ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایکا نعبد و ایکا نستعین.

الحمد لله على کل نعمته و اسال الله من فضله.

اللهم صل و سلم و زد و بارک على صاحب الدعوة النبوية و الثقلة الحیدریة و العصمة الفاطمیة و الحلم الحسنیة و الشجاعة الحسینية و العبادة السجادية و المآثر الباقریة و الآثار الجعفرية و العلوم الكاظمية و الحجج الرضوية و الجود التقیة و النقاوة النقویة و الهیبة العسکریة و الغیبة الالهیة.

اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و شیعته و المستشهدین بین یدیه.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

ان شاء الله که در این صبح زیبای بهشتی بین طلوعین از ساعات بهشت آقامون امام زمان سلام الله علیه سلامت باشن و خدا غم از دل آقامون برداره و هر کجا تشریف دارن از سائل جمع ما رو دعا کنن.

صلواتی هدیه بفرمایید.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجه.

ورود میکنیم به ادامه بحثمون در نامه اول نامه ها و نامه ها بر نامه های حضرت استاد علامه حسن زاده نکاتی رو تبرکاً عرض کردیم و البته در جلسه دیشب دریا زهرای شرق در همین ادامه همین بحث رسیدیم به اونجایی که علامه می فرمایند اگر عاشق مواقف شهودی این آیه رو مورد تذکر قرار میدن که اولا يكفي بربك انه على كل شيء شهيد.

این شهود رو چون اونجا می فرماید اگر عاشق مواقف شهودی بعد می فرماید اونچه که اون کسی که بر همه مواقف شهوده است، شاهد است بر همه چیز على كل شيء بر همه اشیاء که ان الله کل الاشیاء بر همه اشیاء شهود محض دارد.

اولا يكفي بربك پروردگار خودته.

یعنی تو اگر توجه کنی سر در گريبان فرو ببری، چشم بصر ببندی سر در گريبان فرو ببری در خودت غور کنی از اون رب خودت که اون حسه وجودی و کانال ارتباطی تو جدول وجودی توست که ارتباط با دریای بیکران وجود گرفته است و، و وجود هم اون آب حقیقت مایه اون وجود یک وجود و یک حقیقت بیست بیش نیست که بسيط الحقیقه است و ذو مراتب البته در سه عبوظیح یه مرتبش شما حضرت عالی هستی، یک مرتبه دیگریست، یک مرتبه دیگریست.

اینو وقتی دقت میکنی میبینی خدا بر خدای منان است که خداست که خدایی می‌کند و بر همه این اشیاء شاهد است.

میگه آیا همین برای تو کافی نیست؟

که بعد این البته آیه سوره فصلت آیه پنجاه و چهارم هست که بعد این میزنه به بعد آیه بعدش رو دیگه اینجا علامه ذکر نشدن.

منتها بعد میزنه به بحث لقاء الله.

بحث لقاء الله که اینا چگونه که در شکوه‌ایی بنز لقاء الله در حالی که اگر سر در گريبان فرو ببرن سلام علیکم و رحمة الله.

و ليَتَلَطَّف عبارت قرآنیه عبارت قلب قرآنی اونکه میگن قلب قرآن از حیث عبارتی از حیث سوره یاسین و علیکم السلام.

از حیث عبارت لفظی که قلب قرآنه دقیقا وسط قرآنه و ليَتَلَطَّف تلطیف سر اگر کسی کرد میبینه که خدای منان رو همه جا میبینه شاهد بر همه میبینه.

هو اون هو معکم أينما كنتم فإذا رفعتمو ايديكم بالتسبيح غدا عليكم طعام من سمائكم.

به اینجا میرسه.

بنده وقتی به اینجا رسید می آرمد.

بعد اونجا دیگه میگه اگه عاشقی الان میفرماید اگر عاشقی بر چی؟

بر مواقف شهود.

تو هم میخوای برسی به این شهود؟

بسم الله توجه به این آیه داشته باش.

یعنی چی خلاصش که دیشب هم ما مقصود بحث کردیم نسبتاً؟

یعنی اینکه اگر توحیدت درست بشه تو هم شاهد میشی.

تو هم شهید میشی.

و المستشهدین بین یدیه که میگی سرش تو اون بین یدیه.

