ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 008

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

والمآثر المعفرایک والعلوم الكاظمیک والحجج الرضویک. والجود الثقویک والنقاوة النقویک والهيبة العسكريه والغيبه الالهيه. اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه واجعلنا من خير اعوانه وانصاره وشيعته والمستشهدين بين يديه. المستغاث بك يا صاحب الزمان. المستغاث بك يا صاحب الزمان. المستغاث بك يا صاحب الزمان. السلام علیک يا داعي الله وربانیة آياته. هدیک به پیشگاه حضرت حجت. ارواح من سواه فدا. تبرکاً سه شاخ نبات تقدیم کنیم. در خصوص احکام استفتاء شده از رهبر ون که برای اینکه تشخیص بدیم آخر شهر کجا است می‌خوایم بریم سفر باید چه حد ترخص رو چه مسافت شرعی رو از آخر شهر حساب کنیم. حالا آخر شهر کجا است؟ سؤال اینه که آیا خانه‌ها ملاک‌اند یا مغازه‌ها و این کارخانه جات و این‌ها هم حساب‌اند؟

الان بسیاری از شهرها حومه خودشان در انتهای شهر شهرک صنعتی زدن کارگاه‌های تولیدی راه انداختن. رهبر ون فرمودند نخیر ملاک خانه‌هاست نه کارخانه‌ها. پس اگر شهری به کارخانه صنعتی ختم می‌شود آن کارخانه صنعتی رو دیگر نباید حساب کنی از آخرین خانه شهر. حدیث عجیبی البته برای من بی‌سواد عجیبه. از کتاب شریف کنز العمال قرائت کنم. امام سجاد سلام الله علیک فرمودند «من اراد علم الاولین والاخرین فلیثور القرآن»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است. با سه تا سه نقطه‌ست. هر کس که اراده کرده است علم اولین و آخرین رو الله اکبر. تو چ می‌خوای از جهت علمی چه کاره بشی؟ به یک دیپلم و فوق دیپلم و چه نمی‌دانم کارشناسی و ارشد و دکترا و فوقش و فوقش پروفسورا به کجا می‌خوای برسی؟ می‌گوید آقا مطلق علم نظام هستی رو اول و آخرش رو می‌خوای؟ آن فلیثور القرآن درش کتاب‌ها باید نوشته بشود.

اهلش باید منبرودا برن در خصوص همان یک کلمه. به نوعی یعنی کندوکاو در قرآن زیربنای اصل طهارت و ادب که قبلًا گذشت که دم على الطهاره یوسع رزقک. بر طهارت مداومت ببر تا رزقت زیاد بشود. چه رزقی بالاتر از علم؟ و چه معدن و منبعی بالاتر از قرآن برای ارتزاق علوم عقلی؟ می‌گوید قرآن رو ورق بزن. دقت همین سوری که اصطلاحا می‌گویند با حروف مقطعه شروع می‌شود مثل الف این‌ها همه حروف مقطعه‌اند. شایان توجه است که معمولا بلافاصله بعد از این حروف مقطعه اسم کتاب و قرآن آمده. مثلا اولین سوره ای که بر اساس البته انزال دفعی قرآن «انا انزلناه في ليلة القدر»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است. این قرآنی که دست ماست که به یکباره به جان پیغمبر نازل شده نه آن "انزل الملائکة" نه آن قرآن تنزیلی بیست و سه ساله. این قرآن اولین سوره ای که درش حروف مقطعه آمده سوره بقره است.

معمولا هم پنج آیک اولش رو حفظید. حالا ما میگیم پنج آیک اول سوره بقره و بچه هم حفظ می‌کند و می‌رود مسابقه میده و یک جایزه هم می‌گیرد و تموم فکر می‌کند دیگر وزنه رو زد. در حالی که حالا نمی‌دانم چرا یکو الان این تو ذهن من آمد به یادگار خدمتتون عرض کنم مرحوم گنابادی رحمة الله علیک این عالم متأله بزرگوار شیعه می فرماید اگر پنج آیک اول سوره بقره رو فقط از حیث فعل و فاعل و مفعول و جار و مجرور و نمی‌دانم این چیزا بحث ادبیات و اینها بخواید شما به وجوه متعدد دربیارید و قرائت کنید این عالم بزرگوار می فرمود و استاد ما هم تصریح می‌کردندد می فرمودند به یازده میلیارد وجه می‌شود این پنج آیک اول سوره بقره رو خواند. ما هم همینطوری می‌خونیم.

چه ره در این قرآن ما بی‌ریم دامن این شهدا رو بگیرید التماس کنید برای اینکه "ان ربهم يرزقهم«که محضر امیرالمؤمنین مشغول به قول سید بحر العلوم تعلیم حکمت و علماً که»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است.يعلمهم الكتاب والحكمة«اصلاً نمی‌شود این‌ها رو از هم جدا کرد و بعضی از حکمت فراری‌اند. بگوییم آقا از امیرالمؤمنین از اربابتون برا. حالا آنجا بحث چی شد که به این حاشیک رفتیم؟ البته این‌ها همش اصل‌اند.»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است.الم ذلک الكتاب" اسم اشاره به دورم می‌آورد. پیداست آن کتابی‌ست که هنوز تنزل پیدا نکرده. چون خیلی می‌گوید اشاره به دور اصلاً دست تو نمی‌رسه. "إن هذا القرآن يهدي للتي هي أقوم" این یعنی در دسترس ماست. "ذلك" اما بحث اینجاست می‌گوید کتاب بعد "یاسین" دوباره می‌گوید چی؟ از اسم قرآن می‌آورد. "یاسین والقرآن الحکیم" که علامه حسن زاده می‌فرمود این از حکم می‌آید.

