یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
درآمد بحث
الحمد لله على کل نعمته واسأل الله من فضله. اللهم صل وسلم وزد وبارك على صاحب الدعوة النبوية. والسلطة الحیدریة والعصمة الفاطمیة والحلم الحسنیة. والشجاعة الحسینية والعبادة السجادية. اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه واجعلنا من خير أعوانه وأنصاره وشيعته والمستشهدين بین یدیه. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. السلام علیک یا داعی الله وربانی آیاته. هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا من سواه فدا. انشاءالله که حضرت هر کجا حضور دارند حالشون خوب باشد و از سائل جمع ما را دعا کنن. تبرکاً سه شاخ نبات تقدیم کنیم. پیرامان احکام قرآن و سپس عترت. در خصوص احکام عرض شود که استفتاء شده از رهبر عزیز که اگر چنانچه ما به سفر بریم لکن از محل مبدأمان تا مقصد مسافت شرعی نیست.
از مقصد اول یعنی رسیدیم به شهری که میخوایم بریم از آنجا بریم. یعنی سفرمان بعد از توقف مان در محل اول به چند شهر دیگر هم هست. ما مسافر حساب میشویم یا نه؟ رهبر عزیز فرمودند که در صورتی که از اول قصد مسافت شرعی نکرده باشید یک، چون باید از اول انسان قصد مسافت شرعی بکند. اگر شما قصد طی کردند مسافت شرعی را نکردی یک، دو فاصله بین آن محل اول که رسیدی تا آن شهرهای دیگر که میروی هم به اندازه مسافت شرعی نباشد. در این صورت شما مسافر نیستی و نمازت را باید کامل بخونی چون مسافت شرعی را یک از اول قصد نکردی. ثانیا از محلی که رسیدی به جاهای دیگر که میروی هم مسافت شرعی نیست لذا شما مسافر نیستی. اما در خصوص قرآن لطیفهای گفته میشود و امیدوارم قدر این نکته ای که عرض میشود خدمت شما امشب بدانیم.
شاید سؤال بشود که چرا گاهی اوقات ما خواب زیاد میبینیم و گاهی اوقات خواب زیاد نمیبینیم یا اصلاً گاهی برخی عنوان میکننددد ما اصلاً خواب نمیبینیم یا خواب که میبینیم چیزای عجیب و غریب و مبـ نامفهموم میبینیم. البته یک شب پیشتر گفته شد که این بحث خود البته از اهلش نبن بیسواد ده تا جلسه منبر میخواهد همین بحث خواب که قشنگ جا بیفتد. لکن این نکته اهمیت دارد دو تا سوره چون ما شاخ نبات قرآن داریم تقدیم میکنیم. اگر کسی بر اینها مداومت کند اثرش عکس همه. یک سوره هست که اگر کسی مداومت کنه اصلاً خواب نمیبیند. وحدت، عدم کفرات و کفرت دیگر. مگر اگر اینکه یک اتفاق خاصی، یک پیام خاصی بخواد به او القا شود که آن ماجراش فرق میکند که آن نیز مقدمات دارد و شرایط. و یک سوره هست که اگر مداومت کنی اتفاقا بلعکس خواب زیاد میبینی.
مراتب معرفت
این دو تا را من معرفی کنم و علتش را هم گفته میشود. سوره ای که اگر مداومت کنی خواب اصلاً نمیبینی. اینطور نیست که در خواب ببینی و یادت برود. آن هم سوره بی بدیل و بینظیر شناسنامه خداست که ما متاسفانه پیش پا افتاده به او نگاه میکنیم. قل هو الله احد که یک شب پیرامانش لحظاتی حرف زدیم. چون این سوره بوی توحید و توحد میدهدد و شما را از کفرات عالم و نشئه طبیعت میکشاند به سمت توحد و عالم وحدت، اصلاً شما دیگر یکپارچه میشی نور و نور و جلوهای از احدیت خدا و واحدیت خدا که این قابل بحث هست خیلی در آن تحمل نکنید شاید گیج بشید اما اصلاً این سوره مورد انتخاب امام ما بوده. امیرالمؤمنین در حال جنگیدن، در حال راه رفتند، در حال عرض شود نشسته، خوابیده، دائم اصلاً منتسور قرآن بوده برایی مولا این سوره.
دست کم نگیرید که عرض شود آن شب گفتیم که ملاصدرا گریه شوق کرد وقتی این حدیث را دید که شش آیه اول سوره حدید که پیغمبر فرموده بچه به دنیا میآید بخونید به او بدمید این شش آیه اول سوره حدید رو. با سوره قل هوالله را خدا مخصوص آخرالزمانیها یعنی شما قرار داده. ملاصدرا چون پیش از دیدن این حدیث به این دو بخش از آیات خیلی توجه داشت و غرق این آیات شده بود گریه شوق کرد و نماز شکر خواند. حالا این که حالا شاید شما تعجب کرده باشید من خودم به شخصه خیلی کم خواب میبینم. دق-دقت کردید در نمازام همش قل هوالله میخونم. حتی یک مسجدی رفتیم با ما قهر کردند گفتند ما اینجا همش صبحها پیش نمازمان سوره جمعه میخواهنددد شما فقط قل هوالله میخونی. گفته شد نمیخواید ما بریم.
