ددرس‌گفتارها

[دعای قبل از سخنرانی] بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایکا نعبد و ایکا نستعین.

الحمد لله على کل نعمته و اسال الله من فضله.

اللهم صل وسلم وزد و بارک على صاحب الدعوة النبوية و الثقل الحیدریة و العصمة الفاطمیه و العلم الحسنیه و شجاعت الحسینیه و العبادة السجادیه و المعاصر الباقریه و الآثار الجعفرية و العلوم الكاظمية و الحجج الربویة و الجود الثقفیه و النقاوة النقویة و الهيبة العسكريه و الغيبة الالهیه.

اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و شيعته و المستشهدین بین یديه.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آياته.

سلام علیکم و رحمة الله.

هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا من سواه فداه.

ان شاء الله که حضرش هر کجا تشریف دارند حالشون خوب باشه و از سائل جمع ما رو دعا کنند.

صلواتی خد بفرمایند.

[همهمه] اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجه.

تبرکاً به فضل الهی.

سه تا شاخ نبات تقدیم کنیم طبق روال.

پیرامون احکام قرآن و عترت.

عزیزان مستحضر هستید محصل طبق فتوای رهبر عزیزمون اگر حتی تعدد سفر داشته باش-- سفرش سفر شغلی حساب نمیشه.

جزو کسیر السفر حساب نمیشه مثل راننده.

مثل کسی که شغلش سفر است.

لذا اگرچه هر روز در رفت و آمد از این شهر به اون شهر باشد، کسیر شق-- کسیر السفر یا کسی که شغلش مثلاً رانندگیه اگرچه از این شهر به اون شهر برود مسافر حساب نمیشود.

مرحله اول سفرش شکسته است، بقیه کامله.

روزه‌اش هم میتونه بگیره.

اما محصل چطور؟

کسی که حتی هر روز برای تحصیل از شهرش خارج میشه، میره شهرای اطراف و برمی‌گرده.

آیا این هم مسافر حساب میشه یا نه؟

آیا این هم کسیر السفر حساب میشه یا نه؟

آیا این هم شغلش، این سفرش سفر شغلیه که نمازش کامل باشه یا نه؟

رهبر عزیزمون فرمودن نخیر فقط در صورتی که دقت کنید این نکته رو مخصوصاً من این شب‌ها احکامی رو انتخاب می‌کنم که ظرافت داره.

دقت کنید محصل هر چقدرم بره بیاد کسیر السفر نیست و مسافر حساب می‌شود اگر حد مسافت شرعی رو طی کنه.

لکن در صورتی که این تحصیل اون بورسیه باشه یعنی مأموریت یک اداره باشه، اداره‌اش بهش مأموریت داده آقا جان شما برو سفر، سفر تحصیلی.

چنین کسی دیگه سفرش یه سفر شغلی حساب میشه و مرحله اول سفرش نمازش شکسته است، بقیه‌ش رو دیگه باید کامل بخونه.

در خصوص قرآن [مکث]، برای اینکه نکته بسیار مهمی رو میخوام عرض کنم البته من گذرا میگم و میرم و الا برای همین نکته باید چند تا منبر رفت.

برای اینکه خوب به جان شما بنشینه این نکته مهم یه صلوات بفرستین.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

پیرامون قرآن میخوام عرض کنم.

سعی کنید اگر می‌تونید به روح کلمات توجه داشته باشید.

مگر کلمات روح دارند؟

بله.

همون عدد ابجدی که میگن مثلاً علی علیه الصلاة والسلام ابجدش صد و ده هست به یک معنا یعنی روح این- چاکرم ...روح این کلمه صد و ده هست.

لذا اگر شما می‌خواید ارتباط خاصی با حقیقت اون کلمه پیدا کنید مثلاً می‌خواید به مولا کنید بهتره به عدد روح کلمه بفرستید.

حالا زرنگ اونه که اینجا میاد من دیگه خیلی سری دارم میگم، عدد یا روح کلمه محسن رو پیدا کنه.

در محضر شهید محسن هست.

اگر هدیه‌ای می‌خواد بکنه به این عدد بده.

رمزهایی وجود داره اینجا که من یکیش رو عرض می‌کنم.

قرآن عددش و روح کلمه‌ش صد و چهارده عجب خود کلمه قرآن ها خود کلمه قرآن جالبه که صد و چهارده سوره هم داریم که همشون هم با بسم الله الرحمن الرحیم شروع میشن که عرض کردیم اگر کسی نبوده اون شب حتی سوره برائت هم که ظاهراً بسم الله نداره اون باهاش در خفا معنای بسم الله میده.

همه با بسم الله شروع میشن.

صد و چهارده تا.

جالبه که بدونید اسم جامع خدا هم عددش صد و چهارده است.

حالا اینا رو کنار هم بگذارید.

