یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایك نعبد و ایك نستعین. الحمدلله على كل نعمته و اسال الله من فضله. السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته. ان شاء الله که در این شب رحمت، عزیز زهرا که به معراج میروند طبق روایات و اخذ علم میکنند به ما هم ببخشند. به سار حضرت صلوات. اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجه. حدود فکر میکنم سه چهار سالی هست که برخی ادعا داشتن که یا زهرا صرفاً عرفان و حکمت نظری سخن میگوید. درس و بحثها اینچنین شده.
زمینهٔ سخن
ما به فضل الهی در این ده شب وقتی نامهها بر نامههای علامه را دست گرفتیم یعنی دیگر عرفان عملی. چون همش دستور العمله. در این نامهها دستور العمله. در نامهی اول دیروز مختصراً پیرامون آیه شریفه استقیم كما امرت و ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائکة سخن گفتیم و در جلسهی صبح این را کشوندیمش به بحث تهجد بر اساس سه آیه بعد و این را متذکر شدیم که اگر کسی اهل استقامت نبود، یکی قالوا بحث فمه، زبان، قالوا. اینها میگویند یعنی عمل به چه؟ ایمان یک قسم از آن سه قسم ایمان. الله چون مرتبت قلبه، الوهیت وجوده میشود چه؟
معنای نخستین
اقرار قلبی، آن محبت قلبی که اقرارش بر لسان جاری میشود. این هم سومین بخشش. استقامت به ارکان، عمل به ارکان. اگر چنین چیزی نبود حالا همه خودمان را محک بزنیم. در این سه بُعد ایمان ما، ولایت ما ظهور نکرده اولین خطرش لحظهی موته. وقتیست که میخوایم از ظاهر به باطن سفر کنیم. اگر کسی به موت اختیاری بر اساس موت قبلاً تموتو نرسیده باشد، یعنی از ظاهر به باطن سفر نکرده باشد، از ملک به ملکوت پل نزده باشد، لحظهی مرگ که این اتفاق میافتد، چون اهل استقامت نبوده، چون یکی از آن وجوه سه گانه ایمان و ولایت در آن استقرار نداشته، یعنی ثبوت یا تثبت ولایت در وجودش نبوده یا ایمان، یکی از اینها را نداشته یا زبانش بسته بوده یا دلش مشکل داشته در شک و ریب بوده یا در عمل به ارکان و التزام عملیه مشکل.
شرح یک نکته
در هر حال این یک زلزلهای وقت مرگ براش پیش میآید که همه بال و پرش میریزد. جلسهی صبح این را گفتیم. کسانی که نبودن حالا آن فایلشو میگذارند بچه ها میتوانید چون ما دو نامه را داریم تو بیست جلسه میگیم. یکیش صبحه، یکیش شبه. اینها را پیگیر باشید و جا نمونید. که اونجا باورها میریزد، اعمال میریزد. فکر میکنی خیلی دستت پره، اونجا میبینی ریخت. اذا زلزلت الارض زلزالها. وقتی زلزله مرگ که ابتدای قیامت توست رخ داد، این الارض تو، زمین وجودتو به چنان تکانهای می افتد که وقتی رجت الارض افقالها همه چه میریزد بیرون.
ایمان و عمل
فکر میکنی دستت پر بوده، میبینی عجب چه دست خالی هستی. خیلی از باورت اونجا میشکند، لال میشی. تلقینت میدهند برای این است. این را ما حالا صبح صحبت کردیم رسیدیم به بحث تهجد. آیه بعدی که از تعالمه به آن توجه میدهند میفرماید: "چه خواهی که نداری و برای تو نیست؟" حالا اینها حالا سخن گفتیم. چه خواهی که نداری و برای تو نیست؟ یعنی همه چه برای تو خلق شده. چون سخن گفتیم پیرامون این جمله ازش میگذریم. اگر طالب مقام محمودی، همونی که بچه ولایتیا و سینه چاکها و سینه زنای ارباب هر روز در عاشورا از خدا این مقام را طلب میکنند، طلب مقام محمود میکنی.
نمونه های روشن
حالا مقام محمود میخواهی؟ آیه قرآن دارد میگوید راهش چیست. و من اللیل در دل شب، لیل. حالا لیل را نهار را قبلاً در حکمت و عرفان گفتیم چهان اینها. یادتون باشد تو بحث لیل گفتیم شنود به لیل میخورد، به شب و شهود به روز. اینها سر بود، یک رمز بودن که این رمزها قفل را باز میکند و تو را به آن کنوز و گنجها میرساند. به آن مفاتیح و بهتره درستش بگوییم مفاتح یعنی آن مخازن که از یا مفته یا مفته. اگر مفتاح باشد یعنی مخازن. اگر مفته باشد یعنی کلید. تو را به آن خنوذ و گنجها میرساند. که اگر نرسی دستت خالی مونده. آن مقام محمود را اینجا فرموده آن شنود ش- "و من اللّیلة، و من اللّیلة فتهجّد به نافلة لك".
نسبت دل و عمل
میگوید که اهل شب باش، اهل بیداری شب باش. آن هم شب که به شنود بیفتی که آن شنود تو را به شهود بکشونه و آمادهی سفر آخرتت کنه. حالا اینها را من دارم میگم توی پنج دقیقه که بدونید صبح چه گذشت. معنای تهجد را گفتیم که تهجد به آن حالتی از شتر میگویند که میخوابد و دل سحر پا میشود. نه اینکه از سر شب بیدار بمونی بعد نماز شب بخونی بعد بخوابی، نماز صبتم لب طلایی بخونی. نه، آن تهجد نمیشد. بخوابی دوباره سحر پاشی. اینها بحثش گذشته. حالا میخواهم امشب به فضل الهی پیرامون نکته مهمی در انتهای این آیه سخن بگوییم. میفرماید: "عسی" اگر این کارو کردی، "عسی أن یبعثک ربک مقام محمود".
روایت و تفسیر
الله اکبر از اینکه در این آیه چه خبره. چه بسا انشاالله خدا "یبعثک" تو را مبعوث کنه، برانگیزانَد خدا. میفرماید: "ربک"، رب تو، پروردگار تو. حالا آن کسی که تو را برمیانگیزاندَد همانگونه که رب پیغمبر او را به بعثت کشوند، مبعوث کرد. رضا گفت: "اقرأ باسم ربک" پروردگار خودت را بخوان. اینجام پروردگار تو، رب تو، تو را برمیانگیزاندَد. هرکی یک ربی دارد و رب چون بحثش گذشته که چگونه است که ربها با هم فرق میکنند دیگر توضیح نمیدیم. من فقط اشاره دارم میکنم اینها به خط بشید. اینها سنجاق باشد به آن مطالب و معارف گذشته که آن همان رب تو.
راه طهارت
حالا آن جدول وجودی که حصه وجودی تو با چه اسمی با آن رب مطلق، با آن الله ارتباط دارد، آن رب تو میشد، آن جدول وجودی تو میشد که آب دریای لتی- لایتناهی وجود از طریق آن جدول به تو، به حصه وجودی تو میرسید. آن اگر جدول ضیقیه، تو بعثت برانگیخته شدنت خیلی جزئیه. یعنی اگرچه بشی مثلاً امام و پیشوا اما "للمتقین اماما" نمیشی. برای اراذل و اوباش امام میشی. آیه قرآنی که قربونش برویم مولامون علی علیه الصلاة والسلام دائم در قنوتهاش خصوصاً در نماز عشاش ثابت میگفت. "ربنا هب لنا من أزواجنا وذریاتنا قرة أعین واجعلنا" ما را قرار بدهد "للمتقین اماما".