ما فقط قل هوالله میخونیم همین را بلدی.م و فکر میکنیم این سوره کمیه. یک سرنخ دادند دیگر ب را تا آخرش. که یک شبم مختصراً پیشتر گفته شد. اما آن سورهای که شما را از وارد کثرات میکند و از توحید باعث میشود صور مثالیه و برزخی و عبارات مثالیه و برزخی زیاد که خود این هم قابل توضیح هست، سوره قدر است. چون در آن میگوید تنزل الملائکه والروح. وقتی از جبرایئیل نازل شد به دست مریم علی نبینا و آله و علیها سلام فتمثل لها بشراً. وقتی آن درسته جبرایئیل مال عالم مجردات و عقول است و نه رنگ دارد نه بو دارد نه شکل دارد نه وزن و نه حدود و طول و عرض و اتفاق. وقتی میخواهد وارد عالم کثرات شود که این دنیا و نشئه طبیعته، اینجا قانون دارد. تمثل پیدا کرد لها بشراً مثل بشر شد.
نسبت انسان و خدا
این نشون میده چون ملائکه هم همه آن شب درخور توجه است همه نازل میشوند. آن الف و لام سر الملائکه و الملائکه ملائکه که جمع است، افاده میدونید که آن افاده عموم میکند دیگر. این جمع محلا به الف و لام افاده عموم میکند. یعنی تمام ملائکه نازل میشوند. بعد ما را کره همین جاییم که ملائکه نازل میشوند میخوایم بریم در آسمان دنبال. آن طرف یک حقیقت واحد بیش نیست. یکیش شده دارای مثلا یکیش شده دارای عصمت. اینها جلوهها و تطورات دنیاییست. در این دنیا اینگونه جلوه کردند و الا آن رار کلهم نور الواحد تابت و طهرت بعضها من بعض. اگر کسی سوره قدر را زیاد بخونه خوابهای خوب خیلی میبیند. که البته این سورهها میدونید هر کدوم منسات الهی هستند. این پرسش جای نگرانی ندارد از این کلمات توضیح میدیم.
منسه به تختی میگویند که عروس شب زفاف روش مینشیند و جلوه نمایی میکند برایی داماد. آن نیز سوریاند خصوصا سوره قل هوالله احد که خدای منان با تمام اسماء و صفاتش تجلی کامل کرده در این سوره. یک سوالی هم حالا ما در شاخهنبات قرآن هستیم. یک پرانتز باز میشود چون سؤال کردند. دیشب یک پدر شهیدی که دو تا شهید داده از سازمان جلومانو گرفت که حاج گفتید بعضی از مؤمنین خوابشون مثل بیداری میشود. ما قبلاً دیروز پیشتر گفته شد اگر دقت کردید که عالم برزخ عالم خ-همان خواب ماست یا خیال ما. ما هر شب میرویم عالم برزخ و گفتیم اگر کسی تعلق به دنیا نداشته باشد اصلاً برزخ ندارد. چطور میشود انسان خوابش عین بیداریش باشد؟ چطور میشود انسان برزخش مثل اصلاً برزخ نداشته باشد مثل این. کسی که سر سوزنی به دنیا تعلق ندارد، خوابش مثل بیداریست.
یک عزیزی هم الان سؤال کرد که من خواب دیدم در حرم اباعبدالله یک بچهای را تکون میدادند من میترسیدم. حضرت یوسف در قرآن فرمود آتانی الله. ماها نمیتوانیم حرف بزنیم. اما بر اساس علومی که از علامه حسن زاده ما یاد گرفتیم به شما گفته میشود در کتابهاو هست البته. عرض شود که او میفرمایند تمام آنچه که خیلی نکته مهمیه، بابی را به روی شما در خواب باز میکند که گاهی اوقات ماها خواب آلو هستیم اما نمیتوانیم از این خوابها درست استفاده کنیم. پیغمبر صبح میآمد مسجد فریاد میزد مثل ما که صبح میرویم مسجد میگیم داد میفشاریم امروز دلار چنده؟ پیغمبر داد میزد "حلم مبشرات" کیه به من بشارت بدهد؟ یک جوونی پا میشد میگفت یا رسول الله من دیشب این خوابو دیدم.