والمستشهدین هم مقام شهوده دیگه.

شهادت مقام شهوده.

یا تو تشهد.

اشهد ان شهادت میدم.

اشهد ان محمدا عبده و رسوله.

اللهم صل علی محمد و آله.

این مقام شهوده که باید بهش برسیم.

یعنی نماز ببینید از احدیت شروع میشه.

قل هو الله احد از احدیت شروع میشه که اون مرتبه از شود، اِمم مادون ذات هست که البته به اعتبار ذات حضرت حق که مادون اون میشود کثرت، میشود مقام قلب، میشود مقام واحدیت و این همه کثرت یعنی مادون اون م-مقام احدیت حضرت حق که روح ما از اونجاست اتصال روح ما از اونجاست.

دیگه ذیل اون میشه واحدیت.

نماز شما از مرتبه احدیت شروع میشه میاد رفته، رفته، رفته به واحدیت ختم میشه که میگی و اشهد اول تشهد چی میگی؟

اشهد ان لا اله الا الله وحده، وحده لا شريك له.

این واحدیته.

باز میبینی که تا بحث واحدیت میشه یعنی شما رفتی حواست به اون مرتبه احدیت وجود خودتم تو نماز بوده عروج کردی لذا معراج دیگه به اون عوالم مافوق توجه کردی.

این توجه خیلی مهمه.

من مخصوصا کلمه توجه رو استفاده میکنم.

توجه کنی.

بعد میبینی که نه مقام روحت قشنگ خودت در محضر خودت هستی، مقام روحت در محضر و تو حاضری از اونجا این حضور وقتی پیش اومد از پس توجه اصلاً خودت خودت رو میبینی.

بعضیا در حین نماز یه مقدار کار کنن رو خودشون، خودشون بر خودشون واقف‌اند.

خودشون بر خودشون شاهدند و خودشون نماز خودشون رو از ابتدا تا انتها میبینن، می‌چشن، میخورن، نماز رو میخورن.

گاهی اوقات ما میگیم آقا اینو یه چقدر مزه کرد، چه شیرین بود.

خوردم اصلاً این اذان و این صلوات و این یعنی چی؟

این چشید و حتی مرگ رو قراره تو بچشی.

کل نفس، کل نفس ذائقه الموت.

همه نفوس می‌چشن مرگ رو.

نه اینکه میمیرن، می‌چشن مرگ رو.

یه چشیدنه.

خب بعد اونجا میای تو نماز وقتی چشیدی این حقایق رو یعنی به شهود این حقایق رسیدی رفته، رفته میبینی آخر نماز ختم میشه به واحدیت.

یه دفعه میبینی عه آقا تو الان تا الان داشتی با خدا حرف میزدی.

ها؟

غرق در توحید بودی.

مرتبه احدیت بود که همه این کثرات مستهلک اونه در اونه.

یه دفعه میگی السلام علیک یا السلام علیک ایها النبي ورحمة الله.

این نبي مقامش کجا بود پیغمبر؟

پیغمبر مادون ذات، مادون مرتبه احدیت، واحدیت بود دیگه.

واحدیت اول مقام کثرت است.

برزخ بین باطن و ظاهر است و قلب، مقام قلبه.

قلب قرآن چی بود؟

یاسین.

دیگه اینجا مقام پیغمبره.

لذا تا نماز داره به مرتبه احدیت ختم میشه اول او رو سلام میدی، او رو میبینی.

السلام علیک ایها النبي.

علیک یعنی م-مقام مخاطبت دیگه.

نمیگی السلام علی.

علیک.

علیه نمیگی.

یعنی الان حضور داری در محضر پیغمبر.

اینو باید توجه بشه.

بعد نمازت چقدر شیرین میشه.

اینکه آقای بهجت آخر نمازش آه میکشید به سلام و تشهد و سلام می‌رسید اینا رو می‌چشید و میدید که داره فارغ میشه از اون مقام، از اون معراج آه میکشید.

بعد دو مرتبه السلام علینا بیشتر کثر-- بیشتر ورود میکنی به کثرت، به واحدیت.

السلام علینا و علی عباد الله الصالحین.

همه، همه، همه، همه.

هر کی هر جا صالحه سلام ما به اونم برسه.

توجه به مقام واحدیت.

