه و مرآت و آینه‌ی وجود کلمات نظام اصلی یم. چی باعث این شهود می‌شود؟ من سؤال می‌کنم از شما دوستان آیا در تاریکی شهود رخ میده؟

طبق آن آیات که پیش‌تر گفته شد از سوره قصص. احسنت. آنجا که بحث شب بود می‌گفت "أَفَلَا تَسْمَعُونَ". آنجایی که بحث روز بود نهار، ضیا، نور می‌فرمود "أَفَلَا تُبْصِرُونَ". پس شهود به بر آننایی میخوره. پس نیاز به نور هست برای شهود. تا اینجا مشخصه کاملاً. تا نور نباشد چه شهودی؟ اکنون یم قرآن در خصوص نور چی می‌فرماید. در آیک‌ی هشت سوره صف می‌فرماید "يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ". این‌ها آن‌قدر اصن بغض همه کفار و مشرکین و منافقین و این‌ها به نور خداست. می‌خواهند نور خدا را خاموش کنن. آن هم با دهانشون. هرچه یاوه گویی می‌کننددد که این نور خاموش شود.

مثل الان چه اندازه تمام رسانه‌های شرقی و غربی و اروپایی و آمریکایی و همه و همه چندین هزار رسانه مشغولن که نور اسلام را خاموش کنن. به قول با، با چیشون؟ به أفواههم. الان تو بحث رسانه این أفواههم خیلی مشهوده. با دهنشون هرچه یا، یاوه گویی می‌کننددد نور اسلام را نور شهدای ما را نور سردار دل‌ها را نور انقلاب و نور ولایت را بخواموشش کنن. چه زیبا که "وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ". خداست که اتمام میده به نورش. به به. "وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ". بدشون بیاید. به درک که بدشون می‌آید. خدا دارد این‌گونه به زبان اکنون خودمونی ماها این‌گونه ما لطیفانه‌اش می‌کنیم که بدشون خدا "وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ". سردارو دیدم تو اینستاگرام این‌ها دارند برمی‌دارند.

حجاب‌های تعلق

بله من الان این کارو نمی‌کننددد که الان برنمی‌دارند. ما آن یک دو، دو سالی که تقریبا مثلا چیز بود کرونا به اوج رسیده بود هیئت یا زهرا اکنون شرق که ما هفتگی می‌رفتیم تعطیل بود تمام برنامه‌هاش. تعطیله نه به معنای کلاً از جهت تجمع تعطیل بود. به هر حال و شیوه نامه‌ها باید رعایت میشد. ما خانه مون دکور میزدیم میشستیم به کوری چشم آن صهیونیست و شو این‌ها لایو به قول خودشان لایو ما میگیم زنده. می‌گرفتیم تو اینستاگرام از خودشان به خودشان می‌گرفتیم. بعد همان اوایل که تا سردار تا شهید شده بود ما عکس بزرگ ایشانو گذاشتیم تو لایومونو شروع کردیم خوندن. صحبت می‌کردیم مثل هیئت صحبت می‌کردیم، می‌خوندیم قشنگ. اولین شبی که ما عکس سردار را گذاشتیم پیج ما را بستن.

پیج ما را اینستا، اینستاگرام لعنتی پیج ما را بست. چرا؟ چون عکس سردار را گذاشته بودیم. "وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ". این‌ها می‌خواهند به أفواههم به دهنشون به همه چیزشون. دهان الان این‌ها رسانه‌ست دیگر. همین اپلیکیشن اینستاگرام دهان این‌هاست. تو هم بکوب تو این دهان. از آن بر علیک خودشان استفاده کن اما با حدودش. چون به شدت محل آلوده مح اصلاًً میدان مینه به تعبیر بنده. اینجور جاها میدان مینه. باید خیلی با حواس جمع رفت جلو. بعد خدا اتمام می‌کند نورش را تا جایی که اکنون این شهید چه کرد که رهبر عزیز ما با اشک و آه و این‌ها بعد از ایشان آمد گفت من از روح شهید سلیمانی تشکر می‌کنم. مقام ولایت بیاید تشکر کنه.

