ددرس‌گفتارها

به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

سلام علیکم و رحمة الله.

با توجه به نامه‌هایی که از امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام به یادگار مونده برای ما و اینا ذخائرن.

یه چند تا رد پای بحث انتخابات رو، رد پای اون‌هایی که اصلحن از میان نامه‌های مولا پیدا کنیم.

چند تاشو من عرض کنم.

یه مقدار خب با توجه به این‌ها آدم خیالش راحت میشه که دیگه قیامت ما هرچند اون بالا ساق ما با توجه کردیم به فرمایشات مولامون امیرالمؤمنین، به فرمایشات رهبر عزیزمون و اصلح رو انتخاب کردیم بر اساس این موازین.

اولین نکته‌ای که عرض می‌کنم از نامه‌ی چهل و پنج امیرالمؤمنینه.

این قسمتش که می‌فرماید الا بحث ساده زیستی و عدم ثروت اندوزی یکی از ملاک‌های بسیار مهم در انتخاب ماست.

که الا و ان امامکم قد اكتفی من دنیاه بتمره‌.

تمره‌ یعنی دو تا جامه کهنه.

میگه حواستون جمع باشه.

ببینید که امامتون کفایت کرد به دو تا جامه کهنه از دنیا.

و من طعمهی یعنی از غذای این دنیا به قرص‌یه، به دو تا نون، به دو تا تیکه نون قناعت کرد.

این که مولای شماست.

دیگه اون کسی که میخواد در مسیر مولا باشه، علم راه مولا رو برداره بالطبع باید نزدیک بشه دیگه.

اهل ثروت اندوزی نباشه.

این یک خصوصیت.

دومیش در نامه‌ی چهل و یک مولا دیده میشه که برخورد محکم با نزدیکان مفسد اقتصادی ولو نزدیکان باشن.

خیلی این جمله مولا عجیبه که می‌فرماید "لو ان الحسن والحسین فعلا مثل الذي فعلت" اگه حسن و حسین من، یه عزیزتر از این‌ها رو ندارم که ها، اگر این‌ها اون کاری که تو می‌کردن انجام می‌دادن "ما كانت لهما عندي خوادع" از من هیچ نرمشی نمی‌دیدن.

"ولا ظفرا مني بإرادة" به هیچ مرادی از طرف من نمی‌رسیدن.

یعنی عزیزترین کس من اگر فساد کنه من باهاش برخورد می‌کنم.

این خیلی نکته مهمیه در تراز کسی که می‌خواد بشه یعنی ریاست جمهوری انقلابی ما.

بعدیش بحث عدم همراهی و به کارگیری دنیاطلب‌هاست.

تو کابینش، دور و وری‌هاش.

باید توجه به این داشته باشه که از نامه‌ی سی و نه مولا برداشت میشه که "فانك قد جعلت دینک تبعا لدنیا امر إواهر غیه-غیه".

می‌فرماید تو دینت رو تابع دنیای کسی نمودی که گمراهیش معلوم بود.

دینت رو تابع دنیای کسی کردی که گمراهیش معلوم بود.

خیلیا الان می‌بینی که دنبال سر آدمایی حرکت می‌کنن حتی تو مسائل دینی‌شون.

خیلی عجیبه.

اقتدا هم می‌کنن به اونایی که اصلاً گمراهیشون مسجله.

اصلاً کسی که ولو لباس روحانیت تنشه ولی با زن برهنه عکس می‌گیره.

ولو یه زمانی مثلاً پرچم انقلاب هم رو دوشش بوده باشه، باشه خب الان منحرف شده یا میاد عرض کنم دست میده به نامحرم.

اینا دیگه شریعت، واضحات شریعت رو وقتی رعایت نمی‌کنه شما می‌خوای علم انقلابو بدی دست این؟

دیگه میگه که باید حواست تو این مسائل جمع باشه که دنبال سر دو-دو-- یعنی کسایی که داری رای میدی بهشون دنبال سر دنیاطلبا نرن.

اون‌ها رو پیشوای خودشون قرار ندن.

نکته بعدی از نامه سی و هشت استخراج میشه.

بحث عقب نشینی نکردن در برابر دشمنه.

چقدر ما مسئولین متأسفانه مرعوب داشتیم که دنبال سازش و این‌ها بودن از ترسشون.

دیپلماسی ما چقدر منفعل بود یه زمانی.

"لا ينقضي عن الأعدا ساعات الروع" می‌فرماید اون ساعت‌هایی که می‌ترسی عقب نشین.

اون ساعت‌هایی که عن الأعدا از دشمن، یه ساعت ترس از دشمنه.

مثلاً دشمن یه تشری زده، یه کُری خونده به قول ما.

میگه عقب نشینی نکن، محکم باش.

یکی از شاخصه‌های مهم کسیه که می‌خوایم انتخابش کنیم.

نامه پنجاه و سه.

الان تیکه‌های بعدیشو دیگه همه از نامه پنجاه و سه انتخاب کردم.

نامه پنجاه و سه هم که می‌دونید عهدنامه معروف به عهدنامه امیرالمؤمنین با مالک اشتر بین این دو عزیز.

نامه مولا به مالکه.

در خصوص اعتنا کردن به نظرات مردمه.

"ولا تقولن إني مؤمر أمر فأطاع" نگو که حالا که منو امیر شما قرار دادن باید فرمان من اطاعت بشه.

هرچی من میگم همونه.

همچین حرفی نزن.

یا دو مرتبه یه بخش دیگه‌ش می‌فرماید ثم این در خصوص توجه داشتن به اقشار ضعیفه و در صدد کاهش گرفتاری‌هاشون بودنه.

به فکر طبقه مستضعف و محروم باشیم.

"ثم الله الله" دو بار "الله الله في الطبقة السفلى" کاملاً مشخصه دیگه ترجمه نمی‌خواد خدا را، خدا را در نظر بگیر.

در خصوص کی؟

اون طبقه محروم.

حالا الان اومدن مثلاً برای اینکه خودشون رو استهاله کنن گفتن کم بهره، چی؟

کم برخوردار به جای محروم و مستضعف [مکث] طبقه کم برخوردار.

بازی با کلمات دارن می‌کنن.

حالا شما ببین مثلاً بنیاد مستضعفان چه کرده [مکث].

ببند.

قطعه بعدی پیرامون کینه و اینه که حواسش باشه کینه‌ی مردم رو از بین ببره.

دچار دو قطبی‌سازی اجتماع نشه.

می‌فرماید [مکث] قطعه بعدی.

فحص این پیرامون اینه که تلاشش برای از بین بردن فساد باشه.

"فحص مادة أولئک و قطع أسباب تلك الأحوال".

[مکث] می‌فرماید که ریشه ستمکاری‌هاشون رو وقتی شناختی که فهمیدی اینا ریشه ستمکاری‌شون کجاست و چیه، این عقده رو شناسایی کردی، میگه "بقطع اسباب تلك الأحوال".

فرمود که بخشکن با بریدن اسبابشون، سبب‌هاشون، اسبابشون بخشکن، ریشه فساد رو بخشکن.

راحت از کنار فساد رد نشو.

نگو این حالا برادر فلانیه، این خواهر فلانیه، این فامیل قوم و خویش فلانیه حتی خود منه.

حالا شما این فرمایش مولا رو بذار کنار اونی که می‌گفت اگه دست برادرم بزنید انتخابات رو برگزار نمی‌کنم.

یعنی هرچی آدم می‌ره جلوتر چهره منفور بعضیا آشکارتر می‌شه.

حالا نمی‌دونم با چه رویی دوباره مثل مار سرشون رو مثل افعی از لونه‌هاشون دوباره بیرون آوردن و دوباره فراکسیون راه انداختن و چه و چه.

قطعه بعدی باز از نامه پنجاه و سه "وتهم فی ذلک حسن الظن".

اصلاً کلاً می‌فرماید که مطلقا به دشمنت حسن ظن نداشته باش.

"وتهم فی ذلک حسن الظن".

اصلاً معنا نداره به دشمن حسن ظن داشته باشن.

اینایی که همش حرف مذاکره، مذاکره، مذاکره می‌زدن معنا در-- نداره اصلاً.

حسن ظن به دشمن توبه گرگ مرگه.

[مکث] و نکته‌ی بعدی بحث نظارت بر زیردستان و انتخاب فرد شایسته برای خدمت به مردمه.

"ثم انظر فی امور أموالک".

می‌فرماید تو امور اونایی که به کار بستیشون یا می‌خوای به کار ببندیشون اموال توهست دقت کن، بیندیش "فانظر".

"ثم انظر" نظر بنداز "فاستعملهم اختبارا".

بعد از وقتی که آزمایش‌شون کردی خبر محکم گرفتی که اینا ما-- واقعاً درستکارن، اون موقع به کار بگیرشون.

ان‌شاءالله عاقبتمون ختم به خیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم