ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 004

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

سفر و احکام شرعی

بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایکا نعبد و ایکا نستعین. الحمد لله على کل نعمته و اسال الله من فضله. اللهم صل وسلم وزد و بارک على صاحب الدعوة النبوية و الثقل الحیدریة و العصمة الفاطمیک و العلم الحسنیک و شجاعت الحسینیک و العبادة السجادیک و المعاصر الباقریک و الآثار الجعفرية و العلوم الكاظمية و الحجج الربویة و الجود الثقفیک و النقاوة النقویة و الهيبة العسكريه و الغيبة الالهیک. اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و شيعته و المستشهدین بین یديه. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان.

السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آياته. هدیک به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا من سواه فداه. ان شاء الله که حضرش هر کجا تشریف دارند حالشون خوب باشه و از سائل جمع ما رو دعا کنند. صلواتی خد بفرمایند. اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجه. تبرکاً به فضل الهی. سه تا شاخ نبات تقدیم کنیم طبق روال. پیرامون احکام قرآن و عترت. عزیزان مستحضر هستید محصل طبق فتوای رهبر ون اگر حتی تعدد سفر داشته باش سفرش سفر شغلی حساب نمی‌شود. جزو کسیر السفر حساب نمی‌شود مثل راننده. مثل کسی که شغلش سفر است. لذا اگرچه هر روز در رفت و آمد از این شهر به آن شهر باشد، کسیر شق کسیر السفر یا کسی که شغلش مثلاً رانندگیک اگرچه از این شهر به آن شهر برود مسافر حساب نمیشود.

مرحله اول سفرش شکسته است، بقیک کامله. روزه‌اش هم میتونه بگیره. اما محصل چطور؟ کسی که حتی هر روز برای تحصیل از شهرش خارج می‌شود، میره شهرای اطراف و برمی‌گرده. آیا این هم مسافر حساب می‌شود یا نه؟ آیا این هم کسیر السفر حساب می‌شود یا نه؟ آیا این هم شغلش، این سفرش سفر شغلیک که نمازش کامل باشه یا نه؟ رهبر ون فرمودند نخیر فقط در صورتی که با دقت بنگرید این نکته رو مخصوصاً من این شب‌ها احکامی رو انتخاب می‌کنم که ظرافت دارد. با دقت بنگرید محصل هر چه اندازهم برود بیاید کسیر السفر نیست و مسافر حساب می‌شود اگر حد مسافت شرعی رو طی کنه. لکن در صورتی که این تحصیل آن بورسیک باشه یعنی مأموریت یک ادارد باشه، ادارد‌اش بهش مأموریت داده شما برو سفر، سفر تحصیلی.

روح کلمات و عدد قرآن

چنین کسی دیگر سفرش یک سفر شغلی حساب می‌شود و مرحله اول سفرش نمازش شکسته است، بقیک‌ش رو دیگر باید کامل بخانه. در خصوص قرآن، برای اینکه نکته بسیار مهمی رو می‌خواهم عرض کنم البته من گذرا می‌گویم و میرم و الا برای همین نکته باید چند تا منبر رفت. برای اینکه خوب به جان شما بنشینه این نکته مهم یک صلوات بفرستین. اللهم صل على محمد و آل محمد. پیرامون قرآن می‌خواهم عرض کنم. سعی کنید اگر می‌توانید به روح کلمات توجه داشته باشید. مگر کلمات روح دارند؟ بله. همان عدد ابجدی که می‌گویند مثلاً علی علیک الصلاة والسلام ابجدش صد و ده هست به یک معنا یعنی روح این- چاکرم.روح این کلمه صد و ده هست.

لذا اگر شما می‌خواید ارتباط خاصی با حقیقت آن کلمه پیدا کنید مثلاً می‌خواید به مولا کنید بهتره به عدد روح کلمه بفرستید. اکنون زرنگ اونه که اینجا می‌آید من دیگر خیلی سری دارم می‌گویم، عدد یا روح کلمه محسن رو پیدا کنه. در محضر شهید محسن هست. اگر هدیک‌ای می‌خواهد بکند به این عدد بدهد. رمزهایی وجود دارد اینجا که من یکیش رو گفته می‌شود. قرآن عددش و روح کلمه‌ش صد و چهارده عجب خود کلمه قرآن ها خود کلمه قرآن قابل توجه است که صد و چهارده سوره هم داریم که همشون هم با بسم الله الرحمن الرحیم شروع می‌شوند که پیش‌تر گفته شد اگر کسی نبوده آن شب حتی سوره برائت هم که ظاهراً بسم الله ندارد آن با آن در خفا معنای بسم الله میده.