این یعنی همان "وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ" احیا کرد انقلابو نور انقلاب را احیا کرد. و ما خیلی نیاز داریم به این احیا الان مخصوصاً باز نیاز داریم به نظر بنده احیا شدن. همان اکنون آیک بعدی. آیک صد و بیست و دو سوره انعام. "أَوَمَن كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا". و ما براش قرار میدیم نورا. می‌گوید ای کس که مرده بوده "أَوَمَن كَانَ مَيْتًا" ای کس که مرده بوده "فَأَحْيَيْنَاهُ" پس ما او را زنده کردیم. چگونه زنده کردی خدا؟ "وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا" براش نوری را ما قرار دادیم. بعد "يَمْشِي بِهِ". "يَمْشِي بِهِ" یعنی با آن نوره بهی "فِي النَّاسِ" در مردم با آن نور حرکت میکنه.

مبارکیِ کتاب الهی

"كَمَن مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا" یا آیک مثل این ظلمت‌هاست مثل کسی که تو تاریکی حرکت میکنه آن کسی که ما به آن نور دادیم تو مردم حرکت می‌کند، راه میره. یاد خاطره‌ای افتادم که شیخ رجب علی خیات از شیخ عباس قمی می‌گفت که تو جمع کران وایساده بوده تو آن تاریکی‌های قدیم جمع کران بیابونا نگاه می‌کند، میبینه از دور دارد یک، یک چراغیک که انگار چراغ قوه تو دستشه. هی میزنه بر آنن می‌کند، خاموش می‌کند، بر آنن می‌کند، خاموش می‌کند. این می‌گوید من تعجب کردم چرا این هی بر آنن خاموش می‌کند. بر آنن کردی بیا دیگر تو این تاریکی چرا هی بر آنن خاموش می‌کنی چراغ قوه را؟ همه اتصالی دارد.

می‌گوید آمد، آمد نزدیک شد دیدم عه شیخ عباس قمی خودمونه. نزدیک که شد دیدم ایشانه. بعد یک تسبیح دستشه دارد ذکر می‌گوید. متوجه شدم که این دهانشو که باز می‌کند چراغ قوه انگار بر آننه. دهانش که می‌بندد چراغ قوه انگار خاموش می‌شود. توجه کردی این نور، نور اصلاًً همه چی "الله نور السماوات والأرض" به یک معنا همه چی نوره. اما در صورتی که غبار را آینه‌ی وجود من و شما را نگرفته باشد که این نور نتونه منعکس شود. انعکاس نور باید صورت بگیره که ما یم دیگر. آیک‌ی بیست و هشت سوره‌ی حدید. "یؤتكم كفلین من رحمته". عطا می‌کند شما را دو نصیب از رحمتش. دیروز گفتیم آن یدین چی می‌شد؟ اسماء جمال و جلال. کفلین دو تا نصیب از رحمتش.

باز می‌شود شما را نصیب یکی از معانیش این می‌شود. شما را خدا بهره‌مند می‌کند از اسماء جمال و جلالش. "أشد على الكفار رحما بينهم". اصلاًً نمی‌شود به غیر از اینکه این دو تا با هم باشد. نمی‌شود فقط "رحما بينهم" "أشد على الكفار" را ورداری. أشد را ورداری یا أشد باشد رحما را ورداری نمی‌شود. واقعاً مصداق این آیک بود سردار دلها واقعاً. "أشد على الكفار رحما بينهم". آن نمازی که خونده بود بچه آمد گل به آن داد. یادتونه؟ چه شیرین. من خودم اولین بار که آن فیلم را دیدم سردار تو بین آن همه آن سرداران سپاه بزرگان این‌ها بزرگان مملکت آنجان بچه آمده در حال قنوت به سردار گل میده. بعد یک دستشو از قنوت خارج می‌کند گل را از دست بچه می‌گیرد.