تک تک آیات و حروف و کلمات قرآن حکم است. اصلاً نماز حکم است. تک تک شما حکم الهی هستید. «ولا يمكن الفرار من حکومتک»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است. علامه می‌فرمایند از ریشه حکم است. نه یعنی من می‌خواهم فرار کنم یعنی به قدری کلمات نظام هستی تو محکم‌اند و استحکام دارند برای چی فرار کنم؟ به قول علامه عالم علم امباش در روی هم است. عجیبه تو شاخ نبات قرآنیم هنوز بحثمون رو ورود نکردیم. هی رزقتون دارد می‌آید. این معلومه که انشاالله تطهیر نفوس صورت گرفته. اصلاً با همین شاخ نبات بریم تا آخر چه اشکالی دارد. حالا مثلاً «قاف والقرآن المجید»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است.. بسه همین سه تا مثالی که زدیم. چرا بعد از حروف مقطعه اسم کتاب و قرآن می‌آید؟ خدا به نوعی می‌خواهد عظمت و آن معجره‌ای که آفریده است رو به من و تو به رخ بکشونه.

بگوید آقا جان ای که تهدید کرده خدا شماهایی که نمی‌توانید همتون با هم جمع شید یک سوره از قرآن مثل قرآن بیارید می‌دانید من این قرآن رو از چه نظامی از چه حروفی خلق کردم؟ ان شاء خداست دیگر. " " از همین از همین حروف. چیز عجیبی نیست و شایان توجه است وقتی این حروف مقطعه رو به هم وصل کردند از بچگی دیگر از معلم‌هاتون شنیدید حروف مقطعه قرآن رو به هم وصل کردند چی شده جمله‌ش؟ "صراط علی حق نمسکه". می‌گوید صراط علی حق است و من تمسک می‌جویم. ما تمسک می‌جویم به او. شایان توجه است بدانید حالا من این را خیلی سربسته میرم. جزو روح کلمات و آن اعداد که یک شب مختصراً بحث کردیم.

یک چیزکی هم عرض کنیم که اگر دقت در این نکته لازم است اهل دقت متوجه می‌شوند تک تک حروف که در این حروف مقطعه آمده یعنی "صراط علی حق نمسکه" جزو چهارده حرف نورانی‌اند. ما در ادبیات عرب چهارده حرف داریم که معروف‌اند. می‌گویند چهارده حرف نورانی که در علوم غریبه به قول علامه آشنا بسیار معارف ذیلش گفتند. حالا من یک چیزکی و بریم. شاخ نباتی از عترت. رسیدیم به شب دهم است دیگر. دهمین اصل از صد اصل اول هزار و صد اصل کتاب الفین علامه حلی پیرامون اثبات عصمت و امامت اهل بیت علیکم الصلاة والسلام. خیلی زیبا اصل دهم و همه فهم. می‌فرمود که آقا جان ما معتقدیم که عصمت واجب است. اگر کسی بخواد امام شود واجب است که عصمت داشته باشد. مگه می‌شود کسی که عصمت ندارد خدا او را از خطا و اشتباه و حتی سهو حفظ نکرده

قرآن و سرچشمه‌های معرفت

امامت جهان اسلام بلکه نظام هستی رو به عهده بگیرد. ما معتقدیم امام فقط امام من و تو که نیست که. قبل از آن آدم بله. تو هرچی بپرسی قبل از آن آدم آدمی بوده است من امام صادق میگم بوده است. اما این را بدان بر تمام ادوار بشر و نظام هستی حجت و امام ما بودیم و خواهیم بود. ما که بمی‌رویم اصلاً این نظام برچیده بشود طبق علم حیویت و هیأت اگر دوباره کره زمین رو این کره خاکی و ارض رو دوباره آب بگیره دو مرتبه از زیر کعبه خشکی نمایان شه دوره جدید خلقت شروع می‌شود. بر آن‌ها هم امام زمان من و تو امامه. ما معتقدیم عصمت می‌خواهد. نمی‌شود کسی که خطا دارد نظام هستی بر اساس طهارت چینش شده. اصلاً تو متن نظام هستی طهارت تعبیک شده است. نگاه نکن یک عده قلیلی بی‌طهارتی می‌کنندد.

خدا براشون ادبستانی مثل جهنم فرض کرده است که دیشب پیغمبر دو انگشت اشاره و شهادت رو به هم چسبوندند و چی فرمودندد؟ «أنا والقيامة كهاتان»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است. که این مثال است برای فهم و سهولت من و تو. و الا اصلش اینه که پیغمبر بگوید اصلاً قیامت منم. اخم پیغمبر جهنم است. لذا جهنم جلوه جلال پیغمبر است و بهشت جلوه جمال و این هم در ما تعبیک می‌شود. اگر من جهنمم پیغمبر به من اخم می‌کند. اگر من بهشتم پیغمبر به من می‌خندد. حالا این همه حرف زدیم که چی؟ می‌گیم آقا جان عصمت اگر واجب بر امام مگر عصمت درون مایک نیست؟ کسی می‌تواند از بیرون تشخیص بدهد کی معصومه؟ اصلاً آقا معذرت می‌خواهم بهترین آدم و بدترین آدم شهر خودتان اینجا نشسته باشن. کی می‌تواند تشخیص بدهد این‌ها چه کارن و چین و کدوم بهتر از اصلاً ننمی‌دانم یک شب یا نه.