اما همه از کجا شروع شده؟

از همون احدیت، از احدیت شروع شده.

الله اکبر اصلاً با همینم شروع میشه.

بعد حالا این اکبر، اگر بگیم خدا بزرگتر از همه است که غلط است.

این باز در مقام کثرت دیدی چون خدا رو مقایسه کردی با دیگر اشیا.

اما امام صادق فرمود الله اکبر و من ای یصف اصلاً غیر قابل وسعه میشه احدیت.

اصلاً با احدیت شروع میشه نماز به واحدیت ختم میشه.

السلام علیکُم.

دیگه کُم جمع دیگه بر همه چی.

حالا به چی شد؟

الان به چی سلام دادی؟

به کی سلام دادی؟

این همه چندین سال نماز خوندی آخر نماز این مخاطب کُم شما کیه؟

کیان؟

جمع ام بستی؟

بفرما ببینم.

السلام علیکُم.

به کی داری سلام میدی؟

این کُم به کی برمیگرده؟

به تمام اشیا، به همه عوالم هستی که یکیش خودتی.

باز به خودتم داری سلام میدی.

البته صدر و ذیل ذو مراتب.

اینا باید حفظ بشن دیگه.

سعة و ضيق.

خب؟

اینجا اول از همه امام عصر تو سلام میدی اون علیکُم برمیگرده اگر مراتب رو حفظ کنی اونجا دیگه باید انقدر وجودت وسعت گرفته باشه بتونی در آنی همه اینا حضور خودت رو حاضر ببینی در محضر طوری که همه این اشیا رو در آن واحد وجود تو انقدر وسعت بگیره بتونه سلام بده.

دیگه بستگی داره.

بعضیا زورشون نمیرسه وقتی فقط دارن میگن علیکم به امام عصرشون توجه دارن دیگه نمیتونن توجه به اهل بیت و انبیا دیگه داشته باشن.

به صورت که آ-- علامه حسن زاده علیه الرحمه میگه من توی این سلام آخر نمازم نه امام عصرم، نه اهل بیت و پیغمبر، نه انبیا همه و همه، بلکه انبیا دوره‌های قبل رو هم مدنظر میگیرم به اون‌ها هم و دوره‌های بعد رو علیکم السلام به اون‌ها هم سلام میدم.

یعنی چی دوره‌های بعد؟

رساله رزق و فزق اینو باید بخونی.

ایشونو باید بخونی تا متوجه بشی که بر اساس همون رزق و فزق و دحل الارض و اینها که هر دوره به دوره [مکث]، دوره به دوره هی آب اومده زمین رو گرفته در دوره‌های دَور مختلف و متعددی که انسان‌ها اومدن رو زمین زندگی کردن.

ما الان تو یکی از این ادوار هستیم که بعد علامه حساب می‌کنه که صد و هشتاد و شش هزار سال بعد دو مرتبه همه-- ایشون از نظر حالا محاسبات نجومی و هی-- بحث علم هیت و اینا میگه یه همچین سالی حدودا بعد صد و هشتاد و شش هزار سال بعد دو مرتبه کل زمین رو آب می‌گیره.

یعنی قیامت این دوره از زمین رخ میده.

همه همینجوری آب می‌گیره.

بعد حالا چقدر طول بکشه؟

چند هزار سال؟

چند میلیون سال؟

ما بی‌خبریم بشه دوباره دحل الارض از زیر.

حالا در دوره ما از زیر خونه خدا این اتفاق افتاده.

خشکی یهو خودشو نشون داده، آب فروکش کرده، خشکی شروع شده.

دحل الارض از زیر کعبه کشیده شده.

دحل کشیده شده.

الارض و ما دحاها کشیده شد.

بعد یواش یواش دو مرتبه دوره جدید خلقت، انسان‌های جدید، آدم جدید که از امام صادق صلی الله علیه پرسیدن آقا آیا قبل از اون آدمی که ما می‌گیم آدمی بود؟

فرمود بله.

گفت قبل از اون آدم چی؟

فرمود بله.

گفت قبل از اون یکی آدم سومی که می‌گیم فرمود صبر کن، تو همینطوری تا قیام قیامت هم بپرسی من میگم آدم بود و آدم و بعد از این هم آدم داریم و آدم.