کمین شیطان در راه ایمان

بعد از نماز می‌بویک آن را می‌آورد بغلش می‌کند. من خودم گفتم اگر من یک چنین کسوتی داشتم استغفرالله زشته. دوربین دارد می‌گیرد. پ-این پرستیژ نمازو تو حفظ کن. الان می‌گویند این چه آدمی بود که اصلاًً توجه به خدا نداشت؟ توجه که آدم کج فهم این‌گونه نگاه می‌کند به قصه دیگر. آدم این‌گونه به امیرالمؤمنین هم اشکال می‌کند. می‌گوید چگونه توی رکوع نماز آن زکات داد؟ مثلاً انگشترشو به گدا داد. چگونه فهمید مگر غرق خدا نبود و این‌ها؟ حالیش نیست این‌ها دیگر آن‌قدر روحشون بزرگ می‌شود. در حال اتصال به خدا، در حال معلقات به عزه قدسه کنف الناس هم هستند. در مردم هم هستند. غافل از هیچ شعونی نیستن. گفتیم نفس چیست؟ مظهر اسم "يا من لا يشغله شأن عن شأن".

اگر کسی نفسش به سمت کل حرکت کرد، قوی شد، هیچ کدوم از شعون وجودیش از آن یکی غافلش نمی‌کند. بودن برخی که در آن واحد با چند نفر حرف زدن. می‌شود یعنی که امتحان کنید. یک مقدار آدم سهه وجودی پیدا کنه در حالی که دارد یکی و گوش میده صحبتشو به یکی هم دارد حرف می‌زند. یا تا چند نفر وایساد تا اکنون شده این‌گونه تو شلوغی حرف بریزن سرت ع-علی، علی این دارد حرف می‌زند بتونی همه را بشنوی. اگر نفس انسان قوی شد، اصلاًً هیچ شأنی از شأن دیگش غافلش نمی‌کند. و ای البته این معنای خلوصه دیگر. آن‌قدر خالص شده به خدا هر به سمت خدا رفته که سر نماز غرق خداست. اما دل یک بچه را نمی‌شکونه. الله اکبر. چه لطافتی. "رحما بينهم". بعد به آن ابرقدرت قلر پست اکنون چی بگم؟

پوشالیک البته قدرتش به آن می‌گوید که چی؟ من برای تو بستم با آمریکا. سردار دلها به آن می‌گوید برای تو من بستم ملت ایران نمی‌خواهد. هم جمال داشته هم جلال. آفرین. همین بحث اینه. هم جمال داشته هم جلال. "یؤتكم كفلین من رحمته". کفلین تصنیک‌ست دیگر دو تا نصیب. "ويجعل لكم نورا تمشون به". ما برای شما یک نوری قرار میدیم که "تمشون به" با آن نور حرکت کنید. پس نور هست. ما غرق در نوریم. اگر شهود نداریم، من ظلمتم. من غبار را آینه‌ی وجودمو گرفته و الا "الله نور السماوات والأرض". "مثل نوره من مشکاة". آن نور حقیقی آن مطلق را نمی‌توانی ی. مشکات را که می‌توانی ی. مشکات را نگاه کن. مشکات اکنون مثل نور خدا. "مثل نوره من مشکاة". "الله نور السماوات والأرض".

تواضع در برابر نعمت

آن نور مطلقه حضرت حق. "مثل نوره" این مثل نورش می‌شود پیغمبر. مشکات که نور، این نور این چراغ درش قرار می‌گیرد. مشکات آن تاقچه‌ای که چراغ را در آن میذارن، قدیم‌ها به آن می‌گویند مشکات. کمشکات "مثل نوره من مشکاة". مشکات وجود مقدسه حضرت زهرا سلام الله علیکاست. الله. اللهم صل على محمد و آل محمد. که می‌خواستند خاموشش کنن. "والله متم نوره". چه اندازه کشتن. خدا لعنت کنه حجاج را هر وقت دلش می‌گرفت می‌گفت یک محب علی پیدا کنید م. می‌خواست غذا بخوره ملعون یث می‌خواست غذا بخوره می‌گفت جلوی من یک محب علی را پیدا کنید. جلوی من سر ببرید این دست پا می‌زنم هم غذا از گلوم برود پایین. الله اکبر. چه اندازه سادات را لای جرز دیوار گذاشتن.