قرآن صد و چهارده، صد و چهارده سوره داره با صد و چهارده بسم الله و عدد جامع هم صد و چهارده.

لذا قرآن محل جمع است هم تجلی تمام اسماء مشتتات اعم از اسماء جمالی و جلالی یا متضاد با هم در ظاهر و هم محل جمع همه علوم مطلق نظام هستی است که علامه این نکته ایست که می خواستم عرض کنم اینو مقدمه کردم.

دیگه من گذرا رد میشم میرم دیگه.

آن کس است اهل بشارت که اشارت دارد و اونایی هم که بعضا دارن مینویسن زرنگن بعدا چون اینا از ذهن شما میره.

میدونم دیگه از ذهنتون میره.

علامه حسن زاده حفظه الله تعالی فرمودند اگر می‌خواهید به اسرار و بعض از وجوه و بطون قرآن دست پیدا کنید صد و چهارده اسم خاص بلکه خاص الخاص خدا رو از تو قرآن پیدا کنید و هر سوره ای رو با یه دونه از اون اسماء تطبیق بدید.

من دیگه سربسته گفتم رفتم.

شاید کسی که اهل تحقیق بوده بگه حاج آقا اشتباه نکردی؟

قرآن بیش از صد و پنجاه اسم از خدا رو آورده.

چطور میگی صد و چهارده تا؟

دقت کنید.

عرض کردم خواص اسماء الهی در قرآن.

اما پیرهن عترت.

چهارمین دلیل از صد دلیل اولی که مرحوم علامه کلینی در-- مرحوم علامه حلی رحمت الله علیه در کتاب شریف الفینش بر حقانیت و اثبات عصمت و امامت اهل بیت علیهم الصلاة والسلام آوردند همین جمله و این کلمه و همین نکته همه فهم است که ایشان می فرماید آقا جان [مکث] مگر نه این است که خدای منان همیشه همه بزرگان فرمودند خدا دائماً با بندگانش در صلح و آشتی است.

دعوایی با کسی ندارد.

ما هستیم که با خدا درگیر میشیم.

خب اگر خدا دائماً در صلح و آشتیه، خدا بدش میاد مردم با هم بجنگن.

بدش میاد خلقش به جان هم بیفتند.

لذا عقلاً ببینید قبلاً عرض کردم بعض از نکاتی که علامه حلی میاره عقلی است بعضیش نقلی است.

ذیلش آیه داره یا روایت داره.

این بحث عقلیه الان.

می فرمود آقا جان خدایی که بدش میاد تشتت و لجام گسیختگی بین مردم ایجاد بشه، قطعاً بعد از پیغمبر یه جانشینی رو تعیین کرده که مردم وحدت رویه داشته باشن.

چون خدا این رو دوست داره.

خدا دوست نداره حتی ملائکه البته این آیه رو نیورده علامه ها خودم دارم اضافه میکنم که یه وقت روح اون عزیز تو قبر از ما ناراحت نشه در عالم برزخ بگه حاجی یه چیزی اضافه کرد به کتاب ما.

نه این آیه ای که حتی می فرمود [قرائت قرآن] ملائکه اعتراضی که به خدا کردند.

آی خدا میخوای کسی رو بیای [قرائت قرآن] کسی رو جعل خلیفه کنی در زمین که اون عادت کرده به خونریزی و فساد.

پیداست قبلاً همچین چیزی بوده که من پارسال بحثش اینجا گذشت که ما مرحله هفتم خلقتیم دیگه.

خصوصیاتشو پارسال گفتیم اگه کسانی بودن [مکث].

خب این نشون میده که اصلاً فساد، خونریزی، تشتت آرا، گسستگی خیلی بده و منفوره.

حتی ملائکه بیزارن ازش.

هر کجا تشتت و چند رای و عدم وحدت رویه باشه یعنی توحد نباشه ملائکه فراری‌اند.

خدا اون روزو نیاره که بین صفوف امت حزب الله، بین صفوف انقلابیون، بین صفوف خادمان یادمان و زائران یادمان گسست بیفته و من می‌ترسم از این قصه.

چون هر کجا [مکث] صراط حق باشه طبق صریح آیه قرآن شیطان میاد [مکث].

[قرائت قرآن] این اصل قرآنی رو جای بحث مستقل داره.

اصلاً توجه کردیم بهش.

شیطان به خدا میگه کی میرم سراغشون اغواشون میکنم.

کمین میزنم [قرائت قرآن].

وقتی که اینا تو راه توهند من میرم سراغشون.

اصلاً با اونا کاری ندارم که اگر بین اهل ایمان ببخشید خودمونی بحث انس دیگه ب-- مجلس انسه دیگه هنوز که خیلی نمیگیم غریبه ها اما اونطوری نیست که بگیم حالا.