ما فکر کردیم که حالا منم و یه زمین و یه آسمون و حالا خدا رو هم بگردم هر جا پیداش کنم [خنده].

علیکم السلام.

اینکه شرکه که.

خداست و داره خدایی می‌کنه.

اینام همه تجلیات حقن.

ظهور و بروز و شؤون حقن.

معا-- مرآه و کلمات و مجالی حضرت حقن.

کل یوم هو فی شأن.

هو، هو فی شأن.

یوم و بگیرید ظرف ظهور یعنی در هر ظهوری هو فی شأن.

خدا در هر ظهوری در شأن جدیدیه.

یعنی تو در آن به آن خدا، خدا داره ظهور می‌کنه شمایی.

آن به آن.

هو فی شأن.

آن به آن در شما آقای علی آقا.

حضرت حق در یک شأن جدید در به هیئت و کسوت شما.

خداست داره ظهور می‌کنه.

شما عین ظهور حضرت hakنی.

اصلا کسی وجود نداره جز وجود حضرت حق.

هرچه هست دیشب بحث ما اینجا ختم شد.

تو یازده راه شرق که بر همین اولم یکفی بربك [مکث].

الله-- ببخشید انه علی كل شيء شهيد.

به مقام شهود گرفتیم اینو.

یعنی اینطوری میشی.

به جایی می‌رسی که همه چیو حق می‌بینی.

که سناریحم آیاتنا فی في الآفاق نظام آفاقی و فی أنفسهم ما نشون خواهیم داد به شما آیات خودمون رو در نظام آفاقی و جان‌هاشون حتی یتبین لهم تا براشون آشکار بشه که چی؟

انه الحق.

بعد این آیه است ادامه.

اولم یکفی بربك [مکث].

انه علی كل شيء شهيد.

توجه کردید؟

خدا آن به آن در یک شأن جدیدیست.

یک لباس جدیدی می‌پوشاند بر آن به آن بر همه اشیا.

در تجلی جدیده.

یعنی خدا داره ظهور می‌کنه.

خدا داره تجلی می‌کنه.

با این شؤون حضرت حقم یکشم شمایی.

وقتی اینطوری نگاه می‌کنی واقف میشی به مقاف-- مقام شهود.

کجا بودیم؟

حضرت علامه می‌فرمود اون دوره‌های بعدی هم چقدره؟

نمی‌دونیم.

لا یتناهیه دیگه دوره پشت دوره.

خداست و خدایی می‌کنه.

خداست و تجلی می‌کنه.

آن به آن تجلی می‌کنه.

کل اگر کل یعنی همه چی دیگه.

کل یوم هو فی شأن.

یوم یعنی ظهور.

یوم ظهوره دیگه.

شما حالا خورشید داره طلوع می‌کنه رفته رفته ظهور رخ میده.

کل یوم هو اون هو که قل هو الله احد بهت تعلیم داده بگو اون فی شأن در یک شأن جدیده.

آن به آن هم.

توجه کردید؟

حالا ا اونجا پس همینطوری آدم خواهد آمد پشت آدم.

علامه فرمود من تو اون سلام آخرم همه انبیا دوره‌های قبلی و بعدی رو هم در نظر می‌گیرم.

صِعه وجودی رو ببین.

به همه اونا سلام میدم.

ببین چه سلامی میشه.

چه نمازی میشه.

حالا امتحان کنید از این به بعد اون سلامتون رو با یه توجه خاص‌تری بگید.

ببینید می‌تونید در ظرف وجودیتون همه اینا رو حاضر ببینید.

هنره ظرف باید خیلی بزرگ باشه.

الان من وقتی متوجه شمام دیگه نمی‌تونم متوجه این اطرافیان شما باشم.

متوجه شما، اصلا توجه‌ام از دیگران برداشته می‌شه.

الان شما تو قوه خیالت وقتی به یک چیزی توجه کنی مثلاً به مادر توجه کنی، یاد مادر کردی.

اونایی که ندارن خدا رحمتشون کنه.

یاد مادر کردی، خب الان مقام-- مادر در قوه خیال تو حاضر شد.

داری می‌بینیش.

در قوه خیالت عالم مثال‌ات مادر هست الان می‌بینیش.

یک آن یاد پدر می‌کنی.

