یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایك نعبد و ایك نستعین.
الحمدلله على كل نعمته و اسال الله من فضله.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
ان شاء الله که در این شب رحمت، عزیز زهرا که به معراج میروند طبق روایات و اخذ علم میکنند به ما هم ببخشند.
به سار حضرت صلواتی خد بفرمایید.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجه.
حدود فکر میکنم سه چهار سالی هست که بعضیا ادعا داشتن که یا زهرا صرفاً عرفان و حکمت نظری سخن میگه.
درس و بحثها اینچنین شده.
ما به فضل الهی در این ده شب وقتی نامهها بر نامههای علامه رو دست گرفتیم یعنی دیگه عرفان عملی.
چون همش دستور العمله.
در این نامهها دستور العمله.
در نامهی اول دیروز مختصراً پیرامون آیه شریفه استقیم كما امرت و ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائکة سخن گفتیم و در جلسهی صبح این رو کشوندیمش به بحث تهجد بر اساس سه آیه بعد و این رو متذکر شدیم که اگر کسی اهل استقامت نبود، یکی قالوا بحث فمه، زبان، قالوا.
اینا میگن یعنی عمل به چی؟
ایمان در زبان.
ایمان یک قسم از اون سه قسم ایمان.
ربنا الله.
الله چون مرتبت قلبه، الوهیت وجوده میشه چی؟
اقرار قلبی، اون محبت قلبی که اقرارش بر لسان جاری میشه.
قالوا ربنا الله.
این زبان، اون قلب.
چی موند؟
عمل به ارکان.
ثم استقاموا.
اینم سومین بخشش.
استقامت به ارکان، عمل به ارکان.
اگر چنین چیزی نبود حالا همه خودمون رو محک بزنیم.
در این سه بُعد ایمان ما، ولایت ما ظهور نکرده اولین خطرش لحظهی موته.
وقتیست که میخوایم از ظاهر به باطن سفر کنیم.
اگر کسی به موت اختیاری بر اساس موت قبلاً تموتو نرسیده باشد، یعنی از ظاهر به باطن سفر نکرده باشد، از ملک به ملکوت پل نزده باشد، لحظهی مرگ که این اتفاق میفته، چون اهل استقامت نبوده، چون یکی از اون وجوه سه گانه ایمان و ولایت درش استقرار نداشته، یعنی ثبوت یا تثبت ولایت در وجودش نبوده یا ایمان، یکی از اینا رو نداشته یا زبانش بسته بوده یا دلش مشکل داشته در شک و ریب بوده یا در عمل به ارکان و التزام عملیه مشکل.
در هر حال این یک زلزلهای وقت مرگ براش پیش میاد که همه بال و پرش میریزه.
جلسهی صبح این رو گفتیم.
کسانی که نبودن حالا اون فایلشو میذارن بچهها میتونید پی-- چون ما دو نامه رو داریم تو بیست جلسه میگیم.
خب یکیش صبحه، یکیش شبه.
اینا رو پیگیر باشید و جا نمونید.
که اونجا باورها میریزه، اعمال میریزه.
فکر میکنی خیلی دستت پره، اونجا میبینی ریخت.
اذا زلزلت الارض زلزالها.
وقتی زلزله مرگ که ابتدای قیامت توست رخ داد، این الارض تو، زمین وجودتو به چتان-- چنان تکانهای می افتد که وقتی رجت الارض افقالها همه چی میریزه بیرون.
فکر میکنی دستت پر بوده، میبینی عجب چه دست خالی هستی.
خیلی از باورت اونجا میشکنه، لال میشی.
تلقینت میدن برای اینه.
اینو ما حالا صبح صحبت کردیم رسیدیم به بحث تهجد.
آیه بعدی که از تعالمه بهش توجه میدن میفرماید: "چه خواهی که نداری و برای تو نیست؟" حالا اینا حالا سخن گفتیم.
چه خواهی که نداری و برای تو نیست؟
سؤالیه.
یعنی همه چی برا تو خلق شده.
چون سخن گفتیم پیرامون این جمله ازش میگذریم.
اگر طالب مقام محمودی، همونی که بچه ولایتیا و سینه چاکها و سینه زنای ارباب هر روز در عاشورا از خدا این مقام رو طلب میکنند، طلب مقام محمود میکنی.
حالا مقام محمود میخوای؟
آیه قرآن داره میگه راهش چیه.
و من اللیل در دل شب، لیل.
فتهجد.
حالا لیل رو نهار رو قبلاً در حکمت و عرفان گفتیم چیان اینا.
لیل و نهار چیان.
یادتون باشه تو بحث لیل گفتیم شنود به لیل میخوره، به شب و شهود به روز.
اینا سر بود، یه رمز بودن که این رمزها قفل رو باز میکنه و تو رو به اون کنوز و گنجها میرسونه.
به اون مفاتیح و بهتره درستش بگیم مفاتح یعنی اون مخازن که از م-- یا مفته یا مفته.
اگه مفتاح باشه یعنی مخازن.
اگر مفته باشه یعنی کلید.
تو رو به اون خنوذ و گنجها میرسونه.
که اگر نرسی دستت خالی مونده.
اون مقام محمود رو اینجا فرموده اون شنود ش- "و من اللّیلة، و من اللّیلة فتهجّد به نافلة لك".
[نفس عمیق] میگه که اهل شب باش، اهل بیداری شب باش.
اونم شب که به شنود بیفتی که اون شنود تو رو به شهود بکشونه و آمادهی سفر آخرتت کنه.
حالا اینا رو من دارم میگم توی پنج دقیقه که بدونید صبح چی گذشت.
معنای تهجد رو گفتیم که تهجد به اون حالتی از شتر میگن که میخوابد و دل سحر پا میشه.
نه اینکه از سر شب بیدار بمونی بعد نماز شب بخونی بعد بخوابی، نماز صبتم لب طلایی بخونی.
نه، اون تهجد نمیشه.
بخوابی دوباره سحر پاشی.
اینا بحثش گذشته.
حالا میخوام امشب به فضل الهی پیرامون نکته مهمی در انتهای این آیه سخن بگیم.
میفرماید: "عسی" اگر این کارو کردی، "عسی أن یبعثک ربک مقام محمود".
الله اکبر از اینکه در این آیه چه خبره.
"عسی أن یبعثک".
امید هست.
چه بسا انشاالله خدا "یبعثک" تو رو مبعوث کنه، برانگیزانَد خدا.
چی، چه، کدوم خدا؟
میفرماید: "ربک"، رب تو، پروردگار تو.
حالا اون کسی که تو رو برمیانگیزانَد همونطور که رب پیغمبر او رو به بعثت کشوند، مبعوث کرد.
رضا گفت: "اقرأ باسم ربک" پروردگار خودت رو بخوان.
اینجام پروردگار تو، رب تو، تو رو برمیانگیزانَد.
خیلی مهمه.
هرکی یه ربی داره و رب چون بحثش گذشته که چگونهست که ربها با هم فرق میکنن دیگه توضیح نمیدیم.
من فقط اشاره دارم میکنم اینا به خط بشید.
اینا اِاِ-- سنجاق بشه به اون مطالب و معارف گذشته که اون همون رب تو.
حالا اون جدول وجودی که حصه وجودی تو با چه اسمی با اون رب مطلق، با اون الله ارتباط داره، اون رب تو میشد، اون جدول وجودی تو میشد که آب دریای لتی- لایتناهی وجود از طریق اون جدول به تو، به حصه وجودی تو میرسید.
اون اگر جدول ضیقیه، خب تو بعثت برانگیخته شدنت خیلی جزئیه.
یعنی اگرچه بشی مثلاً امام و پیشوا اما "للمتقین اماما" نمیشی.