همه با بسم الله شروع می‌شوند. صد و چهارده تا. قابل توجه است که بدونید اسم جامع خدا هم عددش صد و چهارده است. اکنون این‌ها رو کنار هم بگذارید. قرآن صد و چهارده، صد و چهارده سوره دارد با صد و چهارده بسم الله و عدد جامع هم صد و چهارده. لذا قرآن محل جمع است هم تجلی تمام اسماء مشتتات اعم از اسماء جمالی و جلالی یا متضاد با هم در ظاهر و هم محل جمع همه علوم مطلق نظام هستی است که علامه این نکته ایست که می خواستم عرض کنم این را مقدمه کردم. دیگر من گذرا رد میشم میرم دیگر. آن کس است اهل بشارت که اشارت دارد و آنانیی هم که بعضا دارن مینویسن زرنگن بعدا چون این‌ها از ذهن شما میره.

قرآن و وحدت امت

میدونم دیگر از ذهنتون میره. علامه حسن زاده حفظه الله تعالی فرمودندد اگر می‌خواهید به اسرار و بعض از وجوه و بطون قرآن دست پیدا کنید صد و چهارده اسم خاص بلکه خاص الخاص خدا رو از تو قرآن پیدا کنید و هر سوره ای رو با یک دونه از آن اسماء تطبیق بدید. من دیگر سربسته گفتم رفتم. شاید کسی که اهل تحقیق بوده بگه حاج اشتباه نکردی؟ قرآن بیش از صد و پنجاه اسم از خدا رو آورده. چطور میگی صد و چهارده تا؟ با دقت بنگرید. پیش‌تر گفته شد خواص اسماء الهی در قرآن. اما پیرهن عترت. چهارمین دلیل از صد دلیل اولی که مرحوم علامه کلینی در مرحوم علامه حلی رحمت الله علیک در کتاب شریف الفینش بر حقانیت و اثبات عصمت و امامت اهل بیت علیکم الصلاة والسلام آوردند همین جمله و این کلمه و همین نکته همه فهم است که ایشان می فرماید مگر نه این است که خدای منان همی‌شود همه بزرگان فرمودندد خدا دائماً با بندگانش در صلح و آشتی است.

دعوایی با کسی ندارد. ما هستیم که با خدا درگیر می‌شویم. اگر خدا دائماً در صلح و آشتیک، خدا بدش می‌آید مردم با هم بجنگن. بدش می‌آید خلقش به جان هم بیفتند. لذا عقلاً با دقت بنگرید قبلاً پیش‌تر گفته شد بعض از نکاتی که علامه حلی می‌آورد عقلی است بعضیش نقلی است. ذیلش آیک دارد یا روایت دارد. این بحث عقلیک الان. می فرمود خدایی که بدش می‌آید تشتت و لجام گسیختگی بین مردم ایجاد شود، قطعاً بعد از پیغمبر یک جانشینی رو تعیین کرده که مردم وحدت رویک داشته باشن. چون خدا این رو دوست دارد. خدا دوست ندارد حتی ملائکه البته این آیک رو نیورده علامه ها خودم دارم اضافه میکنم که یک وقت روح آن عزیز تو قبر از ما ناراحت نشه در عالم برزخ بگه حاجی یک چیزی اضافه کرد به کتاب ما.

لوح و قلم و وفق

نه این آیک ای که حتی می فرمود ملائکه اعتراضی که به خدا کردندد. آی خدا میخوای کسی رو بیای کسی رو جعل خلیفه کنی در زمین که آن عادت کرده به خونریزی و فساد. پیداست قبلاً چنین چیزی بوده که من پارسال بحثش اینجا گذشت که ما مرحله هفتم خلقتیم دیگر. خصوصیاتشو پارسال گفتیم اگر کسانی بودن. این نشون میده که اصلاً فساد، خونریزی، تشتت آرا، گسستگی خیلی بدهد و منفوره. حتی ملائکه بیزارن ازش. هر کجا تشتت و چند رای و عدم وحدت رویک باشه یعنی توحد نباشه ملائکه فراری‌اند. خدا آن روزو نیاره که بین صفوف امت حزب الله، بین صفوف انقلابیون، بین صفوف خادمان یادمان و زائران یادمان گسست بیفتد و من می‌ترسم از این قصه.

چون هر کجا صراط حق باشه طبق صریح آیک قرآن شیطان می‌آید. این اصل قرآنی رو جای بحث مستقل دارد. اصلاً توجه کردیم بهش. شیطان به خدا می‌گوید کی میرم سراغشون اغواشون میکنم. کمین میزنم. وقتی که این‌ها تو راه توهند من میرم سراغشون. اصلاً با آنان کاری ندارم که اگر بین اهل ایمان ببخشید خودمونی بحث انس دیگر ب مجلس انسه دیگر هنوز که خیلی نمیگیم غریبه ها اما اونطوری نیست که بگوییم اکنون. این‌ها که معمولاً الان هستن هر شب هستن. دیگر همدیگر رو خوب دریافتیم. چرا بین اهل ایمان متاسفانه دروغ، غیبت، تهمت معذرت می‌خواهم زیر آب زنی، سوء ظن موج میزنه. چرا؟ ولی آن رار خیلی میبینی این چیزا شاید نباشه.