مراتب وجود
برای اهل تقوا اگر بخوای امام بشی این رب تو که میخواهد تو را برانگیزانَد بر اثر تهجد باید خیلی آن جدول وجودی، یعنی آن اسمی که تو را مرتبط کرده با الله که رزقتو از طریق الله که مرتبه الوهیت و قلب نظام هستی و تو بود در تو میشود قلب تو، بیرون میشود پیغمبر "وفی السماء رزقکم". آن سما که رزق در اونجاست پیغمبر است، واسطهی فیض است. یک دست به سمت حق، یک دست به سمت خ-خلق. اگر این رب تو ضیق باشد این چنین. اما اگر آن اسمی که مرتبط کرده تو را با الله، آن اسم یعنی آن میزان اسمی که در تو جاری شده وسیع باشد. به نسبت آن سعه وجودی تو منشرح میشی، انشراح پیدا میکنی، شرح صدر پیدا میکنی و دریا دریا میشی.
داستان و مثال
میتوانی تو دل خودت جا بدی. بتونی امام بشی و پرچم بلند کنی. با ادعا و داد و فریاد نمیشد. آدم مدعی باشد که موالی این خانواده است، بسیاری مدعی بودن. ولی به موقعش باختن. بسیاری حسینی شدن، زینبی نشدن. بسیاری اول علوی بودن، فاطمی نشدن. تو همین انقلاب خودمان را شما نگاه کنید. چقدر آدمها سینه چاکتر از تو. خدا را شاهد میگیرم. یکی از دانشآموزای بنده که الان جاش را سر منه. یکی از موفقترین آدمهاست الان از حیث هم معنوی هم تولید، تول-تول حالا مسائل اقتصادی آنها به گوش به فرمان رهبر عزیز، یکی از برترین تولیدکنندگان کشور میآید بعضی موقع این شبها انشاالله میآید.
حقیقت ولایت
این بنده خدا میگوید حاجی آن موقع که من شما اومدی معلم ما شدی، یک جمله گفتی این همیشه زنگ میزند تو گوش من. چند وقت پیش زنگ زد گفت حاجی دعوت شدم رفتم کربلا. یک شب کربلا بودم ضریح سید الشهدا را برام باز کرد آن خادم خاصش. رفتم آن قبر آقا را بوسیدم. شما دقت میفهمی چه؟ حالا یک جمله نجاتش داده که خدا به لسان این بیچاره جاری کرده بود. میگفت همیشه تو گوش من زنگ میخورد. میگفتی آآآه برو بچه ها. خیلیها عاشقتر از من و شما بودن وسط این گود. استقامت خیلی حرف مهمیه. حالا اینها ربطش به رب، به رب توست.
سخن از انسان
تو با چه اسمی به الله مرتبط شدی؟ یکی با اسم الرؤوفه، الودوده دست به سر یتیم میکشد. این با اسم الودود به الله ربط پیدا کرده. آن کسی که نه، همش خشونته، همش ظلم، همش ستمه. دل پدر مادر میشکند. این با اسم القهار ربش القهاره. اونایی که تو بحثهای قدیم نبودن متوجه بشن چه داریم میگوییم. با همان رب هم محشور میشود. يا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِ. هرچه این آیه را میخونیم باز جا دارد. إِنَّكَ كَادُوهُنْ إِلَى رَبِّكَ. به سمت پروردگار خودت میری. سینه برای من چاک چرا گرفتارم؟ تو منو گیر آوردی خودت. اصلا قاعده این است، سنته.
آزمون بندگی
وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا أَوْ تَحْوِيلًا. نداریم اصلا به غیر از این تبدیل و تحویل ندارد سنت. بشین سر جات ببینم. كَادُوهُنْ كَدْحًا تاکید میکند باز. باید از شب بری به به روشنایی. قوس نزول از را هر مراتب بالا روزن، پایین لیله دیگر. بالا نهار پایین لیل. قوس النزول إِنَّا لِلَّهِ اومدی از نور اومدی هی به ظلمت. دیگر ظلمت سراترین اینها دنیا همینجور که هست مشع طبیعت. اومدی از نور اومدی به حالا در وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ. در قوس صعود باید بری به چه برسی؟ دوباره بری از این لیل. ببین فتحج من اللیل فتح.