آثار تربیتی بحث
علامه میفرماید آنچه که در خواب میبینی صور برزخی خودت و عبارات برزخی خودت. همانگونه که پیغمبر رفت معراج همه انبیا و هر شکلی را صورت و صور را به شکل علی دید و تمام عبارات نظام هستی را به آیههای قرآن دید، این قرآن در وجود پیغمبر تمثل پیدا کرده. امیرالمؤمنین جان پیغمبرود لذا هر جا میبیند علی میبیند و قرآن. لذا شما هرچی در توی خواب میبینی خودت را میبینی. این بچه چی بوده تکون میدادیم؟ حدیث داریم از الولد سر ابی. پسر، بچه سر باباشد، جان باباشد. درخور توجه است همه بچه را میگویند جان مادر اشتباست. مادر یک زمین کشاورزیست که دانهای که پدر در او میکارد او را پرورش میده. آن دانه را پدر تحویل مادر میده. و انزلنا من السماء ماءً فاحیا به الارض.
اگر سما مرد باشد و زمین زن، این آب، این نطفه، این حالا این سیر نزولی را کاری نداریم ما بیشتر در سیر صعود داریم کار میکنیم، کار پدره. میگوید بچه را تکون میدادم در خواب و این تکونی میدادند برایم در خواب من میترسیدم. در خودت را داری میبینی، جان خودت را میبینی تکونش که میدن میترسی. یعنی حواست باشد که از ناحیه فرزندت اضطرابی به در وارد میشود. یک حدیث حالا مال این شبهاست. امام صادق صلوات الله علیه فرمودند برایی جد ما حسین سلام الله علیه حیوانات اهلی و درنده گرد هم جمع میشوند بدون اینکه آسیبی به هم برسونن برایی حسین ما گریه میکنندد. این ضرب المثل است برایی مردم. علامهها باید بیان چکار کنن؟ ذرهبین طهارت بذارن اینو برایی ما باز کنن.
فرمودند جان اصلاً کجا شب عاشورا کسی دیده حیوان مثلا آهو و گرگ بیان کنار هم وایسن، تعدی نکنن، همدیگر را ندرن برایی عزاداری اتفاقاً این ایام همش ما گوسفند میکشیم، گاو و شتر و همشو داریم ذبح میکند که. آره همشو داریم حیوون میکشیم که. حضرت فرمودند که جان اصلاً حدیث داریم تمام حیوانات ثوره یا برزخه یا مثال وجودی و شؤون نفس ناطقه شماست که میبیند. هر کدومشون یک تعریفی دارند. اینکه در در خواب چه حیوانی میبینی خودت را داری میبینی که چه وضعیتی دارد درونت. میگوید شب عاشورا حیوانات اهلی و وحشی کنار ره. علامه میفرماید این حیوانات اهلی اهل ایمانن. اهل ایمان مثل گوسفند تسلیماند. گوسفند مقام تسلیم دارد بین حیوانات. اینها اهلیان میان کنار چی؟ طرف عرق خوره معذرت میخواهم کثافت کاری میکند. حیوانات اهلی هر دو هم حیوانن.
مراتب سلوک
یعنی انسانها جمع میشوند برایی حسین گریه میکنندد اما تمثلات درونی خودانه. تا همین مقدا را من بسنده کردم. بحث اینجا زیاد داریم، حرف زیاد داریم، طلبتون. اگر انشاالله حالا سال بعد ما زنده بودیم شما هم حضور داشتید شاید حالا یک چند تا منبر ما پیراهن همین ماجرا رفتیم. خوبه آدم یک چیزایی بدونه، متوجه شود. به قول علامه میفرماید اگر در خوابت عقرب و رتیل و سگ و پلنگ و شیر و چیزای درنده و این چیزا را دیدی بدون وای یعنی درون خودت را بیچاره کرده. برعکس اگر حیوانات اهلی دیدی یا نور و رحمت و شهید و قبله و منبر و محراب و عالم و عمامه و امام و حرم و اهل ایمان و اینو باز داری خودت را میبینی. احتمال دارد در اصلاً یک آدمی را ببینی معذرت میخواهم عریان در خواب خودتم نه برایی نمونه یک آدم دیگر.
بعد در ذهنت بگی فلانی آدم عوضیه استغفرالله من در خوابم دیدم عریان شده بود در مردم. قرآن میفرماید و لباسها نت تقوی. لباس آن ور اگر اینجا لباس اینه، آن ور تقوا لباسه و در هم خود را، شؤون وجودی خودت را در خواب میبینی. اگر دیدی رفیقت در خواب برودنه است خودت بی تقوایی کردی شاخه نواتی از عترت. از عترت همین بریم سراغ اصل هفتم هست شود خدمتتون. کتاب الفین رحمت الله علیه از صد اصل اولش در عصمت امامت در اثبات امامت و عصمت اهل بیت میفرمود اصلاً سر آوردن امام از طرف خدا، پیادهسازی دستورات و ترک نواهی و انجام واجبات الهی و پیادهسازی عدل است و حق است در جامعه و گرفتند جلوی ظلم و هرج و مرج. اگر قرار باشد امام را خود مردم تعیین کنن هرکی میخواهد از حزب و گروه خود تعیین کنه.