برای اراذل و اوباش امام میشی.
توجه کردی؟
آیه قرآنی که قربونش بریم مولامون علی علیه الصلاة والسلام دائم در قنوتهاش خصوصاً در نماز عشاش ثابت میگفت.
چی بود؟
"ربنا هب لنا من أزواجنا وذریاتنا قرة أعین واجعلنا" ما رو قرار بده "للمتقین اماما".
برای اهل تقوا اگه بخوای امام بشی این رب تو که میخواد تو رو برانگیزانَد بر اثر تهجد باید خیلی اون جدول وجودی، یعنی اون اسمی که تو رو مرتبط کرده با الله که رزقتو از طریق الله که مرتبه الوهیت و قلب نظام هستی و تو بود در تو میشه قلب تو، بیرون میشه پیغمبر "وفی السماء رزقکم".
اون سما که رزق در اونجاست پیغمبر است، واسطهی فیض است.
عرض کردیم دیگه.
یه دست به سمت حق، یه دست به سمت خ-خلق.
اگر این رب تو ضیق باشه این چنین.
اما اگر اون اسمی که مرتبط کرده تو رو با الله، اون اسم یعنی اون میزان اسمی که در تو جاری شده وسیع باشه.
نه-- به نسبت اون سعه وجودی تو منشرح میشی، انشراح پیدا میکنی، شرح صدر پیدا میکنی و دریا دریا میشی.
میتونی تو دل خودت جا بدی.
بتونی امام بشی و پرچم بلند کنی.
با ادعا و داد و فریاد نمیشه.
آدم مدعی بشه که موالی این خانوادهست، خیلیا مدعی بودن.
ولی به موقعش باختن.
خیلیا حسینی شدن، زینبی نشدن.
خیلیا اول علوی بودن، فاطمی نشدن.
نشدن.
شوخی نداریم.
تو همین انقلاب خودمون رو شما نگاه کنید.
چقدر آدمها سینه چاکتر از تو.
خدا رو شاهد میگیرم.
یکی از دانشآموزای بنده که الان رو-- جاش رو سر منه.
یکی از موفقترین آدمهاست الان از حیث هم معنوی هم تولید، تول-تول سر-- حالا مسائل اقتصادی اونا به گوش به فرمان رهبر عزیز، یکی از برترین تولیدکنندگان کشور میاد بعضی موقع این شبها انشاالله میاد.
این بنده خدا میگه حاجی اون موقع که من در-- شما اومدی معلم ما شدی، یه جمله گفتی این همیشه زنگ میزنه تو گوش من.
چند وقت پیش زنگ زد گفت حاجی دعوت شدم رفتم کربلا.
ز-- یه شب کربلا بودم ضریح سید الشهدا رو برام باز کرد اون خادم خاصش.
رفتم اون قبر آقا رو بوسیدم.
شما دقت میفهمی چی؟
حالا یه جمله نجاتش داده که لسخ-- خدا به لسان این بیچاره جاری کرده بود.
همین.
میگفت همیشه تو گوش من زنگ میخوره.
میگفتی آآآه برو بچهها.
خیلیها عاشقتر از من و شما بودن وسط این گود.
الان دیگه نمیان.
راشون نمیدن.
اونوریان.
رعایت نکرده.
استقامت خیلی حرف مهمیه.
حالا ببینید اینا ربطش به رب، به رب توست.
تو با چه اسمی به الله مرتبط شدی؟
یکی با اسم الرضو-- الرؤوفه، الودوده دست به سر یتیم میکشه.
این با اسم الودود به الله ربط ش-- پیدا کرده.
اون کسی که نه، همش خشونته، همش ظلم، همش ستمه.
دل پدر مادر میشکنه.
بددهنه، فحاشه.
این با اسم القهار ربش القهاره.
به الله وصله.
این مثال رو زدم.
اونایی که تو بحثهای قدیم نبودن متوجه بشن چی داریم میگیم.