علم و معرفت
دیگر از این لیل که الان قرار گرفتی در وادی لیل، شبه دیگر. دنیا نسبت به مثال و عالم مثال و برزخ وجود خودت و که برزخ حالا عالم مثال متصله با برزخ و مثال بیرون از تو که مثال منفصله. آن، اینها اصطلاحاتو میگویم بعد تو کتابا درگیر میشید بدونید یعنی چه. اینها نسبت مثلا نشء ملکوت نسبت به عالم مثال لیله. نشء ملکوت نسبت به جبروت لیله. نشء جبروت که عالم امیرالمؤمنین است نسبت به نه، نه، نشء یا عالم لاهوت که عالم پیغمبر است، مقام قاب قوسین أو أدنی است. آن باز نسبت به آن لیله، آن نهاره، آن. لذا و شمس پیغمبره، نور محظ پیغمبره، مشکات پیغمبره.
مقام اهل معنا
در قوس صعود تو باید از شب بری به روز. يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ. دونه را باید بکاری، بذرو بکاری در دل خاک تاریک، تاریک، تنگ، ظلمت سرا، در غربت یک دانه را بذاری تا رشد کنه، شکوفه. همان اسم را ملاقات میکنی. چون این بحثها تو بحث لقاء الله گذشته اجازه دهید من رد شم سریع. نگاه های شما منو متوقف میکند. یَبْعَثَكَ رَبُّكَ رب تو. بحث ما اینجا یهو به اینجا کشیده شد. رب تو برمیانگیزاند تو را مقاماً محموداً. جاهایی که اهل بیت دو رکعت نماز هم حتی خونده باشن میگویند مقام. مثلا مسجد سهله، مسجد کوفه.
پیوند عالم و آدم
اینها میگویند مقام امام صادق. آقا دو رکعت نماز اونجا خونده. میگوید قیام، محل قیام. مقام یعنی قیام تو. به یک معنا میشود قیامت تو. قیامت تو که همان قیام توست و از اقامه صلاة تو مشخص میشود که قیام تو کجاست، رتبه قیام تو کجاست و معنای قیامت تو چیست؟ همان ق-قامت الصلاة که قرآن میگوید استعينوا بالصبر والصلاة. این صبر و صم گرفتن. یعنی پیغمبر عزیز عالم و الصلاة را خودشان فرمودند. یعنی ولایت علی صلوات الله عليه. مقام تو از قیام توست و آن قیامت توست. از اقامه صلاة توست که حقیقت ولایت است. هرچه در اقامه صلاة به ولایت رسیدی یعنی قرب، یعنی علم، یعنی تلبس به أسماء الله.
ثمرهٔ اخلاص
الله اسم جمع که مصداق عینی و خارجیش میشود ولی الله العظم، بقیت الله العظم. هر چقدر نور گرفتی، علم گرفتی، آن سعای وجودیت چنان گسترش پیدا کرد که آنقدر صد تا هزار تا جدول از دریا آب گرفتی، به همان میزان به ولایت رسیدی و آن قیام توست. آن مقام توست و قیامت تو هم براساس همونه. ببین کجا دارد در میآید این حرفا. حالا بعداً آن موقعها بسیاری فرار کردند، بسیاری ریزش کردند، بسیاری ب-به ما تشر زدن، توهین کردند. پرچم بلند کردیم تو مشرب علامه. بسیاری گفتند این حرفا به چه درد ما میخورد آن موقعها؟ الان که رسیدیم تو سیر عملی دارد میگوید آقا نماز شب پاشو بخون.
