بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا دعی الله و ربانی ایاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
[نفس عمیق] قطعاً همه ما این چند روز مات و مبهوت عزت و آبرویی بودیم که خدای منان به شهدای خدمت مخصوصاً آقای رئیسی داد.
[نفس عمیق] میخوام یه آیه از قرآن رو تلاوت کنم خودم بهره ببرم و شما هم از نورانیت این آیه بهره بگیرید.
دقیقاً داره این کلاس عرفانی و معرفتی حضرت حق رو که به عینه این چند روز پیاده شد؛ یعنی خدا کلاسداری کرد، معلم همه ما شد و قدرتش رو، قدرت عزت بخشیش رو به ما نشون داد.
در این یه دونه آیه قرآن ببینیمش.
آیه شصت و سه سوره انفال.
خیلی شیرین، آیه عالی.
[میخنده] وألف بين قلوبهم.
بین دلها [نفس عمیق] تألیف ایجاد کردیم.
ألف بين قلوبهم.
من خدا بودم که ألف بين قلوبهم.
بین دلهای اینها تألیف و الفت و انس برقرار کردم.
حالا این تیکهش خیلی جالبه که به پیغمبر عزیز عالمم با صراحت اونم خدا در این آیه میفرماید: لو أنفقت اگه میبخشیدی ما في الأرض جميعاً هرچی که رو زمینه تو میبخشیدی.
که چی بشه؟
که بخوای مثلاً مردم رو اینطوری بینشون تألیف قلوب کنی.
معمولاً الآن با بذل و بخشش تألیف قلوب تا حدی اتفاق میفته.
شما مثلاً به یه کسی یه چیزی میبخشی بالاخره دلش به شما متمایل میشه.
اینجا خدا میگه اگه همه ز-- آنچه که در زمینه میبخشیدی، اونم تویی پیغمبر.
الله اکبر.
ما ألفت بين قلوبهم.
بین قلوب اینها، دلهای اینها انس و الفتی برقرار نمیشد.
ولكن الله ألف بينها.
بلکه الله که بین اینها الفت و انس برقرار میکنه.
ولكن الله ألف بينها.
به به، به به.
إنه عزيز حكيم.
اصلاً این دو تا اسم خدا پیاده میشه، این اتفاق میفته.
واقعاً همه داریم اقرار میکنیم که اصلاً ااا به منصه ظهور، منصه یعنی اونجایی که عروس تخت و تاج، تاجی که اون تختی که عروس خودنمایی میکنه برای داماد در شب زفاف به اون میگن منصه.
این آیه واقعاً این چند روز به منصه ظهور کشیده شد.
یعنی خدا تاج و تخت عزت و سلطنتش رو به ما نشون داد.
که آقا همه چی عزت دست منه.
من کان یرید العزة فإن العزة لله جميعا.
اصلاً جای دیگه دنبال عزت نگرید.
اونم کسی رو که همه دست به دست هم داده بودن.
همه که میگم متأسفانه جریان انحراف دیگه، جنحا-- جریان تخریب.
مخصوصاً که سال آخر ریاست جمهوری ایشون بود میخواستن شروع کنن دیگه تخریبها رو شروع کنن و زنبزنه هاشون رو شروع کنن.
ناکارآمدی دولت و اینها رو bold کنن و امثالهم.
و چه جالب که چقدر آقا هوشمنده.
خدا حفظ کنه سایه این حکیم رو بر سر ما که اون چند تا خصلتی که در خصوص آقای رئیسی فرمودن دو تاش یکی با کفایت و یکی کارآمد بود مخصوصاً.
چون جریان انحراف میاد چی کار میکنه؟
الآن این خط تحریف میان میگن آقا خب اخلاص به جاش، مرد خدا بودن به جاش.
همه اینا رو ما قبول داریم.
خیلی هم خوب.
آقای رئیسی نمرهش بیست.
اما کارآمدی چیز دیگر است.