اینا که معمولاً الان هستن هر شب هستن.

دیگه همدیگه رو خوب دریافتیم.

چرا بین اهل ایمان متاسفانه دروغ، غیبت، تهمت معذرت میخوام زیر آب زنی، سوء ظن موج میزنه.

چرا؟

ولی اونور خیلی میبینی این چیزا شاید نباشه.

عدم تعهد خیلی هم بده.

بخاطر اینکه شیطان اینجا کمین کرده راه تو به حقه.

چون راه تو به حقو بر تو کمین کرده.

ما گمان می‌کنیم همین که توق ولایت برگرداند انداختیم دیگه مصونیم از جمیع اشتباهات و گناهان.

نه اینجوری نیست.

تازه اول گرفتاریه.

اول دعوا و نزاع و جنگ درونه نفس اماره و بیرونه که بحث مبسوطی دارد و بماند مشاجره نباتی عرض کردیم و رد شدیم.

موضوع امشب به فضل الهی ورود می‌کنیم اگرچه بحث اسماء جمالی و جلالی و مظهریت اون و اسم شریف بقیت الله امام عصر موند.

لکن حالا دیگه بیشتر از این اذیتتون نکنیم.

بحث امشب به جای خودش بسیار مهم است و به نظر حقیر یک دریچه جدیدی رو به روی اذهان شما خوبان باز می‌کنه.

خوب گوش و هوش باشید.

خانمم گوش بدن.

اگرچه بعضا کلماتش به قول عزیزمون فرمودن علمی‌ست که همینطور هم هست چون از متون کتاب‌های علامه برداشت شده.

لکن من توضیح میدم همه فهمش می‌کنن.

نترسید.

نترسید از کلمات.

مثلا الان من می‌خوام بگم که ما یک لوح داریم یک قلم.

نترسید.

قلم مقام تاثیر است.

لوح مقام اثر گرفتن است.

یعنی به یک معنای دیگه قلم اثر می‌گذارد، تاثیر می‌گذارد، مقام اثر گذاشتن است.

لوح مقام تأثر و تاثیر گرفتن و اثر پذیری‌ست.

بین لوح و قلم در این عالم باید توافق وجود داشته باشه.

باید وفق برقرار باشه.

حالا اینو میخوایم توضیح بدیم یعنی چی؟

این سر فصل علمی‌مون بود که برسیم به مقام وفق الله الاعظم عالم که بقیت الله است.

عجب!

یه همچین اسمی تا حالا آقا داشته ما نمی‌دونستیم.

بله.

حالا گوش بدید آقامونو بهتر بشناسیم.

اصلاً تمام عرض عریضی‌ست.

عالم، عالم آفاقی هست، انفسی هست.

اما بین آفاق و انفس اوفاق.فاق جمع وفق است.

با آفاق قاطی نشه چون تو کتاب نهج الولایه استاد علامه حسن زاده شمس‌الآعین رو نگاه کنید می‌فرماید اوفاق آفاق و انفس.

اوفاق از وفق میاد.

جمع وفق است.

یعنی در ته­­ جمیع جزء، جزء نظام هستی وفق، مدارا، توافق این‌ها برقرار است.

در حقیقت توفیق اگر نباشد لجام گسیخته می‌شود.

تشدد ایجاد می‌شود.

اوفاق یعنی جمع وفق.

آفاق چیه؟

جمع افقه.

یعنی هـ­ عالم بیرون از خودت که حالا یه شب پیرامون این قصه شاید صحبت کردیم.

عالم بیرون از خودته میگن آفاق.

انفس هم که یعنی جان‌ها عالم درون خودته.

این کتاب‌هاییه که خدا گذاشته ما بخوانیم.

بین جان عالم بیرون و درون، این تکوین بیرون و درون، عالم آفاق و انفس باید اوفاق یعنی وفق برقرار باشه.

مثال می‌زنم برای اینکه اینام که سنشون کمتره متوجه بشن نگن حاج آقا یه چیزایی میگه ما نمی‌فهمیم پاشیم بریم.

اگر کسی همین، همین الان شما تو همین مجلس خودمون، اگر شما یه عده هرکس تو همین مجلس وفق و توافق بین ما و شما برقرار نشه به هم بریزه، هرکی واسه خودش مثل الان تو خانوما که ماشاالله واسه خودشون جلسه گرفتن و دارن بحث می‌کنن، هرکسی یه گوشه‌ای شروع کنه چند تا چند تا با هم حرف زدن.

خب این وفق توافق بین ما به هم می‌ریزه.

اصلاً دیگه اون اتفاقی که باید رخ بده نمیده.

توجه کردید؟

به این میگن وفق.

اصلاً باید باشه.

اگر معلم سر کلاس بین او و دانش‌آموز توافق وجود نداشته باشه، اصلاً کلاس درس برقرار نمیشه.