منصرف شد فکر تو از مادر.

دیگه وقتی توجه به پدر کردی این قدرت رو نداری که در آن واحد هر دو رو حاضر ببینی.

این ضعیف بودن وجود ماست.

اما نه، یه کسی بتونه هر دو رو حاضر ببینه، به هر دو توجه کنه به مقام شهود که رسیده یعنی این.

شاهد بر همه.

نه همه رو، اصلاً کثرات رو، همه رو حاضر ببینه.

یعنی هر، هرچی صِعِ وجودی میری بالاتر.

که مثلا اون طرف از علما بود رفت حرم علی ابن موسی الرضا علیه مص ibrah السلام گفت آقا چجوری آخه شما هرکیو نگاه می‌کنم داره به زبون خودش با شما صحبت می‌کنه، درد و دل میگه.

ها؟

جوابش رو بده.

حاج شما چجوری جواب همه رو میدی؟

یا من لا يشغله شأن عن شأن.

این دیگه می‌رسه به این مقام.

یکی از شؤون نفسه.

اصلاً نفس ما مظهر یا من لا يشغله شأن عن شأن.

اگر نفست رو درست حفظش کنی و نذاری آلوده بشه به این سمت میره.

هیچ شأنی از شأن دیگه غافلش نمی‌کنه.

همین الان البته این هست.

ما ضعیفش کردیم و الا الان شما بفرما ببینم.

یه شأن نفس شما دیدن هست یا نه؟

یه شأن نفس شما شنیدن هست یا نه؟

یه شأن نفس شما قوه مثلا هاضمه، دافعه، ماسکه، جاذبه.

همه این‌ها قوای تفکرت، عقلت، خیال.

آیا همین الان همه این‌ها در کار نیستن؟

[مکث] خب همه هستن که.

یعنی شأن، یعنی نفس شما از هیچکدوم از این‌ها غافل نیست.

داره همه رو انجام میده.

اینم یک معناست.

حالا اونجا به امام رضا این سؤالو که کرد آقا چجوری-- چگونه جواب داد؟

میگه حالا اینطوری به، به شهود جواب داد.

شهود، نه شنود.

یعنی نشنید.

یه دفعه دید.

اینجا علامه چی می‌فرماید؟

اگر عاشق مواقف شهودی اشهد ان لا اله الا الله.

اگر مقام شهودی اولم يكفي بربك انه على كل شيء شهيد.

توجه نداری به این آیه؟

تو هم می‌تونی به این مقام برسی.

تو هم یکی از شؤون حق‌ای.

امام رضا به شهود بهش نشون داد.

چی شد؟

یهو به قول ماها چشم دلش باز شد.

نگاه کرد دید بغل هر زائری یه امام رضاست [مکث] و داره درد و دلای این بابا رو می‌شنوه، این خانمو می‌شنوه.

این یه شهوده.

[مکث] توجه کردی چی شد؟

وقتی به اون نفس کل رسیدی اینطوری می‌شه.

حالا تو سلامه.

حالا کسی رو شما تصور کنید که بتونه قوه خیالش انقدر قوی بکنه که در آن واحد بتونه که همه کلمات وجودی نظام هستی رو توجه داشته باشه.

حالا که اگر اینو حالا که تا اینجا رسیدیم بذارید یه ذره پیش بریم.

قشنگه.

خوب شد.

اگر حالا که بین الطلوع اینا حرفایم طلایی باید باشه دیگه.

اگر شما، ما گفتیم ما ضعیف هستیم، صِعِ، صِعِ ما خیلی زیاد نیست.

لذا یک وجود رو، دو وجود رو، دو شخص رو، دو فرد رو، دو حقیقت رو، دو کلمه رو می‌تونیم مثلاً فوقش حاضر کنیم در قوه خیالمون، در وجودمون متوجه او باشیم.

که اگر توجهمون رو یک آن از اون یک چیز یا دو چیز برداریم می‌بینید نیست، محو شد.

یمحو الله، یمحو الله.

خدا محوش می‌کنه.

درسته؟

البته یثبت هم داریم.

ما یشاء هر چیزی که بخواد.

تو هم که یکی از مظاهر اویی و هرچی که مرتبه الهی چون یمحو الله ما یشاء و یثبت.

