[سخner] السجادیه.
والمآثر المعفرایه والعلوم الكاظمیه والحجج الرضویه.
والجود الثقویه والنقاوة النقویه والهيبة العسكريه والغيبه الالهيه.
اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه واجعلنا من خير اعوانه وانصاره وشيعته والمستشهدين بين يديه.
المستغاث بك يا صاحب الزمان.
المستغاث بك يا صاحب الزمان.
المستغاث بك يا صاحب الزمان.
السلام علیک يا داعي الله وربانیة آياته.
سلام علیکم ورحمة الله.
هدیه به پیشگاه حضرت حجت.
ارواح من سواه فدا.
ان شاء الله که حضرتش هر کجا تشریف دارن به مرحمت این شهدا امشب جمع ما رو دعا کنن صلواتی قرائت بفرمایید.
اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجهم.
تبرکاً سه شاخ نبات تقدیم کنیم.
در خصوص احکام استفتاء شده از رهبر عزیزمون که برای اینکه تشخیص بدیم آخر شهر کجاست میخوایم بریم سفر خب باید چه حد ترخص رو چه مسافت شرعی رو از آخر شهر حساب کنیم.
حالا آخر شهر کجاست؟
سؤال اینه که آیا خانهها ملاکاند یا مغازهها و این کارخانه جات و اینها هم حساباند؟
خب این مهمه دیگه.
الان بسیاری از شهرها حومه خودشون در انتهای شهر شهرک صنعتی زدن، کارگاههای تولیدی راه انداختن.
رهبر عزیزمون فرمودن نخیر ملاک خانههاست نه کارخانهها.
پس اگر شهری به کارخانه صنعتی ختم میشه اون کارخانه صنعتی رو دیگه نباید حساب کنی از آخرین خانه شهر.
اما در خصوص قرآن.
حدیث عجیبی البته برای من بیسواد عجیبه.
از کتاب شریف کنز العمال قرائت کنم.
امام سجاد سلام الله علیه فرمودن "من اراد علم الاولین والاخرین فلیثور القرآن" با سه تا سه نقطهست.
هر کس که اراده کرده است علم اولین و آخرین رو الله اکبر.
تو چ میخوای از جهت علمی چه کاره بشی؟
به یک دیپلم و فوق دیپلم و چه میدونم کارشناسی و ارشد و دکترا و فوقش و فوقش پروفسورا به کجا میخوای برسی؟
میگه آقا مطلق علم نظام هستی رو اول و آخرش رو میخوای؟
فلیثور القرآن.
اون فلیثور القرآن درش کتابها باید نوشته بشه.
اهلش باید منبرها برن در خصوص همون یک کلمه.
به نوعی یعنی کندوکاو در قرآن، شخم زدن آیات، زیربنای اصل طهارت و ادب که قبلًا گذشت که دم على الطهاره یوسع رزقک.
بر طهارت مداومت ببر تا رزقت زیاد بشه.
چه رزقی بالاتر از علم؟
و چه معدن و منبعی بالاتر از قرآن برای ارتزاق علوم عقلی؟
میگه قرآن رو ورق بزن.
دقت بفرمایید همین سوری که اصطلاحا میگن با حروف مقطعه شروع میشه مثل الف، لام، میم.
مثل ها، میم، کاف، ها، یا، ایین، صاد، عین، سین، قاف، یا، سین، قاف.
اینا همه حروف مقطعهاند.
جالبه که معمولا بلافاصله بعد از این حروف مقطعه اسم کتاب و قرآن اومده.
مثلا اولین سوره ای که بر اساس البته انزال دفعی قرآن "انا انزلناه في ليلة القدر" این قرآنی که دست ماست که به یکباره به جان پیغمبر نازل شده، نه اون "انزل الملائکة"، نه اون قرآن تنزیلی بیست و سه ساله.
این قرآن اولین سوره ای که درش حروف مقطعه آمده سوره بقره است.
معمولا هم پنج آیه اولش رو حفظید.
حالا ما میگیم پنج آیه اول سوره بقره و بچه هم حفظ میکنه و میره مسابقه میده و یه جایزه هم میگیره و تموم فکر میکنه دیگه وزنه رو زد.
در حالی که حالا نمیدونم چرا یهو الان این تو ذهن من اومد به یادگار خدمتتون عرض کنم مرحوم گنابادی رحمة الله علیه این عالم متأله بزرگوار شیعه می فرماید اگر پنج آیه اول سوره بقره رو فقط از حیث فعل و فاعل و مفعول و جار و مجرور و نمیدونم این چیزا بحث ادبیات و اینها بخواید شما به وجوه متعدد دربیارید و قرائت کنید، این عالم بزرگوار می فرمود و استاد ما هم تصریح میکردن، می فرمودن به یازده میلیارد وجه میشه این پنج آیه اول سوره بقره رو خوند.
خب ما هم همینطوری میخونیم.
چه خبره تو این قرآن ما بیخبریم دامن این شهدا رو بگیرید التماس کنید برای اینکه "ان ربهم يرزقهم" که محضر امیرالمؤمنین مشغول به قول سید بحر العلوم تعلیم حکمت و علماً که "يعلمهم الكتاب والحكمة" اصلاً نمیشه اینا رو از هم جدا کرد و بعضی از حکمت فراریاند.
بگیم آقا از امیرالمؤمنین از اربابتون برا [مکث].
حالا اونجا بحث چی شد که به این حاشیه رفتیم؟
البته اینا همش اصلاند.
حاشیه چیه؟
"الم ذلک الكتاب" اسم اشاره به دورم میاره.
پیداست اون [مکث] کتابیست که هنوز تنزل پیدا نکرده.
اسم اشاره به دور.
چون خیلی میگه اشاره به دور اصلاً دست تو نمیرسه.
"إن هذا القرآن يهدي للتي هي أقوم" این یعنی در دسترس ماست.
"ذلك" اما بحث اینجاست میگه کتاب بعد "یاسین" دوباره میگه چی؟
از اسم قرآن میاره.
"یاسین والقرآن الحکیم" که علامه حسن زاده میفرمود این از حکم میاد.