میگوید بذار چپی باشد، آن میگوید بذار راستی باشد از این مزخرفات. آن میگوید بذار از حزب من باشد، آن میگوید بعد هرج و مرج بدتر میشود که اگر کسی قرار باشد خود مردم ایجاد کنن که اصلاً حالا این دو تا آیه که میخونم من دارم میخونم در قبر تنش اما نلرزه. آیه قرآن "هو الذي خلق السماوات والأرض بالحق" تار و پود این آسمان و زمین و خلقت را بکشی هم تارش حق هم پودش در هم تن همه چی حقه. "بالعدل قامت السماوات والأرض" آسمانها و زمین به عدل به پا شده. امام فرمود أنا العدل أنا الحق. پس اگر او حق است و او عدل است برایی پیادهسازی عدل و حق در جامعه کسی جز امام نمیتواند کاری بکند. پس چرا شما از خود ران انتخاب کردید؟ حالا یک عزیزی هم گفتش که بالا منبر گفتی امیرالمؤمنین فرموده أنا الحق در حالی که ثابت کردید آنها حق نیستن.
نتیجهٔ بحث
من پیشتر گفته شد او برزخ نورانی و جامع است. یعنی از این جهت که ذاتش احتیاج محض است و بینیاز نیست حق مطلق احد ثمد بینیاز نیست. وقتی میخواهد خدا را به خلق نشون بدهد میگوید أنا الحق. وقتی میخواهد خلق را به خدا نشون بدهد میگوید چی؟ أنا عبد ذلیل مسکین مستکین که بحثش گذشت. امشب به فضل الهی در این فرصت کوتاه به خاطر این حجم سوالات شما من شاخ نواتم طول کشید. سعی کردم جواب سوالات را در دلش جا بدم. دست و پای عزیزانه را میبوسم که به من خیلیها گفتند ما از شهرستانهای اطراف خمینیشهر، شاهین شهر کجا امشب شب های قبل گفتند گرفته این مباحث ما را و ما اصلاً نمیتوانیم دیگر بریم و خوشحالم از این جهت که معارفی که در سینه حسن زادهها موج دارد میزند یک چیزکش به ذائقه دل شما دارد میشیند.
عزیزانی که استغاثه جمعه دارند دو بار به من تاکید کردند حاج از امام عصر بیشتر بگو. مگه من شبها دارم اینجا چه کار میکنم؟ من هر شب دارم ا غیر از امام عصر حرف میزنم. شؤونات ولایت مطلقه و کلیه الهی که نژ-نزد آنهاست را میگیم. امشب سه تا کلمه را میخواهم توضیح بدم اگر وقت کنم در حالی که وقتم آخرشحه خدا کمک کنه بتونم. یکی اصلاً اینکه او چگونه کون جامع است و چرا صاحب السیف است و چرا صاحب原عصر است. چرا به او صاحب原عصر میگویند؟ خود یک منبر میخواست اما چون مادر تموم میشود دهنمان و حرفهای مهم داریم من یک نکته گفته میشود به فضل الهی میرم.
منظور از عصر یعنی در اگر تمام نظام هستی و دیشب عرض شد حقایق، کمالات و اوصاف حقایق و عوالم با-باطنی و بالا، مکانت بالا، نه مکان و همچنین عالم رقائق را جمع کنی همش را به یک باره امام جمع در خود دارد. این این که میگویند صاحب原عصر یعنی خدای منان تمام نطق رو، کائنات رو، ثوالله را عصاری کرده، چکیده، زبدهد، خلاصه و عصرش که همان عصاری شده است آن را انتخاب کرده. اینکه میگوید صاحب原عصر یعنی از چندین جهت البته میشود بحثش کرد. از جهت بحث کون جامع بخواهیم بگیریم که او دارای همه صفات جمالی و جلالی الهی است. میخوایم بگوییم که او چکیده نظام خلقت است. هرچه کمال، هرچه اسم از خداست، هرچه وصف از خداست در مهدی فاطمه خلاصه شده است. اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل.
درآمد بحث
میگوید مرحوم حاجی سبزواری علیه الرحمه در کتاب اسرار الحکمش میفرماید تخلّقوا بأخلاق روحانيين شبیه که این بله با میگوید ب را بالاتر. بعد میفرماید حدیث، حدیث، حدیث، حدیث یعنی نو، نو، اصلاً قدیمی نمیشود. "من تخلّق بأخلاق الله وجبت له الجنة". یعنی چی متخلّق شو بأخلاق الله؟ "إنك لعلى خلق عظيم" قرآن میگوید پیغمبر در صاحب خلق عظیمی. ذیل این آیه اصلاً نمیدانم من خلاصه شده میگویم تنم میلرزد. میفرماید "إنك لعلى أسماء عظيم". این خلق را به اسماء میگیرد یعنی تمام اسماء خدا در در پیاده شده. اگر خدا قادرن علی کل شیء، به حق قسم امام عصر هم قادرن علی کل شیء.