با همون رب هم محشور میشه.
فملاقيه.
ها؟
يا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِ.
هرچی این آیه رو میخونیم باز جا داره.
إِنَّكَ كَادُوهُنْ إِلَى رَبِّكَ.
به سمت پروردگار خودت میری.
كَدْحًا با سختی.
چون و چرا نکن.
سینه برای من چاک ن-- چرا گرفتارم؟
تو منو گیر آوردی خودت.
اصلا قاعده اینه، سنته.
وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا أَوْ تَحْوِيلًا.
نداریم اصلا به غیر از این تبدیل و تحویل نداره سنت.
بشین سر جات ببینم.
كَادُوهُنْ كَدْحًا تاکید میکنه باز.
با سختیه.
باید از شب بری به تا-- به روشنایی.
قوس نزول از رو هر مراتب بالا روزن، پایین لیله دیگه.
بالا نهار پایین لیل.
قوس النزول إِنَّا لِلَّهِ اومدی از نور اومدی هی به ظلمت.
دیگه ظال-- ظلمت سراترین اینها دنیا [سرفه] همینجور که هست مشع طبیعت.
اومدی از نور اومدی به ظ-- حالا در وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ.
در قوس صعود باید بری به چی برسی؟
دوباره بری از این لیل.
ببین فتحج من اللیل فتح.
من اللیل فتح.
دیگه از این لیل که الان قرار گرفتی در وادی لیل، شبه دیگه.
دنیا نسبت به مثال و عالم مثال و برزخ وجود خودت و که برزخ حالا مثال-- عالم مثال متصله با برزخ و مثال بیرون از تو که مثال منفصله.
اون، اونای-- اینا اصطلاحاتو میگم بعد تو کتابا درگیر میشید بدونید یعنی چی.
اینها نسبت مثلا نشء ملکوت نسبت به عالم مثال لیله.
اون نهاره.
نشء ملکوت نسبت به جبروت لیله.
جبروت نهاره.
نشء جبروت که عالم امیرالمؤمنین است نسبت به نه، نه، نشء یا عالم لاهوت که عالم پیغمبر است، مقام قاب قوسین أو أدنی است.
اون باز نسبت به اون لیله، اون نهاره، اون.
لذا و شمس پیغمبره، نور محظ پیغمبره، مشکات پیغمبره.
در قوس صعود تو باید از شب بری به روز.
قاعده اینه.
یعنی از سختی بری.
يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ.
دونه رو باید بکاری، بذرو بکاری در دل خاک تاریک، تاریک، تنگ، ظلمت سرا، در غربت یه دانه رو بذاری تا رشد کنه، شکوفه.
همینه قاعده اینه.
که چی بشه؟
فَمُلَاقِيهِ.
کی رو؟
ربک.
رب خودت رو.
همون اسم رو ملاقات میکنی.
چون این بحثها تو بحث لقاء الله گذشته اجازه بدید من رد شم سریع.
ببینید نگاههای شما منو متوقف میکنه.
یَبْعَثَكَ رَبُّكَ رب تو.
بحث ما اینجا یهو به اینجا کشیده شد.
رب تو بران-- برمیانگیزاند تو را مقاماً محموداً.
اولا این مقامه.
حال نیست.
محل قیامت.
جاهایی که اهل بیت دو رکعت نماز هم حتی خونده باشن میگن مقام.
یادتونه؟
یادش بخیر.
مثلا مسجد سهله، مسجد کوفه.
اینا میگن مقام امام صادق.
یعنی چی؟
آقا دو رکعت نماز اونجا خونده.
میگه قیام، محل قیام.
مقام یعنی قیام تو.
به یک معنا میشه قیامت تو.
قیامت تو که همون قیام توست و از اقامه صلاة تو مشخص میشه که قیام تو کجاست، رتبه قیام تو کجاست و معنای قیامت تو چیه؟
همون ق-قامت الصلاة که قرآن میگه استعينوا بالصبر والصلاة.