عدم تعهد خیلی هم بدهد. بخاطر اینکه شیطان اینجا کمین کرده راه تو به حقه. چون راه تو به حقو بر تو کمین کرده. ما گمان می‌کنیم همین که توق ولایت برگرداند انداختیم دیگر مصونیم از جمیع اشتباهات و گناهان. نه این‌گونه نیست. تازه اول گرفتاریک. اول دعوا و نزاع و جنگ درونه نفس اماره و بیرونه که بحث مبسوطی دارد و بماند مشاجره نباتی پیش‌تر گفته شد و رد شدیم. موضوع امشب به فضل الهی ورود می‌کنیم اگرچه بحث اسماء جمالی و جلالی و مظهریت آن و اسم شریف بقیت الله امام عصر موند. لکن اکنون دیگر بیشتر از این اذیتتون نکنیم. بحث امشب به جای خودش بسیار مهم است و به نظر حقیر یک دریچه جدیدی رو به روی اذهان شما خوبان باز می‌کند.

توحید در سورهٔ اخلاص

خوب گوش و هوش باشید. خانمم گوش بدن. اگرچه بعضا کلماتش به قول ون فرمودند علمی‌ست که همینطور هم هست چون از متون کتاب‌های علامه برداشت شده. لکن من توضیح میدم همه فهمش می‌کنند. نترسید. نترسید از کلمات. مثلا الان من می‌خواهم بگم که ما یک لوح داریم یک قلم. نترسید. قلم مقام تاثیر است. لوح مقام اثر گرفتند است. یعنی به یک معنای دیگر قلم اثر می‌گذارد، تاثیر می‌گذارد، مقام اثر گذاشتن است. لوح مقام تأثر و تاثیر گرفتند و اثر پذیری‌ست. بین لوح و قلم در این عالم باید توافق وجود داشته باشه. باید وفق برقرار باشه. اکنون این را میخوایم توضیح بدیم یعنی چی؟ این سر فصل علمی‌مون بود که برسیم به مقام وفق الله الاعظم عالم که بقیت الله است.

عجب! یک چنین اسمی تا اکنون داشته ما نمی‌دونستیم. بله. اکنون گوش بدید مونو بهتر بشناسیم. اصلاً تمام عرض عریضی‌ست. عالم، عالم آفاقی هست، انفسی هست. اما بین آفاق و انفس اوفاق.فاق جمع وفق است. با آفاق قاطی نشه چون تو کتاب نهج الولایک استاد علامه حسن زاده شمس‌الآعین رو نگاه کنید می‌فرماید اوفاق آفاق و انفس. اوفاق از وفق می‌آید. جمع وفق است. یعنی در ته­­ جمیع جزء، جزء نظام هستی وفق، مدارا، توافق این‌ها برقرار است. در حقیقت توفیق اگر نباشد لجام گسیخته می‌شود. تشدد ایجاد می‌شود. اوفاق یعنی جمع وفق. آفاق چیست؟ جمع افقه. یعنی هـ­ عالم بیرون از خودت که اکنون یک شب پیرامون این قصه شاید صحبت کردیم.

عالم بیرون از خودت می‌گویند آفاق. انفس هم که یعنی جان‌ها عالم درون خودت. این کتاب‌هاییک که خدا گذاشته ما بخوانیم. بین جان عالم بیرون و درون، این تکوین بیرون و درون، عالم آفاق و انفس باید اوفاق یعنی وفق برقرار باشه. مثال می‌زنم برای اینکه این‌هام که سنشون کمتره متوجه بشن نگن حاج یک چیزایی می‌گوید ما نمی‌فهمیم برخیزیم و برویم. اگر کسی همین، همین الان شما تو همین مجلس خودمون، اگر شما یک عده هرکس تو همین مجلس وفق و توافق بین ما و شما برقرار نشه به هم بریزه، هرکی واسه خودش مثل الان تو خانوما که ماشاالله واسه خودشان جلسه گرفتند و دارن بحث می‌کنند، هرکسی یک گوشه‌ای شروع کنه چند تا چند تا با هم حرف زدن.