درنگی در آیات
نماز شب خوندم چرا هیچ خبری نمیشود؟ این قواعد را براساس آن آموزه های عرفان نظری و حکمت نظری باید پیاده کنی که آن برانگیختنت، آن قیامت که قراره قیامت تو باشد، در یک اصول و اساسی باشد. آن پرچمی که دستت میگیری وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا. آن پرچم فرق میکند روش چه نوشته. که حالا آن پرچم پیشانی توست. حالا این حرفو به اجازه دهید بعداً. میخواستم را محمود توقف کنم. یک دو سه تا نکته بگوییم انشاالله بعد فردا صبح مقام محمود را میگوییم. مقام محمود روایاتی داریم نسبت به عقول مخاطب سخن گفتند. میگوید نکلم الناس على قدر عقولهم دیگر ما به قدر عقل مردم با آنان حرف زدیم، نه به قدر خودمان.
نتیجهٔ طبیعی عمل
ما با اَهَدی به اندازه عقل خودمان حرف نزدیم. اهل بیت علیهم السلام. اونجا می فرماید که، توی روایت می فرماید مقام شفاعت کبراست. یعنی اگر تو میخوای به شفاعت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها که تو مناجات و تو روضه هی داد میزنی، آره در مقام شفاعت قرار میگیره. چه آوردی یا زهرا برای شفاعت کبرای خودت؟ دستهای بریده اباالفضل را میآورد بیرون. اینها روایات بعد با آن گریه میکنی، کردی. این میخواد بری در مقام شفاعت قرار بگیری. آیا به مقام محمود رسیدی که شفاعت بشی؟ آخه با ها و هوی نیست. این را دارم من میگویم. موشک ما امشب آن نقطه را دارد میزنه.
پایان سخن
با های و هوی نیست. خیلیها های و هویشون از ما بیشتر بوده. به مقام محمود اگر رسیدی مقام شفاعت بله. بعد اگر خیلی رسیدی خودتم پرچم شفاعت بلند میکنی. تا جایی که حتی بعضی از روایات تا هفتصد هزار نفر را برایش شهید گفتند، نه هفتاد نفر. این مقام محمود مثل شهید، شهید حاج قاسم سلیمانی قربونش برویم که حالا بچه ها هم که میآیند این شبها میخونن برای حاج قاسم هم بخونن. ایشون حق حیات گردن همه ما دارد. خودشان به آن رفیقشون حالا اسم نمیبرم گفته بود که من این سی و دو ساله، سی و یک دو ساله که نماز شبم ترک نشده. حتی تو هواپیما شب آخر می رفت ساعت یک دوازده اینها تو هواپیما نماز شب خونده بود. من دیدم عکسشو تو آن شب آخر. بچه ها بهم نشون دادند. بعد ایشون می فرمود که آن هم به سبک پیغمبر. پیغمبر همان نیمه شب که شروع میشود الان یازده و ربع اینها حدوداً نیمه شبه دیگر. همونجا دو رکعت اولو اونجا میخوند بعد میخوابید. بعد دوباره پا میشد دو رکعت دوباره میخوابید. اینطوری، به این سبک. بله اینطوری میشود پرچمش بالاست، مقام شفاعت چنان دارد که انقلاب را احیا کرده. بدنش تازه، بدنش انقلاب را احیا کرده که رهبر ازش تشکر کرد. گفت من تشکر میکنم از روح شهید سلیمانی سلام الله علیه. مقام محمود یک معناش این است. مقام دوم حالا اونچه که یک ذره عقل کسی که را به را و مخاطب امام قرار گرفته بود، این عقل عقیلتر بود. عقیل بر وزن فعیل یعنی مبالغه، مشبه، شدت این صفته. مثل اینکه عقیله بنی هاشم، خیلی عقل بوده. عقیل بوده پیغمبر اونجا اهل بیت بهتر سخن گفتند. رفیق دارم کد بهت میدم. اگر میخوای محرم سر امامت بشی عقیل شو. به همین وزان میشود گفت