این اصل مهمیک خودش یک منبر می‌طلبد. الحمد لله اهل علم تشریف دارن. دانشجویان هستن می‌دانند. اصلاً این نظام نشئه طبیعت بر اساس اسم ظاهر خدا قیام کرده است. قرار نیست باواطن آشکار شود. چه آن‌ها آشکار می‌شود؟ آن مربوط به وقتی‌ست که عالم بر اساس اسم باطن خدا ظهور کند. خود من ظهوره ای باطنه و من باطنه ای ظاهره. هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بكل شيء عليم. ما تشخیص نمی‌دیم کی عصمت دارد. پیغمبر تشخیص میده. پس چرا شما از خودتان نشستی جانشین تعیین کردید دستاشون بالاست و لالاً از جواب. خدا رحمت کنه علامه حلی رحمت الله علیک این کتابش رو به یادگار گذاشته. بچه‌ها هم بخونن می‌فهمند. آن‌قدر کتاب داستان‌های ننمی‌دانم یک توپ دارم این شعرا یک توپ دارم قل قلیک سرخ و سفید و آبیک این-این‌ها رو به بچه‌ها یاد ندید.

دیشب یک بحثی پیرامون قوای سامعه و بصره کردیم. گفتیم اصل وجود ثابت ما اینها تثبت می‌شود درش تثبت پیدا می‌کند. دیگر هم لا یتغیر است. می‌خواهم برسم به بحث نقطه سر خط. گفتیم آن کسی که درون رو می‌تواند تغییر بدهد صاحب مقام کن است. اراده الرب است و امشب صاحب الأمر است. بزرگان حالا که بحث بچه شد و مطالعه و شنیدن و قوه سامعه و بصره و ذائقه و شامه و لامسه و چه نمی‌دانم متخیل و متوهم و همه این‌ها که قوای وا-وا درونی ما با آن مرتبطند. بزرگان اهل آی زن و مرد مخصوصاً خانوما گوش بدن. آی زن و مرد بزرگان اهل معرفت فرمودند مخصوصاً در خصوص قوای سامعه که ده برابر بصره اثرگذار است چه در منفی چه در مثبت. اولین صداهایی که به گوش بچه می‌رسد در همان رحم مادر یا وقتی متولد می‌شود.

اولین چیزی که بچه در تولد می‌بیند این درون مایک بچه رو تشکیل میده. تثبت پیدا می‌کند در درون بچه و همه دقت در این نکته لازم است تمام تمسلات اصلاً سیر این بچه طی نظام این سه حتی بعد از مرگش بر اساس همان درون مایک و خمیرمایک اولیک است که دیشب ثابت کردیم مهم‌ترینش تو شنیدن و دیدن است. بعد می‌گویند حالا یک موسیقیک دیگر چه اشکالی دارد چیک؟ اصلاً درون حالا موسیقی گوش میده بچه؟ موسیقی حرام گوش میده؟ تصویر حرام می‌بیند؟ بعد براش بیارش هیئت. آن نور آمده قاطی شده با باطل با اصلاً نمی‌شود ظلمت و نور با هم نمی‌شود مخلوط بشوند. بچه می‌بینی منکوس شد یا قلبش منعکس شد. می‌گوید بابا این فیلم‌ها چیک جمعش کنید. آن درون مایک رو درست نکردیم. حالا ننمی‌دانم چرا بحث ما به این مسائل می‌رود و من این‌ها رو نمی‌خواهم توضیح بدم.

خدا به شما خیر بدهد. عرض شد که ما یک فردا شب در خدمت شماییم. معمولاً در این شهر بعضی روزها من از صبح تا شب پنج تا شش تا منبر و صحبت داشتم. تنها جایی که اشکال به نوع و سطح صحبت‌های من نشده اینجاست. شایان توجه است از امیرآباد دو تا پیرمرد لنگان مو سفید آنجا من منبر یک شب رفتم دیدم از فردا اینجان با ما با سرویس پا شدن آمدند آنجا. گفتم شما اینجا چه کار می‌کنی تو یادمان؟ گفتند ما از حرفا سیر نشدیم. به خدا قسم این‌ها پیر بودن راه نمی‌تونستن برن. ما سطح مردم رو پایین نگه می‌داریم. ما می‌ترسیم حقایق رو بگوییم حرف بشوندویم. مرد حرف شنیدن نیستیم و متأسفانه متولّی-متولیان فرهنگی ما سطح مردم رو پایین آقا معلم این حرفا رو نزن این‌ها در حد مردم نیست پیرمرد راه افتاده دنبال من بچه طلبه تا اینجا از امیرآباد.

ننمی‌دانم الان باشه یا نه. اصلاً چه قیافه این پیرمرد رو می‌دیدی. أستغفرالله خدا طول عمر بدهد. این مثل میت متحرک. چرا ما دست کم می‌گیریم آدمامون رو؟ وعده داده بودیم امشب به فضل الهی پیرامون مقام صاحب الأمر حضرت حرف بزنیم چون دیشب بهش رسیدیم. انقلابی در درونتون ایجاد شد که البته این هم اشتباه است. امروز بر منزل شهید گلشادی که ما روضه داشتیم یکی از همین یادمان آمد ما رو بوسید گفت حاج من دیگر هیچ سخنرانی‌ای نمی‌رم. گفت اصلاً دیشب بیچاره کردی ما رو. اصلاً نمی‌تونم دیگر هیچ سخنرانی‌ رو گوش بدم. اگر حرفای گفت اشتباس. سطح خودت رو پیدا کن. عطش وجودیت رو پیدا کن. إن الأعطیات على قدر القابليات. قابلیتت رو ببر بالا تا فاعلیت فاعل بر اساس قابلیت قابل تنظیم بشود. این نیست که ول کنی.