تو تنه درخت گذاشتن اره کردندد، زنده به گور کردندد. اصلاًً خیلی از ماها ساداتیم بی‌ریم. چون اجداد ما تقیک کردندد برای اینکه حفظ شود جانشون تقیک کردندد. بسیاری از ما ساداتیم. فکر می‌کنی چگونه آن‌قدر عاشق حضرت زهرایی صلوات الله علیکا. البته راه‌هایی هست که آدم این را بفهمه از طریق قوه مثالش، قوه خیالش یا برزخ وجودیش یا به عبارت دیگر خواب و تمثلاتش. نحوه ارتباطش با حضرت صدیقه طاهره صلوات الله علیکا چگونه است؟ اکنون آن بماند. یک بحثی‌ست که بماند. در آیک بیست و دو سوره زمر. "أفمن شرح الله صدره للاسلام". پس آیا کسی که خدآند سینه اش را برای پذیرش اسلام "شرح الله صدره"، شرح سدر به آن داده در پذیرش اسلام.

"فهو على نور من ربه" که، که بنابراین با این نوری که از پروردگارش اخذ کرده در ظلمات بتونه بیرون برود. اکنون این می‌فرماید که "فهو" او که انشراح پیدا کرد، شرح صدر پیدا کرد. "رب شرح لي صدري و یسر لي امري و حلل عقدة من لساني يفقهوا قولي". می‌فرماید که این "فهو على نور من ربه" این نو از یعنی چیست؟ بهره‌ای از نور رب خودش گرفته. یعنی نور تجلی دارد آن به آن. "كل يوم هو في شأن". "هو، هو". "قل هو الله احد". این "هو" آن به آن در تجلیک. اگر الله نور سموات و الارض خدا نوره پس یا نور آسمان و زمینه و "كل يوم هو في شأن" آن "هو" نوره و در هر آنی در تجلیک. پس نور آن به آن در حال تجلیک، در حال شدته. اشتداد وجودی که معناش همینه.

پناه در ولایت فاطمی

اینکه ما شدت وجودی هی داریم پیدا می‌کنیم. شما الانت با همین یک ربع بیست دقیقه پیشت متفاوته. یک ربع بیست دقیقه پیش قبل از اینکه این معارف را بشنوی، این آیات و روایات نور دارند در دل خودشان. قبل از اینکه این‌ها را بشنوی آن‌قدر الان اشتداد وجودی که الان داری آن موقع نداشتی. نورون الا نور شده الان. هی نور دارد می‌آید. چرا؟ چون "كل يوم هو" در هر ظهوری "هو في شأن" او در یک تجلی جدیده. آن شأن را تجلی بگیریم. یعنی دارد هی نور پشت نور میده. متأسفانه اشکال کار ما برمی‌گرده به اینکه این نورها را نگه نمی‌داریم، خرج می‌کنیم. از بهجت پرسیدن شما چگونه به این مقام و مرتبت رسیدی بالاخره؟ مجسمه توحید و این عظمت و. یگانه دهر ما بود دیگر ایشان.