و میگوید در هم متخلق شو به این اخلاق که بعد اگر کسی بتونه سخته، خیلی دشواره اگر کسی بتونه این مسیر را برود از مقام توجه به مقام همت برسه، باب رسیدن به مقام امر که ولی امر شود برایش آغاز میشود که این یک بحثه شاید شب عاشورا گفتیم. که از توجه به همت میرسد به ولی امر. به رهبر میگی ولی امر مسلمین بعد صاحب امر میشود امام. این صاحب الاصر به یک معنا یعنی این چکیده نظام هستی به یک معنا از این جهت که پیغمبر فرمود آخه وقتی برخی الان این روشنفکرا هستند لیبرایل فکر میکنندد اینهایی که از شبد تفکرات ماده گرایی دارند الهی فکر نمیکنندد. میگویند قرآن اگر راست میگفت استغفرالله در زمان ما کامپیوتری ها میومد در زمان ما مثلا فضا مجازی ها و آپولو میفرستیم.
قربونت برم زمانی که قرآن آمد آن موقع عرب آنقدر از جهت عظمت ادبیات عرب بالا بود اینها یک میگویند معلقات سبع را شنیدید دیگر هفت تا غزل اینها سروده بودن به قدری این غزلها عظمت داشت آویزون کرده بودن به خانه خدا، پرده خانه. آنقدر عظمت داشت این غزلها. وقتی قرآن نازل شد گفتند بیارید پایین این غزلها رو. اگر قرآن دارد حرف میزند اینها چیست؟ اگر کسی بدونه چه ره بر قرآن اینگونه حرف نمیزنه. اصلا بخشی از آیات را پیشتر گفته شد مال شماست. اصلا قبلا نمیفهمیدند اینها چیست. چون این چنین است لذا فرمودند صاحب الأمر یعنی صاحب عصر محمدی صلی الله علیه و آله و سلم.
مراتب معرفت
حالا اینکه این عصر محمدی یعنی چی ربط به علم و تعقل و ولی تلطف و ولی تعقل و اینها دارد خود یک منبر میخواست که من میخواستم امشب سؤال ایجاد کنم بگم آنی که استغاثه میکنید الان اگر امشب بیاید همین امشب بگوید همه چهل، چهل جمعه استغاثه کردید من آمدم چی میخواید؟ شما چی ازش میخواید که من با شما حرف بزنم یک ذره. برایی اینکه صاحب السیف را متوجه شویم مجبورم سعه وجودی را توضیح بدم. ما یک اصلی داریم به نام سعه وجودی. کسی که وسعت وجود دارد اجازه بدید به خاطر عطش وجودیتون که نگاهتون دارد با من حرف میزند یک نکته برایتون بگم و خواهش میکنم اگر به ذائقه دلتون نشست بگویید. معمولا ما میشوندویم میگویند تاسوعا و عاشورا از تسع و عشر میآید یعنی نه و ده چون شب نهم و اینگونه نیست و دهمه.
اگر اینه پس چطور ماههای دیگر تاسوعا عاشورا ندارد فقط اینجا دارد. اگر اینی که شما میگی باشد همه ماها باید تاسوعا عاشورا داشته باشد. عزیز دلم از آن کسایی که نه فقط محققن بلکه متحققن یعنی آنچه که پژوهش کردند در وجودشون پیاده شده است بپرس. میگویند تاسوعا از اتساع میآید. اتساع میدانید وقتی هوا را پر میکنی در سینه ات میگی ریهت متسع شد. تاسوعا شب قمر بنی هاشم اتساع وجودی به شما میده، شما را متسع میکند. لذا میتوانی جامعه از داد باشی که حالا توضیح میدم. میگوید عاشورا میآید به در نحوه معاشرت با آسمان و زمین، با کائنات، با امامت، با ملائکه، با خودت، با، با مردم را و با احکام دین را میآموزد. اینکه ابا عبدالله شب عاشورا فرمود شب تاسوعا فرمود عباس جان ب را از اینها یک روز تاسوعا یک شب دیگر مهلت بگیر.