ریشه حکم است.
تک تک آیات و حروف و کلمات قرآن حکم است.
اصلاً نماز حکم است.
روزه حکم است.
آسمان حکم است.
زمین حکم است.
تک تک شما حکم الهی هستید.
"ولا يمكن الفرار من حکومتک" علامه میفرمایند از ریشه حکم است.
نه یعنی من میخوام فرار کنم، نمیتونم.
نه.
یعنی به قدری کلمات نظام هستی تو محکماند و استحکام دارند برای چی فرار کنم؟
همه چی رو حسابه.
همه چی.
به قول علامه عالم علم امباش در روی هم است [مکث].
عجیبه تو شاخ نبات قرآنیم هنوز بحثمون رو ورود نکردیم.
هی رزقتون داره میاد.
این معلومه که انشاالله تطهیر نفوس صورت گرفته.
قرآن، قرآن، قرآن.
اصلاً با همین شاخ نبات بریم تا آخر چه اشکالی داره [مکث].
حالا مثلاً "قاف والقرآن المجید".
بسه همین سه تا مثالی که زدیم.
چرا بعد از حروف مقطعه اسم کتاب و قرآن میاد؟
خدا به نوعی میخواد عظمت و اون معجرهای که آفریده است رو به من و تو به رخ بکشونه.
بگه آقا جان ای که تهدید کرده خدا شماهایی که نمیتونید همتون با هم جمع شید یه سوره از قرآن مثل قرآن بیارید، میدونید من این قرآن رو از چه نظامی، از چه ریشهای، از چه کلماتی، از چه حروفی خلق کردم؟
ان شاء خداست دیگه .
همین "الم".
"hamim" از همین کـ-- از همین حروف.
چیز عجیبی نیست و جالبه وقتی این حروف مقطعه رو به هم وصل کردن از بچگی دیگه از معلمهاتون شنیدید حروف مقطعه قرآن رو به هم وصل کردن چی شده جملهش؟
"صراط علی حق نمسکه".
الله اکبر.
اسرار و رموز رو ببینید.
میگه صراط علی حق است و من تمسک میجویم.
ما تمسک میجویم به او.
جالبه بدانید حالا من اینو خیلی سربسته عرض میکنم میرم.
جزو روح کلمات و اون اعداد که یک شب مختصراً بحث کردیم.
یه چیزکی هم عرض کنیم که اگر دقت کنید اهل دقت متوجه میشن تک تک حروف که در این حروف مقطعه اومده یعنی "صراط علی حق نمسکه" جزو چهارده حرف نورانیاند.
ما در ادبیات عرب چهارده حرف داریم که معروفاند.
میگن چهارده حرف نورانی که در علوم غریبه به قول علامه آشنا [مکث] بسیار معارف ذیلش گفتن.
حالا من یک چیزکی عرض کردم و بریم [مکث].
شاخ نباتی از عترت.
رسیدیم به شب دهم است دیگه.
دهمین اصل از صد اصل اول هزار و صد اصل کتاب الفین علامه حلی پیرامون اثبات عصمت و امامت اهل بیت علیهم الصلاة والسلام.
خیلی زیبا اصل دهم و همه فهم.
میفرمود که آقا جان ما معتقدیم که عصمت واجب است.
اگر کسی بخواد امام شود واجب است که عصمت داشته باشد.
اصلاً بحث عقلیه.
مگه میشه کسی که عصمت ندارد خدا او را از خطا و اشتباه و حتی سهو حفظ نکرده، امامت جهان اسلام بلکه نظام هستی رو به عهده بگیرد.
ما معتقدیم امام فقط امام من و تو که نیست که.
امام صادق صلوات الله علیه فرمود در همه ادوار که طرف پرسید قبل از ما آدم بوده؟
فرمود بله.
قبل از اون آدم بله.
قبل از اون بله.
تو هرچی بپرسی قبل از اون آدم، آدمی بوده است من امام صادق میگم بوده است.
اما اینو بدان بر تمام ادوار بشر و نظام هستی حجت و امام ما بودیم و خواهیم بود.
ما که بمیریم اصلاً این نظام برچیده بشود طبق علم حیویت و هیأت اگر دوباره کره زمین رو این کره خاکی و ارض رو دوباره آب بگیره دو مرتبه از زیر کعبه خشکی نمایان شه دوره جدید خلقت شروع میشه.
بر اونها هم امام زمان من و تو امامه [مکث].
ما معتقدیم عصمت میخواد.
نمیشه کسی که خطا داره نظام هستی بر اساس طهارت چینش شده.
اصلاً تو متن نظام هستی طهارت تعبیه شده است .
نگاه نکن یه عده قلیلی بیطهارتی میکنند.
خب خدا براشون ادبستانی مثل جهنم فرض کرده است که دیشب عرض کردیم پیغمبر دو انگشت اشاره و شهادت رو به هم چسبوندند و چی فرمودند؟
"أنا والقيامة كهاتان" که این مثال است برای فهم و سهولت من و تو.
و الا اصلش اینه که پیغمبر بگه اصلاً قیامت منم.
اخم پیغمبر جهنم است.
لبخندش بهشت است.
لذا عرض کردیم جهنم جلوه جلال پیغمبر است و بهشت جلوه جمال و این هم در ما تعبیه میشه.
اگر من جهنمم پیغمبر به من اخم میکنه.
اگر من بهشتم پیغمبر به من میخنده.
حالا این همه حرف زدیم که چی؟
میگیم آقا جان عصمت اگر واجب بر امام مگر عصمت درون مایه نیست؟
کسی میتونه از بیرون تشخیص بده کی معصومه؟
اصلاً آقا معذرت میخوام بهترین آدم و بدترین آدم شهر خودتون اینجا نشسته باشن.
کی میتونه تشخیص بده اینا چیکارن و چین و کدوم بهتر از [مکث] اصلاً نمیدونم یه شب عرض کردم یا نه.
این اصل مهمیه خودش یه منبر میطلبه.
الحمد لله اهل علم تشریف دارن.