یگانه سرمدی نبود اما ده-دهر بود. در ایشان فرمودندد که اکنون آن‌قدر تواضع داشتن از خودشان نگفتندد از قول استادشون و ایشانم از قول استادشون. استاد ایشان مرحوم ی کمپانی بودن دیگر. ی قاضی، ی کمپانی این‌ها. بعد فرمودندد که از قول استادشون فرمودندد که من از بچگی هرچه که نور جمع کردم نور. یک تسبيح حضرت زهرا غرق نورت می‌کند. اگر با توجه بگی توجه عرفانی. این نورو حفظ کردم، نگهش داشتم. اما شما خرجش می‌کنید. تا از در حسینیک رفتید بیرون تمام. با یک نگاه، با یک زبان بیکوده فحش. استغفرالله! در شان شماها نیست. یک حرف بی‌مورد، یک غیبت، یک استماع، بالاخره لمس گناه، مس گناه. اینها تمام. نور رفت. هنر اینه که این را حفظ کنیم.

در آیک نوزده سوره حدید "لهم أجرهم و نورهم" می‌گوید برای اهل ایمان آنچه که برای اهل ایمان ماندنیک "أجرهم" یکی آن پاداش و اجرشونه. چون "أليس الإنسان إلا ما سعى" دیگر. برای انسان هیچی نیست جز سعیش. اکنون که سعی کرد همانم براش هست. جزا نفس عمله. همان عملی که انجام داد جزاشه. که این خودش یک بحث مف-مفصلیک. در یکی از اصول بنا به معرفت نفس علامه در کتاب شریف انسان در عرف عرفانش غوغا کرده آنجا علامه در یکی از آن اصول. که اصلاًً جزا دنبال پاداش و جزای الهی هستی. نفس عمله. همین عملی که انجام دادی جزای خداست. چطور خیلی‌ها اجازه ندارند انجام بدن؟ همین عمل تو عین نوره. می‌فرماید این آیک‌ش. "لهم أجرهم و نورهم". برای اینها چیزی که می‌ماند اجر و نورشونه.

قرآن و صورت انسان کامل

اجرشون عین نوره. نور عین اجره. چون اتصال وجود شدت پیدا کرده نور در وجودشون یعنی چی؟ یعنی قرب پیدا کردندد. یعنی چی؟ یعنی ولایت گرفتندد. یعنی چی؟ یعنی تجلی خدا در او شدت گرفته. اشتداد وجودی معناش اینه. یعنی به نور نزدیک شده. قرب معناش اینه دیگر. همان معنای ولایته. معنای علمه. هرچه علمت، معرفتت بیشتر می‌شود "العلم النور یغرفہ الله في قلب من يشاء" هی به آن حضرت حق مصدر فیض، آن فیاض علی الاطلاق نزدیک میشی. با هر نماز اگر توجه، توجه، توجه، توجه عرفانی همراه کوچک‌ترین اصلاًً فکر تو باشد. هیچ زبانت هم تکون نخورده فقط تفکر عرفانی داشتی. نور پاچیده در وجودت نور دارد تجلی می‌کند. اشتداد وجودی، شدت نور.

بعد اینجا چون ما الان در نشئه ای قرار گرفتیم که نور و ظلمت با هم مشوبن، قاطین. لذا ما خیلی این‌ها را متوجه نمی‌شویم وقتی به محض اینکه پرده برود کنار اه به آنجا تازه نورها مشخص می‌شود. آنجا اصلاً می‌شود گفت به یک معنا رخ نمایی است. رخ نمایی انواره. هر کسی از نورش شناخته می‌شود. هر کی نور بیشتر دارد، تجلیش بیشتره و هر کی تجلیش بیشتره به حضرت زهرا نزدیک تره. چون آن ایشان کی بود؟ از زهرا. از زهرا یعنی شدت نور که حدیث هم داریم می‌گوید وقتی خانم در محراب عبادت قرار می‌گرفت، تمام شهر مدینه بر آنن میشد. یک نور و یک بر آننایی خاصی مردم میدیدن و می‌آمدند به پیغمبر می‌گفتنددد.