بله روایت درسته که من میخواهم، دوست دارم قرآن خواندن و نماز خواندن و از شود دعا را این قرآن و نماز و دعا نه همین قرآن و نماز و دعاییست که من میخونم و لغ لغ ازم و بعدم خسته میشوم. نماز و دعاییست که اتساع وجودی بیارد یک و نحوه معاشرت در با امامت را بیان کنه. مثلا عاشورا اگر به غیر از این باشد باختیم ما. حالا این کلیپه خیلی زیبا بود کیف کردم کار هرکی بوده دستشو میبوسم. خیلی زیبا همه را در همین من دارم حرف میزنم داد میزنم خودمو میکشم در این جمع کرده بود حرفو. فقط صرف عزاداری که نمیشود بله این باب وروده، بابه. شما را دم در وایسی بفرما این در. چرا چرا برخی مثل تر ماه شاعر سال گذشته هم فکر کنم اینجا پیشتر گفته شد شاعر نسل اول ارباب بوده. تر ماه با تای دستدار و هجیمین داشت میومد سمت کوفه و میرفت به سمت یمن.
نسبت انسان و خدا
بار انبانی پر از گندم داشت و جو و اینها چند تا شتر آن موقع آذوقه یک ساله میبردند. گفت جان من از کوفه میام نری. حالا چی بگم آنقدر شعور ندارد دارد امامو نصیحت میکند. فرمود ما به سمتی میرویم که خدا امر کرده در چه کارهای؟ حضرت فرمود من میرم به سمت امر الله شا ایا را که قتیلو. این گفت جان بیا بریم یمن ده هزار مرد جنگی با شمشیر برایت ردیف میکنم دمار از روزگار اینها در آرم. حضرت فرمود من به سمت خدا میرم. گفت جان اجازه بدین بارم را ببرم برایی زن و بچم تحویل بدم بیام به شما ملحق شم. خاک بر سرت کنن که رفتی نفهمیدی در میخوای بری برگردی جان تقدیم کنی. این انبان و شتر و بارتم تقدیم کن. شهید اول از زن و بچهش میگذرد بعد شهید میشود. خدا لطف کنه زیر این خیمه یک شب پیرامان مقام شهادت اصلاً حرف بزنیم.
اصلاً نمیشود اینکه این شهید میگوید علی جان پسرم من از در و مادرت دل کندم راهش اینه. برگشتم اما دید سر هارون نیزه است. اما یکی مثل زهیر، زهیر زنشو طلاق داد. آخه کی الان جرات دارد اصلاً من یک مقدار آرومتر حرف بزنم زنا نشنون از آن ور لنگ کفشاشون نیاد. نمیگویم والا از فردا برید برایی آریه امام حسن طلاقنامه امضا کنین. میدونید درخور توجه است رفت حنا خرید از بازار اینها را من دارم میگویم بحث یک ذره رقیقه بشین اذیت نشید خیلی. خ-حنا خرید میترسید به زنش بگوید میخواهم برم برایی امام حسین. بعد برخی میگویند مثلا اینها که میگویند این این حججی را این شهید سیاسیه سپاه گندش کرده. یک متوهمی هم توهم زده میگوید من گندش کردم در رسانه و این چرت و پرتها. اینها اینو ولش کنی میگوید چرا حبیب، چرا حبیب ضریح دارد؟
مثل اینکه شهدای کربلا بیان ادعا کنن. جان غلام سیاه امام حسین هم بگوید چرا برایی حبیب ضریح زدید برایی ما نزدید؟ تویی که داری اینو میگی حبیب دو بار برایی جان داده. ضریحشو یک جا زدن کار کائناته. یک بار که میروی در زیارت کنی یک بارم میای بیرون زیارت کنی. ابی عبدالله بچه بود آمد بیاید حبیب از پشت عاشق امام حسین بود. میگویند حسین ابن علی بچه بود راه می رفت حبیب صورتشو میذاشت آنجایی که امام حسین پاشو برداشته صورتشو میذاشت کف پا، را آن خاکا. پیغمبر می فرمود این جان میده برایی حسین من یک روزی. همان موقع روضهشو میخواهندد. چنین کسی باید الان هُر بله شهید شد. جز شهدای کربلاست اما نه کیلومتر بیرون کربلاست. باید فاصله داشته باشد با حبیب. میگید چرا این شهید مثلا اینگونه شد؟ باید فهم و شعور داشته باشد این حرفا را میزنه.
آثار تربیتی بحث
حبیب رفت حنا خرید آمد پیش زنش گفت میخواهم شادی کنم و جشن بگیرم و نمیدانم با هم شاد باشیم و. زنش چه چیز نکته سنج بود گفت در خجالت نمیکشی؟ پسر پیغمبر دارد میرود در مسلخ. گفت ببین چه چه خفقان سیاسیای بوده که حبیب جرات نمیکردد به زنش از حسین مستقیماً حرف بزنه. تا اینو شنید گفت خداروشکر پس اجازه بدهد من برم. گفت نه نمیشود در بری منم باید بیام. گفت نه برایی اینکه اذیتت نکنن چون عوبیدالله گفته بود هرکس برود در صف حسین املاکشو تصرف میکنم. به در بگن بگی حسین شاهرگ در میفشاریم زن و بچت را اسیر میکنیم. چقدر این شهدای آره ملا اسمم، اسمهاشون از خاطرم رفته. چقدرشون زن و بچه را جلوی شوهر سر بریدن بعد شوهر رو. مرد میخواهد مگه شوخیه این حرفا؟ به نظر شما چرا اینگونه میشود؟ تر ماه تعلق به زن و بچه داشت.