این صبر و صم گرفتن.
یعنی پیغمبر عزیز عالم و الصلاة رو خودشون فرمودن.
یعنی ولایت علی صلوات الله عليه.
پس قیام تو.
دقت کنید چی شد.
مقام تو از قیام توست و اون قیامت توست.
کدوم قیام؟
از اقامه صلاة توست که حقیقت ولایت است.
هرچه در اقامه صلاة به ولایت رسیدی یعنی قرب، یعنی علم، یعنی تلبس به أسماء الله.
قربتاً إلى الله.
الله اسم جمع که مصداق عینی و خارجیش میشود ولی الله العظم، بقیت الله العظم.
هر چقدر نور گرفتی، علم گرفتی، اون سعای وجودیت چنان گسترش پیدا کرد که انقدر صد تا هزار تا جدول از دریا آب گرفتی، به همون میزان به ولایت رسیدی و اون قیام توست.
اون مقام توست و قیامت تو هم براساس همونه.
ببین کجا داره در میاد این حرفا.
حالا بعداً اون موقعها خیلیا فرار کردن، خیلیا ریزش کردن، خیلیا ب-به ما تشر زدن، توهین کردن.
موش جونمون.
پرچم بلند کردیم تو مشرب علامه.
خیلیا گفتن این حرفا به چه درد ما میخوره اون موقعها؟
الان که رسیدیم تو سیر عملی داره میگه آقا نماز شب پاشو بخون.
خب نماز شب خوندم چرا هیچ خبری نمیشه؟
این قواعد رو براساس اون آموزههای عرفان نف-- نظری و حکمت نظری باید پیاده کنی که اون برانگیختنت، اون قیامت که قراره قیامت تو بشه، در یک اصول و اساسی باشه.
اون پرچمی که دستت میگیری وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا.
اون پرچم فرق میکنه روش چی نوشته.
که حالا اون پرچم پیشانی توست.
حالا این حرفو به اجازه بدید بعداً.
میخواستم رو محمود توقف کنم.
وقت ما رفت.
مقام محمود چیه؟
اصلاً مقام محمود.
یه دو سه تا نکته بگیم انشاالله بعد فردا صبح مقام محمود رو میگیم.
مقام محمود.
[نفس عمیق] ببینید عزیزان مقام محمود روایاتی داریم نسبت به عقول مخاطب سخن گفتن.
میگه نکلم الناس على قدر عقولهم دیگه ما به قدر عقل مردم باهاشون حرف زدیم، نه به قدر خودمون.
ما با اَهَدی به اندازه عقل خودمون حرف نزدیم.
اهل بیت [نفس عمیق] علیهم السلام.
اونجا می فرماید که، توی روایت می فرماید مقام شفاعت کبراست.
مقام محمود.
یعنی اگر تو میخوای به شفاعت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها [نفس عمیق] که تو مناجات و تو روضه هی داد میزنی، آره در مقام شفاعت قرار میگیره.
چی آوردی یا زهرا برای شفاعت کبرای خودت؟
دستهای بریده اباالفضل رو میاره بیرون.
اینا روایات بعد باهاش گریه میکنی، کردی.
خب این میخواد بری در مقام شفاعت قرار بگیری.
آیا به مقام محمود رسیدی که شفاعت بشی؟
آخه با ها و هوی نیست.
اینو دارم من میگم.
موشک ما امشب اون نقطه رو داره میزنه.
با های و هوی نیست.
خیلیها های و هویشون از ما بیشتر بوده.
پریدن رفتن.
[نفس عمیق] به مقام محمود اگر رسیدی مقام شفاعت بله.
بعد اگر خیلی رسیدی خودتم پرچم شفاعت بلند میکنی.
تا جایی که حتی بعضی از روایات تا هفتصد هزار نفر رو برایش شهید گفتن، نه هفتاد نفر.
این مقام محمود مثل شهید، شهید حاج قاسم سلیمانی قربونش بریم که حالا بچه ها هم که میان این شبها میخونن برای حاج قاسم هم بخونن.
[نفس عمیق] ایشون حق حیات گردن همه ما داره.
خب خودشان به اون رفیقشون حالا اسم نمیبرم گفته بود که [نفس عمیق] من این سی و دو ساله، سی و یک دو ساله که نماز شبم ترک نشده.
حتی تو هواپیما شب آخر می رفت ساعت یک دوازده اینا تو هواپیما نماز شب خونده بود.
من دیدم عکسشو تو اون شب آخر.
بچه ها بهم نشون دادن.
بعد ایشون می فرمود که اونم به سبک پیغمبر.
پیغمبر همون نیمه شب که شروع میشه الان یازده و ربع اینا حدوداً نیمه شبه دیگه.
همونجا دو رکعت اولو اونجا میخوند بعد میخوابید.
به این سبک.
بعد دوباره پا میشد دو رکعت دوباره میخوابید.
اینطوری، به این سبک.
خب بله اینطوری میشه پرچمش بالاست، مقام شفاعت چنان داره [نفس عمیق] که انقلاب رو احیا کرده.
شوخیه مگه؟
بدنش تازه، بدنش انقلاب رو احیا کرده که رهبر عزیزم ازش تشکر کرد.
گفت من تشکر میکنم از روح شهید سلیمانی سلام الله علیه.
عجیبه اینا.
مقام محمود یه معناش اینه.
مقام دوم حالا اونچه که یه ذره عقل کسی که م-- رو به رو و مخاطب امام قرار گرفته بود، [نفس عمیق] این عقل عقیلتر بود.
عقیل بر وزن فعیل یعنی مبالغه، مشبه، شدت این صفته.
عقلش بیشتره.
عقیل بود.
مثل اینکه عقیله بنی هاشم، خیلی عقل بوده.
عقیل بوده پیغمبر اونجا اهل بیت بهتر سخن گفتن.
رفیق دارم کد بهت میدم.
اگه میخوای محرم سر امامت بشی عقیل شو.
خواهرها عقیله بشید.
به همین وزان میشه گفت توسط و حضر زینب سلام الله علیها زیاد باشه.
حالا اینش بمونه بعضیا بگن حرف احساسیه ما مسیر علم رو داریم میریم جلو.
احساساتمونم مبنای علمی داره و باید داشته باشه.
[نفس عمیق] اونکه عقلش بیشتره پیغمبر فرمود اهل بیت علیهم الصلاة والسلام فرمودن ول با کد و رمز گفتن.
این کد و رمز و امثال علامه حسن زاده ها با ذره بین طهارت نفس گذاشتن، این کد رو زدن رمز رو زدن قفل باز شد برای ما گفتن.
گفتن مقام محمود مقام علم به احوال اعیان موجوداته.
اونایی که تو مواعظ بودن این ترجمه چیه؟
علم به احوال اعیان موجودات چیه؟
حکمت.
معنای حکمت.
فمن تُ-تُؤْتِي الحكمة هرکس که-- قرآن میگه هرکس که ما بهش حکمت دادیم فقط أوتي خيرا كثيرا.
خیر کثیرا قرآن کی معرفی کرده بفرمایید؟
حضرت زهرا انا اعطيناک الكوثر.
اینجا میگه فقط أوتي خيرا كثيرا.
هرکس که حکمت بهش دادیم خیر کثیر.
حکمت، خیر کثیر.
حضرت زهرا، خیر کثیر.
حکمت چی بود؟
علم به اعیان، احوال اعیان موجودات.
یعنی تو پشت پرده همه چی رو ببینی.
خودتو، باطن خودت، باطن زمین با-- یعنی عبور کنی.
یعنی موت قبل أن تموت.
با چه زبونی بگم؟
این یعنی همون حکمت که هرچی بیشتر اینو میبینی از ظاهر میری به باطن حک-- تو حکیمی، تو حکیم تری، حکمت داری، بت میشه گفت حکیم.
که یس و القرآن الحکیم.
همه قرآن حکمت.
پیغمبر هم حکیم علی الاطلاقه.
[نفس عمیق] پس حضرت زهرا همین وزان شد که بله جالبه که حدیث داریم از امام صادق.
دارم اینجا نوشتم.
حالا سندشم هست.
چند تا تو مجموعه روایی مهم ما بیان شده که اون حکمت منظور معرفت امام است.
امامتو بشناسی اون حکمته.
یعنی چه امامتو بشناسی؟
چون امام محل جمع مس-- ب-به دقت بفرمایید مصداق اسم الله در بیرونه.
اسم الله اسم جمع، اسم خاصه، مقام جمعی داره.
مقام، مقام قلب توئه خب ببین همه اسما اونجا حضور دارن.
خب امام عصر همه کلمات وجودی نظام هستی در او هستن.
یعنی شأن او هستن.
ملائکه یک شأنشن.
انسانها همه، همه انسانها، همه نباتات، جمادات، حیوانات.
هرچی خدا خلق کرده همه شؤون امامن.
یعنی در او مندمج و مندرج در او هستن.
مستکن و مستجن در او هستن.
در او هستن.
اون متن، اینها شرحشن.
حتی قرآن کتبی شرح اوست.
این نظام افقی شرح اوست.
این قر-- نظام افقی قرآن عینیت، اون کتاب کتبی قرآن میشود گفت قرآن کتبی یا شرح کتبی امام زمانه.
این بحثها گذشته.
خب پس امام عصر رو بشناسی یعنی همه کلمات وجودی و نظام هستی رو شناختی.
چون همه چی در او مندرجه، مندمجه.
یعنی حکمت.
از چی به اینجا رسیدیم؟
رفقا تمام دست ما بالا بحث هم ناپخته مونده بی نداره.
هرکی دنبال کرد تو کانال چون اینو بقیه شو ما صبح میگیم، اونجا پیگیری کنه قشنگ براش جا میفته که وجوه دیگهش رو بگیم یعنی چی.
حالا الان خیلی راحت بچهترها هم میفهمن.
قرآن راه رسیدن به این خیر کثیر رو به یک معنا، حکمت رو به یک معنا، قرب رو، قرب محضه به یک معنا، علم رو، نور رو، ولایت رو همه اینا بودن.
چی معرفی کرده؟
خیر کثیر و حضرت زهرا رو، معرفت امام و همه اینا رو گفته چی تو رو به اینا میرسونه؟
"و من اللیل فتهجد به نافلة الله".
حالا بسم الله.
این یک دستور العمله دیگه.
دستور العمل عملی علامهست.
که حالا این ما رو به کجا میرسونه؟
اینکا این حرکت از نقطه شروعش که شروع میکنی به کجا میبرد؟
انتهاش رو از یه روایتی از کتاب شریف، این کتابی که دست منه، کتاب کلمات مکنونه من علوم اهل الحکمة و المعرفة.
از مرحوم ملا محسن فیض کاشانی.
عجیب کتابیه.
من تو راه اربعین کربلا هی باز میکردم هرجا استراحت میکردیم یه حدیث از اینجا برای بچهها میگفتم مخشون سوت میکشید.
این کتاب شماها باید باشه این کتاب.
کتاب ملا محسن.
چون شما درس و بحث دادین اینارو باید بفهمید.
آخر این حدیث رو میخوام براتون بخونم.
وقت نیست همشو بخونم.
اینجا امام صادق صلوات الله علیه این حالاتی که داشتن نماز میخوندن تو نماز غش میکردن و میگفتن انقدر تردید کردم در این آیه، انقدر هی گفتم، گفتم تا مشافهتا از لب خدا شنیدم غش کردم.