توسط و حضر زینب سلام الله علیها زیاد باشد. حالا اینش بمونه برخی بگن حرف احساسیه ما مسیر علم را داریم میرویم جلو. احساساتمونم مبنای علمی دارد و باید داشته باشد. اونکه عقلش بیشتره پیغمبر فرمود اهل بیت علیهم الصلاة والسلام فرمودند ول با کد و رمز گفتند. این کد و رمز و امثال علامه حسن زاده ها با ذره بین طهارت نفس گذاشتن، این کد را زدن رمز را زدن قفل باز شد برای ما گفتند. گفتند مقام محمود مقام علم به احوال اعیان موجوداته. اونایی که تو مواعظ بودن این ترجمه چیست؟ علم به احوال اعیان موجودات چیست؟ فمن تُ-تُؤْتِي الحكمة هرکس قرآن میگوید هرکس که ما به او حکمت دادیم فقط أوتي خيرا كثيرا. خیر کثیرا قرآن کی معرفی کرده ؟ حضرت زهرا انا اعطيناک الكوثر. اینجا میگوید فقط أوتي خيرا كثيرا. هرکس که حکمت به او دادیم خیر کثیر. حضرت زهرا، خیر کثیر. علم به اعیان، احوال اعیان موجودات. یعنی تو پشت پرده همه چه را ببینی. خودتو، باطن خودت، باطن زمین یعنی عبور کنی. یعنی موت قبل أن تموت. این یعنی همان حکمت که هرچه بیشتر این را میبینی از ظاهر میری به باطن تو حکیمی، تو حکیم تری، حکمت داری، بت میشود گفت حکیم. که یس و القرآن الحکیم. پیغمبر هم حکیم علی الاطلاقه. پس حضرت زهرا همین وزان شد که بله درخور توجه است که حدیث داریم از امام صادق. چند تا تو مجموعه روایی مهم ما بیان شده که آن حکمت منظور معرفت امام است. امامتو بشناسی آن حکمته. یعنی چه امامتو بشناسی؟ چون امام محل جمع ب-به توجه شود مصداق اسم الله در بیرونه. اسم الله اسم جمع، اسم خاصه، مقام جمعی دارد. مقام، مقام قلب توئه ببین همه اسما اونجا حضور دارن. امام عصر همه کلمات وجودی نظام هستی در او هستن. انسانها همه، همه انسانها، همه نباتات، جمادات، حیوانات. هرچه خدا خلق کرده همه شؤون امامن. یعنی در او مندمج و مندرج در او هستن. مستکن و مستجن در او هستن. آن متن، اینها شرحشن. حتی قرآن کتبی شرح اوست. این نظام افقی شرح اوست. این نظام افقی قرآن عینیت، آن کتاب کتبی قرآن میشود گفت قرآن کتبی یا شرح کتبی امام زمانه. پس امام عصر را بشناسی یعنی همه کلمات وجودی و نظام هستی را شناختی. چون همه چه در او مندرجه، مندمجه. از چه به اینجا رسیدیم؟ تمام دست ما بالا بحث هم ناپخته مونده بی ندارد. هرکی دنبال کرد تو کانال چون این را بقیه شو ما صبح میگوییم، اونجا پیگیری کنه قشنگ براش جا میافتد که وجوه دیگرش را بگوییم یعنی چه. حالا الان خیلی راحت بچهترها هم میفهمند. قرآن راه رسیدن به این خیر کثیر را به یک معنا، حکمت را به یک معنا، قرب را، قرب محضه به یک معنا، علم را، نور را، ولایت را همه اینها بودن. خیر کثیر و حضرت زهرا را، معرفت امام و همه اینها را گفته چه تو را به اینها میرساند؟ "و من اللیل فتهجد به نافلة الله". این یک دستور العمله دیگر. دستور العمل عملی علامه است. که حالا این ما را به کجا میرساند؟ اینکا این حرکت از نقطه شروعش که شروع میکنی به کجا میبرد؟ انتهاش را از یک روایتی از کتاب شریف، این کتابی که دست منه، کتاب کلمات مکنونه من علوم اهل الحکمة و المعرفة. از مرحوم ملا محسن فیض کاشانی. من تو راه اربعین کربلا هی باز میکردم هرجا استراحت میکردیم یک حدیث از اینجا برای بچه ها میگفتم مخشون سوت میکشید. این کتاب شما باید باشد این کتاب. چون شما درس و بحث دادین اینارو باید بفهمید. آخر این حدیث را میخواهم براتون بخونم. وقت نیست همشو بخونم. اینجا امام صادق صلوات الله علیه این حالاتی که داشتن نماز میخواندند تو نماز غش میکردند و میگفتند آنقدر تردید کردم در این آیه، آنقدر هی گفتم، گفتم تا مشافهتا از لب خدا شنیدم غش کردم. بعد اونجا حضرت الله اکبر ببین چه فرموده. الان میشود این را گفت. در غیر این حالت نمیشد من این حرفو به شما بزنم چون مشکله. عقل آدم پس میزند. باید یک طهارتی ایجاد باشد. "أنه قال" ملا محسن فیض دارد میگوید. او امام صادق صلوات الله علیه فرمودند، قال. "لنا حالات" باز دارد این هم توجه داشته باشید. نمیگه مقامون میگوید حالات. "مع الله" به اتفاق الله اسم جمع. شما تو آن حالت به اتفاق خدا چگونهاید؟ "فیها" به این نکته توجه شود "أنه قال لنا حالات مع الله هو فيها" او، هو، او فيها در آن حالت نحن. اجازه دهید ترجمه نکنم. و نحن فيها یعنی تو آن حالات. نحن فيها هو و مع ذلك هو هو و نحن نحن. حالا نخون، نماز شب نخون. این آخر مقام محموده. آخرشو گفتم اولشم گفتیم دیگر. پاشو دیگر که وضو بگیر نماز بخون یا بیدار باش. بیداری سحر که صمت جوع، صمت و جوع، صمت با صاد سکوت، جوع گرسنگی، سحر با ه دو چشم و سین صیبی یعنی بیداری شب. حال نداری نماز شب، بیدار باش. صمت و جوع و سحر و خلوت و ذکر به دوام. ناتمامان جهان را کند این پنج تمام. از این پنج دو تا را. حالا شش ساعت سینه بزن. به چه درد امام زمانت میخورد؟ آن باید مقدمه باشد. من خودم سینه زنم روضه خونم میون دارم. این چرا از من دارید میشنوید؟ دیدین با هم بزرگ شدیم از بچگی با هم بودیم. آن باید مقدمه باشد برای اخذ این معارف. یعنی اگر آن باشد ول باشد بعدش آن حجاب، اصلاً آن، آن میبرد جهنم. بقیش ابی عبدالله کرم کنه بیاید ببره. معذرت میخواهم این را ببخشید. و الا اشک مقدمه برای معارفه. لذا همه حکما فرمودند این معارف خورشده، اصله، سوز و آه و اشک و روضه و اینها نمکه که تو مزه بهت بدهد. الان همه هیئت ما برعکس شده. که اگر این معرفت نباشه هرچه حضرت زهرا داد بزنه، گریه کنه، میگویم بابا علی به او بگو استغفرالله و اسئل خدا بگو این خانمت، ببخشید من اینطوری میرم تو روضه، یا شب گریه کنه یا روز بسه دیگر. چه خبره ما را از زندگی انداخته. معرفت نباشه این میشود. حالا نماز شب میخواندند، قرآن حفظ بودن، اشک میریختند. روایات داریم اینها اشک میریختند قرآن میخواندند. پیغمبر میگوید اینها از بچگی اشک میریختند قرآن میخواندند. کدومتون قرآن خوندید اشک ریختید؟ سیزده نفرشونو جمع کرد پیغمبر گفت تا با اشک قرآن نخونید ولتون نمیکنم. دوازده تاشون با اشک خوندن، یکیشون نتونست. بعد میری تاریخو میبینی همینا جلوی حضرت زهرا وایسادن. این اشک به چه درد آنها خورد؟ معرفت، معرفت امام، حکمت. السلام علیک یا فاطمه الزهرا.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.