فرمودنددد که رسول الله فرمودنددد هم اکنون فی الواقع دخترم فاطمه در محراب نماز ایستاده. الله اکبر. بله. در آیک هشت سوره تحریم. "یقولون ربنا" یکی از صفات مؤمنی اینه دعاست. یکم شد شب اول پیرامون صبح اول پیرامون دعا صحبت کردیم. "یقولون" احساس کردی وجودت، وجودتو ظلمت گرفته؟ بسم الله این دعا "ربنا اتمم لنا نورا" یا نورنا "اتمم لنا نورنا" خدایا تمام کن نور را برای ما. اتمم. به نحو اتم نور کجاست؟ نزد حضرت زهرا است. به نحو اتم نزد حضرت زهرا است. و آن "الله نور السماوات والارض" اکنون وقتمون هم گذشت. آن خدا بعد تو هم آیک نور که خیلی امام رضا به شما رمزی را چی بگم؟ سری را بگم در این صبح قشنگ. امام رضا خیلی علاقه به این آیک دارد.

سفرهٔ معرفت و ادب الهی

رفتی حرمش از این آیک غافل نباش. آیک نور. با توجه که اگر ماه قمری به جمعه شروع شد، آن ماه غرق نور مهدی فاطمه است به عدد حضرت دویست و پنجاه و شش سال دویست و پنجاه و شششون به دنیا آمدند این آیک نور را بخون چگونه غرق نورت میکنن. نه این‌گونه نبود. هر وقت رفتی حرم امام رضا انشاالله توفیق بود چهارصد بار این آیک را در حرم خیلی امام رضا دوست دارد این آیک را حقیقت این آیک را که خودشانم تو آن قسمت لا شرقیة که پدرشونه و لا غربی که خودشانه آنجا پنهانن. اختفاء وجودی دارند. برای البته دیگران پنهان نیستن. برای من بیچاره پنهانن. تو این آیک می‌گویم اختفاء. بعد آنجا که میفرم تو همین آیک چی میفرماید؟ آخرش "یکدی الله لنوره من یشاء". به به، به.

پس بالخطاب بحث امروز ما. این مقدار نور چگونه است که ما به شهود نمی‌رسیم؟ اصلاً نفس ناطقه ما آیا مجرد هست یا نه؟ در سیر فلسفه و حکمت اثبات می‌شود. بیش از بیست دلیل حضرت علامه حسن زاده آورده بر تجرد نفس ناطقه یعنی مجرده یعنی فارغ از عالم ماده است نفس ناطقه انسان. یعنی مربوط به عالم ملکوته. خلاصه‌اش اینه. چگونه است که من مربوط به عالم ملکوتم و بی‌ر از ملکوت؟ چگونه است که یکی چشمش به ملکوت باز می‌شود درک ملکوتیش عمیق می‌شود می‌گویند بابا این نیز دیوونه شده ول کن بابا. اصلاً برعکس شده. مثل اینکه یکی سالمه همه تعجب کنن. عه تو سالمی؟ عجب! چگونه است که تو سالمی؟ اصلاً بنای خلقت اینه که بر اساس اسم السلام خدا همه سالم باشن.

یکی مریض می‌شود باید تعجب کرد. الان این‌گونه شده یکی آدم خوبیک همه تعجب می‌کنندددد. آن‌قدر گناه در گناه آمده این‌گونه شده و این مقدار نور چرا ما کشف و شهود نداریم؟ چرا پیغمبر اصلاً این حرفا را الان می‌زنی متهم میشی. آن‌قدر که البته سوء استفاده شد. ولی اول اوایل انقلاب مثل صدر اسلام بود. پیغمبر میومد مسجد حلم مبشرات. بگویید م بعد یک روز دو روز نه ها. کار هر روز پیغمبر بوده. در تاریخ نقل می‌کنم. مثل اینکه الان ما اینجا بشینیم. بفرما م علی، حسن، حسین، شما دیشب مبشرات یعنی آن تمثلات در عالم خواب و مکاشفات چگونه بود؟ چی دیدی؟ بگو م امام زمانو دیدی؟ مثلا بعد الان ای بابا دکان بازار راه افتاد. معلکه گیری شروع شد. اصلاً نفس ناطقه برای اینه.