بعد اونجا حضرت الله اکبر ببین چی فرموده.
الان میشه اینو گفت.
در غیر این حالت نمیشد من این حرفو به شما بزنم چون مشکله.
عقل آدم پس میزنه.
باید یه طهارتی ایجاد بشه.
یه زمینهای رفت.
"أنه قال" ملا محسن فیض داره میگه.
او امام صادق صلوات الله علیه فرمودن، قال.
چی فرمودن؟
"لنا حالات" باز داره اینم توجه داشته باشید.
نمیگه مقامون میگه حالات.
یه حالاتیست.
"مع الله" به اتفاق الله اسم جمع.
چی میشه؟
شما تو اون حالت به اتفاق خدا چگونهاید؟
"فیها" دقت کنید "أنه قال لنا حالات مع الله هو فيها" او، هو، او فيها در اون حالت نحن.
اجازه بدید ترجمه نکنم.
و نحن فيها یعنی تو اون حالات.
اشتباه نشه.
نحن فيها هو و مع ذلك هو هو و نحن نحن.
حالا نخون، نماز شب نخون.
بخواب.
نوش جونت.
خواب نوش جونت.
بخواب.
هرچی میخوای بلرز.
این آخرشه.
این آخر مقام محموده.
آخرشو گفتم اولشم گفتیم دیگه.
پاشو دیگه که وضو بگیر نماز بخون یا بیدار باش.
بیداری سحر که صمت جوع، صمت و جوع، صمت با صاد سکوت، جوع گرسنگی، سحر با ه دو چشم و سین صیبی یعنی بیداری شب.
حال نداری نماز شب، بیدار باش.
صمت و جوع و سحر و خلوت و ذکر به دوام.
ناتمامان جهان را کند این پنج تمام.
چرا ما ناتمومیم؟
از این پنج دو تا رو.
حالا شش ساعت سینه بزن.
لخت شو.
عاشورا بپا کن.
به چه درد امام زمانت میخوره؟
بفرما ببینم.
اون باید مقدمه بشه.
من خودم سینه زنم روضه خونم میون دارم.
این چرا از من دارید میشنوید؟
ادعا نشه.
دیدین با هم بزرگ شدیم از بچگی با هم بودیم.
اون باید مقدمه بشه برای اخذ این معارف.
یعنی اگر اون باشه ول بشه بعدش اون حجاب، اصلاً اون، اون میبرد جهنم.
از من بشنو.
بقیش ابی عبدالله کرم کنه بیاد ببره.
معذرت میخوام اینو ببخشید.
میبردت تعلیقه.
و الا اشک مقدمه برای معارفه.
لذا همه حکما فرمودن این معارف خورشده، اصله، سوز و آه و اشک و روضه و اینا نمکه که تو مزه بهت بده.
الان همه هیئت ما برعکس شده.
که اگر این معرفت نباشه هرچی حضرت زهرا داد بزنه، گریه کنه، میگم بابا علی بهش بگو استغفرالله و اسئل God بگو این خانمت، ببخشید من اینطوری میرم تو روضه، یا شب گریه کنه یا روز بسه دیگه.
چه خبره ما رو از زندگی انداخته.
معرفت نباشه این میشه.
حالا نماز شب میخوندن، قرآن حفظ بودن، اشک میریختن.
روایات داریم اینا اشک میریختن قرآن میخوندن.
پیغمبر میگه اینا از بچگی اشک میریختن قرآن میخوندن.
کدومتون قرآن خوندید اشک ریختید؟
سیزده نفرشونو جمع کرد پیغمبر گفت تا با اشک قرآن نخونید ولتون نمیکنم.
دوازده تاشون با اشک خوندن، یکیشون نتونست.
بعد میری تاریخو میبینی همینا جلوی حضرت زهرا وایسادن.
این اشک به چه درد اونا خورد؟
معرفت، معرفت امام، حکمت.
السلام علیک یا فاطمه الزهرا.