طلاب، فضلا، دانشجویان هستن میدونن.
اصلاً این نظام نشئه طبیعت بر اساس اسم ظاهر خدا قیام کرده است.
قرار نیست باواطن آشکار شود.
چه اونها آشکار میشود؟
چه یوم تبلی Serai است.
اون مربوط به وقتیست که عالم بر اساس اسم باطن خدا ظهور کند.
خود من ظهوره ای باطنه و من باطنه ای ظاهره.
هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بكل شيء عليم.
[مکث] پس عصمت درونه.
ما تشخیص نمیدیم کی عصمت داره.
خدا تشخیص میده.
پیغمبر تشخیص میده.
پس چرا شما از خودتون نشستی جانشین تعیین کردید دستاشون بالاست و لالاً از جواب [صدای روی میز زدن].
خدا رحمت کنه علامه حلی رحمت الله علیه این کتابش رو به یادگار گذاشته.
بچهها هم بخونن میفهمن.
انقدر کتاب داستانهای نمیدونم یه توپ دارم، این شعرا یه توپ دارم، قل قلیه سرخ و سفید و آبیه این-اینها رو به بچهها یاد ندید.
دیشب یه بحثی پیرامون قوای سامعه و بصره کردیم.
گفتیم اصل وجود ثابت ما اینها تثبت میشه درش تثبت پیدا میکنه.
دیگه هم لا یتغیر است.
میخوام برسم به بحث نقطه سر خط.
گفتیم اون کسی که درون رو میتونه تغییر بده صاحب مقام کن است.
کن فیکون.
اراده الرب است و امشب عرض میکنیم صاحب الأمر است [مکث].
بزرگان حالا که بحث بچه شد و مطالعه و شنیدن و قوه سامعه و بصره و ذائقه و شامه و لامسه و چه میدونم متخیل و متوهم و همه اینها که قوای وا-وا درونی ما باهاش مرتبطند.
بزرگان اهل معر-- آی زن و مرد مخصوصاً خانوما گوش بدن.
آی زن و مرد بزرگان اهل معرفت فرمودن مخصوصاً در خصوص قوای سامعه که ده برابر بصره اثرگذار است چه در منفی چه در مثبت.
اولین صداهایی که به گوش بچه میرسد [مکث] در همان رحم مادر یا وقتی متولد میشه.
اولین چیزی که بچه در تولد میبیند [مکث] این درون مایه بچه رو تشکیل میده.
تثبت پیدا میکنه در درون بچه و همه دقت کنید تمام تمسلات، تمام مکاشفات، اصلاً سیر این بچه طی نظام این سه حتی بعد از مرگش بر اساس همون درون مایه و خمیرمایه اولیه است که دیشب ثابت کردیم مهمترینش تو شنیدن و دیدن است.
بعد میگن حالا یه موسیقیه دیگه چه اشکالی داره چیه؟
اصلاً درون حالا موسیقی گوش میده بچه؟
موسیقی حرام گوش میده؟
تصویر حرام میبینه؟
بعد براش بیارش هیئت.
ببرش مکه.
ببرش حرم.
اون نور اومده قاطی شده با باطل با اصلاً نمیشه ظلمت و نور با هم نمیشه مخلوط بشن [مکث].
بچه میبینی منکوس شد یا قلبش منعکس شد.
میگه بابا این فیلمها چیه جمعش کنید.
اون درون مایه رو درست نکردیم [مکث].
حالا نمیدونم چرا بحث ما به این مسائل میره و من اینها رو نمیخوام توضیح بدم.
خدا به شما خیر بده [مکث].
عرض شد که ما یه فردا شب در خدمت شماییم.
معمولاً تو این شهر بعضی روزها من از صبح تا شب پنج تا شش تا منبر و صحبت داشتم.
تنها جایی که اشکال به نوع و سطح صحبتهای من نشده اینجاست.
جالبه [مکث] از امیرآباد دو تا پیرمرد لنگان مو سفید، اونجا من منبر یه شب رفتم، دیدم از فردا اینجان با ما با سرویس پا شدن اومدن اونجا.
گفتم شما اینجا چیکار میکنی تو یادمان؟
گفتن ما از حرفا سیر نشدیم.
به خدا قسم اینا پیر بودن راه نمیتونستن برن.
ما سطح مردم رو پایین نگه میداریم.
ما میترسیم حقایق رو بگیم حرف بشنویم.
مرد حرف شنیدن نیستیم و متأسفانه متولّی-متولیان فرهنگی ما سطح مردم رو پایین، حاج آقا، آقا معلم این حرفا رو نزن، اینا در حد مردم نیست، نمیفهمن.
پیرمرد راه افتاده دنبال من بچه طلبه تا اینجا [مکث] از امیرآباد.
هر شب هم میاومد.
نمیدونم الان باشه یا نه.
اصلاً چه قیافه این پیرمرد رو میدیدی.
أستغفرالله خدا طول عمر بده.
میگفتی این میته.
این مثل میت متحرک.
چرا ما دست کم میگیریم آدمامون رو؟
حالا بماند [مکث].
وعده داده بودیم امشب به فضل الهی پیرامون مقام صاحب الأمر حضرت حرف بزنیم چون دیشب بهش رسیدیم.
انقلابی در درونتون ایجاد شد که البته این هم اشتباه است.
امروز بر منزل شهید دل-- گلشادی که ما روضه داشتیم، یکی از عزیزان همین یادمان اومد ما رو بوسید گفت حاج آقا من دیگه هیچ سخنرانیای نمیرم.
گفتم چرا؟
گفت اصلاً دیشب بیچاره کردی ما رو.
اصلاً نمیتونم دیگه هیچ سخنرانی رو گوش بدم.
اگه حرفای این-- گفت اشتباس.
این اشتباهه.
سطح خودت رو پیدا کن.
عطش وجودیت رو پیدا کن.
إن الأعطیات على قدر القابليات.
قابلیتت رو ببر بالا تا فاعلیت فاعل بر اساس قابلیت قابل تنظیم بشه.
باید حرکت کرد.
این نیست که ول کنی.