الله یمح می‌کنه و اثبات می‌کنه.

هرچی الهیت وجود تو که مرتبه قلبتو قوی‌تر باشه، تو محو اثباتت اینجا خیلی قوی می‌شه.

اون چیزی که نمی‌خوای محوش می‌کنی، اونی که می‌خوای اثباتش می‌کنی.

اینم یه نکته بماند.

بگذریم بریم جلو.

شما فرض کنید یه شخصی رو، اینجا رو خوب توجه کنید خواهر برادر.

مثال خیلی واضح بود دیگه.

تو قوه خیال ما مثلا یک، یه متوجه مادر می‌شیم، پدر رفت، محو شد.

متوجه پدر می‌شیم، مادر محو شد.

شما تصور کنید، فرض کنید یه کسی، یه عزیزی باشه چنان صِعِ وجودی پیدا کند که بتواند تمام کلمات وجودی نظام هستی را توجه کند و حاضر باشن همه.

که اگر یک آن توجهش رو از این‌ها برداره محو شدن، نیستن، نابود شدن، دیگه حاضر نیستن.

خب؟

با مثالی که زدیم الان درست شد؟

یه نفر انقدر صِعِ وجودی کنه، داشته باشه که تمام کلمات و عوالم هستی، اصلاً ماسوی الله رو بتونه حاضر کنه در آن واحد و به همه متوجه باشه که اگر توجهش رو از این و از این‌ها برداره همه فانی می‌شن.

آب بریز.

درست شد؟

حالا اون شخص اگر چنین فرض کنیم یه همچین عزیزی باشه حالا بیا بچسبونش به حجت خدا.

ما در خصوص حجت خدا چی میگیم؟

"لولل حجه لساخت الارض باهلها" اگر حجت نباشد زمین همه رو میبلعه.

یعنی همون فنا.

اصلا اینا دیگه محو-- اصلا نیستن.

فنا رخ میده.

"ويبقى وجه ربك ذو الجلال والاكرام." "كل من عليها فان ويبقى وجه ربك ذو الجلال والاكرام." همه چی فانی میشه.

کی توجهش شد نگه داشته که همه هستن؟

همون آقایی که فرض کردیم توجه داره به همه کلمات هستی اونا حاضرن، هستن.

که اگر یک آن توجهش رو از این کلمات وجودی نظام هستی ماسى الله برداره، همه فانی‌اند.

"كل من عليها فان ويبقى وجه ربك ذو الجلال والاكرام." هر کسی که شناگر در وجه خداست، اون باقیه.

بقیه فانی‌اند.

وجه خدا کیه؟

"این وجه الله الذي یتوجه الیه الاولیاء" تو نوبه می‌خونیم.

اون وجه خدا کیه که همه شناگر در او هستن؟

همه غرق در او هستن.

همه شأنی از شؤون و وجود و جزئی از او هستن که او متوجه این اشیا و اسماء و از این متوجه به این کلمات نظام هستی‌ست که یکیش تو هستی، که برقراری، که فانی نیستی، که باقی هستی، که هستی، حاضری.

توجه کیه؟

وجه الله.

"این وجه الله الذي الیه یتوجه الاولیاء" اون کی بوده؟

حضرت بقیة الله الاعظم.

اوست که توجه دارد به همه که حاضری.

و الا "لساخت الارض باهلها".

به چنین کسی میگن حجت خدا.

تموم شد.

این مقام شهود محض‌ست.

یعنی به چنان-- البته همه اسماء خدا رو وقتی شما اون حد بی‌نهایت‌ش رو بگیری بگی الشهید به قول استاد علامه‌ صدوق زاده علیه الرحمه المحيط اینطوری یعنی همه یعنی اینطوری همه اون لایتناهی اسم رو بگیری اون میشه اسم مستعصره.

یعنی اهل بیت به اونم نرسیدن.

به سمت او در حرکتند.

توجه کردی؟

اشتباه یه وقت نشه ها.

ما میگیم همه اسماء به نحو اتم در امام عصر پیاده شده و خودش شده اسم اعظم.

یعنی اینکه به هر میزانی از اون اسم در دایره امکانی یعنی ممکن بود، امکان بود در این سیر صعودی و فرازی به سمت حضرت حق در ظرف این اسماء پیاده بشن، دیگه بیشتر از این امکانش نیست.