آفاق و انفس و اوفاق

این وفق توافق بین ما به هم می‌رویزد. اصلاً دیگر آن اتفاقی که باید رخ بدهد نمیده. توجه کردید؟ به این می‌گویند وفق. اصلاً باید باشه. اگر معلم سر کلاس بین او و دانش‌آموز توافق وجود نداشته باشه، اصلاً کلاس درس برقرار نمی‌شود. اگر در بین مردم این شهر بین نیروهای انتظامی و نظامی و مردم عادی و لشکری و کشوری و طبیب‌ها و کارمندها و خانه‌ها و این‌ها بینشون توافق و ف-وفق مدارا نباشه، قانونی وجود نداشته باشه، اصلاً همه چی می‌پیچد. اصلاً نظام گفتم این اوفاق جمع وفق عرض عریضی‌ست. تمام نظام هستی بر اساس وفق و توافق و توفیق برقرار است. اصلاً غیر از این نمی‌شود. می‌گوید شما می‌خوای غذا بخوری؟

این غذا رو با این غذا نخور. بین غذا آب نخور. چرا می‌گوید بین غذا آب نخور؟ خود علامه حسن زاده خیلی تو درساشون تکرار می‌کنند این قصه رو. خیلی ناراحتی‌های سوءهاضمه می‌آورد و آب بین غذا نخور. چرا؟ این‌ها وفق ندارن. خیلی راه راحته ها. درکش خیلی راحته. مثال‌هایی که می‌زنیم. یا می‌گوید مثلاً ماست رو با مرغ نخور، با گوشت نخور، کباب رو با ماست نخور. چرا؟ این‌ها با هم وفق ندارن. توافق بینشون نیست. می‌زنند تو رو مریض می‌کنند. می‌گوید این غذا رو با آن غذا نخور. مرکب نخور، بسيط بخور. چرا؟ برای اینکه مریض نشی باید وفق برقرار باشه. اصلاً نباشه نمی‌شود. بین آسمان و زمین وفق برقرار است.

توافق برقرار است که توفیق جاری‌ست. اگر آسمان با زمین دعواشون شود اصلاً تو خانه زن و مرد با هم هر روز دعوا کنن چه نظامی حاکمه؟ شما به من بگویید. چه توفیقی تو آن منزل هست. بچه هم سر کوچه ای بار می‌آید. میبینه این‌ها همش دارن به تاپ و توپ هم میزنن. این‌گونه نیست؟ وفق که به غم بریزه. آسمان با زمین. با دقت بنگرید خیلی اکنون بحث قرآنی کنیم چیست؟ هر وقت بحث قرآن می‌شود من حالم عوض می‌شود، حالم خوش می‌شود. آیک سی و شش سوره یاسین رو عزیزانی که مینویسن برن با دقت بنگرن. میفرماید: "سبح" با دقت بنگر با تسبیح هم شروع می‌شود. شرح چیست؟ جلاله. "سبحان الذي خلق الازواج كلها مما تنبت الارض ومن انفسهم".

امام عصر و ولایت کلی

ارض بیرون زمین، آفاق "ومن انفسهم" جان‌ها. "ومما لا يعلمون" و چیزایی که اصلا شما ازش ر ندارید مثل نوترون‌ها، الکترون‌ها، پروتون‌ها و چیزها، اتم‌ها. می‌گوید "سبحان" منزه است کسی که "خلق الازواج". انگشت منو با دقت بنگرید. "خلق الازواج كلها" همه چی رو خدا زوج آفریده. اگر بین این دو زوج وفق برقرار نشه میپاشه نظام. یکیش آسمان و زمین‌اند. آسمان به یک معنا از با نگاه عرفانی بخوای نگاه کنی مرد است و زمین زن. اگر این دو با هم ازدواج نکنند اصلاً نطفه‌ای برقرار نمی‌شود در زمین. ازدواج این دو بوده. حاج چی داری میگی؟ قرآنه "نساؤکم حرث لكم". برید سرچ کنید با دقت بنگرید.

ن آیک قرآنه از من نیست. "نساؤکم" زن‌های شما "حرث" با سه، سه نقطه زمین کشت، زار شما. یعنی آن جانی که مرد در نهاد وجود زن میکارد، او ثمره دنیا و آخرت شماست. و اگر زن و مرد با هم ازد- زوج، این زوج وفق بینشون برقرار نشه همه چی از بین میره. توحد نیست. اصلاً توحید یعنی چی؟ از وحدت می‌آید دیگر. این یک شب خدا لطف کنه به ما توفیق میخواد. به خدا قسم توفیق میخواد. اینکه دهان ما رو این‌گونه گاهی اوقات میبندن، قفل می‌شود. توفیق میخواد حرف زدنش یک شب پیرامون توحید توحد و آیات توحیدی خدا در قرآن حرف بزنیم. الله اکبر. که یادم افتاد الان مرحوم علامه حضرت ملا صدرا رحمت الله علیک، ایشون گریک می‌کرد.