باید حرکت کرد.
دقت بفرمایید برای اینکه مقام صاحبالامری تبین بشود در محضر اهل علم عرض میکنم مطمئنم اگر همین عزیزانی که الان عمامه به سر دارن، این عمامه مقدس رو و اینجا نشستن، عین این یازده شبی که من وقت شما رو گرفتم بهشون میدادی پیرامون فقط مقام صاحبالامر حرف میزدن و وقت کم میآوردن.
حالا من میخوام تو بیست دقیقه چجوری جمعش کنم شما کمکم بدید.
خواهر و برادر نثار شهید حججی که این سفره رو پهن کرده امشب دور هم غذای عقلی برداریم صلوات ختم کنیم.
اللهم صل على محمد [همصدا].
مراحل سیر و سلوک انسان اول از توجه عرفانی شروع میشود.
[همصدا] اگر دوست داشتید حالا بعدها یه فرصتی ما که دیگه از خدمت شما مرخص میشیم پیرامون تکتک این عناوین دهها جلسه پرسش و پاسخ بحث میگذاریم با هم ببینید چه درون مایه ای دارد.
توجه عرفانی یک ظرفیتیست خدا به تکتک شما اینجا نشستید داده، عطا کرده.
ببخشید از بدترین تا بهترینتون همه این توجه عرفانی رو در درون مایتون دارید.
یعنی انسان نفس، نفس ناطقهش چنان قدرت دارد که اگر متوجه نظام بالا دست شود از طبیعت بکند که اصطلاحاً بهش میگیم بدن، جسم.
میگن جسم مظهر ظلمت است، روح مظهر نور است.
اگر ظلمت رو کنار بزنه، نشئه طبیعت رو کنار بزنه، دلبستگیهاش رو بشکنه طبق مجلس چند شب پیش حلقههاش رو از دنیا بکنه، به توجه عرفانی مینشیند که دو راه دارد.
البته یک راه صراط مستقیم است.
بعضیا اومدن تخطی کردن، یه راه اضافه کردن.
اصطلاحاً میگن راه رحمانی، راه شیطانی.
شیطانی هم اضافه کردن اونا هم منتها تو یک حدی حرکت میکنند و متوقف میشن.
دقت کنید انسان در درون خودش چنان قدرت دارد که البته بنا-- اون پی که میخواد بنا روش وایسه چند شب عرض کردیم که طهارت است و ادب.
آیاتش هم خوندیم.
اگر، اگر کسی تطهیر نفس کرد و تعلیم علوم دید که حالا ارزش علم رو تا حدودی عرض میکنیم شاید فردا شب پیرامون این قصه رفتیم.
چنین کسی به مقام توجه عرفانی میرسه.
تقریباً فشار بدن از روحش برداشته میشه.
بالعکس میشه.
دیگه اینطور نیست که روح در بدن باشد بلکه بدن در روح است و روح سوار بر بدن است.
حتی به جایی میرسه که اگر س-- تشنهاش شد به توجه عرفانی و به ذکر یا ساقی یا ساقی یا ساقی به شرط طهارت و ادب، چنان به توجه عرفانی میافته که اصلاً تشنگیش رفع میشه.
گرسنه باشه.
انقدر ذکر میگه به توجه عرفانی گرس-- حضرت موسی چطور چهل شب در کوه توت نا غذا خورد نا آب خورد؟
به توجه عرفانی نشست.
این قدرت در ما هست.
ما مقدماتش رو پیاده نمیکنیم.
بعد میافتیم تو دام اونایی که یک قدم به سمت شیطان رفتن، ریاضتهای غیر شرعی رو متحمل شدن.
اونها هم سختی میدن به بدن که مظهر ظلمت وجودشونه.
اونها هم میافتی صبح تا شب یه دونه خرما میخورن.
اونا هم میافتی میبینی دوازده ساعت میشینن ظلم میزنن به این نقطه.
خیلی سخته.
آقا سکوت سخ-سختترین کاریه که انسان میتونه انجام بده.
لذا غذای عقله.
گفتم سکوت غذای عقل است و حرف خوب زدن غذای روح.
اگر میبینید روحتون جون داره، عقلت به کار نمیافته، سکوتت کمه، حرف میزنی، حرف خوب هم میزنی اما زیاد میزنی.
چرا سید علی اقازی یه دفعه درس، بحث، منبر یهو چهل روز غیبش میزد؟
چرا؟
دنبال عقلش میرفت.
اینها که راه ریاضت غیر شرعی میرن به یک بخشی از قوای وجودیشون دست پیدا میکنند.
اونها هم به توجه عرفانی لکن به طریق غیر شرعی.
میتونن با آینهبینی کنن میگه آقا فلانی دزد، دزد فلان جا تو اون خونه، میره میبینه اِ!
خودشه.
من برخورد کردم با کسانی که تو تهران از درون خودم حرف زدن اما چون میدونستم سابقهشونا مثلاً این درویشه جزو فرقه های ضاله است، جزو حلقههای عرفانی کاذبه، اتفاقاً قیافه گرفتم گفتم هرچی بلدی مال خودت.
درست میگفت.
واقعاً از درون من میگفت.
مثلاً من تو ماشین از خونه تا اداره توسل به امام عسک کرده بودم.
یه توسلی کردم رفتیم بابا رو دیدیم گفت آهاان چه توسلی به آقا کردی.
ببین اینطوری.
میخوام به شما عرض کنم.
اما یعنی این چیز عجیبی نیست تو یهو مریدش بشی.
میری تو درونش میبینی نمازشو نمیخونه، خمسشو نمیگه.
بعد تازه پاش بیفته میبینی حرمسرام داره.
بعد توجه عرفانی هم داره.
این درون مایه است.
مثل اینکه شما پولو بدی دست بچه، خب میره باهاش بستنی میخره اما اگر کسی بتواند متوجه بشود که چگونه عمل کند که ما این چند شب بعضی از رمزهایش رو عرض کردیم از طریق رحمانی سعای وجودی پیدا میکند.