نه اینکه به همه اسم رسید.

نه، نه این اشتباهه.

به همه اسم المحيط واللهم ورائه المحيط و، و اللهم ورائه المحيط.

الله.

توجه کردید؟

دیگه اگه به نحو ا اون دیگه کامل و بی‌نهایت اسم رو در نظر بگیریش حضرت حق به اسم مستعصره‌ست.

اما در دایره امکانی اون کسی که رفت و شهود پیدا کرد به نحو اتم بر تمام کلمات وجودی نظام هستی.

لذا شد برزخ جامع و واسطه فیض بین حق و خلق و واسطه فیض، فیض بین باط-- از شود ظاهر و باطن شد کسی نیست جز حضرت بقیة الله الاعظم.

شمس جمال آقا امام زمان صلوات الله.

که اگر چنین کسی یک آن توجهش رو از هر کسی بردارد، تمام.

توجه کردی چی شد؟

جایگاه رو.

حالا حواسمون باشه که ما اینجا میایم برای چی داریم میایم؟

که اگر او توجه نکند نمی‌تونی قدم از قدم برداری.

توجه او بوده.

فکر کردی خودت اومدی؟

خودت خواستی؟

نه این حرف‌ها نیست.

او خواسته .

یعنی اینا حرفای عشق و عارشی و اولیاء خدا زیربنای معرفتی و علمی داره، قرآنی و روایی داره، زیربنای عقلی داره، قلبی داره.

اینطوری نیست که همچین چیزی بگن برن.

مثل من نیستن که شعر بگن.

محضر آقای بهجت بودیم.

چقدر شیرین این جمله‌های بهجت.

هیچوقت از ذهنم نمیره.

گفتیم آقا شبای جمعه ما یه مشت جوونیم دور هم جمع می‌شیم.

خیلی سال بودا بیست و پنج سال پیش، بیست سال پیش، بیست و پنج سال پیش گفتیم آقا ما اینطوری هستیم اینا.

خب قم بودیم اونجا درس می‌خوندیم.

می‌رفتیم نماز ایشون و بالاخره.

بعد اذیتش می‌کردیم تا خونه می‌رفتیم دنبالش و از خونه تا مسجد.

یه سری بودن اون البته خیلی سرشون شلوغ نبود مثل ما اواخر عمر.

بعد بهشون گفتیم در دل کردیم آقا یه مشت جوونیم مثل هیئت الان شما.

یه مشت آدمیم دور هم جمع می‌شیم دلتنگ آقامون می‌شیم.

اینا.

خیلی دلتنگ آقامون می‌شیم.

جمع می‌شیم گریه می‌کنیم یاد آقا می‌کنیم.

این جمله آقای بهجت خیلی برام جالب بود.

فرمود بله بله چند بار هم هی تاکید کرد بله همینطوره.

عاشق-- عین جمله آقای بهجت تو ذهنم ثبت شده.

عاشق مثل پروانه دور شمع وجود معشوقش می‌گرده تا بسوزه.

جان اصلا اینها رو یه وقت می‌بینی یه آدم مثلا شاعری، عاشقی چه می‌دونم اینا میاد یه احساسی یه حرف می‌زنه.

یه فقیه عاقل، یه ح-- یعنی یه چی بگم؟

یه همچین شخصیت بی‌نظیری بیاد این حرفو بزنه؟

بله.

یعنی اصلا این سر اومدن و رفتن ما، تردد ما در این هیئت‌ها، سر اینکه من و شما به مقام شهود تو این هیئت‌ها برسیم همون عشق و عاشقی هست.

یعنی اون بزرگان ما به آخرش که می‌خوان برسن دنبال همینن.

أين وجه الله الذي الیه يتوجه کی؟

أولياء.

اولیاء خدا متوجه امام عصرن.

تا ما که دیگه بابا جای خودمونون داریم.

اولیاء خدا متوجه‌ن.

اصلا چشمشون به آقاست.

یعنی شما امروز چشم به کسی دوختی که همه چشم به او دوختن.

همه.

حتی خدا هم به یک معنا چشمش به اوست، چشم خدا.

یعنی چی؟

چی داری میگی حاجی؟

شرک میگی؟

نه.

هر کار، هر خیری خدا بخواد به من و تو برسونه از طریق این آقا می‌رسه.

اصلا خدا کاری با ما نداره.

خدا او رو نگاه می‌کنه ما رو می‌بینه.

از چشم حضرت ولی عصر خدا من و شما رو نگاه می‌کنه.

از قوه سامعه حضرت ولی عصر صدای من و شما رو می‌شنوه.

این رابطه اینو باید، اینو با-- این خیلی باید روش کار کرد تا جا بیفته و منجر به خدایی نکرده شرک هم البته نشه.

خیلی راه‌ها رو باید رفت.

حالا بریم بالاتر بحث بسه.

بریم بالاتر از این.

میشه رفت بالاتر از این؟

آقا، عزیز دلم.

ما به کسی چشم انداختیم امروز سر سفره کسی نشستیم.

نیت بیت کسی رو کردیم.

دق الباب خانه‌ای رو کردیم.

عزیزی رو، عزیزی رو متوجه شدیم که امام عصر مام هر وقت می‌خواد متوجه حقیقت نظام هستی بشه به او توجه می‌کنه.

امام عصر ما هم هر وقت گره کارش بیفته توجه به او می‌کنه که سر و سر نظام هستی‌ست و ظرف نوریه امام عصر و همه آل الله هست و کسی نیست جز حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا.

یعنی امام عصر ما، امام صادق فرمود شما به هرچی گیر می‌کنید، گره اینا به ما توسل می‌کنید، به ما توجه می‌کنید.

امام زمان شما وقتی سنگین میشه کاربرات، به قول ما دشوار میشه، عریضت میشی، بخوای از اون فشار بیای بیرون، بالاخره اونا هم انسانن.

اونا هم در مرتبه قول امام انا بشر و مثل کن.

تو ظرفیت بشری‌شون یه ظرفیه دیگه بشری از جنبه بشری که نگاه می‌کنی.

اونم می‌بینی که فشار دیگه انقدر بالا میره.

چطور مسلم بن جعفر هرجا می‌رفت چهارده سال زندان به زندان می‌گفت الحمد لله یه جا پیدا کردم عبادت کنم.

چی شد تو آخرین زندان؟

هی لحن آقا عوض شد.

اللهم خلصنی من سجن هارون.

خدایا خلاصم کن از این زندان هارون.

فشار خیلی-- چی میشه که یه همچین خانومه بیاد بگه اللهم عجل فی وفاتی سریعا.

فشار خیلی رفته بالا.

بعد حالا توجه حضرت زهرا به کیه؟

به پیغمبر.

همه گریه‌هاش برای پیغمبره.

و نتونست دوری از پیغمبر...

یکی از دلایلی که حضرت امام علیه الرحمه شهادت اول رو قبول داشتن همین بود.

ایشون می‌فرمودند که اون شوق و عشق و علاقه شدیدی که حضرت زهرا به باباش داشت بعید می‌دونم نود و پنج روز طول کشیده باشه.

نمی‌تونه یه همچ-- ببین اعتقاد و چگونی.

خیلی.

حالا ببین دیگه این خانم چیه بهت اجازه دادن بیای بشینی سر سفره‌ش که امام زمان ما وقتی فشارش سنگین میشه، کار دشوار میشه متوجه مادرش میشه.

الحمد لله.

صبح که اومدیم خب عمو حسن درو باز کرد قبل اذان صبحنا.

چه-چه-- اینجا چقدر پرنور بود و هست.

هی نوراً علی نور هم داره میشه.

گفتم عمو حسن می‌دونی چه اتفاقی داره میفته؟

هشت میلیارد آدم رو زمین چند نفرشونو خدا اذن داده بیان سر سفره حضرت زهرا اونم تو این ساعت.

چند تاشونو بفرما ببینم.

می‌دونی خدا داره چیکار می‌کنه باهات؟

اگه بدونی.

از زهراست.

یک پارچه نور حضرت حقه.

خدا داره غرق در نورت می‌کنه.

اشکت نوره، آهت نوره، ناله‌ت نوره، التماست نوره، حاجات نوره، جسمت روح-- نوره، روحت نوره.

داره نوراً علی نورس می‌کنه.

خدا لعنت کنه اونایی که این نورو زدن.

[خنده]