اگر در بین مردم این شهر بین نیروهای انتظامی و نظامی و مردم عادی و لشکری و کشوری و طبیب‌ها و کارمندها و خونه‌ها و اینا بینشون توافق و ف-وفق مدارا نباشه، قانونی وجود نداشته باشه، اصلاً همه چی می‌پچه.

اصلاً نظام گفتم این اوفاق جمع وفق عرض عریضی‌ست.

تمام نظام هستی بر اساس وفق و توافق و توفیق برقرار است.

اصلاً غیر از این نمیشه.

میگه آقا جان شما می‌خوای غذا بخوری؟

این غذا رو با این غذا نخور.

بین غذا آب نخور.

چرا میگه بین غذا آب نخور؟

خود علامه حسن زاده خیلی تو درساشون تکرار می‌کنن این قصه رو.

خیلی ناراحتی‌های سوءهاضمه میاره و آب بین غذا نخور.

چرا؟

اینا وفق ندارن.

خیلی راه راحته ها.

درکش خیلی راحته.

مثال‌هایی که می‌زنیم.

یا میگه مثلاً ماست رو با مرغ نخور، با گوشت نخور، کباب رو با ماست نخور.

چرا؟

اینا با هم وفق ندارن.

توافق بینشون نیست.

می‌زنن تو رو مریض می‌کنن.

میگه این غذا رو با اون غذا نخور.

مرکب نخور، بسيط بخور.

چرا؟

برای اینکه مریض نشی باید وفق برقرار باشه.

اصلاً نباشه نمیشه.

بین آسمان و زمین وفق برقرار است.

توافق برقرار است که توفیق جاری‌ست.

اگر آسمان با زمین دعواشون بشه اصلاً تو خونه زن و مرد با هم هر روز دعوا کنن چه نظامی حاکمه؟

شما به من بگید.

چه توفیقی تو اون منزل هست [مکث].

بچه هم سر کوچه ای بار میاد.

میبینه اینا همش دارن به تاپ و توپ هم میزنن.

اینطوری نیست؟

وفق که به غم بریزه [مکث].

آسمان با زمین.

ببینید خیلی حالا بحث قرآنی کنیم چیه؟

هر وقت بحث قرآن میشه من حالم عوض میشه، حالم خوش میشه.

آیه سی و شش سوره یاسین رو عزیزانی که مینویسن برن ببینن.

میفرماید: "سبح" ببین با تسبیح هم شروع میشه.

شرح چیه؟

جلاله.

"سبحان الذي خلق الازواج كلها مما تنبت الارض ومن انفسهم".

ارض بیرون زمین، آفاق "ومن انفسهم" جان‌ها [مکث].

"ومما لا يعلمون" و چیزایی که اصلا شما ازش خبر ندارید مثل نوترون‌ها، الکترون‌ها، پروتون‌ها و چیزها، اتم‌ها.

میگه "سبحان" منزه است کسی که "خلق الازواج".

انگشت منو ببینید.

"خلق الازواج كلها" همه چی رو خدا زوج آفریده.

اگر بین این دو زوج وفق برقرار نشه میپاشه نظام.

یکیش آسمان و زمین‌اند.

آسمان به یک معنا از با نگاه عرفانی بخوای نگاه کنی مرد است و زمین زن.

اگر این دو با هم ازدواج نکنند اصلاً نطفه‌ای برقرار نمیشه در زمین.

ازدواج این دو بوده.

حاج آقا چی داری میگی؟

عزیز دلم قرآنه "نساؤکم حرث لكم".

برید سرچ کنید ببینید.

ن-- آیه قرآنه از من نیست.

"نساؤکم" زن‌های شما "حرث" با سه، سه نقطه زمین کشت، زار شما [مکث].

یعنی اون جانی که مرد در نهاد وجود زن میکارد، او ثمره دنیا و آخرت شماست.

و اگر زن و مرد با هم ازد- زوج، این زوج وفق بینشون برقرار نشه همه چی از بین میره .

توحد نیست.

اصلاً توحید یعنی چی؟

از وحدت میاد دیگه.

این یه شب خدا لطف کنه به ما توفیق میخواد.

به خدا قسم توفیق میخواد.

اینکه دهان ما رو اینطوری گاهی اوقات میبندن، قفل میشه.

توفیق میخواد حرف زدنش یه شب پیرامون توحید [الله اکبر] توحد و آیات توحیدی خدا در قرآن حرف بزنیم [مکث].

الله اکبر.

که یادم افتاد الان مرحوم علامه حضرت ملا صدرا رحمت الله علیه، ایشون گریه می‌کرد.

تو تاریخ توی زندگانیشون نقل شده که گریه می‌کرد.

یه روز گریه شوق گفتن چته ملا صدر المتألهین شیرازی بزرگ گفت الان یه حدیث دیدم کیف دارم می‌کنم.