بحث سعای وجودی ارتباطش با اسماء جمالی و جلالی که شبهای اول گذشت آهسته آهسته پردهها براش کنار میشه به توجه عرفانی میافته و به توسط قوه خیالش که در سه جهت تطهیر شده، یک حوزه اعتقادات، دو افکار پست و دنی خصوصا سوء ظن، سه آمال و آرزوها.
اگر از قوه مثال و خیال خودش این سه جهت رو تطهیر بکنه هنوز به مرحله عقل نرسیده ها.
هنوز به زیر عقله یعنی تو وهم و خیاله باز به توجه عرفانی میافته.
حقایقی رو میفهمه، خواب میبینه همون میشه و خیلی چیزهای دیگه.
این تازه ابتدای سیر و سلوکه.
طرف یه خواب خوب میبینه میگه تموم شد دیگه.
این ابتدای سیر و سلوکه.
یک چیزی رو متوجه میشه ببینه همونم دراومد.
استاد الله با خدا رحمت کند آیت الله حقنی یک روشی رو از استخاره به حقیر داد، یاد دادن و بعدشم از دنیا رفتن.
فرمودن که این اگر کسی قدرت استنباط از آیات داشته باشه مثل وحی منزله.
ما استخاره به همین روش میزدیم طرف مثلا رفته بودیم مشهد یه جا یه جوونی استخاره.
بعد باز کردم گفتم خوبه انشاالله ازدواج کن.
رنگش پرید افتاد پای ما به گریه بیفته.
یعنی تو، تو دیگه همون ولی خدایی هستی که ما دنبالش کردیم.
گفت چه خبره شلوغش کردین؟
روشه.
یک روشه.
چیز عجیبی نیست.
انقدر معذرت میخوام ما دستمون نرسیده به حقایق پشت پرده، به این نخود کیش میشا قانع شدیم و هر کس نخود کیش میش داره میگیم این کارش درسته.
در حالی که میفرماید التمس الآثار.
تورو خدا انقدر خوب دارید گوش میدید حتی اونا که بیرون سر قبر نشستن.
التمس الآثار.
میخواید دینتون کامل بشه یا نه؟
الأيام أكملت لكم دینكم محق-- متحقق بشه یا نه؟
نه محقق.
میفرماید که التمس الآثار من وراء الحجب حتی تستكملوا أمر دينكم.
اگر سراغ پشت پردهها و آثار پشت این حجابها نرید، شما هیچ وقت أمر دینتون کامل نمیشه.
راهشم همین ریاضت شرعیه است.
قربونتون برم انقدر خوب دل دادید.
دنبال حرفای عجیب و غریب من نگردید.
نماز ریاضت شرعیه است و لذكر الله الاكبر است.
روزه همین روزهای که میگیری بهترین، بهترین ریاضت شرعیه است که مرحوم حاجی متأله سبزواری علیه الرحمه در کتاب شریف و بی بدیل اسرار الحکمش میفرماید مجموع روایاتی رو مد نظر قرار میگیره، یه اصلی رو بیان میکنه.
میفرماید الجوع سحاب یمطر الحكمة.
الله اکبر از این جمله.
جوع گرسنگی که روزه تو دلشه.
میشه روزه هم نباشی اما دلت خالی باشه یا پر نباشه اینطوری بگیم در سطح خودمون حرف بزنیم.
میگه مثل ابری است که ازش باران حکمت جاریست.
آه خدا.
حکمت و گم شده ماست دیگه.
اینا ریاضت.
بعد دنبال چیزای-- هی میخوایم یه عالم پشت پرده بین چشم برزخی دار پیدا کنیم گیرامون رو پیدا کنیم.
آقاجون همین ریاضت شرعی رو درست برو جلو ببین یک یک میره کنار.
البته به شما عرض کنم در منزل عزیزمون آقای صادقی بود فکر میکنم پنج صبح اول عزیزانی که بودند خواهربرادر، خواهرها بودند البته.
مراحل سیر تطهیر نفس رو از کتاب علامه حسن زاده کلیاتشو گفتیم متوجه شدید سختترین مرحله تطهیر وجود و نفس قوه خیال است.
که ملا حسین قلی احمدانی میفرماید چقدر طول کشید؟
بیست و چهار سال طول کشید تا تونستم تطهیرش کنم.
آقا جان استاد میخواهد، بزرگ و بلد راه میخواهد، حد اقل معلم میخواهد.
نمیشه چهار تا کتاب دست بگیری بخونی بری جلو.
بالاتر از اون سید مهدی بحر العلوم که امام از سینه به سینه شد، ایشون سجده شکر کرد.
نماز شکر خوند.
گریه شوق کرد.
گفتن چه خبره؟
فرمود بعد از سی و چهار سال تونستم قوه خیال و مثال و برزخ وجودم رو تطهیر کنم که اگر این نشه ما به عقل نمیرسیم.
حالا اینجا ما کلی حرف داریم.
چه کنم وقتم داره تموم میشه.
[مکث] تو همین جا اگر ده تا شب این ایام رو بهش اختصاص میدادیم، جا داشت که ما با این عطش وجودی شما با هم گفتوگو کنیم.
پیرامون عقل.
میفرماید میخواید بدونید اصلاً این دههتون قبول شده یا نه؟
سند امام حسین قربونش بریم به خاطرش امشب اومدید.
کجا؟
کتاب کنز العمال.
فرمودن ببخشید توحف العقول.
صفحه دویست و چهل و هفت برید ببینید.
میفرماید من دلائل علامات القبول الجلوس إلى أهل العقول.
اگر دیدی دوست داری خوشت میاد با عقلا بشینی، اونایی که چهار کلام حرف درست حسابی دارن، تو معلومه ازت بندگیت قبول شده.
اما فقط دنبال سینه زدن و فقط دنبال شلوغ کردن و شب تا صبح لخت شدن و سینه زدن و بدون هیچگونه درون مایه ای هستی تو اصلاً قبول نیست عزاداریت که احکام شرعیشون رو نمیدونن شب تا صبح ده شب سینه میزنن و نواجسبم قضا.
حالا اون سمت نریم و به درد دل بیفتم.