تدبر و گشودن قفل دل

چرا ما مریضیم؟ چرا این‌گونهم؟ نمی‌شود این حرفا زد. بزنی متهم. که دهن‌هام بسته است به جهت اینکه سوء استفاده نشه. چه کنیم؟ اگر کسی این‌گونه نیست باید تعجب کنه. "یکدی الله" اینجا فرود بیاریم بحثو بریم تو مناجات. "یکدی الله لنوره من یشاء" هرکی را خدا بخواد هدایتش میکنه با چی؟ با نورش. در شأن این قسمت از آیک نور بسیار روایات داریم که بزرگان در مجامع روایتمون آوردن. این نوری که هرکسو خدا بخواد هدایت کنه با آن نور هدایتش میکنه کسی نیست جز حضرت بقیت الله الاعظم. سلام الله علیک. یعنی خدا با این نور هدایت میکنه.

اگر عاشق امام عصتی به نسبت هبی که به این داری به نسبت گرایشی که به این داری، علقه قلبی که داری که قلبی لقلبکم سلم در زیارت اربعین میگی قلبم قلب حوزه تعلقاته به قلب شما متصل اتصال دائمی سلم. این به میزان اینی که شما نسبت به این حالت که نسبت به امام عصر داری در هدایتی بر اساس این آیک. اکنون دیگر هر خودش، هرکی خودشو بسنجه. به نظر شما الان جز به محبت امام عصر ما اینجایین؟ تعارف که نداریم که. چی اینجا به ما میدن؟ این وقت صبح الان باید می‌گوید شیرین‌ترین وقت خوابم الانه. عجیبه. این نیز یکی از امتحانات الهیک. خیلی شیرینه خواب بین الطلوعه. و هنر میخواد مقاومت کردندد. یک عشق برتر میخواد که جلوی آن را بگیری پاشی بیای.

جلوی در یکی بهت می‌گفت برای چی آمدی؟ بعضی از این پیرمردها من دیدم مثلا با سختی میان عصا به دست به سختی اصن راه میخواد بگه که دستشو بگیره. تو این دلش مثلا اوله که هنوز هوا بر آنن نشده. چگونه می‌آید؟ به عشق حضرت زهرا. جز این نیست. به عشق امام عصر. چه اندازه نعت بخوندی. أين الحسن؟ أين الحسين؟ أين أبناء الحسين؟ أين بقية الله؟ بعد اکنون سر سفره چون محرم سفره عام خداست. بار عامه به قول بزرگان. فاطمیک بار خاصه. این‌گونه نیست که همه را اجازه بدن بیان سر سفره حضرت زهرا. به محرم معذرت می‌خواهم این‌گونه بگم. خدا منو ببخشه. الباس‌هاشون را میبینی میان دهنشونو میشورن دیگر کثافت کاری نمیکنن. پا می‌شوند میان تو مجلس. بار عامه.

عبور از ظاهر به باطن

میان مجلس عزاداری حضرت زهرا این‌گونه نیستا. یعنی عز نیست. عز. تا عز نباشد حواسمون باشد چی دارم عرض میکنم. این نه برخی می‌گویند آه آن تجلی که نسبت به امام حسین در نظام هستی پیش می‌آید پس حتما امام حسین بالاتر. نه خیر. قصه آن خواص و خصوصه. اختصاصه. بار خاصه فاطمیک. نمی‌شود شرکت کرد اگر طهارت نباشد. یعنی نمیذارن. اکنون که آمدی یک چیزی بوده قدر بدونیم. دست امام عصرمون را ببوسیم. دامن چادر خاکی مادرمون را بگیریم به سر و رومون بکشیم و تشکر کنیم از اینکه امروز عز دادندد. عز دادندد سر سفره حضرت زهرا باشیم. میمی‌رویم زیر خاک می‌رویم آرزومون می‌شود یک بار فقط یک بار، یک آن بیایم تو مجلس حضرت زهرا یک بار فقط بگوییم یا زهرا. بله یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.