تو تاریخ توی زندگانیشون نقل شده که گریک می‌کرد. یک روز گریک شوق گفتند چته ملا صدر المتألهین شیرازی بزرگ گفت الان یک حدیث دیدم کیف دارم می‌کنم. با دقت بنگر تو رو خدا این را با احادیث چطوری رفتار می‌کردند. چی دیدی؟ دیدم پیغمبر فرموده چون آخرالزمان مردمی میان که خیلی عاقل‌اند، یک سری صور و آیات مو مخصوص آنان نازل کردم. خدا هوای شما رو داشته. شش آیک اول سوره حدید و سوره اخلاص. سوره اخلاص، اخلاص همین سوره اخلاص که ما معذرت می‌خواهم پیش پا افتاده بهش نگاه می‌کنیم راحت. سور- سوره بلد نیست تو نمازش بخانه فقط قل هوالله میخانه. قربونت برم امیرالمؤمنین انتخابش از همه صد و چهارده سوره قرآن سوره قل هوالله احد بود.

جمال و جلال تربیت

شناسنامه خداست. تنها سوره ایست که جز از خدا درش حرف زده نشده. می‌گوید "بسم الله الرحمن الرحیم قل". بگو. چی بگم؟ پیغمبر می‌گوید چی بگم؟ خدایا چی بگم؟ "قل" بگو "هو". کدوم هو؟ این هو غوغاست توش. هو برمی‌گرده به ذات. پیش‌تر گفته شد تنها موجودی که در نظام خلقت می‌تواند با ذات خدا مرتبط شود اصلاً سیرش به سمت خداست، به سمت ذات خداست، انسان است. بقیک می‌خواهند خرج انسان بشن و به انسان برسن. این رو سیر تطور خلقت رو یک بار پیش‌تر گفته شد. آن سیر استکمالی خلقت و. جماد همه زورش اینه که شود خرج شود، شود نبات. نبات همه کمالش اینه که حیوون بخورش بدل شود به حیوون. حیوون کمالش اینه که یک انسان ازش ارتزاق کنه بخورش.

اصلاً شما گوسفند محرم سر میبری دیدی کمال رسیده. کیف هم میکنه. دیدی چه اندازه تسلیمه؟ راحت میذاره ببری سر رو. هیچ کدوم نمی‌خواهند خدا بشن. فقط یکیشونه میخواد خدا شود، به خدا برسه. آن، خودت، تو اینجا نشستی. یک لای پرانتز دیگر می‌آید چه کنم رزقه. می‌دونستید یکی از القاب ابا عبدالله الحسین که عرفا فرمودند زرنگ باشید ابا عبدالله نه صرفاً معنای ظاهرش اینه که یی بچه ای داشته به نام عبدالله لذا می‌گویند پدر عبدالله. ابا عبدالله یعنی پدر بنده خدا. هر کس که بنده خدا شود حسین برایش پدری می‌کند. یک لقب ابا عبدالله هم اینه. دلیل على ذات الله. چی میخواد برود سیر کنه به سمت ذات خدا.

راهش سیر الشهداست. اینکه می‌گوید من زار الحسین بکربلا کمن زار الله فی عرشه. یعنی این. یعنی تو دیگر من زبانم بسته است. قل. چی بگم؟ هو. مقام ذات است. پیداست که انسان می‌تواند به آن برسه و الا چرا بگه هو. کدوم هو؟ الله. این‌ها همش توش حرفه. کدوم تا اکنون این‌گونه به سوره قل هوالله نگاه کرده بودید؟ کدوم الله؟ احد. الله اکبر. مقام جمع است. توحید اینجاست. احد نه یک دونه‌ها که بچه بگه نمی‌شود دو تا باشه. احد یعنی یکتا. بی‌همتا. توحید صمدی قرآن. می‌گوید یکی بود، یکی نبود. بزرگان اهل معرفت فکر می‌کنم ملا عبدالصمد حامدانی باشه در بهج‌المعارفش آورده. می‌گوید این یکی بود یعنی یکتا بود.

سفر و احکام شرعی

یعنی توحید صمدی. یکی نبود یعنی نفی توحید عددی. یعنی نگو یک دونه‌ست که یکی بچه بگه یعنی دو تا هم می‌شود. یکتا، اساسا همتا ندارد. کدوم احد؟ اکنون کدوم احد؟ می‌گوید الله. دوباره الله. آیک دوم سوره قل هوالله. الله. پیداست این الله با آن الله فرق دارن. این‌ها رموز و اسرار قرآنن که تو سینه علامه حسن زاده‌ها دارد خاک می‌خورد. کدوم الله؟ اکنون این الله اینجا کدومه؟ الصمد. آن هم نمی‌گوید صمد، الصمد. الف و لام می‌آورد و غ خیلی اینجا حرف هست. خدایی که هیچ نیازی به احدی ندارد. البته معنای دقیق صمد یعنی توپر. یعنی اصلا هیچ جا نیست که خدا اونجا نباشه. این جمله امیرالمؤمنین رو اگر کسی بشنوه تنش نلرزه من برای خودم متأسفم.

فرمود "ما رأیت شیئاً الاّ و رأیت الله قبله و بعده و معه و فيه". امیرالمؤمنین بالا منبر بعد به ما می‌گویند حاج این حرفا رو نزن مردم عامه هستن نمی‌فهمن. تو نمی‌فهمی. مولامون امیرالمؤمنین این خطبه‌ها رو کجا خونده؟ برای همان مردم عامی که وقتی گفت سلونی قبل ان تفقدونی گفت ریشای من چند تا دونه‌ست. مولا ر مولا بخل نورزیده ریخته سینه رو بیرون. ان ها هنا لعلم جمع. علم جامع جمع الهی. همه چی تو سینه من علی‌ست. سينهب رعن السيل. سیل ازش جاریک. ولا یلقي عليّ الطير. پرنده احدی نمی‌تواند به قله‌های علم علی برسه. خودش می‌فرماید. می‌گوید چی بود حدیث مولا؟ به خدا تن من دارد می‌لرزد.

خدا رو شاهد می‌گیرم. ما رأیت شیئاً من اصلا هیچ چیزی رو ندیدم الا و رأیت الله. الله رو دیدم با همه صفات و اسماش. با ذا ذات و صفات و اسماء. الله دیگر مجم مجموعه جمعی اسماء جمالی و جلالی. الا رأیت الله قبله و بعده و معه و فيه. اصلا همه جا و همه چی خداست. که اکنون تو بیای بگی مثلاً یک دنیایی داریم، یک آخرتی داریم، یک بهشتی داریم، یک جهنمی داریم، یک پیغمبری دار یک خدایی هم داریم که این‌ها رو خلق کرده. اصلا حرفا چیست؟ این که شرکه. اصلا چیزی جز خدا نیست. اصلا ما وجود نداریم. همه چی خداست. لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. دژ محکم خداست. اگر کسی این را بفهمه، اگر کسی بفهمه حسین بن علی دلیلاً على ذات الله هست.

روح کلمات و عدد قرآن

نمی‌دانم چی شد رزق شما بود ما بحث از دستمون در رفت، آن سمت رفتیم. بحث توحیدی شد. تو وفق بودیم. برگشت کنیم. اکنون عیبی ندارد ش فردا شبم تو این باب حرف می‌زنیم. وفق. گفتیم در میان تمام اجزاء عالم وفق برقرار است و الا نظام خلقت به هم می‌رویزد. بین ستاره‌ها، بین زمین و آسمان. اصلا کسی که حالیش باشه چطور نج منجم‌ها، ستاره‌شناس‌ها آسمونو که نگاه می‌کنند می‌گویند امسال سال قح اونی که بدونه. می‌گوید امسال سال قحطیک، امسال سال فراوانیک، امسال علما از دنیا میرن، امسال فلان. از کجا می‌فهمند؟ از توافق بین ستاره‌ها. این ستاره‌های ثوابت، این ترمینال‌های میلیاردی که در هر ترمینال، مینال میلیارد میلیارد ستاره هست.

این‌ها رو تا اونجا که بتونن رصد کنن از وفق بین این‌ها می‌فهمند که چه رود. اصلا یک علمه. زمین و آسمون با هم ازدواج کردند. اصلا خود شما حروف آلیات وجود شما با هم ازدواج کردند که شما به وجود آمدید. اگر این وفق وجود نداشته باشه همه چی به هم می‌رویزد. اکنون امشب یک ذره سطح پایینشو می‌گیم. اگر جراتشو داشتید فردا شب بیاید یک لول بالاترش رو می‌گیم. اصلا این را نفی می‌کنیم حرف اکنون نیزون رو. الان می‌گیم آن عزیزی که در جزء، جزء نظام هستی، نظام وجود، حروف عالم، کلمات آلیات، همه این عوالم از نشئه و صفحه طبیعت بگیر تا ملکوت و جبروت و لاهوت و عرش و ما فوق عرش، جزء جزء این اجزاء نظام هستی وفق برقرار می‌کند تا نظام عالم برقرار باشد او وفق الله العظم حضرت اللهم صل علی محمد و آل محمد.

قرآن و وحدت امت

با دقت بنگرید ی ما چه کار دارد میکنه و ما بی‌ریم. کارشم دارد میکنه. غریب تو بیابونا که کاری هم ندارد من این را بفهمم نفهمم. آن سینه‌ش غرق در معارفه و دارد میره. من وقتی که این حقیقتو فهمیدم تازه یک سری برام خدا رو شاهد میگیرم آشکار شد. همانجا مثل بمبی که تو وجودم منفجر شده به دور و وریام گفتم. گفتم یک سر رو فهمیدم. تهران بودیم. یک سر رو فهمیدم چرا امثال شهید حججی و یکو مثل بمب منفجر می‌شوند. الان فهمیدیم یک ذره امام عصر کی تا اکنون اصلاً بین ما همه موحدین، ما هیئتی‌ها، ما پمانبری‌ها، ما اهل کتاب و تحقیق‌ها. کی اصلاً میدونست امام عصر یک چنین وزنتی هم دارد؟

یک چنین کاری هم خدا به دستش سپرده که او ارادت الرب است. یک معنایش اینه اراده خدا فکن فیکون در جز جز نظام هستی. هیچکس نمیدونه یعنی خلوص محض به عشق خدا دارد کارشو میکنه میره تو یادش باشی نباشی بدونی ندونی. این شهیدم می‌گویند وقتی میرفت شه یک هیئتی که خادمی میکنه دو تا شرط داشت. تو زندگی نامه‌ش همه خوندید. می‌گفت سخت‌ترین کارو به من بدید. الان سخت‌ترین کار دست امام عصره. اخه شوخیک مگه؟ دو، گو آن کاری که تو چشم نباشه. آن پشت مشتا مثلاً ظرفی بشوریم چیزی کسی نه. این خلوص محض دیگر. قربونت برم. دیگر چه به زبونی بگم. این چه خدا این‌گونه میکنه. یک ذره اماممون رو بهتر بشناسیم.

بعد با دقت بنگر این با این عظمت و این جایگاه و شأن چطور مثل یک پدر با تو رفتار کرده یک عمر ناز تو خریده. چی بگم آخه من. الامام امام رضا یک حدیثی دارد وای وای وای وای از این حدیث الامام الوالد الشفیق اول میفرمود الرفیع الشفیق. بعد میفرمود الانیس الرفیع بعد میفرماد الامام الشفیق بعد الوالد الشفیق بعد میفرمود یعنی پدر به شدت مهربان رفیق انیس. بعد اینجا غوغا میکنه. میفرمود، میفرماد کالأم البرود علی الولد الصغیر. لا اله الا الله. امام رضا میفرمود امام عصری که آن وفق الله اکنون با دقت بنگر کیک. می‌گوید با تو می‌دانی چجوری رفتار میکنه؟ مثل الام ال یعنی مادر برود به شدت مهربان علی الولد الصغیر آن هم به بچه کوچولوش.

لوح و قلم و وفق

مادر هوای بچه کوچولوشو بیشتر دارد دیگر. اینجور نیست؟ می‌گوید اصلاً با تک تک شما این‌گونه رفتار میکنه. می‌گوید آن بچه کوچولو منه. این آسیب پذیره. هواشو بیشتر داشته باشن. الله اکبر. از این بالاتر تعال برو بالاتر. امام رضا چی بگم آخه قربونش برم. اگر امام رضا از این حرف ما خوشش آمده بنویسه بریم حرمش. فرمود الاخ الشقيق. لا اله الا الله. می‌دانید یعنی چی؟ یعنی مثل برادری که دو شق‌اند. یک شقس، یک شقش. می‌دانید برادر دوقلو. برادر دوقلو حساسیت‌هاشون مثل همه یکیشون مریض شه آن یکی هم مریض می‌شود. یکی شاد باشه آن یکی هم شاده. یکی غمگین باشه آن هم غمگینه. امام اه امام رضا دارد می‌گوید میخوای بدونی امامت چجوریک با تو؟

مثل داداش دوقلوته. الله اکبر. بعد از آن بحث سنگین فلسفی و عرفانی و حکمی اکنون این بحث قشنگ معرفتی دلی با دقت بنگر که مبنای روایی هم دارد. با دقت بنگر چه کاری میکنه با تو. چجوری میپاشونت از هم. اکنون این اشکی که الان برخیشون دارید می‌رویزید این قیمت دارد یا صرفاً که اکنون همینجوری آدم معذرت می‌خواهم احساسش یک دفعه غلیان کنه و یک اشکی دیگر. سنگ گریک کرده برای حسین بن علی. هنر اینه با این معارف بگری. با معرفت با امامت گریان باشی. حیف که وقت من تموم شد. اما باز خوش خیلی هم خوش. چه شیرین که اینجا تموم شد. تو این بحث. الام ال برود علی الولد الصغیر. با دقت بنگر امام چجوری با آغوشت میکشونه.

لذا ی بهجت می فرمود هروقت تو مجالس اهل بیت دیدی بی اختیار یک دفعه اشکت جاری شد تو آمادگی نداشتی یا آن لحظه امام عصر نگاحت کرده یا دعات کرده بالاتر از آن دست سرت کشیده که آن دست سر کشیدن دیگر ما رو انتقال حال است. انتقال حال حجت به تو صورت میگیره. اصلاً تو دیگر نمیخوای. بخواید یک شب این حال بهتون دست بدهد. بخواید درخواست کنید فقط پول و خودرو و این چیزا نخواید. الان وقت الان آماده‌اید که یک تلنگر، یک تلنگر از روضه بخوره. اما با این پدر مهربان یک ذره گفتگو کن. ال یا اهل بیت الله. و مؤدّر سال. و مختلف الملالک. عزیز فاطمه. ای یوسف زهرا. عزیز فاطمه. ای یوسف زهرا.

توحید در سورهٔ اخلاص

منم یک تشنه لب کنار تو دریا. چه اندازه بدهد آدم کنار دریا تشنه باشه. زشت یک زشت شده عاشق تو زیبا. هر کدوم از عاشقاتو نگاه می‌کنم نور تو تو جبینشونه. یعرف المجرمون بسيما یک مجرم بین عاشقات نشسته. عزیز فاطمه نوکر رو یاری کن. دلم خزان شده منو بهاری کن. ان شا الله این قسم بگیره. به جون مادرت برام یک کاری کن. آخ برام یک کاری کن. برام یک کاری کن. برام یک کاری کن برام یک کاری. عزیز فاطمه، یک سؤال از طرف شما از بپرسم. عزیز فاطمه راضی شدی یا نه؟ دل گلاب تو نسوزونی بانه. وقت برات نگیم ببی سر و پانه. آن وقتی که برات میدیم تذکره میدیم، نکنه رو از من برگردونی، بگی این بی سر و پا کجا و تذکره ما.

عزیز فاطمه با من مدارا کن. ای کاش ای کاش یک مشت مثل خودم الان نشسته بودید من این شعر رو می‌خوندم. نه آخه یک حرف عجیب می‌خواهم به م بزنم. یک حرف مال شمایی که عزیز فاطمه با من مدارا کن. تهمت بهت زدن تو من رو رسوا کن. خودت برگرد منو تبعید صحرا کن. اگر بهت گفتند چرا با فلانی رفیق شدی؟ جونم قربونت برم عزیز فاطمه. دیگر اوج حرفه با چه بد تو تنهایی. برات چه بد شده از اینکه با مایی زیر خاکم ولی صبحین که میایی. امشب گریک کنید برای آن روزی که مون می‌آید و شاید ما زیر خاک باشیم. قربونت برم از این فرصت استفاده کن قبل از اینکه مرده شوره پنبه تو دهنت کنه. امشب آن‌قدر حسین حسین گفت حسین.

سلام الی ساکن کربلا. شب، شب سنگینیک. شب زینب کبراست. اجازه بدید زبان حال خود بی بی رو براتون بخونم. هر کی گریک کرد جان زینب دعا کنه مون بیاید گره فرجش باز شود. و آره با دقت بنگر زینب رو کرده به داداشش. وقتی داداش وقتی تو میرفتی علی از برم رفت که انّہ دوباره ز سر مادرم رفت. لا اله الا الله. داداش وقتی تو رو تو رفتی اما من وقتی مرا بردند چهل ماجرای مدینه و کوچه بر این پیکرم رفت. آخ دل نازک‌ها ببخشن. داداش چهل منزل عیش از مادرم دارم. دو دستی هوای محجرم دارم. آخ رقیک را دائم در برم دارم. دلی چنگه. حرم دارم. فقط شما نیستید دلتنگ حرمی. زینب از من از تو دلتنگ‌تر بود.

آفاق و انفس و اوفاق

آخ تنی همچون سپر دارم. الحمد لله ذاکرتون هم اشک دارد می‌رویزد. نشون میده ان شا الله روضه مورد عنایته. وقتی روضه خون با اشک شروع کنه امام زمان نظر می‌اندازه. بگیرا. اگر تنت لرزید یاد لرزش تن زینب بیفت. کجا؟ داداش. چو سایک بر سرم بمان، تو از روی نه، تو از روی نه. برای من قرآن بخوان، تو از روی نه، تو. نه داداش قرآن نخون. چرا؟ آخه این‌ها یکودی‌اند. تا قرآن بخونی سنگت می‌زنند داداش. یک زمزمه کنم و سلام بدیم و آخ حسین. وای حسین. حسین. وای حسین. اکنون همه به یاد شهید رجوی، امام همه شهدا، پدر و مادرت خصوصا این سلام و دعای عاشورا رو بخون. السلام علی الحسین.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.