دقت برای اینکه مقام صاحب‌الامری تبین بشود در محضر اهل علم مطمئنم اگر همین ی که الان عمامه به سر دارن این عمامه مقدس رو و اینجا نشستن عین این یازده شبی که من وقت شما رو گرفتم بهشون می‌دادی پیرامون فقط مقام صاحب‌الامر حرف می‌زدند و وقت کم می‌آوردند. حالا من می‌خواهم تو بیست دقیقه چجوری جمعش کنم شما کمکم بدید. مراحل سیر و سلوک انسان اول از توجه عرفانی شروع می‌شود. اگر دوست داشتید حالا بعدها یک فرصتی ما که دیگر از خدمت شما مرخص می‌شیم پیرامون تک‌تک این عناوین ده‌ها جلسه پرسش و پاسخ بحث می‌گذاریم با هم چه درون مایک ای دارد. توجه عرفانی یک ظرفیتی‌ست خدا به تک‌تک شما اینجا نشستید داده ببخشید از بدترین تا بهترین‌تون همه این توجه عرفانی رو در درون مایتون دارید.

حروف مقطعه و حقیقت کتاب

نفس ناطقه‌ش چنان قدرت دارد که اگر متوجه نظام بالا دست شود از طبیعت بکند که اصطلاحاً بهش می‌گیم بدن می‌گویند جسم مظهر ظلمت است اگر ظلمت رو کنار بزنه نشئه طبیعت رو کنار بزنه دلبستگی‌هاش رو بشکنه طبق مجلس چند شب پیش حلقه‌هاش رو از دنیا بکند به توجه عرفانی می‌نشیند که دو راه دارد. البته یک راه صراط مستقیم است. برخی آمدند تخطی کردند یک راه اضافه کردند. اصطلاحاً می‌گویند راه رحمانی شیطانی هم اضافه کردند آنان هم منتها تو یک حدی حرکت می‌کنندد و متوقف می‌شوند. دقت در این نکته لازم است انسان در درون خودش چنان قدرت دارد که البته آن پی که می‌خواهد بنا روش وایسه چند شب که طهارت است و ادب. اگر کسی تطهیر نفس کرد و تعلیم علوم دید که حالا ارزش علم رو تا حدودی شاید فردا شب پیرامون این قصه رفتیم.

چنین کسی به مقام توجه عرفانی می‌رسد. تقریباً فشار بدن از روحش برداشته می‌شود. دیگر اینطور نیست که روح در بدن باشد بلکه بدن در روح است و روح سوار بر بدن است. حتی به جایی می‌رسد که اگر تشنه‌اش شد به توجه عرفانی و به ذکر یا ساقی یا ساقی یا ساقی به شرط طهارت و ادب چنان به توجه عرفانی می‌افتد که اصلاً تشنگیش رفع می‌شود. آن‌قدر ذکر می‌گوید به توجه عرفانی حضرت موسی چطور چهل شب در کوه توت نا غذا خورد نا آب خورد؟ به توجه عرفانی نشست. این قدرت در ما هست. ما مقدماتش رو پیاده نمی‌کنیم. بعد می‌افتیم تو دام آنانیی که یک قدم به سمت شیطان رفتند ریاضت‌های غیر شرعی رو متحمل شدن. آن‌ها هم سختی میدن به بدن که مظهر ظلمت وجودشونه. آن‌ها هم می‌افتی صبح تا شب یک دونه خرما می‌خورند.

آنان هم می‌افتی می‌بینی دوازده ساعت می‌نشینند ظلم می‌زنند به این نقطه. آقا سکوت سخ‌-سخت‌ترین کاریک که انسان می‌تواند انجام بدهد. گفتم سکوت غذای عقل است و حرف خوب زدن غذای روح. اگر می‌بینید روحتون جون دارد عقلت به کار نمی‌افته حرف خوب هم می‌زنی اما زیاد می‌زنی. چرا سید علی اقازی یک دفعه درس منبر یکو چهل روز غیبش می‌زد؟ دنبال عقلش می‌رفت. این‌ها که راه ریاضت غیر شرعی می‌روند به یک بخشی از قوای وجودیشون دست پیدا می‌کنندد. آن‌ها هم به توجه عرفانی لکن به طریق غیر شرعی. می‌توانند با آینه‌بینی کنن می‌گوید آقا فلانی دزد دزد فلان جا در آن خونه می‌رود می‌بیند اِ! من برخورد کردم با کسانی که تو تهران از درون خودم حرف زدن اما چون می‌دونستم سابقه‌شونا مثلاً این درویشه جزو فرقه های ضاله است جزو حلقه‌های عرفانی کاذبه

اتفاقاً قیافه گرفتم گفتم هرچی بلدی مال خودت. واقعاً از درون من می‌گفت. مثلاً من تو ماشین از خونه تا اداره توسل به امام عسک کرده بودم. یک توسلی کردم رفتیم بابا رو دیدیم گفت آهاان چه توسلی به آقا کردی. می‌خواهم به شما عرض کنم. اما یعنی این چیز عجیبی نیست تو یکو مریدش بشی. می‌روی تو درونش می‌بینی نمازشو نمی‌خونه بعد تازه پاش بیفتد می‌بینی حرمسرام دارد. بعد توجه عرفانی هم دارد. این درون مایک است. مثل اینکه شما پولو بدی دست بچه می‌رود با آن بستنی می‌خرد اما اگر کسی بتواند متوجه بشود که چگونه عمل کند که ما این چند شب بعضی از رمزهایش رو از طریق رحمانی سعای وجودی پیدا می‌کند.