توجه کردید از این شیوه میخوان وارد شن-- خواستن یعنی وارد شن.
آقا با این دو تا کلمه زد تو دهن اینا.
خیلی هوشمنده آقا.
واقعاً آدم هرچی میره جلوتر به هوشمندی ایشون پی میبره و ربطش با عالم قدس.
و الا نمیشه اصلاً جز با عنایات الهی نمیشه این چنین ظرافتها رو در نظر گرفت و کشور توی همچین بهتی فرو بره و بتونه به-- راحت کشور رو مدیریت کنه.
در حالی که همه احساسین، او احساساتش رو نشون نده.
مرد میخواد خداوکیلی و بتونه کشور-- هر کشور دیگهای بود ا-اتفاقات عجیبی توش میافتاد.
مجلس تعطیل شده، مجلس خبرگان میخواد تشکیل بشه.
دو نفر از اعضای اصلیش نیستن.
بعد یه دفعه نفر دوم مملکت میره با به-- یکی از چند تا از بهترین تیمهاشون.
بعد ایشون به جای اینکه بیاد قصه رو احساسی کنه سریع دستور میده بر انتخابات مجدد و بحث اجرایی.
هیچ خللی تو سیستم اجرایی کشور نمیفته.
اینا هوشمندی آقاست، باید بهش توجه.
حالا بحث ما چیز دیگهای بود.
اون کارآمدی و کفایت ایشون رو اصلاً خدا برد که ثابت کنه چرا ایشون بود.
تو دلهای مردم الان سطح تراز یه رئیس جمهور کارآمد و با کفایت رفت بالا.
یعنی رفت تا سطح ت-تراز انقلاب اسلامی قرار گرفت.
قبل از این اینطوری نبود.
یکی از خروجیها و برکات رفتن ایشون این بود.
یه روایتی هم تقدیم کنم.
این روایتو در کتاب معروف اعمال المرتضی یا بعضیا میگن امالی آل مرتضی.
غرر الفوائد و درر القلائد اسم اصلیشه.
جلد یک، صفحه سیصد و هجده میتونید ببینید.
خیلی این روایت عالیه، خیلی.
دقت بفرمایید.
اینایی که دست و پا میزنن، پول خرج میکنن، زور میزنن تا معروف بشن، مشهور بشن، مقبولیت پیدا کنن، تو چشم مردم عزیز شن، عزیز دلم انقدر تقلا نکن.
بفرمایید این روایت، اون آیه ش، اینم روایت "إن قلوب بني آدم كلها بين إصبعين من أصابع الرحمن".
تمام دلها بین دو تا انگشت خدا.
"من أصابع الرحمن".
همه دلها.
اینجا منفك نکرده بگه دل اهل ایمان و مثلا فقط اهل ایمان.
همه دلها حتی کفار و مشرکین و منافقین.
آقای رئیسی مخالفهایی هم داشت.
اما چه اتفاقی میافته که مخالفاش هم تعظیم میکنند؟
یا حتی اون پیجی که خودش اقرار کرد و دیدیم همش دائم بر علیه آقای رئیسی و تیمش مطلب میذاشت و حتی مسائل خلاف شرع هم میذاشت.
بعد چه اتفاقی افتاد که توبه کرد اومد، توبه نامهاش هم تو پیجش اعلام کرد، گفت من دیگه متنبه شدم واقعاً، پشیمونم، توبه میکنم فلان.
یا اون کسی که اومده میگه من اومدم گریه میکنم، اومدم ازش حلالیت بطلبم که چرا بهش رأی ندادم.
خب دیگه که گناه نکردی که بهش رأی ندادی که.
اینا آیا بهجز اینه که کار دست کس دیگهست؟
اینا، این روایتشه دیگه.
این کلاس توحیدیه.
یعنی یه کلاس توحیدی خدا برای همه ما گذاشت، معلمش هم او بود.
"وعلم آدم الأسماء كلها" به حضرت آدم همه رو یاد داد.