ببین تو رو خدا اینو با احادیث چطوری رفتار می‌کردن.

چی دیدی؟

دیدم پیغمبر فرموده چون آخرالزمان مردمی میان که خیلی عاقل‌اند، [مکث] یه سری صور و آیات مو مخصوص اونا نازل کردم.

خدا هوای شما رو داشته.

شش آیه اول سوره حدید و سوره اخلاص.

آقا سوره اخلاص، اخلاص همین سوره اخلاص که ما معذرت میخوام پیش پا افتاده بهش نگاه می‌کنیم راحت.

سور- سوره بلد نیست تو نمازش بخونه فقط قل هوالله میخونه.

قربونت برم امیرالمؤمنین انتخابش از همه صد و چهارده سوره قرآن سوره قل هوالله احد بود.

شناسنامه خداست.

تنها surه ایست که جز از خدا درش حرف زده نشده.

میگه "بسم الله الرحمن الرحیم قل".

بگو.

چی بگم؟

پیغمبر میگه چی بگم؟

خدایا چی بگم؟

"قل" بگو "هو".

کدوم هو؟

این هو غوغاست توش.

هو برمی‌گرده به ذات.

عرض کردیم تنها موجودی که در نظام خلقت می‌تونه با ذات خدا مرتبط بشه اصلاً سیرش به سمت خداست، به سمت ذات خداست، انسان است.

بقیه میخوان خرج انسان بشن و به انسان برسن.

این رو سیر تطور خلقت رو یه بار عرض کردیم.

اون سیر استکمالی خلقت و.

جماد همه زورش اینه که بشه خرج بشه، بشه نبات.

نبات همه کمالش اینه که حیوون بخورش بدل بشه به حیوون.

حیوون کمالش اینه که یک انسان ازش ارتزاق کنه بخورش.

اصلاً شما گوسفند محرم سر میبری دیدی کمال رسیده.

کیف هم میکنه.

دیدی چقدر تسلیمه؟

راحت میذاره ببری سر رو [مکث].

هیچ کدوم نمیخوان خدا بشن.

فقط یکیشونه میخواد خدا بشه، به خدا برسه.

آن، خودت، تو اینجا نشستی [مکث].

یه لای پرانتز دیگه میاد چه کنم رزقه.

می‌دونستید یکی از القاب ابا عبدالله الحسین که عرفا فرمودن زرنگ باشید ابا عبدالله نه صرفاً معنای ظاهرش اینه که آقایی بچه ای داشته به نام عبدالله لذا میگن پدر عبدالله.

ابا عبدالله یعنی پدر بنده خدا.

هر کس که بنده خدا شود حسین برایش پدری می‌کند.

یک لقب ابا عبدالله هم اینه.

دلیل على ذات الله [الله اکبر].

[صدای محیط] چی میخواد بره سیر کنه به سمت ذات خدا.

راهش سیر الشهداست.

اینکه میگه من زار الحسین بکربلا کمن زار الله فی عرشه.

یعنی این.

یعنی تو دیگه من زبانم بسته است.

قل.

چی بگم؟

هو.

مقام ذات است.

پیداست که انسان می‌تونه به اون برسه و الا چرا بگه هو.

کدوم هو؟

الله.

اینا همش توش حرفه.

کدوم-- تا حالا اینطوری به سوره قل هوالله نگاه کرده بودید؟

کدوم الله؟

احد.

الله اکبر.

مقام جمع است.

توحید اینجاست.

احد نه یک دونه‌ها که بچه بگه نمیشه دو تا باشه.

احد یعنی یکتا.

بی‌همتا.

توحید صمدی قرآن.

میگه یکی بود، یکی نبود.

بزرگان اهل معرفت فکر می‌کنم ملا عبدالصمد حامدانی باشه در بهج‌المعارفش آورده.

میگه این یکی بود یعنی یکتا بود.

یعنی توحید صمدی.

یکی نبود یعنی نفی توحید عددی.

یعنی نگو یه دونه‌ست که یکی بچه بگه یعنی دو تا هم می‌شه.

یکتا، اساسا همتا نداره.

خب کدوم احد؟

حالا کدوم احد؟

میگه الله.

دوباره الله.

آیه دوم سوره قل هوالله.

الله.

پیداست این الله با اون الله فرق دارن.

اینا رموز و اسرار قرآنن [مکث] که تو سینه علامه حسن زاده‌ها داره خاک می‌خوره.

کدوم الله؟

حالا این الله اینجا کدومه؟

الصمد.

اونم نمیگه صمد، الصمد.

الف و لام میاره و غ-- خیلی اینجا حرف هست [نفس عمیق].

خدایی که هیچ نیازی به احدی نداره.

البته معنای دقیق صمد یعنی توپر.

یعنی اصلا هیچ جا نیست که خدا اونجا نباشه.

آقا این جمله امیرالمؤمنین رو اگر کسی بشنوه تنش نلرزه من برای خودم متأسفم.

فرمود "ما رأیت شیئاً الاّ و رأیت الله قبله و بعده و معه و فيه".

امیرالمؤمنین بالا منبر بعد به ما میگن حاج آقا این حرفا رو نزن مردم عامه هستن نمی‌فهمن.

تو نمی‌فهمی.

مولامون امیرالمؤمنین این خطبه‌ها رو کجا خونده؟

برای همون مردم عامی که وقتی گفت سلونی قبل ان تفقدونی گفت ریشای من چند تا دونه‌ست.

مولا ر-- مولا بخل نورزیده ریخته سینه رو بیرون.

ان ها هنا لعلم جمع.

علم جامع جمع الهی.

همه چی تو سینه من علی‌ست.

سينهب رعن السيل.

سیل ازش جاریه.

ولا یلقي عليّ الطير.

پرنده احدی نمی‌تونه به قله‌های علم علی برسه.

خودش می‌فرماید [مکث].

میگه چی بود حدیث مولا؟

به خدا تن من داره می‌لرزه.

خدا رو شاهد می‌گیرم.

ما رأیت شیئاً من اصلا هیچ چیزی رو ندیدم الا و رأیت الله.

الله رو دیدم با همه صفات و اسماش.

با ذا-- ذات و صفات و اسماء.

الله دیگه مجم-- مجموعه جمعی اسماء جمالی و جلالی.

الا رأیت الله قبله و بعده و معه و فيه.

اصلا همه جا و همه چی خداست [مکث].

که حالا تو بیای بگی آقا مثلاً یه دنیایی داریم، یه آخرتی داریم، یه بهشتی داریم، یه جهنمی داریم، یه پیغمبری دار-- یه خدایی هم داریم که اینا رو خلق کرده.

اصلا حرفا چیه؟

این که شرکه.

[مکث] اصلا چیزی جز خدا نیست.

اصلا ما وجود نداریم.

همه چی خداست.

لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.

دژ محکم خداست.

اگه کسی اینو بفهمه، اگه کسی بفهمه حسین بن علی دلیلاً على ذات الله هست.

نمی‌دونم چی شد رزق شما بود ما بحث از دستمون در رفت، اون سمت رفتیم.

بحث توحیدی شد.

تو وفق بودیم.

برگشت کنیم.

حالا عیبی نداره رفقاش فردا شبم تو این باب حرف می‌زنیم.

وفق.

گفتیم در میان تمام اجزاء عالم وفق برقرار است و الا نظام خلقت به هم می‌ریزه.

بین ستاره‌ها، بین زمین و آسمان.

[مکث] اصلا کسی که حالیش باشه چطور نج-- منجم‌ها، ستاره‌شناس‌ها آسمونو که نگاه می‌کنن میگن امسال سال قح-- اونی که بدونه.

میگه امسال سال قحطیه، امسال سال فراوانیه، امسال علما از دنیا میرن، امسال فلان.

از کجا می‌فهمن؟

از توافق بین ستاره‌ها.

این ستاره‌های ثوابت، این ترمینال‌های میلیاردی که در هر ترمینال، مینال میلیارد میلیارد ستاره هست.

اینا رو تا اونجا که بتونن رصد کنن از وفق بین اینا می‌فهمن که چه خبره.

اصلا یه علمه [مکث].

زمین و آسمون با هم ازدواج کردن.

اصلا خود شما حروف آلیات وجود شما [مکث] با هم ازدواج کردن که شما به وجود اومدید.

اگر این وفق وجود نداشته باشه همه چی به هم می‌ریزه.

حالا امشب یه ذره سطح پایینشو می‌گیم.

اگر جراتشو داشتید فردا شب بیاید یه لول بالاترش رو می‌گیم.

اصلا اینو نفی می‌کنیم حرف الانمون رو.

الان می‌گیم اون عزیزی که در جزء، جزء نظام هستی، نظام وجود، حروف عالم، کلمات آلیات، همه این عوالم از نشئه و صفحه طبیعت بگیر تا ملکوت و جبروت و لاهوت و عرش و ما فوق عرش، جزء جزء این اجزاء نظام هستی وفق برقرار می‌کند تا نظام عالم برقرار باشد او وفق الله العظم حضرت [صدای فردی از جمعیت] اللهم صل علی محمد و آل محمد.

[صدای جمعیت].

ببینید آقای ما چه کار داره میکنه و ما بی‌خبریم.

کارشم داره میکنه.

غریب تو بیابونا که کاری هم نداره من اینو بفهمم نفهمم.

اون سینه‌ش غرق در معارفه و داره میره.

من وقتی که این حقیقتو فهمیدم تازه یه سری برام خدا رو شاهد میگیرم آشکار شد.

همونجا مثل بمبی که تو وجودم منفجر شده به دور و وریام گفتم.

گفتم یه سر رو فهمیدم.

تهران بودیم.

یه سر رو فهمیدم چرا امثال شهید حججی و یهو مثل بمب منفجر میشن.

الان فهمیدیم یه ذره امام عصر کی تا حالا اصلاً بین ما همه موحدین، ما هیئتی‌ها، ما پمانبری‌ها، ما اهل کتاب و تحقیق‌ها.

کی اصلاً میدونست امام عصر یه همچین وزنتی هم داره؟

یه همچین کاری هم خدا به دستش سپرده که او ارادت الرب است.

یه معنایش اینه اراده خدا فکن فیکون در جز جز نظام هستی.

هیچکس نمیدونه یعنی خلوص محض به عشق خدا داره کارشو میکنه میره تو یادش باشی نباشی بدونی ندونی.

این شهیدم میگن وقتی میرفت شه-- یه هیئتی که خادمی میکنه دو تا شرط داشت.

تو زندگی نامه‌ش همه خوندید.

میگفت سخت‌ترین کارو به من بدید.

الان سخت‌ترین کار دست امام عصره.

اخه شوخیه مگه؟

دو، گو-- اون کاری که تو چشم نباشه.

اون پشت مشتا مثلاً ظرفی بشوریم چیزی کسی نه.

این خلوص محض دیگه.

قربونت برم.

دیگه چه به زبونی بگم.

این چه خدا اینطوری میکنه.

یه ذره اماممون رو بهتر بشناسیم.

بعد ببین این آقا با این عظمت و این جایگاه و شأن چطور مثل یک پدر با تو رفتار کرده یک عمر ناز تو خریده.

چی بگم آخه من.

الامام امام رضا یه حدیثی داره وای وای وای وای از این حدیث الامام الوالد الشفیق اول میفرمود الرفیع الشفیق.

بعد میفرمود الانیس الرفیع بعد میفرماد الامام الشفیق بعد الوالد الشفیق بعد میفرمود یعنی پدر به شدت مهربان رفیق انیس.

بعد اینجا غوغا میکنه.

میفرمود، میفرماد کالأم البره علی الولد الصغیر.

لا اله الا الله.

امام رضا میفرمود آقا امام عصری که اون وفق الله حالا ببین کیه.

میگه با تو میدونی چجوری رفتار میکنه؟

مثل الام ال یعنی مادر بره به شدت مهربان علی الولد الصغیر اونم به بچه کوچولوش.

مادر هوای بچه کوچولوشو بیشتر داره دیگه.

اینجور نیست؟

میگه اصلاً با تک تک شما آقا اینطوری رفتار میکنه.

میگه اون بچه کوچولو منه.

این آسیب پذیره.

هواشو بیشتر داشته باشن.

الله اکبر.

آقا از این بالاتر تعال برو بالاتر.

امام رضا [زبان‌زدن] چی بگم آخه قربونش برم.

اگه امام رضا از این حرف ما خوشش اومده بنویسه بریم حرمش.

فرمود الاخ الشقيق.

لا اله الا الله.

میدونید یعنی چی؟

یعنی مثل برادری که دو شق‌اند.

یه شقس، یه شقش.

میدونید برادر دوقلو.

آقا برادر دوقلو حساسیت‌هاشون مثل همه یکیشون مریض شه اون یکی هم مریض میشه.

یکی شاد باشه اون یکی هم شاده.

یکی غمگین باشه اونم غمگینه.

امام اه-- امام رضا داره میگه میخوای بدونی امامت چجوریه با تو؟

مثل داداش دوقلوته.

الله اکبر.

بعد از اون بحث سنگین فلسفی و عرفانی و حکمی حالا این بحث قشنگ معرفتی دلی ببین که مبنای روایی هم داره.

ببین چیکار میکنه با تو.

چجوری میپاشونت از هم.

حالا این اشکی که الان بعضیاشون دارید میریزید این قیمت داره یا صرفاً که حالا همینجوری آدم معذرت میخوام احساسش یه دفعه غلیان کنه و یه اشکی دیگه.

سنگ گریه کرده برای حسین بن علی.

هنر اینه با این معارف بگری.

با معرفت با امامت گریان باشی.

حیف که وقت من تموم شد.

اما باز خوش خیلی هم خوش.

چه شیرین که اینجا تموم شد.

تو این بحث.

الام ال بره علی الولد الصغیر.

ببین امام چجوری با آغوشت میکشونه.

لذا آقای بهجت می فرمود هروقت تو مجالس اهل بیت دیدی بی اختیار یه دفعه اشکت جاری شد تو آمادگی نداشتی یا اون لحظه امام عصر نگاحت کرده یا دعات کرده بالاتر از اون دست سرت کشیده که اون دست سر کشیدن دیگه ما رو انتقال حال است.

انتقال حال حجت به تو صورت میگیره.

اصلاً تو دیگه نمیخوای.

بخواید یه شب این حال بهتون دست بده.

بخواید درخواست کنید فقط پول و ماشین و این چیزا نخواید.

خب الان وقت الان آماده‌اید که یه تلنگر، یه تلنگر از روضه بخوره.

اما با این پدر مهربان یه ذره گفتگو کن.

[سرفه] السلام علیکم یا اهل بیت الله.

و مؤدّر سال.

و مختلف الملالک.

عزیز فاطمه.

ای یوسف زهرا.

عزیز فاطمه.

ای یوسف زهرا.

منم یه تشنه لب کنار تو دریا.

چقدر بده آدم کنار دریا تشنه باشه.

زشت یه زشت شده عاشق تو زیبا.

هر کدوم از عاشقاتو نگاه می‌کنم نور تو تو جبینشونه.

یعرف المجرمون بسيما یه مجرم بین عاشقات نشسته.

عزیز فاطمه نوکر رو یاری کن.

دلم خزان شده منو بهاری کن.

ان شا الله این قسم بگیره.

به جون مادرت برام یه کاری کن.

آخ برام یه کاری کن.

برام یه کاری کن.

برام یه کاری کن برام یه کاری.

عزیز فاطمه، یه سؤال از طرف شما از آقا بپرسم.

عزیز فاطمه راضی شدی یا نه؟

دل گلاب تو نسوزونی بانه.

وقت برات نگیم ببی سر و پانه.

اون وقتی که برات میدیم تذکره میدیم، نکنه رو از من برگردونی، بگی این بی سر و پا کجا و تذکره ما.

عزیز فاطمه با من مدارا کن.

ای کاش ای کاش یه مشت مثل خودم الان نشسته بودید من این شعر رو می‌خوندم.

نه آخه یه حرف عجیب میخوام به آقام بزنم.

یه حرف مال شمایی که عزیز فاطمه با من مدارا کن.

تهمت بهت زدن تو من رو رسوا کن.

خودت برگرد منو تبعید صحرا کن.

اگه بهت گفتن چرا با فلانی رفیق شدی؟

آقا جونم قربونت برم عزیز فاطمه.

دیگه اوج حرفه با چه بد تو تنهایی.

برات چه بد شده از اینکه با مایی زیر خاکم ولی صبحین که میایی.

امشب گریه کنید برای اون روزی که آقامون میاد و شاید ما زیر خاک باشیم.

قربونت برم آقا از این فرصت استفاده کن قبل از اینکه مرده شوره پنبه تو دهنت کنه.

امشب انقدر حسین حسین گفت آقا حسین.

سلام الی ساکن کربلا.

شب، شب سنگینیه.

شب زینب کبراست.

اجازه بدید زبان حال خود بی بی رو براتون بخونم.

هر کی گریه کرد جان زینب دعا کنه آقامون بیاد گره فرجش باز بشه.

و آره ببین زینب رو کرده به داداشش.

وقتی داداش وقتی تو میرفتی علی از برم رفت که انّہ دوباره ز سر مادرم رفت.

لا اله الا الله.

داداش وقتی تو رو تو رفتی اما من وقتی مرا بردند چهل ماجرای مدینه و کوچه بر این پیکرم رفت.

آخ دل نازک‌ها ببخشن.

داداش چهل منزل عیش از مادرم دارم.

دو دستی هوای محجرم دارم.

آخ رقیه را دائم در برم دارم.

دلی چنگه.

حرم دارم.

فقط شما نیستید دلتنگ حرمی.

زینب از من از تو دلتنگ‌تر بود.

آخ تنی همچون سپر دارم.

الحمد لله ذاکرتون هم اشک داره می‌ریزه.

نشون میده ان شا الله روضه مورد عنایته.

وقتی روضه خون با اشک شروع کنه امام زمان نظر می‌اندازه.

بگیرا.

اگه تنت لرزید یاد لرزش تن زینب بیفت.

کجا؟

داداش.

چو سایه بر سرم بمان، تو از روی نه، تو از روی نه.

برای من قرآن بخوان، تو از روی نه، تو.

یه وقت صدای زینب عوض شد.

نه داداش قرآن نخون.

چرا؟

آخه اینا یهودی‌اند.

تا قرآن بخونی سنگت می‌زنن داداش.

یه زمزمه کنم و سلام بدیم و آخ حسین.

وای حسین.

حسین.

وای حسین.

حالا همه به یاد شهید رجوی، امام همه شهدا، پدر و مادرت خصوصا این سلام و دعای عاشورا رو بخون.

السلام علی الحسین.