این قضای عقلی، عقل.
اصلاً این عمامه نه این عمامه، این عمامه که به سرمه این عمامه نوعیه.
عمامه علما، حاجی سبزواریها، ملا صدرها، شیخ الرئیسها، علامه طباطباییها، علامه حسنزادهها انقدر حرف برای من و شما دارن.
مگر ابوریحان بیرونی هزار و صد سال پیش از طریق ماه کرویّت زمین رو تشخیص، تشخیص نداد؟
مگر حدود بیست و سه سال پیش متوجه شدین در اسرائیل یک نمایشگاهی به پا کردن استاد ما میفرمودن در اسرائیل بیست و سه سال پیش نمایشگاهی رو انداختن سی هزار جلد کتب خطی در علوم مختلف از علمای شیعه رو کردن به من و تو هم دهنکجی و گفتن و خندیدن.
یه وقت چند وقت بعدش در مسکو، در روسیه اون زمان، در شوروی اون زمان چهارصد هزار جلد کتاب خطی علمای شیعه رو در علوم مختلف برداشتن [نفس عمیق] گذاشتن به ریش ما خندیدن.
من نمیگم همه علم و تکنولوژی از اون کتابا بیرون اومده اما بسیاریش از اونها بوده.
اونم اون زمان که با چراغ موشی و پر زدن توی جوهره رو اینجا نبوده که یه خودنویس بگیری صد صفحه باهاش بنویسی این همه از برق کناره.
انقدر آقا شما به من بگید قدمت دانشگاه چقدره؟
من خودم دانشگاه هم درس خوندم هم تدریس کردم تهران.
زیر آبه دانشگاه رو نمیزنی.
برید خوبم هست اما قدمتش چقدره؟
دویست سال فوقش.
اما این علوم همش یه زمانی تو حوزههای علمیه بوده توسط بزرگان مراجع ما تدریس میشده.
تنبلترین شاگرد امام صادق صلی الله علیه جابر بن حیان پدر علم شیمی بوده.
علامه حسنزاده از برکتها ظرفیتها رفته بالا میگم شب عاشورا است از برکت آب دهان آقا علی بن موسی الرضا عالم آل محمد به این علم میرسه.
اللهم صلي على محمد و آل [هم پوشانی گوینده یک با گوینده دو] که داستانش مفصل است و میتونید در کتاب فکر میکنم مقدمه کتاب هزار و یک نکتهش باشه ببینید.
[مکث] عقل، عقل.
حالا ما بحثمون متاسفانه شاید به سرانجام نرسه.
چه کنم؟
چه کنم؟
این عطش شما منو میکشونه یه جاهایی رد شیم.
اجازه بدید رد شیم.
لااقل برسیم تا صاحب الأمر.
یه چیزی گیرمون بیاد تو پنج شش دقیقه اگرچه نمیشه جمعش کرد اما چه کنم.
بعد از مقام توجه عرفانی اگر این س-سیر رو دررست بری جلو میرسی به مقام همت که اصطلاحا بهش میگن صاحب نفس مستکفی نه مکتفی.
اگه تو کتابهای عرفانی دیدید اینه.
میف-- صاحب نفس مستکفی یعنی میخواد که خودکفا بشه.
میخواد دستش به مجردات نوریه عقلیه عالم عقل و عقول و ملائکه برسه.
چون علم اونجاست در [صدای محیط] میخواد برسه.
داره همتش رو برده بالا برسه اما اگرچه هنوز نرسیده و در حال رسیدن است.
اگر رسید اون کسی که توجه عرفانی کرده، اگر رسید به مقام همت میرسه.
مقام همت خیلی سریع رد شم اینجا حرف زیاد داشتم بماند.
مقام همت مقام ابدال است.
از بالا بیایم صاحب الأمر، اوتاد، ابدال، دقت کنید ابدال، صلحا، نقبا، نجبا.
حلقههای گرد حضرت ما هست، حضرت حجت بن الحسن هستند.
حلقه اول که اوتادن مثل کوه محکمند مثل میخ.
این کوهها میخن دیگه.
بل جبال اوتاد.
زمین رو حفظ کردن.
اینا چهار نفرن که حضرت با هرکس تو این نظام هستی کار داره از طریق اونها.
یه پله پایینتر مقام همت و نفس مست-مستکفیست که نفس مکتفی خود حضرت است که خودکفاست.
نیاز نداره حتی از ملائکه بخواد.
مستقیم با خدا، با ذات خدا مرتبط است.
اونا پنجاه و یک نفرن.
ابدال چه میکنن؟
چنان تونستن سیر عقلی کنن و من بترسونم شما رو در محضر شهدا.
حاجی سبزواری علیه الرحمه میفرمود.
میفرمود کسانی که صرفا عمل خوب دارن، عمل ناصحیح که اصلا رد، هیچی.
عمل صحیح و درست مقبول میشه.
اما اینا اگر کار علمی و عقلی نکرده باشن در سیر الی اللهشون در برزخ گیر میکنن و برای اینکه برسن به عالم بالادستی از عالم وهم و خیالشون که تو این دنیا گرفتارش بودن خیلی اذیت میشن.
و اگرم برن به بهشت برسن به بهشت صور مثالیه و برزخی میرسن نه به بهشت ذات.
اینا مگه با هم فرق میکنه؟
گفت يا آدم أنت وزوج-- اسکن أنت وزوجك الجنة برید تو بهشت.
چه بهشتیه و كلا منها حيث شئت هرچی میخوای بخورید.
فلا تقربا هذه الشجرة فتكون من الظالمین.
بخورید.
اصلا اون بهشت که حضرت آدم بوده اوج نعمتش خدا میگه خوردنه.
بعد میگه حضرت آدم خطا کرد استغفرالله ما رو از اون بهشت بیرون کردن.
همین عراجیفی که یه عده میگن.
اصلا باید میومد حضرت آدم اگر نمیومد من و تو کارمون معذرت میخوام مثل حیوان فقط خوردن بود تو اون بهشت باید میومد.
