[سخنگوی 1] یا اطه.
السلام علیکم و رحمة الله.
امشب شب بسیار پرفضیلتیست.
خیلی اجمالی نکتهای رو عرض کنم که بدونیم که خدایی نکرده یه وقت از امشب جا نمونیم.
شب بیستوهفتم ماه مبارک رمضان است و در دعای روز بیستوهفتم تنها دعاییست که اشاره به درک فضیلت شب قدر شده.
یعنی فردا، دعای فردا رو که میخونید اللهم ارزقنی فیه خدایا من توی این روز به من این رزق رو بده که چی؟
فقل ليلة القدر.
توفیق فضیل، درک فضیلت شب قدر که البته اگه بعضیا بپرسن آقا روزه داریم دعا تو روز میکنیم بعد شب بیستوهفتم گذشته شب بیستوهشتم فردا شب چطور میگه تو امروز درک لیله قدر.
چون روایت داریم که روز قدر هم مثل شب قدره فضیلتش.
ما غافل میشیم و میگیم دیگه تموم شد.
باید خیلی حواسمون جمع باشه که من یه نکتهای رو برداشتی از فرمایش بزرگان عرض میکنم خدمتتون که همه لیالی قدر یک حقیقتیاند در طورهای مختلف، در ظهور و بروز متعدد و همشون رو باید با هم دید.
نمیشه شما یک شب رو ورداری بقیه رو غافل باشی.
مثلا مثل این که در آیه سوره پنج سوره یونس، آیه پنج سوره یونس میفر-- خدای من، منام خودش رو اینطوری معرفی میکنه.
هو الذي جعل الشمس ضياءً والقمر نوراً.
خدا اون کسیست که ضیا یعنی شروع نور، شروق نور، شدت نور؛ اون رو به شمس اطلاق کرده.
شمس ضياءً یعنی منبع نور، شدت نور، شروق نور مال شمسه.
اما والقمر نورا خود نور رو که انعکاس اون ضیا و اون شدت نوره به قمر نسبت داده.
بعد باز ستاره هم این چنینه.
ستاره هم رهرو راه ماهه.
همینطور دنبال هم.
یعنی یک حقیقتیاند همه دارن تدای نور میکنن.
اما نسبت به صاع وجودیشون هر کدوم یه کارهاین.
البته در تفسیر اهل بیت جلد شش صفحه چهارصد و بیست و چهار میتونید روایت شیرین رو از حضرت پیغمبر عظیم الشأن اسلام ببینید که جابر بن عبدالله انصاری از پیغمبر نقل میکنه که ذیل این آیه، همین آیهای که عرض کردیم.
اقتدوا بالشمس.
بالشمس یعنی به خورشید اقتدا کنید.
فإذا غابت الشمس فاقتدوا بالقمر.
وقتی خورشید ناپدید شد، غائب شد به ماه اقتدا کنید.
خب این در حسب ظاهرش همین طوریه.
میگه وقتی شب شد خورشید نیست از طریق ماه شما میتونید راهو پیدا کنید.
این ظاهرش.
فإذا غابت القمر وقتی قمر ناپدید شد چی؟
اقتدوا بالزهرة.
همون زهره خودمون.
و إذا غابت الزهرة یا زهرة فاقتدوا بالفرغدان.
تو قرآن یه آیه هست فرغدان رو میگه اون دو تا ستاره قطبی که خیلی خ-- میدرخشند.
از، از همه درخشانترند، از همه ستارهها.
فقال یا رسول الله فما الشمس؟
شمس چیه؟
وما القمر وما الزهرة وما الفرغدان؟
اینا چین؟
کیان؟
فقالش پیغمبر فرمود أنا الشمس خورشید منم.
به به.
وعلیّ القمر ماه علیست.
والزهرة فاطمة والفرغدان الحسن والحسن.
میگه اینها همشون یک کلهم من نور واحد دیگه یک حقیقتیاند.
حالا یکی نامش شده حسن، یکی حسین علیهم السلام.
حسن به این شکل.
همه هم یک حرف دارن.
منتها اونچه که مهمه اینه که اصل شروق نور از خورشیده.
امیرالمؤمنین هم به تبع پیغمبر شد علی.
پیغمبر اصالتاً به ذات و اصالتاً این راه رو رفت.
لذا شد پیغمبر خاتم.
امیرالمؤمنین به تبع پیغمبر رفت و به اون مقامات رسید.
در هر حال اینجا امیرالمؤمنین کیه؟
قمره.
نور، نور قمر از خودشه؟
نه از خورشیده.
اما نور داره.
منعکس کننده نور خورشیده.
همهشون دارن نور رو منعکس میکنن.
درسته؟
همون نسبت صاع وجودشون.
حالا اینو برگردونیم به همین حقیقت شب قدر.
لیالی قدر هم این چنیناند.
یک حقیقت کلیاند در جلوههای مختلف.
مثلا شب نوزدهم رو گفتن ليلة القدر.
شبیست که مقدرات صورت میگیره.
اندازه هر کسی با اون وزنکشی که در ارتباطش با امام عصرش اتفاق میافته که نحن موازین القسط.
قسط تو رو، قسط تو رو از حقیقت ولایت آقا میسنجه، اندازهت چقدره؟
این اندازهت مشخص میشه.
مثل اینکه هو الله الخالق البارع المصور.
خالق یعنی اندازه میزنه.
اصلا خلقت یعنی تقدیر، اندازه.
حد میخوری از نظام وجود.
بارع میشه دوخت این بریدن.
اون برش رو میگن بارع.
آیه آخر سوره حشر.
المصور هم که بعدش اومده یعنی صورت دهی.
یعنی اینا دوخته میشن.
هر کدوم از اینها تو یه شب داره اتفاق میافته.
ليلة القدر اندازهگیری میشه.
اندازهت مشخص میشه که اصلش هم به نیتهاست.
ما معمولا خودمون رو با عمل خسته میکنیم اون شب خیلی کار به نیتهامون نداریم.
نه تو درون دلت، کمون غیبت، اون مکمن غیبت، اون ثغء ذاتت، اون پنهانترینها، اون انگیزهت اصلاً چیه از امشب که بیداری؟
اون مهمه بعد شب بیست و یکم میشه ليلة التحکیم.
محکم میشه یعنی اون تقدیرها، اندازهها برش داده میشه.
دیگه محکم کاری میشه، برش داده میشه.
ليلة بیست و سوم میشه ليلة العموا.
امضا یعنی دیگه اینا چی میشه؟
به هم دوخته میشه.
دقیقا همین کار رو دارن میکنن این شبها.
نمیشه یه شب رو ورداری مشکل پیش میاد.
باید همهش رو باشی.
شب بیست و سوم امضا میشه.
حضرت حجت سلام الله عليه امضا میزنه که الان تو اندازهات مشخص شد، لباس دوخته شد و بهت تقدیم شد.
خب حالا تمام شد؟
نخیر، لباسو میدوزی میفرستی برای طرف میبینی میپوشه میبینی یه ذره تنگ و گشاد شده، عوض شده.
تو همین چند روزی عوض شده.
یه دفعه مثلاً یه ذره قدش بلندتر شده کوتاهتر شده.
حالا اون تو نظام ماده، این تو بحث معنویت.
خدا به جهت این که اسامی خدا هم که نمیشه معطل باشن.
یکی از جاهایی که از اسم الجابر یا جبار خدا به شدت جبران کننده است پیاده میشه همین امشبه.
همه اینها رو گفتم که به این برسیم.
امشب خدا جبران کننده است.
برای کیا؟
اونایی که اون شبها رو نتونستن درست، یعنی اون لباس رو اندازهشون کنن.
امشب دو مرتبه همهی اون کارا صورت میگیره.
لذا به یک معنا میشه گفت امشب، امشب چیه؟
ليلة الجبرانه.
اسم الجابر خدا پیاده میشه.
امشب هم باید قرآن سر گذاشت.
امشب هم باید اون اعمال رو هرکی به سعه وجودیش.
خیلی امشب مهمه.
به این وجه که نگاه میکنی بعد میبینی بازم ادامه داره.
تمام شد؟
نخیر.
میگه دوباره به روزرسانی باید انجام بدی.
هر روز باید لباسو اندازهات بگیری.
کیا؟
لیالی شبهای جمعه.
ليلة الجمعة اسمش هم رو خودشه.
دیگه جمعه مقام جمعی داره.
دیگه ما بالاتر از شب جمعه نداریم.
ليلة القدر شبهای هفته است که امام عصر هم مرحوم علامه همدانی در کتاب از شموس طالعهش میگه امام عصر هم میره معراج شبهای جمعه.
محضر اجدادش رو درک میکنه.
بر علم حضرت، معرفت حضرت اضافه میشه.
دو مرتبه برمیگرده.
ما جا نمونیم از شبهای جمع، شبهای جمعه که ليلة القدر هفتهست.
ببینید یک وجوده در طورهای مختلف.
حالا باز بالاتر از این هم داریم لیلة القدر؟
بله.
اصلا لحظهی قدر هم ما داریم.
حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمه یه جمله کلیدی و طلایی تقدیمتون کنم امروز.
یه هدیه هم بدم بهتون از اساتیدمون.
که ایشون فرمودن هر آن، هر آنک که بنده منقلب بشه، عوض بشه و تحت عنایت حضرت حق قرار بگیره، "إنا أنزلناه في ليلة القدر" کل قرآن به قلب پیغمبر نازل شد.
هر مقداری از قرآن حتی یک حرف مقطعهاش که از سر ما هم زیادیه بر ما نازل بشه، یعنی عنایت خدا بر ما تعقل، تعلق بگیره، اون ليله، اون لحظه ثوان ليلة القدر ماست.
هر شب ما چنان منقلب بشیم که بریم تو دامان خدا باز اون میشه ليلة القدر ما.
چون از سمت حضرت حق به صورت دفعی به یک باره حقیقتی بر ما نازل شده.
احسان و عنایتش و حالا تدریجیش تن، چند سال طول میکشه الله اعلم.
یه هدیه هم تقدیم کنم مال همین روزای آخره.
سه چهار روز بیشتر باقی نمونده که.
خدا رحمت کنه از جمله اساتیدی که ما بعضا از حضورشون استفاده میکردیم حضرت آقای فاطمی نیا بود.
روحش شاد.
آدم خاصی بود این بزرگوار.
حرفهای خاصی میزد.
اون از شب دستور اول شبهای قدرشون که همه جا پیچید سوره واقعه رو با قل هوالله رو با هم بخون بعد هفت بار بگو یا الله.
این هم زیرکی ایشون بود و الا روایت امیرالمؤمنینه.
قطعا دیدید امیرالمؤمنین فرمود از پیغمبر شنیدم هر کس صد آیه از قرآن رو بخونه بعد هفت بار بگه یا الله خدا حاجتشو میده.
این واقعه رو با قل هوالله رو با هم کنار هم بگذاری بر فرض اگر بگیریم البته بسم اللهش رو این فرض رو قبول کنیم که علامه این فرض رو قبول نداره.
بسم اللهش جزو سوره نباشه میشه صد آیه.
بعد هفت تا یا الله.
همونو داره میزنه.
اما دو تا از سورههایی که منتخب مولان، سوره واقعه اصلاً سوره مولا علیست.
در شأن ایشون نازل شده.
هر کس این سوره رو زیاد بخونه با مولا علی محشور میشه.
سوره قل هوالله هم که منتخب مولاست.
یعنی همیشه مولا قل هوالله میخوند.
نماز امیرالمؤمنین رو دیدید؟
چهار رکعت در هر رکعت بعد از حمد پنجاه تا قل هوالله.
همش قل هوالله، قل.
پیغمبر، امیرالمؤمنین در هر حال مشغول قل هوالله بود.
یعنی این زیرکی آقای فاطمی نیاست این دستور.
همون دستور امیرالمؤمنینه اما دو تا از سورههایی که نور امیرالمؤمنین دارن در شأن آقا و منتخب ایشونن آورده.
بعد میگه خب حالا این صد تا آیه رو بخون و بعد اسراری درشه.
در خصوص این آ، روزهای پایانی ایشون یه دستور اولی میفرمودن که تعبیرشون این بود که روزی که هیچی به دردت نمیخوره، چنان این ضیافت رو رنگین میکنه این کار، این عمل.
که البته دیگه میدونید ایشون فرمود سینه به سینه از اساتیدمون و مشایخمون دارن نگفتم هم که از کی این هدیه رو.
و فرمودن که عقل گنجایش درک این رو نداره که چه کار میکنه، چه سفره رنگینی، این ضیافت رو چگونه رنگین میکنه.
اونم اینه.
روزهای آخر ماه مبارک رمضانت رو ایشون فرمودن سفره ضیافت الله رو رنگین کنید به یک زیارت جامعه کبیره.
حالا اینم باز چه زیرکی به خرج داده توش حرف داریم.
باشه انشاالله وقتمون گذشته یه فرصت دیگهای.
انشاالله هم دیگه رو امشب دعا کنیم.
برای مردم مظلوم غزه هم قطعا امشب دعا کنیم.
انشاالله امسال سال ظهور آقامون باشه.
عاقبتمون ختم به خیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد آل محمد.
الله الله الله الله الله اکبر، الله اکبر، لا اله الا الله