بحث سعای وجودی ارتباطش با اسماء جمالی و جلالی که شب‌های اول گذشت آهسته آهسته پرده‌ها براش کنار می‌شود به توجه عرفانی می‌افتد و به توسط قوه خیالش که در سه جهت تطهیر شده دو افکار پست و دنی خصوصا سوء ظن اگر از قوه مثال و خیال خودش این سه جهت رو تطهیر بکند هنوز به مرحله عقل نرسیده ها. هنوز به زیر عقله یعنی تو وهم و خیاله باز به توجه عرفانی می‌افتد. حقایقی رو می‌فهمد خواب می‌بیند همان می‌شود و خیلی چیزهای دیگر. این تازه ابتدای سیر و سلوکه. طرف یک خواب خوب می‌بیند می‌گوید تموم شد دیگر. این ابتدای سیر و سلوکه. یک چیزی رو متوجه می‌شود ببینه همانم درآمد. استاد الله با خدا رحمت کند آیت الله حقنی یک روشی رو از استخاره به حقیر داد یاد دادند و بعدشم از دنیا رفتند.

فرمودند که این اگر کسی قدرت استنباط از آیات داشته باشه مثل وحی منزله. ما استخاره به همین روش می‌زدیم طرف مثلا رفته بودیم مشهد یک جا یک جوونی استخاره. بعد باز کردم گفتم خوبه انشاالله ازدواج کن. رنگش پرید افتاد پای ما به گریک بیفتد. تو دیگر همان ولی خدایی هستی که ما دنبالش کردیم. گفت چه ره شلوغش کردین؟ آن‌قدر معذرت می‌خواهم ما دستمون نرسیده به حقایق پشت پرده به این نخود کیش میشا قانع شدیم و هر کس نخود کیش میش دارد میگیم این کارش درسته. در حالی که می‌فرماید التمس الآثار. تورو خدا آن‌قدر خوب دارید گوش میدید حتی آنان که بیرون سر قبر نشستن. می‌خواید دینتون کامل بشود یا نه؟ الأيام أكملت لكم دینكم متحقق بشود یا نه؟ می‌فرماید که التمس الآثار من وراء الحجب حتی تستكملوا أمر دينكم.

اگر سراغ پشت پرده‌ها و آثار پشت این حجاب‌ها نرید شما هیچ وقت أمر دینتون کامل نمی‌شود. راهشم همین ریاضت شرعیک است. قربونتون برم آن‌قدر خوب دل دادید. دنبال حرفای عجیب و غریب من نگردید. نماز ریاضت شرعیک است و لذكر الله الاكبر است. روزه همین روزه‌ای که می‌گیری بهترین بهترین ریاضت شرعیک است که مرحوم حاجی متأله سبزواری علیک الرحمه در کتاب شریف و بی بدیل اسرار الحکمش می‌فرماید مجموع روایاتی رو مد نظر قرار می‌گیرد یک اصلی رو بیان می‌کند. می‌فرماید الجوع سحاب یمطر الحكمة. الله اکبر از این جمله. جوع گرسنگی که روزه تو دلشه. می‌شود روزه هم نباشی اما دلت خالی باشه یا پر نباشه اینطوری بگوییم در سطح خودم ران حرف بزنیم. می‌گوید مثل ابری است که ازش باران حکمت جاریست. حکمت و گم شده ماست دیگر.

بعد دنبال هی می‌خوایم یک عالم پشت پرده بین چشم برزخی دار پیدا کنیم گیرامون رو پیدا کنیم. آقاجون همین ریاضت شرعی رو درست برو جلو ببین یک یک می‌رود کنار. البته به شما عرض کنم در منزل ون آقای صادقی بود فکر می‌کنم پنج صبح اول ی که بودند خواهربرادر خواهرها بودند البته. مراحل سیر تطهیر نفس رو از کتاب علامه حسن زاده کلیاتشو گفتیم متوجه شدید سخت‌ترین مرحله تطهیر وجود و نفس قوه خیال است. که ملا حسین قلی احمدانی می‌فرماید چقدر طول کشید؟ بیست و چهار سال طول کشید تا تونستم تطهیرش کنم. آقا جان استاد می‌خواهد بزرگ و بلد راه می‌خواهد حد اقل معلم می‌خواهد. نمی‌شود چهار تا کتاب دست بگیری بخونی بری جلو. بالاتر از آن سید مهدی بحر العلوم که امام از سینه به سینه شد ایشون سجده شکر کرد.

طهارت، ادب و گشایش رزق

فرمود بعد از سی و چهار سال تونستم قوه خیال و مثال و برزخ وجودم رو تطهیر کنم که اگر این نشه ما به عقل نمی‌رسیم. حالا اینجا ما کلی حرف داریم. چه کنم وقتم دارد تموم می‌شود. تو همین جا اگر ده تا شب این ایام رو بهش اختصاص می‌دادیم جا داشت که ما با این عطش وجودی شما با هم گفت‌وگو کنیم. می‌فرماید می‌خواید بدونید اصلاً این دهه‌تون قبول شده یا نه؟ سند امام حسین قربونش بریم به خاطرش امشب آمدید. فرمودند ببخشید توحف العقول. صفحه دویست و چهل و هفت برید. می‌فرماید من دلائل علامات القبول الجلوس إلى أهل العقول. اگر دیدی دوست داری خوشت می‌آید با عقلا بشینی آنانیی که چهار کلام حرف درست حسابی دارن تو معلومه ازت بندگیت قبول شده.

اما فقط دنبال سینه زدن و فقط دنبال شلوغ کردند و شب تا صبح لخت شدن و سینه زدن و بدون هیچگونه درون مایک ای هستی تو اصلاً قبول نیست عزاداریت که احکام شرعی‌شون رو نمی‌دانند شب تا صبح ده شب سینه می‌زنند و نواجسبم قضا. حالا آن سمت نریم و به درد دل بیفتم. اصلاً این عمامه نه این عمامه این عمامه که به سرمه این عمامه نوعیک. علامه طباطبایی‌ها علامه حسن‌زاده‌ها آن‌قدر حرف برای من و شما دارن. مگر ابوریحان بیرونی هزار و صد سال پیش از طریق ماه کرویّت زمین رو تشخیص مگر حدود بیست و سه سال پیش متوجه شدین در اسرائیل یک نمایشگاهی به پا کردند استاد ما می‌فرمودند در اسرائیل بیست و سه سال پیش نمایشگاهی رو انداختن سی هزار جلد کتب خطی در علوم مختلف از علمای شیعه رو کردند به من و تو هم دهن‌کجی و گفتند و خندیدن.

یک وقت چند وقت بعدش در مسکو در شوروی آن زمان چهارصد هزار جلد کتاب خطی علمای شیعه رو در علوم مختلف برداشتن [نفس عمیق] گذاشتن به ریش ما خندیدن. من نمیگم همه علم و تکنولوژی از آن کتابا بیرون آمده اما بسیاریش از آن‌ها بوده. آن نیز آن زمان که با چراغ موشی و پر زدن توی جوهره رو اینجا نبوده که یک خودنویس بگیری صد صفحه با آن بنویسی این همه از برق کناره. آن‌قدر شما به من بگویید قدمت دانشگاه چقدره؟ من خودم دانشگاه هم درس خواندم هم تدریس کردم تهران. زیر آبه دانشگاه رو نمی‌زنی. برید خوبم هست اما قدمتش چقدره؟ اما این علوم همش یک زمانی تو حوزه‌های علمیک بوده توسط بزرگان مراجع ما تدریس می‌شده. تنبل‌ترین شاگرد امام صادق صلی الله علیک جابر بن حیان پدر علم شیمی بوده.

علامه حسن‌زاده از برکت‌ها ظرفیت‌ها رفته بالا میگم شب عاشورا است از برکت آب دهان آقا علی بن موسی الرضا عالم آل محمد به این علم می‌رسد. حالا ما بحثمون متاسفانه شاید به سرانجام نرسه. این عطش شما منو می‌کشاند یک جاهایی رد شیم. اجازه بدید رد شیم. لااقل برسیم تا صاحب الأمر. یک چیزی گیرمون بیاید تو پنج شش دقیقه اگرچه نمی‌شود جمعش کرد اما چه کنم. بعد از مقام توجه عرفانی اگر این س-سیر رو دررست بری جلو می‌رسی به مقام همت که اصطلاحا بهش می‌گویند صاحب نفس مستکفی نه مکتفی. اگر تو کتاب‌های عرفانی دیدید اینه. صاحب نفس مستکفی یعنی می‌خواهد که خودکفا بشود. می‌خواهد دستش به مجردات نوریک عقلیک عالم عقل و عقول و ملائکه برسه. چون علم آنجاست در می‌خواهد برسه. دارد همتش رو برده بالا برسه اما اگرچه هنوز نرسیده و در حال رسیدن است.

اگر رسید آن کسی که توجه عرفانی کرده اگر رسید به مقام همت می‌رسد. مقام همت خیلی سریع رد شم اینجا حرف زیاد داشتم بماند. مقام همت مقام ابدال است. از بالا بیایم صاحب الأمر دقت در این نکته لازم است ابدال حلقه‌های گرد حضرت ما هست حضرت حجت بن الحسن هستند. حلقه اول که اوتادن مثل کوه محکمند مثل میخ. این کوه‌ها میخن دیگر. زمین رو حفظ کردند. این‌ها چهار نفرن که حضرت با هرکس در این نظام هستی کار دارد از طریق آنان. یک پله پایین‌تر مقام همت و نفس مست-مستکفی‌ست که نفس مکتفی خود حضرت است که خودکفاست. نیاز ندارد حتی از ملائکه بخواد. با ذات خدا مرتبط است. آنان پنجاه و یک نفرن. چنان تونستن سیر عقلی کنن و من بترسونم شما رو در محضر شهدا. حاجی سبزواری علیک الرحمه می‌فرمود. می‌فرمود کسانی که صرفا عمل خوب دارن عمل ناصحیح که اصلا رد

عمل صحیح و درست مقبول می‌شود. اما این‌ها اگر کار علمی و عقلی نکرده باشن در سیر الی الله‌شون در برزخ گیر می‌کنند و برای اینکه برسن به عالم بالادستی از عالم وهم و خیال‌شون که در این دنیا گرفتارش بودن خیلی اذیت می‌شوند. و اگرم برن به بهشت برسن به بهشت صور مثالیک و برزخی می‌رسند نه به بهشت ذات. این‌ها مگه با هم فرق می‌کند؟ گفت يا آدم أنت اسکن أنت وزوجك الجنة برید تو بهشت. چه بهشتیک و كلا منها حيث شئت هرچی می‌خوای بخورید. فلا تقربا هذه الشجرة فتكون من الظالمین. اصلا آن بهشت که حضرت آدم بوده اوج نعمتش خدا می‌گوید خوردنه. بعد می‌گوید حضرت آدم خطا کرد استغفرالله ما رو از آن بهشت بیرون کردند. همین عراجیفی که یک عده می‌گویند.

اصلا باید میومد حضرت آدم اگر نمیومد من و تو کارمون معذرت می‌خواهم مثل حیوان فقط خوردن بود در آن بهشت باید میومد. می‌گوید [سرفه] [به زبان عربی] پاشو آدم تو جات اینجا نیست باید بری بهشت باید بری دنیا تو عرض برای چی؟ برای اینکه اینجا نعمتش فقط خوردن و خوابیدنه. باید بری به بهشت ذات. از این شهید بپرسید [به زبان عربی]. شهید ببینی چه مقامی دارد. اصن چه اصن دست ما به شهید نمی‌رسه. او برمی‌گرده به سمت ما. ما دسته به سمت او نمی‌توانیم اوست که برمی‌گرده ما رو نگاه می‌کند. فکر کردیم با پای خودم ران آمدیم اینجا. همه ما رو این شهید تک تک مورد عنایت قرار داد. حضرت الله فاطمیون در محضرشون بودیم. فرمودند مثل برج از بالای برج نگاه می‌کند هرکس در خونه‌شو دارد می‌زند از بالا احاطه دارد. حالا خسته تون نکنم مقام همت.

این‌ها دقت در این نکته لازم است بارها شنیدید آقا جان من اصن تو کتابا پره متأسفانه من ننمی‌دانم متولی این‌ها چیک. کی اجازه داده این کتابای بازاری بیاید وسط گود. ما محضر حضرت آیت الله حقشناس اولین باری که گوش ما رو اصن آمدیم حوزه آقای حقشناس گوش ما رو پیچون آورد تو حوزه گفت پاشو بیا ببینم. در حالی ما دانشگاه و پزشکی و عشقمون دکتری و این حرفا بوده به خدا. اصن این حرفا لباس پیامبر یک جریان مفصلی دارد. ایشون وقتی که خواص از طلاب جمع می‌شوند که این‌ها می‌فهمید اهل سرن اهل تلطیف سرن و [به زبان عربی] رو رعایت کردند اهل نیمه شب و سحر و سکوتن بعض از مسائل پشت پرده آن آثاره پشت حجاب رو براشون بیان می‌کرد. حواس‌تون جمع باشه بعضی از حقایق رو به این کتاب‌های عرفانی پر شده تو بازار. آدم می‌ماند می‌گوید من امام زمان دیدم.

ولایت و تعلیم حکمت

همش از اول تا آخر می‌گوید من امام زمان دیدم. این که مخالف با باطن نظامه. خدا اراده کرده تو آقا در غیبت باشه. بله سید سید ابن طاووس می‌فرماید راه یقین مسدود نیست. من هر وقت اراده کنم با امام عصر هم گفت و گو علمی می‌کنم. او سید ابن طاووس است. تالی تلو معصوم است. می‌گوید من دیدم مریض بودم یکو یکی آمد دست کشید رو سرم. یک پرانتز سریع باز کنم شاید من دیگر شما رو نبینم. باید اتمام حجت برای نفس خودمه. نفس ح-حديث نفس می‌خونم بگم قربونتون برم دیگر از چی مثال بزنم بالاتر از شیخ رئیس. تو نمت دهم اشاراتش می‌گوید وصیتون. ملا صدرا در اسفارش می‌گوید وصیتون. امام قربونش بریم پدر همه ما در مصباح الهدايش می‌گوید وصیتون. شیخ اکبر محی الدین عربی رحمة الله علیک در فسوس و فتوحاتش می‌گوید وصیتون.

همشون وصیتشون اینه که این حقایق سنگین عرفانی رو که پشت پرده دیدی رو به عهدی نگو مگر اهلش. تا یک خواب میبینه می‌رود می‌گوید ما الان اینجا داریم بحث عقلی می‌کنیم. نگی پس چرا این حرفا رو داری می‌زنی‌ها. این‌ها رو باید بزنی. آن حقایق پشت پرده رو میگم. من امام مریض بودم چند تا مثال بزنم تو کتاب نوشته آره مریض بودم رفته بیمارستان افتاده بودم حالم بد بود یکو یک سید نورانی آمد دست کشید سرم حالم خوب شد و آی مردم من امام زمان دیدم. بله ما ما مخالف نیستیم. به عنایت خود حضرت هم تو شفا گرفتی. اما آیا آن امام عصر بود؟ تو بیابون گم شده می‌گوید اصن امام عصر رو صدا زدم. یک سیدی آمد دستمو گرفت منو به کاروان رسوند. بعد می‌گوید من امام عصر دیدم. پر هم شده مسجد کوفه مگه معذرت می‌خوایم بازیک نظام هستی.

هر کسی بتونه با امام مرتبط بشود. این‌ها می‌دونی کیان؟ الان متوجه می‌شید. توقف کردیم در این مقام. آنانیی که به مقام همت رسیدن ابدال یعنی بدل می‌کنندد. از به جایی رسیدن از این جسم خودشان انشا می‌کنندد. بدل درست می‌کنندد می‌گویند تو از آن نیز تازه از طریق اوتاد از امام عصر دستور می‌گیرند. اینطوری نیست که آمده بود پیش علامه حسن زاده پدر و پسرشو آورده بود. می‌گفت هرچی دکتر می‌رویم خوب نمی‌شود. شما دست بکش شفاش بدهد. مثل برخی میان پیش ما فکر می‌کنند ما کی هستیم؟ یک نفسی بکش بچه ما شفا بگیره. اساس نظام عالم بر اساس طهارت و بی‌طهارتي کنی مریض میشی. علامه حسن زاده تو گوش بچه گفته بود حالا این استاد ما فرمودند چون من که آنجا نبودم فرموده بود که پسرم فلان گناه رو زیاد کردی. رنگش پریده بود گفت آره آقا جان.

فرمود اصلا شفا برای تو وجود ندارد. هی فکر می‌کنند هر کسی دست به تصرف دارد هر کاری در این نظام بکند. این‌ها امام عصر ندیدن که. تازه این ابدال می‌دانید سراغ کیا رو می‌گیرند؟ آنانیی که کاد به استخونشون رسیده دیگر به آخر خط رسیدن. راه گم کردند در فقر مطلقن. یعنی دیگر کسی نمی‌تواند کاری براشون بکند. این‌ها ابدال بدل می‌کنند انشاء وجود تن می‌کنند. این‌ها می‌روند خدا رحمت کنه حضرت آیت الله سیب وی رو دیگر این بچه های تهران از آمدند امروز چند تا اینجا هستن جلوی من بچه های یا زهرا تهران می‌دانند می‌شوند حضرت آیت الله سیب وی رو. می‌آمدند حتی هیئت ما منبر می‌رفتند ما خونه‌شون زیاد می‌رفتیم این‌ها. نمی‌شونداختیم این کیک دیگش ارتباطش با امام عصر بیرون آمد و اینکه تو تهران یک شب چند جا تو یک ساعت ثابت منبر رفته.

این ثابت شده آخه چطور؟ بدل می‌کند ان شاء الله. حالا خسته تون کردم. بالاتر از این اگر کسی تونست حالا آن اب پنجاه و یک عدد این عددها رو خیلی کاری نداشته باشید چون درش اختلافاتی هم هست. قسم از طبل فضل هم روش نمی‌شود خورد. نه کاری نداریم خیلی. حالا بخوایم بگوییم برخی شاید دوست داشته باشن دیگر یک پله پایین‌تر از آن که سلحا هستن آنان سیصد و شصتان. همینطوری می‌رود تا سه هزار تا و هفتاد هزار تا حلقه‌هایی که گرد حضرته‌ن. بعد شایان توجه است که بدونید هر یک دونه از این‌ها بمی‌رود از این‌هایی که سطح پایین‌ترن آنان رشد می‌کنند میان جای آنو می‌گیرند. اصلاً این حلقه کم و زیاد نمی‌شود. حالا چقدر بد ما این‌قدر گرفتار باشیم که بیایم از امام عصرمون وقت این شهیدو بگیریم بگوییم مثلاً چی بگم؟ پفک و چیپس و این چیزا می‌خواهم.

بالاتر از این می‌شود مقام ولی امر که دیگر فرصت ندارم دربارش صحبت کنم. چطور به رهبر میگی ولایت امری من اینجا زبونم بسته است. شایدم خدا نمی‌خواهد حرف بزنم در این مقام. بالاتر از آن می‌شود مقام صاحب الامر که دیگر آن آن کسی‌ست که می‌تواند ثابت وجودت رو تغییر بدهد که دیشب بحثش گذاشت. آن صاحب الامر است. قل يسألونك عن الروح قل الروح من امر ربي. اصلاً روح از امر پروردگار ماست و امام صاحب الامر است. اصلاً صاحب روحتو حجت بن الحسن. تو فکر می‌کنی روحت هم مال خودته؟ می‌گوید و الامانة المحفوظه. ولایت ما محفوظه الهی‌ست. روح تو هم که خلق من فلطختنا و اجن به ما ولا انا آن نیز امانته. دیدی گناه می‌کنی حالت بد می‌شود سیاه میشی عصبانی میشی حوصلت سر می‌رود. حدیث مرحوم کلینی تو کتاب کافی آورده وقتی مؤمن

خواهش می‌کنم دقت در این نکته لازم است این آ مطلق مؤمن در روایات و آیات یعنی م-محب اهل بیت نه غیر از آن. کاری با بقیک نداریم. می‌گوید مؤمن تازه اگر گناه کند همان لحظه روح ایمان ازش قبض می‌شود. حدیث خواندید علی حبهو ایمان و بغضهو کفر. یعنی ولایتو می‌گیرند. سه تا یکی خیانت کنه دوباره بهش امانت میدی؟ امانت این روحه دست ماست. لذا آقای بهجت می‌گوید بدون اذن امام عصر نفس نکشید. السلام علیک حین صلی و تقنوت بگو برو تو نماز. السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته بگو آثار اهل بیت و آیات رو رو منبر و تو کرسی درس و بحث بگو. السلام علیک حین تحمد و تستغفر بگو و استغفار کن و توبه کن که در همان شأن امام بابی به روی تو باز می‌شود. در شأن استغفار امام می‌توانی استغفار کنی. در شأن صلاة امام می‌توانی نماز بخونی.

شأن منبر و داعی الی الله و پرورش دهنده آیات می‌توانی رو منبر آیات رو پرورش بدی روایات رو بریزی کنار هم قضای عقلی برداری. و جز با سلام به آقات نمی‌توانی برا حسین حسین بن علی گریک کنی چون حسین زمان ما اوست. می‌دانید گاهی اوقات چرا ما گیر می‌کنیم تو واژه‌ها؟ امام حسین رو درک نمی‌کنیم؟ چون از امام زمانمون عقبیم. اصلاً حسین زمان ما اوست. اصلاً مجلسی بجز به غیر از ذکر و توسل و توجه به امام عصر باطله. می‌خواهد به اسم مولا علی باشه به اسم امام حسین باشه به اسم حضرت زهرا باشه. اماممون رو دریابیم. وقت من تمومه و مداحتون هم آمدند. چه کنیم شب عاشوراست. حالشو دارید یک ذره من بخونم؟ اللهُم صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد. بسم الله الرحمن الرحیم. یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.