میگه [سرفه] [به زبان عربی] پاشو آدم تو جات اینجا نیست باید بری بهشت باید بری دنیا تو عرض برای چی؟
برای اینکه اینجا نعمتش فقط خوردن و خوابیدنه.
باید بری به بهشت ذات.
بهشت ذات چیه؟
از این شهید بپرسید [به زبان عربی].
بهشت من.
خدا میگه.
شهید ببینی چه مقامی داره.
اصن چه س-- اصن دست ما به شهید نمیرسه.
او برمیگرده به سمت ما.
ما دسته به سمت او نمیتونیم ب-- اوست که برمیگرده ما رو نگاه میکنه.
فکر کردیم با پای خودمون اومدیم اینجا.
همه ما رو این شهید تک تک مورد عنایت قرار داد.
حضرت الله فاطمیون در محضرشون بودیم.
فرمودن مثل برج از بالای برج نگاه میکنه هرکس در خونهشو داره میزنه از بالا احاطه داره [مکث].
حالا خسته تون نکنم مجا-- مقام همت.
اینها دقت کنید بارها شنیدید آقا جان من مریض-- اصن تو کتابا پره، پر.
متأسفانه مت-- من نمیدونم متولی اینا چیه.
کی اجازه داده این کتابای بازاری بیاد وسط گود [مکث].
ما محضر حضرت آیت الله حقشناس اولین باری که گوش ما رو یه-- اصن اومدیم حوزه آقای حقشناس گوش ما رو پیچون آورد تو حوزه گفت پاشو بیا ببینم.
در حالی ما دانشگاه و پزشکی و عشقمون دکتری و این حرفا بوده به خدا.
اصن این حرفا لباس پیامبر [مکث] یه جریان مفصلی داره.
ایشون وقتی که خواص از طلاب جمع میشدن که اینها میفهمید اهل سرن، اهل باطنن، اهل تلطیف سرن و [به زبان عربی] رو رعایت کردن اهل نیمه شب و سحر و سکوتن [مکث] بعض از مح-- مسائل پشت پرده، اون آثاره پشت حجاب رو براشون بیان میکرد.
حواستون جمع باشه بعضی از حقایق رو به هر-- این کتابهای عرفانی پر شده تو بازار.
آدم میمونه میگه من امام زمان دیدم.
همش از اول تا آخر میگه من امام زمان دیدم.
این که مخالف با باطن نظامه.
خدا اراده کرده تو آقا در غیبت باشه [مکث].
بله سید ط-- سید ابن طاووس میفرماید راه یقین مسدود نیست.
من هر وقت اراده کنم با امام عصر هم گفت و گو علمی میکنم.
او سید ابن طاووس است.
تالی تلو معصوم است [مکث].
قربون همتون برم.
میگه من دیدم مریض بودم یهو یکی اومد دست کشید رو سرم [مکث].
یه پرانتز سریع باز کنم شاید من دیگه شما رو نبینم.
باید اتمام حجت برای نفس خودمه.
نفس ح-حديث نفس میخونم بگم ببینید قربونتون برم دیگه چی-- از چی مثال بزنم بالاتر از شیخ رئیس.
تو نمت دهم اشاراتش میگه وصیتون.
ملا صدرا در اسفارش میگه وصیتون.
امام قربونش بریم پدر همه ما در مصباح الهدايش میگه وصیتون.
شیخ اکبر محی الدین عربی رحمة الله علیه در فسوس و فتوحاتش میگه وصیتون.
همشون وصیتشون اینه که این حقایق سنگین عرفانی رو که پشت پرده دیدی رو به عهدی نگو مگر اهلش.
تا یه خواب میبینه میره میگه ما الان اینجا داریم بحث عقلی میکنیم.
نگی پس چرا این حرفا رو داری میزنیها.
اینا رو باید بزنی.
اون حقایق پشت پرده رو میگم [مکث].
بعد ازت میگیرن.
من امام زمان-- مریض بودم چند تا مثال بزنم تو کتاب نوشته آره مریض بودم رفته بیمارستان افتاده بودم حالم بد بود یهو یه سید نورانی اومد دست کشید سرم حالم خوب شد و شفا-- آی مردم من امام زمان دیدم.
بله ما مقا-- ما مخالف نیستیم.
عنایت شد به، به عنایت خود حضرت هم تو شفا گرفتی [مکث].
درست شد؟
اما آیا اون امام عصر بود؟
تو بیابون گم شده میگه خ-- اصن امام عصر رو صدا زدم.
یه سیدی اومد دستمو گرفت منو به کاروان رسوند.
بعد میگه من امام عصر دیدم.
پر هم شده مسجد کوفه، مسجد سهله.
مگه معذرت میخوایم بازیه نظام هستی.
هر کسی بتونه با امام مرتبط بشه [مکث].
اینا میدونی کیان؟
الان متوجه میشید.
توقف کردیم تو این مقام.
مقام ابدال است.
اونایی که به مقام همت رسیدن ابدال یعنی بدل میکنند.
از به جایی رسیدن از این جسم خودشون انشا میکنند.
بدل درست میکنند میگن تو از ط-- اونم تازه از طریق اوتاد از امام عصر دستور میگیرن.
اونم اینطوریه.
اینطوری نیست که اومده بود پیش علامه حسن زاده، پدر و پسرشو آورده بود.
میگفت هرچی دکتر میریم خوب نمیشه.
شما دست بکش شفاش بده.
مثل بعضیا میان پیش ما فکر میکنن ما کی هستیم؟
آقا یه ذکری، یه هویی، یه نفسی بکش بچه ما شفا بگیره.
حرفا چیه؟
اساس نظام عالم بر اساس طهارت و بیطهارتي کنی مریض میشی [مکث].
علامه حسن زاده تو گوش بچه گفته بود حالا این استاد ما فرمودن چون من که اونجا نبودم فرموده بود که پسرم فلان گناه رو زیاد کردی.
رنگش پریده بود گفت آره آقا جان.
فرمود اصلا شفا برای تو وجود نداره.
پاشید برید.
هی فکر میکنن هر کسی دست به تصرف داره هر کاری تو این نظام بکنه [مکث].
اینا امام عصر ندیدن که.
تازه این ابدال میدونید سراغ کیا رو میگیرن؟
اونایی که کاد به استخونشون رسیده دیگه به آخر خط رسیدن.
چنان گرفتارن، راه گم کردن در فقر مطلقن.
اصلا وحشتناک.
یعنی دیگه کسی نمیتونه کاری براشون بکنه.
اینها ابدال بدل میکنن، انشاء وجود تن میکنن.
اینها میرن خدا رحمت کنه حضرت آیت الله سیب وی رو دیگه این بچه های تهران از اومدن امروز چند تا اینجا هستن جلوی من بچه های یا زهرا تهران میدونن، میشناسن حضرت آیت الله سیب وی رو.
میاومدن حتی هیئت ما منبر میرفتن ما خونهشون زیاد میرفتیم اینا.
نمیشناختیم این کیه دیگش ارتباطش با امام عصر بیرون اومد و اینکه تو تهران یک شب چند جا تو یک ساعت ثابت منبر رفته.
این ثابت شده آخه چطور؟
همین ابدالم دیگه.
بدل میکنه ان شاء الله.
حالا خسته تون کردم.
بالاتر از این اگر کسی تونست حالا اون ابdal پنجاه و یک عدد، این عددها رو خیلی کاری نداشته باشید چون درش اختلافاتی هم هست.
قسم از طبل فضل هم روش نمیشه خورد.
نه کاری نداریم خیلی.
حالا بخوایم بگیم بعضیا شاید دوست داشته باشن دیگه یه پله پایینتر از اون که سلحا هستن اونا سیصد و شصتان.
همینطوری میره تا سه هزار تا و هفتاد هزار تا حلقههایی که گرد حضرتهن.
بعد جالبه که بدونید هر یه دونه از اینا بمیره، از اینایی که سطح پایینترن اونا رشد میکنن میان جای اونو میگیرن.
اصلاً این حلقه کم و زیاد نمیشه.
حالا چقدر بد ما اینقدر گرفتار باشیم که بیایم از امام عصرمون وقت این شهیدو بگیریم بگیم مثلاً چی بگم؟
آدامس میخوام، پفک و چیپس و این چیزا میخوام.
بالاتر از این میشه مقام سا-- ولی امر که دیگه فرصت ندارم دربارش صحبت کنم.
ولی امر.
چطور به رهبر میگی ولایت امری، ولی امر است.
من اینجا زبونم بسته است.
شایدم خدا نمیخواد حرف بزنم تو این مقام.
بالاتر از اون میشه مقام صاحب الامر که دیگه اون، اون کسیست که میتونه ثابت وجودت رو تغییر بده که دیشب بحثش گذاشت.
اون صاحب الامر است.
قل ال-- يسألونك عن الروح قل الروح من امر ربي.
اصلاً روح از امر پروردگار ماست و امام صاحب الامر است.
اصلاً صاحب روحتو حجت بن الحسن.
تو فکر میکنی روحت هم مال خودته؟
خودت مال خودتی؟
نخیر.
صاحب ما اوست.
میگه و الامانة المحفوظه.
ولایت ما محفوظه الهیست.
روح تو هم که خلق من فلطختنا و اجن به ما ولا انا اونم امانته.
دیدی گناه میکنی حالت بد میشه سیاه میشی عصبانی میشی حوصلت سر میره.
حدیث مرحوم کلینی تو کتاب کافی آورده وقتی مؤمن، نمیگه مردم، خواهش میکنم دقت کنید این آ، این دقایق رو.
میگه مؤمن، مطلق مؤمن در روایات و آیات یعنی م-محب اهل بیت نه غیر از اون.
کاری با بقیه نداریم.
میگه مؤمن تازه، محب یعنی شما، من.
اگر گناه کند همون لحظه روح ایمان ازش قبض میشه.
روح ایمان چیه؟
حدیث خوندید علی حبهو ایمان و بغضهو کفر.
یعنی ولایتو میگیرن.
شوخی نیست.
امانته.
دو تا، سه تا یکی خیانت کنه دوباره بهش امانت میدی؟
امانت این روحه دست ماست.
او صاحب روح ماست.
او صاحب ماست.
لذا آقای بهجت میگه بدون اذن امام عصر نفس نکشید.
السلام علیک حین صلی و تقنوت بگو برو تو نماز.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته بگو آثار اهل بیت و آیات رو رو خ-- منبر و تو کرسی درس و بحث بگو.
السلام علیک حین تحمد و تستغفر بگو و استغفار کن و توبه کن که در همون شأن امام، در همون شأن، بابی به روی تو باز میشود.
در شأن استغفار امام میتونی استغفار کنی.
در شأن صلاة امام میتونی نماز بخونی.
در شأن، شأن منبر و داعی الی الله و پرورش دهنده آیات میتونی رو منبر آیات رو پرورش بدی، روایات رو بریزی کنار هم قضای عقلی برداری.
به سلام به صاحبت.
و جز با سلام به آقات نمیتونی برا حسین، حسین بن علی گریه کنی چون حسین زمان ما اوست.
میدونید گاهی اوقات چرا ما گیر میکنیم تو واژهها؟
امام حسین رو درک نمیکنیم؟
چون از امام زمانمون عقبیم.
اصلاً حسین زمان ما اوست.
اصلاً مجلسی بجز به غیر از ذکر و توسل و توجه به امام عصر باطله.
میخواد به اسم مولا علی باشه، به اسم امام حسین باشه، به اسم حضرت زهرا باشه.
اصلاً نمیشه پیغمبر بخواد به من و تو فیض برسونه از طریق و کانال امام عصر میرسونه.
اماممون رو دریابیم.
وقت من تمومه و مداحتون هم اومدن.
چه کنیم شب عاشوراست.
حالشو دارید یه ذره من بخونم؟
هر کی دوست داره یه ذره ما بخونیم صلوات بفرسته.
اللهُم صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد [مکث].
بسم الله الرحمن الرحیم.
السلام علیکم.
یا اهل بیت...