یعنی جامعه مشتتات مثل قرآن. یعنی یک جا سریع میگویم میرم مصداقاشو داشته باشید. میگویم که اگر بعداً هم گوشه ریفتم دارد میگذرد. قرآن یک جا میگوید، میگوید لمن الملك اليوم لله الواحد القهار. یک جا میگوید اننی انا الغفور الرحیم. قهار را میآورد کنار غفار. یک جا میگوید عرض شود خدمتتون در، در، عرض شود دعای جوشن کبیر. یک جا میگوید یا عالی فی دو نوّه. یک جا میگوید یا دان فی علوّه. اینها با هم نمیخونه ظاهرا. یا عالی فی دو نوّه، یا دان فی علوّه. ظاهرا یا میگوید هو از هکه در هستی که میخندونی و ابکا و می گریونی. حضرت زینب در برایبر دشمن میگوید ما رأیت الا جمیلا. اما وقتی شب عاشورا حسین ابن علی میگوید من دارم میرم غش میکند حضرت زینب. صاحب السیف از این جهت به حضرت گفتند سيف البته نماد قدرته.
تنها کسی هم که میتونه قدرت مطلق دستش باشد و ظلم به اهلی نکنه امام عصره. لذا ما به رهبری هم میگیم جانشین امام عصر، این نکته اهمیت دارد با این داستان من دیگر البته بحثم نیست به کارامان غصه نخورید ادامه میدیم. شیب بحثم باشد بریم در مناجات. امیرالمؤمنین در صفین شمشیر میزد. امام حسین در کربلا شمشیر میزد. در صفین مالک اشتر خروس جنگی امیرالمؤمنین میگوید میدیدم علی سر میپرونه، آدم دو نیم میکند، پا قطع میکند. اما به برخی که میرسه شمشیر مولا این تیغ مولا از بالا سرش رد. فضل العباس هم در کربلا اینو از امام حسین دیده. دید گاهی اوقات امام حسین، حسین ابن علی که فنون رمزی را از آن رموز و فنون جنگی را از امیرالمؤمنین یاد گرفته بود که در یک حمله شیخ مقرم میگوید دویست نفر را به هلاکت رسونده بود.
مراتب سلوک
شمشیر گاهی از بالا سر طرف، از پایین پا گاهی مجروح میکند، نمیکشه. هم ابالفضل سؤال کرده هم مالک اشتر از امیرالمؤمنین سؤال کرده جان این حکایتش چیست؟ چقدر قشنگ جواب داده مولا هم امام حسین دو تا یک جواب دادند. فرمودند ما نگاه میکنیم این مقام صاحب السیفیست و مقام صاحب الأصریست و مقام صاحب الزمان است. میگوید من نگاه میکنم تمام نسل در نسل این شخص تا قیام قیامت. قدر پدر و مادرهاتون را بدونید دعاشون کنید. فرمود اگر یک آدمی که ولایت ما را بپذیره و بخواد آدم حسابی باشد در نسلش باشد نمیکشنش. شما به او میگویند صاحب السیفه. به این میگوید وقتی آدم اینگونه شد اتساع، ما بحث تاسوعا و عاشورا داشتیم. اتساع وجودی پیدا میکنی، بزرگ میشی، مثل دریا میشی. هرچی پیش هرچی میخواهند تکونش بدن نمیتوانند.
هرچی میخواهند حسین ابن علی را بشکنن در این چند روز نمیشود که نمیشود. هرچی ولی یک داغ، یک داغ خیلی را سوزوند. مرحوم میرزای قمی رحمت الله علیه مداح دعوت کرده بود. قدیمها هم رسم بود از اول محرم تا دهه تا دهه ماه ربیع هفتاد شب مراسم میگرفتند منبری. بعد هر کدومم یک روضه نمکی. عالم محور بود هیأتها نه مداح محور، محور. بعد میرزا هر م-مداحی هر شب میومد میگفت میرزا چه روضهای بخونم؟ فردا شب میومد چه روضهای علی اصغر بخون. یک شب صداش درآمد گفت جان این همه فدایی داشته چرا هر شب میگی علی اصغر؟ یک جمله دارد میرزای بزرگی قمی فرمودند که به حال گریه فرمودند آخه شما نمیدونید از شهادت علی اصغر چه سوزی به دل حسین نشسته. اگر میتوانی یک ذره تشنگی را بیشتر درک کن. گفتند جان وضو میخوای نه، فرمود این دارد نگاه میکند تشنه شه.
آبو گذاشت وضوشو ول کرد پیغمبر. وقتی آنهایی که آب را به روی حسین بسته بودن بعد دوباره آب افتاد دست حسین ابن علی در راه کوفه، میگویند با ترس آمده بودن آب بخورن میترسیدند. نگاه میکردند به مولا میخواستند آب بخورن مشک را برداشته بودن دستشون میلرزید هی لب مشک می افتاد. ابا عبدالله خود میومد دست میبرد زیر مشک، مشک را میگرفت، میگرفت جلوی دهان دشمنش که چند روزهای قبل آبو به روش بسته بود میگفت بخور و نترس. و همین کوفیها چگونه جبراین کردندد. چون شب سرانجام استغاثه است من الان یک حالتی در مجلس میبینم که باید روضه بخونم اما چون استغاثه است بگذارید از امام عصر دو سه خط بخونم و. پسر فاطمه بگو با حال خراب دل چه کنم؟ به نفست محتاجم در معرج، در معرض تاراجم. قافلهها رفتندد و در حسرت معراجم.
نتیجهٔ بحث
ابن الحسن در محضر شهدا بهت میگویم. شدم بلای جان شما سرم فدای جان شما. یا میمیرم در بستر مرگ، آرزو به نظر دلم همیشود. شیرینترین نجوای زیبای منه. بخواهید از حسین برسم به شما. کمک کنید ما هم به شما ملحق شویم. میگویند علی اصغر باب الحوائج. امشب با چه امیدی آمدم در خونه حسین و علی اصغر و بزنم. وقتی مختار علیه الرحمه خواست حرمله ملعون را به درک واصل کنه، سؤال کرد شد دلت در کربلا بسوزه ملعون؟ گفت حالا که میخوای مرا بکشی بهت یک چیزی بگم. من دلم کربلا نه سوخت و نه لرزید. آن لحظه ای که سه شاخه را به گلوی علی زدم، دیدم حسین یک قدم سمت خیم میرود، یک قدم برمیگردد. فهمیدم از رباخجالت میکشد. من نمیدانم ر شهادت محسن را اول به پدر دادند یا مادر. اگر اول به پدر دادند، با چه دلی به مادر محسن ر شهادت محسن.
امروز مادر شهید یک پیامی به من داده. گفته با حاجی بگویید یک ذره از تشنگی پسرم برایم بگوید. کی میداند تشنگی لب به جان دادند یعنی چی؟ وقتی علی اصغر را بلند کرد، فرمود بال تلج. یعنی آبش بدید میمیرود، آبش ندید میمیرود. یکی از محورهای عاشورا تشنگیه. از پرده آب را به روی بچه ها میبندند. صدای الاتش بچه بلند میشود. خود مادر شهید میگوید من از این که سر محسن را بریدن خیلی اذیت نشدم. از این که شکنجهش دادند، از این خود گفته چه کار کنم. میگوید این چیزی که دل مرا لرزوند، دیدم در عکس، دیدم لب محسنم خشکیده است. هرکی میتواند امشب راحت باشد و گریه کنه و در را خدا در خودت نباشی. مردم نجف آباد عالین بیست، فقط یک نمره منفی من به اوون میدم. مثل تهرونیها بلند گریه نمیکنندد.
پیغمبر وقتی خواست زهرا را آروم کنه، روایت برایت بخونم. زهرا تا شنید حسینش را چگونه میکشند داد. هرچی خواستن آرومش کنن نشد. گفت زهرا جان، آخرالزمان یک عده دور هم جمع میشوند برایی حسینت. مردهاشون مثل زنهای بچه مرده داد میزنندد. عادت کنید زمزمه کنید برایی حسین. امام صادق فرمود آنهایی که برایی حسین من زمزمه دارند و بلند گریه میکنندد، اصلاً دعای ویژه برایشون دارد. فرموده خدایا بدن اینها را به در امانت میسپارم. بوی بدن اینها را هم دوست دارم. یک کاری باید بکنی همه بگن چه ره؟ بچهت رفتی خونه بگوید بابا چرا اینگونه داد میزنی؟ میخواهم بگویم سبحان الله. اجازه بدید من بیشتر از این دل مادر شهیدو نلرزونم. اما تمام بزرگان فرمودند عاشورا چهار محور دارد. نالت بلند باشد حضرت زهرا شماره بیست بهت بدهد.
درآمد بحث
چهارمین محور تشنگی لب حسینه. سرانجام دل سنگی مثل من در جمع شام غریبی یعنی نذر هست. امروز گریه کردند برای حسین به خدا هنره. جلو خودمو گرفتم سرانجام چی، چیست؟
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.