به ما هم یه جلوه ای، یه رشهای از اسم العزيزش رو تعلیم کرد خدا.
معلم خدا بود.
خب "إن قلوب بني آدم كلها بين إصبع، إصبعين من أصابع الرحمن".
چه میکنه خدا؟
"يصرفها كيف يشاء" میگردونه، تصریف.
اصلاً خدا خودش رو تو قرآن صراف معرفی کرده.
میفرماید کذا والکذا "نصرف الآيات".
نصرف.
ماییم که تصریف میکنیم.
صرافی یعنی برگردوندن پول.
یه واحد پول یه کشور رو میدی، واحد پول دیگه رو برمیگردونه معادلش به تو میده.
تصریف، صراف اینه.
خدا خودش رو در قرآن صراف معرفی کرده.
البته صراف دلها.
تو این روایت هم میفرماید "يصرفها كيف، كيف يشاء".
هر طرف که دوست داره دلها رو میگردونه.
کار، کار خداست.
بعد وقتی به اینجا میرسه راوی میگه پیغمبر دست به دعا برداشت.
این دعای زیبا و قشنگ رو عرضه داشت که "اللهم صرف القلوب".
به به!
چه دعای قشنگیه.
ای کسی که دلها رو میچرخونی، میگردونی، عوض میکنی.
"صرف قلوبنا على طاعتك".
دل ما رو بچرخون، بگردون به سمت طاعت تو چون عزت در اطاعت است.
اگر آقای رئیسی عزت پیدا میکنه به جهت اطاعتشه.
حالا بعضیا چه خوش ذوقیهایی هم کردن.
خیلی شیرین زیاد دیدیم.
مثلاً من برای اطمینان خودم امروز مصایب، محاسبه کردم دیدم درسته عدد، عدد ابجد سید ابراهیم میشه سیصد و سی و سه.
دیدم یکی خوش ذوقی کرده بود برای اینکه مطمئن شم محاسبه کردم دیدم درسته.
سید ابراهیم عدد ابجدش میشد سیصد و سی و سه.
بعد سه سه سه تدفینش.
بعد سه سال قوه قضائیه، سه سال آستان قدس، سه سال قوه مجریه.
سی و سه ماه هم مسئولیت تو قوه مجریه داشته باشه.
بعد تاریخ تولدش رو هم که اعلام کردن دفتر آثار که بیست و شش نه 1339 بوده جمع بند، جمعبندی میشه سی و سه.
حالا یه عزیزی خوش ذوقی کرده بود که تو هرجا رفتی سه سال دوام آوردی، سه سال تموم شد رفتی یه مسئولیت جدید.
انشاالله سه سال بیشتر اون ور طاقت نیاری برگردی در ظهور آقا رجعت آقا پیش بیاد.
که حضرت آیت الله نکته آخرم یه مژدهای باشه.
من اولین بار بود از این استاد اخلاق شنیدم.
دیروز بود فکر کنم.
ایشون صحبت کرده، من آخر شب صحبت ایشون رو دیدم که حضرت آیت الله توکل، ما بعضی موقعها جوون که بودیم از محضرشون قم که بودیم فیض میبردیم.
حالا یک انسان خاصیه آیت الله توکل.
آدمیه که حساب شده حرف میزنه.
نمیدونم صحبتهای ایشون رو شنیدید، عجیب بود صحبتشون.
خیلی امیدوار کننده بود.
در جمع کران فرمودن که بله حدیث داریم هرکس برای ظهور وقت تعیین کنه کذابه، کذابه، کذابه.
من میگم ان شا الله.
سه بار میگه ان شا الله.
بعد میگه ان شا الله ما ظهور رو درک خواهیم کرد.
باز میگه ان شا الله.
حالا این استاد اخلاق بالاخره به اون، چه مرحلهای چی دیده که اینو میگه.
خیلی امیدوار باشیم.
خیلی.
بیخود نیست آقا مثل کوه وایساده.
انشاالله عاقبت همهمون ختم به خیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد